مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۶۱.
۳۶۲.
۳۶۳.
۳۶۴.
۳۶۵.
۳۶۶.
۳۶۷.
۳۶۸.
۳۶۹.
۳۷۰.
۳۷۱.
۳۷۲.
۳۷۳.
۳۷۴.
۳۷۵.
۳۷۶.
۳۷۷.
۳۷۸.
۳۷۹.
۳۸۰.
معناشناسی
حوزههای تخصصی:
برای ترجمه بایستی معنای واژگان به دقت کشف شود و مترجم برای این کار باید از معناشناس کمک بگیرد. ایزوتسو برای استخراج معنای واژگان قرآنی به جست وجوی معنای این واژگان در شعر جاهلی پرداخت و روش های هفت گانه «تعریف بافتی»، «جانشینی واژگان»، «واژگان متضاد»، «میدان معنایی»، «صورت منفی واژگان»، «ترادف عبارات» و «کاربرد در بافت غیردینی» را به کار گرفت. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی معناشناسانه واژه «ریب» با بهره گیری از چهار شیوه نخست می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد واژه «ریب» در شعر جاهلی به همراه دنباله هایی همچون «منون»، «حوادث»، «زمان» و «دهر» به معنای مرگ، اتفاقات سخت، حادثه های ناخوشایند و ازاین دست کاربرد داشته است، اما در قرآن یک بار عبارت «ریب المنون» دیده می شود. در میان مفاهیم دینی و اعتقادی، واژه «ریب» در قرآن کاربردهایی دارد که معنای درست آن شک از روی دشمنی و کینه توزی است؛ بنابراین به منظور انتقال کامل آحاد معنایی به زبان مقصد، افزودن دنباله توصیفی «کینه توزانه» برای آن پیشنهاد شده است.
تحلیل معنا شناختی «قول» در قرآن و نقش اقوال مطلوب در ارتباطات اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۴ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴ (پیاپی ۱۶)
40 - 71
حوزههای تخصصی:
در بررسی مسائل اجتماعی جامعه، نوع گفتگوی افراد در موقعیت های مختلف یک موضوع چالش برانگیز است. این پژوهش با هدف بررسی واژه پرتکرار «قول» در قرآن کریم به عنوان راهکاری برای دستیابی به روش های درست مذاکره و گفتگو انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، قرآن کریم بوده و با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد معناشناسی انجام شده است. با استفاده از تحلیل روابط همنشینی و جانشینی به دنبال یافتن روش های مناسب ارتباط زبانی با افراد مختلف جامعه برای تأثیرگذاری بیشتر بوده ایم. یافته های پژوهش نشان می دهد که قول در قرآن دارای گستره معنایی وسیعی است که نه تنها گفتار بلکه هر نوع ابراز مقصود، اعم از فعل، ظن، اشاره و عقیده را در برمی گیرد. همچنین، قرآن با ارائه انواع مختلف قول (معروف، لیّن، بلیغ، کریم، سدید، میسور) یک چارچوب جامع برای ارتباطات انسانی ارائه می دهد که بر اساس موقعیت های مختلف اجتماعی تنظیم شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مخاطب شناسی در آیات قرآن نقش حیاتی در برقراری ارتباط مؤثر دارد. قرآن به طور خاص برای هر موقعیت ارتباطی نوعی گفتار را توصیه می کند مثلاً در مواجهه با افراد سرکش، استفاده از قول لیّن (نرم و ملایم) تأثیر بیشتری دارد. در موقعیت هایی مانند روابط اجتماعی و خانوادگی، قول معروف (احترام آمیز) پیشنهاد می شود و در مواقعی که نیاز به احترام به دیگران است، قرآن به استفاده از قول کریم تأکید می کند. این الگوهای متنوع گفتاری که در قرآن آمده است، نشان می دهند که قرآن توجه ویژه ای به ویژگی های اجتماعی و شخصیتی مخاطب دارد و بر اساس آن برای هر موقعیت دستوراتی خاص برای گفتار و رفتار ارائه می دهد. درنهایت، استفاده از این روش های مختلف گفتاری می تواند به حل چالش های ارتباطی در جامعه، به ویژه در مذاکرات، کمک نماید.
