فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
سلامت و مفهوم سازی آن در بین نابینایان و کم بینایان به علت درهم تنیدگی سلامت و معلولیت و نیز تجربیات منحصربه فرد آنها، موضوع مهمی است. این پژوهش با روش پدیدارشناسی، مفهوم سلامت در بستر تجربه ی زیسته ی زنان نابینا و کم بینای شهر کاشان را بررسی می کند. در این راستا با استفاده از نمونه گیری هدفمند با ملاک اشباع نظری، 25 نفر از زنان نابینا و کم بینا برای انجام مصاحبه های عمیق انتخاب شده اند. سپس با استفاده از تحلیل کلایزی و استخراج کدهای مناسب، دو مضمون اصلی با عناوین ادراک چند ساحتی سلامت و راهکارهای ابراز سلامتی در مواجه با ناسالم پنداری جامعه به دست آمده است؛ به طوری که مضمون ادراک چندساحتی سلامتی نزد زنان نابینا و کم بینا، مضامین فرعی روان سالم، بهزیستی اجتماعی، معنویت گرایی و سلامت جسمانی را دربر دارد. مضمون راهکارهای ابراز سلامتی در مواجه با ناسالم پنداری جامعه نیز حاوی مضامین فرعی مدیریت بدن و آراستگی، تلاش برای نشان دادن استقلال در امور فردی و اجتماعی، خود اثبات گری، تلاش برای کارآمدی، ابراز نکردن بیماری و درد در اجتماع و مدیریت روابط (هاله پوشی، تعامل سازنده) است. ادراک چندساحتی سلامتی، بیانگر مفهوم سلامت نزد زنان نابینا و کم بیناست که پس از پذیرش نابینایی یا کم بینایی و توجه به سایر ابعاد سلامت شکل می گیرد و ادراک زنان نابینا و کم بینا از سلامتی نشان گر مساوی نبودن مفهومی معلولیت و سلامت است. همچنین راهکارهای ابراز سلامتی در مواجه با ناسالم پنداری جامعه نشان دهنده ی اقدامات و تلاش های این زنان برای نشان دادن توانایی و سلامتی شان در جامعه است.
رابطه عملکرد خانواده با رفتارهای پرخطر جنسی و مصرف مواد در زنان: میانجی گری سرمایه روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
47 - 62
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از مخاطرات و بحران های جوامع امروزی، گرایش زنان به انجام رفتارهای پرخطر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی عملکرد خانواده با گرایش به رفتارهای پرخطر جنسی و مصرف مواد با میانجی گری سرمایه روانشناختی در زنان شهر کرمانشاه انجام شد. روش: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع همبستگی، تعداد 600 نفر از زنان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتاز و آوری( 2007)، پرسشنامه عملکرد خانواده اپشتاین، بالدوین و بیشاب( 1983) و پرسشنامه رفتارهای پرخطر مرکز کنترل بیماری های آمریکا استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش همبستگی و نحلیل مسیر توسط نرم افزار SPSS-25 و AMOS-23انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین عملکرد خانواده با گرایش به مصرف موادو روابط جنسی پرخطر همبستگی منفی و معناداری در سطح 001/0= P وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد بین خودکارآمدی، خوش بینی، امید و تاب آوری با گرایش به مصرف مواد و رفتار جنسی پرخطر همبستگی منفی و معناداری در سطح 001/0= P وجود دارد. در نهایت نتایج نشان داد که متغیرهای خوش-بینی و امید توان میانجی گری بین عملکرد خانواده و گرایش به رفتارپرخطر جنسی و مصرف مواد را دارند. بنابراین با تاکید بر عملکرد خانواده و مفاهیم مثبت روان شناختی و با تقویت این عوامل می توان از گرایش افراد به رفتارهای پرخطر( مصرف مواد و رفتارهای جنسی پرخطر) پیشگیری کرد.
