فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۲۱ تا ۲٬۱۴۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
بنیاد ملی دموکراسی از زمان شکل گیری خود به دنبال پیگیری منافع ملی ایالات متحده آمریکا در سراسر جهان بوده است. این بنیاد، ترویج دموکراسی در کشورهای دیگر را به عنوان هدف اصلی خود معرفی می کند. در خصوص کشورهای اسلامی، بنیاد ملی دموکراسی این کشورها را رژیم های مستبد معرفی نموده و به دنبال حمایت از اصلاح طلبان داخل حزب حاکم و احزاب مخالف است. بنا بر سند راهبردی سال 2012 این بنیاد، دو سیاست در رأس برنامه های بنیاد ملی دموکراسی در کشورهای اسلامی قرار دارد: نخست گسترش ارزش ها و معیارهای لیبرال در مقابل ارزش ها و معیارهای اسلامی که حتی شامل ارائه تفاسیر جدید از قوانین اسلامی نیز می شود؛ دوم، تلاش برای جذب حمایت عمومی از طریق هدف گیری زندگی روزمره شهروندان. در این راستا، سازمان های مردم نهاد از جمله بازیگران اصلی اهداف بنیاد ملی دموکراسی هستند که توسط نهادهای وابسته به بنیاد در کشورهای اسلامی مورد حمایت قرار می گیرند. با توجه به اتفاقات پس از تحولات بیداری اسلامی در مصر و بازداشت فعالان سازمان های مردم نهاد وابسته به این بنیاد آمریکایی که منجر به بازداشت 19 تبعه آمریکایی -از جمله فرزند وزیر ترابری آمریکا- شد و نقش این سازمان های مردم نهاد در پیشبرد اهداف بنیاد ملی دموکراسی در هدایت، برگزاری و نظارت بر انتخابات مصر، این مقاله به دنبال آن است تا نقش سازمان های مردم نهاد در راهبرد بنیاد ملی دموکراسی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی مصر و سرنوشت ایشان را مورد ارزیابی قرار دهد. بنیاد ملی دموکراسی تلاش می کند از طریق سازمان های مردم نهادی که مورد حمایت مالی خود قرار داده است، با استفاده از رسانه ها، اعتراضات و جنبش های مدنی بر فضای سیاسی جامعه تأثیر گذاشته و با مداخله غیرمستقیم در انتخابات، حق تعیین سرنوشت را که جزو حقوق مسلم یک ملت است، تضییع کند. بدین منظور منابع دست اول شامل اسناد راهبردی، مکتوبات، گزارش ها و خبرنامه های دوره ای این بنیاد و منابع دست دوم مشتمل بر تحلیل عملکرد نهادها و افرادی که توسط بنیاد مورد حمایت مالی قرار گرفته اند و مطالعات و بررسی های فعالیت های بنیاد با رویکرد کیفی مورد ارزیابی قرار می گیرد.
تبیین رابطهشبکه اجتماعی مجازی اینستاگرام و بازتعریف هویت جنسیتی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله پژوهش حاضر، ریشه در «بحران هویت» جوامع در حال گذار دارد. بحران هویت، وضعیتی است که به دلیل تحولات ساختاری جامعه و عدم تحول نظام ارزشی و بالاخص ارزش های هویتی جامعه، بوجود آمده است. بنابر ویژگی فرآیندی و ارتباطی هویت، بازتعریف هویت جنسیتی می بایست توسط خود افراد صورت گیرد. در همین راستا، فضای مجازی به معنای عام و شبکه های اجتماعی مجازی به معنای خاص کلمه؛ فضای ارتباطی جدیدی برای انسان ها بوجود آورده اند، در ساحت نظر، عامل مهمی برای بازتعریف هویت جنسیتی به شمار می آیند. امروزه که فضای مجازی در جامعه فراگیر شده است، بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در بازتعریف هویت جنسیتی مهم بنظر می رسد. بنابراین سوال اصلی پژوهش بررسی رابطه میان فضای مجازی (اینستاگرام) و بازتعریف هویت جنسیتی می باشد. روش بررسی پژوهش، از نوع کمی و مشخصا پیمایش بوده و از پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. داده های بدست آمده نشان از آن دارد میان مدت زمان عضویت در اینستاگرام، میزان استفاده از اینستاگرام و در نهایت، انگیزه و هدف استفاده از شبکه مذکور و بازتعریف هویت جنسیتی، رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد.