جایگاه معنایی واژه ی «حقّ» در قرآن کریم بر پایه روابط همنشینی واژگان(مقاله علمی وزارت علوم)
یکی از مباحث مهم معناشناسی، بررسی روابط همنشینی میان واژگان است. این نوشتار بر آن است تا به بررسی و تبیین روابط معنایی واژه «حقّ» در بافت زبانی آیات آن در قرآن کریم بر اساس دیدگاه «مقاتل بن سلیمان بلخی» بپردازد. مقاله حاضر با بهره گیری از روش معناشناسی به تبیین محورهای همنشینی واژه «حق» با دیگر واژگان قرآنی می پردازد تا از این طریق بتواند معنا و مفهوم این واژه و گستره معنایی آن را در قرآن کریم بدست آورد. قرآن کریم، این کلام گُهر بار الهی، مشتمل بر واژگانی است که این واژه ها به نوبه ی خود دربرگیرنده ی معانی متعددی با توجّه به ساختار معنایی و نحوی و بافت موضوعی آیات می باشند. از جمله این واژگان؛ واژه ی « حقّ» می باشد که در برخی آیات قرآن کریم، بار معنایی متعددی را با توجه به موضوع مورد بحث در آیات در بردارد. این نوشتار، با توجّه به ساختار معنایی و بافت متنی و موضوعی آیات، به بررسی معانی آن پرداخته و وجوه معنایی آن را از دیدگاه معناشناسی مورد تحلیل قرار داده است. نتیجه ی بررسی و تحلیل معناشناسی در این نوشتار نشان داد که سیر معنایی واژه ی «حقّ»، معانی متعددی چون: الله، دین اسلام، قرآن، مال و دارایی، بهره، سزاوارتر، دادگری، وجوب، توحید، مفهومی مقابل باطل می باشد. در ادامه نیز با توجه به بررسی آماری انجام شد، واژه ی حق به معنای " راستی و درستی " بیشترین بسامد را نسبت به دیگر معانی این واژه، در قرآن کریم در بر گرفته است.
بررسی و تحلیل «بافت زبانی» و «ساخت جمله» در غزلیات مولوی با رویکرد به آراء پالمر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
126 - 151
حوزههای تخصصی:
معناشناسی در جستجوی کشف و پیدایی معناهایی است که در سخن گوینده وجود دارد. برای رسیدن به این معنا و مفهوم، لایه های گوناگونی مورد نظر قرار می گیرد که در این بین، واژه، جمله و بافت زبانی از اهمیت بالایی برخوردار است. مولوی در غزلیات شمس، معانی بسیاری را در سروده های خود انعکاس داده است. با بهره گیری از ظرفیت های معناشناسی می توان این معناها را استخراج کرد و اصلی ترین شگردهای مولوی در تشریح معنا را مورد بررسی قرار داد. این پژوهش با استناد به منابع کنابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی نوشته شده است. برای ارائه تحلیل های دقیق تر از غزلیات مولوی، از نظریه معناشناسی با تأکید بر آراء پالمر استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که معنا در غزلیات شمس در حوزه جمله، مؤلفه های «قواعد ترکیب پذیری معنایی؛ منطق گزاره ای؛ واقعیت تحلیلی و ترکیبی» در غزلیات شاعر برجسته بوده است. همچنین مشخص شد که واقعیت از نگاه مولوی، از نوع ترکیبی بوده و این امر با توجه به رویکردهای او در غزلیات مبنی بر ستایش افراطی معشوق، بدیهی به نظر می رسد. از دید بافت زبانی، مقوله همنشینی و باهم آیی واژه ها در غزلیات بررسی از مؤلفه های دیگر برجسته تر بوده است.
معناشناسی واژه «علم» در قرآن با تأکید بر روابط همنشینی و جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
503 - 519
حوزههای تخصصی:
واژه «علم» به صورت مصدر 74 بار در قرآن آمده است. با این همه، در مواردی پرشمار، مفسران به بیان معنای آن نپرداخته یا معناهایی ناسازگار با سیاق آیات، یا متفاوت در ساخت های مشابه برای آن آورده اند؛ در مواردی بسیار نیز صرفاً معنای لغوی یا مصطلح یعنی دانش را به عنوان معنای واژه بیان کرده اند. از آنجا که شناخت معانی واژگان قرآن، نقشی عمده در فهم مقاصد آیات قرآن کریم دارد و در مطالعات قرآنی معاصر استفاده از روش های زبان شناختی نقشی مؤثر یافته است، این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با شیوه گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای انجام شد تا معناشناسی واژه علم در قرآن با تکیه بر روابط همنشینی و جانشینی صورت گیرد. یافته های پژوهش بیان گر آن است که نزدیک به 90٪ از کاربردهای این واژه در قرآن ناظر به هرگونه دانش، شناخت و آگاهی با منشأ الهی است و تنها نزدیک به 10٪ از کاربردهای آن به معنای لغوی علم است. همچنین بررسی روابط میان این واژه و واژگان هم حوزه آن نشان می دهد که تنها علم قطعی و یقین آور از منظر قرآن، علمی است که منبع آن خداوند و علم او باشد که از مجرای وحی و در قالب کتاب های آسمانی در اختیار انبیاء و بالتّبَع، دیگر انسان ها قرار می گیرد؛ از این منظر، «علم» در قرآن بیشتر برای لوح محفوظ و علم الهی، وحی و کتاب های آسمانی اعم از تورات، انجیل، و قرآن استفاده شده است.
بررسی تطبیقی آرای مفسران شیعه و اهل سنت در مورد معنا و مصداق فروگذاری «إصر» و «اغلال» توسط پیامبر گرامی اسلام (ص) در آیه 157 سوره اعراف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های پیامبر گرامی(ص) در قرآن کریم فرونهادن «إصر» و «أغلال» می باشد: «وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ» (اعراف/ 157) که مفسران، درباره معنا و مصادیق آیه، آرای گوناگونی ابراز کرده اند. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تطبیقی، به نقش صرفی- نحوی واژگان «إصر» و «أغلال، معناشناسی براساس روابط همنشینی و سپس به بیان دیدگاه های مفسران فریقین پرداخته است.یافته های این پژوهه، نشانگر آن است که از نظر معناشناسی، واژه «إصر» به همراه خود نوعی سنگینی و ثقل دارد و واژه «أغلال» دارای چهار معنای: 1-زنجیرهای باطنی-درونی، 2- غل و زنجیرهای ظاهری 3-تکالیف سنگین4-کنایه از قدرت و امساک است. در تفاسیر شیعه، برای واژه ی «إصر» دو معنای «سنگینی تکالیف مشقت بار» و «گناه خاص» به معنای عدم معرفت امام، ذکر شده است، ولی تفاسیر اهل سنت، آن را فقط به معنی «سنگینی تکالیف مشقت بار قوم یهود» دانسته اند.این معنای، مورد اتفاق را، شواهد درون و برون متنی، تأیید می کند. همچنین مفسران شیعه در تبیین واژه «أغلال» به پنج معنای الف) «تکالیف شاقه» ب) عدم فهم و درک فیوضات، امور بدعت گون و تفسیر به رأی، ج) تکالیف و امتحانات زنجیرگون بنی اسرائیل ود) «زنجیر هوا و هوس ها» دانسته؛ ولی همه تفاسیر اهل سنت، آن را نیز به معنای «زنجیرگون بودن همان تکالیف شاقه» شتاسانده اند که به نظر نگارندگان با اصل اقتصاد کاربرد واژگان، عدم تکرار و لزوم توجه به تفاوت معنایی و مصداقی اصر و اغلال ، سازگار نیست.
جایگاه تحلیل معناشناختی در تفسیر آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) ( با تأکید بر تفسیر سوره مبارکه مجادله)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰
23 - 40
حوزههای تخصصی:
تأمل در متون دینی به ویژه قرآن کریم و چگونگی فهم گزاره های گوناگون این متون از مشغله های دیرین دین پژوهان است و تلاش های تفسیری صورت گرفته، دلیل بر صحت این مدعا می باشد. توجه به قرآن به مثابه یک متن آسمانی تحریف نشده، فرصت بهره گیری از روش های نوین بررسی متون را فراهم می آورد. یکی از این روش های نوین، بررسی های معناشناسانه است که می تواند با توجه به ظرفیت های موجود در این روش، در خدمت قرآن و فهم معارف آن قرار گیرد. پژوهش حاضر نیز، براساس روش کتابخانه ای و تحلیل متن شکل گرفته که تحلیل متن نیز بر روش معناشناسی شناختی استوار است.یکی از تفاسیر تقریریافته در سده حاضر، تفسیر قرآن کریم توسط آیت الله خامنه ای است. در تفسیر مذکور، به منظور بررسی برخی سور، از روش تفسیر قرآن به قرآن و روش تفسیر عقلی مدد گرفته شده است. گزینش این روش های تفسیری و نیز نوع نگاه ایشان، سبب وجود برخی ملاحظات معناشناسانه گشته است: توجه به کشف معنا به جای ساخت معنا، توجه به روابط بینامتنی، توجه به بافت، سیاق و نظام معنایی آیات و توجه به مباحث الفاظ ازجمله این ملاحظات می باشد. ازآنجاکه در زمان تقریر تفسیر مذکور، بحث های معناشناسی اساساً مطرح نبوده و به طریق اولی به کارگیری آن در تفسیر قرآن کریم انجام نشده، ازاین رو تفسیر معظمٌ له را نمی توان در زمره تفاسیر با رویکرد معناشناسی قرار داد، هرچند که تفسیر ایشان به دلیل اجتهادی بودن از ملاحظات معناشناختی خالی نیست.
