مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۸۱.
۱۸۲.
۱۸۳.
۱۸۴.
۱۸۵.
۱۸۶.
۱۸۷.
۱۸۸.
۱۸۹.
۱۹۰.
۱۹۱.
۱۹۲.
۱۹۳.
۱۹۴.
زیبایی
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
49 - 62
حوزههای تخصصی:
موضوع اصلی نقاشی قاجار پیکر انسانی با نوعی زیبایی آرمانی است که به لحاظ ویژگی های چهره و بدن از الگویی ثابت تبعیت می کند. بنا به رأی برخی محققان، مختصات زیبایی به طور یکسان برای مردان و زنان تصویرگری می شده است. این گزاره اگرچه صحیح، اما دقیق نیست. مسئله باید پیرامون بازنمایی جنسیت در فرهنگ دیداری و دیدمان حاکم بر این دوره صورت بندی شود و این موضوع و چرایی آن، خصوصاً در مورد شاه و شاهزادگان نیز باید مورد واکاوی قرار گیرد. این تحقیق از نوع کیفی و بنیادین بوده و روش آن توصیفی با تحلیل ترکیبی است که به نحو انتقادی کاربست می یابد. روش شناسی به مفهوم تبارکاوی بر بنیان آراء فوکو و لکان برمی گردد. تبارکاوی چهره و بدن از اهداف این نوشتار است. با توجه به اهمیت پرتره ی شاه، می توان نتیجه گرفت که فتحعلی شاه محور دیدمان و کلیشه ای تصویری برای بازنمایی زیبایی به علاوه ی قدرت است و برای خود و دیگران مورد تقلید و مطلوب انطباق هویتی قرار می گیرد. بنابراین زیبایی در این دیدمان، نخست متعلق شاه/پدر یا دیگری بزرگِ آینه ای است و سپس به دیگران تعلق می گیرد. چنین امری محصول ساحت خیالی جامعه بوده و به انگاره ی شاهی در نهاد ناآگاه جمعی برمی گردد که به نحو اسطوره ای، تاریخی و فرهنگی شکل گرفته است.
بررسی نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۷)
113 - 132
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین دغدغه های اندیشمندان، ارزش گذاری آثار هنری است که برای این کار، تعیین معیاری ثابت و مشخص در جهت ارزیابی آثار هنری ضروری به نظر می رسد؛ زیرا اگر نتوان به معیاری ثابت دست پیدا کرد، نمی توان مرز دقیقی بین هنر و دیگر عرصه های فعالیت انسان مشخص نمود. همچنین در صورت نسبی بودن این معیار، نمی توان از آثار برتر تقدیر کرد و آثار ضعیف را در درجه پایین تر دسته بندی نمود. در این حالت انسان دچار سردرگمی می شود و کارکرد هنر که کمک به شناخت و فهم بهتر انسان از خود و کمالات حقیقی خود است، از بین می رود. بر این اساس نوشته حاضر درصدد است تا با روش تحلیلی انتقادی به بررسی نظرات آیت الله مصباح یزدی درباره نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری در فلسفه اسلامی بپردازد. از منظر ایشان ارزش هنری، اگرچه مانند دیگر ارزش ها منشأئی غیر از مطلوبیت ندارد، اما این نوع مطلوبیت به علت یافت شدن زیبایی در اثر هنری، خاص هنر است. همچنین ملاک ارزش حقیقی در همه انواع هنر، در نهایت، سازگاری و ملائمت اثر هنری با کمال خاص انسانی است و ارزش هنری با اثر هنری رابطه ای ابزاری دارد و تنها در ارتباط با بیرون از اثر هنری فهم می شود. ایشان اگرچه ارزش هنری را در نسبت با مرتبه مخاطب نسبی می داند، اما در نهایت با ذات گرایی در هنر موافق تر است و در پاسخ به سؤال درخصوص نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری، آن را در نگاه کلان و با لحاظ کمال حقیقی انسانی غیرنسبی و ثابت می داند و ارزش گذاری را که متناسب با ادراک لذت وهمی باشد ارزش گذاری غیر صحیح و غیر اصیل می شمارد.
