نسبت انسان و خدا در فلسفۀ ابن طفیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مابعدالطبیعی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
209 - 238
حوزههای تخصصی:
بحث نسبت انسان و خدا به مناسبات مختلف میان انسان و خدا از حیث قوس نزول و قوس صعود توجه دارد. پرسش اصلی این است که در قوس نزول چه امکانات و قوایی به انسان داده شده است و در قوس صعود چگونه و با چه طریقی می توان به کمالات انسانی و غایت نهایی انسان دست یافت. ابن طفیل براساس رساله «حی بن یقظان» از شخصیتی باعنوان «حیّ» سخن می گوید و مراتب مختلف زندگی او از مرتبه فردیت و توحدّ و مرتبه اجتماعی شرح می دهد. در این رساله «خدا» به عنوان غایت و سعادت انسان جایگاهی محوری دارد. پرسش اصلی این است که در اندیشه ابن طفیل، رساله یادشده، چه نسبت یا نسبت هایی میان انسان و خدا می توان متصور شد؟ چه راه و یا راه هایی برای تحقق رابطه انسان و خدا وجود دارد؟ و راه برگزیده او کدام است؟ رابطه انسان با خدا دو قسم رابطه فردی و رابطه فردی-اجتماعی است. رابطه فردی ازطریق شباهت انسان به خدا برمبنای «تجرد نفس» شکل می گیرد، و به اتصال و اتحاد با ذات الهی در مرحله «فنا» منتهی می شود، و رابطه فردی-اجتماعی نیز از طریق شریعت برقرار می شود. روش این نوشتار بازخوانی توصیفی-تحلیلی رساله حی بن یقظان است و دستاورد آن تبیین نسبت انسان و خدا از طریق فلسفی است و اینکه نشان داده شود در اندیشه ابن طفیل فلسفه و دین به یک حقیقت واحد می رسند.