معناشناسی اصطلاح «اصلحک الله»با تاملی در کاربست های آن در منابع فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۴)
52 - 69
حوزههای تخصصی:
تعبیر «اصلحک الله»از تعابیر پربسامد در منابع فریقین است. شمارِ زیادی از فقها و راویان ِامامیه، امام معصوم (ع) را با این عبارت مورد خطاب قرار داده اند. ترجمه لغویِ این عبارت سبب شده که برخی همچون مجلسی پدر و پسر ، بکارگیری این عبارت توسط راوی را دلیلی بر معرفت و شناخت کم او نسبت به امام (ع) تلقی کنند. این درحالی است که در پژوهش پیش رو به سراغ کاربست های معنای «اصلحک الله» رفته و دریافتیم که این عبارت، اصطلاحی فرهنگی بوده و با معنایی که عموما از آن برداشت می شود تفاوت دارد. این اصطلاح دارای معنای محوریِ «خطاب دانی به عالی» است و گونه ای از عرض ادب و شرمساریِ گوینده به امام (ع) / مخاطب را نشان می دهد. این کاربست با این معنای محوری، با رویکردهای مختلفی از جمله در مقام عرض حاجت بودن، طرح سوال مجدد، بیان شگفت زدگی و انتقاد ایراد می شده است.
بررسی معنای انتساب «احد» به خداوند در قرآن با نگاهی به آرای علامه طباطبایی، ملاصدرا و ابن سینا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۱
54 - 75
حوزههای تخصصی:
«احد» از الفاظی است که در قرآن به خداوند متعال نسبت داده شده و از ویژگی ها و صفات ذات حق تعالی قرار گرفته است. بررسی معنای «احد» که آیا در استعمال قرآنی به معنای وجودی است که هیچ کثرتی در ذات او نیست و بسیط است یا اینکه مراد از آن، وجودی است که مثل و شریکی ندارد یا اینکه امری فراتر از این دو معنا مقصود از آن است، موضوعی است که در این نوشتار بدان خواهیم پرداخت و معنایی فراتر از هر یک از دو معنای فوق را در دلالت استعمالی «احد» و همچنین به لحاظ ملازمات عقلی، برای «احد» اثبات می کنیم. همچنین در ادامه آرای برخی از حکیمانی که در این موضوع اظهار نظر کرده اند، همچون ابن سینا، ملاصدرا و علامه طباطبایی را بررسی خواهیم کرد. روش ما در این مقاله تتبع و پژوهش کتابخانه ای به همراه تحلیل لغوی و عقلی یافته های پژوهش است.
کاربست روش «معناشناسی ساختاری کاربردی»؛ ابزاری کارآمد جهت کشف ساختار و غرض سوره (مطالعه موردی: سوره جمعه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: نوشتار حاضر به دنبال معرفی «معناشناسی ساختاری کاربردی» و کاربست آن در کشف ساختار و غرض سوره ها با مطالعه موردیِ سوره جمعه بود. همچنین بر اساس روش، به دنبال مفاهیم کلیدی، محوری، سیاق و دسته های سوره جمعه در راستای کشف ساختار بود و متناظر با مفهوم محوری، غرض سوره جمعه را پیگیری کرد. روش: پژوهش حاضر با ابزار گردآوری کتابخانه ای- استنادی و روش توصیفی و تحلیلی و سطحِ تحلیل به سرانجام رسیده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که سوره جمعه دارای یک سیاق سه دسته ای، سه واژه کلیدی و یک واژه محوری می باشد. واژگان کلیدی سوره عبارت از: «بعثت پیامبر(ص)»، «عدم تعهد قوم یهود به تورات» و «نماز جمعه» و مفهوم محوری سوره، «الهی بودن بعثت پیامبر(ص)» است. غرض سوره نیز «تبیین هدایت انسانها با مقام بعثت پیامبر(ص) که از ناحیه فضل الهی به امت پیامبر خاتم(ص)» است. نتیجه گیری: روش «معناشناسی ساختاری کاربردی» از روشهای نوینی است که علاوه بر قابلیت معناشناسی، توان ساختارشناسی را نیز داراست. نو بودن، ساده بودن، جذابیت، متن مداری، دقت و سرعت بالا در رسیدن به نتیجه، از دلایلی است که این روش را روشی کارامد در مطالعات ساختارشناسی متن کرده است.
جلوه های بلاغی صحیفه سجادیه در آیینه لطائف «لام عامل»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صحیفه سجادیه در انتقال معانی والا و ارزشمند خود از ویژگی های کم نظیر زبان عربی به شایستگی بهره برده و دریافت شیوه های معناپردازی آن راه استفاده هرچه بیشتر از این منبع بی نظیر را هموار می سازد. در این میان ارزیابی معناشناسی حروف و جایگاه آن در ارتباط میان کلمات و شکل گیری دلالت های معنایی زبور آل محمد امری بس مهم و قابل تحقیق است. کمیت قابل توجّه حروف در زبان عربی و گستره تأثیرگذاری آن بر مضامین و مفاهیم، نوشتار توصیفی تحلیلی حاضر را بر آن داشته است که با دقت بر جایگاه حرف لام و ظرفیت به کارگیری و معنارسانی آن در قرآن کریم و متون روایی، مسئله چگونگی کاربست این حرف را در کلام زیباترین روح پرستنده دنبال نماید. یافته های تحقیق حاکی از آن است که لام عامل به سه صورت؛ (جر، نصب و جرم) در کلام سید الساجدین؟ع؟ به کار رفته و در هریک از مواضعِ کاربست، دربردارنده معنایی متناسب با سیاق و مراد دعای ایراد شده و مقتضای بلاغت است.
تحلیل شبکه معنایی واژه «خاب» با تکیه بر تفسیر فریقین و جانشین های معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه شبکه معنایی واژگان، یکی از روش های پژوهش در قرآن کریم است. در این روش، با انتخاب کلمات یا عبارات کلیدی، به بررسی معنای هر واژه در ارتباط با سایر واژه ها و مفاهیم مرتبط پرداخته می شود. واژه «خاب» پنج بار در قرآن کریم به کار رفته است و از نظر لغوی و تفسیری حاوی مفاهیمی مهم و متنوع است. این واژه که با موضوعاتی همچون وعده و وعید، تحقق اهداف و عاقبت اعمال مرتبط است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی تفاسیر مختلف ذیل این واژه و جانشین های آن در منابع تفسیری و لغوی پرداخته است. مطالعات نشان می دهد که مفهوم محوری واژه ی«خاب» بر پایه ی ناامیدی در نتیجه ناکامی و عدم تحقق آرزوهاست که نتیجه ی طبیعی انحراف از مسیر صداقت، عدم خلوص، ظلم، سرکشی، دشمنی با خدا تلقی می شود. اختلاف موجود در تفاسیر، ناشی از تفاوت در برداشت های زبانی، مفهومی وعدم توجه به سیاق و عدم تمایز میان واژگان مترادف است. در واقع این واژه، به وضعیتی اشاره می کند که فرد از دستیابی به هدف یا خواسته ی خود باز می ماند و دچار ناامیدی می شود لذا بیشتر بر مفهوم از دست دادن شیء، آرزو، طلب و... دلالت می کند که در نهایت موجب ناامیدی می شود. این حالت زمانی رخ می دهد که فرد به موضوعی نادرست و ناصواب دل بسته و در صورت نرسیدن به آن، حالت ناامیدی بر او غلبه می کند.
تبیین ادراک اجتماعی بر بازنمایی «روح مکان-حس مکان»؛ از منظر معناشناسی در فضاهای فرهنگی هویت مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
52 - 65
حوزههای تخصصی:
فضاهای فرهنگی همواره بستری برای شکل گیری هویت جمعی و انتقال معانی در بستر اجتماع بوده اند. دراین میان، آنچه به فضا معنا و جان می بخشد، پیوند میان ادراک اجتماعی و بازنمایی «روح مکان-حس مکان»، است. مطالعه حاضر باهدف واکاوی تأثیر ادراک اجتماعی بر نحوه تبلور این مفاهیم در فضاهای فرهنگی هویت مند و از منظر معناشناسی، به دنبال پاسخ به این پرسش است که-چگونه تجربه جمعی و تفسیرهای ذهنی کاربران از مکان، در ایجاد احساس تعلق و هویت فضایی نقش آفرینی می کنند. این پژوهش از روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بهره می برد تا ارتباطات معنادار میان ادراک اجتماعی و مفاهیم روح مکان و حس مکان، را در فضاهای فرهنگی هویت مند بررسی کند. گردآوری داده ها ازطریق تحلیل متون نظری، منابع تاریخی، و نشانه های فرهنگی انجام پذیرفته و تلاش شده است تا از رهگذر خوانش لایه های معنایی و نشانه شناختی، جایگاه تجربه زیسته و معناهای جمعی در ساختار فضایی تبیین شود. یافته ها برآن است که ادراک اجتماعی نه تنها در تجربه حسی-فضایی افراد از مکان، بلکه در بازتولید معانی نهفته درآن فضاها نیز نقش محوری دارد. «حس مکان»، در بستر تعاملات اجتماعی، حافظه جمعی و نمادهای فرهنگی تقویت می شود و در قالب «روح مکان»، بازتاب می یابد؛ روحی که با لایه های معنایی پنهان در ساختار فضایی گره خورده است. درنتیجه، پژوهش موردتبیین آشکار ساخت که درک اجتماعی از مکان، از رهگذر لایه های معنایی و ادراکی، می تواند بازنمایی های غنی تری از روح مکان و حس مکان در فضاهای فرهنگی فراهم آورد. این ادراک، برساخته ای است از حضور فعالانه کاربران، خاطره های مشترک و معناهای نمادینی که در ساختار کالبدی و نظم فضایی جای می گیرند. ازاین رو، طراحی فضاهای فرهنگی هویت مند در عصر معاصر نیازمند توجه به زبان مشترک کاربران و ارزش های بومی و اجتماعی در قالبی معناشناختی است.
معناشناسی معناهای ضمنی چند واژه عربی در غزل های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
1 - 19
حوزههای تخصصی:
زبان شعر حافظ بسیار ظریف، هنرمندانه و همچنین اثرگذار و شاعرانه است. واژگانی که حافظ برمی گزیند و به شعر می آورد از ظرفیت معنایی بسیاری برخوردارند. او، واژگان را در چنان بافتی قرار می دهد که کلمه در آن شکوفا می شود و معناهای سایه وار متکثری را تداعی می کند. واژه های عربی غزل های او نیز به تمامی این ویژگی ها را دارایند. این واژگان از طرفی، به خاطر اینکه در زبان دیگری ریشه دارند، قابلیت خلق آشنایی زدایی را در شعر فارسی دارند. از طرف دیگر، بسیاری از این واژگان از متون و فرهنگ اسلام، وارد زبان شعر حافظ شده اند. ازاین رو، آن ها ظرفیت معنایی بسیاری دارند؛ این ظرفیت در سیاق شعر حافظ، به زیباترین شکل ممکن متبلور می شود. واژگان عربی در شعر او، به شکلی در بافت نشسته اند که هاله معناهای بسیاری از آن ها به ذهن می آید. در این اثر سعی شده معناهای سایه وار و ضمنی این واژگان کشف شود و در ضمن آن، زبان شعر حافظ، زیبایی ها و ژرفای آن نمایانده شود. واژگان عربی حافظ، در قیاس با مترادف های فارسی و دیگر هم معناهای عربی شان، بار معنایی عاطفی بیشتری دارند. برخی از آن ها، از جمله واژگان اضدادند. برخی دیگر، واژگان قرآن اند و به طور هم زمان هم معنای مرکزی واژه و هم معنای واژه در بافت قرآن را به ذهن تداعی می کنند. برخی از واژگان عربی، معناهای هاله واری را به ذهن می آورند. این معناها برخاسته از هم نشینی حروف و اصوات کلمه است که عمدتاً معنای مرکزی واژه را تأکید می کنند.
اعتبارسنجی دیدگاه مفسران درباره مفهوم واژه «لاتَنهَرهُما» در آیه 23 اسراء با رویکرد معناشناختی ساخت گرا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
171 - 195
حوزههای تخصصی:
تأمل و تعمق در مضمون آیات (24-23) سوره اسراء، با محوریت فعل «لاتَنهَر»، مفهومی متفاوت با برداشت های تفسیری به دست می دهد. بیشتر مفسران عبارات و اصطلاحات به کار رفته در این دو آیه را حول محور کلی «احترام به والدین»، در معانی متفاوت و گاه متمایز، بیان نموده اند، حال آنکه پیام کلی این دو آیه با محوریت عبارت «وَ لَا تَنْهَرْهُمَا»، بر عدم «طرد و راندن» والدین از خود اشاره دارد. هر یک از واژگان و عبارات این دو آیه، به مثابه پیکره ای واحد، تکمیل کننده مفهوم فعل «نَهرَ» و معنای برآمده از آن است. جستار پیش رو با رویکرد معناشناسی ساخت گرا -که به مفهوم واژگان در بافت و ساختار جملات می پردازد- به طور خاص بر همنشین های فعل «نهَرَ»، همچون عبارت «یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما»، واژه «أفّ»، وصف «کَریم» و عبارت کنایی «خفضُ الجَناح»، متمرکز می شود و معنای محوری و کلیدی آیه، یعنی «حمایت و نگهداری» از والدین و عدم «طرد و راندن» آنان از خود، به عنوان یکی از وظایف اصلی فرزندان به هنگامه پیری و فرتوتی والدین تبیین می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد برخلاف دیدگاه بیشتر مفسران، واژه «أفّ» بر مفهوم حداکثری اهانت، نفرت و دوری والدین دلالت دارد، ضمن اینکه فعل «لاتَنهَر»، نه به معنای «عدم پرخاش»، بلکه برای نهی از «طرد و راندن و دور کردن» به کار رفته است. افزون بر این، وصف «قولاً کَریماً» و عبارت «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ» نیز تکمیل کننده همان مفهوم کلی دو آیه؛ یعنی «نگهداری و مراقبت» از والدین است.
بررسی حوزه معنایی و زبانشناسی موادّ «خوف»، «روع»، «رهب» و«وجل» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
61-88
حوزههای تخصصی:
معنا شناسی واژگان قرآنی یکی از روش های نوین پژوهش در قرآن است . میادین معنایی وسیع کتاب جاویدان بعد از انتخاب واژگان با ارتباط سیستمی کلمات پیرامونش بررسی می شود و برخی لایه های پنهان معانی آیات ظاهر می گردد. رویکرد معنا شناسانه واژگان ترس در قرآن ، معارف نهفته در باطن آیات را با بررسی عبارات همنشین کشف کرده و نظام دار بودن آن معارف را تقویت می کند. در این جستار قصد بر این است لایه های معنایی کلمات « ترس » را که عبارتند از : خشیه ، خوف ، رهب ، تقوی ، وجل ، ، فزع ، رعب و جبن ، با توجه به روابط همنشینی در قرآن مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. ابتدا معنای هر واژه را از منابع معتبر لغت جستجو ، سپس ذیل هر کلمه منتخبی از آیات قرآنی مربوط به بافت و سیاق آیات ، از تفسیرهای معتبر روشن نموده و در این راستا از محور هم نشینی در فهم معنا و مصداق آیات استفاده شده است . به عنوان مثال : خشیه عبارت است از ترسی که تعظیمی با آن همراه باشد و در بیشتر موارد این امر از آگاهی نیست به آنچه که از آن می ترسد ، ناشی می گردد. تفاوت « خشیه » و « خوف » در یقین صادق نسبت به عظمت پروردگار و به سبب تسلط و قهر و وحشت از چیزی است .
نگاهی نو به روش های تفسیری فریقین در تفسیر آیه 55 سوره مائده در اثبات ولایت حضرت علی (علیه السّلام)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
124 - 163
حوزههای تخصصی:
آیه 55 سوره مائده، ازجمله آیات بسیار مهم و ویژه در اثبات ولایت امام علی(علیه السّلام) است. تحلیل درست این آیه خودبه خود شبهات زیادی را دفع خواهد کرد. متأسفانه بسیاری از مفسران تلاش زائدالوصفی را در دفع شبهات، ذیل این آیه داشته اند، و حال اینکه، تفسیر یا تأویل دقیق این آیه، با استفاده از روش های سه گانه قرآنی به اضافه کشف معنایی لغات در آیه می تواند زمینه ایجاد شبهه را برطرف کند. قاطبه مفسران در تفسیر آیه، به روایاتی اعم از شأن نزولی، و روایات مفسره یا مؤوله متوسل شده اند؛ درحالی که شبهه واردشده از سوی شبهه کنندگان، به کشف معنایی لغت «ولیّ» و کلمات دیگر آیه بازمی گردد. ازاین رو یکی از مهم ترین محورهای پژوهش های قرآنی، کشف و تبیین دقیق معانی آیات و گزاره های متشابه با روشی نو و با نگاه تحلیلی - توصیفی است. بی تردید فهم و دریافت معانی قرآن، بدون شناخت و درک معانی واژگان ممکن نیست. این موضوع همواره دغدغه اصلی دین پژوهان و مفسران بوده است که با شناختی دقیق و ریشه ای از واژگان، به کنه غایات و مقاصد الهی پی ببرند. یکی از پرکاربردترین اصطلاحات قرآنی، واژه «ولیّ» است که در معانی مختلفی به کار رفته است. یافته ها نشان می دهد واژه «ولیّ» در قرآن با معانی فرزند، سرپرستی و رهبری مادی و معنوی، و دوست، و به منزله اسم و صفت الهی به کار رفته، و با واژگان اولی الامر، اطاعت و ... هم نشین است. بنابراین واژه «ولیّ» مشترک لفظی است که برای فهم دقیق معنای آن، باید به قراین قبل و بعد آن توجه شود که از طریق هم نشینان و سیاق آیه، به معنای اصلی آیه پی برده شود. در آیه 55 سوره مائده، سرپرستی امت و ولایت بر آنها همانند نبی اسلام| آمده است.
معناشناسی «فطرت» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
147 - 169
حوزههای تخصصی:
معناشناسی روش مناسبی برای تبیین شبکه معنایی واژگان قرآنی و در نتیجه، فهم گفتمان قرآن کریم است. از جمله واژگان مهم قرآنی، واژه «فطرت» است که برای دریافت معنای دقیق آن باید حوزه معنایی آن مورد توجه قرار گیرد تا از طریق ویژگی های مفهومی و استعمالی، مفهوم نهفته در واژه استخراج شود. در نوشتار حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی و با عنایت به روش معناشناسی حوزه ای و قالبی، در پی دست یافتن به توصیف قالب فطرت در قرآن و نیز بررسی مؤلفه های معنایی این واژه همچون همنشین ها، جانشین ها و متقابل ها بوده ایم. نتایج پژوهش نشان داد که فطرت دارای یک قالب معنایی مرکزی است که همان «تحولی است که مستلزم نقض حالت قبل باشد» و سایر قالب های معنایی چون شکافتن، آفرینش، ظاهر کردن و غیره نیز به این مفهوم اشاره دارند. اما استعمال این واژه در دو باب «انفطار» و «تفطّر» معنای ضد نظم را دارد که از حالت آبادانی به حالت ویرانی تحول می یابد. در محور همنشینی، فطرت با واژگان «دین»، «الله» و «تبدیل»، همنشین شده است. در تکمیل محور همنشینی می توان به همنشین های مشتقات ریشه «فطر» نیز توجه کرد. در محور جانشینی نیز می توان به جانشین های ریشه «فطر» چون «بدع»، «خلق» و «رب» اشاره کرد. با این حال، «فطرت» در قرآن جانشینی ندارد. فطرت دارای کاربرد خاصی در زبان قرآن است که با توجه به عناصر قالبی فطرت در قرآن شامل دارندگان فطرت، منبع فطرت، فراوانی کاربرد واژه فطرت، فراوانی دارندگان فطرت، حالت فطرت، کارکرد فطرت و منکران فطرت، می توان معنای قالبی فطرت در قرآن را تبیین کرد.