تأملی در نسبت زیبایی و خیر در فلسفه ی افلاطون و ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
163 - 180
حوزههای تخصصی:
مساله زیبایی و هنرهای زیبا و نسبت آن با مفاهیم ارزشمند و اعلایی همچون خیر و سودمندی از دیرباز مورد توجه متفکران یونان باستان بوده است و تلاش های بسیاری شده است تا تعریف جامع و کاملی از مفهوم زیبایی بیان شود. اما دشواری ها و پیچیدگی هایی که در مسیر تعریف این مفهوم قرار داشت مانع از به دست آمدن تعریفی مشخص از زیبایی شد. آنچه که از همان آغاز این متفکران را به شگفتی و حیرت در باب زیبایی و احکام آن فرا میخواند نسبت آن با تقلید و بازنمودشیء واقعی بود. لذا کوشش های بسیار در تبیین نسبت زیبایی با واقعیت و جهان طبیعت شد.از سوی دیگرمفهوم خیربه عنوان اصل ارزش بخش به انسان درتمام جنبه های زندگی وی مساله مهم دیگری بود که سعی بر بررسی آن از سوی متفکران می شد. نخستین کسی که به طور نظام مند در خصوص زیبایی و هنر اندیشه ای فلسفی ارائه داد افلاطون بود که بسیار تلاش کرد تاتعریفی از مفهوم زیبایی به دست آورد و نسبت این مفهوم را با مفهوم خیر و سودمندی تبیین کند. پس از وی ارسطو به بحث در مورد زیبایی و انواع هنرهای زیبا پرداخت و سعی کرد جایگاه زیبایی و هنر و غایت آن را در برابر معرفت و نسبت این مفهوم را با واقعیت و همچنین مفاهیم مرتبط با خیر و نیکی مشخص کند. در این مقاله سعی شده که به بررسی نظرات این دو متفکر بزرگ در باب زیبایی ونسبت آن با مفهوم خیر پرداخته شود و مقایسه ای میان آرای آنان در این موضوع به عمل آید.
زیبایی و معنای زندگی در فلسفه فارابی: بازتعریفی برای انسان معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرسش از معنای زندگی همواره یکی از چالش های اساسی فلسفه بوده است. در این زمینه دو دیدگاه عمده وجود دارد: نخست، معنای زندگی به عنوان امری کشف کردنی که در نظم متافیزیکی هستی نهفته است، و دوم، معنای زندگی به عنوان امری خلق شدنی که فرد آن را بر اساس تجربه های شخصی و ارزش های برساخته خود ایجاد می کند. با بررسی نظام فکری فارابی، در این مقاله کوشش شده به این مناقشه از منظر ارتباط زیبایی و معنای زندگی پاسخ داده شود. فارابی زیبایی را نه تنها به عنوان یک امر زیباشناختی، بلکه به عنوان مسیری برای دست یابی به سعادت و کشف حقیقت معرفی می کند. از دیدگاه او، زیبایی حقیقی در مراتب وجودی مختلف، از محسوس تا عقلی، ظهور می یابد و انسان را به هماهنگی با حقیقت متافیزیکی رهنمون می سازد. این پژوهش نشان می دهد که در نظام فارابی، زیبایی نقشی دوگانه ایفا می کند: از یک سو، راهی برای کشف معنای عینی زندگی از طریق هماهنگی با عقل فعال است، و از سوی دیگر، به فرد امکان می دهد تا در تجربه های جزئی خود معنا را بازتولید و متجلی سازد. بدین ترتیب، فلسفه فارابی نه تنها دیدگاه کشف معنا را تأیید می کند، بلکه جایگاهی برای تجربه های فردی در فرآیند تحقق این معنا قائل است. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که فارابی با ارائه ساختاری عقلانی و هستی شناختی برای زیبایی، امکان حل مناقشه میان کشف و خلق معنا را فراهم می آورد.
