ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۸۲۱ تا ۱۴٬۸۴۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۱۴۸۲۱.

اشاعه گزینشی اطلاعات بافت آگاه برای پایان نامه ها و رساله های الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
در سامانه پایان نامه ها و رساله های الکترونیک (پارسا)، اشاعه گزینشی اطلاعات رساندن اسناد «پارسا» به کاربرانی است که آن اسناد احتمال سودمندی بیشتری برای کاربران داشته باشند. هدف این پژوهش ارائه مدلی برای اشاعه گزینشی اطلاعات با بهره گیری از بافت های کاربران و بافت های «پارسا» در یک پایگاه اطلاعات «پارسا»هاست. هسته این مدل یک سیستم پیشنهادهنده بافت آگاه محتوامحور است که در آن بافت «پارسا» با بافت کاربر مقایسه و کاربران هدف با احتمال سودمندی بیشتر برگزیده می شوند. روش پژوهش، مطالعه به شیوه علم طراحی است که در آن یک مصنوع (سامانه نرم افزاری) دارای نوآوری ساخته می شود. نوآوری این پژوهش مدل بافت کاربران، مدل بافت «پارسا»ها، و روش وزن دهی به بافت های کاربر و «پارسا» برای سامانه «پارسا»ست. در اشاعه گزینشی اطلاعات، بافت های کاربر و «پارسا» بر اساس روش پیشنهادی مقاله حاضر، «سی اف-آی سی اف» وزن دهی و مقایسه شدند تا نزدیک ترین کاربران به «پارسا»های قابل انتشار گزینش شوند. برای ارزیابی مدل از پارسا»های منتشرشده در سال تحصیلی 1401-1402 تعداد 10860 «پارسا» به صورت تصادفی انتخاب و تعداد 30 «پارسا»ی دارای بیشترین شباهت بین بافت «پارسا» با بافت کاربر برای 163 کاربر بر اساس مدل یادشده ارسال شد. «پارسا»های بازگشتی از آن ها رتبه بندی و بازخورد دریافت شد. یافته ها نشان می دهد که پنج پیشنهاد اول کمینه به میزان 56 درصد برای کاربران خیلی مفید بوده اند. برای همین پیشنهادها، شاخص تمرکز برابر 73/0 از 1 و کمینه شاخص سود تجمعی نرمال شده برابر 69/0 از 1 است. این روش مدلی را برای اشاعه گزینشی اطلاعات مبتنی بر محتوا و بافت کاربران و «پارسا»ها ارائه می دهد که در پنج گزینه پیشنهادی اول بهترین تمرکز را داراست و می تواند برای توسعه دهندگان و مدیران سامانه «پارسا» مفید باشد.
۱۴۸۲۲.

Adaptive AI-Driven Network Slicing in 6G for Smart Cities: Enhancing Resource Management and Efficiency(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۷
Background: Smart city evolution is fast-paced, and imposes severe demands on telecom infrastructures: it must be highly flexible and scalable for coping with bursty traffic loads and heterogeneous service needs. Legacy network systems are not well suited to handle the changing requirements of smart city environments with autonomous cars, IoT, and public safety systems. Objective : The study to offer an AI-native network slicing framework for 6G smart city networks in order to improve dynamic resource control and management. The framework aims to enhance the delay, energy, and resource performance metrics which are significant for smart city services. Method: To facilitate the real-time network resource orchestration depending on the changing traffic requirements and user preferences, the authors consider moving target defense adapted artificial intelligence with a Deep Reinforcement Learning (DRL) model. Simulations were carried out to compare the AI-native model to conventional and AI-supported slicing methods. Results : Simulation results validate that the AI-native network slicing framework outperforms current 5G solutions with 25% reduction in latency and 20% increase in energy efficiency. Furthermore, the model's online resource allocation scheme can enhance the utilization efficiency of the bandwidth and the energy by 15% compared with the traditional approaches. Such improvements especially in critical applications like traffic management, emergency response, and health care would be important. Conclusion: The presented results demonstrate that AI-native network slicing is a viable, flexible, and scalable solution for 6G smart city networks. The framework is designed to support the future sustainable and high-performance requirements of urban infrastructures, providing both energy-efficient real-time adaptability. This study provides an overarching front-to-end outlook to address the management issues of sophisticated resource systems, and puts AI-native network slicing at the base level of the emerging smart cities.
۱۴۸۲۳.

تحلیل کیفی پایداری اجتماعی مسکن مهر شهر جدید گلمان ارومیه، حاشیه نشینی نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
رشد فزاینده جمعیت شهری در کشور در چند دهه گذشته، کمبود مسکن را به مسئله اصلی جامعه شهری بدل کرده است. طرح مسکن مهر به عنوان یک سیاست اجتماعی در حوزه مسکن با هدف تأمین مسکن ارزان قیمت برای اقشار کم درآمد جامعه شهری و کنترل قیمت مسکن در دهه گذشته اجرا شد. نتیجه آن شکل گیری مجتمع های مسکونی همگون به لحاظ کالبدی _ فیزیکی ولی ناهمگون به لحاظ فرهنگی و ناپایدار از نظر اجتماعی است. این پژوهش با هدف تحلیل کیفی پایداری اجتماعی در مساکن مهر شهر جدید گلمان ارومیه براساس راهبرد استفهامی _ تحلیلی طراحی شد. روش اجرای تحقیق باتوجه به ماهیت روش، کیفی از نوع مردم نگاری است، ابزار و تکنیک گردآوری اطلاعات، مصاحبه و مشاهدات مستقیم پژوهشگر بوده است. جامعه آماری پژوهش ساکنان مساکن مهر شهر جدید گلمان بوده که باتوجه به ماهیت پژوهش، 22 نفر از مدیران و ساکنان مجنمع های مسکونی به شیوه نمونه گیری هدفمند براساس معیار اشباع نظری به عنوان نمونه آماری تعیین گردید. بعد از  انجام مصاحبه و گردآوری اطلاعات، تحلیل محتوای مصاحبه، مفاهیم و مقولات با ارجاع به دیدگاه امیک(چگونگی تفکر مردم بومی) پاسخگویان و برداشت اتیک (توصیفی از باور یک تحلیلگر اجتماعی) مبتنی بر مشاهدات و دانش تئوریک محقق، مستندسازی و تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از وضعیت ناپایداری اجتماعی در ابعاد ضعف هویت محله ای، ضعف سرمایه اجتماعی، تمرکز فقر، احساس طرد و نابرابری اجتماعی، ضعف فرهنگ آپارتمان نشینی، جدایی گزینی فضایی، عدم تجانس فرهنگی و احساس نارضایتی از کیفیت زندگی باوجود صاحب مسکن شدن در بین پاسخگویان است که تداوم چنین وضعیتی این شهر را به گتوی فقرا و  حاشیه نشینی مدرن تبدیل خواهد کرد.
۱۴۸۲۴.

