مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۱.
۶۲.
۶۳.
۶۴.
۶۵.
۶۶.
۶۷.
۶۸.
۶۹.
۷۰.
۷۱.
۷۲.
۷۳.
۷۴.
۷۵.
محور مقاومت
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
125-146
حوزههای تخصصی:
برقراری صلح و امنیت بین المللی پایدار از آرمان های دیرینه بشر بوده و خواهد بود. روابط اسرائیل با جهان عرب در طول دهه های گذشته دستخوش تغییرات شگرفی شده است، از خصومت و دشمنی گرفته تا صلح و آشتی. این تحول نتیجه تقویت موقعیت منطقه ای و بین المللی رژیم صهیونیستی از یک سو و تضعیف جهان عرب و عقب نشینی کشورهای عربی به درون خود در برابر مشکلات اجتماعی و اقتصادی پیشِ روی آن ها از سوی دیگر بوده است. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که سازمان ملل متحد با توجه به رسالت اصلی خود که همانا حفظ صلح و امنیت بین المللی پایدار در سیستم بین الملل بوده است، آیا این رسالت در منطقه خاورمیانه وارد فاز اجرایی گشته است؟ به نظر می رسد با توجه به حضور اسرائیل در منطقه خاورمیانه و جدال بر سر کسب قدرت توسط دو ایدئولوژی متفاوت توسط رژیم صهیونیستی و محور مقاومت، سازمان ملل نتوانسته حتی مقدمات صلح و امنیت بین المللی پایدار را طرح و پیاده سازی نماید. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با روش کیفی و رویکرد توصیفی تحلیلی تدوین شده است. هدف از این پژوهش تحلیل توان عملکرد سازمان ملل در برقراری صلح و امنیت پایدار در منطقه ناپایدار خاورمیانه است. یافته های پژوهش نشان می دهد مادامی که در منطقه خاورمیانه دو ایدئولوژی متضاد با شیوه های متفاوت در پی کسب قدرت و برتری بر گروه مقابل باشند، شیوه ها و راهکارهای سازمان ملل در این منطقه اجرایی نخواهد شد.
رهیافتی بر الگوی عملیاتی راهبرد مقاومت در انگاره «جمهوری اسلامی دولت مقاومت» در منظومه فکری آیت الله العظمی خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۶
۶۴-۳۵
حوزههای تخصصی:
به منظور ضرورت عملیاتی سازی اندیشه مقاومت به عنوان عنصر راهبردی جمهوری اسلامی پرسشی بدین صورت طرح می گردد: الگوی عملیاتی راهبرد مقاومت در جمهوری اسلامی از منظر آیت الله خامنه ای چیست؟ این پژوهش به روش کیفی به صورت تحلیل مضمون به دنبال پاسخ بدین پرسش بنیادین است. یافته مبیین آن است؛ تمرکز بر مسائل اصلی، تبیین مزایای مقاومت، اصالت تکلیف، حفظ اتحاد، بصیرت و استحکام ساخت درونی در اندیشه آیت الله العظمی خامنه ای کانونی ترین مولفه هایی می باشند که منجر به عملیاتی شدن راهبرد مقاومت در جمهوری اسلامی می شوند. هر یک از این مولفه ها به سبب برخورداری از خصوصیاتی ویژه یا مشترک از قبیل علت ضرروی، مقوم یا محافظ ارتباط معناداری با همدیگر در جهت تحقق راهبرد مقاومت پیدا می کنند. بدین جهت در منظومه فکری آیت الله العظمی خامنه ای الگوی ویژه ای برای عملیاتی سازی راهبرد مقاومت شکل می گیرد.
