مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۱.
۶۲.
۶۳.
۶۴.
۶۵.
۶۶.
۶۷.
۶۸.
۶۹.
۷۰.
پریشانی روان شناختی
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۹)
93 - 112
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگر دلبستگی به خدا در رابطه پریشانی روان شناختی و سلامت روان شناختی با بخشش انجام شد. جامعه آماری را بزرگسالان شهر تهران تشکیل دادند. نمونه شامل ۴۰۷ نفر (339 خانم و 68 آقا) در دامنه سنی ۱۸ ۵۷ سال بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها پرسش نامه اطلاعات دموگرافیک، پرسش نامه دلبستگی به خدا (AGS)، مقیاس سلامت روانی (MHI-28)، پرسش نامه اضطراب، افسردگی، استرس (Dass-14) و مقیاس بخشش هارتلند (HFS) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری و آزمون سوبل استفاده شد. یافته ها نشان داد که بخشش بر روی سلامت روانی و دلبستگی به خدا و همچنین دلبستگی به خدا بر سلامت روانی اثر مثبت و معنی داری دارند؛ همچنین همبستگی معکوس و معنی دار بین سلامت روانی و افسردگی، اضطراب و استرس نیز دیده شد. بررسی اثر میانجی دلبستگی به خدا بر رابطه بخشش و سلامت روانی نشان داد که دلبستگی به خدا می تواند اثر میانجی معنی داری داشته باشد. شاخص های ارزیابی مدل نیز نشان داد که مدل ساختاری برازش لازم برای هدف تعیین میانجیگری و پیش بینی را داراست و می توان با تقویت دلبستگی به خداوند، رابطه بین بهزیستی روان شناختی و بخشش را تحکیم کرد.
اثربخشی مداخله پردازش هیجانی بر کارکرد شناختی و پریشانی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله پردازش هیجانی بر بهبود کارکرد شناختی و کاهش پریشانی روان شناختی در بزرگسالان بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری پنج ماهه بود. شرکت کنندگان شامل ۳۰ فرد بزرگسال ساکن تهران بودند که به صورت داوطلبانه انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در ده جلسه ۹۰ دقیقه ای مداخله پردازش هیجانی شرکت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسش نامه نارسایی های شناختی (CFQ) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری جمع آوری شدند. تحلیل آماری با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-27 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که اثر اصلی گروه بر کارکرد شناختی معنادار بود (F(1,28)=15.46, p=.001, η²=.35) و گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بهبود قابل توجهی در عملکرد شناختی نشان داد. همچنین اثر گروه بر پریشانی روان شناختی نیز معنادار گزارش شد (F(1,28)=18.97, p<.001, η²=.40) و گروه آزمایش کاهش معناداری در سطح پریشانی تجربه کرد. آزمون بونفرونی نشان داد که تغییرات در مراحل پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون در هر دو متغیر معنادار بود، ولی بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که مداخله پردازش هیجانی می تواند به عنوان روشی مؤثر در بهبود عملکرد شناختی و کاهش پریشانی روان شناختی مورد استفاده قرار گیرد و این اثرات تا پنج ماه پس از درمان نیز پایدار باقی می ماند.
تدوین الگوی روابط ساختاری آمادگی به اعتیاد نوجوانان براساس نشخوار فکری و نقش واسطه ای آشفتگی های روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
۸۴-۶۱
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به تدوین الگوی روابط ساختاری آمادگی به اعتیاد نوجوانان براساس نشخوار فکری و نقش واسطه ای آشفتگی های روان شناختی پرداخت. روش: این پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل تمام دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از بین آن ها تعداد 352 نفر به شکل در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها نیز مقیاس های گرایش به اعتیاد، نشخوار فکری و آشفتگی روان شناختی بود. برای توصیف داده ها از میانگین و انحراف استاندارد و برای تحلیل داده ها نیز از آزمون های همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری به کمک نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 استفاده شد. یافته ها: مدل پژوهشی از برازش مطلوبی برخوردار بود و نشخوار فکری هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم و از طریق نقش میانجی آشفتگی روان شناختی بر آمادگی به اعتیاد اثرگذار بود. نتیجه گیری: نشخوار فکری و آشفتگی های روان شناختی از عوامل جدی اثرگذار بر آمادگی نوجوانان به اعتیاد به مواد مخدر هستند.
