فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۲۱ تا ۳٬۰۳۷ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
138 - 161
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی چشم اندازهای کلان در برنامه راهبردی دانشگاه ها انجام شد. روش: رویکرد پژوهش، کیفی و روش آن، مطالعه نظام مند از نوع تلفیقی بود. جامعه آماری پژوهش شامل پژوهش ها و مطالعات انجام شده داخلی و خارجی در بازه زمانی 1393 تا 1403 و 2014 تا 2024 در حوزه چشم اندازهای کلان در برنامه راهبردی دانشگاه ها بود که با کلیدواژه های مشخص و در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی مانند پایگاه مجلات تخصصی نور، بانک اطلاعات نشریات کشور (مگیران)، مرجع دانش (سیویلیکا)، پایگاه گنج و موتور جستجوی علمی فارسی (علم نت) و پایگاه های خارجیIJET و Google scholar،Eric،Scopus،Science direct به جمع آوری آن ها پرداخته شد که جمعاً 138 مطالعه انتخاب و موردبررسی قرار گرفت. از میان مطالعات پس از چندین مرحله غربالگری بر اساس بررسی عنوان، چکیده و محتوای پژوهش، 34 واحد مطالعاتی انتخاب و بررسی شد. داده ها نیز از طریق تحلیل محتوا کدگذاری و تحلیل شد. یافته: نتایج به دست آمده ابتدا در مرحله کدگذاری باز نشان داد؛ 57 چشم انداز کلان در برنامه راهبردی دانشگاه ها احصاء شده که بر اساس نتایج کدگذاری محوری به شش مقوله اصلی؛ چشم انداز آموزشی، چشم انداز پژوهشی، چشم انداز پرورش منابع انسانی و توسعه رهبران، چشم انداز تبدیل شدن به دانشگاه برتر و الگو، چشم انداز بین المللی سازی آموزش عالی/ جهانی بهتر و مسئولیت اجتماعی دانشگاه طبقه بندی شد که در مرحله انتخابی نیز چشم اندازهای موردنظر بر اساس ماهیت آموزش عالی به دو مقوله اصلی؛ چشم اندازهای مأموریتی و چشم اندازهای عملیاتی طبقه بندی گردید. نتیجه گیری: حکمرانی آکادمیک با هدف طراحی مأموریت می تواند به عنوان یک منبع ارزشمند در تدوین، توسعه و اجرای راهبردها و سیاست های راهبردی در دانشگاه ها توسط سیاست گذاران آموزش عالی مورداستفاده قرار گیرد و از آن می توان به عنوان مبنایی برای ارزیابی و بهبود شیوه های حکمرانی در آموزش عالی و نقشه راهی برای تحول و توسعه دانشگاه ها بهره گرفت.
نقد و بررسی ماهیت علم دینی؛ مطالعه موردیِ نقد تعریف های علم اقتصاد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دینی بودن اقتصاد، به مثابه یک علم مهم در عرصه علوم اجتماعی، برای مسلمانان و اندیشمندان آن ها یک دغدغه بزرگ است. شکی نیست که فقه، اخلاق و مکتب اقتصادی به مثابه علومی دینی در مراکز حوزوی و دانشگاهی تلقی به قبول شده است؛ اما در پذیرش علم اقتصاد اسلامی مشکلاتی وجود دارد. به نظر می رسد شناخت دقیقی از علم اقتصاد اسلامی که بر پایه های صحیح دینی و علمی مبتنی باشد وجود ندارد. شناخت های ناقص موجب دور شدن حوزه و دانشگاه از یکدیگر شده و وحدت این دو سازمان مؤثر برای حل آن دغدغه بزرگ را خدشه دار می کنند. برای دست یابی به تعریف دقیق علم اقتصاد اسلامی، ابتدا تعریف های پژوهشگران اقتصاد اسلامی را بر اساس (هدف، موضوع و روش) بیان و نقد کرده و سپس به تعریفی می رسیم که دارای ویژگی های ذیل است: ۱- موضوع، هدف نهایی و روش علم اقتصاد اسلامی جهان شمول است؛ ۲- جهان شمول بودن روش بدین معناست که با یک روش کیفی و کمی مبتنی بر سنت های الهی «امداد» و «صبر و ارتباط» همه نظام های اقتصادی اسلامی و غیراسلامی تحلیل می شوند؛ ۳- به علت تفاوت های کیفی «امدادهای عام» و «امدادهای خاص»، ممکن است تحلیل های اقتصادی جهان شمول کمتر داشته باشیم (بومی شدن بیشتر تحلیل ها).
تحلیل نیازهای دانشجویی: بررسی اولویت ها در برنامه های معاونت فرهنگی دانشگاه گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
45 - 65
حوزههای تخصصی:
هدف: نیازسنجی اغلب به منظور تخصیص یا توزیع مجدد منابع، طراحی برنامه ها، سیاست ها و خدمات انجام می شود. نیازسنجی را می توان به عنوان شکلی از ارزیابی برنامه نیز در نظر گرفت. تحلیل نیازها در دانشگاه ها فقط شناسایی خواسته ها و مطالبات دانشجویان نیست بلکه تغییرات نگرشی جامعه هدف را نسبت به گذشته مشخص می کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نیازهای دانشجویی و بررسی اولویت ها در برنامه های معاونت فرهنگی دانشگاه گیلان انجام پذیرفت. این مقاله با استفاده از رویکرد نظری پارسونز تدوین شده است. روش: این پژوهش از لحاظ روش، در زمره پژوهش های کمی قرار دارد و داده های پژوهش با حجم نمونه 384 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی و به وسیله پرسشنامه جمع آوری شده است. یافته ها: طبق یافته های پژوهش، اولویت اول دانشجویان نیاز به برنامه های مهارتی است و نیاز به برنامه های ورزشی، هنری، تفریحی، اجتماعی و مذهبی به ترتیب در اولویت های بعدی قرار دارند. میزان نیاز به برنامه های مهارتی، ورزشی، هنری، تفریحی و مذهبی در دانشکده های مختلف تفاوت معنادار دارد. میزان نیاز به برنامه های هنری در مقاطع تحصیلی مختلف تفاوت معنادار دارد و این نیاز در دانشجویان مقطع تحصیلی کارشناسی بیشتر از سایر مقاطع است. میزان نیاز به برنامه های ورزشی، هنری و تفریحی در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنادار دارد، نیاز به برنامه های ورزشی در دانشجویان پسر بیشتر از دانشجویان دختر است و نیاز به برنامه های هنری و تفریحی در دانشجویان دختر بیشتر از دانشجویان پسر است. میزان نیاز به برنامه های مذهبی با توجه به نوع سکونت تفاوت معنادار دارد، این نیاز در دانشجویانی که با خانواده خود زندگی می کنند بیشتر از دانشجویان ساکن خوابگاه و در دانشجویانی است که در خانه های دانشجویی در شهر زندگی می کنند. نتیجه گیری: اولویت دار بودن برنامه های مهارتی برای دانشجویان، نشان می دهد فرهنگ دانشگاهی بر یادگیری و توسعه مهارت های علمی تأکید دارد. این موضوع با نقش فرهنگ در شکل دهی به امیال و نیازهای فردی مطابقت دارد. برنامه های ورزشی، هنری و تفریحی نیز در اولویت های بعدی قرار دارند که نشان دهنده تنوع فرهنگی و نیاز به تعادل بین فعالیت های علمی و غیرعلمی در محیط دانشگاه است. تفاوت های جنسیتی، دانشکده ای و مقطعی نیز نشان دهنده نقش فرهنگ در شکل دهی به نیازهای دانشجویان در چارچوب نقش های اجتماعی و خرده فرهنگ های مختلف است. این موضوع نیز با نظریه پارسونز همخوانی دارد که فرهنگ نه تنها بر نیازهای فردی تأثیر می گذارد، بلکه از طریق نقش های اجتماعی نیز نهادینه می شود. برنامه های دانشگاه باید متناسب با نیازهای دانشجویان و با در نظر گرفتن تفاوت های جنسیتی، دانشکده ای و مقطعی طراحی شوند تا بتوانند به بهترین شکل به نیازهای دانشجویان پاسخ دهند.
بازنگاهی به جنسیت نفس با نظر به اندیشه های صدرالمتالهین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات جنسیتی همواره مورد توجه اندیشه وران و به ویژه فیلسوفان بوده است. این موضوع در تلاقی فلسفه، روان شناسی، جامعه شناسی و مطالعات جنسیت قرار دارد و از همین رو، ظرفیت آن را دارد که به بازخوانی انتقادی بنیادهای معرفتی در علوم انسانی بینجامد. تحقیق پیش رو که با هدف بررسی جنسیت نفس انسان از نگاه صدرالمتألهین بنا نهاده شده، در رویکردی کیفی، از روش تحلیلی توصیفی و نیز از تکنیک ها و ابزارهای روش تحلیل اسنادی بهره گرفته است. پرسش اصلی نوشتار حاضر آن است که جنسیت نفس براساس اندیشه های ملاصدرا چگونه تبیین می شود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که: جنس یا همان جنسیت زیستی به تفاوت های زیستی زن و مرد اشاره دارد و شامل صفات زیستی و فیزیولوژیکی او می گردد. صدرالمتألهین که در هستی شناسی جنسیت، آن را خارج از ماهیت انسان و حیوان می داند، در رد فصل بودن ذکورت و انوثت، براهینی چند اقامه می کند. همچنین از اصول مهم صدرایی در مباحث نفس شناسی، تشأن یا شأنیتی است که قوای سافل و آلاتشان نسبت به قوای عالی نفس داشته و به مثابه ظل و سایه آن به شمار می روند. برساخته بر آن، هرچند نرینگی و مادینگی به معنای متعارف خود (جنسیت زیستی)، پس از شکل گیری بدن، معنا می یابد اما حقیقت این صفت، در مرتبه بالاتر ریشه داشته و چون روح انسان در عوالم پیشین با همین جهات و صفات، تقید یافته، جنسیت (جنسیت غیرزیستی) را نیز باید در عوالم پیشین برای نفس، مورد تأکید قرار داد.
بررسی ابهامات مقیاس های اندازه گیری در پژوهش ها و رفع آن از طریق خواص و قوانین علوم ریاضی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی: "بررسی ابهامات مقیاسهای اندازه گیری و رفع ابهام از طریق خواص و قوانین علوم ریاضی وآمار است". روش تحقیق از نوع بنیادی با رویکرد محض و روش گردآوری داده ها ، با استناد به منابع معتبرداخلی و خارجی انجام شده است . مقیاسهای اندازه گیری با همه محاسنی که دارند از نظر پژوهشگران علوم انسانی دارای ابهام هایی هستند که چالش برانگیز است. مهم ترین مقیاسی که ابهام متوجه آن است مقیاس ترتیبی است. نتایج حاصله بیانگر آن است که مقیاس ترتیبی ماهیتاً حالت کیفی دارد و فقط اعداد گسسته در آن کارایی دارند. درمقیاس ترتیبی میانگین تعریف نمی شود.بنابراین نمی توان آن را به مقیاس فاصله ای ارتقاء داد. استفاده نابجا از میانگین باعث خطا در انحراف معیار،تحلیل واریانس ، نحوه استفاده ازآزمون ها ، توزیع نرمال و دیگر موارد مربوطه خواهد شد، لذا ، تحقیق از نظرآماری بی اعتبار می شود. نتیجه دیگر اینکه مقیاسهای اسمی ، فاصله ای و نسبی دارای خاصیت هم ارزی ریاضی هستند اما مقیاس ترتیبی فاقد این خاصیت است. استدلال ها و نظراتی برای رفع ابهام ها ارائه شده است.
قلدری دانشگاهی: مروری سیستماتیک مبتنی بر مطالعات نمایه شده بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
113 - 137
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه باهدف شناسایی خوشه های موضوعی اصلی و بازیگران کلیدی؛ وضعیت دانش فعلی حوزه مطالعاتی قلدری دانشگاهی و میسرهای پیشنهادی مطالعاتی برای آینده را، نمایان می سازد. روش پژوهش: این مطالعه سیستماتیک با تکیه بر پایگاه های استنادی علمی Web of Science (WoS)و Scopus با بررسی اطلاعات کتاب سنجی ۲۶۶ مطالعه شناسایی شده از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۴، با استفاده از رویکرد کتاب سنجی (توصیفی - تحلیلی) و بهره گیری از ابزار تحلیلی - بصری نرم افزار VOS Viewer و اکسل، به بررسی روند انتشار مطالعات؛ محققان، کشورها و مطالعات پیشرو و تأثیرگذار؛ و شناسایی خوشه های موضوعی این زمینه مطالعاتی می پردازد. یافته ها: تجزیه وتحلیل روند انتشار مطالعات که از سال ۲۰۰۱-۲۰۲۴ در نظر گرفته شد، نشان داد که مطالعات منتشرشده در این حوزه از سال ۲۰۰۸ به بعد روند تصاعدی داشته و در سال ۲۰۲۱ و ۲۰۲۴ به اوج خود رسیده است. طبق یافته ها، تاکنون ازنظر توسعه ادبیات این حوزه، در بین کشورها، ایالات متحده آمریکا؛ و در بین نویسندگان، مرلین کمپیل؛ و در بین مطالعات، مطالعه دیلماک، به عنوان تأثیرگذارترین موارد؛ و بر اساس تجزیه وتحلیل کلیدواژه ها، درنهایت، سه خوشه موضوعی، (1) قلدری دانشگاهی و محل کار، (2) قلدری سایبری، و (3) قربانی شدن، شناسایی شدند. نتیجه گیری: در دهه اخیر، توجه محققان به قلدری در دانشگاه روبه رشد بوده است، اما همچنان به عنوان موضوعی جدید و نوظهور در سطح جهانی شناخته می شود. باتوجه به پیامدهای منفی قلدری بر ساختار دانشگاه و روابط آن، ضرورت دارد که سیاست گذاران آموزشی و کنشگران دانشگاهی به مدیریت و پیشگیری از آن توجه بیشتری داشته باشند. مطالعه یافته های این مقاله، می تواند راهنمای مفیدی برای محققان و سیاست پژوهان ایرانی باشد تا با مراجعه و بهره گیری از مطالعات معرفی شده آن، این پدیده مخرب را، در نظام دانشگاهی ایران تحلیل و بررسی کنند.
یاد استاد: لوتان کوی
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
1 - 20
حوزههای تخصصی:
بیست وهشت ژانویه 2025 حوزه ی فرهنگ و ادب و مطالعات تطبیقی یکی از تأثیرگذارترین اندیشمندان خود را در 102 سالگی از دست داد. لوتان کوی[1] معلم-پژوهشگر علوم تربیتی، اقتصاددان، مورخ، معلم فرهنگ و ادب، عکاس، شاعر و درعین حال یکی از نظریه پردازان به نام در حوزه ی مطالعات آموزش وپرورش تطبیقی بود. آثار او غنای اندیشه و عمل او را نشان می دهد که در جای جای آن ها هنر، فرهنگ و نگاه زیباشناسی و احترام به انسانیت و طبیعت مشاهده می شود. لوتان کوی استاد دانشگاه رنه دکارت- سوربن، از معدود فرهیختگانی بود که شناختی عمیق از فرهنگ های مردمان در چهارگوشه جهان از آمریکای شمالی و جنوبی گرفته تا خاورمیانه، آفریقا و آسیای جنوب شرقی به ویژه از چین و ژاپن و البته از زادگاهش ویتنام داشت. وی در سال 1955 اولین سنتز تاریخ هزارساله ویتنام را منتشر کرد، اثری که بارها بازنشر شده است. به مصداق سخن ابن خلدون در مقدمه که:"پژوهش، نقاب از چهره ی حقیقت گشودن است" او به دنبال رمزگشایی از لایه های تو در توی حقایق نهفته در فرهنگ ها و تمدن های مردمان در مناطق مختلف این کره ی خاکی بود [1].Lê Thành Khôi
تحلیل وضعیت دانشگاه پژوهی در دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
51 - 74
حوزههای تخصصی:
هدف: ایجاد دفاتر دانشگاه پژوهی در دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی می تواند به عنوان راهکاری مؤثر برای حل مشکلات مالی و توسعه تحقیقات علمی این دانشگاه ها عمل کند. این دفاتر با گردآوری و تحلیل داده ها، دانش موردنیاز هر دانشگاه را تولید کرده و از تحقیقات و نوآوری ها پشتیبانی می کنند. این پژوهش به بررسی وضعیت موجود و مطلوب دانشگاه پژوهی در این دانشگاه ها می پردازد. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و با استفاده از روش کمی توصیفی- پیمایشی انجام گردید، جامعه آماری را مدیران، کارشناسان و اعضای هیئت علمی دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی (دانشگاه علم و فرهنگ و دانشگاه علم و هنر) تشکیل می دهند که بر اساس آمار اداره کارگزینی این دانشگاه ها، تعداد 110 نفر دانشگاه علم و فرهنگ و تعداد 190 نفر دانشگاه علم و هنر می باشند. نظرات و دیدگاه های اساتید، مدیران و کارشناسان دانشگاه ها به شیوه نمونه گیری تصادفی و به تعداد 168 نفر که با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد، انتخاب شدند. ابزار استفاده شده در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته با ضریب پایایی 0.92 و بالای 0.7 است. با توجه به اینکه داده ها به صورت زوجی و از یک جامعه بودند، برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون ویلکاکسون با بهره گیری از نرم افزار SPSS21 استفاده شد. یافته ها: از دیدگاه خبرگان دانشگاه های وابسته به جهاد دانشگاهی در همه ابعاد و گویه های دانشگاه پژوهی شکاف وجود داشت و بالاترین شکاف مربوط به ابعاد "تصمیم سازی " و "ارتباطات " و گویه ی "انجام تصمیم سازی مبتنی بر مطالعات تطبیقی و با توجه به تجارب سایر دانشگاه ها و کشورها " در بعد تصمیم سازی و گویه ی " ارتباط دانشگاه با بیرون از دانشگاه با هدف ارائه خدمات حرفه ای به ذی نفعان (صنایع یا دولت)"در بعد ارتباطات می باشد؛ و سایر ابعاد به ترتیب (از شکاف بیشتر به کم تر)، تحلیل سیاست ها، پاسخگویی، ارزشیابی و پژوهشگری و مرجعیت اطلاعات در رتبه های بعدی قرار داشتند. نتیجه گیری: در کوتاه مدت، تشکیل تیم های موقت و بهره گیری از ابزارهای فناوری اطلاعات موجود، گامی اولیه برای بهبود مدیریت دانش و داده است. بااین حال، نهادینه سازی دفاتر تخصصی دانشگاه پژوهی با زیرساخت و نیروی انسانی مناسب، برای تحول ساختاری، امری ضروری است. این توسعه، بنیان تصمیم گیری مبتنی بر شواهد، ارتباطات اثربخش و حکمرانی پاسخگویی را پی ریزی می کند و در نهایت از طریق پژوهش های کاربردی، به توسعه پایدار دانشگاه ها و جامعه منجر خواهد شد.
روش شناسی تحلیل گفتمان؛ ابزارهایی برای فهم ساختارهای اجتماعی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«گفتمان» به مثابه روش، رویکردی در علوم اجتماعی و انسانی است که به تحلیل و تفسیر متون، گفتارها و تعاملات اجتماعی می پردازد و بر این باور استوار است که زبان و گفتار، نه تنها ابزارهای ارتباطی، بلکه سازنده های واقعیت اجتماعی نیز هستند. مقاله حاضر در پی آن است که روش «گفتمان» لاکلا و موفه را به عنوان ابزاری قدرتمند برای درک عمیق تر روابط اجتماعی و فرهنگی تحلیل و بررسی کند. هدف اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسش اساسی است که روش «گفتمان» لاکلا و موفه چگونه می تواند به تحلیل و تفسیر پیچیدگی های جامعه انسانی و تأثیرات زبان بر رفتارها و نگرش ها کمک کند؟ در این پژوهش، از روش «تحلیل گفتمان انتقادی» (CDA) برای بررسی چگونگی بازتولید و تقویت روابط قدرت از طریق گفتمان بهره گرفته شده است. با استفاده از این روش، نشان داده خواهد شد که چگونه رویکرد لاکلا و موفه می تواند در تحلیل گفتمان قدرت و آشکارسازی سازوکارهای پنهان آن مؤثر باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که روش گفتمان لاکلا و موفه با ارائه چارچوبی دقیق و منسجم، امکان تحلیل عمیق تر و همه جانبه تر گفتمان را فراهم می سازد و با تأکید بر مفاهیمی همچون دال مرکزی، خرده دال ها و مفصل بندی، به پژوهشگران در شناخت بهتر پیچیدگی های جامعه انسانی و تأثیرات زبان بر رفتارها و نگرش ها یاری می رساند. نتایج این پژوهش می تواند برای پژوهشگران و علاقه مندان به این حوزه مفید و راهگشا باشد.
امکان سنجی اجرای یادگیری ترکیبی در دانشگاه تهران از دیدگاه اعضای هیئت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
113 - 137
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه بررسی امکان سنجی پیاده سازی الگوی یادگیری ترکیبی در دانشگاه تهران از دیدگاه اعضای هیئت علمی است. با توجه به تحولات آموزشی و نیاز به استفاده از فناوری های نوین، این پژوهش به ارزیابی موانع و فرصت های پیاده سازی این مدل در دانشگاه تهران پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی اعضای هیئت علمی شاغل در دانشکدگان فنی و علوم اجتماعی و رفتاری دانشگاه تهران با تعداد کل ۷۷۲ نفر در سال تحصیلی ۱۴۰1-۱۴۰2 است. به منظور نمونه گیری، از روش تصادفی-طبقه ای نسبتی استفاده شد و حجم نمونه با توجه به جامعه آماری، ۲۵۶ نفر تعیین گردید. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بود که بر اساس مدل بدرول خان و در هشت عامل مختلف طراحی شد. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی صوری و محتوایی توسط متخصصان تائید شد و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ (ضریب 0.926) مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های t تک نمونه ای مستقل و آزمون t دو گروهی مستقل با نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که پیاده سازی الگوی یادگیری ترکیبی در دانشگاه تهران از دیدگاه اعضای هیئت علمی در سطحی پایین تر از حد متوسط قرار دارد. در مقایسه میان دانشکدگان فنی و علوم اجتماعی و رفتاری، نتایج تحقیق نشان می دهد که وضعیت موجود دانشگاه تهران از نظر پیاده سازی الگوی یادگیری ترکیبی از نظر اعضای هیئت علمی در دانشکدگان فنی و علوم اجتماعی و رفتاری در مقایسه با هم تفاوت معنی داری ندارد. جمع بندی: به طورکلی، اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران از چالش های متعددی در پیاده سازی این الگو در ابعاد مختلف پداگوژی، فناوری، طراحی واسط های کاربری، ارزشیابی، مدیریت، تأمین منابع، اخلاق و ساختار سازمانی سخن گفته اند. مشکلات عمده ای از جمله کمبود طراحی دروس مناسب، زیرساخت های فناوری ناکافی، پیچیدگی سامانه های آموزشی آنلاین و ضعف در سیستم های ارزیابی به عنوان مسائل کلیدی مطرح شده اند.
جستاری در فلسفه علم، معناشناسی «مبنا» و «اصل» و ربط این دو(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بر اساس رویکرد مبناگرایانه در معرفت شناسی، معرفت امری لایه لایه است که لایه زیرین آن را «مبانی» و «اصول» تشکیل می دهد و نظریه ها به مثابه روبناهایی بر این بنیادها استوارند. از مهم ترین گام ها در فهم، نقد یا تولید یک نظریه، درک صحیح مبانی و اصول حاکم بر آن نظریه است و اختلاف میان نظریه ها به تفاوت در مبانی و اصول بازمی گردد. این نوشتار با بررسی تعاریف واژگان «مبنا» و «اصل» نشان می دهد که این دو مفهوم معادل «مبادی تصدیقی» در منطق اند. «مبادی تصدیقی» شامل دو دسته قضایای کلی است: قضایای توصیفی حاوی «هست ها» که جهت گیری و روش تحقیق را تعیین می کنند (مبانی)، و قضایای دستوری حاوی «بایدها» که ابزار تحقق عملی مبانی اند (اصول). روش تحقیق در این مقاله توصیفی تحلیلی بوده و با رویکردی «فلسفی و معرفت شناختی» سامان یافته است.
نقد؛ طریق تقرب به حقیقت: تحلیلی مبتنی بر عقلانیت نقاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عقلانیت نقاد، علم مجموعه ای از حدس های ابطال پذیر برای حل مسئله ای در ارتباط با واقعیت است که هنوز ابطال نشده اند. معیار سنجش نظریه های علمی نیز صدق (به معنای تطابق با واقع) است. در مقابل، فناوری ها، برساخته های بشری هستند که هدف آن ها پاسخ به نیازهای غیرمعرفتی یا تسهیل در پاسخ به نیاز معرفتی است. در این رویکرد پیشرفت علم و فناوری از الگوی واحدی تبعیت می کند. فعالیت علمی و فناورانه از مواجهه با یک مسئله یا مشکل آغاز می شود. برای حل مسئله یا رفع مشکل، راه حلی پیشنهاد می شود. این راه حل نقادی شده و اشکالات آن برطرف می گردد تا نظریه علمی به حقیقت نزدیک تر شود یا فناوری کارآمدتری به دست آید. در این مقاله ابتدا به اختصار نشان داده می شود که چگونه نقد از سه طریق زمینه ساز تقرب به حقیقت می شود. بخش عمده مقاله به این مسئله خواهد پرداخت که چگونه نقد فناوری های نرم و انسانی مرتبط با علم، ازجمله نقد نهادهای متولی علم، نقد سیاست ها و برنامه های ناظر به توسعه علم، نقد دانشگاه و نقد شاخص های علم سنجی می تواند زمینه ساز تقرب به حقیقت باشد. در پایان نیز به این بحث اشاره خواهد شد که اگر بر این باوریم که جهان بینی حاکم بر علم غربی حقیقت نما نیست، و تقرب به حقیقت جز با همراهی معرفت علمی و معرفت دینی محقق نمی شود، باید پذیرفت که نمی توان با علم ورزی در قالب نهادهای توسعه یافته ذیل جهان بینی سکولار غربی به شکل مطلوب به حقیقت نزدیک شد و باید با نقد نظام مند، مبتنی بر مبانی فلسفی، خلاقانه، اخلاق مدار و دین مدارِ فناوری های نرم و انسانی ناظر به علم، زمینه را برای تقرب هرچه بیشتر به حقیقت فراهم آورد.
معیشت اعضای هیئت علمی دانشگاه های ایران و برنامه هفتم توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
43 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقق مأموریت ها و استراتژی ها در هر سازمانی مستلزم وجود زمینه ها و بستر مناسب آن ازجمله وجود نیروی انسانی متخصص است. ازاین رو توسعه منابع انسانی مراکز آموزش عالی کشور از اولویت های مهم در راستای تحقق اهداف برنامه پنج ساله هفتم توسعه کشور است. هدف پژوهش حاضر پاسخ به این سؤال است حقوق (دستمزد) واقعی و وضعیت معیشت اعضای هیئت علمی در طی سال های اخیر چقدر بوده است؟ و آیا وضعیت معیشت اعضای هیئت علمی پاسخگوی اهداف تعیین شده در برنامه هفتم توسعه هست یا خیر؟ روش: پژوهش از نوع کاربردی و ازنظر هدف، توسعه ای و از نظر روش پژوهش آمیخته است که به روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای انجام شده است. در بخش اول پژوهش جهت تعیین حقوق (دستمزد) واقعی اعضای هیئت علمی، از روش پژوهش کمی ثانویه و با استفاده از داده های موجود در وب سایت های رسمی کشور انجام شد. داده های استخراج شده با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل آماری توصیفی شد. درآمد اعضای هیئت علمی با استفاده از سه فاکتور شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی، قیمت ارز و همچنین قیمت طلا به قیمت آزاد نرماله شد و حقوق (دستمزد) واقعی اعضای هیئت علمی برآورد گردید. در بخش دوم پژوهش، برنامه هفتم توسعه با توجه به تأثیر مستقیم اعضای هیئت علمی بر اساس نتایج بخش اول پژوهش به روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل گردید. یافته ها و نتایج: حقوق (دستمزد) واقعی اعضای هیئت علمی در 12 سال گذشته روندی تناوبی داشته که در چهار مقطع سال های 1383، 1398، 1400 و 1401 قدرت خرید افزایش یافته ولی هرچه به سال های اخیر رسیده ایم مرتباً قدرت خرید اعضای هیئت علمی کاهش یافته است. بررسی روند حقوق (دستمزد) واقعی و همچنین حقوق (دستمزد) به دلار و طلای اعضای هیئت علمی نشان از کاهش قدرت خرید اعضای هیئت علمی در طول زمان داشته به طوری که در سال های اخیر (1399 تا 1402) قدرت خرید آنان حتی از سال های اولیه مطالعه (1380 تا 1382) نیز کمتر شده است. با توجه به تأثیر وضعیت درآمد و انگیزه اساتید بر شاخص های کمیت تولید علم به استناد پایگاه های معتبر بین المللی، تعداد اختراعات ثبت شده خارجی، سهم محصولات با فناوری متوسط به بالا (های.تِک) از تولید ناخالص داخلی، شاخص نوآوری می توان اذعان داشت دستیابی به این شاخص ها در صورت عدم اصلاح قدرت خرید اعضای هیئت علمی در طول برنامه هفتم با چالش های جدی مواجه خواهد شد. مقایسه درآمد سالانه اعضای هیئت علمی ایران با اعضای هیئت علمی بین المللی مؤید آن است که درآمد اعضای هیئت علمی ایران از بسیاری از کشورها بسیار کمتر بوده که می تواند یکی از عوامل اصلی در کاهش انگیزه جذب و بازگشت نخبگان و متخصصان و نقش آفرینی آنان در چرخه خدمت به کشور و دستیابی به اهداف تعریف شده در برنامه هفتم توسعه باشد.
مؤلفه های امکان ساز جامعیت دین و تأثیر آن در علم دینی: مطالعه موردی اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث از جامعیت دین و اثبات آن برای دینی خاص، یکی از مباحث بنیادین دین شناختی به شمار می رود که در حوزه های گوناگون مرتبط با دین، مانند استنباط احکام، طراحی نظام های فرهنگی، اجتماعی و سیاسیِ مبتنی بر دین و تولید علوم انسانی دینی، نقشی تعیین کننده دارد. اثبات جامعیت دین، پیش تر بر اثبات امکان جامعیت دین مبتنی است و این امکان به وجود ویژگی هایی در عرصه هایی مانند پدیدآور، محتوا و زبان دین وابسته است. این پژوهش با ارائه سازوکاری نو برای تحلیل جامعیت دین، با بهره گرفتن از روش عقلی و تحلیلی به بررسی این ویژگی ها در عرصه های نام برده پرداخته و با تطبیق ویژگی های نام برده بر دین اسلام، امکان جامعیت آن را نتیجه گرفته است. این نوع نگاه به جامعیت آثار و نتایجی در «علم دینی» به دنبال خواهد داشت که در بخش پایانی نوشتار به برخی از آنها اشاره شده است.
نسل ها و موج های دانشجویی در ایران پس از انقلاب: شکل و ماهیت روابط و تعاملات درون دانشگاه با پس زمینه مدرسه و جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
1 - 17
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف تحقیق پیش رو، فهم و درک ماهیت و عوامل شکل دهنده روابط و تعاملات نسل های مختلف دانشجویان است. روش: برای دستیابی به این هدف از رویکرد کیفی و روش پدیدار شناسی استفاده شده است. برای دستیابی به اطلاعات با بیست و پنج نفر از دانشجویان و فارغ التحصیلان، به دو شکل نیمه ساخت یافته و باز، مصاحبه و درسه مورد گفت و گوی جمعی در گروه های سه تا پنج نفره به اجرا درآمد. یافته ها در پنج مقوله نسل های دانشجویی، مشخصه های قبل از ورود به دانشگاه، ویژگی های دانشجویان در دوره ها و نسل های مختلف، تجارب زیست در دانشگاه و تحولات نگرشی در آن و نهایتاً موقعیت دانشگاه طبقه بندی شد. از نظر محتوایی نیز وضعیت دانشجویان با پس زمینه مدرسه و محیط اجتماعی، فضای در حال دگرگونی فرهنگ و جامعه و جریان در حال تحول دانشگاه در مؤلفه هایی مانند، احساس تعلق به مدرسه و دانشگاه، سطوح تعاملات، چشم انداز اشتغال، امید به آینده، فردگرایی و جمع گرایی وپیوستگی و گسستگی با فرهنگ و جامعه ملاحظه و طرف توجه واقع شد. یافته ها: در طول زمان، دانشگاه تحت تأثیر دگرگونی های بیرونی (اقتصاد، جامعه و مدرسه) و تحولات درونی (تغییردر کارویژه های دانشگاه و تحول ذهنی و نگرشی دانشجویان) جایگاه کلاسیک خود را از دست داده و این امر بر شکل و محتوای روابط و تعاملات دانشجو، اولویت های آن ها، احساس تعلق به دانشگاه و کارکرد اجتماعات دانشجویی اثرگذاربوده است. نتیجه گیری: مهم ترین اتفاق در سال های اخیر، فرسودگی تحصیلی، بی انگیزگی در یادگیری برنامه های رسمی و جریان درحال گسترش احساس ناکامی است. در نتیجه، دانشجویان برای رهایی از سبک های اجباری و آمادگی بیشتر برای اشتغال، به فعالیت و یادگیری در خارج از دانشگاه سوق پیدا کرده اند. این تغییرات علاوه بر تأثیر عمیق بر رفتار انتخابی دانشجویان و پاسخ آن ها به نیازهای سبک های جدید زندگی، به معنای نزدیکی هر چه بیشتر "فضای یادگیری با سودمندی"، "تعاملات دانسجویی با فضای فراغتی" و "سبک یادگیری با سبک زندگی" دانشجویان و شخصی شدن یادگیری دانشجویان برای زندگی در جامعه و بازار کار سیال و ناپایداری است که دانشگاه توان یا آمادگی پاسخگویی به آن را ندارد.
گسست بنیادی- دانشی در پارادایم های توسعه: تحلیل تطبیقی پارادایم توسعه غربی و الگوی پیشرفت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، پارادایم های توسعه را به مثابه «فناوری های اجتماعی» تحلیل کرده و استدلال می کند که کارآمدی بلندمدت آنها در گرو انسجام در یک زنجیره تحلیلی متشکل از «مبانی معرفتی»، «دانش تولیدی»، «تجویزهای نهادی» و «پیامدهای عملکردی» است. این مقاله با به کارگیری روش تحلیلی-تطبیقی، به واکاوی ریشه های گسست در این زنجیره در پارادایم توسعه غربی و مقایسه آن با ظرفیت های بدیل در الگوی پیشرفت اسلامی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که آسیب پذیری های ساختاری پارادایم غربی را می توان ریشه یابی شده در چهارچوب معرفتی حاکم بر آن (به ویژه اومانیسم سکولار و فردگرایی) دانست. نوآوری این تحقیق، ارائه یک مدل تبیینی است که نشان می دهد چگونه یک چهارچوب معرفتی خاص، زمینه های بروز بحران های سیستماتیک را فراهم می آورد و در نقطه مقابل، چگونه الگوی پیشرفت اسلامی از طریق یک فرآیند استنباط منطقی از مبانی توحیدی، ظرفیت طراحی نهادهایی با مقاومت ساختاری ذاتی را داراست. این پژوهش با ترسیم یک افق تمدنی بدیل، بر ضرورت عبور از اصلاحات سطحی و حرکت به سوی بازاندیشی بنیادین در مبانی حکمرانی برای تحقق پیشرفت عادلانه و پایدار تأکید می ورزد.
کاوشی در ماهیت، اعتبار، مصادیق و کاربرد معرفت احتمالی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
علوم اسلامی هنجاری و توصیفی در دستیابی به علوم حضوری و بدیهیات اولیه با محدودیت هایی مواجه اند. این محدودیت را می توان با پیشنهاد «معرفت احتمالی» پاسخ داد. کسب معرفت در این دانش ها نیازمند تبیین ماهیت، ادله اعتبار، مصادیق و کارکرد معرفت احتمالی است. در این مقاله، به این چهار پرسش پاسخ داده شده است. طبق یافته های تحقیق، «معرفت احتمالی» شناختی متفاوت از علم حضوری و بدیهیات است که بر حرکت شناختی تدریجی تکیه دارد و به یقین یا درجاتی پایین تر از آن منتهی می شود. این نوع شناخت دارای ارزش علمی، عملی و اخلاقی است. ارزش علمی آن ناشی از علم اجمالی است که انسجام معرفت را با معرفت های غیراحتمالی و سایر معرفت های احتمالی فراهم می سازد. ارزش عملی را می توان با سه دلیل «انسداد»، «قاعده میسور» و اصل «استصحاب» تبیین کرد. ارزش اخلاقی معرفت احتمالی نیز از تناسب میان ارکان فعل اختیاری در جریان کسب معرفت ناشی می شود. مصادیق معرفت احتمالی شامل معرفت های نقلی، شناخت های حسی و معرفت های شهودی احتمالی است. معرفت احتمالی، هم به عنوان منبع و روش نظریه پردازی هنجاری، سیاستی و علمی، و هم به عنوان موضوع و موضع کنشگری شامل شکل گیری اطلاعات، انتظارات، انتخاب ها و رفتارها در علوم اسلامی قابل استفاده است.