بررسی جایگاه مفعول معه در قرآن کریم با تکیه بر معنای سیاقی آیات
حوزههای تخصصی:
مفعول معه به عنوان یکی از مفاعیل پنجگانه، همانطور که از نامش مشخص است، بر همراهی میان دو امر دلالت می کند که همیشه با «واو» می آید. قرآن نیز به عنوان متنی عربی از این قاعده نحوی خالی نیست. برخی وجود مفعول معه در قرآن را رد و برخی آن را جائز می دانند. از آنجایی که عطف و معیت هرکدام موجب تفاوت در معنای اصلی می شوند؛ لذا عطف یا معیه بودن «واو» در متن قرآن باعث تفاوت در معنا و برداشت از آیه می شود. از اینرو پژوهش حاضر با روشی توصیفی-تحلیلی و باتوجه به سیاق و بافت موقعیتی آیات، سعی در بررسی این نوع مفعول در قرآن دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد، آیات مورد اختلاف علماء در بحث مفعول معه 22 آیه است که این تعداد، مجموع مواردی است که در کتب نحوی به آن اشاره شده است. از این تعداد پس از ذکر شواهد، 16آیه سهم مفعول معه و 6 آیه سهم عطف شد که کثرت معیت به خاطر محوریت داشتن آن با توجه به سیاق و بافت موقعیتی آیه است. همچنین مشخص شد، معیار اصلی عطف و معیت مشارکت در حکم و زمان است؛ یعنی آیاتی که واو به معنای معیت بود، در حکم و زمان مشترک بودند اما آیاتی که واو عطف بودند، تنها در حکم اشتراک داشتند.
مقایسه کارآمدی دو روش تفسیر کلامی و بیانی در فهم رزق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفسران شیعه، معتزله و اشعری، همواره در طول تاریخ تفسیر قرآن کریم، از پیش فرض های کلامی خود آگاهانه و یا ناآگاهانه، تأثیر پذیرفته اند. یکی ازاین موضوعات، مسئله امکان، یا عدم امکان رزق حرام است. برای بازپژوهی این موضوع تفسیری، لازم است به روش مطالعه تاریخی، ابتدا ریشه های تاریخی ورود این موضوع به تفسیر قرآن، دقیقاً روشن شود. سپس، با استفاده از ابزارهای دانش زبان شناسی؛ مانند ریشه شناسی و معناشناسی، به فهم جدید و قابل اعتمادی از رزق دست یافت. بررسی تاریخ اسلام نشانگر آن است که، مسئله تصرف حرام در اموال مسلمانان، به ویژه در ارزاق عمومی توسط عثمان بن عفان، یکی از مهم ترین دلایل قتل وی بوده است. در قرن دوم هجری، این مسئله به یک موضوع منازعه جدی کلامی، بین دو گرایش شیعی و اشعری تبدیل شده است. در این مقطع تاریخی، تلاش شده است، تصرف حرام در اموال مسلمانان، توسط خلیفه سوم، با استفاده از نظریه عدالت صحابه، جبر و استناد به قرآن، توجیه شود. ریشه شناسی و تبیین حوزه معنایی «رزق» نشان می دهد، در قرن دوم و سوم هجری، هیچ کدام از کتب تفسیری و همچنین مؤلفان کتب لغت، به دلیل تأثیرپذیری از این منازعه جدی، به مفهوم ریشه ای این واژه نپرداخته اند. ریشه شناسی رزق نشان می دهد، مفهوم احسان و شفقت، یکی از مفاهیم محوری واژه رزق است. تبیین حوزه معنایی رزق نیز نشان می دهد، رزق در قرآن کریم به معنای هدیه است و نمی تواند در مورد مال حرام کاربرد داشته باشد. استفاده از این روش، مستندات جدید و قابل اعتمادی از قرآن کریم را در بطلان دیدگاه امکان رزق حرام، ارایه می کند.