فرهنگ علمی در منابع اسلامی و اقتضائات جنسیتی آن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اسلامی زنان و خانواده سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۷
207 - 230
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، صورت بندی نظری فرهنگ علمی در منابع اسلامی است، از این جهت که ابعاد کمینه آن ترسیم و معرفی شود. ملاحظه اساسی در این تحقیق، توجه به جنبه های جنسیتی موضوع است که برآمده از تغییرات نوین و به طور خاص، حضور فزاینده بانوان در نهادهای علمی کشور می باشد و به نحو مستقیم و غیر مستقیم، ملاحظاتی را اقتضاء دارد. این ملاحظات اگر رعایت نشده و با رویکردهای دینی و اسلامی، کاویده و پاسخ دهی نشود، می تواند زمینه ساز پذیرش پاسخ های غیر دینی و غیر اسلامی باشد. در این خصوص، با بهره گیری از روش کتابخانه ای، منابع دینی که ناظر بر حوزه علم هستند، با روش خوانش نظری، واکاوی و تحلیل شده و دلالت های آنها در سه بُعد بینشی، دانشی و رفتاری، استخراج، تبیین و دسته بندی گردید. سپس مبتنی بر همین یافته ها و استنباطات مترتب بر آنها، از منظر جنسیتی نیز فرهنگ یادشده مورد مداقه قرار گرفته و تلاش شده تاثیرات جنسیت بر فرهنگ علمی تبیین شود. مبتنی بر یافته های تحقیق حاضر، فرهنگ علمی در نظام اسلامی در بُعد دانشی و رفتاری نسبت به جنسیت، حساسیت داشته و لازم است ملاحظاتی از این جهت در فرهنگ علمی با رویکرد اسلامی، معمول گردد و بر اساس آن، در طراحی نهاد علم و سامانه های مرتبط با آن، مد نظر قرار گیرد.
پیش بینی نگرش به خیانت زناشویی بر اساس مؤلفه های رضایت جنسی و صمیمیت در زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، پیش بینی نگرش به خیانت زناشویی بر اساس مؤلفه های رضایت جنسی و صمیمیت در زوجین شهر کرمانشاه است. پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه در سال 1400-1399 بود. نمونه مورد نظر در پژوهش حاضر مطابق با فرمول کوکران، 200 تن بود که با روش نمونه گیری در دسترس از مراکز مشاوره انتخاب شدند و به پرسشنامه های نگرش به خیانت زناشویی مارک ویتلی، رضایت جنسی لارسون (1988) و صمیمیت زناشویی (MIS) پاسخ دادند. نتایج به دست آمده با استفاده از رگرسیون چند متغیره و ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین مؤلفه های رضایت جنسی، شامل تمایل به برقراری رابطه جنسی، نگرش جنسی، کیفیت زندگی جنسی، سازگاری جنسی و صمیمیت با نگرش به خیانت زناشویی در زوجین همبستگی منفی و معناداری وجود دارد. با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت هر قدر مؤلفه های رضایت جنسی و صمیمیت در زوجین بالاتر باشد، نگرش منفی نسبت به خیانت زناشویی وجود دارد. بنابراین با توجه به اهمیت و نقش مؤلفه های رضایت جنسی و صمیمیت در زندگی زناشویی، می توان نگرش به خیانت در زوجین را تبیین نمود.
مقایسه اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور بر آشفتگی روان شناختی و احساس گناه مادران دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کم توانی ذهنی، با مشکلات بسیاری همراه بوده و روش های درمانی متعددی برای آموزش مادران کودکان مبتلا به این اختلال معرفی شده است. آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور از روش های مؤثر و مهم کاهش مشکلات رفتاری مادران دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر می باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور برآشفتگی روان شناختی و احساس گناه مادران دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر صورت گرفت. این پژوهش، مطالعه ای نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر در سال تحصیلی 1399-1400 است که در مدارس ابتدایی استثنائی شهر تبریز مشغول تحصیل بودند. با توجه به ساخت تحقیق و شرایط کنونی، برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. لذا نمونه آماری، شامل 48 تن از مادران دانش آموزان پسر ابتدایی بود که به صورت تصادفی (12 تن گروه آزمایش ذهن آگاهی، 12 تن گروه آزمایشی گشتالت، 12 تن گروه آزمایشی رویکرد معنوی - مذهبی و 12 تن گروه کنترل) با رعایت ملاک های ورود به پژوهش و با جایگزینی تصادفی درگروه های آزمایش وکنترل انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها، مقیاس داس (1995) و مقیاس عاطفه خودآگاه (1992) استفاده شد. یکی از گروه های آزمایش برنامه آموزشی ذهن آگاهی (8 جلسه)، گروه بعدی برنامه آموزشی گشتالت (10 جلسه)، معنوی مذهبی (11 جلسه) وگروه کنترل برنامه، آموزشی دریافت نکردند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد بین آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور با گروه کنترل در آشفتگی روان شناختی و احساس گناه، تفاوت معناداری وجود دارد. گشتالت نسبت به بقیه درمان ها در کاهش احساس گناه مؤثرتر بود. همچنین ذهن آگاهی نسبت به بقیه در کاهش آشفتگی روان شناختی اثربخش تر بود. بر این اساس می توان نتیجه گرفت آموزش ذهن آگاهی، گشتالت و رویکرد معنوی مذهبی می توانند به عنوان مداخلات تکمیلی در جهت کاهش و بهبود مشکلات روان شناختی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی به کار گرفته شوند.
حقوق زنان در کشاکش عرف و شرع: مواجهه زنان با چالش های برخورداری از حق اشتغال و استقلال مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره دهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۴)
107 - 131
حوزههای تخصصی:
آراء فقهاء و قوانین رسمی کشور، بیانگر مشروعیت حق اشتغال و استقلال مالی برای زنان است. با این وجود تجربیات زنان متأهل، مبین موانع و چالش هایی است که انتفاع آنها از این دو حق را با مشکل مواجه کرده است. مقاله حاضر با استفاده از رویکرد فقهی-حقوقی و نظریه ناهماهنگی شناختی فستینگر، ضمن معرفی موانع برخورداری زنان از حق اشتغال و استقلال مالی، درصدد شناسایی راهبردهای اتخاذ شده توسط زنان پیرامون این موانع است.به این منظور، از روش کیفی و شیوه تحلیل تماتیک ولکات استفاده شده است. مشارکت کنندگان این مطالعه، زنان شاغل و ساکن در استان تهران هستند که در زمان انجام مصاحبه، متأهل بوده و یا تجربه زندگی زناشویی داشته اند. این زنان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. سپس بر اساس مفاهیم در حال تکوین، نمونه گیری نظری ر مبنای کشف حداکثر گوناگونی ها و غنای ابعاد مقوله ها صورت گرفت. در نهایت براساس معیار اشباع نظری-مفهومی، با 22 مصاحبه پایان پذیرفت. موانع و راهبردهای زنان در مواجهه با نقض حق اشتغال و استقلال مالی در پنج تم محوری«موانع ساختاری»، «موانع فرهنگی»، «توسیع نقش»، «مدیریت نقش» و «فرار از نقش» تلخیص گردید. که پیامدهای این راهبردها از حیث خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی قابل تأمل است.
مروری بر زمینه ها، انواع و پیامدهای مهاجرت بین المللی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۴۹)
53 - 74
حوزههای تخصصی:
امروزه زنان از نظر جمعیتی تقریبا نیمی از جریان های مهاجرتی را در سطح بین المللی تشکیل می دهند. این هم وزنی مهاجرت های مردان و زنان، یکی از مهم ترین تحولات مهاجرتی اخیر بوده است که از دهه ی 1970 میلادی توجه محققان حوزه مهاجرت را به خود جلب کرده است. مطالعه حاضر به بررسی روندها، انواع، و ویژگی های مهاجرت های بین المللی زنان، مطابق با آخرین آمارها و گزارش های سازمان های جهانی پرداخته است. نتایج مطالعه نشان داد که این روند را می توان در بسترهای جهانی شدن و جنسیت مورد مداقه قرارد داد؛ به ویژه جهانی شدن تقاضا برای نیروی کار زنانه ی ارزان و فرمان بر را به طور چشمگیری افزایش داده است. زنان ممکن است آزادانه و یا به اجبار دست به مهاجرت بزنند. همچنین برای زنان، مهاجرت می تواند به انگیزه ی رهایی از تبعیض ها و هنجارهای جنسیتی منقاد کننده ی زنان باشد. امکان ایجاد فرصت های برابر برای زنان در جابجایی های بین المللی و کسب فرصت های اقتصادی و اجتماعی مقتضی به دور از کلیشه های جنسیتی را می توان به عنوان مصداقی از سطوح توسعه در نظر آورد؛ گرچه زنان در این فرایند ممکن است با چالش هایی نیز مواجه شوند. از یکسو تقسیم جنسیتی کار در اقتصاد جهانی و از سوی دیگر کلیشه های جنسیتی، منافع مهاجرتی زنان را به نسبت مردان بیشتر در معرض خطر قرار می دهند. مهاجران زن غیر قانونی و همچنین زنان مهاجر غیر ماهر، بیشتر در معرض چنین مخاطراتی قرار دارند.
