مطالب مرتبط با کلیدواژه

معناشناسی


۳۸۱.

معناشناسی «خنده» و «تبسّم» در برخی از متون نثر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معناشناسی خنده متون نثر فارسی موقعیّت کلام دردخند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۸
زمینه: واکنش انسان به محیط و موقعیّت، صرفاً بر اساس زبان و نشانه های آن نیست. حرکات بدن، نگاه، گریه، خنده و تبسّم نیز می توانند ما را در ایجاد ارتباط و بیان مفاهیم درونی یاری کنند. در این میان، خنده جایگاه ویژه ای دارد، از سویی احساسات و عواطف، زمینه ساز ایجاد معانی زیادی در متون ادبی شده اند و ادبیات جلوه گاه بسیاری از حالات انسانی است. خنده وتبسّم یکی از آشکارترین این عواطف است که می تواند مانند سخن ادبی، نمودار مفاهیم و معانی گوناگونی گردند. روش: از آن جا که زمینه گفتار و سخن، رابطه تنگاتنگی با نوع معنا و علّت خنده دارد، این جستار بر آن است تا برای نخستین بار، بر پایه برخی از مهم ترین متون نثر فارسی؛ چون قابوس نامه، کلیله و دمنه، گلستان و... که در آن ها خنده به مثابه یک رفتار میان شخصیّت های انسانی و تمثیلی شکل می گیرد، به معنی شناسی خنده بپردازد.   یافته ها: بر اساس یافته های نگارندگان، آنچه را که نمی توان بر زبان آورد، با خنده به آسانی می توان بیان کرد؛ از این روی با تحلیل خنده کسی، سخن ناگفته وی قابل دریافت است. تمسخر، تعریض، انتقاد و اعتراض، خوش آمد، ایجاد ارتباط، نمایش شادی و غم، پروراندن حس انتقام و ترغیب، اخطار، خودشیرینی و بسیاری از معانی دیگر را می توان با خنده بیان نمود. از طرفی برخلاف گمان رایج، خنده برای بیان آزادی و رهایی از اسارت جهان درون و بیرون نیست، بلکه گاهی برای پنهان کردن خواست درون، احساسات و عواطف و اجتناب از درگیری و نزاع نیز به کار می رود. این خودسانسوری هنگامی که شخص، خود را در خطر می بیند و جدّی بودن، عواقب ناگواری برای او دارد، جلوه گر می شود.
۳۸۲.

بررسی معنایی و واکاوی دلالت های بلاغی زبان بدن انسان در قرآن (بررسی موردی زبان بصر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قرآن زبان بدن بصر عناصر بلاغی معناشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۸
قرآن کریم برای انتقال بسیاری از مفاهیم، از حرکات اندام های بدن بهره برده است؛ آنچه امروزه «زبان بدن» نامیده می شود. این حرکات، گاه تأثیری ژرف تر از زبان گفتاری دارند. در این میان، عضو «بصر» از پرکاربردترین و مؤثرترین ابزارهای بیانی قرآن است که کاربرد آن فراتر از بینایی حسی بوده و در خدمت بیان مفاهیم عمیق روانی، عاطفی و معنوی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی، با تمرکز بر کل قرآن کریم و استناد به لغت نامه های اصیل، تفاسیر معتبر و اشعار عربی، به واکاوی معنایی و بلاغی زبان «بصر» در قرآن می پردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که چشم در قرآن، علاوه بر کارکرد حسی، نقشی بلاغی و معرفتی ایفا می کند؛ به گونه ای که حالات چشم در بافت آیات، آینه ای از وضعیت روانی، عاطفی و ایمانی انسان است. کاربردهای بلاغیِ استعاره، تشبیه و کنایه در توصیف حرکات بصر، به تعمیق مفاهیم قرآنی و تصویرسازی مؤثر معنوی انجامیده است. مفاهیمی چون زبونی، انکار، تهدید، هراس، خشم و آشفتگی روانی از طریق زبان بصر به زیباترین شیوه ترسیم شده اند. از منظر بلاغی، استعاره و تشبیه تمثیل، بیشترین بسامد را در کاربردهای بصر دارند و پس از آن، کنایه قرار می گیرد. این مقاله نشان می دهد که درک دلالت های بلاغی، در گرو معناشناسی دقیق واژه هاست. از منظر نظری، این پژوهش در فهم کاربرد نظریه استعاره مفهومی در زبان بدنِ قرآنی مؤثر است. از منظر عملی نیز می تواند به پژوهشگران در تحلیل پیوند میان زبان قرآن و رفتارهای غیرکلامی، انسان را یاری رساند.
۳۸۳.

