فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۴۱ تا ۲٬۰۶۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به بررسی مرجعیت علمی امام سجّاد(ع) در میان اهل سنّت پرداخته است تا علاوه بر اثبات شایستگی علمی امام و حقانیت شیعه در پیروی از ائمه(ع)، نقطه مشترک دیگری را بین دو مذهب بزرگ اسلامی(شیعه و سنی) برای تحکیم وحدت معرفی کند. روش: این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی به واکاوی جایگاه علمی و فقهی امام سجّاد(ع) از دیدگاه اهل سنّت با استفاده از داده های تاریخی و حدیثی پرداخته است. یافته ها: اگر چه اهل سنّت در سالهای آغازین امامت امام سجّاد(ع) چندان با این جایگاه آشنا نبودند، اما مقام علمی و فقهی ایشان در سالهای بعد، بارها ستوده شد و او را فردی ثقه، فاضل، فقیه و امین دانسته اند؛ تا جایی که ایشان به عنوان مرجع دینی و پیشوای شریعت، محل رجوع اهل سنّت نیز بودند. نتیجه گیری: مرجعیت امام در وادی عمل در مصادیقی چون: اعتبار سندی روایات حضرت، تلمذ علمای اهل سنّت در محضر امام و نقل روایات امام از سوی آنان، شرکت در مجالس علمی، مشاوره و مذاکره علمی علما با امام و تأثیرپذیری از مواعظ ایشان و... توسط اهل سنّت به اثبات رسیده است.
مقدمه ای بر اصول و فرایند ساخت و رواسازی پروتکل مصاحبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۲ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۴۶
177 - 203
حوزههای تخصصی:
در خصوص عوامل اصلی تشکیل دهنده پروتکل و نحوه تدوین آن به عنوان راهنمایی برای اجرای صحیح مصاحبه، دانش نظری وجود ندارد؛ از این رو، برای تبیین ویژگی های یک پروتکل باکیفیت، به مرور و طبقه بندی اسناد و شواهد مربوطه و تدوین مقاله مورد نیاز پژوهشگران اقدام شد. مقاله حاضر در سه مرحله «تحلیل اسنادی منابع مرتبط، معرفی اجزای پروتکل مصاحبه و نحوه تدوین آنها»، تنظیم شده است. نخست، اسناد مرتبط در پایگاه های علمی شامل سیج، اریک، ابسکو، تیلور و فرانسیس، اسپرینگر، امرالد، پاب مد و الزویر در بازه زمانی 2000 تا 2017، 38 سند جستجو و بازیابی شد که پس از بررسی اولیه، 15 سند بر اساس ملاک های سودمندی و به روز بودن، مبنای مطالعه و تحلیل قرار گرفت. پس از تحلیل و استخراج یافته ها، موارد نسبتاً مشترک با یکدیگر، تلفیق و در چهار بخش شامل متن شروع، پرسش ها، سرنخ ها و متن پایان مصاحبه دسته بندی شد. در پایان نیز چهارچوب چهار مرحله ای پالایش، به منظور افزایش روایی پروتکل مصاحبه تشریح و ارتباط آن با فرایند تدوین پروتکل در قالب نقشه مفهومی ارائه شد.
تأملاتی پیرامون تمایز باور و پذیرش در معرفت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف محقق در این مقاله، تحلیل و بررسی انتقادی ماهیت باور و نسبت آن با پذیرش، از دیدگاه ون فراسن، جاناتان کوهن، آلستون و کلارک بود. ون فراسن با تفکیک باور و پذیرش درباره یک نظریه علمی، معتقد است پذیرش به معنای کارامد بودن و باور به معنای احتمال شخصی است. کوهن معنای باور را به گرایش به صدق قضیه و معنای پذیرش را حکم به نسبت موجود در قضیه تحویل برده است. آلستون نیز با پذیرش تمایز باور و پذیرش، مشخصه باور را یقین دانسته، نسبت این دو مفهوم را با ایمان بررسی کرده است. کلارک نیز با بیان ویژگی هایی همچون: امتداد زمانی، غیر ارادی بودن و مراتب داشتن باور، بر تمایز آن با پذیرش تأکید دارد. در مجموع، دیدگاهها در خصوص باور، با تمایز نهادن بین پذیرش و اعتقاد، ماهیت باور را بررسی کرده اند. روش: این پژوهش به روش توصیف و تحلیل عقلی کوشیده است با مقایسه دیدگاهها در خصوص چیستی باور، فهمی درخور از آن ارائه دهد. یافته ها و نتیجه گیری: مشخصه و ویژگی های باور عبارتند از: 1. رویکردی است از ناحیه فاعل شناسا نسبت به قضیه و نیز امور؛ 2. همواره ناظر به صدق است؛ 3. با احتمال سازگار نیست؛ 4. مستقیماً ارادی نیست؛ 5. بین باورهای مبتنی بر حواس و باورهای مبتنی بر سایر منابع باورساز، تفاوت است.