پیش بینی سلامت روان بر اساس ویژگی های شخصیتی و تصویر بدنی در دانش آموزان دختر نوجوان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
331 - 364
حوزههای تخصصی:
سلامت روان یکی از متغیرهای مهم و اساسی در حوزه ی روان شناسی و علوم تربیتی است که عوامل مختلفی در رابطه با آن مورد مطالعه قرار گرفته اند. هدف این مطالعه، پیش بینی سلامت روان بر اساس متغیر های ویژگی شخصیتی و تصویربدنی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه ی دانش آموزان دختر دوره ی دوم متوسطه ی شهرستان سپیدان بود، که در سال تحصیلی 97-96 مشغول به تحصیل بودند. نمونه ی پژوهش 248 دانش آموز دختر متوسطه که به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش، پرسش نامه پنج عامل شخصیتی فرم کوتاه نئو کاستا و مک کری (1992)، مقیاس روابط چند بعدی بدن- خود کش (1997) و پرسش نامه ی سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر (1979)، بودند. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود بین ویژگی های شخصیتی برون گرایی، تجربه پذیری، توافق و وجدان گرایی با سلامت روان دانش آموزان دختر، رابطه یمثبت و معنادار و بین روان رنجوری و سلامت روان، رابطه ی منفی و معنادار وجود دارد(01/0P<). ویژگی شخصیتی روان رنجوری، برون گرایی و وجدان گرایی 19 درصد از واریانس سلامت روان را پیش بینی می کند. نتایج هم چنین نشان داد، بین تصویر بدنی و سلامت روان نیز رابطه ی معنادار وجود دارد (05/0P<). مؤلفه ی رضایت از بدن و جهت قیافه 11درصد از واریانس سلامت عمومی را پیش بینی می کند. بنابراین می توان گفت، ویژگی های شخصیتی و تصویر بدنی نقش مهمی در سلامت روان دختران دانش آموز دارند. 09177180107
ساختار شخصیت از دیدگاه قرآن و روان شناسی با تأکید بر تفاوت نظام ساختاری شخصیت زن و مرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مفاهیم ساختاری شخصیت از دیدگاه قرآن و روان شناسی با تأکید بر تفاوت نظام ساختاری شخصیت زن و مرد، به شیوه توصیفی – تحلیلی انجام شد و در موارد استناد به آیات قرآن از روش تفسیری بهره گرفت. بدین منظور منابع تحقیق شامل کتاب های شخصیت و پژوهش هایی که در محدوده سال های 2000 تا 2018 انجام شده است، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت که با بررسی های انجام شده، پژوهشی که موضوع مطالعه حاضر در آن بررسی شده باشد، یافت نشد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که روان شناسان برای تبیین ساخت روانی از مفاهیم ساختاری متفاوتی استفاده کرده اند که حاکی از ناهمگرایی نظریات آنهاست. تأمل در آموزه های دینی نشان دهنده این واقعیت است که هر فردی دارای ساخت روانی اولیه است که در ادبیات قرآن از آن به فطرت تعبیر شده است. سپس هر فرد به ساخت روانی ثانویه که نتیجه تعامل فطرت با عوامل محیطی است، دست می یازد که از آن به شاکله تعبیر شده است. یافته های پژوهش بیانگر این حقیقت است که زن و مرد از نظر ساخت روانی اولیه ویژگی های فطری مشترکی دارند، اما از نظر ساخت روانی ثانویه، دارای دو نظام ساختاری متفاوتند به گونه ای که هم در بعد زیستی و هم در بعد روان شناختی بین آنها تفاوت ادراکی، عاطفی و کنشی وجود دارد.
