فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۶۱ تا ۲٬۰۸۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو روایتی است از تاریخ پژوهش ها و فعالیت های انجام شده پیرامون حوزهی مطالعاتی «علم، فناوری و جامعه». تاکید بنیادین مقاله این است که هم پای دیگر تحولات فکری و فلسفی که طی چند دهه گذشته، گفت و گو و درک متقابل را در کانون مباحث اجتماعی گذاشته اند، رابطه میان علم و جامعه نیز در متن مطالعات میان رشته ای «علم، فناوری و جامعه» به سوی گفت و گو راه سپرده است. طی تاریخ چند ده های این دسته مطالعات که نخست با هدف افزایش سواد علمی مردمان عادی و به تبع آن افزایش پشتیبانی آنان از فعالیت های علمی آغاز شده است، به مرور فهمیده می شود که انتزاع علم از دیگر فعالیت های فرهنگی حتی برای دستیابی به آن هدف اولیه نابسنده است و شایسته است علم شیوه ارتباطی بالا به پایین خود با شهروندان را به شیوه ای دموکراتیک تر تغییر دهد. بر این اساس، سوگیری اکنونی پژوهش های «علم، فناوری و جامعه» بر این است که علم و جامعه می توانند و باید، همچون طرف هایی هم سنگ به گفت و گو و یادگیری متقابل بپردازند. روش مقاله در به دست دادن این نتیجه، بررسی پژوهش ها و تک نگاشت هایی است که فعالیت های دست کم نیم سدهای «علم، فناوری و جامعه» را به شیوهای تاریخ نگارانه ثبت و تحلیل کرده اند.
ملاحظات اساسی در باب سیاست گذاری توسعه برنامه درسی میان رشته ای در آموزش عالی از منظر فرایند تکوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا، با اشاره به ضرورت ورود به عرصه علوم میان رشته ای و نیاز به ارایه تبیین دقیق نظری از آن، هدف مقاله در همین راستا ارزیابی می شود. سپس موقعیت مساله ای علوم میان رشته ای، در آموزش عالی ایران و جهان توضیح داده می شود. از آنجا که تبار و پیشینه مباحث تلفیق در برنامه های درسی مقطع پیش از دانشگاه، یعنی حوزه آموزش و پرورش، است، بر ضرورت آشنایی سیاست گذاران آموزش عالی با این پیشینه تاکید شده و در بخش بعد، از طریق باز پردازش این پیشینه، شکل متفاوتی از تیپ شناسی تلفیق (سه وجهی) عرضه شده است. آنگاه منطق های متفاوتی تشریح شده است که در پس استفاده از رویکرد تلفیقی در آموزش پیش از دانشگاه، در مقایسه با آموزش دانشگاهی، وجود دارد و بر این مهم تاکید می شود که منطق تلفیق (و علوم میان رشته ای) در آموزش عالی، علی الاصول، پاسخ گویی به نیازهای معرفتی و اجتماعی نوظهور بشر از طریق خلق و تکوین رشته های جدید است. متعاقبا، در بخشی که می توان آن را مهم ترین بخش این نوشتار دانست، با ارایه بررسی های نمونه ای و اجمالی درباره تکوین علوم میان رشته ای، قواعدی که در جیان تکوین رشته های جدیدی باید به آنها ملتزم بود، توضیح داده شده است. در بخش نتیجه گیری، پیش از بخش پایانی، پنج گزینه سیاستی در توسعه علوم میان رشته ای توضیح داده شده است و بالاخره، در بخش پایانی یک گونه شناسی تلفیق در برنامه درسی آموزش عالی نقد و ارزیابی شده است.