الزامات کنشگری محور مقاومت در نظم فراقطبی بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
بازیگران و شبکه های مختلفی متأثر از پویایی های نظم جدید بین المللی بوده و ناگزیرند شرایط کنش گری خود را با توجه به این مقتضیات در حال گذار تغییر دهند. یکی از این کنش گران مهم، شبکه محور مقاومت است که مختصات و گفتمان ضد هژمونیک در سطح منطقه ای و بین المللی دارد. در این راستا، نوشتار پیش رو درصدد پاسخ به این پرسش مهم است که الزامات کنش گری محور مقاومت با توجه به شرایط جدید نظم بین المللی چیست؟ پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و بهره گیری از نظریه های تکثر و تحول قدرت، در چارچوب نظریه گذار بین المللی، به این فرضیه رسیده که شرایط نظم بین المللی نشان دهنده یک نوع وضعیت «پیچیدگی، فراقطبی بودن و آشوبناکی» است که این موضوع بر کنش گری محور مقاومت و جهت گیری آن تأثیر جدی دارد؛ بنابراین، با توجه به این نوع شرایط نظم بین المللی، محور مقاومت ناگزیر است الزامات ذیل را برای ارتقای کنش گری خود در پیش گیرد: تقویت عمل گرایی در پیگیری منافع و اهداف؛ توجه به اصل تفکیک و تمایز در سیاست ها و راهبردها؛ انطباق سیاست ها و راهبردها با تحولات منطقه ای و بین المللی؛ توجه به اهمیت برتر توان اقتصادی و تکنولوژیکی؛ حل و فصل مسائل و اولویت بندی آن در یک فرایند زنجیره ای؛ تنوع بخشی به رویکردهای ژئوپلیتیکی و روابط با قدرت های نوظهور؛ تقویت چندجانبه گرایی موضوعی در سطح منطقه ای و جهانی؛ و حفظ و ارتقای قدرت نرم مقاومت.
تأثیر محور مقاومت در تغییر راهبرد ها و توازن قدرت در منطقه غرب آسیا (2023-2011)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران به عنوان یکی از رویدادهای مهم و تأثیرگذار قرن بیستم شناخته می شود، زیرا نه تنها تحولات عمیقی در سیاست داخلی ایران به وجود آورد، بلکه آرمان ها و اهداف این انقلاب تأثیرات گسترده ای در سیاست خارجی کشور و تحولات منطقه ای، به ویژه در غرب آسیا، داشته است. یکی از مهم ترین پیامدهای انقلاب اسلامی شکل گیری محور مقاومت است که به عنوان یک الگوی جدید در تعاملات سیاسی و نظامی در منطقه ظاهر شده و تأثیرات عمیق تری در تغییر معادلات قدرت و ساختارهای منطقه ای داشته است. حال برای بررسی چگونگی تأثیرگذاری محور مقاومت در منطقه غرب آسیا این پژوهش درصدد آن است تا موضوع را واکاوی کند. سؤال اصلی این است که تأثیر محور مقاومت در تغییر راهبردها و توازن قدرت در منطقه غرب آسیا (2023-2011) چه بوده است؟ فرضیه عبارت است از اینکه محور مقاومت با ایجاد اتحادهای استراتژیک و گسترش نفوذ ایران در کشورهای منطقه، به تغییر راهبردهای بازیگران فرامنطقه ای و بازتعریف توازن قدرت در غرب آسیا کمک کرده، درنتیجه، منجر به شکست راهبردهای غربی در شکل دهی و تثبیت نظم منطقه ای شده است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری اسناد کتابخانه ای انجام شده است. درنهایت، نتایج نشان می دهد که محور مقاومت در هر مرحله تحول نظم منطقه ای با به چالش کشیدن نظم غربی نه تنها به گسترش نفوذ ایران و حمایت از گروه های وابسته در کشورهای مختلف کمک کرده، بلکه زمینه ساز یک نظم جدید و چندقطبی در این منطقه شده است.