مصاحبه گران الگوریتمی و بازاندیشی در تولید دانش: به سوی روش شناسی انتقادی هوشمند در پژوهش های کیفی مبتنی بر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۴
مقدمه و اهداف: تحولات پرشتاب فناوری های هوش مصنوعی، بازاندیشی در روش های تولید دانش را به ضرورتی انکارناپذیر بدل ساخته اند. در این راستا، حوزه هوش مصنوعی به سرعت در حال پیشرفت و آماده است تا روش های تحقیق ما را متحول کند. یکی از نمودهای بارز این تحول، ورود «مصاحبه گران الگوریتمی» به عرصه پژوهش های کیفی است؛ ابزارهایی که با تکیه بر الگوریتم های پردازش زبان طبیعی، تعاملات شبه انسانی با مشارکت کنندگان برقرار می کنند. مدل های زبانی هوش مصنوعی به دلیل توانایی فوق العاده خود در نوشتن مقاله، طراحی آزمایش ها، توسعه نظریه، رونویسی، ترجمه، تجزیه و تحلیل موضوعی، کدگذاری، خلاصه کردن مقالات، توصیه نشریات و هدایت محققان به مسیر درست، تکمیل جمله و پاراگراف، درک و تولید متنی که به نوشتار انسان شباهت دارد، شناخته می شوند و این ویژگی آنها را به منبعی ارزشمند برای پژوهشگران در حوزه های کیفی تبدیل کرده است. باوجوداین، ورود این ابزارها صرفاً یک پیشرفت تکنولوژیک نیست، بلکه ناظر بر بازتعریف روابط میان انسان، ماشین، قدرت و معرفت است. ازآنجایی که تصور تحقیقات کیفی معاصر و تحلیل داده ها در علوم انسانی و اجتماعی دشوار است، روی آوردن به فناوری های مدرن در تحلیل داده های کیفی مبتنی بر کامپیوتر، چهارچوب های تفسیر ما را شکل می دهد و دیدگاه و درک ما از مسائل پژوهشی را تغییر می دهد. هدف این مقاله، بازاندیشی انتقادی در نسبت میان هوش مصنوعی و تولید دانش در پژوهش های کیفی است؛ با تمرکز ویژه بر مصاحبه گران الگوریتمی و ظرفیت های آنها در برهم زدن یا بازتولید مناسبات معرفتی و اجتماعی. این مقاله می کوشد با تکیه بر نظریه قدرت -دانش فوکو و نظریه جامعه شبکه ای کاستلز، الگویی روش شناختی با عنوان «روش شناسی انتقادی هوشمند» پیشنهاد کند که پژوهشگران را قادر کند نسبت به سوگیری ها، محدودیت ها و ظرفیت های اخلاقی و سیاسی این ابزارها حساسیت نظری و عملی داشته باشند. روش: پژوهش حاضر به بررسی نقش مصاحبه گران الگوریتمی در بازتعریف روابط اجتماعی و ساختارهای قدرت در مطالعات کیفی می پردازد. این تحقیق در دو مرحله تطبیقی - اسنادی و انتقادی هوشمند اجرا شده است. در فاز اول، با ترکیب نظریه های فوکو و کاستلز، چهارچوب نظری برای تحلیل مصاحبه های هوش مصنوعی تدوین شد. نظریه فوکو به تحلیل تأثیرات قدرت ابزارهای الگوریتمی کمک و مدل های زبانی بزرگ مانند ChatGPT منابع جدید قدرت را نمایان می کند. فاز دوم به توسعه رویکرد انتقادی هوشمند اختصاص دارد که به ادغام فناوری های هوش مصنوعی و تحلیل انسانی می پردازد و به پژوهشگران کمک می کند تا به مسائل انسانی و اجتماعی عمیق تر بپردازند. این روش شناسی نوین با استفاده از الگوریتم ها به شفافیت و دقت تحلیل ها می افزاید و زمان تحلیل را کاهش می دهد. همچنین، اعتبار داده ها با تفسیر تحلیل های انسانی تقویت می شود و سوگیری ناشی از تحلیل های انسانی کاهش می یابد. برای سنجش روایی مدل بومی «روش شناسی انتقادی هوشمند»، بررسی هم راستایی چهارچوب تحلیلی با نظریه های قدرت -دانش و جامعه شبکه ای ضروری است. استفاده از ترکیب تحلیل انسانی و الگوریتمی، کدگذاری مشترک و بازبینی نتایج توسط مشارکت کنندگان نیز به اعتبار و پایایی پژوهش کمک می کند. درنهایت، این پژوهش براساس یک  «روش شناسی انتقادی هوشمند بومی» طراحی شد که به پژوهشگران اجازه می دهد تا از تجارب انسانی و قدرت پردازش الگوریتمی در عصر دیجیتال و تحلیل دقیق تر تعاملات اجتماعی به طور هم زمان بهره برداری کنند. این روش شناسی بر اهمیت شفافیت الگوریتمی و سواد داده محور تأکید دارد و پژوهشگران را ترغیب می کند که در تعامل با ابزارهای هوش مصنوعی، به عنوان تولیدکنندگان خلاق دانش عمل کنند. نتایج: یافته ها نشان می دهند که مدل های زبانی بزرگ مانند ChatGPT، می توانند به شکل معناداری غنای پژوهش های کیفی را در مراحلی مانند شناسایی الگوهای پنهان، طراحی سوال، رونویسی، ترجمه، کدگذاری، توسعه نظریه و تولید متن افزایش دهند. باوجوداین، این مدل ها ابزارهایی خنثی نیستند؛ بلکه کنشگرانی معرفتی هستند که قادرند ساختار گفتمان و مسیر تفسیر را تحت تأثیر قرار دهند. همچنین قادرند الگوهای اجتماعی و فرهنگی را شناسایی و درک عمیق تری از ساختارهای قدرت ارائه دهند. یکی از نتایج کلیدی این پژوهش، توانایی مصاحبه گران الگوریتمی در تولید داده های شفاف و مستند است که به پژوهشگران این امکان را می دهد تا روند تحلیل را به راحتی پیگیری و نتایج را مستند کنند. این ویژگی می تواند به افزایش شفافیت و قابلیت اعتماد در پژوهش های کیفی کمک کند و به پژوهشگران اجازه دهد تا با دقت بیشتری به تحلیل داده های پیچیده بپردازند. افزون براین، نتایج نشان می دهند که ترکیب تحلیل انسانی با الگوریتمی می تواند به کاهش سوگیری ها و افزایش دقت در نتایج منجر شود. این ادغام، به ویژه در زمینه های اجتماعی و فرهنگی که تحلیل های عاطفی و زمینه ای اهمیت دارند، می تواند تحولی در درک و تفسیر داده ها ایجاد کند. در نهایت، این پژوهش بر ضرورت بازاندیشی در روش های پژوهش و طراحی رویکردهای جدید در مواجهه با چالش های اخلاقی و اجتماعی مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی تأکید دارد. این نتایج می توانند به عنوان مبنایی برای توسعه سیاست های پژوهشی و آموزشی در زمینه استفاده از هوش مصنوعی در تحقیقات کیفی عمل کنند و به بهبود کیفیت و اعتبار پژوهش های اجتماعی کمک نمایند. بحث و نتیجه گیری: پیشرفت های اخیر در فناوری های هوش مصنوعی و داده کاوی تأثیر عمیقی بر روش های پژوهش کیفی و اجتماعی داشته است. این پژوهش به بررسی تأثیر مصاحبه گران الگوریتمی بر پژوهش های کیفی، به ویژه در زمینه های روابط اجتماعی و ساختارهای قدرت و معرفت می پردازد. یافته ها نشان می دهند که مدل های زبانی بزرگ (LLMs) مانند ChatGPT نه تنها به عنوان ابزار تسهیل کننده، بلکه به عنوان کنشگران معرفتی عمل می کنند که در تفسیر داده ها و تولید معنا نقش دارند. این تغییرات به تحول در ساختارهای اجتماعی و روابط انسانی نیز منجر شده است. نظریه های میشل فوکو و مانوئل کاستلز به درک بهتر تأثیرات هوش مصنوعی بر روابط اجتماعی کمک می کنند. فوکو بر نقش قدرت در تعاملات روزمره تأکید دارد و کاستلز اطلاعات را به عنوان منابع جدید قدرت در نظر می گیرد. این پژوهش تأکید می کند که بهره گیری آگاهانه و انتقادی از این ابزارها می تواند دقت و انسجام تحلیل های کیفی را بهبود بخشد، به ویژه در مراحل پیچیده ای مانند رونویسی و تحلیل تماتیک. چهارچوب «روش شناسی انتقادی هوشمند بومی» که پیشنهاد می شود، به پژوهشگران امکان می دهد تا از ترکیب تحلیل انسانی و قدرت پردازش الگوریتمی بهره برداری کنند و در تعامل با این ابزارها، به تولیدکنندگان خلاق دانش بدل شوند. درنهایت، این پژوهش بر ضرورت بازتعریف نقش پژوهشگر و طراحی ساختارهای جدید برای مستندسازی تعاملات انسان - ماشین تأکید می کند و بر اهمیت رویکردهای انتقادی و مسئولانه در استفاده از هوش مصنوعی در تحقیقات اجتماعی تأکید دارد.
۱۴۸۲۵.