نقش دانشگاه در توسعه رفتار شهروندی سازمانی
حوزههای تخصصی:
این مقاله تلاش می کند تا با بررسی عوامل مؤثر بر توسعه رفتار شهروندی سازمانی، این امکان را برای دانشگاهها ایجاد کند تا در برنامه های آموزشی و پرورشی نیروی انسانی، مطابق یک الگوی از پیش طراحی شده، مؤثرتر و کاراتر عمل کنند .نتایج حاصل از تحقیقات مختلف نشان می دهد عوامل ساختاری، رهبری، شخصیتی، فرهنگی و ارزشی از جمله عواملی هستند که بر توسعه رفتار شهروندی سازمانی تاثیر دارند. مطابق این یافته ها، هر چه ساختار سازمان یافته تر باشد، بروز رفتار شهروندی سازمانی بیشتر است. هر اندازه سبک رهبری مدیران به سمت ویژگی های رهبری تحول آفرین حرکت کند، بروز رفتار شهروندی سازمانی بیشتر خواهد بود. در مورد عوامل شخصیتی، نتایج حاصل از تحقیقات نشان می دهد ویژگی های سمت راست عوامل شخصیتی (Big five) بیشترین تاثیر را بر بروز رفتارهای شهروندی سازمانی دارند. در خصوص نقش عوامل فرهنگی، نتایج بیانگر این واقعیت است که سمت راست طیف ششگانه فرهنگ سازمانی هافستد، نقش مهمی بر بروز رفتار شهروندی سازمانی دارد. تحقیقات انجام شده در مورد عوامل ارزشی نیز نشان می دهد سرمایه اجتماعی و عدالت سازمانی، دو عامل مهم و کلیدی در بروز رفتارهای شهروندی سازمانی است. با اتکا به این عوامل، لازم است دانشگاه نسبت به آموزش و پرورش نیروی انسانی که واجد ویژگی های فوق باشند، با جدیت اهتمام ورزد.
بررسی ارتباط بین رضایت شغلی و تولیدات علمی اعضای هیأت علمی دانشگاه های پیام نور؛ مطالعه موردی استان همدان
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۲ زمستان ۱۳۸۸ شماره ۸
103 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی ارتباط بین رضایت شغلی و تولیدات علمی اعضای هیأت علمی دانشگاه های پیام نور استان همدان می باشد. این تحقیق با روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفته است. در این تحقیق روش نمونه گیری، تصادفی ساده بوده است. نتایج نشان می دهند که 60 درصد اعضای هیأت علمی کم یا خیلی کم، 25/26 درصد تاحدودی و 75/13 درصد زیاد از شغل خود رضایتمندی داشته اند. نتایج حاکی از آن است که دستیاران علمی نسبت به اعضای هیأت علمی دارای رضایتمندی خیلی کمتری از شغل خود بوده اند. میزان تولیدات علمی 25/81 درصد اعضای هیأت علمی کم یا خیلی کم، 75/3 درصد تاحدودی و 15 درصد زیاد یا خیلی زیاد می باشد. همچنین یافته های تحقیق بیانگر این هستند که دستیاران علمی نسبت به اعضای هیأت علمی دارای تولیدات علمی کمتری بوده اند. نتایج این تحقیق نشان می دهد بین متغیرهای مستقل رضایت از ماهیت کار، رضایت از مدیران دانشگاه، رضایت از همکاران، رضایت از شیوه تشویق و تنبیه، رضایت از امکان ارتقاء و ترفیع در شغل، رضایت از میزان حقوق، سن، رتبه علمی، رضایت شغلی و متغیر وابسته تولیدات علمی اعضای هیأت علمی رابطه معنادار وجود دارد. ولی بین متغیرهای مستقل جنسیت، رضایت از وضعیت بهداشتی و آموزشی دانشگاه، رضایت از نحوه ارزشیابی سالانه اعضای هیأت علمی و متغیر وابسته میزان تولیدات علمی اعضای هیأت علمی رابطه معنادار وجود ندارد. همچنین نتایج نشان دادند که بین متغیرهای سن، رتبه علمی با رضایت شغلی رابطه معنادار وجود دارد، ولی بین جنسیت و رضایت شغلی رابطه معنادار وجود ندارد.
