فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۸۱ تا ۲٬۱۰۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
43 - 69
حوزههای تخصصی:
تجرد، بالا رفتن سن ازدواج و خیل عظیم دختران مجرد بالای 30 سال، آمار بالای تحصیل کرده های مجرد و گفتمان عمومی جامعه در رابطه با کاهش شدید ازدواج به نظر می رسد پژوهش گران و اندیشمندان را مجاب کرده باشد تا این موضوع را مسئله ای اجتماعی بدانند. هدف پژوهش حاضر کشف معنا و علت های بالا رفتن سن و تأخیر ازدواج در میان دختران است. در بخش روش شناسی، از روش شناسی کیفی و راهبرد نظریه زمینه ای استفاده شد. تعداد 33 دانشجوی دختر به صورت هدفمند به مدت بیش از یک سال بررسی شدند. پانزده مقوله اصلی و یک مقوله هسته از خلال کدگذاری داده ها استخراج شد: تحصیلات و بازاندیشی فرصت های فردگرایانه، ادامه تحصیل مشغولیتی بازدارنده، تجربه رابطه با دیگری مهم، واکاوی شکست دیگران (خاطرات منفی)، ترس از طلاق، اعتماد ناپذیری و متعهدنبودن مردان، محدودیت شغلی و جبر تحصیلی، سرزنش، تحقیر و اعمال فشار بر دختران مجرد، تحکم و نادیده انگاری نظر دختر، انگیزه های دوران تجرد، دوران رهایی و مسئولیت ناپذیری، جهاز، بازتولید فرهنگی مشقت بار، درآمد و تمکن مالی عاملی مهم برای تشکیل خانواده، روابط عاشقانه مدرن: سبک زندگی غربی، جمود و وسواس ناشی از افزایش سن و بزرگ پنداری دافعه های ازدواج. «تجربه تجرد، تأخیری معنادار» به عنوان مقوله نهایی انتخاب شد و در پایان مدل پارادایمی مستخرج از داده ها طرح شد.
ارائه مدل رفتار منحرفانه جنسی نوجوانان دختر: تأملی بر رویکرد زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
71 - 95
حوزههای تخصصی:
نوجوانی از مراحل مهم رشد و تکامل انسان است که ویژگی های رشدی آن می تواند زمینه ساز بروز انواع انحرافات و اختلالات شود. دختران به دلیل ویژگی های جسمی و روانی خاص خود زودتر از پسران وارد مرحله رشد جسمی و جنسی می شوند و مشکلات آن ها در ابعاد بهداشتی، روانی و اجتماعی به دلایل تفاوت های فیزیولوژیک، نقش های اجتماعی و سنت های حاکم در جامعه بیش از پسران است. با توجه به اینکه تاکنون پژوهشی در جهت کشف و تبیین چگونگی رفتارهای انحرافی نوجوانان دختر انجام نگرفته است، پژوهش حاضر در نظر دارد با روش کیفی استقرایی به تحلیل رفتارهای منحرفانه جنسی نوجوانان دختر بپردازد. این تحقیق با استفاده از روش نمونه گیری نظری و مشارکت 17 نوجوان دختر بین 12 15 سال به صورت هدفمند انجام شد. در این تحقیق، تکنیک استفاده شده برای جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق بود و از روش گراندد (سیستماتیک: استراوس و کوربین) برای تحلیل داده ها استفاده شد. تحلیل درنهایت به 9 مقوله اصلی کنش جنسی شده فناوری محور، فراغت خطر ساز، خود تحریکی انفعالی، اختلالات هیجانی، سیستم نامطلوب حمایتی والد والدینی، فقدان آموزش جنسی مطلوب، فقدان مهارت های خودتنظیمی انگیزشی، بی هویتی دینی و محرک های محیطی خود تحریکی و مقوله هسته «جامعه پذیری جنسی نابهنجار» انجامید.