جمال پرستی در شعر و اندیشه اسیری لاهیجی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
44 - 64
حوزههای تخصصی:
جمال پرستی در عرفان ایرانی- اسلامی با استفاده از دستاوردهای حکمت یونانی و اشراق شرقی، به ویژه استفاده از حکمت ایران باستان، در قرون نخستین اسلامی شکل گرفته و با استفاده از تعالیم اسلامی به مکتب بزرگی در عرفان اسلامی تبدیل شده است. اسیری پیرو مکتب جمال پرستی و شاهدبازی و رندی و قلندری و اهل فتوّت است. وی معتقد به انعکاس جمال حق در سایر مخلوقات به ویژه معشوق زمینی است. در این مقاله کوشیده ایم با بررسی آثار و اندیشه های اسیری لاهیجی دیدگاه او را در خصوص مفاهیم زیبایی، زیبایی پرستی و مکتب جمال واکاوی کنیم. پرسش اصلی پژوهش این است که نگاه اسیری به مکتب جمال پرستی چگونه است و آن را در آثار خود چگونه بیان کرده است؟ هدف اصلی پژوهش استخراج، تحلیل و بررسی اندیشه های جمال پرستانه در آثار اسیری لاهیجی است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است و با ابزار کتابخانه و مطالعه کتاب ها، مقالات و اسناد مکتوب مرتبط با موضوع پژوهش انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد اسیری پیرو مکتب جمال پرستی در عرفان اسلامی است و به همین دلیل مهم ترین مض مون در اش عار او مرب وط ب ه عش ق اس ت؛ ک ه فلس فه ای خ اص را نش ان م ی ده د. وی هم ه ذرات هس تی را مس ت از عش ق اله ی می داند. عش ق او ک ه زایی ده زیب ایی اس ت، تنه ا ب ه عش ق حقیق ی و اله ی مح دود نم ی ش ود و چ ون دیگ ر بزرگ ان مکت ب جمال همه زیبایی ه ای دنی ا را جل وه آن جم ال م ی دان د و عش ق و جم ال زمین ی را ه م عش ق حقیق ی ب ه ش مار م ی آورد.
گستره پژوهی مفهوم زیبایی شناسی بصری در یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
7 - 38
حوزههای تخصصی:
ادبیات فراوانی در مورد زیبایی شناسی، اصول طراحی بصری و تئوری طراحی گرافیک وجود دارد. اما در مورد روند یادگیری الکترونیکی و دوره های آنلاین از نظر زیبایی شناسی بسیار اندک بحث شده است. یکی از موانع اصلی دستیابی به دانش مورد نیاز در این زمینه عدم درک تعاریف کاربردی و ایده های مفهومی در این حوزه است. استفاده مناسب از مفاهیم زیبایی شناسی می تواند در پذیرش سیستم یادگیری از نظر قابلیت و سهولت استفاده، فراتر رفتن از ویژگی های ابزاری و توجه به ویژگی های غیرابزاری مانند جنبه های عاطفی، زیبایی شناسی و انگیزشی طراحی یادگیری الکترونیکی با توجه به نیازهای یادگیرندگان اثربخش باشد و از یک سو باعث یادگیری و رضایت مندی آنها و ازسوی دیگر باعث افزایش کارایی سیستم آموزش گردد و در نهایت به یک تجربه یادگیری باارزش منجر شود. هرچند تعریف زیبایی شناسی در یادگیری الکترونیکی پیچیده و تاحدی ذهنی است اما می توان گفت شامل ظاهر قابل قبول، رابط بصری جذاب و محتوای منظم و ترکیبی از هر سه عنصراست که تجربه یادگیرنده را افزایش داده و نتایج یادگیری را تقویت می کند و بر کل سیستم تأثیرگذار است. بنابراین هدف پژوهش حاضر تبیین مفاهیم و فرآیند استفاده از زیبایی و زیبایی شناسی بصری برای بهبود تجربه یادگیری الکترونیکی و گسترش دانش زیبایی شناسی بصری در این حوزه با استفاده از روش گستره پژوهی می باشد.
