هدف پژوهش حاضر تبیین سیر تطوّر و بازشناسی الگوی باروهای شهری به منظور دستیابی به گونه بندی و علت های تحوّل آنهاست. برای این منظور، با روش تفسیری تاریخی، ساختار اجتماعی و سیاسی در تاریخ ایران بررسی و به سه مرحله دسته بندی شده است؛ سپس، تحوّلات شکلیِ باروها در دوره های مورد مطالعه بررسی شده و در نهایت نقشه ها و اسناد باستان شناختی در هر دوره، با توجه به این ساختار، تحلیل و تفسیر گردیده است.
نتایج نشان می دهد که از نظر کالبدشناسی، سه گروه از مهم ترین شهرهای دفاعی عبارت اند از: قلعه شهرها، شهرهای زیرزمینی و شهرهای متراکم؛ همچنین، نتایج حاکی از آن است که تغییرات کالبدیِ باروها از اوج تا فرود، عمدتاً دارای علل نظامی بوده است، به طوری که دگرگونیِ شیوه دفاع در اواخر عصر قاجار، ارزش و اهمیت اولیه باروها را ازبین برد. استنتاج نهایی، ارائه دیاگرام هایی است که خصوصیات کالبدیِ باروهای شهری را در هر دوره متناسب با تحوّلات نظامی نشان می دهد.
فرش دستباف یکی از شاخصه های هویت ایرانی است که در جهان شناخته شده است و در بازنگری قدمت فرش، پیوند آن را با اسطوره های این سرزمین می توان دریافت. در این پژوهش، به فرش عصر پیشدادی و کیانی، با هدف شناخت و تحلیل کاربردهای آن، به روایت شاهنامه فردوسی توجه شده است. به دلیل ماهیت تجزیه پذیر الیاف فرش و در دسترس نبودن نمونه بافته هایی از گذشته های دور، بازخوانی تاریخ فرش ایرانی را در منابع مکتوب می توان جستجو کرد. از این رو پژوهش حاضر به طور خاص، به شاهنامه فردوسی به عنوان برگ مهمی از تمدن ایرانی در واکاوی فرش عصر پیشدادی و کیانی توجه دارد. شیوه گردآوری داده ها در این پژوهش کتابخانه ای و روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. نتایج نشان می دهد که علاوه بر کاربرد ادبی فرش در زبان فردوسی و اشاره به سیر فرش بافی، هفت کاربرد فرش که در آن دوران بدان اشاره شده است عبارتند از: مراسم جشن و اعیاد، مراسم تدفین و سوگواری، هدیه و پیشکش، جهیزیه عروس، غنائم جنگی، تجارت و اموال خزانه.
در ایران قاجاری پناه بردن به امام زادگان برای دادخواهی و حل اختلاف امری معمول بود تحقیقات مختلف علت رواج بست نشینی در این دوره را درضعف حکومت قاجاری و نبود دستگاه قضایی کارآمد منحصر کرده اند. این مقاله رخداد بست نشینی را در کنار رخدادی دیگر، قسم خوردن در بقعه امام زاده، در قالب کارکردی واحد با عنوان رفع تعارضات اجتماعی تعریف می کند وبا رویکردی میان رشته ای و بر اساس تفسیر شواهد تاریخی و کالبدی به تبیین اسباب مختلفی که این کارکرد را ممکن کرده می پردازد و حیثیت مکانی دو رخداد یاد شده را طی مطالعه موردی یکی از امام زادگان عمده تهران، آشکار می کند. فهم ارتباط میان کالبد و فضای امام زاده با کارکرد یادشده نشان می دهد که چگونه ذهنیت عامه ایرانیان در باب یک نهاد اجتماعی بر شیوه تجلی کالبدی و فضایی این نهاد در شهر تأثیر می گذارد. این تظاهر کالبدی چه اثر متقابلی بر نهاد اجتماعی مذکور دارد.