عقلانیت و عملکرد دولت در تأمین مالی آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ بهار ۱۳۹۴ شماره ۲۹
11 - 38
حوزههای تخصصی:
تقریباً در تمام کشورهای دنیا، از جمله ایران، دولت ها به آموزش عالی یارانه پرداخت می کنند؛ چرا؟ هدف مقاله حاضر، پاسخ به این سؤال و بررسی عملکرد دولت در تأمین مالی آموزش عالی ایران است. نتایج مطالعه اکتشافی نشان می دهد که دولت ها آموزش عالی را به دلایل مختلف، از جمله نارسایی سازوکار بازار در تأمین مالی آموزش عالی، شایسته بودن خدمات آموزش عالی، نقص بازار سرمایه آموزش، توزیع برابر فرصت ها و باز توزیع درآمد و ثروت، تأمین مالی می کنند. نتایج بررسی عملکرد دولت در تأمین مالی آموزش عالی ایران نشان می دهد که دولت، نه تنها با روش مناسب آموزش عالی را تأمین مالی نمی کند، بلکه در دهه گذشته، به طور قابل توجهی کمک مالی واقعی خود به آموزش عالی را کاهش داده است؛ اگر این روند تداوم داشته باشد، به تضعیف کارایی، اثربخشی، عدالت و تعادل در اقتصاد آموزش عالی ایران منجر خواهد شد.
تحلیل و بررسی دیدگاه نقیب العطاس درباره اسلامی سازی علوم اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: «محمدنقیب العطاس» یکی از موافقان و نظریه پردازان ایده اسلامی سازی دانش در نیمه دوم قرن بیستم است. هدف این پژوهش، گزارش و ارزیابی فرایند تحقق علوم اجتماعی اسلامی از دیدگاه عطاس است. روش: در گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و در بررسی آن از روش تحلیل فلسفی استفاده شده است. یافته ها: 1. دیدگاه عطاس تنها شامل تهذیب و تکمیل علوم موجود نیست، بلکه در بر دارنده دو مرحله تهذیب و تکمیل علوم موجود و تولید علوم جدید بر اساس مبانی و روش شناسی اسلامی است. 2. روش شناسی تحقق علوم اجتماعی اسلامی در اندیشه وی، شامل استفاده از روش ترکیبی(اجتهادی، شهودی، عقلی و تجربی)، اسلامی سازی زبان و به کارگیری روشهای تفسیر و تأویل در مطالعه پدیده های طبیعی و انسانی است. نتیجه گیری: الگوی علم دینی عطاس، هر چند درصدد اسلامی سازی در سطح مبانی و روش شناسی علوم است و از این رو، بسیاری از اشکالات منتقدان بر وی وارد نیست؛ اما دارای نقاط ابهام فراوانی است. آسیبهای روش شناسی وی نیز عبارتند از: مبهم و غیر شفاف بودن استفاده از روش ترکیبی آسیب؛ تکیه بیش از اندازه بر نقش اسلامی سازی زبان برای تحقق علوم اسلامی؛ مناسب مباحث فلسفی و عرفانی بودن روش تأویلی و کارایی نداشتن برای تولید معرفت علمی.
بازخوانی میراث بلاغت قدیم در پرتو پژوهش های زبانشناسی جدید خوانشی در کتاب «البِنیَهُ المُتِحَوِّلَهُ فی البَلاغه العَربیهِ»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه های علوم انسانی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۲)
125 - 148
حوزههای تخصصی:
امروزه در چگونگی بهره گرفتن از میراث بلاغت قدیم در محافل علمی، میان پژوهشگران اختلاف نظر است. گروهی براین باورند که باید این میراث بلاغی را کناری نهاد و با بلاغت جدید غربی همگام شد. گروهی دیگر بر این باورند که باید بلاغت قدیم را اصل قرار داد و از یافته های زبانشناسی و سبک شناسی کمک گرفت و بین این دو ارتباط برقرار کرد. کتاب«البِنیَهُ المُتِحَوِّلَهُ فی البَلاغهِ العَربیهِ» نوشته أسامه البُحَیری تلاش می کند تا دیدگاه دوم را اساس کار خود قرار دهد تا پلی بین بلاغت قدیم و یافته های جدید زبانی و بلاغی ایجاد کند. این مقاله با کمک گرفتن از روش توصیفی تحلیلی در پی آن است تا پس از نقد شکلی کتاب، دیدگاه های نویسنده را استخراج و سپس به تحلیل آن ها بپردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تغییر در تقسیم بندی سکاکی، توجه به مساله خروج از مقتضای ظاهر در علم بدیع، توجه به ساختار داخلی متن، پرداختن به نقش خواننده در هنجارگریزی و پر رنگ شدن هنجارگریزی در گفتمان ادبی معاصر از مهمترین ویژگی های کتاب است. اشکال های تایپی فراوان، انتخاب فونت نامناسب، نداشتن فهرست اعلام و ابیات و اشعار، از مهمترین کاستی های کتاب است. نویسنده در مقدمه کتاب تاکید دارد که در تحلیل بلاغی خود متن را اساس قرار داده، اما در کتاب اثری از اساس قرار دادن متن به عنوان یک واحد تحلیل بلاغی نیست.
بررسی شاخص های اعتبارسنجی نظام های آموزش عالی: با تأکید بر رتبه-بندی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۷ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲۶
11 - 47
حوزههای تخصصی:
مطالعات تطبیقی نظام های آموزش عالی نشان می دهد دانشگاه هایی موفق خواهند بود که از یک نظام مستمر و سازمان یافته ارزشیابی و اعتبارسنجی برخوردار باشند. پیش نیاز چنین نظامی، تدوین شاخص ها و قبل از آن ارزیابی درونی مؤسسات آموزش عالی است؛ لذا هدف این نوشتار، بررسی این شاخص ها و ارزیابی درونی مؤسسات آموزش عالی به عنوان پیش بایست های اصلی رتبه بندی آن هاست. این مقاله، ضمن اشاره به پیشینه اعتبارسنجی در کشور های مختلف، با استفاده از رویکرد توصیفی و روش تحلیلی – مقایسه ای، به بررسی شاخص ها و استانداردهای تدوین شده در سطح بین المللی می پردازد و رتبه بندی های انجام شده در نقاط مختلف جهان را مقایسه و تحلیل می کند. همچنین با توجه به مقتضیات خاص کشور، الگویی شامل شاخص ها و استانداردها ارائه خواهد شد. نتایج نشان می دهد نظام های آموزش عالی که بر اهمیت فرایند اعتبارسنجی و ارزیابی درونی در بهبود کیفیت آموزش عالی، ایجاد فرهنگ ارزشیابی و اعتبارسنجی در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی، آشنایی و آگاهی مدیران و تصمیم گیرندگان نظام آموزش عالی، بهره گیری از ابزارهای انگیزشی و اعطای امتیازهای علمی و پاداش در ارتباط با اعضای هیأت علمی و دانشجویان تأکید کرده اند موفق تر هستند
عوامل راهبردی موثر بر بهره وری نیروهای عملیاتی سازمان های بزرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۷ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۶
61 - 79
حوزههای تخصصی:
نیروی انسانی ارزشمندترین دارایی هر سازمانی به حساب می آید و در این بین واحدها و نیروهای صفی(عملیاتی) به عنوان نیروهای خط مقدم، اجرای مأموریت و وظایف اصلی سازمان را برعهده دارند. با توجه به اهمیت نیروهای عملیاتی در سازمان های بزرگ، این تحقیق درصدد شناسایی عوامل موثر بر بهره وری نیروهای عملیاتی در این سازمان ها است. پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و با جهت گیری اکتشافی از نوع کیفی است. استراتژی مورد استفاده در این تحقیق، نظریه پردازی داده بنیاد کلاسیک می باشد. مبتنی بر روش تحقیق انتخاب شده در این پژوهش، از روش نمونه گیری هدفمند قضاوتی استفاده گردید که در آن تا رسیدن به اشباع نظری نمونه گیری ادامه یافت و با 22 نفر از خبرگان مصاحبه بدون ساختار صورت گرفت. داده ها در سه مرحله باز، محوری و انتخابی کدگذاری شد و در پایان نیز الگوی مفهومی تحقیق استخراج گردید.در مرحله کدگذاری باز، 217 کد توسط پژوهشگران استخراج شد که در مرحله کدگذاری محوری در قالب 63 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی سازماندهی گردید. شش مقوله اصلی شامل ابعاد فردی، شغلی، سازمانی، مدیریتی، محیط خارجی و محیط فیزیکی و تجهیزات است. یافته ها حاکی از آن است که ابعاد اصلی شناسایی شده در تحقیق، بر بهره وری نیروهای عملیاتی سازمان های بزرگ تأثیرگذار می باشد.
معماری ناجای آینده، رویکردی تمدنی
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۳ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۸
93 - 124
حوزههای تخصصی:
مقام معظم رهبری در مراسم دانش آموختگی افسران ناجا در شهریور 1396 فرمودند: «نیروی انتظامی باید در طراز جمهوری اسلامی، دولت اسلامی و جامعه قرآنی باشد و تا رسیدن به این هدف فاصله داریم.» هنگامی که این خواسته را با تدابیر قبلی معظم له درباره اهداف و مراحل پنج گانه انقلاب اسلامی (انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن بین المللی اسلامی) تحلیل کنیم، نقش بی بدیل امنیت و ناجا در رویکرد تمدنی مد نظر ایشان روشن می شود. تمدن نوین اسلامی ایرانی دارای ویژگی های مهمی در چهار مقوله اصلی فکر، علم، معنویت و زندگی است که ابعاد و مشخصات آن بر مبنای یافته های مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در قالب شش سرفصل مبانی، اصول، آرمان، رسالت، افق و تدابیر در مقاله تحلیل شده است. آماده سازی ناجا برای تحقق چنین تمدنی (با افق درازمدت حدود 50 سال) از طریق روش های مرسوم طرح ریزی و سازماندهی میسر نیست بلکه به الگوی خاصی نیاز است که به آن معماری سازمانی می گوییم. در این پژوهش با بهره گیری از اسناد ابلاغی به ناجا و پژوهش های انجام شده با روش توصیفی و کتابخانه ای، نظریات و چارچوب های مختلف معماری مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت یک الگوی کلان مرجع برای معماری ناجا ارائه شده است. در این الگو: اولاً، کلیت سازمان و کارکردهای آن ترسیم می شود. ثانیاً، با رویکرد آینده پژوهانه ویژگی ها و نقش های سازمان در محیط عمومی و تعاملی آتی تبیین می گردد. ثالثاً، اجزای اصلی و ارتباطات این اجزا با یکدیگر و با محیط تعاملی تعیین می شود. رابعاً، تمام فعالیت های فوق در چارچوب اهداف سازمان و ارزش های حاکم بر آن انجام می گیرد. خامساً، مشخصات و ویژگی های سخت افزاری و نرم افزاری زیرمجموعه تعیین و طراحی می شود.
مدل ساختاری تأثیر هوش سازمانی و مهارت های مدیریت کوانتومی بر قابلیت چابکی سازمانی (مطالعه ای در آموزش عالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۳ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۲
163 - 189
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر هوش سازمانی و مهارت های مدیریت کوانتومی بر قابلیت چابکی سازمانی اجرا شد. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی، مبتنی بر معادلات ساختاری است و جامعه آماری شامل همه مدیران دانشگاه های منتخب شهر اصفهان بودند و با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم 165 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها سه پرسشنامه (هوش سازمانی (آلبرشت)، مهارت های مدیریت کوانتومی محقق ساخته، قابلیت های چابکی سازمانی (شریفی وژانگ)) بود که پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 97/0 ، 92/0 و 93/0 برآورد شد و روایی محتوایی و سازه و تحلیل عاملی آنها (پرسشنامه ها) تأیید شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های ضریب همبستگی، رگرسیون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد: الف) هوش سازمانی بر قابلیت چابکی سازمانی تأثیر مثبت، مستقیم و معنی داری دارد (001/0=P)؛ ب) هوش سازمانی بر مهارت های مدیریت کوانتومی تأثیر مثبت، مستقیم و معنی داری دارد (001/0=P)؛ ج) مهارت های مدیریت کوانتومی بر قابلیت چابکی سازمانی تأثیر مثبت، مستقیم و معنی داری دارد (001/0=P)؛ د) هوش سازمانی و مهارت های مدیریت کوانتومی بر قابلیت های چابکی سازمانی تأثیر مثبت، مستقیم و معنی داری دارند (001/0=P).
گفتمان سازی امنیت اجتماعی با تکیه بر آرا و نظرات مقام معظم رهبری
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۳ بهار ۱۳۹۷ شماره ۷
5 - 29
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف کلی معرفی رویکرد گفتمان سازی امنیت اجتماعی انجام شده است. گفتمان به یک مفهوم و یک معرفت همه گیر در برهه ای از زمان در یک جامعه اطلاق می شود و گفتمان سازی بر اساس تعریف گفتمان، به فرایند همه گیرسازی این معرفت اشاره دارد. با توجه به اینکه مفهوم گفتمان سازی را برای اولین بار مقام معظم رهبری مطرح کردند، این مقاله درصدد معرفی این رویکرد نظری و کاربرد آن در حوزه امنیت اجتماعی است. روش انجام این پژوهش به صورت مطالعه اسنادی و کتابخانه ای است و جامعه آماری آن کلیه بیانات و فرمایشات مقام معظم رهبری است که از طریق سایت دفتر تنظیم و نشر آثار معظم له منتشر شده است. نتایج این تحقیق نشان داد که به منظور گفتمان سازی امنیت اجتماعی باید شش گام اصلی را که به شرح زیر است، برداشت: تبیین مفاهیم و مبانی پایه امنیت اجتماعی؛ بازتولید امنیت در قالب ارائه گزارش ها و مصاحبه ها؛ درگیر کردن نخبگان نظامی و دانشگاهی در حوزه فعالیت های ناجا؛ عمومی و فراگیر کردن گفتمان از طریق رسانه های جمعی، نهادسازی و ساختارسازی؛ بازتولید مفاهیم متناسب با نیازهای روز.
سه تفاوت مبنایی در علم دینی و علم سکولار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تبیین سه سؤال مبنایی در خصوص 1) رابطه معرفت نفس با علم دینی، 2) نسبت بین علم انسان، علم خدا و جهان، و 3) مزیت نسبی علوم انسانی- اسلامی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی است که با نگرشی تحلیلی- تطبیقی به منابع دینی و علوم انسانی رایج صورت گرفته است. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که: 1) توجه به معرفت نفس یکی از زمینه های لازم برای تحول در علوم انسانی است. 2) در تدوین نظریه علوم انسانی- اسلامی باید آموزه های وحیانی به عنوان دانش درجه اول قلمداد شود. 3) مزیت نسبی علم دینی، توانایی عبور از ظاهر به باطن امور است که از طریق درک جوهر اشیا حاصل می شود. نتیجه گیری: به دلیل تفاوتهای مبنایی در علم دینی و سکولار، رویکردهای تذهیبی و ترکیبی نمی توانند منتهی به تحول اساسی در علم رایج شوند و تنها یک فلسفه علم جدید می تواند کارساز واقع شود
گفتمان هندسه قدرت در معماری ناجای آینده
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۲ بهار ۱۳۹۶ شماره ۳
45 - 69
حوزههای تخصصی:
هدف نوشتار پیش رو تبیین گفتمان هندسه قدرت در معماری ناجای آینده در پاسخ به این پرسش است که نقطه کانونی گفتمان هندسه قدرت در معماری ناجای آینده چیست؟ فرضیه خود را بر این قرار داده که نقطه کانونی گفتمان هندسه قدرت در معماری ناجای آینده مشروعیت بخشی به اقدامات و وظایف محوله است که بار معنایی امنیت سازی را به عنوان دال مرکزی در نظر، باتوجه به سه محور مدیریت جهادی، سرمایه اجتماعی و قانون مداری و در عمل، با همراه ساختن دیگر دال ها شامل اعتمادسازی، معنویت سازی و رفتارسازی، زنجیره هم ارزی گفتمان ناجا را در معماری آینده این نیرو ترسیم می کند. روش مقاله توصیفی-تحلیلی و نوع آن بنیادی-کاربردی است. روش گردآوری اطلاعات با تمرکز بر شیوه سندکاوی و با بررسی متون موجود انجام می شود. نتایج حاصل از بررسی حاکی از آن است که گفتمان سازی و معرفی جنبه های مختلف معماری ناجای آینده نیازمند ساخت منظومه فکری ِمناسب با تمرکز بر ایمان، عدالت و ولایت مداری به عنوان عناصر مشروعیت ساز از طریق توجه به شرایط گذشته (آنچه بود)، بررسی شرایط فعلی (آنچه هست) و تلاش برای قرارگرفتن در وضعیت مطلوب (آنچه باید باشد) به دست خواهد آمد. وضعیت مطلوب، زمانی است که نقش ناجا را در ترسیم نظام معنایی هندسه قدرت در بین کنشگران امنیت ساز با همراه کردن دال های اعتمادسازی، معنویت سازی و رفتار سازی برجسته خواهد کرد.
معماری نظم و امنیت براساس الگوی فقه تمدن ساز
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۲ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۵
7 - 25
حوزههای تخصصی:
اگر بخواهیم، در افق تمدن نوین اسلامی، الزامات معماری ناجای آینده را کشف کنیم، باید به الگوی فقه تمدن ساز رجوع کرده و باتوجه به نگرش سیستمی به دین، زیرساخت های نظم و امنیت را کشف کنیم. البته، این امر مشروط بر آن است که نظم و امنیت مد نظر دین را به خوبی شناخته تا هدف گذاری و مقصد بتواند ما را در کشف راه کمک کند. به نظر می رسد با رویکرد یادشده «عدالت»، «جهاد» و «امربه معروف و نهی از منکر» زیرساخت نظم و امنیت محسوب می شوند و باید راهبردهای هریک از این زیرساخت ها را در اجرای نظم و امنیت به کار گرفت. در این پژوهش روشن می شود اجرای یک راهبرد پنج لایه ای با لایه های «تربیت محوری»، «مردم پایه بودن»، « مدیر راهبردی» به عنوان مجری، « بازدارندگی» و « تهدید متناسب»، که « تربیت محوری » نقطه مرکزی و جریان سیستماتیک آن خواهد بود، می تواند نظم و امنیت دینی را به منصه ظهور برساند.
واکاوی مسائل و انتظارات دانشجویان بین المللی از آموزش عالی ایران در بحران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵۴
25 - 42
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف واکاوی مسائل و انتظارات دانشجویان بین المللی از آموزش عالی ایران در بحران کرونا صورت گرفت.روش پژوهش: پژوهش از لحاظ هدف کاربردی است و با دیدمان کیفی اجرا شده است. تعداد 102 تن از دانشجویان بین المللی شاغل به تحصیل در ایران در این مطالعه مشارکت کردند و به پرسش های بسته پاسخ و بازپاسخ جواب دادند. برای تحلیل اطلاعات گردآوری شده از روش تحلیل محتوا استفاده شد.یافته ها: یافته های مطالعه، بر اساس کدگذاری و مقوله بندی، نشان داد مهم ترین نگرانی های دانشجویان بین المللی در بحران کرونا را می توان در چهار مقوله: آموزشی، پژوهشی، اقتصادی، شخصی-خانوادگی دسته بندی کرد. افزون بر این، انتظارات این گروه دانشجویان از دانشگاه محل تحصیل در سه مقوله ارتباطی-اطلاع رسانی، تحصیلی، و حمایتی طبقه بندی شد.نتیجه گیری: عصر کرونا در کنار تمام دغدغه ها، این فرصت گرانقدر را در اختیار قرار می دهد تا با شناسایی و برآوردن انتظارات دانشجویان بین المللی و افزایش رضایتمندی آنان، زمینه جذب تعداد بیشتری دانشجوی بین المللی را در عصر پساکرونا فراهم کرد. بر این اساس، یافته های این مطالعه برای دانشگاه هایی که در صدد جذب تعداد بیشتری دانشجوی بین المللی هستند، مفید و کاربردی است.
طراحی و تدوین الگویی برای بازنگری برنامه های درسی رشته آموزش عالی در مقطع دکتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۵
107 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از اجرای این پژوهش، طراحی و تدوین الگویی به منظور بازنگری برنامه درسی رشته آموزش عالی در مقطع دکتری بود.روش پژوهش: بدین منظور از پژوهش کیفی و روش تحلیل مضمون استفاده شده است. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه پژوهش، متخصصان و صاحب نظران برنامه های درسی و افراد با تجربه در این حوزه بود که از بین آنها 15 نفر به صورت هدفمند و با روش زنجیره ای به عنوان شرکت کنندگان پژوهش انتخاب شدند. تعداد شرکت کنندگان بر اساس اشباع اطلاعاتی پژوهشگر بوده است.یافته ها: نتایج پژوهش در بخش عناصر مهم و مورد توجه در بازنگری برنامه های درسی شامل 6 تم اصلی یعنی سیاست ها، هدف ها، محتوا، روش های یاددهی- یادگیری، روش های ارزشیابی و نوع ارائه دوره است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش، نشان دهنده آن است که مؤلفه های اصلی الگوی بازنگری برنامه های درسی شامل 5 تم اصلی یعنی توجه به فرایندمحور بودن بازنگری برنامه های درسی، جامعیت در بازنگری برنامه های درسی، جلب مشارکت ذی نفعان، اجتناب از تمرکزگرایی و تأکید بر نقش ارزشیابی در فرایند بازنگری برنامه های درسی است.
رویکردها و روش های اساسی در خصوص محاسبه سرمایه انسانی; مقایسه روش ها و ارائه یک مدل مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۸ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۳۰
61 - 84
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات اساسی در تابع تولید، جایگزین کردن متغیری است که بتواند اثر سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی را به خوبی تشریح کند. بر این اساس، هدف این مقاله، تعیین متغیری است که بتواند بخش وسیعی از سرمایه انسانی را پوشش دهد. مطالعات نشان داد که برآورد سرمایه انسانی به ارزش پولی، بهترین پراکسی از سرمایه انسانی است؛ لذا ابتدا روش ها و رویکردهای مختلفی که می توانند ارزش دقیق تری از سرمایه انسانی را نشان دهند با استفاده از مطالعات تطبیقی و اسناد موجود در کشورهای مختلف مورد مقایسه شده و به سه رویکرد اساسی در کنار سایر روش ها توجه شد. با بررسی و تحلیل رویکردها و روش های موجود، یک مدل و چارچوب مفهومی استخراج شد که سرمایه انسانی را ارزش حال سرمایه گذاری های گذشته و درآمدهای به دست آمده در آینده می داند. نتیجه دیگر این که سرمایه انسانی فقط ماحصل آموزش و آن هم از سوی دولت نبوده بلکه پارامترهایی چون بهداشت، تجربه، سرمایه گذاری های بخش خصوصی و خانوارها را نیز دربر می گیرد. مقایسه کشورهای جهان در بازه زمانی متفاوت، حاکی از آن است که برآورد روش ها دارای همگرایی هستند که خود می تواند مؤید علمی بودن و دقیق بودن آنها باشد.
بررسی مکاتب امنیتی موجود در ادبیات حوزه مطالعات امنیتی
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۱
85 - 123
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاشی مقدماتی در جهت احصاء و صورتبرداری از دستاوردهای نظری حوزه مطالعات امنیتی در جهت زمینه سازی و تمهید تبیین مکتب امنیتی و انتظامی نظام جمهوری اسلامی است. در این پژوهش ضمن بررسی پیشینه نظری و عملی موجود در پژوهش های صورت گرفته، تعاریف ودیدگاه های موجود در موضوع نظم و امنیت، و دیگر مفاهیم اصلی همچون مکتب و مکتب امنیتی در چارچوب بررسی مکاتب امنیتی موجود در ادبیات حوزه مطالعات امنیتی اختصاص دارد. آشنایی با سبک های نظریه پردازی و مفهوم سازی در عمل و دستاوردهای مفهوم سازی و صورتبندی های نظری در کنار آگاهی از رهیافت ها و محتوا و مفاهیم مکاتب موجود در مطالعات امنیتی از اهداف اصلی این پژوهش بوده است. دستاوردهای این تحقیق گویای آن است که مکتب با دیگر سازه های نظری تمایزی اساسی دارد و به اجرا در آمدن صورت ذهنی نظم و امنیت مطلوب نیازمند الزامات و لوازم و ابزارها و کارگزارانی است.که همه باید در صورتبندی نظری از تعریف تا مقوله سازی ها و ابعاد و سطوح نظم و امنیت در نظر گرفته شود. ویژگی دیگر مکتب به نسبت دیگر سازه های نظری همانند نظریه، گفتمان و پارادایم این است که مکتب هم در حوزه نظر و هم در حوزه عمل انسجام و تصلب خاصی دارد. پیوستگی سطوح نظری(ایده) و سطوح عینی وعملی(ساختار، سازمان، اجرا و عمل) بسیار زیاد است.
تمدن نوین اسلامی در پرتو قانون اساسی و سند چشم انداز 20 ساله جمهوری اسلامی ایران
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۲ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۵
27 - 49
حوزههای تخصصی:
پویش انقلاب اسلامی محصول گفتمانی بود که در این دوران اسلام گرایان با خوانش جدیدی از اسلام پدید آوردند. هدف این گفتمان بازسازی جامعه بر اساس اصول اسلامی بود و دستیابی به این هدف را تنها از طریق بازگشت به اسلام و تأسیس حکومت اسلامی امکان پذیر می دانست. استقرار حکومت اسلامی در ایران، مرحله دیگری از پویش گفتمان انقلاب اسلامی را بازنمایی کرد و آن تأسیس آرمان شهر اسلامی بود که به جای ملت سرزمینی به امت تمدنی تکیه داشت. از این پس دل مشغولی اسلام گرایان، شناسایی ظرفیت های تمدنی در نظام سیاسی نوتأسیس بود که بنیادهای آن را بر ارزش های اسلام سیاسی بنا گذاشتند. این مقاله در پی بازنمایی این ظرفیت ها در اسناد راهبردی فرادستی از جمله قانون اساسی و سند چشم انداز 20 ساله جمهوری اسلامی ایران است. البته مؤلف معتقد است ارائه ایده آرمان شهر فلسفی به تنهایی کافی نیست، بلکه نیازمند تکاپوی خودآگاهانه برای تبدیل آن آرمان شهر انتزاعی به واقعیت تمدنی است. بنابراین باید به سه جنبه توجه کرد: نشانه ها یا همان نظام معنایی؛ سازه ها یا ساختارها و نهادهای اجتماعی؛ روندها یا عناصر پیش برنده به سوی تأسیس و گسترش تمدنی.
شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر چابکی سازمانی ناجای آینده
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۳ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۹
195 - 227
حوزههای تخصصی:
چابکی سازمانی برای واکنش استراتژیک نسبت به عدم اطمینان است و موجب بهبود عملکرد در بلندمدت در شرایط تغییر و عدم اطمینان خواهد شد. مقاله حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر چابکی سازمانی ناجا با استفاده از رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) به رشته تحریر درآمده است و تلاش می کند به این پرسش اصلی پاسخ دهد که برای چابکی سازمانی ناجا چه عوامل و معیارهایی می تواند مفید باشد. این پژوهش با روش توصیفی پیمایشی انجام گرفته و جامعه آماری آن به صورت هدفمند انتخاب شده است. برای جمع آوری اطلاعات از یک پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد و از آنجا که داده ها نرمال بودند، برای تجزیه و تحلیل آنها از آزمون تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از نرم افزار lISREL بهره گرفته شد. عمده ترین نتایج پژوهش به این قرار است: برای دستیابی به چابکی سازمانی ناجا عوامل محرک های چابکی، ساختار سازمانی، شایستگی، انسجام و هماهنگی، هوشمندی و آگاهی، فرهنگ توانمندسازی، مدیریت دانش، مدیریت اطلاعات، تغییر، آموزش، انعطاف پذیری، سرعت، فناوری و مهندسی شغلی مؤثرند.