مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۸۱.
۲۸۲.
۲۸۳.
۲۸۴.
۲۸۵.
۲۸۶.
۲۸۷.
۲۸۸.
۲۸۹.
۲۹۰.
۲۹۱.
۲۹۲.
۲۹۳.
۲۹۴.
۲۹۵.
۲۹۶.
۲۹۷.
۲۹۸.
بافت تاریخی
حوزههای تخصصی:
پیشینه: در این مقاله، با استفاده از تکنیک استراتژیک SWOT، تلاش شده است به این سؤال کلیدی پاسخ داده شود که با توجه به نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای بافت تاریخی مسجدسلیمان (بازار تاریخی تمبی)، چه راهبردی برای بازآفرینی این بافت مناسب تر است؟ از ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی (QSPM) برای تعیین اولویت راهبردها استفاده شده است. اهداف: بررسی وضعیت و روش های احیای بافت تاریخی شهر مسجدسلیمان با استفاده از مدل های ریاضی در بازار تمبی. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف و روش، توصیفی-تحلیلی است و برای جمع آوری اطلاعات و داده های موردنیاز، از بررسی اسناد و مدارک، همچنین مطالعات میدانی، پرسشنامه و مصاحبه با متخصصان مربوطه استفاده شده است. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که وضعیت بافت تاریخی بازار تمبی در مسجدسلیمان در میان چهار وضعیت تهاجمی، تدافعی، محافظه کارانه و رقابتی، و بر اساس مدل SWOT، در وضعیت رقابتی قرار دارد؛ به این معنی که باید راهبردهایی برای غلبه بر تهدیدها از طریق نقاط قوت تدوین شود. علاوه بر این، در اولویت بندی انجام شده با استفاده از ماتریس برنامه ریزی کمی (QSPM)، در میان راهبردهای تدوین شده، بیشترین جذابیت مربوط به توجه بیشتر به ارزش های کارکردی بافت به عنوان بخش مهمی از مرکز اصلی شهر مسجدسلیمان و مقاوم سازی ساختمان ها در برابر بلایای طبیعی است. نتیجه گیری: ارتقای نقش عناصر ارزشمند تاریخی-فرهنگی و مذهبی و شفافیت و پایداری سیاست ها و برنامه های مدیریت شهری و بازسازی منطقه ای. کمترین جذابیت مربوط به راهبرد افزایش توجه مدیریت شهری به محیط زیست است.
تبیین سناریوهای بازآفرینی بافت تاریخی شهر تبریز از منظر عوامل تحقق پذیری نوآوری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت نوآوری اجتماعی به عنوان یک رویکرد جدید در عرصه ی پژوهش های نظری و عملی برای رویارویی موفقیت آمیز با چالش های مختلف، آن را به خط مقدم توسعه شهری آورده است. نوآوری اجتماعی با یافتن بهترین راه ها برای حل چالش های موجود می تواند گام مؤثری در رابطه با حل مشکلات بافت های مسئله دار شهری بردارد. در همین راستا مهم ترین هدف پژوهش حاضر ارائه ی سناریوهای بازآفرینی بافت تاریخی شهر تبریز از منظر عوامل تحقق پذیری نوآوری اجتماعی می باشد. این پژوهش از نظر هدف در حیطه پژوهش های کاربردی- توسعه ای و از نظر روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. همچنین از مطالعات کتابخانه ای– اسنادی به منظور تدوین ادبیات پژوهش و از مطالعات میدانی به منظور بررسی و ارزیابی محدوده پژوهش بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش به این صورت است که چهار عامل «کیفیت حکمروایی شهری»، «کیفیت اقتصاد محلی»، «کیفیت پژوهش های شهری»، و «کیفیت روابط اجتماعی و قدرت» مهم ترین عوامل تحقق پذیری نوآوری اجتماعی در بازآفرینی شهری می باشند. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده از نرم افزار میک مک دو سناریوی «خوشبینانه و مطلوب» و «بدبینانه و بحرانی» در افق ده ساله برای بافت تاریخی شهر تبریز تدوین گردیدند. در سناریوی اول با بهره گیری از رویکرد نوآوری اجتماعی در افق ده ساله بسیاری از مشکلات و چالش های بافت تاریخی شهر تبریز حل شده است. رضایتمندی و کیفیت بالای زندگی از خروجی های مهم این سناریو است. در سناریوی دوم نیز بهره گیری دوباره از رویکردهای قدیمی و ناکارآمد بازآفرینی شهری در افق ده ساله باعث شده است که بسیاری از مشکلات و چالش های بافت تاریخی حل نشده باقی بمانند. نارضایتی و کیفیت پایین زندگی از خروجی های این سناریو می باشند. هر کدام از سناریوهای تدوین شده نشان دهنده ی مسیرهای پیش رو برای برنامه ریزی و مدیریت چالش های مختلف بافت تاریخی شهر تبریز می باشد.
ارزیابی شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری (نمونه موردی: محلات مقصودیه و یاغچیان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی ایرانی-اسلامی به عنوان سبک زندگی مورد تأکید کنونی در کشور ایران، در کنار برآورده سازی نیازهای مادی و معنوی شهروندان، می تواند در تمام بخش های زندگی افراد همانند محلات مسکونی متجلی شود. اما به خاطر ورود اندیشه های ناشناخته در قالب مدرنیسم، محلات با نوعی بحران هویتی و عدم تعلق مکانی روبه رو شده اند. محلات قدیمی دچار پژمردگی و فرسودگی شده اند و محلات جدید نیز به سمت سبک های غربی گرایش یافته اند. ازهمین رو، این پژوهش به ارزیابی شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری با مطالعه موردی محله مقصودیه (از بافت تاریخی) و محله یاغچیان (از بافت نوبنیاد) در کلان شهر تبریز می پردازد. این تحقیق به روش تحقیق کاربردی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق توزیع پرسش نامه میان 386 نفر از شهروندان دو محله مورد مطالعه گردآوری شده است که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، انتخاب شده بودند. در این راستا، جهت ارزیابی شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری مورد مطالعه، از آزمون T تک نمونه ای و جهت مقایسه دو محله مذکور از آزمون T مستقل در قالب نرم افزار SPSS استفاده شده است. در همین خصوص، نتایج تحقیق نشان داده است که شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری در وضعیت متوسط روبه خوب قرار دارند و اینکه وضعیت شاخص ها در محله مقصودیه نسبت به محله یاغچیان، بهتر است. در واقع، سبک زندگی در محلات تاریخی (خاصّه محله مقصودیه)، ایرانی- اسلامی تر از محلات نوبنیاد (خاصّه محله یاغچیان) است. محلات تاریخی نسبت به محلات نوبنیاد که عموماً با اصول شهرسازی غربی ساخته شده اند، به خاطر قدمت، هویت و استفاده از معیارهای شهرسازی ایرانی-اسلامی، به سبک زندگی ایرانی-اسلامی نزدیک تر هستند.