Probing into the Communicative Nature of Speaking Activities in Two Books: Vision 1 versus Solutions Elementary

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۸
Since the emergence of Communicative Language Teaching (CLT), textbooks in Second Language Acquisition (SLA) have sought to align with its principles in order to gain wider acceptance and credibility. On the other hand, enhancing speaking skills within the school context in Iran has become a pressing demand. A critical component in facilitating the attainment of this ambitious objective is the effective development and utilization of appropriate instructional materials. This study seeks to critically evaluate the efficacy of Vision 1, a domestically developed coursebook implemented in Iranian high schools, in comparison to the international standard exemplified by Solutions Elementary (E.). To this end, four evaluative criteria were utilized: the communicative nature of speaking tasks, alignment with the Weak or Strong version of CLT, the type of prompts used for eliciting speaking, and the frequency of speaking activities.  Methodologically, content analysis was conducted, and the degree of inter-coder agreement was quantified using Cohen’s Kappa. Subsequently, the obtained data underwent statistical scrutiny, encompassing both descriptive and inferential statistical analyses. Non-parametric Chi-square goodness-of-fit tests were employed to discern statistically significant disparities between the two textbooks concerning the specified criteria. Outcomes indicated significant differences in all the four criteria used. Overall, Solutions E. exhibited superiority over Vision 1 in terms of both quantity and diversity of speaking activities. The activities in Solutions E. are more communicatively oriented, fostering willingness to communicate in the target learners. Recommendations were posited to ameliorate Vision 1, particularly in the sphere of speaking skill development in Iranian context.
۱۴۸۲۶.

ساختار مفهومی دانش پژوهی حوزه حکمرانی علم و فناوری در ایران: تحلیل علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف : حکمرانی علم و فناوری به عنوان یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار و پیشرفت کشورها محسوب می شود و به فرایند طراحی، اجرا، و نظارت بر سیاست ها و اقدامات مرتبط با توسعه و استفاده از علم و فناوری در سطح ملی، منطقه ای و جهانی اشاره دارد. در ایران حوزه حکمرانی علم و فناوری به عنوان یکی از موضوعات محوری در پژوهش های علمی مطرح شده است؛ اما ابعاد مفهومی این حوزه پژوهشی گسترده، تا حدودی ناشخص و غیر منسجم است. آنچه ذهن پژوهشگر این نوشتار به عنوان مسئله اصلی پژوهش به خود جلب کرده این است که با مطالعه محتوای این پژوهش ها در ایران، می توان پی برد که ابعاد حکمرانی علم و فناوری از لحاظ مفهومی تا به امروز چگونه در ایران بسط و گسترش پیدا کرده است؟ از این رو، هدف اصلی پژوهش ساختار مفهومی دانش پژوهی این حوزه در ایران است. روش پژوهش : پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی است و با رویکرد علم سنجی و با روش تحلیل هم واژگانی اجرا شده است. جامعه مورد مطالعه شامل 673 مقاله از 1373 تا مهر 1403 است. ابزار گردآوری دادها شامل پایگاه های اطلاعاتی فارسی است و برای تجزیه و تحلیل و همچنین ترسیم نقشه ها از نرم افزار های «یوسی آی نت»، «نت دراو» و «وس ویوئر»، و اس.پی.اس.اس استفاده شد. یافته ها: نتایج روش تحلیل هم واژگانی بر روی این پژوهش ها، منجر به استخراج 3433 مفهوم یا کلیدواژگان گردید و در حدود 15 درصد از مفاهیم دارای وزن بالا و بیش از 5 بار فراوانی داشته اند. همچنین در ده سال اخیر بیش از 100 مفهوم جدید وارد ادبیات این حوزه پژوهشی شده است. از سوی دیگر، نتایج خوشه بندی منجر به تشکیل 15 خوشه موضوعی مستقل و نیمه مستقل گردید. بر اساس شاخص های تحلیل شبکه، تمرکز کل شبکه مفهومی عددی در حدود 2145. است و قدرت پیوند بین مفاهیم پر قدرت این حوزه از عدد 52 تا عدد 6 متغیر است. بیشترین نمره پیوندها متعلق به مفاهیم پربسامد این حوزه است. نتیجه گیری: پژوهش کنونی نشان داد به دلیل گستردگی مباحث مطرح شده در پژوهش ها، این حوزه از لحاظ تعداد مفاهیم، حوزه پژوهشی گسترده، چندوجهی و پیچیده است و به علت پویایی، تحول سریع فناوری ها و تأثیرات عمیق آنها بر جنبه های مختلف زندگی اجتماعی، اقتصادی و محیطی، در چند سال اخیر مفاهیم نوظهوری را به همراه داشته است. همچنین خوشه بندی مفاهیم حوزه پژوهشی حکمرانی علم و فناوری به شکلی چندبُعدی، میان رشته ای و متنوع است. به نظر می رسد با توجه به حضور مفاهیمی همچون سیاست، اولویت، راهبر توسعه، زیرساخت حمایتی، اعتماد عمومی، دیپلماسی علمی، مقررات اخلاقی و مفاهیمی از این دست، تأثیر حاکمیت بر حکمرانی علم و فناوری مشهود است. در این پژوهش، تلاش شد تا با بررسی مفاهیم، روابط مفهومی و ساختار شبکه ای حکمرانی علم و فناوری، تصویری شفاف تر از این حوزه پیچیده و چندوجهی در ایران ارائه شود. اهمیت این مطالعه در فراهم آوردن بستری برای تصمیم گیری های بهتر و سیاست گذاری های آگاهانه در این زمینه است. با این پژوهش، گامی کوچک، اما مهم در مسیر شناخت عمیق تر مفاهیم حکمرانی علم و فناوری برداشته شد.
۱۴۸۲۷.