رابطه استفاده آسیب زای مادران از شبکه های اجتماعی مجازی با مشکلات رفتاری کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شبکه های اجتماعی مجازی تسهیلات فراوانی از جمله توسعه روابط اجتماعی را فراهم نموده اند، این شبکه ها علی رغم امکانات و مزایایی که فراهم کرده اند آسیب هایی از جمله اعتیاد به استفاده از آن ها را نیز با خود به همراه داشته اند. در پژوهش حاضر به بررسی رابطه استفاده آسیب زا از این شبکه ها توسط مادران با رضایت زناشویی آن ها، رابطه آن ها با فرزندان و مشکلات رفتاری فرزندانشان پرداخته شد؛ به همین منظور 323 نفر از مادرانی که دارای فرزندان پیش دبستانی بودند با نمونه گیری دردسترس برگزیده شده و به سؤالات ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه ی استفاده ی آسیب زا از شبکه های اجتماعی مجازی و پرسشنامه مشکلات و توانایی های کودکان ؛ مقیاس سنجش رابطه و مقیاس رابطه والد- کودک پاسخ دادند؛ روش پژوهش نیز از نوع همبستگی می باشد. نتایج نشان داد ارتباط استفاده آسیب زا از شبکه-ها با رضایت زناشویی منفی و معنادار است، میان استفاده آسیب زا با رابطه مادر-کودک نیز ارتباط منفی و معنادار برقرار است، رضایت زناشویی با رابطه مادر-کودک ارتباط مستقیم و معنادار داشته و رابطه مادر-کودک با مشکلات رفتاری کودکان ارتباط منفی و معنادار دارد؛ بین استفاده آسیب زا از شبکه ها و مشکلات رفتاری کودکان ارتباط معنادار یافت نشد، همچنین میان رضایت زناشویی و مشکلات رفتاری نیز ارتباط معناداری وجود نداشت اما بر اساس نتایج، استفاده آسیب زا از طریق تأثیر بر رضایت زناشویی و رابطه مادر-کودک بر مشکلات رفتاری کودکان اثر غیر مستقیم دارد. بررسی ارتباط ویژگی های شخصیتی مادران با استفاده آسیب زا از شبکه ها از جمله پیشنهاد های پژوهش حاضر می باشد.
سهم خودکارآمدی و هیجان خواهی در پیش بینی اعتیاد به اینترنت در دختران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی سهم خودکارآمدی و هیجان خواهی در پیش بینی اعتیاد به اینترنت انجام گرفت. پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری را دختران دانش آموز پایه دوم و سوم دوره دوم متوسطه تشکیل می داد که در سال تحصیلی 95-1394 در مدارس دولتی منطقه 8 تهران به تحصیل اشتغال داشتند.240 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. پرسشنامه های خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران، هیجان خواهی زاکرمن و اعتیاد به اینترنت یانگ اجرا شد. نتایج تحلیل داده ها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری سلسله مراتبی نشان داد که خودکارآمدی و هیجان خواهی می توانند اعتیاد به اینترنت را در گروه نمونه پیش بینی می کنند.همچنین یافته های نشان داد بین خودکارآمدی با اعتیاد به اینترنت همبستگی منفی و معنادار؛ و بین مؤلفه های هیجان خواهی با اعتیاد به اینترنت همبستگی مثبت و معناداری وجود داردواز چهار مؤلفه هیجان خواهی تنها مؤلفه ماجراجویی به صورت مثبت و معنادار اعتیاد به اینترنت را پیش بینی می کند. بنابراین، می توان گفت با توجه به اهمیت استفاده از اینترنت در زندگی امروز و در نظر گرفتن سهم هر یک از متغیرهای خودکارآمدی و هیجان خواهی درپیش بینی اعتیاد به اینترنت می توان برای استفاده مناسب از اینترنت،طرح ریزی های دقیق انجام داد.