فراترکیب چیستی هنر انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
155 - 184
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران، از جمله بزرگ ترین پدیده های سیاسی- اجتماعی سده اخیر جهان محسوب می شود که در کنار آثار خود در ابعاد مختلف زندگی، تأثیرات فراوانی را در ساحت هنر از خود به جای گذاشته است. با این وجود، یکی از مهم ترین پرسش هایی که پیش روی هنر انقلاب اسلامی قرار دارد، سؤال از چیستی آن است. مقاله حاضر تلاش کرده تا با استفاده از روش فراترکیب و بهره بردن از الگوی هفت مرحله ای ساندلوسکی و بارسو، از طریق تحلیل و بررسی مجموعه ای از پژوهش های مرتبط با موضوع خود، تقریر منسجمی از چیستایی هنر انقلاب اسلامی ارائه دهد که در آن اصول حاکم بر این هنر و نسبت آن با برخی از مبانی معرفتی انقلاب اسلامی موردتوجه قرار گرفته باشد. به این ترتیب در مقاله حاضر، پس از تحلیل و بررسی 39 اثر علمی، اعم از کتاب، مقاله، پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری، که حاصل مرور نظاممند مجموعه وسیعی از آثار علمی است، اصول و مبانی حاکم بر هنر انقلاب مبتنی بر منطق علل اربعه، در چهار بعد «فاعل» (هنرمند)، «غایت» (هدف تولید اثر هنری)، «فرم» و «محتوا» ارائه شده است. طبق این پژوهش، توحید محوری، کرامت تکوینی انسان، تعالی انسان، واقع گرایی، معاد باوری، هدفداری عالم و اراده مندی انسان، هدایت تشریعی انسان و ... از جمله مهم ترین مبانی حاکم بر هنر انقلاب اسلامی به شمار می روند.
تحلیل جنبۀ زیبایی آیین زار قشم؛ با تأکید بر مفهوم غایت مندی در فلسفۀ کانت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶)
117 - 127
حوزههای تخصصی:
آیین زار، آیینی موسیقایی درمانی است که قرن ها پیش توسط بردگان افریقایی و از مبدأ شرق آفریقا به سواحل عربستان و سواحل جنوبی ایران آورده شده است. معتقدان بر این آیین بر این باورند که موجوداتی فرامادی در جهان حضور دارند و می توانند با حلول در جسم و جان انسان، وی را مرکب خود کرده و دچار بیماری و گرفتاری کنند. آنها برای درمان بیماران مراسمی را تحت عنوان «آیین زار» برپا می کنند. در این آیین، موسیقی، رقص، ذکر اشعار و اوراد، فضاسازی، اجرا، پهن کردن سفره، نذورات و قربانی کردن ارکان اصلی هستند. همین عناصر، به آیین زار یک جنبه نمایش گونه می دهند که می تواند آن را از لحاظ هنری زیبا جلوه دهد. با توجه به این امر، پژوهش حاضر به تحلیل جنبه های زیبایی آیین زار قشم با تأکید بر دقیقه سوم امر زیبا در نقد قوه حکم کانت و مفهوم غایت مندی می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، تعیین جنبه های زیبایی آیین زار قشم، با توجه به مفهوم غایت مندی در فلسفه کانت می باشد. همچنین پرسش اصلی پژوهش حاضر، این است که جنبه های زیبایی در آیین زار قشم با توجه به مفهوم غایت مندی در فلسفه کانت چیست؟ این پژوهش بنیادی و توصیفی تحلیلی است. گردآوری به روش کتابخانه ای، مشاهده میدانی و مصاحبه و تحلیل از نوع کیفی بر اساس زیبایی شناسی کانت است. نمونه گیری گزینشی غیر تصادفی است. این پژوهش نشان می دهد که بعد رقص از دیدگاه بیمار، دارای زیبایی وابسته و از دیدگاه مخاطب، دارای زیبایی نیست. بعد موسیقی از دیدگاه بیمار، دارای زیبایی وابسته و از دیدگاه مخاطب، دارای زیبایی آزاد است. بخش آواز و اشعار و بخش اجرا هر دو برای بیمار و مخاطب دارای زیبایی وابسته است. بعد فضاسازی برای بیمار دارای زیبایی وابسته و برای مخاطب، دارای زیبایی آزاد است. طبق دیدگاه کانت، زیبایی آزادی که وابسته به عین نیست، دارای خلوص بیشتری است. آنچه در آیین زار از دیدگاه کانت زیبایی خالص تری محسوب می شود، تنها بعد موسیقی و فضاسازی از دیدگاه مخاطب است و از دیدگاه بیمار، تمام زیبایی ها خلوص کمتری دارند. آیین زار قشم علاوه بر غایت درمان، دارای ابعاد زیبایی مانند رقص، موسیقی، آواز و اشعار، اجرا و فضاسازی است و بر اساس دیدگاه کانت، هرکدام نوع زیبایی و غایت مندی متفاوتی دارند. از دیدگاه بیمار، تمام عناصر زیبایی آیین زار، دارای زیبایی وابسته هستند، زیرا مجموعه تمام عناصر مذکور منجر به درمان بیمار می شود. زیبایی عناصر یاد شده برای بیمار، وابسته به غایت درمان و حضور در فضای تقدیس شده آیینی می باشد.
زیبایی و نقش آن در آفرینش اثر هنری از منظر سهروردی با نگاهی به داستان مونس العشاق
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴
183 - 202
حوزههای تخصصی:
زیبایی و هنر دو مقوله پیچیده و مهم هستند که از دیرباز تا کنون متفکران و اندیشمندان بسیاری را به خود مشغول داشته و هریک تلاش کردند تا این دو مقوله را درک و تعریف کنند. هرچند تاکنون هیچ یک موفق نشده اند تعریف جامع و کاملی از این دو مقوله ارائه دهند. سهروردی نیز به رغم عدم تصریح مستقیم درباره زیبایی، دیدگاهی ارزشمند و عمیق ارائه کرده است؛ که می توان مباحث زیبایی و هنر را در اندیشه او یافت. در حکمت اشراق، زیبایی مترادف با «حُسن» تلقی شده و سهروردی در تلاش برای خلق آن، خود و مخاطب را به کمال معنوی می رساند. این مقاله تلاش می کند تا با تحلیل آراء سهروردی نشان دهد که چگونه می توان اندیشه های سهروردی در مورد زیبایی را در هنر معاصر اعمال کرد. روش پژوهش به صورت توصیفی و تحلیلی بوده و با بررسی آثار سهروردی، جایگاه زیبایی و ارتباط آن با هنر را در حکمت اشراقی بررسی می کند.