تحلیل رابطه انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامی با تحولات سوریه و لبنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ظهور انقلاب اسلامی ایران ارزش های جهانشمول مبتنی بر مبانی دین اسلام و شکل گیری حکومت دینی برآمده از مردم، گفتمانی را در سطح جهانی شکل داد که از آن با عنون تمدن نوین اسلامی یاد می شود. در واقع الگوی عملی و عینی تمدن نوین اسلامی متأثر از انقلاب اسلامی ایران و عینیت یافتن حاکمیت دین در عمل به احیاگر فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی تبدیل شد. پژوهش حاضر با طرح این سؤال که نسبت تحولات منطقه مخصوصاً محور مقاومت (سوریه، لبنان) با انقلاب اسلامی چه بوده و این تحولات برای تحقق تمدن نوین اسلامی چه نقشی می تواند داشته باشد؟ بر این موضوع تأکید دارد که ایران انقلاب اسلامی، قطعا یکی از نیروهای تعیین کننده و تأثیرگذار دوره معاصر در زمینه تمدن سازی در سطح جهانی بوده است. برای تحقق این هدف با روش فراتحلیل، نگرش رهبران انقلاب و دستگاه سیاست خارجی بر تأثیرگذاری مستقیم بر کشورهای جهان اسلام مخصوصا کشورهای عضو محور مقاومت (لبنان، سوریه) بوده است. هدف گذاری برای تحقق تمدن نوین اسلامی در کشورهای مذکور با توجه به رویکرد غرب ستیز آنها، پیوندهای مشترک فرهنگی و تاریخی، مذهب مشترک تشیع، و رقابت با جریان غرب بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد انقلاب اسلامی توانسته است زمینه الگوسازی از تمدن نوین اسلامی در بدنه اجتماعی کشورهای عضو جبهه مقاومت را فراهم آورد. البته برخی از بخش های مقاله بر بیانات رهبر معظم انقلاب اساره دارد درباره اینکه مقاومت یک پدیده نرم افزارانه است نه سخت افزارانه، که با شهادت رهبران و نابود شدن امکانات از بین برود.
فرصت ها و چالش های محور مقاومت برای منافع ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۹
۲۳۰-۲۰۱
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران به علت هویت اسلامی و باورها و ارزش های انقلابی، اقدام به تشکیل و حمایت از محور مقاومت نموده است. محور مقاومت اسلامی ائتلافی متشکل از ایران، سوریه، حزب الله، حماس و شبکه ای از احزاب و گروه های مقاومت در منطقه است که براساس ایدئولوژی و هویت انقلاب اسلامی برای مقابله با نظام سلطه و دفاع از آرمان فلسطین شکل گرفته است. اما پرسش اصلی این است که محور مقاومت با منافع ملی ایران چه نسبتی دارد؟ راهبرد مقاومت چه چالش ها و چه فرصت هایی را برای منفعت ملی ایران داشته است؟ فرضیه پژوهش این است که گرچه محور مقاومت مطابق اهداف ایدئولوژیک و اسلام گرایانه جمهوری اسلامی است، اما تعارضی با منافع ملی ایران ندارد. هرچند حمایت از محور مقاومت، به تحمیل فشارهای گسترده قدرت های سلطه گر علیه ایران منجر شده و کنش آزادانه ایران را در عرصه بین المللی با تنگنا مواجه ساخته (وجه تقابلی)، اما درعوض، فرصت های متعددی همچون حفظ وحدت سرزمینی و تمامیت ارضی ایران، دور شدن سایه جنگ مستقیم از ایران، افزایش قدرت و نفوذ منطقه ای ایران، تضعیف رقبای منطقه ای، افزایش صادرات تسلیحاتی و درآمدهای ارزی و ... را برای منافع ملی ایران فراهم آورده است.
سیاست های عربستان در لبنان و پیامدهای آن بر محور مقاومت (2022-2011)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۳)
119 - 140
حوزههای تخصصی:
عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران دو قدرت منطقه ای تأثیرگذار و رقیب در لبنان هستند. ایران از دهه 1980 و با شکلگیری حزب الله حضور تاثیرگذار در فضای سیاسی لبنان را تثبیت نمود و سعودی ها نیز بعد از جنگ داخلی و با توافق طائف نفوذ خود را در این کشور حفظ کردند. این رقابت تا سال 2005 و ترور حریری به صورت خاموش تداوم داشت. ولیکن از این سال به بعد در قالب حمایت از ائتلاف های 8 و 14 مارس آغاز شد، در جنگ 33 روزه تداوم یافت و با جهت گیری در قبال بیداری اسلامی در سال 2011 به اوج رسید. هدف اصلی این پژوهش مطالعه سیاست های عربستان در لبنان در قبال نفوذ جمهوری اسلامی ایران، روند بیداری اسلامی و محور مقاومت است. سوال اصلی عبارت از این است که عربستان سعودی چه سیاست هایی را در لبنان بین سال های 2011 تا 2012 اتخاذ و پیگیری نموده است؟ فرضیه اصلی عبارت از آن است که عربستان سعودی با حمایت از جریان 14 مارس (حزب المستقبل، الکتائب و القوات اللبنانیه) تلاش نموده تأثیرگذاری خود را در فضای داخلی لبنان افزایش داده و نفوذ جریان مقاومت و جمهوری اسلامی ایران را کاهش دهد. این پژوهش با استفاده از رویکرد توصیفی-تبیینی و بهره مندی از منابع کتابخانه ای، سیاست عربستان در لبنان را توضیح و چگونگی تأثیرگذاری این سیاست ها بر ایران، بیداری اسلامی و محور مقاومت را تبیین می نماید.