بررسی رابطه جامعه پذیری سیاسی با مشارکت سیاسی زنان شهر اهواز با رویکرد الگوسازی معادله ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ارتباط جامعه پذیری سیاسی با مشارکت سیاسی بین زنان شهر اهواز انجام شده است. جامعه آماری پژوهش تمام زنان 18 تا 64 سال شهر اهواز است که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها توصیفی پیمایشی است. داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. نتایج نشان می دهد که میان متغیرهای جامعه پذیری سیاسی، سن، قومیت و طبقه اجتماعی با متغیر مشارکت سیاسی رابطه معناداری وجود دارد؛ هم چنین نتایج نشان می دهد که متغیرهای قومیت و طبقه اجتماعی بر متغیر جامعه پذیری سیاسی نیز تأثیرگذار است. نتایج الگوسازی معادلات ساختاری نشان می دهد که در ارزیابی بخش اندازه گیری الگو، بارهای عاملی تمامی سنجه های مرتبط با متغیرهای مشارکت سیاسی و جامعه پذیری سیاسی، از 4/0 بیشتر است. بنابراین می توان گفت الگوی اندازه گیری در زمینه شاخصهای متغیرهای مکنون از پایایی کافی برخوردار است. مقدار آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (CR) دو متغیر از 7/0 بیشتر است و مقدار میانگین واریانس به اشتراک گذاشته شده (AVE) متغیر مشارکت سیاسی از 5/0 بیشتر و متغیر جامعه پذیری سیاسی برابر 5/0 است. بنابراین الگوی اندازه گیری از پایایی و روایی قابل قبولی برخوردار است. در بخش الگوی ساختاری نیز شاخصهای برازش، ریشه دوم میانگین مربعات خطای برآورد یا RMSEA با مقدار 7/0، شاخص برازش افزایشی یا IFI با مقدار 91/0، شاخص برازش تطبیقی یا CFI با مقدار 91/0، شاخص برازش هنجار شده مقتصد یا PNFI با مقدار 62/0، شاخص برازش تطبیقی مقتصد یا PCFI با مقدار 64/0، شاخص نیکویی برازش مقتصد یا PGFI با مقدار 57/0 و شاخص کای اسکوئر بهنجار یا CMIN/DF با مقدار 368/3 نشان داد که الگو از برازش خوبی برخوردار است؛ هم چنین تمام فرضیه های پژوهش با توجه به اینکه قدرمطلق آماره T- Statistic برای همه فرضیه ها از 96/1 بیشتر است، مورد تأیید قرار می گیرد. بنابراین تأثیر متغیرهای جامعه پذیری سیاسی (15/Beta=)، سن (18/Beta=)، طبقه اجتماعی (15/Beta=) و قومیت (10/Beta=) بر مشارکت سیاسی و تأثیر طبقه اجتماعی (14/Beta=) و قومیت (19/Beta=) بر جامعه پذیری سیاسی معنادار و تأیید می شود.
نگاهی گفتمانی به برساخت مفهوم ازدواج در ایران قبل از انقلاب با تاکید بر برساخت «زن مطلوب»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
29 - 58
حوزههای تخصصی:
در دوره ی پهلوی (1941- 1979) در ایران جریانات مدرنیته و تلاش های فمینیستی در تقابل با اندیشه های روحانیت و هم چنین روشن فکری دینی قرار گرفتند. در این مقاله نویسندگان با نگاهی گفتمانی، چهار کتاب قبل از انقلاب را انتخاب کردند تا به این سؤالات پاسخ دهند که چه گفتمان هایی از ازدواج و زن مطلوب برای ازدواج در آن دوره وجود داشته است و آیا تغییرات اجتماعی و فرهنگی بر گفتمان ازدواج هم تأثیر داشته اند یا خیر. برای بررسی این متون، از نظریه ی گفتمان لاکلاو و موفه (1985) و نشانه شناسی گفتمانی (Soltani, 2015) به مثابه ی چارچوب نظری و روش استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که گفتمان دینی اسلامی با نگاهی ذات گرایانه به ازدواج، تولید مثل را از اهداف مهم در آن می داند و زن مطلوب را برای ازدواج، زنی قلمداد می کند که خویشتن دار، لطیف، تأمین کننده ی نیاز جنسی مرد و مادری فداکاری باشد. به علاوه، گفتمان عمومی نیز نگاهی ذات گریانه به امر ازدواج داشته است و زن مطلوب را زنی زیبا، باوقار و رئیس خانه می داند. این دو گفتمان تنها تحت تأثیر گفتمان روحانیت هستند.
پیش بینی انتظار از ازدواج بر اساس سبک های دلبستگی و ویژگی های شخصیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
223 - 244
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی انتظار از ازدواج بر اساس ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی در دختران مجرد دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران در نیم سال دوم سال تحصیلی 1397-1396 انجام شد. در این پژوهش که از نوع همبستگی بود از بین جامعه، 240 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسش نامه های ویژگی های شخصیتی مک کرا و کاستا(1985)، سبک های دلبستگی هازن و شیور(1987) و انتظار از ازدواج جونز و نلسون(1996) پاسخ دادند. نتایج به دست آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری سلسله مراتبی نشان داد که سبک های دلبستگی می توانند 7/43 درصد از انتظار واقع گرایانه ، 7/16 درصد از انتظار ایده ال گرایانه و10درصد از انتظار بدبینانه به ازدواج را پیش بینی کنند. هم چنین ویژگی های شخصیتی می توانند 5/4 درصد از انتظار واقع گرایانه ، 8/5 درصد از انتظار ایده ال گرایانه و 6/5 درصد انتظار بدبینانه از ازدواج را پیش بینی کنند. هر دو متغیر سبک های دلبستگی و ویژگی های شخصیتی در مجموع می توانند 2/48 درصد از انتظار واقع گرایانه، 5/22درصد از انتظار ایده آل گرایانه و 6/15درصد از انتظار بدبینانه از ازدواج را در گروه نمونه پیش بینی کنند.