تغییر نگرش به هنر در سایه نظریه اعتباریات علامه طباطبائی
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵
65 - 85
حوزههای تخصصی:
ابن سینا و دیگر اندیشمندان مسلمان پس از او، تحت تأثیر منطق و فن شعر ارسطویی، زیبایی را به معنای «سازگاری و ملائمت با نفس» تعریف کردند و از آن جا که معنای ثابتی برای نفس انسانی قائل بودند، تعریف آنان نیز حالتی ذات انگارانه پیدا کرده است. با تحولی که ملاصدرا با نظریه حرکت جوهری در تعریف نفس مطرح کرد، تعریف ذات انگارانه از زیبایی دیگر نمی توانست با پویایی و تغییر نهفته در نفس انسانی سازگار باشد. به اعتقاد نگارنده، علامه طباطبایی با مطرح کردن ادراکات اعتباری در مقابل ادراکات حقیقی تحول دیگری را در این زمینه به وجود آورده اند که منجر به تعریفی کارکردگرایانه از زیبایی و هنر می شود.مقصود علامه طباطبایی از ادراکات اعتباری اعتباریاتی است که لازمه فعالیت های حیاتی انسان است و تنها در ظرف عمل محقق می شود. بنابردیدگاه ایشان رابطه ادراکات اعتباری با ادراکات حقیقی از سنخ تولیدی و استنتاج برهانی نیست بلکه تقلید، تکرار و عادت سهم به سزایی در شکل گیری اعتباریات دارند. علاوه بر این قرار گرفتن اعتباریات در مسیر استکمال وجود و رفع نواقص انسان است. حیات اجتماعی انسان و اعتباریات بعد از اجتماع را نیز باید در همین راستا دید. به این ترتیب آنچه در قالب آداب و رسوم و ارزش ها و هنجارها و ... طی قرون و اعصار در یک جامعه پدید آمده و انباشته شده است، همین اعتباریاتی است که وجودِ درحالِ تحول و رو به جانبِ تمامیتِ انسان را به سمت استکمال وجودی می برد. بر این اساس تغییر نگرش ما به هنر به عنوان یکی از مهم ترین این اعتباریات اجتناب ناپذیر است.
واکاوی ماهیت زیبایی از دیدگاه فلاسفه و اندیشمندان غربی
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵
299 - 328
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، بررسی ماهیت زیبایی از دیدگاه فلاسفه و اندیشمندان غربی است. در این پژوهش، روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی است و از روش کتابخانه ای جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شده است و ابزار گردآوری اطلاعات به صورت فیش برداری از کتب بوده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که "زیبایی" از دیدگاه افلاطون کارایی و سودمند بودن، اندازه و تناسب داشتن است، از دیدگاه ارسطو ویژگی امر زیبا عبارت است از ارزشمندی ذاتی، لذت بخش بودن، خیر بودن، مطبوع و خوشایند بودن، نظم داشتن اجزاء درونی و همسانی، روشنی و وضوح داشتن، داشتن اندازه و تناسب، از دیدگاه لایب نیتس، زیبایی امری است سوبژکتیو و ناشی از تعمق به امری خوشایند که متضمن لذت است، از دیدگاه شافتسبری زیبایی هماهنگی و تناسب موجود در عالم خارج است، از دیدگاه هاچسون زیبایی تنها کیفیتی عینی در عالم خارج نیست، بلکه احساس لذت و شادمانی است که از مشاهده کیفیتی خارجی حاصل می گردد و ذوق (یکی از قوای درونی انسان) است که زیبایی را دریافت می کند، از دیدگاه هیوم زیبایی ایجاد احساس تحسین از کیفیات متعدد یک اثر طبیعی یا هنری است، از دیدگاه کانت ویژگی امر زیبا، خرسندی بی شائبه، خرسندی عمومی، متصف بودن به یک هماهنگی بی مقصود یا بی نتیجه و سود یا همان غائیت بدون غایت و خرسندی واجب و ضروری است، از دیدگاه هگل زیبایی های هنری بر زیبایی های طبیعی که منشأ این زیبایی ها والایی روح است که امری راستین و ذاتاً همه شمول است، برتری دارد و از دیدگاه الیوت آیزنر زیبایی، وجود درجه بالایی از انسجام و هماهنگی در اشیاء است.