کاربست نظریه تحلیل گفتمان در تبیین و بازخوانی گفتمان جبهه مقاومت (با تأکید بر عملیات طوفان الاقصی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پاسخ به تشکیل جریان های سکولار و تکفیری و نیز مداخله گسترده عوامل خارجی در منطقه، و همچنین در واکنش به جنایات رژیم صهیونیستی و بی توجهی جهانی به حقوق فلسطینیان، گفتمان مقاومت در دهه های اخیر به عنوان یک نیروی عدالت طلب و سلطه ستیز در سطح منطقه و جهان مطرح شده است. عملیات طوفان الاقصی در اکتبر ۲۰۲۳ توسط گروه سیاسی حماس انجام شد. این عملیات نشانه ای از شکست رویکرد سازش گرایانه و تسلیم طلبانه در مذاکرات فلسطین با رژیم صهیونیستی است. همچنین طوفان الاقصی بیانگر تقویت گفتمان مقاومت برای مقابله با توسعه طلبی رژیم صهیونیستی و نظام سلطه در منطقه می باشد (مسئله).این پژوهش باهدف تحلیل گفتمان جبهه مقاومت و تبیین نقش آن در تحولات منطقه ای و جهانی، با تمرکز بر عملیات طوفان الاقصی به عنوان مسئله ای ژئوپلیتیکی انجام شده است (اهداف).پرسش اصلی این است که گفتمان مقاومت بر چه اصولی تکیه دارد و چگونه توانسته نظم های مسلط را به چالش بکشد و در عرصه بین المللی نقش آفرینی کند؟ (سؤال پژوهش) این مطالعه با استفاده از روش کیفی و چارچوب تحلیل گفتمان لاکلا و موف، به بررسی دال های مرکزی و مفصل بندی های گفتمان مقاومت می پردازد (روش).یافته ها نشان می دهد که گفتمان مقاومت با تأکید بر احیای مسئله فلسطین، مقابله با رویکردهای سازش طلبانه، عدالت خواهی و افشای نظام های استعماری، موفق شده سلطه گفتمان مسلط را زیر سؤال ببرد و به یک جریان مؤثر در منطقه تبدیل شود (یافته ها)
بررسی و تحلیل علائم و نشانه های تزلزل سیاسی و فروپاشی رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساکنین اصلی سرزمین فلسطین صورت گرفت. جنگ های رژیم صهیونیستی و اعراب و تصرف سرزمین های فلسطینی همواره بخشی از تاریخچه خشونت بار رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی بوده است. عمر چند دهه ای این رژیم با توجه به حمایت های قدرت های استکبار و تسلیحات اعطایی غربی به طول انجامیده است. علی رغم هزینه های امنیتی گزافی که رژیم صهیونیستی هرساله متحمل می شود چالش های امنیتی بسیاری نیز متوجه آن است. آنچه در این مقاله نگارنده ذنبال کرده است، بررسی و مطالعه عوامل اساسی چالش ساز امنیتی بر سر راه حیات رژیم صهیونیستی است. سؤال پژوهش حاضر این است که عوامل چالش ساز امنیتی در برابر بقای سیاسی رژیم صهیونیستی چیست؟ در پاسخ به سؤال فوق این فرضیه مطرح می شود که عوامل سبب ساز فروپاشی رژیم صهیونیستی شامل ناامنی پیرامونی و انزوای منطقه ای، تبعیض های ساختار داخلی و بحران ثبات سیاسی می شود. روش پژوهش در مقاله حاضر توصیفی- تبیینی است و از روش اسنادی جهت جمع آوری داده ها استفاده شده است.