معناشناسی واژگان هنرهای بصری در سده های نخستین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معناشناسی هنرهای بصری واژه های هم معنا سده های نخستین اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۰
مسلمانان در سده های نخستین اسلامی واژگان متعددی را برای توصیف هنرهای بصری به کار برده اند که در منابع لغوی متقدم برشمرده اند و معمولا از واژه های هم معنا برای توصیف معنای واژه ها استفاده کرده اند بدون آن که هیچ توضیح روشن کننده ای درباره ی تفاوت میان معنای آن ها ارائه دهند. تحلیل معنای این واژه ها و توجه به تفاوت معنایشان می تواند تصویر روشنی از نحوه ی نگرش مسلمانان در سده های نخستین اسلامی نسبت به هنرهای بصری در اختیار بگذارد. پژوهش پیش رو به این مسئله می پردازد که مسلمانان در سده های نخستین چه واژگانی را در ارتباط با هنرهای بصری به کار برده اند و این واژگان در منابع لغوی متقدم در چه معنایی به کار رفته اند؟ این واژگان چه تفاوت معنایی با یکدیگر دارند؟ به نظر می رسد واژه های بَرقَش، تَزوِیق، رَقش، رَقط، رَقم، رَقن، زُخرُف، قَرمَطَ، نَقش، نَمش، نَمق، نَمنَمَه، وَشی در معنای بازنمایی تصویر جانداران به کار رفته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد برخی از این واژگان در اصل به معنای تصویر و برخی دیگر در اصل به معنای غیر تصویر هستند اما در معنای تصویر نیز به کار رفته اند. این واژگان در نسبت با مفهوم تصویر به چندین دسته معنایی تقسیم می شوند که در شماری از آن ها معنای بازنمایی تصویر جانداران اصالت و غلبه دارد و در برخی دیگر معنایی غیر از بازنمایی تصویر جانداران مانند آرایه ی پر زرق و برق یا چگونگی ایجاد نقوش و کیفیت رنگ و ظرافت آن ها غلبه و اهمیت دارد. این واژگان معمولا در معنای آراستن و تزیین کردن استفاده شده اند و از آنجا که برخی از انواع تزیینات نقوش جاندران بوده، به مرور در معنای بازنمایی تصویر جانداران به کار رفته اند.
۳۸۴.

کاربست روش معناشناسی فقهی در موضوع هنر(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: موضوع شناسی معناشناسی عرف موضوع غیرمنصوص موضوع مستنبط هنر الفن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۰
حضور جدی فقه در عرصه های فردی و اجتماعی هنر نیازمند موضوع شناسی و به تبع معناشناسی دقیقی از آن است؛ اما این حضور، بیش از همه در ابواب فراگیر همچون عبادات و معاملات بوده است و بابی برای موضوع مستنبطه عرفی هنر گشوده نشده تا معنای متغیر آن را در چارچوب موضوع شناسی فقهی تعریف کند؛ از این رو ضروری است با ورود به حوزه معناشناسی، روش کشف معنا از ابواب فقهی دیگر اصطیاد گردد و به تعریف هنر توسعه داده شود؛ بنابراین در مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، روش معناشناسی فقها، استخراج و در جهت کشف معنای هنر، به کار بسته شده است. در این راستا با توجه به اینکه فقها تعریف مشخصی از معناشناسی فقهی به دست نداده اند، در گام نخست معناشناسی فقهی تعریف شده و روش رایج آن در میان فقها تبیین گشته است. در این تحقیق با بررسی ادله فقها در به کارگیری روشِ معناشناسی و توسعه آن در عرصه هنر، تلاش شده معنای هنر که عنوانی غیرمنصوص، مستنبطه و منقول عرفی است، روشن شود؛ نتیجه آنکه «هنر کنش خلاقه ای است که کشفِ هنرمند از عواطف یا ادراکات علمی را از دریچه مهارتی خاص در قالب افعال یا اشکالی به منصه ظهور می رساند و عرف خاص هنری، آن کنش را متصف به هنر و خروجی آن در قالب اشکال و افعال را نیز به عنوان «اثر هنری» می شناسد».