گردشگری خلاق در بازآفرینی بافت های تاریخی، چشم اندازی به سوی پایداری شهرهای آینده . (مورد کاوی: محله گلستان سبزوار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرسودگی و ناکارآمدی بافت های تاریخی در مرور زمان، لزوم توجه به این بافت ها را دوچندان میکند. بازآفرینی فیزیکی و کالبدی در سالهای اخیر نتوانسته آنچنان که باید سبب بهبود و حیات بخشی واقعی به این بافت ها گردد. توجه به پتانسیل های تاریخی و فرهنگی با تاکید بر فرهنگ مردمان مقیم، همان چیزیست که گردشگری خلاق به عنوان راهکاری موفق در بازآفرینی بافت های تاریخی مطرح می کند. هدف این پژوهش شناسایی مولفه های مؤثر در ایجاد الگوی گردشگری خلاق مبتنی بر رویکرد بازآفرینی بافت تاریخی در محله گلستان سبزوار است . روش تحقیق به لحاظ رویکرد، استقرایی؛ به لحاظ روش، اسنادی کتابخانه ای و میدانی؛ از نظر زمانی، مقطعی و از نظر نوع داده، کمی - کیفی است. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده و تعداد 380 مورد به عنوان حجم نهایی نمونه برای تحقیق تعیین شدند. برای پردازش و تحلیل داده های آماری، با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های دیمتل و تعیین سطح و درجه اهمیت آنها پرداخته می شود. نتایج نشان می دهد اقتصاد خلاق و پایدار بیشترین تاثیرگذاری را بر روی معیارهای دیگر دارد، پس از آن نوآوری و خلق ارزش و مشارکت از عوامل تاثیرگذار به حساب می آیند. الگوی گردشگری خلاق می تواند، با بهره گیری از صنایع فرهنگی بر ظرفیت بالقوه فرایندهای خلاق در بافت تاریخی شهر ، سبب رشد اقتصاد خلاق شود و به تبع آن امکان مشارکت بین گردشگران و ساکنان را فراهم آورد. بدین ترتیب ساکنان و شهروندان خود بافت حیات بخشی موثر در بازآفرینی بافت تاریخی را رقم میزنند.
خوانش پیشران های مؤثر بر کاهش فقر شهری در بافت های تاریخی با تأکید بر رویکرد توانمندسازی، مورد پژوهی: بافت تاریخی شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بافت های تاریخی و فرسوده شهری به خاطر دارا بودن بسیاری از ابعاد گوناگون محرومیت چون کمبود دسترسی به فرصت های اشتغال و مسکن، زیرساخت های نامناسب، نبود تأمین اجتماعی و دسترسی به بهداشت، آموزش و امنیت فردی در رنج و مضیقه اند. مجموعه این عوامل در شکل گیری فقر شهری در این محدوده ها مؤثرند. تجربه نشان داده است که برنامه های تک بعدی و یک جانبه و بدون نگاه آینده نگری، نه تنها مشکلات را برطرف ننم وده، بلکه مشکلی جدی در سیستم های زیستی شهری در این مناطق به دنبال داشته است. دراین بین، نقش و اثرات توانمندسازی می تواند در برنامه ریزی برای مقابله با فقر شهری در بافت های تاریخی بسیار تعیین کننده باشد. بدین منظور در این پژوهش سعی گردیده است که به صورت سیستمی و نظام مند پیشران های کلیدی مؤثر بر کاهش فقر شهری در بافت تاریخی شهر یزد با تأکید بر رویکرد آینده پژوهی، شناسایی و تحلیل شوند. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر آمیخته (کمی-کیفی) با ماهیت تحلیلی-اکتشافی می باشد .در این پژوهش ابتدا با تکنیک پویش محیطی و دلفی، 35 پیشران اولیه در سه حوزه مختلف استخراج شده و سپس با استفاده از روش دلفی مدیران، ماتریس اثرات متقاطع مؤلفه ها تشکیل گردیده است. در مرحله بعدی از طریق نرم افزار میک مک نسبت به تحلیل ماتریس اقدام شده است. با توجه به امتیاز بالای اثر گذاری مستقیم و غیر مستقیم عوامل، ده عامل اصلی به عنوان پیشران های کلیدی مؤثر بر کاهش فقر شهری با رویکرد توانمندسازی مورد شناسایی قرار گرفتند. همچنین بر اساس نتایج حاصل از ماتریس اثرگذاری عوامل، از مجموع 2213 رابطه اثرگذاری مستقیم عوامل، متغیر های بخش اجتماعی با کسب امتیاز 938، بیشترین تأثیر را در راستای کاهش فقر شهری با رویکرد توانمندسازی در محدوده موردمطالعه داشته اند.
رابطه بین جغرافیا و امنیت محلات در بافت تاریخی مناطق شهری و روستایی شهرستان سرخه
منبع:
دانش انتظامی سمنان دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
61 - 79
حوزههای تخصصی:
در اغلب شهرهاوروستاها، خصوصا درکشورهای جهان سوم معمولا محلاتی جرم خیز در قسمت های مختلف مناطق شهری وروستایی شکل می گیرد که گاهی وجود اینگونه محلات مشکلاتی را برای سایر مناطق شهرها ایجاد می کند. پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیط، نوعی از طراحی را بیان می دارد که امکان وقوع جرم را کاهش می دهد. این تئوری طراحی کالبدی محیط را به عنوان یکی از راههای کاهش جرم می داند. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر داده های کتابخانه ای و نیز پیمایش و تکمیل پرسشنامه بوده و نتایج تحقیق نیز نشان می دهد که: ، محله های مورد بررسی از جهات مختلف دارای مشکلات کالبدی، بهداشتی و ... می-باشد. اکثر موارد و شاخصه هایی که به نوعی در تامین امنیت اماکن نقش داشته و موجب ارتقاء آن می شود، معمولا در این محله وجود ندارد. با توجه به مولفه های تئوری طراحی شهری CPTED و تطبیق آن با وضعیت محله، مشخص شد که این محله عملا طراحی مشخصی نداشته و با معیارها و استانداردهای موجود در این زمینه فاصله زیادی دارد. طراحی کالبدی این محله و به کارگیری تئوری طراحی محیطی وجغرافیایی کاهش جرم می تواند تا حد زیادی موجب ارتقاء امنیت محله های تاریخی گشته و جرم و بزه را در این مکان کاهش دهد. همچنین با بررسی مولفه های احساس امنیت مشخص گردید که احساس امنیت در این محله ها بسیار پایین است و در اغلب مولفه های مورد بررسی احساس امنیت امتیاز کسب شده کمتر از حد میانگین است.
