فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۶۴۱ تا ۶٬۶۶۰ مورد از کل ۸٬۵۵۷ مورد.
بحران در بحران
بررسی ساختار حمایتی از صنعت خودرو در ایران
حوزههای تخصصی:
امروزه با گسترش جهانی شدن و تقویت فعالیتهای سازمان تجارت جهانی،سیاستهای حمایتی یکی از موضوعهای مهم مطرح در کشورهای در حال توسعه، به ویژه درزمینه طراحی و تدوین سیاستهای تجاری و صنعتی است. سیاستهای حمایتی تجاری دولت باعث تغییر ساختار انگیزشی، انتقال منابع و تغییر توانرقابتی بنگاههای تولیدی میشوند. مهمترین عامل اتخاذ این سیاستها، افزایش توان رقابتیبنگاههای تولیدی هر کشور در برابر بنگاههای خارجی است. صنعت خودرو، از جمله صنایعی است که در ایران شدید! متأثر از سیاستهای حمایتیبوده است. این صنعت هم اکنون به عنوان نماد صنایع تحت حمایت ایران میباشد و در روندکاهش و تعدیل سیاستهای حمایتی برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی، نقشی مهم ایفامینماید. در این پژوهش، با استفاده از معیارهای نظری، شامل نرخ حمایت ضمنی، نرخ حمایت مؤثرو معیار هزینه منابع داخلی مبتنی بر روش داده - ستانده، به بررسی ساختار حمایت این صنعتپرداختهایم. براین اساس، روش بهینه حمایت از این صنعت استفاده از نرخ تعرفه مقیاس سازاست و این صنعت در نرخ تعرفه 50 درصد در نرخ ارز بازار آزاد قادر به ادامه حیات و رقابت باصنایع خارجی است.
تخمین تقاضای برق در بخش خانگی و برآورد کشش های قیمتی و درآمدی آن
حوزههای تخصصی:
انرژی برق در کنار سایر حاملهای انرژی، نقش مؤثری در تولید و مصرف دارد و روزبه روز اهمیت زیادی در فرآیند تصمیمگیری اقتصادی و اجتماعی ایفا میکند. هدف از ارائه اینمقاله، تخمین تقاضای برق در بخش خانگی به عنوان یکی از بخشهای مهم مصرفی و برآوردکششهای قیمتی و درآمدی در کوتاهمدت و بلندمدت میباشد. برای این منظور، از دادههایتلفیقی استفاده شده است. نتایج حاصل از برازش مدل تقاضا نشان میدهد که کشش قیمتی ودرآمدی تقاضا در کوتاهمدت، به ترتیب معادل 97%- و 0/11 میباشد و این شاخص دربلندمدت، به ترتیب، -1/36 و 0/155 خواهد بود. همچنین کشش متقاطع قیمتی معادل0/315 میباشد که مبین این است که انرژی برق و سوختهای جایگزین وضعیت جانشینی بایکدیگر دارند. به علاوه، میتوان دریافت که تقاضای برق خانگی عمدت! متأثر از سیاستهایقیمتی است تا درآمدی و کششهای یادشده در کوتاهمدت و بلندمدت گویای این مطلب است.به عبارت دیگر، قیمت نقش مؤثرتری در مقایسه با درآمد در تقاضای برق خانگی دارد.
persian gulf oil: iran''s role
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی اقتصاد اقتصاد بخشی،اقتصاد صنعتی،کشاورزی،انرژی،منابع طبیعی،محیط زیست اقتصاد انرژی نفت،گاز طبیعی،زغال سنگ،مشتقات نفتی ساختار بازار،عرضه و تقاضا
- حوزههای تخصصی اقتصاد اقتصاد بخشی،اقتصاد صنعتی،کشاورزی،انرژی،منابع طبیعی،محیط زیست اقتصاد انرژی نفت،گاز طبیعی،زغال سنگ،مشتقات نفتی اقتصاد سیاسی نفت و گاز
خصوصی سازی، آقازاده ها و پیوند نامبارک با کارتل ها
حوزههای تخصصی:
شناسایی موانع غیر تعرفه ای و محاسبه معادل تعرفه ای آن در بخش کشاورزی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت (گات 1994) و تشکیل سازمان جهانی تجارت (WTO)، قوانین و مقررات جدیدی را بر تجارت بین المللی حاکم کرده است، به طوری که امروزه همه کشورها به طور مستقیم و غیر مستقیم از قوانین و عملکرد این سازمان متاثرند. یکی از مهمترین مسایل مطرح در گات 94، موافقتنامه کشاورزی است که خود به سه بخش کلی حمایت داخلی، دسترسی به بازار و یارانه صادراتی تقسیم شده است.در این مقاله بخش دسترسی به بازار این موافقتنامه مورد توجه قرار گرفته و پس از شناسایی موانع غیر تعرفه ای اعمال شده بر محصولات منتخب کشاورزی کشور، معادل تعرفه ای آنها بر اساس مطالعات گات (1993)، سامنر (1992) و اینگکو (1996) و صندوق بین المللی پول (1996) محاسبه شده است. نتایج به دست آمده نشان میدهد که معادل تعرفه ای و موانع مورد استفاده در نظام تجارت خارجی محصولات منتخب (به رغم تعداد موارد آن) منفی بوده و لذا این موانع در جهت حمایت از تولید داخل عمل نکرده است.