سیاست راهبردی جمهوری اسلامی ایران در منطقه شامات(2011-2024)
حوزههای تخصصی:
از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا شکل دادن به هویتی درهم تنیده و تحت عنوان محور مقاومت است. به گونه ای که امروزه شبکه ای از کنشگران انقلابی در عرصه جهانی، متأثر از این آموزه ها و در چارچوب محور مقاومت علیه نظام سلطه فعالیت می کنند. ایران با بهره گیری از رویدادهای منطقه ای به مثابه یک کنشگر عمل کرده و با حمایت محور مقاومت، جایگاه خود را در معادلات امنیتی شامات تقویت کرده است. هدف اصلی این پژوهش مطالعه دلایل حمایت راهبردی ایران از سوریه و محور مقاومت در غرب آسیا است و با توجه به اهمیت بررسی دلایل حمایت ج.ا. ایران از متحدانش در محور مقاومت و منافع ژئوپلیتیکی ناشی از آن این مقاله به دنبال پاسخ به این سوال اصلی برآمده است که راهبرد ج.ا. ایران در قبال محور مقاومت در شامات قبل از سرنگونی دولت قانونی سوریه چگونه بوده است؟ در پاسخ با الهام گیری از نظریه موازنه تهدید این فرضیه مطرح می شود که دلیل اصلی راهبرد حمایت گرایانه ایران از محور مقاومت و حاکمیت سوریه، درک از تهدیدات مشترک منطقه ای بود و از سوی دیگر، فعال سازی چنین بازیگرانی می توانست بازدارندگی نامتقارن را ایجاد و عمق استراتژیک ج.ا. ایران را افزایش دهد.
تأثیر سند چشم انداز 2030 عربستان بر کشورهای محور مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
65 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف : برخی از رهبران سعودی و در رأس آن ها محمد بن سلمان، جهت رهایی کشور از اقتصاد تک محصولی و پیامدهای آن، دست به ارائه چشم اندازی بلند پروازانه در افق زمانی 2030 زده اند. این سند به عنوان یک چشم انداز جدید، درصدد است تغییرات همگانی را در این کشور ایجاد کند. رصد سند مذکور و تحلیل جوانب مختلف آن از طرفی و پیامدسنجی تأثیرات احتمالی آن بر محور مقاومت از طرف دیگر از اهداف این پژوهش است. روش ها : این پژوهش کاربردی و اکتشافی با رویکرد استقرایی و روش کیفی انجام شده است. داده ها به صورت کتابخانه ای و خبره محور جمع آوری شده و برای بررسی اثر چشم انداز 2030 عربستان سعودی بر کشورهای محور مقاومت از روش تحلیل مضمون و سپس از روش چرخ آینده برای شناسایی پیامدها استفاده گردیده است. یافته ها : بر اساس یافته های پژوهش، عربستان سعودی در بهینه ترین حالت می تواند به اهداف سند چشم انداز 2030 دست یابد. این اهداف مزایای سیاسی-اقتصادی، ژئواستراتژیک و ژئوکالچر را به همراه دارد که می تواند بر کشورهای محور مقاومت در زمینه های اقتصادی، سیاسی، رسانه ای، فرهنگی و نظامی تأثیر بگذارد. نتیجه گیری ها: برای مقابله با چالش های ناشی از تحقق سند چشم انداز 2030 عربستان سعودی، کشورهای محور مقاومت باید با اتخاذ استراتژی های مناسب و همکاری های مشترک، هم گرایی های اقتصادی و فرهنگی را تقویت کرده و پیوندهای سیاسی خود را تقویت کنند تا اهداف مشترک را پیش ببرند و آسیب پذیری خود را در برابر نفوذ عربستان کاهش دهند
پیامدهای نظامی- امنیتی تعمیق مناسبات رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
169 - 202
حوزههای تخصصی:
با توجه به تحولات ژئوپلیتیکی اخیر در غرب آسیا، تعمیق مناسبات رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی به عنوان دو بازیگر مؤثر منطقه ای پیامدهای قابل توجهی برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت در پی دارد. این مقاله با روش توصیفی- تبینی و به کارگیری نظریه موازنه منافع رندال شولر و تحلیل انگیزه ها و جهت گیری های راهبردی طرفین، به دنبال پاسخ دادن به این سؤال کلیدی است که تعمیق مناسبات عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی چه پیامدهای نظامی- امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت در پی دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نزدیکی فزاینده عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی به توسعه عمق راهبردی و تقویت توان بازدارندگی تل آویو در برابر ایران منجر می شود و موازنه قوای منطقه ای را به نفع رقبای جمهوری اسلامی ایران تغییر می دهد. همچنین، شکل گیری همکاری های نظامی دو یا چندجانبه در قالب سنتکام، تلاش برای ایجاد ائتلاف های جدید نظیر «ناتوی عربی» یا «ائتلاف استراتژیک خاورمیانه» و گسترش همکاری های اطلاعاتی- امنیتی میان این بازیگران، ظرفیت هایی برای بی ثبات سازی ایران و تضعیف گروه های مقاومت فراهم می آورد. نتیجه آنکه برایند نزدیکی بیشتر روابط رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی به یکدیگر می تواند تقویت همکاری طرفین به همراه ایالات متحده برای اقدامات امنیتی- اطلاعاتی علیه جمهوری اسلامی ایران باشد و حتی در سناریوهای دورتر، همکاری نظامی برای آسیب رساندن به جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی ایران در طرح ریزی های رهبران آنان مدنظر قرار گیرد.
مخاطرات روابط راهبردی رژیم صهیونیستی با جمهوری قبرس برای محور مقاومت (مطالعه موردی نقش جمهوری قبرس در جنگ غزه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۶
39 - 71
حوزههای تخصصی:
رژیم صهیونیستی و جمهوری قبرس با توجه به نیازمندی های متقابل که ناشی از تنگناهای ژئوپلیتیکی طرفین می باشد، روابط عمیقی با یکدیگر برقرار کرده اند که این روابط در برخی حوزه ها به سطح مشارکت استراتژیک رسیده است. با توجه به معادله ای که بر مناسبات رژیم صهیونیستی با محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران حاکم است که آن را می توان در قالب بازی با حاصل جمع جبری صفر در نظر گرفت، مقاله حاضر با به کارگیری نظریه موازنه قدرت کنت والتز و با روش توصیفی-تبیینی، درصدد پاسخ به این پرسش اصلی است که مخاطرات روابط راهبردی رژیم صهیونیستی با جمهوری قبرس به ویژه در پرتو نقش قبرس در جنگ غزه، برای محور مقاومت چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که روابط راهبردی رژیم صهیونیستی با جمهوری قبرس، منجر به افزایش تاب آوری و انعطاف پذیری رژیم صهیونیستی و همچنین اخلال در روند حضور منطقه ای ایران می شود. این شرایط در جریان جنگ غزه به طور عملی خود را نشان داده است؛ به طوری که قبرس در جریان جنگ غزه، علاوه بر پشتیبانی از عملیات علیه محور مقاومت، تأمین لجستیک جنگی و اطلاعات مورد نیاز از محور مقاومت، حاکمیت زدایی از مقاومت در غزه، ایجاد حلقه دفاعی برای محافظت از رژیم صهیونیستی و ایجاد سرپل برای ورود و خروج نیروی انسانی به فلسطین اشغالی، شرایط را برای حمله ائتلاف آمریکایی-بریتانیایی به انصارالله یمن و مقابله رژیم صهیونیستی با عملیات وعده صادق جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده است.