خاستگاه های تقنینی بزهکاری مؤسسه های اعتباری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۱
هراس از نقض هنجارهای قانونی ازسوی مؤسسه های اعتباری با توجه به دسترسی آنها به منابع عظیم ثروت و پیچیدگی های فنی موجود در حوزه نظارت بر عملیات این مؤسسه ها همواره از دغدغه های مهم حاکمیت ها بوده است، به طوری که نظام های سیاسی با قاعده گذاری دقیق و اعطای اختیارات تنظیم گرانه به بانک های مرکزی سعی بر مدیریت این ناهنجاری ها داشته اند. قانون گریزی مؤسسه های اعتباری متخلف واجد جنبه های متعدد بوده و علت شناسی این پدیده از ابعاد مختلف ضروری است ؛ این مقاله با روش توصیفی تحلیلی با هدف تبیین نقش ساختارهای تقنینی معیوب در تکوین این پدیده، ضمن تشریح ماهیت جرائم موصوف به بررسی خاستگاه های تقنینی آن می پردازد بدین معنا که گاه قانونگذاری بدون توجه به بایسته ها و لوازم آن می تواند جرم زا باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد خاستگاه های تقنینی جرائم مؤسسه های اعتباری، در سه دسته معایب ساختاری و شکلی نظام هنجارگذاری پولی و بانکی و کاستی های محتوایی موجود در حوزه الزامات قانونی با این پدیده جای می گیرد. پراکندگی قوانین حوزه پولی و بانکی، عدم قطعیت مجازات ها، منوط شدن آغاز فرایند تعقیب کیفری به شکایت دستگاه اجرایی و استعمال اصطلاحات مبهم مقنن، در زمره معایب ساختاری و شکلی نظام تقنین در این حوزه است . ضعف در حوزه پیشگیری از این جرائم، عوام گرایی در تقنین، ممنوعیت اعمال هرگونه نهاد ارفاقی برای متخلفان این عرصه، گرایش به رویکرد امنیتی، اتخاذ ادبیات امنیت محور و اعطای نقش کم رنگ به نهاد تنظیم گر در مدیریت این پدیده مجرمانه ازجمله علل محتوایی است.
۱۴۸۲۸.

استراتژی باز موازنه گرایی در سیاستگذاری اقتصادی خارجی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۱
جمهوری اسلامی ایران به دلیل رویارویی با تحریم های اقتصادی آمریکا، استراتژی موازنه نرم را برای کاستن از فشار خارجی انتخاب کرده است. با این حال، از آنجا که این کشور از توانمندی های داخلی کافی برای موازنه نرم در برابر غرب برخوردار نیست، موازنه نرم بیرونی را با کمک چین پیش برده است. توسعه روابط اقتصادی تهران-پکن در پرتو تحریم، شتاب روزافزونی گرفته و به امضای توافقنامه 25 ساله منجر شده است. مسئله اصلی تحقیق حاضر آن است که ایران در حالی روابط اقتصادی خود را با چین توسعه می دهد که در انتخاب شرکای اقتصادی خود دچار محدودیت بوده و این مهم می تواند ضمن تشدید ناهم ترازی وابستگی متقابل اقتصادی با این کشور، پیامدهای منفی را در سطح راهبردی ایجاد کند. در این راستا، سؤال اصلی مقاله آن است که ایران با چه راهبردی می تواند مانع از توسعه آسیب زای روابط اقتصادی با چین شود. فرضیه مقاله حاضر آن است که تهران در کنار چین به عنوان موازنه گر اصلی در مقابل آمریکا، باید به سراغ موازنه گر ثانویه برود که توانایی نسبی موازنه اقتصادی چین را داشته باشد. یافته های تحقیق که مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی به دست آمده نشان می دهد رشد روزافزون وابستگی اقتصادی به چین، سایر کشورها را نیز به سمت سیاست موازنه سوق داده است. بااین حال، تهران بنا به دلایل سیاسی، از گزینه های شراکت اقتصادی پرشماری برخوردار نیست و لذا گزینه های محدودی را پیش روی خود دارد. ازاین رو دهلی نو به دلیل تحولاتی که در سال های گذشته داشته، می تواند نقش چین را در سیاستگذاری اقتصادی خارجی ایران بازموازنه کند.
۱۴۸۲۹.

نقش شاخص های حکمرانی خوب دولت های اصلاحات، مهرورزی و اعتدال در توسعه سیاسی در دوره جمهوری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی عملکرد دولت های خاتمی، احمدی نژاد و روحانی در ایران با تمرکز بر شاخص های «حکمرانی خوب» و «توسعه سیاسی» می پردازد. هدف اصلی، ارزیابی میزان موفقیت هر دولت در نهادینه سازی اصولی مانند شفافیت، پاسخگویی، مشارکت سیاسی و رعایت قانون مداری و تأثیر این اصول بر روند کلی توسعه سیاسی کشور است. روش پژوهش: تحقیق با رویکرد توصیفی – تحلیلی و با استفاده از روش تطبیقی انجام شده است. داده ها از طریق تحلیل اسناد رسمی، گزارش های بین المللی، شاخص های حکمرانی بانک جهانی و منابع علمی داخلی و خارجی گردآوری شده اند. با مقایسه سیاست ها، ساختار تصمیم گیری و عملکرد اجرایی سه دولت، تصویری واقع بینانه از وضعیت حکمرانی و روند توسعه سیاسی در دو دهه اخیر ارائه شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که میان شاخص های حکمرانی خوب (شفافیت، پاسخگویی، کنترل فساد و کیفیت تنظیم گری) و توسعه سیاسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در دولت خاتمی توجه بیشتری به جامعه مدنی، آزادی مطبوعات و مشارکت سیاسی مشاهده شد، اما در دولت احمدی نژاد تمرکز قدرت، اقتصاد رانتی و ضعف نهادهای مدنی، تحقق بسیاری از شاخص های حکمرانی مطلوب را محدود کرد. دوره روحانی نیز با وجود برخی گشایش های بین المللی، به دلیل محدودیت های نهادی و بوروکراسی فزاینده، به تحقق کامل حکمرانی خوب نینجامید. استمرار ساختار دولت رانتی، ضعف احزاب حرفه ای، محدودیت تکثر سیاسی و موانع نهادی در برابر جامعه مدنی، مهم ترین عوامل تأخیر در شکل گیری حکمرانی مطلوب در ایران هستند. دستیابی به توسعه سیاسی پایدار نیازمند اصلاحات نهادی، افزایش شفافیت و تقویت نهادهای نظارتی و مدنی است.
۱۴۸۳۰.