تفاوت نفقه زوجه و اقارب در فقه امامیه
حوزههای تخصصی:
نیازهای حیاتی، به حفظِ نفس انسان وابسته است که وجوب تأمین آن در روابط زوجین و خویشاوندان، در ادله استنباط حکم شرعی آمده است. نویسنده، گلچین این ادله را کنار هم میگذارد تا از مقایسه آنها تفاوت نفقه زوجه و اقارب مشخص شود. شرط وجوب نفقه زوجه، ازدواج دائم، تمکین و همدینی است. پیمانی تشریعی به درازای زندگی مشترک، لاینقطع، بی توجه به توان زوجین، مقدم بر همه نفقه ها و دیون، نفقه مفوته دین، و در زمان های سه گانه، قابل مطالبه اند. در نفقه اقارب، فقر منفق علیه، تمکن منفق و دوام این دو شرط است. اگر جای متمکن و فقر عوض شود، نفقه عکس و به تناوب واجب و ساقط می گردد. نفقه تابع پیوند خونی، بدیلپذیر و در طول عمود نسبت الاقرب فالاقرب حتی نفقه کافر هم واجب است. تنها نفقه حال و آینده قابل مطالبه است نه گذشته. ضمانت اجرای آن به این تفصیل و قدرت ضمانت اجرای نفقه زوجه نیست.
اثربخشی مشاوره راه حل محور بر بخشش و دلزدگی زناشویی در زنان ناسازگار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مشاوره راه حل محور بر بخشش و دلزدگی زناشویی زنان ناسازگار است که به روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام زنانی که در سال 1395 برای طلاق به دادگستری شهر اردبیل مراجعه کرده اند، بود که تعداد سی نفر از آنان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور مساوری در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسش نامه بخشش و پرسش نامه دلزدگی زناشویی پاینز جمع آوری شد. نتایج تحلیل کوواریانس بر روی داده های پژوهش نشان داد که مشاوره راه حل محور به طور معناداری سبب افزایش میزان بخشش و کاهش دلزدگی زناشویی در زنان ناسازگار شد. این نتایج می تواند پشتوانه ای برای به کارگیری این روش مشاوره ای در کاهش دلزدگی زناشویی و افزایش میزان بخشش در زنان ناسازگار برای جلوگیری از فروپاشی بنیان خانواده و بهبود روابط زناشویی باشد.
اهمیت حقوق خانواده در ادبیات سنّتی فارسی با رویکرد حقوق زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۷
127 - 148
حوزههای تخصصی:
خانواده دیرینه ترین و باهویّت ترین نهاد اجتماعی است. در ایران و به ویژه با ظهور اسلام به این نهاد اجتماعی توجّه ویژه ای شده است. حقوق خانواده شعبه ای از علم حقوق با هدف تنظیم روابط خانوادگی و تعیین حقوق و تکالیف مربوط به خانواده است. از جمله نمودهای حقوق خانواده، حقوق زوجین در قبال همدیگر است. از گذشته های دور اندیشه رعایت حقوق زن و مرد از باورداشت های مردمان ایران زمین بوده است. ادبیات به عنوان زبان گویای مردمان آن روزگاران، این اندیشه ها را در قالب نظم و نثر برای آیندگان به میراث گذاشته است. اندیشمندان و سخنوران فارسی زبان تحت تأثیر آموزه های ایرانی اسلامی بسیاری از مظاهر حقوق خانواده را در آثار خود بازنموده اند. مقاله حاضر به روش توصیفی تحلیلی، حقوق خانواده را در ادبیّات فارسی بررسی و این فرضیه را اثبات نمود که سخنوران فارسی زبان با توجه به اشراف و احاطه ای که بر مبادی حقوق بشری مندرج در فقه و حقوق اسلامی داشته اند، در سطحی بسیار گسترده این مبادی و مظاهر آن را در کلام خویش منعکس نموده اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سخنوران فارسی زبان به حقوق زوجین هم از نظر روحی روانی و اخلاقی و هم از نظر مادی توجه ویژه ای داشته اند.