بررسی رابطه دراز مدت بین نهاده های انرژی، کار و سرمایه در بخش کشاورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معمولا در برآورد تابع تولید، دو نهاده کار و سرمایه به کار میرود و نهاده مهم انرژی نادیده گرفته میشود. با حذف یک متغیر مناسب از یک معادله رگرسیون، در صورت همبسته بودن این متغیر با متغیرهای دیگر، برآوردهای ضریب معادله، اریب و ناسازگار خواهد بود. از سوی دیگر نبود رابطه بین متغیر حذف شده با دیگر متغیرها گرچه موجب نااریب و سازگار بودن ضرایب زاویه میشود ولی به علت اریب شدن واریانس این ضریب می باید نتایج استنباطهای آماری را با احتیاط به کار گرفت.از طرف دیگر، بررسی ضرایب اهمیت نهاده های تولید از جمله انرژی ممکن است برای تصمیم گیری های صحیح در برنامه ریزی های اقتصادی موثر باشد. با توجه به اهمیت بخش کشاورزی در اقتصاد ایران، در مقاله حاضر به برآورد تابع تولید دراز مدت این بخش پرداخته ایم. با توجه به تعریف تابع تولید که حداکثر ستانده از ترکیب نهاده ها را نشان می دهد، از تولید بالقوه (به جای تولید جاری)، نیروی کار و سرمایه در اشتغال کامل استفاده شده است. از آن جا که به دلیل ویژگی های خاص بخش کشاورزی ایران باید فرم تبعی خاصی که مناسبترین برازش بر داده های آماری را دارد تعیین شود، پس از بررسی انواع تابع، تابع کاب- داگلاس به عنوان بهترین برازش انتخاب شد. ویژگی مهم مطالعه حاضر در مقایسه با کارهای انجام شده قبلی که برخی به تخمین تابع تولید بدون نهاده انرژی و برخی به برآورد آن با وجود نهاده انرژی پرداخته اند، توجه به مسایل مربوط به سریهای زمانی است. در برآورد تابع تولید برای جلوگیری از به وجود آمدن رگرسیون کاذب ناشی از ناپایایی متغیرها، از روشهای همجمع بستگی استفاده شده است. با توجه به نقاط ضعف روشهای انگل - گرنجر و جوهانسن جوسلیوس، روش خودبازگشتی با وقفه های توزیعی (ARDL) را به عنوان روش تخمین به کار برده ایم، نتایج بررسی حاکی از آن است که در بخش کشاورزی، رابطه دراز مدت بین تولید و نهاده های نیروی کار، سرمایه و انرژی با ویژگی های مطلوب آماری وجود دارد. ضریب نهاده انرژی همانند دیگر ضرایب از نظر آماری معنی دار بوده و اثر درخور توجهی بر تولید بخش کشاورزی دارد.
محاسبه توان اشتغال زایی بخش ها برحسب تفکیک جغرافیایی (درآمد) خانوارها در قالب نظام شبه ماتریس حسابداری اجتماعی
حوزههای تخصصی:
الگوی کلان یک تولید کننده و یک مصرف کننده کینز و الگوهای کلان بسط یافته یک تولید کننده و چند مصرف کننده کالدور، پاسینتی، کالکی و همچنین، الگوب چند تولید کننده و یک مصرف کننده لئونتیف دارای نارسایی هایی در بررسی همزمان مصرف، درآمد اولیه، ساختار تولید و اثرات زنجیره ای آنها بر توان اشتغال زایی بخش های مختلف اقتصادی است. برای رفع بعضی از این نارسایی ها، نظام شبه ماتریس حسابداری اجتماعی معرفی و میزان انعطاف پذیری آن در قلمرو بررسی همزمان مسائل اقتصادی – اجتماعی نسبت به الگوهای پیشین ارزیابی می شود. روش شناسی و چگونگی لحاظ کردن مصرف (درآمد) خانوارها در ارتباط با درآمد مختلط بر اساس منطق ماتریس حسابداری اجتماعی، تفکیک آن بر حسب جغرافیایی (شهری و روستایی)، تعامل همزمان مصرف، درآمد اولیه و ساختار تولید در قالب نظام شبه ماتریس حسابداری اجتماعی و در نهایت، محاسبه توان اشتغال زایی بخش ها و رده های مختلف شغلی محورهای اساسی مقاله حاضر را تشکیل می دهند. در این مقاله، مشاهده می شود که در مقایسه با رویکرد نظام حسابداری متعارف داده – ستانده لئونتیف، رویکرد نظام شبه ماتریس حسابداری اجتماعی بدون تفکیک جغرافیایی مصرف (درآمد) خانوارها می تواند تصویر واقع بینانه تری از توان اشتغال زایی بخش ها و رده های مختلف شغلی به دست دهد. با تفکیک جغرافیایی مصرف (درآمد) خانوارها نتایج به دست آمده به مراتب بهتر از دو رویکرد قبلی است. پایه های آماری مقاله حاضر را جدول داده – ستانده سال 1375، آمارهای تفصیلی نفوس و مسکن سال 1375 و بودجه خانوارهای شهری و روستایی همان سال تشکیل می دهد .