بررسی نسبت معنای زشتی در فلسفه قرون وسطی با معنای زشتی در زیبایی شناسی جدید
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶
41 - 57
حوزههای تخصصی:
مفهوم زشتی و ماهیت آن متاثر از هستی شناسی آن در طول تاریخ زیبایی شناسی تحول داشته است. در این مقاله از دو حیث به زشتی پرداخته شده است. ابتدا از مفهوم زشتی بحث می شود و تحلیلی از زشتی و معنای آن ارائه می شود و سپس به هستی شناسی زشتی یعنی وجودی یا عدمی بودن آن پرداخته می شود. در فلسفه یونان زشتی امری عدمی بود. همین معنا از زشتی در قرون وسطی از سوی حکیمانی چون قدیس آگوستین و توماس آکوئیناس پذیرفته شد. زشتی در این زمان نقص در صورت بود. در عالم بی صورتی محض نداریم و هر چه از وجود بهره دارد دارای صورت است، بنابراین زشتی محض نیز در این عالم نداریم. آنچه ممکن است زشت پنداشته شود در حقیقت کمتر زیباست نه زشت. زشتی در این زمان مساوق با شر است. در زیبایی شناسی جدید، زشتی تبدیل می شود به امری وجودی. یعنی پذیرفته می شود که اشیایی وجود دارند که حقیقتن زشت هستند و آنچه مورد سوال است کیفیات و عوارض آنها و نسبت ما با آنها است.
بازاندیشی دیدگاه علامه طباطبائی در باب زیبایی و هنر در نسبت با فرهنگ
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
31 - 56
حوزههای تخصصی:
گرچه در بررسی آثار علامه طباطبایی، در نگاه اول به نظر می رسد درباره فلسفه هنر به طور مشخص و مستقل اظهارات چندانی نداشته باشند، در این مقاله کوشیده ایم با در کنار هم قرار دادن و تحلیل قطعاتی از مهم ترین آثار علامه به بازخوانی دیدگاه ایشان در باب زیبایی و آفرینش هنری بپردازیم. در این مسیر ابتدا زمینه های بحث درباره قوای شناختی مختلف را از پیشینه فلسفه اسلامی و به خصوص دیدگاه های صدرالمتألهین مطرح کرده، سپس با استفاده از انسان شناسی فلسفی حکمت متعالیه و نوآوری های خاص علامه طباطبایی در کتب فلسفی و غیر فلسفی ایشان به ویژه مباحث مربوط به ادراکات حسی و فرآیند ادراک و ادراکات اعتباری، به تأمل در ادراک زیبایی و آفرینش هنری از دیدگاه علامه طباطبائی پرداخته ایم. به این ترتیب روشن می شود ادراکات اعتباری و نتایج عملی آن که زمینه ساز شکل گیری فرهنگ در هر جامعه است، در شرایط گوناگون هم از نحوه ادراک خاص ما از زیبایی تأثیر می پذیرد و هم در فرآیند آفرینش هنری تأثیرگذار است و در این بین «قلب» نقشِ محوری را بر عهده دارد.
بررسی لذّت خداوند، مبانی الهیاتی و پیامدهای آن در سنت فلسفی مشاء (واکاوی آرای ارسطو، فارابی و ابن سینا)
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
167 - 187
حوزههای تخصصی:
لذت یکی از مهمترین مسائلی است که ذهن بشر را از دیرباز به خود معطوف کرده است. فیلسوفان لذت را عبارت از ادراک امر ملائم دانسته اند. در سنت فلسفی مشاء مباحث مختلفی از جمله در زمینه چیستی لذت، اقسام آن، فرآیند حصول آن و موارد دیگر طرح شده است. یکی از مهم ترین پرسش های فلسفی در این زمینه آن است که آیا خداوند نیز لذت می برد؟ فیلسوفان مشاء از جمله ارسطو، فارابی و ابن سینا هر سه بر این مسئله اذعان داشته و در مسیری تکاملی و با اختلافی اندک مبانی الهیاتی ویژه ای را برای اثبات و به دست دادن توضیحی ممکن به شیوه فلسفی از چگونگی حصول لذت در ذات الهی طرح کرده اند. بر اساس نظریات این اندیشمندان، وجود خدا به نحو وجوب تحقق دارد. این وجوب سبب تحقق کمالات فعلی بی انتهایی برای خدا شده است که زیبایی او به شمار می رود. خدا که فوق تجرّد و عقل محض است، زیبایی خود را به قوی ترین شکل ادراک می کند. ادراک زیبایی بی نهایت، لذت و در پی آن نیکبختی و عشقی بی نهایت در ذات الهی به بار می نشاند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای صورت گرفته است.