میان رشتگی و مسایل آن در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فعالیت های میان رشته ای، مطلوبیت عام یافته است و در حوزه های نهادی «دانش» و اجتماعات سازمانی «آموزش»، گسترش یافته است و به مثابه مشخصه نوین شیوه تولید دانش و سیاست گذاری عرضه آموزش، از ارزش و اعتبار سیاست گذاری برخوردار شده است. به اعتباری، به رغم واکنش ها و مقاومت های پراکنده، «فعالیت های میان رشته ای» امروز جالب توجه و مطلوب نهادهای تولید و اشاعه دانش و نیز فضاهای سازمانی و اجتماعی آموزش است. با وجود این، آنها، به ویژه در عمل، با موانع پیچیده، چالش های جدی و انتقاداتی مواجه هستند.این مقاله توصیفی - تحلیلی، با تمرکز و تاکید بر علوم انسانی میان رشته ای، عمده ترین موانع و چالش هایی را که در سه دهه اخیر، فعالیت های میان رشته ای را با مساله اثربخشی و بهره وری مواجه کرده است، در قالب سه دسته اصلی موانع (چالش های) «سازمانی»، موانع «حرفه ای»، موانع «فرهنگی» بررسی و تبیین می کند. در پایان، تلاش خواهد شد موانع و چالش های خاصی تبیین شود که برنامه ها و فعالیت های میان رشته ای در حوزه علوم انسانی با آنها روبروست.
نقش دانشگاه در ایجاد عوامل مؤثر بر شادی
حوزههای تخصصی:
در دو دهه گذشته پژوهش پیرامون شادی افزایش چشمگیری یافته است و دانشگاه به عنوان نظامی آموزشی سعی بر آن دارد که فرهنگ شادی را در جامعه دانشگاهی و بین دانشجویان رواج دهد تا از این طریق بسیاری از ناهنجاری ها و جرایم ناشی از عدم تعادل روحی افراد را از بین برده و از میزان جرایم بکاهد و از تنش و برخورد فیزیکی با مردم جلوگیری کند. دانشگاه تلاش می کند محیطی شاد و با نشاط برای دانشجویان ایجاد کند و براین باور است که شادی و شاد بودن دانشجویان اساس موفقیت آنهاست و افراد شاد موفق ترند. افرادی که شاد زندگی می کنند باعث افزایش قدرت تمرکز خود شده و همیشه موفق می شوند و در هنگام مواجه با مشکلات و شرایط ناگوار می توانند با صرف حداقل انرژی و با استفاده از راه های کوتاه و مؤثر آن مشکلات را حل کنند و کمتر دچار سردرگمی و پریشانی شوند. شادی و نشاط نه تنها در پدیده های اجتماعی همچون روابط بین فردی نفوذ می کند بلکه به تنهایی در فرآیندهای شناختی مانند حافظه، یادگیری، حل مسئله و انعطاف پذیری فکری نیز اثر می گذارد.
اصول حاکم بر پرورش فرهنگ اسلامی(به عنوان مهم ترین پیش نیاز مهندسی مجدد فرهنگی)
حوزههای تخصصی:
جامعه اسلامی به دلیل اهمیت ارزشهای فرهنگ اسلامی، مراکز فرهنگی فراوانی را تاسیس کرده و نیروی انسانی و امکانات قابل توجهی را در اختیار آنان قرار داده است. با گذشت سه دهه از فعالیت این مؤسسات فرهنگی، به نظر میرسد که این مراکز به موفقیت چندانی در جهت رشد و تعالی فرهنگ اسلامی نایل نیامدند. یکی از دلایل اصلی این ناکامیها، عدم توجه به اصول تربیت فرهنگی در مدیریت و برنامه ریزیهای فرهنگی است که مطالعه و تبیین این اصول از اهداف این پژوهش است.در این مقاله که یک تحقیق بنیادی است، سعی شده با روش کتابخانه ای ضمن ارائه تعریفی جامع از فرهنگ، به مهم ترین اصول حاکم بر پرورش فرهنگی با تاکید بر منابع اسلامی و روان شناسی و سخنان مقام معظم رهبری پرداخته و به این سؤال اساسی پاسخ داده شود که علت اصلی بازدهی کم عملکرد متولیان فرهنگی چیست؟ فرهنگ هر جامعه شامل سه جزء اصلی اعتقادات، عادات و رفتارهای حاکم بر آن جامعه و راه انتقال یا کسب آن نیز از طریق تعلیم و تربیت است. بنابراین، در پرورش و انتقال ابعاد و اجزای فرهنگ نیز باید اصول دهگانه حاکم بر تعلیم و تربیت در نظر گرفته شود.