طرح واره ای از فرافلسفهٔ هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۸۴
شکل گیری حوزه ای پژوهشی با نام «فرافلسفه» بیش از هر چیز معلولِ بحرانی است که فلسفه در عصر حاضر برای اثبات اصالت و توجیه کارآمدی خود با آن مواجه است. اما همین امر می تواند مزایایی برای فکر فلسفی به همراه داشته باشد. ازجمله اینکه بستر مناسبی برای بازخوانی نظام مند و مسئله محور از تاریخ فلسفه فراهم آورد. در این مقاله، تلاش بر این است که، در قالب  چارچوب و الگوهای طرح شده در فرافلسفه، مروری بر رئوس اندیشه هایدگر صورت گیرد و مزایا و امکانات مندرج در آن جهت مشارکت در مباحث جاری فلسفه تبیین شود. در این راستا، ابتدا، ضمن مرور بر چهار رویکردی که محققان فرافلسفه به عنوانِ الگوهای کلی در فلسفه ورزی معرفی کرده اند، از نسبت تفکر هایدگر با هریک از این موارد پرسش می کنیم. این الگوها به ترتیب عبارت اند از: افلاطون گرایی، فلسفه به مثابه منطقِ علم، فلسفه به مثابه پژوهشی استعلایی و فلسفه به مثابه جهان بینی. در ادامه، باتوجه به مباحث جاری درباره نسبت فلسفه با «روش شناسی»، تلقی هایدگر از چیستی فلسفه را، با تمرکز بر مسئله «روش»، بازخوانی می کنیم و در انتها نیز، باتوجه به موارد قبل، ملاحظاتی درباره تکوین دوگانه قاره ای و تحلیلی در فلسفه معاصر و نقش هایدگر در ایجاد و تعمیق این گسست بیان خواهیم کرد و این بازاندیشی را مقدمه ای قرار می دهیم برای بحث از امکانِ وحدت و تألیف بین این دو جریان در عصر حاضر. 
۱۴۸۳۱.

توسعه الگوی چهاربعدی آمادگی سازمانی برای تغییر راهبردی در راستای درآمدزایی دانشگاهی؛ مورد مطالعه: دانشگاه امام صادق (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۰
در جهانی که پیچیدگی ها و پویایی های محیطی بر سازمانها احاطه یافته اند، برخورداری آمادگی لازم برای انعطاف پذیری در برابر این محیط و اجرای تغییرات راهبردی، امری ضروری است. همچنین، با توجه به تغییرات و تنوع مدلهای ارائه ارزش در نظام دانشگاهی جمهوری اسلامی ایران، تأمین و توسعه منابع مالی به عنوان چالشی اساسی برای مؤسسات آموزش عالی از جمله دانشگاه امام صادق(ع) مطرح شده است. هدف: این مقاله به توسعه الگوی چهاربعدی آمادگی سازمانی برای تغییر در راستای درآمدزایی دانشگاهی پرداخته است. هدف تحقیق، شناسایی عوامل و مؤلفه هایی بود که به تقویت آمادگی دانشگاه برای تغییرات راهبردی، به ویژه در حوزه درآمدزایی کمک می کنند. روش: این مطالعه با استفاده از روش تحلیل مضمون و انجام مصاحبه های عمیق با 17 نفر از خبرگان دانشگاهی انجام شده است. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان می دهد که آمادگی سازمانی برای تغییرات راهبردی در دانشگاه به چهار بعد کلیدی وابسته است: مدیریت سازمان، ظرفیتها و زیرساختها، موجودیتهای وظیفه ای و محیط. در بُعد مدیریت سازمانی، نقش رهبری قوی و حمایت مدیران، به ویژه رئیس دانشگاه و شوراهای تصمیم گیر، برجسته است. در بعد ظرفیتها و زیرساختها، تأکید بر همسویی فعالیتهای درآمدزایی با مأموریت اصلی دانشگاه و اهمیت وجود زیرساختهای مناسب برای حمایت از پروژه های درآمدزا شده است. بُعد موجودیتهای وظیفه ای به نقش کلیدی هیئت علمی، کارمندان و بازاریابی خدمات در تسهیل تغییرات پرداخته و در نهایت، بعد محیط به نقش فارغ التحصیلان و تعامل دانشگاه با صنایع و تأثیرات محیطی بر تغییرات اشاره دارد.
۱۴۸۳۲.

آموزش عالی ناب: الگویی مبتنی بر مدیریت دانش خبرگان ستاد وزارت علوم تحقیقات و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۰
اهداف: تفکر ناب به عنوان یک رویکرد عملیاتی و بهبودمحور، از تفکر انتقادی بهره می گیرد تا بتواند با تحلیل عمیق، شناسایی ریشه ای مشکلات و ارزیابی مستمر فرایندها، زمینه حذف اتلاف ها و ارتقای ارزش را در نظام های آموزشی فراهم سازد. رویکرد ناب در آموزش عالی بر اصولی استوار است که هدف آن حذف اتلاف، افزایش بهره وری و بهبود مستمر فرایندها است. پیاده سازی موفقیت آمیز اصول ناب در دانشگاه ها می تواند فرایندهایی با کیفیت بالاتر، به موقع تر، کم هزینه تر و مؤثرتر را در اختیار ذینفعان دانشگاه قرار دهد این پژوهش درصدد آن است، به طراحی الگوی آموزش عالی ناب و اولویت بندی ابعاد آموزش عالی ناب از دیدگاه خبرگان حوزه ستادی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بپردازد. روش پژوهش: با توجه به هدف پژوهش، رویکرد کیفی (اکتشافی- تحلیلی) برای بررسی موضوع انتخاب شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی خبرگان حوزه ستاد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری که دارای تحصیلات مرتبط با حوزه آموزش و نیز سابقه کار اجرایی و مدیریتی در ستاد وزارت متبوع را داشته اند می باشد. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. تعداد نمونه ها بر اساس اصول اشباع نظری 12 خبره حوزه ستادی بودند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است. برای ارزیابی پایایی مصاحبه ها، روش پایایی بازآزمون و روش پایایی توافق بین دو کدگذار به کار گرفته شده است. ضریب توافق بین دو کد گذار 84% محاسبه شده است. برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته تمرکز بر روش اشتراوس - کوربین بوده و از تکنیک تحلیل مضمون(تم) استفاده شده که با ایجاد ارتباطی بر مبنای طرح پرسش و انجام مقایسه مداوم صورت گرفته و نرم افزار انویوو (NVivo) بکار گرفته شده است. یافته های پژوهش: یافته ها نشان می دهد الگوی آموزش عالی ناب دارای پنج مؤلفه: 1. مدیریتی شامل نظارت کیفی، تعامل دانشگاه و جامعه، تصمیم گیری مستقلانه، نیازمحور کردن خدمات، مدیریت و رهبری دانشگاه، 2. ساختاری شامل اصلاح ساختاری دانشگاه، آمایش آموزش عالی و اصلاح آیین نامه های ارتقاء اعضای هیات علمی، حاکمیت نگرش و تفکر ناب و کاهش وابستگی به دولت، 3. منابع انسانی شامل جذب، توسعه و توانمندسازی، توانمندی های تخصصی و ویژگی های فردی و شخصیتی، 4. مالی - اقتصادی شامل تأمین منابع مالی و تقویت ارتباط با صنعت و 5. زیرساختی - فناوری شامل توسعه زیرساخت ها و استفاده از فناوری های نوین و تحول آفرین می باشد. نتیجه گیری: مولفه منابع انسانی با 49 کد، ساختاری با 35 کد، مدیریتی با 24 کد، زیرساختی - فناوری با 19 کد و مالی – اقتصادی با 12 کد استخراجی به ترتیب دارای بیشتری اهمیت و اولویت بوده اند. تحلیل یافته نشان می دهد منابع انسانی با توجه به نقشی که می تواند در اجرای آیین نامه، دستورالعمل و دست یابی به اهداف اسناد بالادستی داشته باشند از اهمیت بیشتری نسبت به سایر مؤلفه ها برخوردار است. اصالت/ارزش: این پژوهش با ارائه مدل آموزش عالی ناب از دیدگاه خبرگان ستادی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بستر لازم برای بومی سازی مدل های نظری بین المللی به منظور پیاده سازی اصول و رویکردهای آموزش عالی ناب در دانشگاه های کشور را فراهم ساخته و به شکاف میان سیاست گذاری کلان و اجرای عملیاتی کمک می کند.
۱۴۸۳۳.