بررسی رابطه سبک زندگی و حمایت اجتماعی با هویت مادری زنان (مورد مطالعه: زنان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۴۹)
223 - 238
حوزههای تخصصی:
بررسی تاریخ ایران نشان می دهد موضوع مادری و این که تا چه اندازه می تواند بر جایگاه اجتماعی زن و موقعیت او تأثیرگذار باشد چندان مطرح نبوده و تحقیقات عمیق و روشمندی پیرامون آن صورت نگرفته است.هویت مادری موضوعی مغفول که ابعاد آن ناشناخته است. وضعیت و چگونگی هویت مادری منوط به شناخت عناصر و شرایط هویت ساز است از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبک زندگی و حمایت اجتماعی با هویت مادری در بین زنان شهر اصفهان انجام شده است. پژوهش حاضر، کمی و بصورت توصیفی-همبستگی از نوع پیمایشی انجام شده است. حجم نمونه برابر 667 نفر تعیین و با استفاده از نمونه گیری سهمیه ای، سهم جمعیتی هر منطقه از شهر اصفهان مشخص و زنان متأهل در هر منطقه به صورت تصادفی انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته با اعتبار صوری و پایایی تایید شده، استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد هویت مادری زنان در سطح متوسط به بالا(میانگین 6/3 از 5) است. سبک زندگی اکثر زنان نیمه سنتی/مدرن است. نتایج مدل ساختاری حاکی از آن است که سبک زندگی و حمایت اجتماعی می تواند 34درصد تغییرات هویت مادری را پیش بینی کند. تحصیلات بطور غیرمستقیم با هویت مادری ارتباط داشته و متغیر سن با هویت مادری رابطه معنی داری ندارد. اگرچه هویت مادری در بین زنان امری انتخابی محسوب می شود اما می توان گفت علیرغم استقلال هویتی زنان، هنوز هویت دیگری، یعنی فرزند بعنوان عنصری هویت ساز برای زنان محسوب می شود.
دلالت های سیاستی مصرف در منظومه معنایی قرآن کریم مبتنی بر نظام خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده به عنوان مهمترین نهاد اجتماعی در اندیشه ونظام دینی دارای کارکردهای متعدد فرهنگی و تربیتی است. کارکردهای که متاثر از سیاست های حاکمیت و دولت سهم قابل توجهی را درساماندهی مصرف فردی و اجتماعی دارد. بررسی دلالت پژوهانه نظام معنای قرآن بیانگرتعلق ثروت به جامعه و کفالت عمومی اموال، رعایت شان، توجه به حد قوام، توجه به احکام دینی و تعیین سطح مناسبات مصرف خانواده بر مبنای عرف است. تبیین این گزاره ها و کشف وجوه افتراق مصرف خانواده در سبک زندگی از منظر قرآن و فرهنگ مصرف مدرن ما را به این نکته رهنمون می سازد که در منظومه فکری قرآن انسان موجودی با ابعاد مختلف روحی و جسمی است که برای تأمین نیازهای خود مصرف می کند. مصرف به خودی خود نکوهش نشده؛ ولی هدف غائی نیست؛ بلکه مقدمه ای برای رسیدن به هدف متعالی رشد و حیات طیبه است. لذاسامان هی این مقوله مهم نقش مهم واساسی درایجادوتعمیق وتوسعه سبک زندگی اسلامی ایرانی دارد.
زندگی اجتماعی چادر در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال سیزادهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۴۱)
151-191
حوزههای تخصصی:
سرنوشت پر فراز و نشیب چادر در زندگی زنان ایرانی، موجب شده است که معانی فراوان و متعارضی در آن پنهان شود: عقب نگاه داشتن زنان از تمدن، مقاومت در برابر زن فرنگی مآبِ خودباخته، عدالت خواه بودن، پوشش قشر حزب اللهیِ همرنگ با حکومت، فراهم آورنده زیبایی برای زن محجبه متجدد. این تعابیر که از حدود 150 سال پیش بر روی چادر بار شد، با تغییرات در کالبد آن همراه بودند؛ از تنوع در مدل دوخت گرفته تا همنشینی با دیگر اشیا. در مقاله حاضر با به کارگیری رویکرد مطالعات فرهنگ مادی، و استفاده از اسناد و شواهد مکتوب، چهار دوره زندگی اجتماعی چادر در عصر جدید را نشان می د هیم: نماد عقب ماندگی، ابزاری انقلابی و رهایی بخش، نشانه حکومتی بودن، کالایی ادغام شده در بازار مد. دوران پهلوی اول، چادر به مثابه پوششی دور از تمدن و از خلال تعارضات امر سنتی با مدرن به سخن درآمد. دوره دوم، چادر در خدمت انقلاب و مبارزه در برابر فرهنگ مصرف گرای غرب قرار گرفت. در دوره سوم، چادر شکلی از سلطه فرهنگی-سیاسی را همراهی کرد. در دوره چهارم، چادر مدهای خود را آفرید تا زیبایی های بصری صاحبش را نه تنها پنهان نکند، بلکه آن ها را هرچه بیشتر آشکار سازد. واژگان کلیدی: زندگی اجتماعی چادر، لباس، مطالعه فرهنگ مادی، زن، اشیا.
مقایسه تاب آوری، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی ادراک شده در مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه، اختلالات یادگیری و عادی در شیراز
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه تاب آوری، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی ادراک شده در مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه، اختلالات یادگیری و عادی شهر شیراز انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه، اختلالات یادگیری و عادی در شهر شیراز بودند که از بین آن ها با روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس، 156 نفر که شامل 50 مادر دارای فرزند مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه، 52 نفر مادر دارای فرزند مبتلا به اختلالات یادگیری و 54 مادر دارای فرزند عادی انتخاب شدند و پرسشنامه های تاب آوری کانر و دیویدسون، ذهن آگاهی والچ و همکاران و حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش آزمون های لوین (برای بررسی همگنی واریانس ها)، و تحلیل واریانس چند متغیری (برای بررسی تفاوت متغیرها در گروه مطالعه) و با نرم افزار SPSS-24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که بین مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه و اختلالات یادگیری با مادران کودکان عادی تفاوت معناداری در متغیرهای تاب آوری، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی ادراک شده وجود دارد؛ به نحوی که مادران کودکان عادی از میانگین تاب آوری، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی بیشتری برخوردار بودند. نتایج نهایی نشان داد که در حوزه های تاب آوری و ذهن آگاهی، مادران کودکان بیش فعال/ نقص توجه و اختلالات یادگیری نیازمند آموزش های مبتنی بر تاب آوری و ذهن آگاهی هستند و برنامه های توان بخشی ویژه ای به منظور افزایش حمایت اجتماعی ادراک شده نیاز است.
بررسی تطبیقی مقاصد نظام خانواده در آراء اندیشمندان دانش مقاصد الشریعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال دهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
127 - 150
حوزههای تخصصی:
رویکرد نظری مقاصد الشریعه ازجمله نگرش های موجود در فلسفه فقه و حقوق اسلامی است که با تکیه بر اندیشه غایت مداری احکام شریعت، سازوکار روش مداری را در پردازش نظام مند احکام شرع ارائه می دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی اندیشه علمای این دانش نظری، به شیوه توصیفی- اسنادی انجام شد و ضمن ارائه گزارشی از غایات و مقاصد شریعت در حوزه خانواده، تحولات آن را نیز بررسی نمود. بدین منظور کلیه آثار علمی مکتوب در توصیف و تطبیق آراء متفکران برجسته متقدم و متأخر مقاصدی درباره مقاصد نظام خانواده مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بیشتر تحولات اندیشه های این متفکران در پنج محور طبقه بندی می شود که عبارتند از: توسعه اندیشه مقاصدی از مقوله محدود نکاح به موضوع وسیع نظام خانواده؛ تأکید بر حمایت و پشتیبانی مقاصد ذاتی خانواده از مقاصد کلان شریعت؛ عنایت فزاینده به انتظام بخشی احکام متفرق خانواده ذیل نظام مقاصد مربوط به آن؛ عبور از چهارچوب نظری صِرف و تلاش برای فعال سازی، به کارگیری و تطبیق مقاصد خانواده بر احکام ناظر به آن؛ توجه به مسئولیت اجتماعی خانواده و انضمام مقاصد اجتماعی به اهداف این نهاد.
مطالعه رابطه آرمان گرایی توسعه با تغییرات ساختار خانواده (موردمطالعه: شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی سال های اخیر ساختار خانواده تحت تأثیر عوامل مختلفی تغییر و تحولات متعددی را تجربه کرده است. گسترش فرایند آرمان گرایی توسعه یکی از این عوامل است که در این پژوهش به مطالعه رابطه آن با تغییرات ساختار خانواده پرداخته شده است. پژوهش حاضر به صورت پیمایشی بین 600 نفر از افراد متأهل 18 سال به بالای ساکن شهر تبریز در سال 1399 صورت گرفته است. روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای می باشد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های محقق ساخته آرمان گرایی توسعه و ساختار خانواده جمع آوری شده اند. به منظور آزمون فرضیه ها از ضریب همبستگی پیرسون و همبستگی کانونی استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین آرمان گرایی توسعه و تغییر ساختار خانواده و مؤلفه های آن (خانواده گرایی، ازدواج گریزی، کاهش تمایل به فرزندآوری و توزیع قدرت) رابطه معناداری وجود دارد؛ یعنی ساختار خانواده تحت تأثیر گسترش آرمان گرایی توسعه به سمت افزایش ازدواج گریزی، کاهش تمایل به فرزندآوری (فرزندگریزی) و خانواده گرایی و متوازن شدن توزیع قدرت در خانواده پیش رفته است. در بین این عوامل، ازدواج گریزی و کاهش تمایل به فرزندآوری اولین مؤلفه هایی هستند که تحت تأثیر گسترش آرمان گرایی توسعه تغییر می کنند. برای تبدیل چالش ها و تغییرات به وجود آمده (کاهش تمایل به فرزندآوری و خانواده گرایی و افزایش ازدواج گریزی) به فرصت، نیازمند سیاست گذاری فرهنگی و اجتماعی و حمایت از خانواده در ابعاد مختلف هستیم.
مقایسه سلامت معنوی و درماندگی روان شناختی در دختران نوجوان خانواده های طلاق و عادی شهر شیراز
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه سلامت معنوی و درماندگی روان شناختی در دختران نوجوان خانواده های طلاق و عادی می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع علی مقایسه ای بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دختران نوجوان مقطع متوسطه اول شهر شیراز می باشد. نمونه آماری شامل 80 نفر، 40 دختر نوجوان که والدین آن ها طلاق گرفته و 40 دختر نوجوان که والدین آن ها طلاق نگرفته اند می باشد و برای تعیین حجم نمونه از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سلامت معنوی پالوتزین و الیسون و پرسشنامه افسردگی، استرس، اضطراب (21-DASS) بهره گرفته شده است. داده های گردآوری شده در دو سطح مورد تجزیه و تحلیل (آمار توصیفی و آمار استنباطی) قرار گرفت. در سطح آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از تحلیل واریانس تک متغیره استفاده شد. نتایج حاصله نشان داد که بین سلامت معنوی و درماندگی روان شناختی در دختران نوجوان خانواده های طلاق و عادی تفاوت معناداری وجود دارد؛ سلامت معنوی در میان نوجوانانی که والدین آن ها طلاق نگرفته اند بالاتر است. همچنین درماندگی روان شناختی در میان نوجوانانی که والدین آن ها طلاق گرفته اند بیش تر می باشد.
نقش تعدیل کننده بهزیستی معنوی در رابطه بین رضایت جنسی و رضایت زناشویی زنان متأهل شهر تهران
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های بسیار مهم و پیچیده زندگی زناشویی، رضایت زناشویی است که نقش بسیار مهمی در استحکام و پایداری روابط زناشویی دارد. عوامل مختلفی در تأمین رضایت زناشویی مؤثرند. یکی از مهم ترین آن ها رضایت جنسی همسران از یکدیگر است که این نیز به نوبه خود از عوامل دیگری مانند سلامت معنوی متأثر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کننده بهزیستی معنوی در رابطه بین رضایت جنسی و رضایت زناشویی زنان متأهل شهر تهران انجام شد. مطالعه حاضر، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زنان متأهل شهر تهران در سال 1400 است که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 167 نفر برای شرکت در این مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس بهزیستی معنوی، مقیاس رضایت جنسی و پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک-راست بود. برای تحلیل داده ها از روش های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تحت نرم افزار کامپیوتری SPSS نسخه 22 استفاده شد. یافته ها نشان داد که ضریب همبستگی بین رضایت جنسی (**37/0) و بهزیستی معنوی (**31/0) با سازگاری زناشویی در سطح 01/0 معنادار بود. همچنین بهزیستی معنوی در رابطه بین رضایت جنسی و سازگاری زناشویی دارای نقش تعدیل کنندگی بود (05/0 >P). طبق نتایج مطالعه حاضر، رضایت جنسی و بهزیستی معنوی قابلیت پیش بینی سازگاری زناشویی را در زنان دارند و بنابراین می توان این نتایج را در اختیار فعالان حوزه زوج درمانی و خانواده قرار داد تا از آن برای ارتقای رضایت زناشویی در مراجعین خود استفاده کنند.
فراتحلیل کمی بررسی عوامل موثر برطلاق طی سالهای 1379 تا 1393(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۴۹)
205 - 222
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف فراتحلیل پژوهش های انجام شده در حوزه ی عوامل طلاق انجام شده است. جامعه پژوهش کلیه تحقیقاتی است که به صورت مقاله و پایان نامه در پایگاه مجلات تخصصی نور، بانک اطلاعات نشریات کشور، پرتال جامع علوم انسانی و ایرانداک در زمینه عوامل موثر بر طلاق انجام شده است. از این تعداد 14 پژوهش مناسب تشخیص داده شده و ثبت شدند. برای تحلیل از نرم افزار اکسل و نسخه دوم نرم افزارCMA استفاده شد. در بررسی متغیرهای اقتصادی در مدل ثابت اندازه اثر برابر با 125/0- و معنادار و در مدل تصادفی برابر با 115/0- و معنادار نبود. اندازه اثر عوامل اجتماعی در مدل ثابت برابر با 292/0 و در مدل تصادفی برابر با 303/0 که هر دو مدل معنادار بود. در بررسی عوامل فرهنگی در مدل ثابت اندازه اثر برابر با 117/0- و معنادار و در مدل تصادفی برابر با 011/0- معنادار نبود. در بررسی عوامل فردی در مدل ثابت اندازه اثر برابر با 149/0- و معنادار و در مدل تصادفی برابر با 111/0- معنادار نبود. نتایج به طور کلی، نشان داد که در هر چهار گروه مورد بررسی ناهمگنی وجود دارد. نتایج آزمون رگرسیون ایگر در چهار طبقه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فردی بیانگر عدم انحراف معنادار از خط رگرسیونی و در نتیجه عدم سوگیری می باشند.
واکاوی عوامل مؤثر بر تشخیص فرصت های کارآفرینی زنان روستایی شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۰ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
697 - 721
حوزههای تخصصی:
پایین بودن نرخ مشارکت اقتصادی و فعالیت های کارآفرینانه زنان روستایی، تلاش در راستای ترویج کسب وکارهای کارآفرینانه در میان آن ها را ضروری ساخته است. نقطه آغازین راه اندازی یک کسب وکار، تشخیص فرصت است و فرایند تشخیص فرصت های کارآفرینی در بین زنان متفاوت با مردان است. مطالعه حاضر با هدف واکاوی عوامل مؤثر بر تشخیص فرصت های کارآفرینی در بین زنان روستایی عضو صندوق های اعتبارات خرد شهرستان کرمانشاه انجام شد. جامعه مورد مطالعه، کلیه زنان عضو صندوق های اعتبارات خرد شهرستان کرمانشاه (626 نفر) بودند که براساس جدول بارتلت و همکاران، 201 نفر از آن ها به عنوان نمونه تحقیق تعیین شدند و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار اصلی گردآوری داده ها پرسشنامه بود که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوا و روایی همگرا و پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ به تأیید رسید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS بهره گرفته شد. یافته های مطالعه نشان داد آموزش های کارآفرینانه، سرمایه اجتماعی و مهارت های کارآفرینی از عوامل تأثیرگذار بر فرصت های کارآفرینی در بین زنان روستایی عضو صندوق های اعتبارات خرد شهرستان کرمانشاه هستند. با برنامه ریزی مناسب در زمینه بهبود وضعیت آموزش های کارآفرینانه، سرمایه اجتماعی و مهارت های کارآفرینی زنان روستایی عضو صندوق های اعتبارات خرد شهرستان کرمانشاه می توان به افزایش نرخ مشارکت اقتصادی آنان درنتیجه ارتقای قابلیت تشخیص فرصت های کارآفرینی امیدوار بود.
تحلیل گفتمان مؤلّفه های کلیدی نفرت پراکنی زنان علیه زنان در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
199 - 222
حوزههای تخصصی:
نفرت پراکنی بیان تنفر به فرد یا گروهی از افراد، به علّت ویژگی های مشترک یا تعلق به گروهی خاص است. با گسترش شبکه های اجتماعی و اشاعه خشونت و تبعیض در دنیای مجازی، بستری فراهم شده که در آن گفتمان های نفرت آمیز زنان علیه یکدیگر منجر به ایجاد بازنمایی جدیدی از زنان شده است. ازاین رو باتوجه به اینکه نفرت پراکنی می تواند تبدیل به جریان شده و پیامدهای اجتماعی زیادی به دنبال داشته باشد، این مقاله قصد دارد به واکاوای مؤلّفه های اصلی نفرت پراکنی در پست های کاربران زن ایرانی در اینستاگرام بپردازد. بر این اساس با رجوع به آرای گلیردونه، سنتز نظری تولید معنای نفرت آمیز در فضای مجازی ارائه و با رهیافت تحلیل گفتمانی تئون ای. ون دایک، صفحات بیست کاربر زن فعّال در حوزه زنان تحلیل شد. با توجه به رهیافت تحلیل گفتمانی، فرم کارویژه ای برای ثبت و استخراج اطلاعات از متن خبرهای منتخب درنظر گرفته شد. نتایج نشان از وجود چهار مؤلّفه نفرت پراکنی ساختاری زنان علیه زنان دارد. کاربران از یک سو آگاهانه و تحت تأثیر آموزه های فمنیستی به نفی ارزش ها و ایدئولوژی گفتمان مسلّط پرداخته، ازسوی دیگر با هجمه زنان سنّتی به بازتولید گفتمان مسلّط می پردازند. پست های منتشرشده به نفی باورهای موجود و شکل گیری مقاومتی منتهی به برابری جنسی پرداخته اند. تولید خشونت نمادین توسط زنان نویسنده و زنان پسردوست به صورت ناآگاهانه، از تقابل های مشهود در پست های کاربران بوده که منجر به همدستی ضمنی آنها در بازتولید نگاه فرودستی به زنان است.
بازنمایی خشونت نمادین علیه زنان در سینمای اصغر فرهادی: مطالعه ای در نظریه بی ادبی کلامی کالپپر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشونت نمادین مفهومی است که توسط پیر بوردیو مطرح شد و به شکلی از خشونت که غیرفیزیکی، برآمده از هنجارهای جامعه، آرام و پنهان بود، اشاره داشت. یکی از حوزه های مهم در خصوص اعمال خشونت نمادین، مسئله زنان است. زنان در جامعه امروز و به ویژه در قشر متوسط از قربانیان اصلی خشونت نمادین محسوب می شوند. با توجه به اهمیت هنر سینما در بازنمایی جامعه، این هنر تبدیل به بستری مناسب برای ارائه تحلیل های جامعه شناسی شده است. سه اثر اصغر فرهادی، سینماگر شاخص ایرانی، «درباره الی»، «جدایی نادر از سیمین» و «فروشنده» با تمرکز بر زندگی قشر متوسط و توجه ویژه بر امر زنان، قابلیت ارائه تحلیلی جامعه شناختی را فراهم آورده اند. این پژوهش با توجه به اهمیت مسئله خشونت نمادین علیه زنان، به بررسی گفتمان شخصیت های این سه اثر پرداخته تا وجود و نحوه بازنمایی این شکل از خشونت را مورد تحلیل قرار دهد. برای رسیدن به این هدف، نظریه بی ادبی کلامی جاناتان کالپپر که بر اساس هنجارهای اجتماعی تعریف می شود به عنوان روش تحقیق انتخاب شده است. در نهایت این پژوهش ثابت می کند که زنان قشر متوسط در سینمای اصغر فرهادی با استفاده از مضامینی چون دروغ، طلاق، تجاوز و مالکیت مردانه مورد خشونت نمادین واقع می شوند.
واکاوی ماهیت و جایگاه مهر در عقد نکاح
حوزههای تخصصی:
مهر یا صداق، مالی است که به واسطه عقد ازدواج و گاه به علل دیگری به زن تعلق می گیرد و دارای احکام متعددی است. درباره احکام مختلف مهر، دلایل اختصاصی چندانی وجود نداشته و در موارد زیادی بر اساس قواعد عمومی، تبیین و توجیه شده اند. استناد به قواعد عمومی برای تعیین احکام مهر بدون تعیین ماهیت و جایگاه مهر در عقد نکاح نمی تواند نتایج قابل دفاعی در پی داشته باشد و این مهم، مستلزم کنکاش در تعیین جایگاه حقیقی مهر در عقد نکاح خواهد بود. در تحلیل بدوی ماهیت مهر، چند احتمال مطرح است؛ از جمله «عوض یا در حکم عوض بودن» که در عین برخورداری از قائلین زیاد، در معرفی نفس مهر به عنوان عوض، با چالش هایی مواجه است. پژوهش حاضر با تکیه بر منابع فقهی اصولی و استفاده از روش توصیفی- تحلیلی اثبات نموده که حقیقت عقد نکاح، تعهد در مقابل تعهد بوده و پرداخت مهر، از جمله تعهدات مرد به شمار می رود.