پیش بینی سبک های فرزندپروری مادران بر اساس طرحواره های اولیه و سبک های دلبستگی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
167 - 196
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی سبک های فرزندپروری مادران بر اساس طرحواره های اولیه و سبک های دلبستگی آنان انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، مادران دارای نوزاد تولد یافته در شش ماهه ی اول سال 1394 شهر جهرم بودند که با استفاده از روش تصادفی ساده، نمونه ای به حجم 326 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه ی سبک های فرزندپروری بامریند، پرسش نامه ی طرحواره ی یانگ و پرسش نامه ی سبک های دلبستگی کولینز و رید استفاده شد. برای ارزیابی اطلاعات از آزمون معنا داری ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون چند متغیره به شیوه ی گام به گام استفاده گردید. نتایج نشان داد تمامی طرحواره های اولیه با سبک های فرزندپروری سهل گیرانه و استبدادی رابطه ی مستقیم معنادار و تنها طرحواره ی خودگردانی و عملکرد مختل با سبک فرزندپروری مقتدرانه رابطه ی معکوس معنادار دارد. سبک های دلبستگی اجتنابی و دو سوگرا با سبک های فرزندپروری سهل گیرانه و استبدادی، رابطه ی مستقیم معنادار دارد و سبک دلبستگی ایمن با سبک فرزندپروری استبدادی رابطه ی معکوس معنادار و با سبک فرزندپروری مقتدرانه رابطه ی مستقیم معنادار دارد. طرحواره ی خودگردانی و عملکرد مختل قادر به پیش بینی مثبت سبک فرزندپروری سهل گیرانه و پیش بینی منفی سبک فرزندپروری مقتدرانه، طرحواره های بریدگی و طرد و گوش به زنگی بیش از حد قادر به پیش بینی مثبت سبک فرزندپروری استبدادی و طرحواره دیگرجهت مندی قادر به پیش بینی مثبت سبک فرزندپروری مقتدرانه می باشند. سبک دلبستگی دو سوگرا توانایی پیش بینی مثبت سبک های فرزندپروری سهل گیرانه و استبدادی و سبک دلبستگی ایمن توانایی پیش بینی منفی سبک استبدادی و پیش بینی مثبت سبک فرزندپروری مقتدرانه دارد. نتیجه این که، سبک های فرزندپروری مادران، متأثر از طرحواره های اولیه و سبک های دلبستگی آنان است.
پیش بینی هویت دینی فرزندان براساس الگوهای تعاملی خانواده ، دینداری والدین وتفکر انتقادی نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی هویت دینی فرزندان از طریق متغیرهای الگوهای ارتباطی خانواده ،دینداری والدین وگرایش به تفکر انتقادی نوجوان انجام شده است. روش پژوهش توصیفی و به لحاظ رابطه بین متغیرها از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر سال اول و دوم دبیرستانهای دولتی شهر قم است.نمونه شامل 447 نفر از دانش آموزان رشته های علوم انسانی، ریاضی و تجربی است که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای چند مرحله ای انتخاب شدند.جهت جمع اوری داده ها از پرسشنامه مذهبی بودن والدین (گرنکوئیست،1998) ، الگوهای ارتباطی خانواده ، (ریچی وفیتزپاتریک،1990) ،گرایش به تفکر انتقادی(ریکتس،2003) وهویت دینی(لطف آبادی،1381)استفاده شد.برای تجزیه و تحلیل دادها از همبستگی پیرسون وتحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که به ترتیب متغیرهای دینداری پدر ، بعد خلاقیت از تفکر انتقادی نوجوان ،نگرش مذهبی مادر وجهت گیری گفت شنود از الگوی ارتباطی خانواده توان پیش بینی هویت دینی فرزندان را دارد.سایر متغیرها شامل بعد کمال وتعهد از متغیر تفکر انتقادی وبعد جهت گیری همنوایی وارد معادله نگردید.
جایگاه و مقام زن در یهودیت و اسلام
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، جایگاه و منزلت زن در یهودیت و اسلام بررسی میشود. بر اساس متن کتاب مقدس، زن آفرینشی تبعی و طفیلی از آفرینش مرد داشته و از او خلق شده، یعنی زن، انسان درجه دوم است. همچنین زنان، به تبع گناه اولیه حوا که نماینده زنان است، خطاکار بوده و منشأ فساد مردان نیز آنها هستند. این دو اعتقاد یهود، بیانگر جایگاه زن نزد آنها، به خصوص نقش اجتماعی اوست. زنان یهودی، حق مطالعه و فراگیری تورات را ندارند. شهادت و گواهی آنها ارزشی ندارد و از آن بالاتر، زنان از حق مالکیت نیز محرومند. با ظهور اسلام و تلاش در بالابردن جایگاه زن، مشخص میشود که در موضوع مهم در قرآن، بحث انسانیت انسانهاست نه مرد و زنبودن آنها. از دیدگاه قرآن، زن میتواند فعالیتهای اجتماعی داشته و بسیاری از پستهای اجتماعی را بر عهده بگیرد و حتی بهتر از مردان آنها را انجام دهد.
جایگاه و نقش زن در آرامش خانواده
حوزههای تخصصی:
خانواده اولین نهادی است که فرد در آن رشد میکند. خانواده تنها نهاد فطری و طبیعی است و شرط پویایی و استواری آن وجود روابط صحیح و پایدار میان همسران است. زن در خانواده نقش برجستهای دارد و در سلامت فرد و اجتماع نیز تأثیرگذار است. بهدلیل جایگاه زن، خانواده نیز یکی از مهمترین محیطهای مؤثر بر سلامت جسمی و روانی افراد است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش زن در آرامشبخشی خانواده است. برای تحقق این امر ضروری است مؤلفههای خانواده از منظر دینی تبیین شود. همچنین باید نقشهای مادری، خواهری، دختری و همسری زن روشن شود. روش تحقیق از نوع توصیفی است و با تتبع در منابع روایی و قرآنی صورت گرفته است. پس از انجام پژوهش حاضر مشخص شد که نقش زن در آرامش خانواده شامل عشقورزی به همسر، پاکیزگی و آراستگی، خانهداری، سازگاری و تفاهم است.
طراحی الگوی فرایندهای خانوادگی مؤثر بر رشد شغلی؛ نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نبود محتواها و فرایندهای خانوادگی مؤثر بر رشد شغلی، هدف پژوهش شناسایی عوامل و تدوین الگوی فرایندهای خانوادگی مؤثر بر رشد شغلی است. این پژوهش، کیفی با استفاده از روش نظریه داده بنیاد است. نمونه پژوهش را 13 شرکت کننده (8 مرد و 5 زن) از دانشجویان دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی شهر بجنورد تشکیل می دهد که نمره رشد شغلی و انطباق پذیری شغلی آنها یک انحراف معیار بالاتر از میانگین بوده است. این نمونه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب، و سپس داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری، و با استفاده از فنون اشتراوس و کربین شامل شناسه گذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد. نتایج تحلیل مصاحبه ها به استخراج 885 مفهوم، 28 مؤلفه و 12 مقوله شامل حمایت عاطفی، بستر اکتشاف، بستر خودگردانی، بستر خودکفایی، بستر خودکارامدی شغلی، فرارفتن از روایتهای غالب، حمایت اطلاعاتی، روابط اجتماعی تضمین شده، ساختار کارامد خانواده، الگوی نقش مثبت، الگوی نقش منفی و درگیرشدن منجر شد که در دو بعد اصلی شامل بعد بنیادی و ابزاری ارائه شده است. از تعامل این دوازده عامل اکتشافی، الگوی فرایندهای خانوادگی مؤثر بر رشد شغلی شکل می گیرد و برایند آن فردی است که به لحاظ شغلی رشد یافته است.
بررسی رابطه سلامت روان و شادکامی با ویژگیهای جمعیت شناختی دانشجویان دختر دانشگاه قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به سلامت روانی به ویژه سلامت روانی دختران اهمیت زیادی دارد. براساس معارف دینی از جمله مهم ترین عواملی که سبب ارتقای سلامت روان می شود، شادکامی همراه با اطاعت خداوند، پرهیز از گناه، احیای ارزش ها و تحول معنوی است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه سلامت روان و شادکامی با ویژگی های جمعیت شناختی دانشجویان دختر دانشگاه قم به روش توصیفی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه قم در سال تحصیلی 1397-1396 بود که تعداد 351 نفر از آنها به روش نمونه گیری طبقه ای برای گروه نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های سلامت روان گلدبرگ و شادکامی آکسفورد جمع آوری و به روش همبستگی پیرسون، آزمون تی و تحلیل واریانس تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین سلامت روان و شادکامی رابطه مثبت و معناداری است. همچنین شادکامی با مؤلفه های سلامت روان شامل سلامت جسمانی، اضطراب و بی خوابی، نارساکنش وری اجتماعی و افسردگی به ترتیب با ضرایب همبستگی 150/0، 336/0، 619/0 و 459/0 رابطه معناداری داشت و بین شادکامی دانشجویان باتوجه به متغیرهای سن، تحصیلات و وضعیت تأهل تفاوت معناداری وجود داشت، اما بین شادکامی دانشجویان دانشکده های مختلف تفاوت معناداری مشاهده نشد. بین سلامت روان با سن و دانشکده های مختلف رابطه معناداری نبود، اما بین سلامت روان با تحصیلات و وضعیت تأهل تفاوت معناداری مشاهده شد. باتوجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود زمینه افزایش شادکامی فطری، معقول و مورد تأیید آموزه های دینی در بین دانشجویان فراهم شود.
بررسی عوامل موثر بر گرایش زنان 49 -15 ساله ساکن شهر تهران به فرزندآوری کمتر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که در این سال ها مورد توجه قرار گرفته، گرایش به فرزندآوری کمتر است. کاهش باروری در شهرها قابل توجه می باشد. هدف تحقیق شناسایی عواملی جمعیتی، فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی مرتبط با "گرایش به خواست فرزندان کمتر" در شهر تهران است. داده های مورد استفاده در پاییز سال 1392 با روش پیمایش جمع آوری شد، نمونه برابر 406 نفر از زنان دارای همسر 49-15 ساله ساکن شهر تهران می باشد. نتایج نشان می دهند که از بین عوامل جمعیتی، سن بالاتر در اولین ازدواج زنان و شوهران، از بین عوامل اجتماعی، میزان تحصیلات زنان، هنجارهای کم فرزندی، فردگرایی، ناتوانی در ایجاد هماهنگی بین کارهای خانه، بچه داری و اشتغال و همچنین از بین عوامل اقتصادی فقدان درآمد کافی و ناامنی شغلی، اعتقاد به عدم ثبات اقتصادی کشور و ناتوانی تدارک مسکن، با گرایش به فرزندآوری رابطه معناداری دارند. تحلیل رگرسیونی نشان می دهد تعداد فرزندان زنده مانده، گرایش به فرزندآوری را افزایش می دهد و در مقابل، اهمیت دادن به آزادی های فردی و استقلال طلبی گرایش به فرزندآوری را کاهش می دهد. ناتوانی در تلفیق کارهای خانه و بچه داری و نیز عدم هماهنگی بین بچه داری و اشتغال یا تحصیلات گرایش به فرزندآوری را کاهش می دهد. در نتیجه می توان گفت که باروری مبتنی بر منفعت و هزینه های اجتماعی فرزندآوری می باشد.
مطالبات اجتماعی زنان و رابطه سرمایه اجتماعی و سبک زندگی با آنها(مورد مطالعه: زنان شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الزامات جامعه کنونی ایران، نیازمند زنانی آگاه، فعال و پُرتلاش می باشد که با حضور خود در عرصه های مختلف بتوانند مطالبه گرانی شایسته از حقوق خود باشند و شهروندی همراه با دانایی، تعهد عقلانی، رفتارهای مدنی، مشارکت و احساس تعلق و هویت ملی را کنشگرانه به نمایش گذارند. ضمن اینکه در این بین، عواملی مانند سرمایه اجتماعی و سبک زندگی می توانند بر ماهیت و نوع مطالبات اجتماعی زنان تأثیر بگذارند که شناسایی این رابطه اهمیت نظری و کاربردی بسزایی دارد. بنا به این ضرورت، تحقیق حاضر با پیمایش در بین 386 نفر از زنان 20 تا 55 ساله شهر قزوین، به بررسی مطالبات اجتماعی آنان براساس سه رویکرد اقتصادی، حقوقی و فرهنگی پرداخته است. یافته ها نشان داد که سطح سرمایه اجتماعی در بین زنان مورد مطالعه، پایین بوده و سبک زندگی غالب در بین آنها مدرن است. در ضمن، مطالبات با رویکرد اقتصادی شایع ترین و مطالبات با رویکرد حقوقی کمترین شیوع را در بین زنان داشتند. درعین حال که سرمایه اجتماعی بیش از سبک زندگی، روی مطالبات اجتماعی زنان مؤثر است، این دو متغیر به اتفاق هم توانسته اند 14.5% از واریانس مطالبات اجتماعی زنان را تبیین کنند.
میانجیگری عزت نفس در رابطه جهت گیری مذهبی و رضایت از زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال هفتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
129 - 150
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای عزت نفس در رابطه جهت گیری مذهبی و رضایت از زندگی به روش پیمایشی توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه این پژوهش شامل کلیه دانشجویان و طلاب شهر قم بود که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس تعداد 674 دانشجو و طلبه برای گروه نمونه انتخاب شدند که به پرسش نامه های عزت نفس روزنبرگ، مقیاس تجدید نظر شده جهت گیری مذهبی هیل و مقیاس رضایت از زندگی دینر پاسخ دادند. نتایج به دست آمده نشان داد که رضایت از زندگی با عزت نفس و جهت گیری مذهبی درونی، بیرونی فردی و بیرونی اجتماعی و کل رابطه مثبت معنادار دارد. یافته های پژوهش همچنین نشان داد که عزت نفس، رابطه جهت گیری مذهبی کل با رضایت از زندگی را به طور کامل واسطه گری می کند. با توجه به یافته های این پژوهش پیشنهاد می شود که برای افزایش رضایت از زندگی دانشجویان و طلاب، به تقویت آن دسته از باورهای مذهبی که سبب افزایش عزت نفس افراد می شود، تأکید گردد.
تحلیل سفره های نذری زنانه بر اساس نظریه آیین های گذار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۱ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
369 - 390
حوزههای تخصصی:
آیین ها مجموعه ای از کنش ها و سخنانی هستند که در یک کیش و جامعه باورمند به حضور مؤثر موجودات فوق طبیعت برای تأثیر گذاردن بر آن ها و به شیوه های خاص انجام می شوند. دسته ای از آن ها آیین های جمعی اند که برخی در سطح اجتماع و برخی در فضای شخصی زندگی ادا می شوند. سفره های نذری از دسته دوم اند که بخش درخور توجهی از آن ها فقط از سوی زنان و در حضور زنان انجام می شوند. در این مقاله، کوشیده شده به این پرسش پاسخ داده شود که چگونه می توان سفره های نذری در ایران را نوعی آیین گذار دانست و بر این اساس تحلیل کرد؟ آن گونه که نتایج بررسی نشان می دهد، این جمع های کوچک جماعت واره گون هرچند با تعریف آرنولد ون جنپ گویای مراحل گذار نیستند، با دیدگاه تکامل یافته تر ترنر در این مفهوم قرار می گیرند و اجزای این مناسک منطبق بر مراحل مورد نظر است. پژوهش حاضر بر اساس شناخت بخشی از آیین های زنانه ایران شکل گرفته است که تاکنون کمتر از منظر علمی بررسی شده اند و معمولاًً فقط با عنوان رسوم عامیانه معرفی شده اند. لذا تعدادی از سفره های نذر در پنج منطقه ایران با روش مردم نگاری مطالعه شده اند. گرد آوری اطلاعات نیز به شیوه مشاهده مشارکتی و مصاحبه انجام شده است. همان گونه که انتظار می رفت، این سفره ها پس از تجزیه به اجزای آیینی شان با بهره گیری از نظریه آیین گذار ون جنپ (به روایت ترنر) در مراحل گذار جای گرفتند. پیش از آن، مصداق های جنبه های جماعت وارگی و آستانگی و نیز شکل های انتقال امر مقدس هم در این آیین ها یافت شدند.