عرضه اولیه سهام پتروشیمی در بورس ایران و تعیین نرخ سهم آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۲۵
هدف پروهش: این مطالعه با هدف بررسى عرضه اولیه سهام وقیمت کذارى زیر ارزش واقعى و عملکرد بلندمدت عرضه هاى اولیه سهام شرکت هاى پتروشیمى و پالایشى دولتى واکذار شده در جارجوب سیاست هاى کلى اصل ۳۳ انجام شده است. در این راستا، سازوکار تعیین قیمت این شرکتها در روز عرضه با شرکت هاى دولتى دیکر ونیز شرکت هاى پتروشیمى و پالایشى بخش خصوصى مقایسه مى شود تا نحوه قیمت کذارى أنها در فرایند عرضه اولیه مورد ارزیابى قرار کیرد. روش تحقیق : براى سنجش بازده کوتاهمدت، بازهى یازده روزه "بازده غیر عادى انباشته (CAR) "در نظر کرفته شد و براى نحلیل بلندمدت از معیار "بازده غیر عادى خرید ونکهدارى (BHAR) "در بازمى یازده ماهه بهره کرفته شد. در تحلیل دادهها از روش هاى کمى استفاده شد و براى آزمون فرضیهها، آزمون 'T تکنمونهاى و آزمون 'T مستقل پیاده سازى کردید. یافتهها: نتایج نشان مى دهد که در کوتاهمدت، شرکت هاى پتروشیمى و پالایشى دولتى واکذار شده بازده غیر عادى مثبت و معنادار داشته اند که به مراتب از بازده غیر عادى شرکت هاى دولتى دیکر و شرکت هاى خصوصى فعال در همین حوزه بالاتر است. اکرجه بازده غیر عادى بلندمدت این شرکتها نیز مثبت بوده، اما تفاوت معنادارى با بازده بلندمدت شرکت هاى مقایسهاى (جه دولتى و جه خصوصى) نشان نمى دهد. همجنین عملکرد تعدیل شدهى بازده در هر دوافق زمانى کوتاهمدت وبلندمدت تأیید مى کندکه بخش عمده بازده حاصل از عرضه هاى اولیه، ناشى از قیمت کذارى زیر ارزش واقعى سهم بوده است. نتیجه کیرى: در بازار سرمایه ایران، پدیدهن قیمت کذارى زیر ارزش واقعى در عرضه هاى اولیه بیش از قیمت کذارى بیش از ارزش به حشم مى خورد. اصلى ترین دلیل این امر وجود "دامنه نوسان قیمتى" است که مانع از رشد قابل توجه قیمت سهم در روز عرضه مى شود. بنابراین، قانون کذار در بازنکرى مقررات عرضه عمومى اولیه نباید صرفاً بر ممانعت از قیمت کذارى بیش از حد در بازار ثانویه متمرکز شود، بلکه توجه ویرهاى باید به نحوه کاهش قیمت کذارى کمتر از ارزش واقع شود تا از بازدهى غیر عادى کوتاهمدت ناشى از تخفیف بیش از حد عرضهها جلوکیرى کردد.
۱۴۸۳۴.

طراحی الگوی پیشایندهای اجتناب کاربران از تبلیغات درون برنامه ای در برنامه های کاربردی گوشی های هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۳
با گسترش استفاده از گوشی های هوشمند در سرتاسر جهان، برنامه های کاربردی و تبلیغات در درون چنین برنامه هایی روندی روبه رشد به خود گرفته و به دلیل نوپا بودن این تبلیغات، پژوهش ها در حیطه واکنش های رفتاری به تبلیغات درون برنامه ای و به طور خاص بروز رفتارهای اجتناب از تبلیغات درون برنامه ای به شدت محدود است. بر همین مبنا، هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی الگوی پیشایندهای اجتناب کاربران از تبلیغات درون برنامه ای در برنامه های کاربردی گوشی های هوشمند بوده است. پژوهش حاضر، پژوهشی آمیخته است که به منظور گردآوری داده های کیفی، از جامعه خبرگان حوزه بازاریابی دیجیتال در قالب مدیران و کارشناسان باسابقه و نیز با پیشینه مطلوب تجربی و دانشگاهی استفاده کرده است. روش نمونه گیری در این مطالعه، نمونه گیری هدفمند بوده و تا رسیدن داده ها به اشباع ادامه یافت. تجزیه وتحلیل اطلاعات با روش تحلیل مضمون و نرم افزار مکس کودا (MAXQDA) صورت گرفت. در بخش کمی پژوهش نیز به منظور گردآوری داده های پژوهش از روش میدانی و ابزار پرسش نامه استفاده شد و جامعه آماری از دانشجویان کاربرِ برنامه های کاربردی گوشی های هوشمند تشکیل شده است. نمونه پژوهش به تعداد 338 نفر، ازطریق فرمول کوکران (Cochran Formula) محاسبه شد. برای تحلیل داده ها و آزمون روابط مفروض تحقیق نیز از روش مدل یابی معادلات ساختاری و روش های تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی و نرم افزار ایموس (AMOS) نسخه 24 استفاده شد. براساس یافته های بخش کیفی پژوهش، پیشایندها را می توان در قالب دو دسته عوامل کلی درونی (فردی) و بیرونی (محیطی و فنی) طبقه بندی کرد. در قالب عوامل درونی (فردی)، مضامین سازمان دهنده شامل عوامل احساسی، عوامل ادراکی، عوامل شخصیتی، عوامل شناختی-تجربی و نیز عوامل نگرشی-ارتباطی کاربر است و در قالب عوامل بیرونی (محیطی و فنی) نیز مضامین سازمان دهنده عبارت اند از: شاخصه های کمی تبلیغات، عوامل ارتباطی/تعاملی کاربر-تبلیغات، عوامل فرهنگی، عوامل فنی مرتبط با گوشی هوشمند و عوامل مربوط به محتوا/طراحی تبلیغات. نتایج بخش کمی نیز نشان داد از میان عوامل درونی، عوامل ادراکی و از میان عوامل بیرونی، عوامل فرهنگی می توانند بیشترین اثرگذاری را بر رفتارهای اجتنابی کاربران از تبلیغات درون برنامه ای داشته باشند.
۱۴۸۳۵.