تحلیل استراتژی کشور ترکیه در مورد راهبرد محور مقاومت در منطقه در هزاره جدید از منظر مطالعات حقوق بین الملل
منبع:
رویکردهای حقوق سیاسی دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
63 - 70
حوزههای تخصصی:
محور مقاومت متشکل از بازیگران مختلف دولتی و غیردولتی در خاورمیانه و محیط منطقه ای غرب آسیا، نقش تعیین کننده ای در مقابله با هژمونی غرب و حمایت از مبارزات ضد امپریالیستی در منطقه خاورمیانه ایفا می کند. کشور ترکیه به عنوان یک بازیگر مهم محیطی- منطقه ای تحت تأثیر این جریان قرارگرفته است. پرسش پژوهش حاضر این است که ذهنیت متفاوت رهبران ترکیه درباره ماهیت و اهداف محور مقاومت چگونه قابل تبیین است؟ به نظر می رسد که تحقیقات در مورد مقاومت مردمی و نگرش های رهبری در چارچوب الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا، موضع ترکیه در مورد مقاومت و پویایی های منطقه ای را برجسته می کند. به طورکلی، مشارکت و نگرش های رهبری ترکیه منعکس کننده رویکردی متفاوت نسبت به جنبش ها و اتحادهای مقاومت منطقه ای است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با روش کیفی- تفسیری و با رویکرد توصیفی- تحلیلی تدوین شده است. هدف از طرح پژوهش حاضر، بررسی جایگاه محور مقاومت، برداشت رهبران ترکیه از شکل کنش گری محور مقاومت در محور نفوذ، تفاوت ذهنیت در نگاه رهبران بازیگران اصلی در خاورمیانه هست. یافته ها نشان می دهند که شناخت شخصیت و ذهنیت متفاوت رهبران درباره موضوع های گوناگون در سطح منطقه و بین الملل ضروری است که کشور ترکیه نیز از این قاعده مستثنا نیست.
بررسی تحولات سیاسی و نظامی محور مقاومت قبل و بعد از شهادت سردار سلیمانی
منبع:
سیاست پژوهی غرب آسیا سال اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
104-125
حوزههای تخصصی:
پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که «محور مقاومت در زمینه های سیاسی و نظامی، قبل و بعد از شهادت سردار قاسم سلیمانی چه تحولاتی را تجربه کرده است؟» پس از ارزیابی متون سیاسی اجتماعی و منابع موجود در این زمینه، نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که در دوران ۲۲ ساله فرماندهی شهید سلیمانی در نیروی قدس، گروه های مقاومت در منطقه خاورمیانه رشد روزافزونی داشته اند، به گونه ای که امروز علاوه بر لبنان و فلسطین، در کشورهای سوریه، عراق و یمن نیز این گروه ها مستقر شده اند. حتی انصارالله یمن در صنعا دولت تشکیل داد. در فلسطین نسل جدید مقاومت، عملیات مقاومتی خود را به درون اراضی اشغالی تسری داده و در عراق کنونی، گروه های متعددی خواهان اخراج نظامیان آمریکایی از این کشور هستند، بنابراین مجموع این تحولات موجب تقویت و تعمیق «ژئوپلیتیک مقاومت» در منطقه شده است. نکته مهم دیگر که پس از شهادت سردار سلیمانی قابل فهم است، یکپارچگی و «شبکه ای» عمل کردن این گروه ها است. توضیح آنکه حزب الله لبنان در بحران سوریه و جنگ با تروریست ها نقش سازنده ای ایفا کرد، علاوه بر این، حزب الله در جنگ اخیر غزه در جبهه شمالی و یمنی ها نیز با حمله های موشکی به کشتی های رژیم صهیونسیتی، واکنش عملی در جهت دفاع از غزه انجام دادند. این واقعیت در مورد گروه های مقاومت عراق نیز صادق است. نکته مهم دیگر که قبل و بعد شهادت سردار سلیمانی قابل فهم است، «مردم پایه» بودن گروه های مقاومت است به عبارتی، یکی از منابع قدرت محور مقاومت تا به امروز، برخورداری از پشتوانه مردمی است. در واقع، سردار سلیمانی با ویژگی های مدیریتی و فرماندهی خود توانایی ویژه ای در شبکه سازی نیروهای محلی و بومی داشت.