استقلال دختر در ازدواج و آراء مربوط به آن
حوزههای تخصصی:
از مهمترین مسائل در بحث نکاح، مسئله ولایت پدر و جد پدری در نکاح دختران باکره، بالغه و رشیده است. این مسئله، در علم فقه و حقوق مطرح است. در این نوشتار، این موضوع از جنبه فقهی بررسی میشود. استمرار ولایت پدر و جد پدری بر دختر باکره رشیده در امر ازدواج، از مسائلی است که به علت کثرت روایات، مورد اختلاف فقهاست. اختلاف فقها در این است که ولایت پدر و جد پدری در نکاح باکره، بالغه رشیده تا چه حد است؟ هدف از این نوشتار، آگاهی جامعه از این است که پد و جد پدری، به صرف ولایتداشتن، نمیتوانند دختران را با اجبار، به ازدواج درآورند و دختران نیز نمیتوانند بدون اجازه پدر ازدواج کنند. از پژوهش حاضر به دست میآید که مجموع اقوال فقها را میتوان در پنج قول جمعبندی کرد. منشأ اختلافات فقها، تکثر و تنوع روایات است. از میان اقوال پنچگانه، بسیاری از فقهای امامیه، قول استقلال باکره بالغه رشیده در امر ازدواج را، از متقدمان و متأخران اختیار کردهاند. بنابراین، ضروری دانستن اجازه از پدر یا جد پدری، به معنای پذیرش قول استمرار ولایت پدر یا جد پدری نیست، بلکه مصالح و ضرورتهای اجتماعی، قانونگذار را وادار کرده تا آن را اعتبار کند. برخی از فقها نیز برای رعایت احتیاط، تحصیل اجازه پدر یا جد پدری را مطلوب دانستهاند.
بررسی مسئله طلاق قضایی، راهکاری جهت احقاق حقوق زنان از دیدگاه روایات و امام خمینی (ره)
حوزههای تخصصی:
نقش زن در تعالی حقوق بشر اسلامی - ایرانی
حوزههای تخصصی:
مطالعه جامعه شناختی تأثیر جهانی شدن بر کارکردهای خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهان در عصر حاضر تحت تأثیر انفجار اطلاعات، دستاوردهای فناورانه و درهم شکسته شدن مرزهای فرهنگی به سمت افق های ناپیدایی در حرکت است. جهانی شدن و فناوریهای ارتباطی و رسانه های جمعی، جهان را به دهکده ای کوچک تبدیل کرده است و فرهنگها، ارزشها، هنجارها و آداب و رسوم جوامع بشدت در حال تغییر و تحول است. یکی از حوزه هایی که تحت تأثیرات جهانی شدن، تحول قابل توجهی را تجربه کرده است خانواده و تغییر کارکردهای خانواده است. در این پژوهش تلاش شده است تأثیر جهانی شدن بر خانواده ایرانی با روش پیمایش مورد مطالعه قرار گیرد. جامعه آماری پژوهش شامل افراد 15 سال و بالاتر شهر تهران هستند که 382 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و به صورت تصادفی سامانمند انتخاب شده اند. نتایج نشان می دهد که جهانی شدن با شدتهای مختلف بر کارکردهای پنجگانه خانواده یعنی کارکرد اقتصادی، کارکرد عاطفی و روانی، کارکرد زیستی و تولیدمثل، کارکرد تربیتی و کارکرد تأمین نیاز جنسی تأثیر داشته است. در این بین بیشترین تأثیر را کارکرد زیستی و تولیدمثل و کمترین تأثیر را کارکرد اقتصادی و اجتماعی تجربه کرده است.
ارتباط علی بین جامعه پذیری و انگیزش با مشارکت ورزشی کارکنان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
65 - 80
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای تحقیق حاضر، بررسی ارتباط علی بین جامعه پذیری و انگیزش با مشارکت ورزشی کارکنان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت بود.اینتحقیق توصیفی و از نوع علی و معلولی و به روش میدانی است. با توجه به محدود بودن جامعه آماری، کل جامعه (173 نفر)به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسش نامه ی استاندارد جامعه پذیری تائورمینا (2014) با 20 سؤال با ضریب پایایی 90/0 و پرسش نامه های انگیزش و مشارکت ورزشی مرتضایی و همکاران(2014) با 37 سؤال با ضریب پایایی 93/0 استفاده شده است. در روش آمار توصیفی از فراوانی، درصد، میانگین و در آمار استنباطی از آزمون کلموگروف اسمیرنوف، آزمون تحلیل مسیر و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. کار تجزیه و تحلیل آماری نیز به کمک نرم افزار 22-SPSS و نرم افزار لیزرل نسخه 8.8 در سطح معنی داری 05/0 انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین جامعه پذیری با مشارکت ورزشی کارکنان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت رابطه ی علی معناداری وجود دارد( T=6/81 , B=0/50 ). با توجه به شاخص های برازش گزارش شده، مدل مفهومی این پژوهش دارای سطح برازش مطلوبی می باشد. جامعه پذیری و انگیزش ورزشی کارکنان زن، فراگردی است که به واسطه ی آن زنان، دانش و آگاهی های لازم و انگیزش را به منظور مشارکت مؤثر و فعال در عرص های ورزشی کسب می کنند.
رویکردی بر بایسته های اقدامات پلیس ایران در حوزه حمایت افتراقی از زنان قربانی خشونت جسمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسأله خشونت علیه زنان که در دنیای معاصر به صورت معضلی جدی مطمح نظر نظام های شاخص عدالت کیفری قرار گرفته است، دارای پیامد های مختلف: جسمانی، روانی و اجتماعی و فرهنگی می باشد. چالشی که به علت کم توجهی و عدم حمایت بایسته، فزونی یافته است. در کشور ما نیز، نظر به وجود زمینه هایی چون: فشار اقتصادی بر سرپرست و اعضای خانواده، کمبود اشتغال و شیوع بیکاری، استعمال مواد مخدر و روان گردان، تهاجم رسانه ای، مهاجرت و حاشیه نشینی، فقر فرهنگی وعدم توسعه سواد رسانه، اختلالات شخصیتی در افراد و تنوع طلبی، رفتارهایِ خشونت آمیز، ناشی از این آسیب ها، به صورت عمدی یا غیر عمد درون یا خارج از محیط خانواده ها، به وقوع می پیوندد. این رفتارهای خشونت آمیز، بعضا منجر به ضرب و جرح های شدید، لطمه روحی و حتی وقوع جنایت هایِ آنی غیرقابل جبران، همچون: قتل، قطع عضو و سقط جنین، می گردد. اقدامات پیشگیرانه و حمایتی در مقابل رفتارهایِ خشونت آمیز علیه زنان، یک فرآین گسترده است که لازم است بیشتر نهادهایِ اجتماعی و ذی اثر، در آن دخیل باشند. در مقاله کنونی که به شیوه توصیفی- تحلیلی نگارش یافته است، پس از معرفی آسیب های ناشی از جرم خشن بر زنان، به طور خاص بر محور «خشونت جسمانی علیه بانوان»، به مطالعه نقش حمایتی نیروهای پلیس جمهوری اسلامی ایران در این راستا می پردازد. کشف به موقع جرم، پیگیریی قضایی مجدانه، حمایت قانونی از زنان بزه دیده خشونت جسمانی و همچنین، اتخاذ تدابیر مناسب در راستای کاستن از لطمات ناشی از عمل مجرمانه، توصیه ووضع مقررات کیفری و حقوقی مرتبط، از زمره راهکارهایِ مناسب، جهت کاهش صدمات وارده بر این قشر از زنان می باشد. شایسته است پلیس ایران در کنار سایر نهادها و مراجع قانونی ذی ربط، در قالب مدد جستن از ابزارهای قهری و غیرقهری دراختیار خود، از طریق ایجاد دوره هایِ آموزشی مفید فایده برای پرسنل خود (از جمله در حوزه: کشف جرم، تعقیب مجرم، بازرسی، تفتیش، بازجویی و تفهیم اتهام)، نیز با الهام ازآموزه های نوین جرم شناختی و روانشناختی، حمایت درخور توجهی از زنان قربانی خشونت، بنماید.