تحلیل عوامل اثرگذار بر توان مندسازی زنان روستایی دریافت کننده ی اعتبارات خرد در شهرستان نهاوند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
97 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام تحقیق حاضر شناخت عوامل تأثیرگذار بر توان مندسازی اقتصادی و اجتماعی زنان دریافت کننده ی اعتبارات خرد در شهرستان نهاوند و تعیین میزان اثرات مستقیم و غیرمستقیم هر یک از متغیرها بر میزان توان مندی آنان می باشد. تحقیق مذکور از نوع مطالعات پیمایشی و ابزار مورد استفاده ی گردآوری اطلاعات، پرسش نامه بود. جامعه آماری زنان دریافت کننده ی وام های خرد شهرستان نهاوند، در سال های 1389 تا 1393، می باشند (N= 200). حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان 130 نفر تعیین شد. نمونه گیری به صورت طبقه ای با انتساب متناسب انجام شد. پایایی و روایی پرسش نامه، به ترتیب با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و روش اعتبار محتوایی مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS انجام شد. طبق نتایج آمار توصیفی 4/55 درصد، علی رغم دریافت وام، خانه دار و بدون شغل بودند. بر اساس نتایج تحلیل مسیر متغیرهای اثرگذار بر توان مندسازی زنان به ترتیب عبارتند از: نگرش افراد نسبت به اعتبارات خرد، میزان نظارت نهاد پرداخت کننده ی اعتبار بر نحوه ی مصرف وام، میزان مصرف وام در فعالیت های توان مندساز، آموزش نهاد پرداخت کننده در خصوص مصرف اعتبار و مبلغ کل وام دریافتی.
بازخوانی نحوه بروز زنانگی در معماری دوره تیموری با تمرکز بر مؤلفه های بصری (نمونه موردی؛ مسجد گوهرشاد مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۱ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
459 - 479
حوزههای تخصصی:
زنان، به گواهی تاریخ، هرگاه فرصت یافته اند شایستگی های خویش را در حوزه های فرهنگی، هنری و معماری به نمایش گذاشته اند. زنانِ بانی، به ویژه در دوره تیموری، در ایجاد و گسترش تزئینات و موتیف های مرتبط با مفاهیم زنانه نقش پررنگی داشته اند. هدف اصلی این پژوهش بازنمایی و خوانشی از معماری ایرانی اسلامی براساس مؤلفه های بصری جنسیت و با محوریت زنانگی در معماری است. بنابراین، به منظور نزدیک شدن به اهداف پژوهش، ابتدا مرور مفاهیم مرتبط با موضوع جنسیت در روندِ تاریخی آن مورد نیاز بود که در ادامه سنجه های جنسیت و زنانگی در نمونه موردی انتخابی استخراج شده و مورد بررسی قرار گرفته است. شایان ذکر است که در راستای تعیین هویت جنسیتیِ شاخص های بصری، گریزی به حوزه های فلسفی، روان شناسی تکاملی، روان کاوی، مستندات و شواهد تاریخی و پژوهش های متأخرتر در مورد جنسیت اشیا و محصولات صورت گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در مسجد گوهرشاد از دلالت های بصریِ مرتبط با مفاهیم مردانه به نفع زنانگی کاسته شده است که یکی از دلایل مهم این موضوع می تواند حضور پررنگ زنان در عرصه سیاست و معماری باشد که سرآمد آن ها «گوهرشادآغا» بود.
تحلیل شخصیت پردازی زن در سه درام مدرن ( اتوبوسی به نام هوس، جن زدگان و آن ها زنده اند) از نظر سیمون دوبوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۱ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
551 - 565
حوزههای تخصصی:
سیمون دوبوار در کتاب مشهورش، جنس دوم ، مفاهیم خاص فمنیسم اگزیستانسیالیستی را برای اولین بار ارائه می دهد. مطابق همین مضامین، وی تمایزهای بین مشخصه های زیست شناسی و ساختار اجتماعی و تاریخی یک جنسیت و کلیشه های مرتبط با آن را توضیح می دهد و موفق می شود منبع اصلی ای که زنان را در این ساختارها در مقام دیگری معرفی می کند اصلاح کند. با تکیه بر این الگوهای مطرح شده از سوی دوبوار، می توان شخصیت زن را در نقش های خاص زنانه، مثل زن شوهردار و زن عاشق و زن نارسیست، توضیح داد. او با توصیف زنان در موقعیت های متفاوت، سعی در به تصویر کشیدن مواردی دارد که چگونه زنان با زیر فشار گذاشتن خود در شرایط خاصشان زمینه را فراهم می کنند تا جنس دوم باشند. در این تحقیق سعی شده شخصیت های زن سه درام مدرن اتوبوسی به نام هوس از تنسی ویلیامز، جن زدگان از هنریک ایبسن و آن ها زنده اند از آثول فوگارد بر اساس این رویکرد سیمون دوبوار توضیح داده شوند. پژوهش حاضر نشان می دهد که چگونه کاربرد این نظریه در خوانش یک متن نمایشی می تواند درک رایج را، که ساخته نظام مردسالارانه است، تغییر دهد و جایگزین آن شود.