بهینه سازی یکپارچه زنجیره تأمین سوخت های زیستی: رویکرد مبتنی بر منطق فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۵
مقدمه و اهداف: این مطالعه یک مدل برنامه ریزی چندهدفه را برای بهینه سازی طراحی شبکه زنجیره تأمین انرژی تجدیدپذیر پایدار مبتنی بر زیست توده در یک افق چند دوره ای پیشنهاد داده است. باتوجه به چالش های موجود در این حوزه، از مدل سازی چندهدفه به عنوان رویکردی نوین برای بهبود پایداری و کاهش اثرات زیست محیطی استفاده شده است. هدف اصلی این مطالعه بهینه سازی هم زمان ابعاد اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی شبکه زنجیره تأمین سوخت زیستی است، به طوری که ضمن کاهش هزینه های عملیاتی و انتشار گاز کربن، تقاضای مصرفی نیز به طور کامل برآورده شود. این مطالعه تلاش دارد تا با در نظر گرفتن عوامل پیچیده و عدم قطعیت های متعدد، مدلی کارآمد برای توسعه زنجیره تأمین انرژی تجدیدپذیر طراحی کند.   روش ها: برای مدیریت عدم قطعیت های موجود در پارامترهای کلیدی، از منطق فازی استفاده شده است که امکان ترکیب نظرات کارشناسان با داده های واقعی تر را فراهم می کند. مدل برنامه ریزی چندهدفه با استفاده از روش اپسیلون محدودیت برای یافتن راه حل های پارتو و با استفاده از نرم افزار GAMS حل شده است. در این روش، معیارهای متعددی به صورت هم زمان در نظر گرفته شده تا بتوان نتایج مطلوبی در ابعاد مختلف به دست آورد. مدل پیشنهادی در محیط های پیچیده و غیرقطعی زنجیره تأمین، قادر است بهینه سازی را با دقت بیشتری انجام دهد و سناریوهای مختلفی برای بهبود کارایی و کاهش ریسک های مرتبط ارائه کند. همچنین، تحلیل حساسیت بر روی پارامترهای مختلف انجام شده تا به شناسایی عوامل کلیدی مؤثر در کارایی سیستم کمک کند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که به کارگیری مدل پیشنهادی باعث کاهش هزینه های عملیاتی، کاهش انتشار گاز کربن و افزایش پایداری و کارایی شبکه زنجیره تأمین شده است. تحلیل حساسیت نیز انجام شد و مشخص شد که برخی پارامترها مانند هزینه حمل ونقل و انتشار CO2 تأثیر بسزایی بر عملکرد کل سیستم دارند؛ به طوری که تغییرات کوچک در این پارامترها می تواند منجر به تغییرات بزرگ در نتایج نهایی گردد. همچنین، به کارگیری رویکردهای پایدار و مبتنی بر منطق فازی به تصمیم گیرندگان کمک کرده تا بتوانند در شرایط عدم قطعیت، تصمیمات بهتری برای بهینه سازی شبکه اتخاذ کنند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که استفاده از روش های پایدار می تواند به بهبود ابعاد مختلف زنجیره تأمین کمک کند. علاوه بر این، مدل فازی قادر است با افزایش دقت در تخمین پارامترها، نتایج مطلوب تری به دست دهد و تصمیمات بهتری در مواجهه با تغییرات محیطی اتخاذ گردد. نتایج به دست آمده نشان دهنده بهبود قابل توجه در معیارهای اقتصادی و زیست محیطی در مقایسه با روش های معمولی است که بدون در نظر گرفتن عدم قطعیت ها به کار گرفته می شوند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که استفاده از مدل سازی چندهدفه فازی می تواند منجر به بهبود پایداری و کارایی زنجیره تأمین سوخت زیستی گردد. با توجه به ویژگی های خاص زنجیره تأمین سوخت زیستی در ایران، پیشنهاداتی برای توسعه آینده و ارتقای کارایی این زنجیره ارائه شده است که می تواند به تصمیم گیری بهینه تر و توسعه پایدار کمک کند. این پژوهش نشان می دهد که استفاده از مدل های بهینه سازی فازی می تواند در مواجهه با عدم قطعیت ها نقشی کلیدی در بهبود تصمیمات مدیریتی داشته باشد. در نهایت، کاربرد این مدل در سایر زنجیره های تأمین انرژی نیز می تواند زمینه ساز توسعه روش های مشابه برای بهبود کارایی و کاهش ریسک های زیست محیطی و اقتصادی در مقیاس های بزرگ تر باشد.
۱۴۸۳۶.

نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و تعارضات زناشویی در دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و تعارضات زناشویی در بین کلیه دانشجویان دختر و پسر متاهل رشته روانشناسی موسسات غیرانتفاعی شهر مشهد (کاویان، بهار، اقبال لاهوری، حکیم طوس، شاندیز، تابران، حکمت رضوی، خراسان و خردگرایان مطهر) که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودند، انجام شده است.حجم نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی تعداد 3۰۰ نفر در نظر گرفته شد. جهت جمع آوری داده های این پژوهش از پرسشنامه های طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ، تعارضات زناشویی براتی و ثنایی، و ذهن آگاهی بائر و همکاران استفاده شد. در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری) و بوسیله نرم افزارspss وsmart pls مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که ذهن آگاهی نقش میانجی در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و تعارضات زناشویی دارد .
۱۴۸۳۷.