عاملیت ادراک شده در تجربه پریشانی روانشناختی مبتنی بر هویت روایتی در افراد پیش بزرگسال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نقش عاملیت یا خودمختاری در شکل دهی هویت همواره مورد سؤال انسان بوده است؛ هدف پژوهش حاضر بررسی عاملیت ادراک شده هنگام تجربه پریشانی روان شناختی در مرحله گذار به بزرگ سالی در بافت هویت روایتی در حال تحول فرد است. روش: این پژوهش، پژوهشی کاربردی، به شیوه کیفی و با استفاده از روش روایتی بر 8 نفر از افراد 18 تا 23 ساله مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه شیراز در سال های 1400-1402 انجام گرفت که به طور هدفمند بر اساس مصاحبه بالینی و پرسشنامه خود سنجی پریشانی روان شناختی کسلر (2002)، دارای پریشانی روان شناختی ارزیابی شدند. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته داستان زندگی مک آدامز (2001) بررسی و با مصاحبه های تکمیلی عمق یافت و به روش تحلیل مضمون و طبق الگوی شش مرحله ای براون و کلارک (2006) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که افراد در دوره پیش بزرگ سالی، عاملیت خود را بر اساس مضامین پایه شامل میزان کنترل بر دنیای درونی اثرگذاری بر دنیای بیرونی و چگونگی اسناد و مواجهه با آسیب های روان شناختی برآورد می کنند. نتیجه گیری: به نظر می رسد اثرگذاری بیرونی فرد بر تعاملات اجتماعی به ویژه بر واکنش مراقبان می تواند سبب اعتباربخشی به اطلاعات درونی شامل افکار و احساسات شده و از سوی دیگر اسناد آسیب های روان شناختی به عوامل قابل تغییر سبب بهبود حس عاملیت در زندگی گردد.
اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر پریشانی روان شناختی و ناگویی هیجانی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
143 - 156
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر پریشانی روان شناختی و ناگویی هیجانی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی انجام شد. پژوهش حاضر کاربردی، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش را نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شرق تهران در فصل تابستان 1402 تشکیل دادند. در این پژوهش تعداد 36 نوجوان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند (18 نوجوان در گروه آزمایش و 18 نوجوان در گروه گواه). نوجوانان دختر حاضر در گروه آزمایش درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر را طی ده هفته در ده جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه وسواسی- جبری مادزلی (MOCQ)، پرسشنامه پریشانی روان شناختی (PDQ) و پرسشنامه ناگویی هیجانی (AQ) استفاده شد. داده های با تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بونفرونی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر پریشانی روان شناختی (0/0001>P؛ 0/61=Eta؛ 54/47=F) و ناگویی هیجانی (0/0001>P؛ 0/67=Eta؛ 68/09=F) نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی تأثیر معنادار دارد. در نتیجه درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر با بهره گیری از فنونی همانند بازشناسی هیجان های اولیه و ثانویه، ردیابی تجارب هیجانی و پرهیز از اجتناب هیجانی و شناختی می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش پریشانی روان شناختی و ناگویی هیجانی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی مورد استفاده قرار گیرد.
تدوین مدل پرسه زنی اینترنتی بر اساس پریشانی روان شناختی و جذب شناختی با نقش میانجی توانایی تصمیم گیری در دانش آموزان دورۀ متوسطه دوم دارای اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
125 - 140
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اعتیاد به گوشی های هوشمند از مشکلات رایج دانش آموزان است که عوامل متعددی در آن نقش دارند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه پریشانی روان شناختی و جذب شناختی با پرسه زنی اینترنتی در دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش واسطه ای توانایی تصمیم گیری بود.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش توصیفی - همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال ۱۴۰۲ تشکیل دادند (1300N=) که از بین آن ها 300 نفر که نمره 53 یا بالاتر در پرسش نامه اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند سواری (1392) داشتند به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های پرسه زنی اینترنتی استودارت (2016)، مقیاس توانایی تصمیم گیری ملبورن (1997)، مقیاس جذب شناختی آگاروال و کاراهانا (2000)، پرسش نامه اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند سواری (1392) و مقیاس پریشانی روان شناختی لاویبوند و لاویبند (1995) بود.
یافته ها: نتایج نشان داد مدل از برازش خوبی برخوردار بوده، رابطه پریشانی روان شناختی (14/0 β=، 001/0=P) و جذب شناختی (17/0 β=، 001/0=P)با پرسه زنی اینترنتی غیرمستقیم و معنادار است و علاوه بر این پریشانی روان شناختی (34/0-β=،001/0=P) و جذب شناختی (46/0-β=، 001/0=P) با میانجی گری توانایی تصمیم گیری اثر غیرمستقیم و معناداری بر پرسه زنی اینترنتی در دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند داشتند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که در تأیید فرضیات پژوهش پریشانی روان شناختی و جذب شناختی به شیوه های مستقیم و غیرمستقیم پرسه زنی اینترنتی دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند را تحت تأثیر قرار می دهند و نقش فعالی در رفتار پرسه زنی اینترنتی دارند.
کلمات کلیدی : پریشانی روان شناختی، جذب شناختی، توانایی تصمیم گیری، پرسه زنی اینترنتی.
مطالعه رابطه بین کیفیت آموزش الکترونیک و پریشانی روان شناختی دانشجویان دانشگاه شاهد تهران
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه به بررسی رابطه بین کیفیت آموزش الکترونیکی و پریشانی روان شناختی در دانشجویان می پردازد.
روش پژوهش: روش تحقیق حاضر کمی می باشد و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شاهد است که تعداد آنها 6852 بوده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 610 نفر تعیین گردید.
یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که بین سهولت دسترسی در فضای مجازی و پریشانی روان شناختی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد و شدت رابطه در حد متوسط می باشد (426/0-)، بین زیر ساخت های یادگیری الکترونیکی و پریشانی روان شناختی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد و شدت رابطه در حد (302/0-) بوده است، بین تعاملات در فضای مجازی و پریشانی روان شناختی هم رابطه منفی و معنی داری وجود داشته است و شدت رابطه در حد متوسط بوده است (399/0-)، بین کیفیت محتوای مطالب ارائه شده در فضای مجازی و پریشانی روان شناختی هم رابطه مثبت و معنی داری وجود داشته و شدت رابطه در حد متوسط بوده است (423/0-) براساس نتایج بین کیفیت آموزش الکترونیک و پریشانی روان شناختی دانشجویان رابطه منفی و معنی داری داشته است (447/0-).
نتیجه گیری: دانشجویانی که آمادگی کمتری برای یادگیری آنلاین داشتند، تنش های روانشناختی بیشتری در حین یادگیری الکترونیکی را تجربه کردند. یافته های پژوهش بر ضرورت توانمند سازی دانشجویان برای یادگیری آنلاین، غربالگری اختلالات روانشناختی و تامین منابع حمایت های و مشاوره ای جهت ارتقاء سلامت روانی دانشجویان تاکید می نماید.
اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر پریشانی روان شناختی کودکان و نوجوانان دارای افکار آسیب به خود و خودکشی: مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
70 - 85
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رفتارهای پرخطر مانند افکار خودکشی و خودآسیب رسانی در کودکان و نوجوانان، تهدیدی جدی و پایدار برای سلامت روان این گروه سنی محسوب می شود. شناسایی و به کارگیری درمان های مؤثر در کاهش این رفتارها، از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی در کاهش پریشانی روان شناختی کودکان و نوجوانان دارای افکار آسیب به خود و خودکشی انجام شده است. روش: در پژوهش مروری حاضر، با استفاده از جستجوی کلیدواژه های تخصصی شامل افکار خودکشی، آسیب به خود، افسردگی، اضطراب، تنیدگی، رفتاردرمانی دیالکتیکی، کودکان، و پریشانی، پایگاه های اطلاعاتی انگلیسی گوگل اسکالر، پاب مد، پروکوئست، امبیس، سایک اینفو، و اسکوپوس در بازه زمانی مارس ۲۰۰۸ تا دسامبر ۲۰۲۴ مورد بررسی قرار گرفتند. در مجموع، ۸۰۴ مقاله اولیه شناسایی شدند که پس از اعمال معیارهای ورود و ارزیابی کیفیت با استفاده از الگوی پریزما، ۲۳ مطالعه نهایی برای پاسخگویی به سوالات پژوهش به طور دقیق تحلیل شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی به طور مؤثری به کاهش افسردگی، اضطراب، تنیدگی، و رفتارهای خودآسیب رسانی در نوجوانان منجر شده است و سلامت روان و توانایی تنظیم هیجان را بهبود می بخشد. در بیشتر مطالعات، بیش از نیمی از شرکت کنندگان پس از درمان، بهبود قابل توجهی در علائم خود گزارش کردند. مداخلات بلندمدت با پیگیری تا سه سال، اثربخشی پایدار درمان را تأیید کرده اند. با وجود این برخی عوامل مانند تکانشگری و مصرف مواد مخدر، ریسک ترک درمان را افزایش می دهند. نتیجه گیری: رفتاردرمانی دیالکتیکی اثربخشی قابل توجهی در کاهش رفتارهای پرخطر و بهبود سلامت روان نوجوانان دارد. با وجود موانعی مانند تکانشگری و مصرف مواد، این درمان پایداری و تاثیر بلندمدت خود را حفظ می کند و نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی کودکان و نوجوانان ایفا می کند.
اثربخشی شن بازی درمانی بر پریشانی روان شناختی و تعامل بین فردی کودکان بی سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پریشانی روان شناختی و مشکلات در تعامل بین فردی از کشاکش های اساسی کودکان بی سرپرست است که می تواند بر تحول شناختی، اجتماعی، و عاطفی آنها اثرات عمیقی بگذارد. با توجه به اهمیت مداخلات درمانی مبتنی بر بازی در بهبود وضعیت روان شناختی این گروه، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شن بازی درمانی بر پریشانی روان شناختی و تعامل بین فردی کودکان بی سرپرست انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کودکان بی سرپرست 7 تا 10 سال تحت نظر بهزیستی استان تهران در سال ۱۴۰3-۱۴۰2 بود که از بین آنها ۳۰ کودک به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به روش تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه شن بازی درمانی دریافت کردند، درحالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند و در فهرست انتظار باقی ماندند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه پریشانی روان شناختی (کسلر و همکاران، ۲۰۰2) و تعامل بین فردی (کیم و موتیو، ۲۰۰۶) بود که قبل و بعد از مداخله تکمیل شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 26 و آزمون کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله شن بازی درمانی به طور معنا داری موجب کاهش پریشانی روان شناختی و بهبود عملکرد روانی کودکان بی سرپرست شد (01/0>P ،86/5 =F) و تعامل بین فردی آنها را بهبود داد (01/0>P ،67/8 =F). نتیجه گیری: شن بازی درمانی به عنوان یک مداخله کارآمد می تواند در کاهش مشکلات روان شناختی و بهبود مهارت های بین فردی کودکان بی سرپرست مؤثر باشد. پیشنهاد می شود این روی آورد، به عنوان بخشی از برنامه های حمایتی و درمانی برای این کودکان مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی توانمندسازی روان شناختی آدلری بر همجوشی شناختی و پریشانی روان شناختی زنان قربانی خشونت خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
238 - 252
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی توانمندسازی روان شناختی آدلری بر همجوشی شناختی و پریشانی روان شناختی زنان قربانی خشونت خانگی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را زنان قربانی خشونت خانگی مراجعه کننده به اداره بهزیستی شهر اصفهان در فصل زمستان سال 1402 تشکیل دادند. در این پژوهش تعداد 36 زن قربانی خشونت خانگی با روش نمونه گیری هدفمند (با توجه به ملاک های ورود به پژوهش) انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند (18 زن در گروه آزمایش و 18 زن در گروه گواه). زنان حاضر در گروه آزمایش توانمندسازی روان شناختی آدلری را طی چهارده هفته در چهارده جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه خشونت خانوادگی تجربه شده (EDVQ)، پرسشنامه همجوشی شناختی (CFQ) و پرسشنامه پریشانی روان شناختی (PDQ) استفاده شد. داده های با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 23 تحلیل شد. نتایج نشان داد که توانمندسازی روان شناختی آدلری بر همجوشی شناختی (0/0001>p) و پریشانی روان شناختی (0/0001>p) زنان قربانی خشونت خانگی تأثیر معنادار دارد. بر اساس یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که توانمندسازی روان شناختی آدلری با تأکید بر تعیین معنا در زندگی، احساس معناداری، شکل دهی اراده آزاد و خودتعیین گری، خودآگاهی از رفتارها، مسئولیت پذیری، ایجاد احساس توانایی و کفایت اجتماعی و کسب جرات مندی و توانایی می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش همجوشی شناختی و پریشانی روان شناختی زنان قربانی خشونت خانگی مورد استفاده قرار گیرد.