تبیین منظر در بافت تاریخی شهرها در ابعاد زیباشناختی، حس مکان و کارکردی (مطالعه موردی؛محله سنگ سیاه شهر شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست گذاری محیط شهری سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
13 - 26
حوزههای تخصصی:
بافت های تاریخی شهرها از ثروت های فرهنگی و تاریخی مهمی برخوردار هستند. تبیین منظر در این بافت ها به معنای حفظ و حراست از تاریخ، فرهنگ و هویت مردم است. با توجه به تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، احتمال تغییر کارکردهای فضایی در بافت های تاریخی شهرها وجود دارد. تبیین منظر در ابعاد کارکردی، به بهینه سازی استفاده از فضاهای شهری، ارتقاء کیفیت زندگی ساکنین، و تضمین استفاده موثر از این فضاها کمک می کند. امروزه برنامه ریزی جهت بهبود کیفیت منظر شهری به یکی از مهمترین دغدغه های مدیران شهری تبدیل شده است. در این میان منظر بافت های تاریخی شهرها، به جهت حساسیت بالای آن ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این راستا هدف پژوهش حاضر، ارزیابی منظر در بافت تاریخی محله سنگ سیاه شهر شیراز می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است که جهت جمع آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز از مطالعات کتابخانه ای- اسنادی و توزیع پرسشنامه بهره گیری شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از نرم افزار SPSS و آزمون های آن بهره گیری شده است. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که ابعاد سه گانه (زیباشناختی، حس مکان و کارکردی) منظر شهری محله سنگ سیاه، از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. و به طور میانگین 4 متغییر (مقیاس و تناسبات فضا؛ رنگ بندی و مصالح به کار رفته؛ توجه به بناهای یادمانی و آرامگاهی در منظر و درختکاری ها) با میانگین های بین 5/2 تا 3 وضعیت به مراتب مناسب تری دارند و متغییرهای (تنوع و ریتم (مبلمان شهری و ...) و رضایت از فضای سبز محله) با میانگین 58/1 در وضعیت بسیار نامناسبی قرار دارند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که با توجه به اینکه میزان نامطلوبی منظر شهری محله سنگ سیاه شیراز به یک اندازه نبوده و بیشترین نارضایتی از ابتدا از بُعد کارکردی و سپس به ترتیب از ابعاد زیباشناختی و حس مکان بوده است، در برنامه ریزی های بهبود کیفیت منظر شهری، ضمن توجه به هر سه بُعد منظر شهری، باید به بعد کارکردی که در شرایط بحرانی تری نسبت به دو بُعد زیباشناختی و حس مکان قرار دارد، توجه ویژه تری نمود.
ارزیابی شاخص های دلبستگی به مکان در بافت تاریخی به منظور ارائه راهبردهای طراحی شهری؛ مورد پژوهی: محله اسحاق بیگ شیراز
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هسته های اولیه شهرها و بافت های تاریخی به مثابه یک میراث ارزشمند فرهنگی و هویتی، نقش ویژه ای در شکل گیری هویت شهر و تقویت حس مکان شهروندان آن دارند. توجه به دلبستگی به مکان به مثابه مفهومی چندبعدی در بافت تاریخی به سبب هویت تاریخی و فرهنگ غنی آن، می تواند در راستای بهبود تجربه شهروندی در طراحی شهری نقش مهمی داشته باشد.هدف پژوهش: پژوهش پیش رو با هدف ارزیابی شاخص های دلبستگی به مکان در بافت تاریخی و تدوین راهبردها و سیاست های طراحی شهری انجام شده است. در همین راستا، پس از شناخت ابعاد و شاخص ها، بافت تاریخی محله اسحاق بیگ شیراز بر اساس شاخص ها ارزیابی شده است و در نهایت راهبردها و سیاست های کاربردی با تکیه بر چارچوب مفهومی در زمینه طراحی شهری پیشنهاد شده اند.روش شناسی: این پژوهش کاربردی بوده و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده ها نیز با تکیه بر روش پیمایشی به واسطه برداشت های میدانی و تنظیم پرسشنامه گردآوری شده اند. سپس با استفاده از آزمون های آماری توسط نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شده و در نهایت راهبردهای طراحی شهری در تطبیق با چارچوب مفهومی پژوهش، پیشنهاد شده اند.یافته ها و بحث: دلبستگی به مکان در بافت تاریخی تحت تاثیر سه بعد کالبدی، فردی-احساسی و فرهنگی-اجتماعی است. یافته های تحلیلی با بررسی همبستگی میان دلبستگی مکان با ابعاد و شاخص ها بیانگر این است که این همبستگی با دو بعد کالبدی و فردی بسیار قوی و مثبت است اما تاثیر آن در بعد فرهنگی و اجتماعی به نسبت، کمتر است.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که شاخص های تنوع کاربری زمین، دسترسی به شبکه حمل ونقل عمومی، طراحی معماری و زیبایی بصری، خاطرات فردی و نوستالژی، هویت مکانی و مشارکت اجتماعی نقشی موثر در تقویت حس دلبستگی به مکان دارند. راهبردهای طراحی شهری همانند سازگاری و اختلاط کاربری، توسعه شبکه حمل و نقل عمومی، تقویت الگوهای معماری سنتی، ارتقاء خاطره انگیزی، هویت فرهنگی و بهبود تجربه مکان، تشویق به مشارکت اجتماعی و فعالیت های داوطلبانه کاربردی اند.