تحلیل تطبیقی حقوق بشر و عدالت اجتماعی در نظام حقوقی ایران و انگاره های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۰
این تحقیق با هدف بررسی همگرایی میان حقوق بشر و عدالت اجتماعی در چارچوب انگاره های اسلامی در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران انجام شده است.هدف اصلی، تحلیل نحوه انعکاس این مفاهیم در قانون اساسی و سیاست های کلان کشور،شناسایی چالش های تحقق آن ها، و ارائه راهکارهایی برای تقویت همگرایی در راستای تحقق عدالت اجتماعی و حقوق بشر مبتنی بر اصول اسلامی است. این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی استفاده بیان داشته است که چگونه می توان مفاهیم حقوق بشر و عدالت اجتماعی را در چارچوب انگاره های اسلامی در نظام حقوقی ایران همگرا کرد،و چه موانع و راهکارهایی در این مسیر وجود دارد؟یافته ها نشان می دهند که عدالت اجتماعی، ریشه در آموزه های اسلامی داشته و در قانون اساسی ایران (به ویژه اصول دوم، سوم، و بیست ویکم) به عنوان هدفی بنیادین برجسته شده است.حقوق بشر در ایران بر پایه کرامت انسانی و عبودیت تعریف می شود، اما تفاوت های تفسیری با استانداردهای بین المللی، به ویژه درحوزه هایی مانند برابری جنسیتی و آزادی بیان،چالش هایی ایجاد کرده است.موانع ساختاری مانند فساد،نابرابری و اجرای غیرسیستماتیک قوانین،تحقق کامل این اصول را محدود کرده اند. بااین حال، قانون اساسی ایران ظرفیت هایی برای همگرایی با حقوق بشر جهانی دارد،مشروط بر اصلاح تفسیرهای شرعی و تقویت سازوکارهای اجرایی.همگرایی حقوق بشر و عدالت اجتماعی در چارچوب انگاره های اسلامی در ایران نیازمند اصلاحات ساختاری، از جمله مبارزه با فساد و نابرابری، تطبیق قوانین با استانداردهای جهانی با حفظ هویت اسلامی، و تقویت دولت اجتماعی فراگیر است. این تحولات می توانند به تحقق جامعه ای عادلانه تر و پایدارتر منجر شوند،که در آن حقوق بشر و عدالت اجتماعی به صورت هماهنگ و در راستای اصول اسلامی اجرا شوند.
۱۴۸۳۸.

راهبرد بقاء کسب و کارهای کوچک دیجیتالی در شرایط نااطمینان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۳
کسب‌وکارهای کوچک دیجیتال با نرخ بالایی ناکامی روبرو هستند، به گونه‌ای که بسیاری از آن‌ها در پنج سال اولیه، از گردونه رقابت خارج می‌شوند. با این وجود، برخی از آن­ها توانسته‌اند با اتخاذ راهبردهای مقتضی این چالش­ها را پشت سر گذاشته و بقاء یابند. این مطالعه درصدد شناسایی چالش‌هایی است که کسب‌وکارهای دیجیتالی کوچک در محیط نا‌اطمینان با آن روبرو هستند و راهکارهای آن‌ها جهت مقابله با این چالش‌ها و استمرار فعالیت خود خواهد بود. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با هشت تن از مدیران و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک دیجیتال در استان‌های تهران و اصفهان در طی بازه زمانی سال­ 1401 تا 1402 گردآوری شده است. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از روش تحلیلی محتوای کیفی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. در پاسخ به سوال اول، سه چالش بقاء‌ که عمدتا ماهیت بیرونی دارند شناسایی شد که عبارتند از: سیاسی- قانونی، علمی- فنی، اقتصادی- محیطی. در پاسخ به سوال دوم نیز یافته‌ها نشان می‌دهد که کسب‌وکارهای کوچک دیجیتال متناسب با نوع چالشی که با آن‌ مواجه می‌شوند از چهار پاسخ/راهبرد جهت افزایش احتمال بقاء خود استفاده می‌کنند: راهبرد و بازاریابی، مالی، منابع انسانی و بهبود فرآیندها. اتخاذ این راهبردها با افزایش قابلیت‌های درونی بنگاه‌ها امکان بقاء بلندمدت آن‌ها را نیز فراهم می‌آورد.
۱۴۸۳۹.

بررسی پنهان کاری در حرفه حسابداری با کاربرد معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۴
اطلاعات حسابداری بعنوان کالای عمومی، اثرات اجتماعی و اقتصادی با­اهمیتی در جامعه، از طریق کمک به افزایش شفافیت و کارایی اطلاعاتی دارد. در این راستا ضرورت پژوهش و تحلیل در این زمینه و واکاوی علل وقوع پنهان کاری در حرفه حسابداری روشن است. هدف پژوهش حاضر، بررسی پنهان کاری در حرفه حسابداری با کاربرد معادلات ساختاری می باشد. در این پژوهش از رویکرد پژوهش ترکیبی استفاده شد که در مرحله کیفی از روش گراندد تئوری و در مرحله کمّی از روش توصیفی پیمایشی استفاده شده است. جمع آوری داده ها در مرحله کیفی با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته از 16 نفر از خبرگان با بیش از 12 سال سابقه کاری که به روش نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شده اند، صورت گرفته است. همچنین اطلاعات مرحله کمی با مشارکت تعداد 224 نفر از مدیران دستگاه های اجرایی و اساتید دانشگاه در رشته های مدیریت، اقتصاد، حسابداری و حسابرسی که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند صورت گرفته است ، در مرحله کمّی برای اعتباریابی الگو از روش معادلات ساختاری با نرم افزار SMART PLS3 استفاده شد. شاخص های برازندگی الگو حاکی از برازش مطلوب داده ها با الگوی پارادایمی می باشد و به عبارتی داده های کمّی با الگوی پارادایمی پژوهش برازش مطلوبی داشته و مؤید داده های کیفی بوده است.
۱۴۸۴۰.

راهکارهای رفع شکاف بین تحقیق های مبتنی بر اقتصاد و جامعه شناسی در حسابداری مدیریت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۰
این مقاله به بررسی شکاف موجود میان تحقیقات مبتنی بر اقتصاد و جامعه شناسی در حوزه حسابداری مدیریت می پردازد که غالباً به تفاوت های پارادایمی میان این دو رویکرد نسبت داده می شود. در دهه گذشته، گام های فزاینده ای برای رفع این شکاف برداشته شده است. مقاله حاضر تلاش های نوظهور برای هم راستا کردن این دو رویکرد در حسابداری مدیریت را مرور کرده و نحوه پیشرفت این تلاش ها و تحقیقات ترکیبی از تئوری های اقتصادی و نهادی را تحلیل می کند. رویکردهای تحقیقاتی عمده در این زمینه شامل رویکرد تعبیه اجتماعی، رویکرد تقابل تئوری و رویکرد واقع گرایی انتقادی هستند که همگی در تلاش برای نزدیکی دیدگاه های اقتصادی و اجتماعی در حسابداری مدیریت می باشند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که رویکرد واقع گرایی انتقادی برای حسابداری مدیریت مناسب تر است. این رویکرد، به ویژه در تلاش برای رفع محدودیت ها و نقاط ضعف رویکردهای پیشین مانند رویکرد تعبیه اجتماعی و تقابل تئوری، مزیت های خاصی دارد. در نهایت، هر سه رویکرد به دنبال دستیابی به یک دیدگاه یکپارچه اجتماعی و اقتصادی در حسابداری مدیریت هستند و میراث های قوی و پارادایمیک پژوهش های مبتنی بر اقتصاد و جامعه شناسی را در این حوزه به نمایش می گذارند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان