فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۱
135 - 160
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر محتوای دینی سینمای دفاع مقدس بر روی اعضای خانواده شهدای شهر تهران با روش ترکیبی (کمی و کیفی) و با مطالعه موردی فیلم مزرعه پدری ساخته رسول ملاقلی پور انجام شد. بدین منظور 37 نفر از اعضای خانواده شهدای شهر تهران با نمونه گیری در دسترس جهت ورود به پژوهش انتخاب شدند. داد ه های پژوهش با استفاده از پرسش نامه 25 سؤالی محقق ساخته با اعتبار 95/0 و نیز برای سنجش میزان روایی آن از مصاحبه با برنامه ریزان فرهنگی، منتقدان فیلم و کارشناسان سینمایی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تی تک گروهی انجام شد. یافته ها نشان داد که تأثیر فیلم مزرعه پدری در ایجاد فرهنگ پایداری با اهداف معین در ارزیابی کیفی، نتایج مطلوبی داشته است. همچنین میزان تناسب این فیلم با اهداف و آرمان های اسلامی (براساس تحلیل محتوا) پایین تر از انتظار بود. مقایسه نتایج کمی و کیفی پژوهش، نشان داد که میزان اثربخشی فیلم مزرعه پدری با واقعیت های موجود نزد اعضای خانواده شهدا مطلوب نیست. براین اساس، ساختار فیلم های دفاع مقدس نیازمند طراحی جدید و اتخاذ خط مشی نوین برای افزایش تطابق با اهداف و سبک های زندگی خانواده های ایرانی است.
راهکارهای مقابله با فروپاشی کانون خانواده در آموزه های قرآن کریم (با تکیه بر آیات سوره طلاق)
حوزههای تخصصی:
تزلزل پیوند زناشویی و فروپاشی کانون خانواده ازجمله آسیب هایی است که تبعات منفی بسیاری در ابعاد مختلف زندگی بشر به دنبال داشته و فکر و اندیشه بسیاری از اندیشمندان و مصلحان اجتماعی را به خود مشغول ساخته است. قرآن کریم به عنوان وحی خالص الهی و اصلی ترین منبع اسلام راستین، راهکارهای مفیدی جهت حفظ کانون خانواده و جلوگیری از فروپاشی آن عرضه نموده است. این مقاله که از نوع کتابخانه ای است در صدد است به روش استنادی به شناسایی و عرضه این راهکارها بپردازد. بر اساس این تحقیق می توان راهکارهای مقابله با فروپاشی کانون خانواده را که در سوره «طلاق» آمده است، به دو دسته 1 کنشی، 2 بینشی و گرایشی، تقسیم کرد. راهکارهای کنشی عبارتند از: «محدودیت زمانی خاص برای طلاق»، «حضور زن در منزل همسر در طول عدّه طلاق»، «جدایی شایسته»، «حضور دو شاهد عادل ناظر بر وقوع طلاق»، و راهکارهای بینشی و گرایشی عبارتند از: «یاد خدا»، «رعایت تقوا»، «حفظ حدود الهی»، «توجه به قیامت»، «عبرت گیری از عذاب سخت الهی» و «توجه به قدیر و علیم بودن خداوند».
نقش میانجی پیشایندهای نیت کارآفرینی دررابطه تجربه قبلی ونیت کارآفرینی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی اجتماعی از جدیدترین موضوعاتی که همراه با کارآفرینی سازمانی و اقتصادی درمحافل علمی مورد توجه قرارگرفته است. توسعه کارآفرینی اجتماعی به عنوان یکی از روش های رفع مسائل و آسیب های اجتماعی تلقی می شود مقوله کارآفرینی اجتماعی می تواند به سرعت دادن روند پیشرفت کشور کمک کند. برهمین اساس هدف از این پژوهش بررسی نقش میانجی پیشایندهای نیت کارآفرینی دررابطه تجربه قبلی مشکلات اجتماعی و نیت کار آفرینی بوده است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و در دسته تحقیق های توصیفی پیمایشی قرار دارد. گردآوری داده ها توسط پرسشنامه 19 سوالی استاندارد هوکرتس(2017) صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش 120 نفر از مدیران وفعالان کارآفرینی اجتماعی زن بود و حجم نمونه، با استفاده از جدول مورگان، به تعداد 92 نفر محاسبه شد. جهت انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها، با روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل صورت گرفت.یافته ها نشان داد که در سطح اطمینان 95% الگوی ساختاری تحقیق، از برازش مناسبی برخوردار است و با تجزیه و تحلیل داده ها نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که تجربه قبلی مشکلات اجتماعی بر تعهد اخلاقی و خودکارآمدی کارآفرینی اجتماعی، تاثیر می گذارد ولی تاثیرتجربه قبلی مشکلات اجتماعی بر نیت کارآفرینی رد شد و در نهایت نقش مثبت دو متغیرمیانجی نیز تایید شد. بنابراین تعهد اخلاقی، خودکارآمدی کارآفرینی اجتماعی بر نیت کارآفرینی اجتماعی تاثیر می گذارد.
زنان کارآفرین و ورود موفقیت آمیز به حوزه کارآفرینی اجتماعی: ارائه یک مدل نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و دوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۹۰
103 - 132
حوزههای تخصصی:
امروزه زنان نیز برای رفع نیازهای اجتماعی در حوزه کسب وکار، به اندازه مردان کار می کنند اما محیط کاری تلویحاً مردانه شرکت ها، دستیابی به اهداف اجتماعی را بسیار دشوار نموده است. در این راستا حرکت به سوی کارآفرینی اجتماعی می تواند بهترین ابزار برای یک رقابت برابر باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی پیشران های ورود موفق زنان کارآفرین به حوزه کارآفرینی اجتماعی است. رویکرد این پژوهش کیفی، ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت و روش توصیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش را صاحب نظران، دست اندرکاران و خبرگان حوزه های مرتبط با کارآفرینی اجتماعی به خصوص کارآفرینی زنان با 5 سال سابقه کاری مفید تشکیل می دهند که با روش غیر احتمالی گلوله برفی و از طریق مصاحبه با 14 نفر اشباع نظری حاصل شده است. روش تجزیه تحلیل داده ها با توجه به استراتژی پژوهش تحلیل مضمون می باشد که درنتیجه 56 شاخص اولیه، 37 کد گزینشی، 7 تم فرعی و 3 تم اصلی برچسب گذاری گردید. نتایج نشان می دهد بر ورود موفق زنان کارآفرین به حوزه کارآفرینی اجتماعی می بایست به عوامل «توانمندسازی چندگانه» با شاخص های «تحریک کننده ها» و «تسهیل گر» و عوامل «ظرفیت سازی پویا» که دربرگیرنده «تثبیت کننده ها» و «بسترسازی» است توجه نمود؛ زیرا این اقدامات موجب «خلق ارزش اجتماعی» از طریق «حمایت سازها»، «هنجارهای اجتماعی» و «هم افزایی اجتماعی» می شود.
مقایسه سلامت عمومی، خودکارآمدی و شایستگی اجتماعی دانشجویان پسر و دختر دارای مادر شاغل و غیرشاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
199 - 218
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه سلامت عمومی، خودکارآمدی و شایستگی اجتماعی دانشجویان دختر و پسر دارای مادر شاغل و غیرشاغل در دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. در این پژوهش از طرح علی- مقایسه ای از نوع پس رویدادی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دارای مادر شاغل و غیرشاغل دانشگاه شهید چمران اهواز مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 97- 1396 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای، نمونه ای با40 دانشجوی دختر و 40 دانشجوی پسر دارای مادر شاغل و به همین تعداد دانشجوی دختر و پسر دارای مادر غیرشاغل به صورت تصادفی انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و هیلیر، پرسشنامه خودکارآمدی شرر و آدامز و پرسشنامه شایستگی اجتماعی فلنر و فیلیپس استفاده شد. داده ها با روش تحلیل واریانس چند متغیری و تحلیل واریانس یک راهه با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین دانشجویان دختر و پسر دارای مادر شاغل و غیرشاغل از لحاظ سلامت عمومی، خودکارآمدی و شایستگی اجتماعی تفاوت معنی داری وجود ندارد. در نتیجه چون اشتغال مادران با سایر متغیرهای اجتماعی- اقتصادی نظیر جنس، سن، طبقه، نوع شغل مادر (خدماتی، فرهنگی و کارمند) و میزان رضایت یا تنش شغلی همراه است، می تواند پیامدهای متفاوتی داشته باشد، بنابراین به تنهایی شاغل و غیرشاغل بودن مادر نمی تواند تفاوت بین دو گروه را توجیه کند.
آزمون رابطه علی تعارضات زناشویی بر اساس مولفه های بخشودگی در زنان متقاضی طلاق
منبع:
زن و فرهنگ سال یازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۴
81-91
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر آزمون رابطه علی تعارضات زناشویی براساس مولفه های بخشودگی در زنان متقاضی طلاق است. جامعه آماری شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز قضایی شهر تهران در سال 98-99 می باشد. نمونه پژوهش 257 نفرکه به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. طرح پژوهش همبستگی از نوع معادلات ساختاری است. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه تعارضات زناشویی (MCQ) ذاکر و براتی(1387) و پرسشنامه بخشودگی(IFI) احتشام زاده و همکاران (1388) استفاده شد. روش تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس روش معادلات ساختاری صورت گرفت. نتایج یافته ها نشان داد؛ که مولفه های بخشودگی( ارتباط مجدد و کنترل، کنترل رنجش و درک واقع بینانه) روابط مستقیم معنی داری با تعارضات زناشویی دارند و مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود.
تلاقی اختیارات پلیس و حقوق شهروندی در مرحله تحقیقات مقدماتی
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مهم و بحث برانگیز در عرصه های سیاسی و اجتماعی کنونی و در عصر جهانی شدن، مقوله حقوق شهروندی و نحوه برخورد دولت ها و نظام های سیاسی با شهروندان است. در این میان، عناصر دولت از جمله پلیس که نقش مهمی در ایجاد نظم و امنیت و همچنین ایجاد سازوکاری برای تحقق حقوق شهروندی برعهده دارند، بسیار مورد توجه هستند، اما از سویی، پلیس به عنوان ضابط ع ام دادگ ستری، به منظور برقراری امنیت و برخورد با اخلال گران نظم و امنیت در جامعه، نیازمند اختیارات خاصی از جمله انجام تحقیقات مقدماتی اس ت ک ه گاهی همین اختیارات، به نقض حقوق شهروندی و تقابل با آن منجر می شود. این حوزه های تقابل، می تواند ذیل چند عنوان بررسی شده و اختیارات پلیس در جلوگیری از فرار یا مخفی شدن متهم، بازجویی، تفتیش و بازرسی اماکن، اشیا و اشخاص و امثال آن به بحث گذاشته شود. نوشتار حاضر به بررسی نقاط تلاقی اختیارات پلیس و حقوق شهروندی متهم می پردازد و در هر حوزه، ضمن تبیین جداگانه این موارد، کیفیت تعدیل و تحدید اختیارات پلیس به وسیله حقوق شهروندی را به نمایش می گذارد.
نقض حقوق بشر و عملکرد دولت های غربی در مدیریت ویروس کرونا (مطالعه موردی ایالات متحده وکشورهای اروپایی)
حوزههای تخصصی:
کرونا، ویروسی نوپدید و بازپدید است که این روزها، مرزهای بین المللی را درهم نوردیده و انسان های مختلفی را در اقصی نقاط جهان، گریبانگیر درد مشترک انسانی کرده است. دردی که انسان عصر مدرن را درجوامع بشری در مواجهه ای مستقیم با بحران های بهداشتی، اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی و سیاسی قرار داده و انسان بحران زده که خود را در برابر زیست جدید انسانی و اجتماعی، تنها می بیند، خواستار بازتعریف و نگاه دوباره به کارکردهای سازمان های بین المللی و قواعد حاکم بر آن ها می شود. پر واضح است در مقابله با پاندمی کرونا، تکالیف دولت ها و سازمان های بین المللی از منظر حقوق بین الملل به صورت کلی و حقوق بشر، ملزم دانستن آن ها به این مهم است که با توجه به تمام ظرفیت های حقوق بین الملل، بازیگران بین المللی باید در راستای تضمین و ارتقاء جهانی حق بر سلامت عمل کنند و در این مسیر، مکلف به رعایت اقدامات بدون تبعیض هستند، اما این روزها، شواهد و آمارها، گواه آن است که مدعیان حقوق بشر در مواجهه با واقعیت بحران اپیدمی کرونا، به عنوان ناقضان حق بر سلامت، عمل می کنند. در این پژوهش، تلاش داریم با استفاده از روش تحلیلی و توصیفی، به دنبال پاسخ گویی به این پرسش باشیم که چگونه کشورهای آمریکا و اروپا در زمان پاندمی کرونا، اعلامیه حقوق بشر را نقض کردند؟ بر این اساس، فرضیه این پژوهش بیان می دارد که این کشورها با عدم درمان و در اولویت قرارندادن بیماران معلول و مسن و تبعیض نژادی، ناقض حقوق بشر بوده اند.
مختصات مفهومی «تهدید و خطر جانی مادر» در قوانین سقط درمانی (تناظر ماده واحده سقط درمانی 1384 و تبصره ماده 718 ق.م.ا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قانونگذار با تقنین ماده واحده سقط درمانی 1384 و همچنین تقنین تبصره ماده 718 ق.م.ا 1392 تا حد بسیار زیادی تضارب آراء پیرامون جواز سقط را به وحدت رأی تبدیل نمود. لکن ادبیات دو ماده مذکور و تناظر آنها نسبت به یکدیگر موجب خوانشی مبهم گونه برای کارشناسان پزشکی و قضایی شده است تا آنجا که پنداره نسخ ماده واحده 84 به واسطه ماده 718 قوت می یابد. نخستین ابهام موجود به ذکر واژگان «تهدید» و «خطر» در مواد قانونی بازمی گردد. ماده واحده 84 مقرر می دارد، اگر مادر «تهدید جانی» شد با تحقق برخی شرایط جایز است جنین را سقط کند. تبصره ماده 718 ق.م.ا همین جواز را با عبارت «خطر جانی مادر» صادر می کند. چرا قانونگذار دو تعبیر متفاوت دارد؟ آیا هر یک از واژگان «تهدید» و «خطر» مبین موضوع خاصی هستند که قانونگذار تعمداً به ذکر هر یک از آنها اقدام کرده است؟ دومین ابهام موجود، پیرامون امکان توسعه مفهوم شرطِ تهدید یا خطر جانی است؛ آیا مقصود قانونگذار از شرط «تهدید یا خطر جانی» منحصر در وقوع مرگ است یا از کار افتادن و از بین رفتن اعضاء را نیز شامل می شود؟ مقاله حاضر بر اساس داده های پزشکی و فقهی از روش توصیفی تحلیلی بهره برده و نتیجه می گرد که میان واژگان «تهدید» و «خطر» در لسان قانونگذار، تفاوت ماهوی وجود دارد که همین تفاوت مانع از نسخ ماده واحده 84 است. همچنین نتیجه می شود در خصوص امکان توسعه مفهوم خطر جانی به زوال اعضاء و منافع بایستی میان قبل و بعد از ولوج روح تفاوت قائل شد.
بررسی رابطه بین ناگویی هیجانی، هیجان طلبی جنسی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی در شهر بجنورد در سال 1399
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین ناگویی هیجانی، هیجان طلبی جنسی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی در شهر بجنورد در سال 1399 می باشد. این پژوهش از نظر هدف جزء پژوهش های کاربردی و از نظر شیوه اجرا جزو تحقیقات توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی به تعداد 180 نفر بودند. که طبق فرمول مورگان تعداد 118 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده پرسش نامه ناگویی هیجانی تورنتو (1994)، و جهت اندازه گیری هیجان طلبی جنسی در زنان از پرسش نامه محقق ساخته استفاده گردید. جهت تجزیه وتحلیل آماری از آنالیز واریانس، رگرسیون گام به گام چند متغیره استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین ناگویی هیجانی، هیجان طلبی جنسی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی رابطه معناداری وجود دارد. یافته های این پژوهش می تواند توجه متولیان نظام آموزشی خانواده را در راستای تهیه برنامه های آموزشی مناسب جهت حل تعارضات زناشویی و آموزش مهارت های زندگی معطوف می سازد.
کاوش معنایی تن فروشی در تجربه زیسته زنان تن فروش: یک مطالعه کیفی ( مطالعه موردی زنان مراجعه کننده D.I.C. خانه خورشید تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
279 - 306
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر کشف و بازسازی معنایی مفهوم تن فروشی است. روش شناسی مورد استفاده برای نیل به هدف فوق روش کیفی بود. تعداد 24 نفر از زنان مراجعه کننده .D.I.C خانه خورشید تهران در پژوهش مشارکت نمودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از روش مصاحبه عمیق، جمع آوری و با روش نظریه زمینه ای و با توجه به مراحل سه گانه کدگذاری تجزیه و تحلیل گردیدند. به طور کلی در فرایند تجزیه و تحلیل داده ها 5 مفهوم، خلق شد. مقوله هسته که پس از ترکیب و تلفیق مقولات، بدست آمد، عبارت است از: نظام حمایت اجتماعی مردسالار. براساس نتایج بدست آمده، با حاکمیت نظام حمایت اجتماعی مردسالارانه، تردیدی نیست که جایگاه زنان در خانواده ها متزلزل و شکننده است. همچنین تردیدی نیست که با ترویج تفکر زنانِ متکی به مردان، کفه ی امتیازات اجتماعی به نفع مردان سنگین شود. مجموعه ی حاکم بر فضای حمایت اجتماعی، که امتیازها و فرصت ها را مردسالارانه توزیع می کند، زمینه های روان شناختی ای را برای زنان فراهم می سازد که از تلاش برای ترمیم آسیب های وارد شده بر آنان، و همچنین دست یابی به موقعیت های رهایی بخش، ناامید شوند و احساس ناکامی و انتقام جویی در آنها رخنه کند.
کرامت انسانی و حقوق بشر؛ بررسی مقوله کرامت در اسناد بین المللی حقوق بشر
حوزههای تخصصی:
یکی از ایده های اساسی در اسناد حقوق بشر، اصل کرامت انسانی است که بعد از جنگ جهانی دوم، در تمامی اسناد حقوق بشر به آن توجه و اشاره شده، ولی در خصوص معنا، مصادیق و رویه های قضایی و تفسیری آن، اجماع عمومی بین المللی وجود ندارد؛ لذا مقاله حاضر تلاش دارد با بهره گیری از مطالعات اسنادی – کتابخانه ای و روش تحلیلی- توصیفی، به بررسی مقوله کرامت انسانی درگفتمان حقوق بشر بپردازد. سؤال اصلی مقاله این است که آیا مفهوم و اصول کرامت انسانی در اسناد بین المللی حقوق بشر، با مصادیق شرافت انسانی مغایر است؟ مفروض مقاله نیز این است که کرامت انسانی به مثابه یک اصل مهم در اسناد حقوق بشری، فاقد اجماع عمومی بوده و دلالت های معنایی مختلفی از آن در رویکردهای تفسیری حقوق بین الملل مشاهده می شود. برخی یافته ها نشان می دهند که کرامت انسانی مبتنی بر اصولی چون آزادی، برابری، حق توسعه، امنیت و حراست از هسته بنیادین زندگی افراد، کیفیت زندگی و رفاهیات اجتماعی است و برخی اعمال در جامعه بشری با اصل کرامت، شأن و عزت انسانی مغایرت دارند که از آن جمله می توان به شکنجه، تحقیر، تبعیض دینی و مذهبی، نقض حقوق زنان، بی توجهی به کودکان و اقشار آسیب پذیر، نفی حقوق سیاسی اقلیت ها و غیره اشاره کرد. این اعمال و رفتارها با اصل کرامت انسانی در تضاد هستند و اسناد حقوق بشر در سطح بین المللی و منطقه ای بر طرد این رفتارها توسط دولت ها تأکید دارند.
تسهیل گران رنج: کندوکاوی کیفی از برهمکنش زنان نابارور با دیده بانان مشرف به صحنه
منبع:
زن و فرهنگ سال یازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۴
19-35
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه رابطه زنان نابارور با اطرافیان شان حول محور مسائل ناباروری شان بود. جامعه آماری زنان نابارور مراجعه کننده به مراکز نا باروری شهر یزد است که با استفاده از نمونه گیری نظری و هدفمند تعداد 21 نفر از زنان انتخاب شدند. طرح پژوهش از نوع کیفی و روش نظریه زمینه ای و فرایند نمونه گیری نظری تا اشباع داده ها ادامه یافت .اطلاعات جمع آوری و تحلیل داده ها به شیوه کدگذاری باز ومحوری انجام شد. یافته های به دست آمده از پژوهش شامل13 مقوله اصلی و یک مقوله هسته تحت عنوان تسهیلگران رنج شد. بر همین اساس جداول مفهومی، مدل پارادایمی و طرح واره نظری پژوهش ارائه شد. با توجه به داده های ارائه شده می توان نتیجه گرفت، زنان نابارور وضعیت نامساعدی را در ارتباط با دیگران تجربه می کنند.
شناسایی عوامل شکل گیری سقف شیشه ای فراروی ارتقاء زنان در پست های مدیریتی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۴۴)
93 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، شناسایی عوامل شکل گیری سقف شیشه ای فراروی ارتقاء زنان در پست های مدیریتی کشور براساس استراتژی دادده بنیاد می باشد. جامعه آماری شامل تمامی متخصصان حوزه مدیریت آموزشی با حداقل مدرک دکترای تخصصی در شمالغرب کشور به تعداد 108 نفر می باشد. نمونه آماری برطبق اشباع نظری 21 نفر با روش نمونه گیری هدفمند در دسترس انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد و داده های بدست آمده از متن مصاحبه ها بوسیله نرم افزار(MAXQDA.Pro2018) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای روایی و پایایی روش گردآوری داده ها از معیارهای دقت در نظریه پردازی داده بنیاد (اعتبار و تناسب) و برای محاسبه پایایی ابزار گردآوری داده ها (پرسشنامه داده بنیاد) با روش توافق درون موضوعی دو کدگذار، استفاده شد و پایایی بین کدگذاران معادل 875/0 به دست آمد و قابلیت اعتماد کدگذاری ها مورد تأیید قرار گرفت. یافته های حاصل از پژوهش نشانگر بیشترین توجه و تمرکز اعضای تیم خبره به عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی، عوامل سازمانی، عوامل شخصی، عوامل خانوادگی و عوامل مدیریتی؛ و همچنین وجود سه لایه اصلی در شکل گیری سقف شیشه ای، با عنوان لایه فردی، سازمانی و فراسازمانی می باشد. نتایج حاصل از کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی در این پژوهش نشان داد که چرایی سقف شیشه ای را مبانی فلسفی، پارادایم فکری، عوامل سازمانی، عوامل فراسازمانی و عوامل فردی تشکیل می دهد. چیستی سقف شیشه ای وجود نمودهای فردی، سازمانی و فراسازمانی است و فرآیند شکل گیری سقف شیشه ای، برآیند دو عامل سازمانی و فراسازمانی با میانجی گری عامل فردی است.
اثربخشی آموزش شروع پویا به روش شناختی- رفتاری بر تجربه سوگ همسران شهدای مدافع حرم استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سوگ یکی از همگانی ترین واکنش های انسانی است که در همه فرهنگ ها و گروه های سنی در پاسخ به انواع مختلف فقدان، به خصوص مرگ یک عزیز اتفاق می افتد. از این رو کنارآمدن با سوگ و بازگشت دوباره به زندگی حائز اهمیت است. از این رو هدف این پژوهش اثربخشی آموزش شروع پویا به روش شناختی رفتاری بر تجربه سوگ همسران شهدای مدافع حرم استان تهران بود. جامعه آماری شامل همسران شهدای مدافع حرم استان تهران در سال تحصیلی 98 بود. ده نفر (پنج نفر گروه کنترل و پنج نفر گروه آزمایش) به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب، و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. با بهره گیری از یک طرح آزمایشی پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل، افراد در ابتدا پرسشنامه تجربه سوگ را تکمیل کردند و سپس کاربندی آزمایشی آموزش شروع پویا در هفت جلسه بر روی گروه آزمایش اجرا، و بعد از پایان جلسات پس آزمون برای هر دو گروه ارائه شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس به کمک نرم افزار SPSS22 ا
نقش رعایت حریمهای ارتباطی در محیط شغلی بر کیفیت روابط بین همسری زنان شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رعایت حریم های ارتباطی در محیط شغلی ارتباط تنگاتنگی با کیفیت روابط بین همسری زنان شاغل دارد و بر جنبه های متفاوت زندگی فرد تأثیر می گذارد. هدف این پژوهش بررسی نقش رعایت حریمهای ارتباطی در محیط شغلی بر کیفیت روابط بین همسری زنان شاغل است. این مطالعه کیفی با مشارکت 15 نفر از بانوان در مراکز توانبخشی که در شهرستان نجف آباد شاغل هستند با روش نمونه گیری هدفمند و مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش گراندد تئوری (نظریه داده بنیاد) استفاده شده است. نتایج به شناسایی چهار شناسه انتخابی، ده شناسه محوری و 36 شناسه باز منجر شد. دو مقوله اصلی عبارت است از: 1. پایداری زناشویی با زیر مجموعه های تحکیم روابط بین همسری، تأمین نیازهای احساسی همسر، همراه است. 2. تعادل کار خانواده که شامل زیرمجموعه های جداسازی نقشهای شغلی از خانوادگی، کمرنگ شدن تأثیر مشکلات شغلی بر رابطه زناشویی می شود. در نهایت الگوی رعایت حریمهای ارتباطی در محیط شغلی بر روابط بین همسری زنان شاغل هویدا گشت. یافته ها نشان می دهد رعایت حریمهای ارتباطی در محیط شغلی موجب بهبود کیفیت روابط بین همسری زنان شاغل می شود و در پی آن کیفیت زندگی زناشویی بر رعایت یا عدم رعایت حریمها در محیط شغلی اثرگذار، و رابطه ای دوسویه در این میان برقرار است. عدم رعایت حریمهای ارتباطی در محیط شغلی موجبات مشکلات زناشویی و کاهش کیفیت روابط بین همسری را فراهم می سازد که افراد راهبرد سازگارانه، ناسازگارانه و اخلاقی را پیش می گیرند. زنان شاغلی که به رعایت حریمهای ارتباطی مقید نیستند، مشغله های فکری و نگرانیهای بسیاری چون ترس و اضطراب، پرخاشگری و تعارض در مقابل همسر خویش احساس می کنند. حریم شکنی در محیط شغلی موجب آسیبهایی همچون پنهانکاری، دروغگویی، دلخوری، مقایسه گری منفی همسر، بدبینی، سوءظن و بی اعتمادی، افزایش کنترل گری، تلافی و انتقام جویی، پیمان شکنی، طلاق و در نهایت کاهش سلامت روان زوجین می گردد. آسیبهای ناشی از عدم رعایت حریمهای ارتباطی در محیط شغلی تنها به رابطه با همسر معطوف نیست و گاهی این آسیبها به شغل فرد وابسته می شود و پیامدهایی چون ترک شغل را به همراه دارد. هم چنین رعایت حریمهای ارتباطی موجب پایداری زناشویی، تعادل کار خانواده و ارتقای سلامت روان می گردد.
مقایسه رضایت زناشویی زنان شاغل و غیرشاغل: یک مطالعه فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشتغال زنان یکی از مهمترین عواملی است که بر متغیرهای زندگی زناشویی، همچون رضایت زناشویی، تأثیر به سزایی دارد. هدف: پژوهش حاضر در پی آن است که با روش فراتحلیل رضایت زناشویی زنان شاغل و غیرشاغل را مقایسه نماید. تحقیقات فراوانی در این زمینه صورت گرفته است که نتایج بسیار متفاوت و گاه متناقضی را گزارش کرده اند. پژوهش فراتحلیل، مجموعه ای از فنون نظام دار برای حل تناقض در مورد یافته های حاصل از تحقیقات مختلف درباره یک موضوع است. روش: با استفاده از پایگاه های اطلاعاتی داخلی نسبت به جمع آوری تمام پژوهش ها (مقاله و پایان نامه) اقدام شد. نهایتاً 47 مطالعه انجام گرفته بین سال های 1379 تا 1396 به دست آمد که با استفاده از ملاک های درون سنجی فراتحلیل حاضر، تعداد 18 اثر انتخاب شد. یافته ها: به طور کل، اندازه اثر ترکیبی در مدل اثرات ثابت 180/0 و در مدل اثرات تصادفی 282/0 به دست آمد. نتیجه گیری: اشتغال زنان در رضایت زناشویی تأثیر مثبت معناداری دارد.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر احساس تنهایی و بهزیستی روانشناختی مادران مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
105 - 122
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از مشکلات جوامع موضوع طلاق می باشد ، که باعث از هم پاشیدگی خانواده ها و ایجاد مشکلات متعدد روانی در مادران ، پدران و کودکان این خانواده ها هستیم. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش بهزیستی روانشناختی، کاهش احساس تنهایی مادران مطلقه می باشد. طرح این پژوهش، طرح آزمایشی کامل با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور28 نفر از مادران مطلقه که حضانت فرزندانشان را پس از طلاق بر عهده داشتند به طور تصادفی از بین تعداد زیادی از مادران مطلقه ی شهر شیراز انتخاب شدند. پس از ارئه ی توضیحات لازم و کسب رضایت از آنان جهت شرکت در پژوهش، 14 نفر در گروه آزمایش و 14 نفر در گروه کنترل قرار داده شدند و پرسشنامه های احساس تنهایی UCLA و بهزیستی روانشناختی ریف پیش از شروع درمان توسط شرکت کنندگان تکمیل و سپس 8 جلسه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی روی گروه آزمایش اجرا گردید. گروه کنترل مداخله ای دریافت ننمود. پس از جمع آوری اطلاعات داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج حاصل از تحلیل واریانس نمرات افتراقی پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که بین گروه آزمایش و گروه کنترل در دو متغیر بهزیستی روانشناختی و احساس تنهایی تفاوت معنی داری وجود داشت. در نتیجه ، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معنی داری منجر به کاهش احساس تنهایی و افزایش بهزیستی روانشناختی مادران مطلقه شد
پیش بینی عملکرد خانواده بر اساس رابطه سبک های دلبستگی، تعهد مذهبی و سازگاری زناشویی دانشجویان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک های دلبستگی، تعهد مذهبی و سازگاری زناشویی با عملکرد خانواده دانشجویان متأهل به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان متأهل دانشگاه فرهنگیان کرمانشاه بود که تعداد 200 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از ابزارهای پرسش نامه های سازگاری زن و شوهر اُلسون، دلبستگی بزرگسال هازن، تعهد مذهبی براهنی و پرسش نامه عملکرد خانواده اپشتاین جمع آوری شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون و با نرم افزار SPSS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین سبک دلبستگی ایمن و تعهد مذهبی و سازگاری زناشویی با عملکرد خانواده رابطه مثبت و معنادار و بین سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی و ناایمن دوسوگرا با عملکرد خانواده رابطه منفی معناداری وجود دارد. سبک دلبستگی ایمن، سازگاری زناشویی و تعهد مذهبی به ترتیب پیش بینی کننده عملکرد خانواده است.
مقایسه اثربخشی گروه درمانی رفتاری ارتباطی، معنوی دینی اسلام محور و تلفیقی بر احساسات مثبت زنان دارای تجربه دلزدگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مقایسه میزان اثربخشی گروه درمانی رفتاری ارتباطی، معنوی دینی اسلام محور و تلفیقی بر احساسات مثبت زنان با تجربه دلزدگی زناشویی بود. پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺁﻣﺎﺭی ﺍیﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ شامل تمام ﺯﻧﺎﻥ متأهل ﻣﺮﺍﺟﻌﻪﮐﻨﻨﺪﻩ ﺑﻪ درمانگاه ها و مراکز مشاوره ﺳﻄﺢ ﺷﻬﺮ تبریز بود که در زمستان و بهار سال 97 6 به منظور ﺩﺭیﺎﻓﺖ کمکهای ﺗﺨﺼﺼی ﺩﺭ ﺯﻣیﻨﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔی و ﺯﻧﺎﺷﻮیی به این مراکز مراجعه کرده بودند. درباره انتخاب نمونه تحقیق، لازم به ذکر است که از میان افراد واجد شرایط بعد از اجرای پرسشنامه دلزدگی زناشویی در مرحله غربالگری اولیه، 48 نفر از زنانی که در این پرسشنامه نمره هایی ببیشتر از میانگین به دست آوردند به شیوه نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب، و ﺑﻪﻃﻮر ﺗﺼﺎدﻓی در سه ﮔﺮوه آزﻣﺎیﺶ و یک ﮔﺮوه کﻨﺘﺮل ﺟﺎیﮕﺰیﻦ ﺷﺪﻧﺪ. گروه های آزمایشی طی هشت جلسه تحت مداخلات جداگانه ای قرار گرفتند و گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفت. ابزار این پژوهش شامل مقیاس دلزدگی زناشویی و پرسشنامه احساسات مثبت بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس یکراهه استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد بین میانگین نمره های گروه های مورد مقایسه در متغیر احساسات مثبت در پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p). در مجموع، نتایج نشان داد که درمان تلفیقی نسبت به درمانهای رفتاری ارتباطی و معنوی دینی تأثیر بیشتری بر احساسات مثبت نسبت به همسر دارد.