تحلیل تأثیر مؤلفه های تاب آوری اجتماعی در افزایش احساس امنیت در محلات بافت تاریخی، مطالعه موردی: محله درب نو شهر گرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه جغرافیای انتظامی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
13 - 32
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با افزایش جمعیت شهرنشین، مسئله ی امنیت شهروندان به یکی از محورهای اصلی برنامه ریزی شهری و سیاست گذاری اجتماعی تبدیل شده است. بررسی های اولیه درباره ی امنیت شهروندی را می توان با رشد جرایم شهری از دهه ی ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ مرتبط دانست؛ دوره ای که با افزایش محسوس ناامنی در شهرها همراه بود. امنیت یکی از نیازهای بنیادین انسان است و کاهش آن موجب سلب آرامش روانی و اختلال در زندگی اجتماعی می شود. از دیدگاه مازلو، امنیت بلافاصله پس از نیازهای اولیه در سلسله مراتب نیازهای انسانی قرار دارد و پیش شرط شکل گیری توسعه و ثبات اجتماعی محسوب می شود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی است. داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. جامعه ی آماری شامل ۳۸۶۰ نفر از ساکنان محله ی درب نو است که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۵۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده و برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد مؤلفه های تاب آوری اجتماعی شامل هنجارهای اجتماعی، تسهیلات اجتماعی و دانش و توانمندی اجتماعی، تأثیر مثبت و معناداری بر احساس امنیت شهروندان دارند. در میان این عوامل، مؤلفه ی «دانش و توانمندی اجتماعی» با ضریب مسیر 0.47 بیشترین اثر را بر احساس امنیت شهروندان داشته است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که احساس امنیت شهروندان تحت تأثیر ابعاد مختلف تاب آوری اجتماعی قرار دارد. بنابراین، برنامه ریزان شهری و مدیران محلی باید در راستای ارتقای امنیت اجتماعی، بر تقویت مؤلفه های تاب آوری اجتماعی و به ویژه افزایش آگاهی، مهارت و توانمندسازی شهروندان تمرکز ویژه ای داشته باشند
تحلیلی بر آسیب های اثرگذار بر ناکارآمدی بافت تاریخی میدان مسجد بناب با رویکرد بازآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : بافت تاریخی میدان مسجد بناب در معرض تهدیدات و آسیب های مختلفی قرار دارد. این آسیب ها، نه تنها زیبایی بصری و ارزش تاریخی این بافت را تهدید می کنند بلکه هویت فرهنگی شهر بناب را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. داده و روش : روش پژوهش بر مبنای ماهیت و گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی و از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی است. به منظور غربال سازی متغیرهای شناسایی شده، تکنیک دلفی فازی مورد استفاده قرار گرفته و با نظرسنجی خبرگان، دسته بندی 23 زیرعامل کلیدی در بین 6 عامل اصلی، تأیید شده است. سپس با استفاده از روش DANP که ترکیبی از روش «دیمتل» و «ای اِن پی» فازی است مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر 30 نفر از خبرگان شهری، کارشناسان شهرداری، بهسازی و نوسازی و اساتید آشنا به این موضوع از طریق پرسش نامه گردآوری شده است. یافته ها : نشان دهنده آن است که بیشترین وزن را بعد زیست محیطی با امتیاز (186925/0) دارد و بعد از آن بعد کالبدی با امتیاز (179506/0)، ارتباطی (دسترسی) با امتیاز (171332/0)، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با امتیاز (17017/0)، منظر شهری (بصری) با امتیاز (161357/0) و مدیریتی با امتیاز (126786/0)، رتبه های دوم تا ششم را به خود اختصاص داده است. نتیجه گیری : نشان دهنده اهمیت و اولویت آسیب های شناسایی شده جهت بازآفرینی بافت و کاهش ناکارآمدی آن است که در این رابطه، مسؤلان شهری باید با توجه به این اولویت بندی، اقدام نمایند.
شناسایی و رتبه بندی گزینه های توسعه مسیر دوچرخه سواری با رویکرد کاهش ترافیک در بافت های تاریخی شهرتهران با استفاده از روش Fuzzy TOPSIS(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در شهرهای بزرگی همچون تهران، بافت های تاریخی علاوه بر ارزش فرهنگی، از اهمیت ویژه ای در برنامه ریزی شهری برخوردارند. این پژوهش با هدف شناسایی و رتبه بندی گزینه های توسعه مسیرهای دوچرخه سواری در بافت های تاریخی تهران، رویکردی برای کاهش ترافیک و ارتقای پایداری حمل ونقل ارائه می کند. ابتدا شاخص های مؤثر بر توسعه مسیرهای دوچرخه سواری با مطالعه ادبیات موضوع و بررسی میدانی شناسایی شدند. سپس، با استفاده از روش تاپسیس فازی و جمع آوری نظرات خبرگان، اولویت بندی گزینه های پیشنهادی انجام شد. نتایج نشان می دهد که توجه به ویژگی های خاص بافت تاریخی، نظیر ساختار خیابان ها، دسترسی به جاذبه های گردشگری، و تعامل با سیستم حمل ونقل عمومی، تأثیر قابل توجهی در کاهش ترافیک و بهبود کیفیت زندگی شهری دارد. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان راهنمایی برای مدیران شهری در طراحی و توسعه مسیرهای دوچرخه سواری در مناطق تاریخی تهران به کار گرفته شود. این پژوهش با استفاده از روش تاپسیس فازی، چهار گزینه توسعه مسیر دوچرخه سواری در مناطق تاریخی شهر تهران را ارزیابی و رتبه بندی کرده است. نتایج نشان می دهد که محله حصار ناصری (A4) با شاخص نزدیکی 0.9724، بهترین گزینه برای توسعه مسیرهای دوچرخه سواری است و میدان حسن آباد (A2) با شاخص 0.9040 در رتبه دوم قرار دارد. خیابان ناصرخسرو (A1) و خیابان سی تیر (A3) به ترتیب در رتبه های سوم و چهارم قرار گرفتند. این تحلیل نشان می دهد که محله های پرتراکم و تاریخی مانند حصار ناصری، به دلیل ویژگی های ترافیکی و اجتماعی، برای بهبود زیرساخت های دوچرخه سواری مناسب تر هستند. این نتایج می تواند مبنایی برای برنامه ریزی های آینده در کاهش ترافیک و ترویج حمل ونقل پایدار در بافت های تاریخی شهر تهران باشد.
طراحی میان افزای بافت ارزشمند تاریخی شهر با به کارگیری «ارزیابی بصری دقیق» (مورد پژوهی: محور اصلی پامنار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
20 - 37
حوزههای تخصصی:
مقدمه مباحث پیرامون طراحی شهری و رابطه آن با بافت های تاریخی از دهه ۱۹۶۰ میلادی به یکی از دغدغه های اصلی برنامه ریزان و معماران تبدیل شده است. امروزه، رویکردهای یکپارچه گرا و توسعه پایدار، گفتمان غالب در این حوزه است که در بطن آن، «توسعه میان افزا» به عنوان راهکاری برای احیای بافت های کهن و جلوگیری از تخریب آن ها مطرح می شود. با این حال، ادغام معماری جدید در بافت های تاریخی یک چالش بزرگ است و به توجه دقیق به ویژگی های معماری و زیبایی شناسی برای حفظ سازگاری با میراث شهری نیاز دارد. یکی از مشکلات اساسی در شهرهای معاصر، به ویژه در بافت های تاریخی، آشفتگی بصری ناشی از طراحی های ناهماهنگ است؛ جایی که هر مالک، نمای ساختمان خود را بدون توجه به بناهای مجاور و فقط بر اساس منافع شخصی طراحی می کند. این امر به ایجاد منظر شهری گسسته و مغشوش منجر می شود و ضرورت تدوین ضوابط مشخص برای نماسازی را دوچندان می کند. محله پامنار، به عنوان یکی از محلات قدیمی و ارزشمند تهران قدیم در محدوده عودلاجان، نمونه بارزی از این چالش هاست. این محله با داشتن پیشینه غنی، نیازمند توجه ویژه به نمای بصری محورهای عمومی خود است. در پاسخ به این نیاز، پژوهش حاضر از تکنیک «ارزیابی بصری دقیق» (Accurate Visual Representation - AVR) به عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی منظر فرهنگی و هدایت توسعه پایدار در بافت های تاریخی بهره می برد. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش این است: چگونه می توان با بهره گیری از تکنیک AVR و شناسایی شاخص های کلیدی کیفیت بصری، به راهبردها و ضوابطی کارآمد برای طراحی بناهای میان افزا در بافت تاریخی پامنار دست یافت که ضمن هماهنگی با منظر تاریخی، به ارتقای هویت و سرزندگی این محله کمک کند؟ اهداف این مطالعه شامل شناسایی شاخص های مهم کیفیت بصری، تعیین جایگاه ابزارهای پایش بصری در فرایند طراحی و در نهایت، تدوین و ارائه ضوابط طراحی برای بناهای میان افزا در این محله است. در حالی که پژوهش های پیشین عمدتاً از روش های توصیفی تحلیلی استفاده کرده اند ، این مطالعه با به کارگیری روش آمیخته و تمرکز بر دیدگاه ساکنان ، به دنبال ارائه راهکارهای عملی و افزودن به غنای دانش موجود در این حوزه است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی و از منظر هدف، کاربردی است که با روش تجزیه وتحلیل آمیخته به بررسی هویت بصری در طراحی بناهای میان افزای محله پامنار تهران پرداخته است. جمع آوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، مشاهدات میدانی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار اصلی پژوهش، یعنی پرسشنامه، انجام شد. پرسشنامه بر اساس مقیاس پنج گزینه ای لیکرت طراحی شد و روایی آن توسط سه نفر از خبرگان حوزه شهرسازی و معماری تأیید شد. جامعه آماری پژوهش را شهروندان محله پامنار تشکیل می دهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و با سطح اطمینان ۹۵ درصد و خطای ۵ درصد، ۶۸ نفر برآورد شد. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد. چارچوب نظری پژوهش بر اساس شش مؤلفه کیفیت محیط شهری کرمونا (۲۰۲۱) شامل مؤلفه های کالبدی، ادراکی، اجتماعی، بصری، عملکردی و زمانی بنا شده است. تحلیل داده ها در دو بخش ذهنی (از طریق پرسشنامه) و عینی (با استفاده از مدل AVR) صورت گرفت. تکنیک AVR به عنوان یک ابزار پیشرفته، تصاویر واقعی (عکس) را با مدل های سه بعدی از طرح های پیشنهادی ترکیب می کند تا یک نمایش بصری دقیق و واقع گرایانه از آینده منظر شهری ارائه دهد. این ارزیابی در چهار سطح استاندارد انجام شد: سطح صفر (تعیین مکان و اندازه)، سطح 1 (افزودن میزان دید)، سطح 2 (افزودن فرم معماری) و سطح 3 (افزودن مصالح). برای تضمین دقت، هر ارزیابی AVR همراه با یک «بیانیه روش» ارائه شد که جزئیات فنی و تصمیمات اتخاذ شده را شرح می دهد. در نهایت، به منظور تدوین ضوابط نهایی، یک پنل خبرگان متشکل از ۱۴ نفر تشکیل شد و با استفاده از روش اشباع نظری، راهبردها و ضوابط طراحی استخراج و اعتبارسنجی شد. یافته ها تحلیل داده های جمعیت شناختی نشان داد جامعه نمونه عمدتاً جوان (91/17 درصد بین ۲۰ تا ۴۰ سال) ، تحصیل کرده (82/35 درصد دارای مدرک کارشناسی) و متشکل از دیدگاه های متنوعی از جمله عابران، شاغلان و ساکنان است. نتایج تحلیل توصیفی پرسشنامه ها (جدول ۲) چالش ها و ظرفیت های مهمی را در بافت پامنار آشکار ساخت. مهم ترین یافته، «هماهنگی پایین بین ساختمان های جدید و قدیم» بود که 30/88 درصد از پاسخ دهندگان آن را «خیلی کم» ارزیابی کردند و این موضوع چالش اصلی در طراحی میان افزا را نشان می دهد. رضایت از عناصر بصری کلیدی مانند «خط آسمان» (32/35 درصد متوسط) و «طرح های رنگی فضاهای عمومی» (42/65 درصد متوسط) نیز در سطح متوسطی قرار داشت. در مقابل، یافته ها نشان دهنده یک قوت بزرگ بود: «تأثیر نشانه های تاریخی و معماری منحصربه فرد بر هویت بافت» که 32/35 درصد آن را «خیلی زیاد» دانستند. همچنین، ترجیح بالایی برای استفاده از مصالح سنتی مانند «آجر» (38/24 درصد زیاد) و «مصالح ترکیبی» (39/71 درصد زیاد) مشاهده شد که پتانسیل بالایی برای طراحی های زمینه محور فراهم می کند. وجود «فضاهای جلب کننده توجه و توقف» نیز (32/35 درصد خیلی زیاد) نشان دهنده ظرفیت بالای محله برای تعاملات اجتماعی است. در بخش تحلیل عینی، تکنیک AVR در سه مطالعه موردی در محور پامنار به کار گرفته شد. نتایج کاربرد این فن، اثربخشی آن را در ارائه راه حل های طراحی تأیید کرد: AVR0 و AVR1: مکان های بهینه برای ساخت وساز شناسایی شد که کمترین تأثیر منفی را بر منظر تاریخی داشته و با ریتم بصری خیابان هماهنگ بودند. AVR2: فرم های معماری متناسب با تناسبات سنتی محله طراحی شد که ضمن نوآوری، هماهنگی زمینه ای را تقویت می کردند. AVR3: با پیشنهاد مصالحی مانند آجر و سنگ که با ترجیحات ساکنان نیز همخوانی داشت ، طرح هایی ارائه شد که بالاترین سطح انسجام بصری را داشتند. تحلیل مقایسه ای نشان داد طرح های سطح 3 (AVR3) به میزان ۸۵ درصد با معیارهای زمینه تاریخی (شامل مقیاس، مصالح و ریتم نما) همخوانی داشتند. این یافته، ظرفیت AVR را برای رفع شکاف میان سنت و نوآوری و ایجاد یک زبان بصری مشترک به اثبات رساند. نتیجه گیری این پژوهش با موفقیت یک چارچوب عملیاتی برای طراحی بناهای میان افزا در بافت تاریخی پامنار با استفاده از فن AVR تدوین کرد. یافته ها نشان داد اگرچه در حال حاضر هماهنگی پایینی بین بناهای جدید و قدیم وجود دارد ، اما شناخت قوی هویت تاریخی و ترجیح مصالح سنتی توسط جامعه محلی، یک بستر ارزشمند برای توسعه های آتی فراهم می کند. در پاسخ مستقیم به سؤال پژوهش، تکنیک AVR ابزاری مؤثر و نظام مند برای تدوین راهبردها و ضوابط طراحی میان افزا است. این تکنیک با فراهم سازی امکان تجسم دقیق و اصلاح طرح ها، هماهنگی با منظر تاریخی پامنار را تضمین می کند. به طور مشخص، AVR از طریق تعیین موقعیت بهینه (سطح صفر)، اطمینان از سازگاری با ریتم بصری (سطح ۱)، تعریف فرم های متناسب (سطح ۲) و انتخاب مصالح همخوان (سطح ۳)، به طور مستقیم به رفع چالش هماهنگی پایین کمک می کند. این ابزار همچنین با ارائه پیش نمایش های واقع گرایانه، به بهبود عناصری مانند خط آسمان و طرح های رنگی که رضایت متوسطی از آن ها وجود داشت، یاری می رساند. این مطالعه در مقایسه با پژوهش های پیشین، ضمن تأیید ظرفیت باز استفاده تطبیقی در بافت های تاریخی (مشابه الجیلانی، (۲۰۲۰) و بوچانی و همکاران (2021)) ، با بهره گیری از AVR به عنوان یک ابزار دقیق، رویکردی نوآورانه تر و کاربردی تر از چارچوب های کلی پیشین ارائه می دهد. قوت اصلی پژوهش، معرفی AVR به عنوان ابزاری است که با کاهش وابستگی به تفسیر ذهنی و افزایش دقت ، نه تنها انسجام بصری را تقویت می کند، بلکه فرایند اجماع سازی میان ذی نفعان را نیز تسهیل می کند. در نهایت، بر اساس اجماع پنل خبرگان، مجموعه ای جامع از راهکارها و ضوابط طراحی در شش مؤلفه اجتماعی، کالبدی، ادراکی، بصری، عملکردی و زمانی ارائه شد (جدول ۳) که می تواند به عنوان یک منبع کاربردی برای توسعه پایدار محله های تاریخی مورد استفاده قرار گیرد. برای پژوهش های آتی، بررسی تأثیرات بلندمدت طرح های اجرا شده با AVR و توسعه مدل های مشارکتی با استفاده از این فن پیشنهاد می شود.
بررسی تأثیر بازآفرینی شهری بر مؤلفه های سلامت محیط محلات بافت قدیم شهرها (مورد مطالعه: محله امام زاده یحیی در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
148 - 161
حوزههای تخصصی:
مقدمه شهرها در همه جهان امروزه با چالش های بی سابقه ای مانند شهرنشینی شتابان، تخریب و تباه سازی محیط زیست و نابرابری های اجتماعی اقتصادی روبه رو هستند. برای رسیدگی به این مسائل، بازآفرینی شهری به عنوان یک راهبرد حیاتی به منظور احیای محله های رو به زوال و در عین بهبود کیفیت زندگی ساکنان، ظهور کرده است. بازآفرینی شهری شامل اقدامات متنوعی همچون بهبود زیرساخت ها، توسعه اقتصادی و مداخلات اجتماعی با تأکید ویژه بر بهبود محیط زیست است. سلامت محیط شهری به طرز قابل توجهی بر سلامت ساکنان تأثیر می گذارد. برای مثال، دسترسی به فضاهای سبز با کاهش سطح استرس، افزایش فعالیت بدنی و افزایش تعاملات اجتماعی مرتبط است. به عکس، تخریب محیط زیست، مانند آلودگی و کمبود فضاهای سبز، می تواند به پیامدهای منفی سلامت و کاهش کیفیت زندگی منجر شود. پرداختن به سلامت در رابطه با محیط های شهری به معنای درک، اندازه گیری، ارزیابی و زمینه سازی سلامت جمعیت ها و محیط ساخته شده در طیف وسیعی از تأثیرات، تحولات و تکامل زمانی است. در این مقاله، ضمن ارزیابی وضعیت سلامت محیط شهری محله امام زاده یحیی در تهران، اثربخشی اقدامات بازسازی که در سال های اخیر به طور گسترده صورت گرفته، در برخی مؤلفه ها و ابعاد بررسی شده است.
مواد و روش ها وضعیت موجود سلامت محیط با ۲۲ شاخص که در ۳ بُعد کالبدی (۵ مؤلفه)، بهداشتی محیطی (۱۱ مؤلفه) و اجتماعی (۶ مؤلفه) دسته بندی شده اند ارزیابی شده است. اطلاعات ۱۹ شاخص از طریق پیمایش و اطلاعات با استفاده از آمار رسمی به دست آمده است. نمونه آماری به تعداد ۳۸۳ نفر به صورت تصادفی و با رعایت توزیع فضایی تقریباً برابر در محله، انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. برای هر شاخص، یک زوج سؤال وجود دارد که اوّلی وضعیت موجود و سؤال دیگر، اثربخشی طرح های بازآفرینی در بهبود شاخص را ارزیابی می کند. داده های پرسشنامه وارد نرم افزار SPSS شده و پس از تأیید پایایی با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (0/728 برای همه سؤالات)، ابتدا مدل تحلیلی آزمون t تک نمونه ای برای سؤالات فرد و سپس مدل معادلات ساختاری (SEM) نرم افزار Amos برای سؤالات زوج اجرا شده است. محدوده مورد مطالعه، محله امام زاده یحیی واقع در منطقه ۱۲ شهرداری تهران و در محدوده بافت تاریخی شهر است. این محله ۶۹ هکتار مساحت دارد و در سرشماری عمومی سال ۱۳۹۵، ۱۱۳۱۸ نفر جمعیت داشته است. یافته ها رقم 2/166 برای کل شاخص ها دلالت بر این دارد که سلامت محیط در محله امام زاده یحیی از میانگین فرضی (3) پایین تر است. در میان ابعاد سه گانه، وضعیت بهتر از آن مؤلفه های بعد کالبدی با رقم 2/34 است. مؤلفه های بعد بهداشتی محیط زیستی میانگین رقمی برابر 2/121 را نشان داده و در بعد اجتماعی رقم میانگین برابر 2/10 به دست آمده است. در 22 شاخص ارزیابی، وضعیت ترافیک وسایل نقلیه، امنیت اجتماعی و حسّ مکان ضعیف ترین وضعیت را نمایان ساخته اند. در صورتی که رقم 4/5 و بالاتر را وضعیت بسیار مطلوب؛ 3/5-4/5 را وضعیت مطلوب سلامت محیط؛ 2/5-3/5 را وضعیت متوسط؛ 1/5-2/5 را وضعیت نامطلوب و بالأخره نمره 5/1 و پایین تر را وضعیت بسیار نامطلوب ارزیابی کنیم، سه مؤلفه فوق وضعیت بسیار نامطلوب، بیشتر از نیمی از مؤلفه ها (12 مورد) وضعیت نامطلوب و بقیه یعنی 7 مؤلفه، وضعیت متوسطی از سلامت محیط را نمایان می سازند. همچنین، یافته ها از مدل تحلیل ساختاری نشان می دهد اجرای طرح های بازآفرینی به ترتیب بر مؤلفه های بهبود بخشی به زیرساخت های شهری، ارتقای امنیت اجتماعی، بهبودبخشی به بهداشت اماکن عمومی، دسترسی ساکنان به مراکز خدمات بهداشتی درمانی، تأثیر بیشتری به جا گذاشته اند.
نتیجه گیری معضلات سلامت محیط شهری در محله امام زاده یحیی ناشی از عدم سازگاری کارکردها و فعالیت ها با خصیصه های کالبدی، اجتماعی و فرهنگی محله است. به بیان دیگر، آنچه به عنوان مظروف به صورت فعالیت های تجاری فعلی بر ظرف یعنی کالبد محله تحمیل شده با یکدیگر سازگاری ندارند. امام زاده یحیی از دیرباز به عنوان جزء مهمی از بخش مرکز تجاری اداری و سیاسی پایتخت نقش ایفا کرده است. در گذر زمان ماهیت فعالیت های تجاری دگرگون شده و شکل و اسلوب حمل و نقل تغییر کرده است. از سوی دیگر، به موازات افزایش جمعیت و به مناسبت کارکردهای فرامحلی محله، تراکم و وسعت فعالیت های تجاری چند برابر شده، در حالی که کالبد و به ویژه گذرها دست نخورده باقی مانده اند و به دلیل ماهیت تاریخی بافت، امکان هر گونه تعریض و توسعه گذرها نیز منتفی بوده است. تراکم و ازدحام فراتر از ظرفیت جمعیت در حال گذر روزانه، ترافیک و راهبندان، آلودگی صوتی، ضعف حسّ مکان، گرایش روزافزون به تجاری کردن فضا و استفاده تجاری، کارگاهی و انباری از ساختمان های مسکونی، پتانسیل بالای وقوع حوادث، ناایمن بودن و ناامنی فضا و ... همه و همه به ناسازگاری کارکرد فضا با کالبد موجود باز می گردند. در راستای اهداف بازآفرینی در بافت های قدیمی، محلات باید محیط زندگی، کار، فعالیت، تعاملات اجتماعی و محل عرضه و ارائه طیف متنوعی از خدمات مورد نیاز جمعیت ساکن باشند. فراهم بودن فضای کسب و کار متناسب با بافت، لازمه بازآفرینی شهری است، اما در خصوص بافت های تاریخی همچون محله امام زاده یحیی، احیا و توسعه فعالیت ها، کارکردها و کسب و کارهایی سزاوار است که شرایط زندگی و زیستن در محلات و کیفیت زندگی و سلامت محیط را خدشه دار نسازند. به همین دلیل، احیا و توسعه اقتصاد فرهنگی به عنوان پیشران اصلی بازآفرینی، پیشنهاد کاربردی این تحقیق برای ارتقای کیفیت محیط زندگی در محله هستند.
سنجش اثربخشی مؤلفه های بیوفیلیک بر ارتقاء کیفیت محیط بافت تاریخی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه ادبیات جدیدی تحت عنوان برنامه ریزی و طراحی بیوفیلیک در بین برنامه ریزان شهری رایج شده در این نوع برنامه ریزی اعتقاد به استفاده و حفظ طبیعت و المان های طبیعی در فضاهای شهری است. بافت تاریخی شهر اردبیل به مثابه منطقه تاریخی و فرهنگی با وسعت 910 هکتار بخشی از محدوده مرکزی شهر را شامل می شود. جامعه آماری پژوهش حاضر را شهروندان هشت محله شهر اردبیل تشکیل می دهد که با استفاده از فرمول کوکران که با استفاده از روش نمونه گیری کوکران، حجم نمونه 384 محاسبه شده است .ﻫﺪف اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، بررسی تأثیر مولفه های بیوفیلیک در ارتقای کیفیت محیط شهری است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات مورد نیاز از دو روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است . اعتبار پرسشنامه نیز توسط اساتید متخصص در حوزه برنامه ریزی شهری مورد تأیید قرار گرفت. در بررسی پایایی پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ بهره گرفته شده که در این پژوهش برابر با رقم 833/0 است.اطلاعات به دست آمده از پیمایش میدانی با استفاده از نرم افزارSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که در بین شاخص های بیوفیلیک، شاخص نهادها و حکومت بیوفیلیک دارای اهمیت و ضریب بالایی است. بنابراین ضرورت توجه به این شاخص با در نظر گرفتن میزان اهمیت آن برای تحقق پذیری ارتقای کیفیت محیط شهری در محدوده مورد مطالعه ضروری است.
بررسی عوامل تأثیر گذار در باز آفرینی بافت تاریخی با رویکرد توسعه گردشگری شهری(مطالعه موردی: بافت تاریخی خرم آباد )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بافت تاریخی شهر ها امروزه با معضلات بسیاری روبه روست و بی توجهی به این محدوده های شهری باعث می شود سایر نقاط شهری تحت تأثیر این معضلات قرار بگیرد. بافت تاریخی شهر خرم آباد با وجود ثروت های فرهنگی فراوان با ناکارآمدی در ابعاد مختلف همراه است و پیامد های زیان باری به وجود می آورد. مهم ترین رویکرد برای باززنده سازی آن، باز آفرینی شهری است. در باز آفرینی شهری توسعه و تجدید ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کارکردی شهر به عنوان نقشی مهم و تفکیک ناپذیر از جریان توسعه شهری مورد بحث قرار می گیرد. یکی از روش های پیاده سازی بازآفرینی شهری، برنامه ریزی گردشگری بافت های قدیم شهری است. پژوهش حاضر با هدف ارائه عوامل تأثیر گذار در بازآفرینی بافت تاریخی با رویکرد توسعه پایدار گردشگری جمع آوری شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تبیینی و از نظر روش کیفی-کمی است. با توجه به ماهیت موضوع و مسأله پژوهش، جامعه ی آماری را 80 نفر از کارشناسان سازمان های مدیریتی و شهرداری خرم آباد و اساتید دانشکده های شهرسازی تشکیل می دهند. روش نمونه گیری مورد استفاده در پژوهش حاضر احتمالی و از نوع طبقه ای بوده است. اطلاعات این تحقیق از طریق روش اسنادی-کتابخانه ای جمع آوری شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه از نوع سؤالات بسته بوده است.جهت تحلیل داده ها از مدل تاپسیس استفاده شده است. دغدغه پژوهش تحلیل معیار ها و شاخص ها و عوامل تأثیر گذار بر باز آفرینی بافت تاریخی خرم آباد مبتنی بر رویکرد توسعه پایدار گردشگری است. بر اساس نتایج یافته ها می توان گفت شاخص باز آفرینی، با کسب امتیاز 967/0 توانسته است در صدر معیار های مورد بررسی قرار بگیرد. در همین راستا شاخص گردشگری، با کسب امتیاز 914/0 توانست جایگاه دوم را در بین شاخص ها به خود اختصاص دهد. و شاخصی که جایگاه سوم را به خود اختصاص داد بر توسعه پایدار تأکید دارد. و در نهایت اینکه شاخص هایی چون تاریخی، فرهنگی، کالبدی، اجتماعی و غیره به ترتیب در رتبه های پایین تری قرار دارند.
ارزیابی تأثیر مؤلفه های ریخت-گونه شناختی بافت بر آسایش حرارتی فضاهای باز عمومی در مقیاس محله (نمونه مطالعاتی بافت تاریخی منطقه 3 اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
282 - 299
حوزههای تخصصی:
افزایش دما در مراکز شهری به دلیل مصرف بالای انرژی و انتشار گازهای گلخانه ای یکی از مسائل شهرهای امروز است. فضاهای باز شهری در اقلیم گرم و خشک، در فصل تابستان این افزایش دما را بیشتر تجربه می کنند. هدف از انجام این پژوهش آن است که با تحلیلی یکپارچه رابطه مؤلفه های ریخت شناسانه بافت شهری را با آسایش حرارتی بیان کند. در این مطالعه گونه بندی بافت شهری با کمک شاخص های درصد اشغال، نسبت فضای باز، متوسط ارتفاع و تراکم، جهت گیری معابر، سازمان دهی معابر و نوع قطعات انجام شد. به منظور بررسی آسایش حرارتی، برداشت میدانی در پنج محله در بافت تاریخی، در پنج روز متوالی در فصل تابستان صورت گرفت. متغیرهای محیطی به کمک دیتالاگر دما، رطوبت، دمای تابشی و بادسنج اندازه گیری و با استفاده از نرم افزار انوی مت شاخص دمای معادل فیزیولوژیک محاسبه و میزان آسایش در نقاط با ویژگی های مختلف ریخت شناسانه تحلیل شد. نتایج نشان داد بیش از نیمی از داده ها در طول روز در فصل گرم در هر پنج محله در شرایط تنش حرارتی بالا قرار دارند. مقایسه محلات با ویژگی های متفاوت شکلی نشان داد که دو محله با نسبت فضای باز بالاتر، با وجود تفاوت در جهت گیری معابر و نوع قطعات، آسایش حرارتی پایین تری در مقایسه با سایر گونه ها دارند. محله با سطح اشغال بالاتر و نسبت فضای باز پایین تر، متوسط دمای معادل فیزیولوژیک پایین تری در مقایسه با سایر گونه ها دارد.
استخراج اصول طراحی مرکز فرهنگی با رویکرد توسعۀ گردشگری در بافت تاریخی (مطالعۀ موردی: محله فردوسی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
17 - 32
حوزههای تخصصی:
بافت تاریخی- فرهنگی هر سرزمینی نشان از هویت آن دارد. فرهنگ از عوامل شکل گیری فضاهای معماری می باشد و معماری، نمادی از فرهنگ است. آثار تاریخی، میراث ارزشمندی جهت جذب گردشگر، معرفی فرهنگ، هنر و رونق اقتصادی است. جهت جلوگیری از آسیب و اتلاف سرمایه های تاریخی- فرهنگی، از آن جمله در شهر تهران که نام طهران قدیم، همواره مفاهیمی چون فرهنگ و هنر را یادآور می شود، ادامه حیات بافت تاریخی- فرهنگی ضروری است، از طریق شناسایی، مرمت، حفاظت، اختصاص کاربری به ابنیه تاریخی و طراحی فضاهای میان افزا می توان نشاط را به ساکنان بافت و بناهای تاریخی بازگرداند و با توسعه گردشگری، موجب رونق بافت گردید. بدین جهت ایجاد مرکز فرهنگی با فعالیت هایی در این خصوص، اهداف مذکور را عملی خواهد نمود. سایت در بافت تاریخی منطقه 12 در محله فردوسی قرار دارد. هدف تحقیق، طراحی مرکز فرهنگی با رویکرد گردشگری و کمک به احیای بافت تاریخی، معرفی ارزش های فرهنگی- تاریخی محله، تقویت حس تعلق به مکان، حفاظت از میراث تهران قدیم، اشتغال زایی و رونق اقتصادی از طریق جذب گردشگر می باشد. روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات آن به صورت میدانی، کتابخانه ای و اینترنتی جمع آوری شده است. جهت طراحی مرکز فرهنگی در قامت بنای میان افزا و حفظ اصالت بافت، راه بردهایی در قالب مؤلفه های موثر در طراحی در جهت رویکرد مطروحه ارائه شد که شامل اصالت، جزءنگری، هویت، خوانایی، درون گرایی، حس مکان، سلسله مراتب، پویایی، شفافیت، موقعیت، مقیاس، خصوصیت، انعطاف پذیری، پیوستگی و گسستگی و رعایت حریم می باشند که با توجه به رویکرد گردشگری و الهام از عناصر معماری ایرانی، حتی الامکان مورد توجه قرار گرفتند.
تحلیل اثرات کالبدی-عملکردی برنامه های توسعۀ مرکز شهر بر بافت تاریخی اطراف آن (نمونۀ مورد مطالعه: سبزه میدان شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
20-33
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: بافت های تاریخی شهرهای ایران، به ویژه در مراکز شهری، با چالش هایی همچون فرسودگی کالبدی و تغییرات عملکردی مواجه هستند. برنامه های توسعه مرکز شهر با هدف ارتقای کیفیت فضاهای عمومی و تقویت کارکردهای شهری اجرا می شوند، اما برخی موجب اختلال در ساختار تاریخی و کاهش انسجام اجتماعی محلات می شوند. این پژوهش با هدف بررسی اثرات برنامه توسعه سبزه میدان زنجان در دو بعد کالبدی و عملکردی بر ساختار مرکز تاریخی و بافت پیرامونی آن انجام شده است. روش تحقیق: روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعه موردی است. جمع آوری داده ها با استفاده از منابع کتابخانه ای، اسناد و برنامه های توسعه به همراه بازدید میدانی و مشاهده رفتار افراد انجام و اطلاعات به دست آمده با روش تحلیل محتوا و استدلال منطقی موردبررسی قرار گرفته است. یافته ها: یافته های بررسی پروژه سبزه میدان زنجان نشان می دهد که هرچند این طرح با افزایش حضورپذیری، تعاملات اجتماعی و ارتقای کیفیت فضای شهری همراه بوده، اما با ایجاد فضاهای یکپارچه به جای شبکه خرد محله ای، سلسله مراتب تاریخی، مراکز محلات و فضاهای جمعی خرد را تضعیف کرده است. کاهش تنوع کاربری های اجتماعی، تجاری و مذهبی در سطح محلات و انتقال فعالیت ها به مرکز شهر، تمرکز عملکردی و افت حیات محله ای را در پی داشته و موجب اختلال در دسترسی محلی، کاهش امنیت و افزایش کاربران غیرمحلی شده است. بااین حال، مداخلات بخش جنوبی همچون پیاده راه سازی و احیای سبزه میدان، با بهبود دسترسی شهری و تقویت ارتباط بصری، حضورپذیری و فعالیت های اجتماعی در مقیاس فرامحله ای را تقویت کرده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش تأکید دارد که موفقیت برنامه های توسعه در بافت های تاریخی مستلزم توازن میان ملاحظات کالبدی و عملکردی، حفظ پیوندهای اجتماعی محله ای و تقویت کیفیت زیست است. این مطالعه نشان می دهد که مداخلات مکان محور و توجه به مؤلفه های توسعه مکان مند، می تواند ضمن ارتقای عملکرد شهری، به حفظ انسجام بافت تاریخی کمک کند.