اثربخشی طرحواره درمانی بر سبک های مقابله ای اجتناب، جبران افراطی و ترس از ازدواج دانشجویان دختر
منبع:
زن و فرهنگ سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۱
71-86
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی طرحواره درمانی بر سبک های مقابله ای اجتناب، جبران افراطی و ترس از ازدواج دختران دانشجوی مجرد بالای 30 سال شهر تهران بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی بود. با استفاده از نمونه گیری غیر تصادفی 30 دختر دانشجوی در دسترس، در دانشگاه شهید بهشتی انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جای گرفتند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه های ترس های پیش از ازدواج سمیعی، یوسفی و نشاط دوست (1392)، سبک اجتناب یانگ-رای (1994) و جبران افراطی یانگ-رای (1994) بود که در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل شد. گروه آزمایش در قالب 8 جلسه آموزش گروهی طرحواره درمانی را دریافت کرد و گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر بررسی شدند. نتایج نشان داد که آموزش طرحواره درمانی می تواند ترس از همسر، ترس از محدودیت همسر، ترس از خود، سبک های مقابله اجتناب و جبران افراطی را در دختران دانشجوی در سن ازدواج کاهش دهد.
آزمایش و مقایسه مدل رابطه علّی نقش های جنسیتی مردانگی و زنانگی و انعطاف پذیری خانوادگی با وانمودگرایی با میانجی گری خوددلسوزی در دانشجویان دختر و پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۷ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
303 - 323
حوزههای تخصصی:
پدیده وانمودگرایی در مورد افرادی است که توانایی و قابلیت های علمی و هنری بسیار بالایی دارند، اما این موفقیت ها و توانایی ها را درونی نکرده و اعتقادی به آنان ندارند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه رابطه علّی نقش های جنسیتی مردانگی و زنانگی و انعطاف پذیری خانوادگی با وانمودگرایی با میانجی گری خوددلسوزی در دختران و پسران کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان کارشناسی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1396 1397 بودند که از این تعداد 200 (120 پسر و 80 دختر) نفر با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل پرسش نامه فرم کوتاه خوددلسوزی (SCS) رایس و همکاران (2011)، پرسش نامه نقش جنسیتی بم (BSRI)، مقیاس پدیده وانمودگرایی کلانس (CIPS) (1985) و مقیاس انعطاف پذیری خانواده شاکری (1382) بود. نتایج نشان داد که در کل نمونه، در هر دو گروه نمونه دانشجویان دختر و پسر، الگوی مفروض نقش واسطه ای خوددلسوزی در رابطه بین نقش های جنسیتی و انعطاف پذیری خانوادگی با وانمودگرایی برازش مطلوبی داشت. علاوه بر این، نتایج تخصیص گروهی روابط ساختاری بین متغیرهای چندگانه نشان داد که روابط بین نقش های جنسیتی (مردانگی و زنانگی)، انعطاف پذیری خانوادگی، وانمودگرایی و خوددلسوزی در دو گروه دانشجویان دختر و پسر هم ارز بودند. در نهایت، نتایج نشان داد که در مدل کلی و مدل های مربوط به هر یک از دو گروه دختر و پسر، همه وزن های رگرسیونی از لحاظ آماری معنادار بودند و متغیرهای پیش بین حدود 18 درصد از پراکندگی متغیر وانمودگرایی را تبیین کردند. همچنین، نتایج نشان داد دانشجویان دختر نقش جنسیتی زنانگی و نمره های بالاتری در وانمودگرایی و سطوح پایین تری از خوددلسوزی را نسبت به مردان نشان دادند. اما مردان با نقش جنسیتی مردانگی و سطوح بالای خوددلسوزی و نمره های کمتری در وانمودگرایی همراه بودند.
فراتحلیل پژوهش های طلاق در ایران در دو دهه اخیر (1377-1397) و ارائه راهکارهای کاهش طلاق و پیامدهای منفی آن برای زنان و فرزندان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۷ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
653 - 674
حوزههای تخصصی:
رشد طلاق در جامعه ایران و تبعات منفی آن توجه به این مسئله اجتماعی را ضروری ساخته است. در این زمینه، هدف پژوهش حاضر ارائه راهکارهایی برای کاهش طلاق و پیامدهای منفی آن بوده است. به این منظور، با استفاده از روش فراتحلیل کیفی، با بررسی 70 پژوهش منتخب حوزه طلاق در دو دهه اخیر (1377 1397)، به دسته بندی عوامل طلاق و پیامدهای منفی آن و سپس ارائه راهکارهایی برای کاهش طلاق و پیامدهای منفی آن پرداخته است. طبق یافته ها، عوامل طلاق را براساس منشأ عوامل می توان در چهار دسته همسرگزینی نادرست، نقص دانش و مهارت همسران، عملکرد نامطلوب همسران و شرایط اقتصادی نامطلوب قرار داد. بر این اساس، برای کاهش طلاق، راهکارهایی بر پایه اجرای دوره های آموزشی و مشاوره ای از سوی نهادهای مسئول و الزام همسران به شرکت در آن با در نظر گرفتن ضمانت اجرای قانونی مناسب پیشنهاد می شود. پژوهش ها همچنین به پیامدهای منفی طلاق برای زنان و فرزندان پرداخته اند که برای کاهش این پیامدها می توان راهکارهایی بر محور رفع چالش های حقوقی و خلأهای قانونی، آموزش والدین برای به حداقل رساندن آسیب های طلاق برای فرزندان، ارائه خدمات مشاوره ای، فرهنگ سازی برای حمایت خانواده از زنان مطلقه و اصلاح نگرش جامعه به زنان مطلقه و فرزندان طلاق ارائه کرد.
بررسی تاثیر دموکراسی سازمانی بر روی سرمایه روانشناختی زنان در سازمان (مطالعه موردی: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف ارزیابی تاثیر شاخص های دموکراسی سازمانی بر روی سرمایه روانشناختی زنان در سازمان به انجام رسیده است. جامعه آماری مورد نظر در این تحقیق، کارکنان زن در سازمان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی می باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ نوع روش، توصیفی –پیمایشی است. جهت گردآوری داده های مورد نیاز در این تحقیق، از پرسشنامه های استاندارد استفاده شده است. تحلیل و آزمون فرضیات پژوهش در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفته است. در بخش آمار استنباطی، از طریق نرم افزار لیزرل، با استفاده از مدل معادلات ساختاری و ضرایب تحلیل مسیر، تاثیر شاخص های دموکراسی سازمانیبر روی سرمایه روانشناختی زنان مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری، شاخص های مشارکت انتقادی، عدالت و پاسخگویی، تاثیر مثبت و معناداری بر روی سرمایه روانشناختی زنان در سازمان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی داشته اند. همچنین میان شاخص های شفافیت و برابری با سرمایه روانشناختی زنان، ارتباط معناداری مشاهده نشده است.
سند ملی آموزش 2030 جمهوری اسلامی ایران و حق آموزش زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی اسناد داخلی و بین المللی حق آموزش زنان و با مطالعه موردی سند ملی2030 و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و با روش تحلیل محتوای کیفی مقایسه ای (تحلیل تم) صورت گرفته است. یکی از مهمترین اهداف آموزش در اسلام، آموزش همگانی است؛ آن چنانکه در عرصه بین المللی نیز حق آموزش زنان از جمله حقوق بنیادین بشری است که در اسناد متعدد بین المللی به این مهم اذعان شده است. میزان بهره مندی زنان از امکانات آموزشی در هر کشور یکی از ویژگیهای توسعه یافتگی آن کشور درنظر گرفته می شود؛ به این معنا که زنان در جامعه همانند مردان از حق آموزش رایگان برخوردارند. با توجه به تأثیرات عمیق برنامه های آموزشی در جوامع مختلف و با لحاظ حاکمیتی بودن مسئله آموزش و تربیت نسل، بر دولتها به عنوان متکفلان اصلی مصالح عمومی کشوری لازم است تا با تلاش در جهت ایجاد مواسات در تعلیم میان زنان و مردان و با تدوین قوانین جامع و مانع موجبات حصول حق آموزش زنان را فراهم سازند. جمهوری اسلامی ایران در مسیر تدوین قوانین مورد نیاز احقاق حق آموزش زنان اهتمام کرده و با تدوین قوانین متعدد داخلی ویژگی سوادآموزی زنان را در مقطع ابتدایی به 99% رسانده است که این امر نشاندهنده اهمیت و فهم صحیح جمهوری اسلامی ایران نسبت به نقش زنان و خانواده در جامعه است. سؤال اساسی این پژوهش، میزان تمایزات حق آموزش زنان در سند ملی آموزش 2030 جمهوری اسلامی ایران و اسناد داخلی است. .با توجه به یافته های پژوهش هرچند این سند نکات مثبتی را در بحث حق آموزش افراد دربردارد، مشخص نیست تضادهای این سند با برخی از ارزشها و اسناد بالادستی چگونه برطرف خواهد شد.
تعیین کننده های باروری زیر حد جایگزین زنان کُردمطالعه موردی: زنان 49 15 ساله شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شواهد گویای آن است که میزان باروری کل در ایران از 7 بچه برای هر زن در سال 1357 به 7/1 بچه در سال 1385 کاهش یافته است. این کاهش باروری به طور همزمان در همه مناطق جغرافیایی و گروه های سنی تولیدمثل صورت گرفته است و رشد جمعیت بشر نه تنها افزایش تصاعدی ندارد بلکه در حال کاهش است. هدف این مقاله آگاهی از تعیین کننده های باروری زیرحد جایگزینی زنان کُرد شهر سنندج است. داده ها با استفاده از روش پیمایشی در خرداد ماه 1393 روی 382 نفر از زنان ازدواج کرده همسردار (66996 کل جامعه آماری) جمع آوری و تجزیه و تحلیل شده است. روش نمونه گیری نیز ترکیبی از روشهای خوشه ای چند مرحله ای، تصادفی و تصادفی سامانمند بود. یافته ها نشان می دهد، میزان باروری کل 07/2 فرزند برای هر زن است. بیش از 90 درصد از پاسخگویان اظهار کرده اند که داشتن بچه مانعی برای خود حفاظتی روانی عاطفی و افزایش توانمندی اجتماعی آنها است و تمایل زیادی نسبت به کم فرزندآوری بازاندیشانه دارند. هم چنین، نتایج رگرسیون خطی چندمتغیره نشان داد که 6/34 درصد از کل تغییرات باروری زنان وابسته به آرمانهای باروری زنان، پایگاه اقتصادی اجتماعی و نابرابری جنسیتی در نهاد خانواده است. بین متغیرهایی که تنها تأثیر مستقیم بر متغیر وابسته داشته است، آرمانهای باروری زنان با مقدار 411/0 درصد بیشترین تأثیر را بر باروری دارد و بدان معناست هر چقدر آرمانهای باروری زنان بیشتر باشد، متقابلاً فرزندآوری زنان بیشتر می شود.
پیامدهای مهاجرت خانوادگی زنان متأهل برای ادامه تحصیل در دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و دوم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۸۵
99 - 122
حوزههای تخصصی:
این پژوهش پیامدهای احتمالی مهاجرت خانوادگی زنان متأهل شهر تهران برای ادامه تحصیل در دانشگاه را واکاوی می کند. روش پژوهش، طبق ماهیت تحلیل داده ها، توصیفی و روش و مراحل گردآوری اطلاعات پیمایشی از نوع شبه پانل واپس نگر است. جامعه ی آماری این پژوهش، شامل تمام دانشجویان زن متأهل غیر تهرانی است که برای ادامه تحصیلات دانشگاهی در دانشگاه های تهران، تربیت مدرس، شهید بهشتی، مالک اشتر و خواجه نصیر با همراهی خانواده خود در تهران ساکن شده اند. 300 نفر از آنها برای نمونه با روش نمونه گیری احتمالی از نوع طبقه ای انتخاب شدند. داده های موردنیاز با استفاده از پرسش نامه های محقق ساخته جمع آوری شدند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که مهاجرت خانوادگی زنان متأهل برای ادامه تحصیل در دانشگاه به شهر تهران سطح رضایت زناشویی، فرهنگ پذیری و کیفیت زندگی را تغییر نداده و سطح پیشین هر سه مورد در موقعیت قبل از مهاجرت و در موقعیت فعلی نیز حفظ شده است، اما میزان گرایش به فرزندآوری، انسجام خانوادگی و تحرک اجتماعی در موقعیت فعلی حفظ نشده و کاهش داشته است. سه عامل نوع دانشگاه محل تحصیل، سطح تحصیلات و مدت زمان حضور، کم و کیف پیامدهای مختلفی که زنان مهاجر و خانواده آنها تجربه کرده اند را تبیین می کنند.