وضعیت آموزش عالی و تولید علم در کشورهای عضو کنفرانس اسلامی (OIC)
حوزههای تخصصی:
آموزش عالی نقش اساسی و محوری در فرایند توسعه ملی و توازن بین ابعاد مختلف توسعه یافتگی کشورها دارد. لذا کشورهای اسلامی بایستی به صورتی جدی عملکرد آموزش عالی را مورد بررسی قرار دهند و نقاط قوت و ضعف آن را بررسی کنند تا بتوانند با برنامه ریزی جایگاه خود را در جهان بهبود بخشند. هدف:این مقاله با هدف بررسی و تبیین جایگاه نظام آموزش عالی و تولید علم در کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) نگاشته شده است. روش: در این تحقیق از روش تحقیق توصیفی استفاده شده-است. جامعه آماری شامل کلیه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی می باشد و تمامی کشورهای اسلامی برای بررسی انتخاب شدند. در این راستا، وضعیت آموزش عالی و تولید علم در 57 کشور مسلمان عضو کنفرانس اسلامی، در ابعاد مختلف و با استفاده از پایگاه اطلاعاتی یونسکو مورد تحلیل قرار گرفت.یافته: نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد وضعیت آموزش عالی و تولید علم در 57 کشور مسلمان در ابعاد مورد بررسی (تعداد دانشجویان، نسبت استاد به دانشجو، نسبت هزینه آموزش عالی به تولید ناخالص ملی، تعداد مقالات، تعداد محققان و نیروی متخصص) نسبت به شاخصهای جهانی، بسیار نامطلوب است.
بازنگری در روشهای تربیت دینی دانشجو
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف مهم دانشگاه اسلامی، تربیت دینی دانشجویان است. به این منظور تاکنون روشهای بسیاری در دانشگاهها اجرا و آزمایش شده که اغلب آنها، منحصر به کتاب معارف و دیگر دروس اسلامی است. با توجه به اینکه دانشجو بایستی در به طور مداوم، تحت تربیت اصیل اسلامی قرار گیرد و علاوه بر آن ثابت شده که اثر تربیت غیر مستقیم بسیار بیشتر از تربیت اجباری و مستقیم است، در این مجال سعی شده طی مطالعه ای بازپژوهانه و مد نظر قراردادن شرایط باورپذیری جوانان، حوزه تربیت دینی و اخلاقی را از کلاس ِاندیشه و معارف خارج ساخته، استادان تمامیِ دروس را در یک دانشگاه اسلامی، استاد اخلاق و بینش ناب اسلامی معرفی کنیم و با استفاده از راهکارهای عملی، به ترسیم نمایی از یک استاد اسلامی بپردازیم تا به هدف والایمان در سیر از آموزش دین، به تربیت و بصیرت دینی؛ یعنی پرورش متخصصان متعهد و در نهایت، اعتلای امر اسلامی کردن دانشگاهها و نظام آموزش عالی که همواره مد نظر حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری بوده است، دست یابیم.
میان رشته ای ها: مفاهیم، رویکردها، دیرینه شناسی، و گونه شناسی
حوزههای تخصصی:
درک بهینه میان رشته ای ها، نخست، نیازمند واکاوی مفهوم مطالعات رشته ای است که بخش نخست این نوشتار را به خود اختصاص داده است. به باور بسیاری از اندیشه پردازان، کاستی ها و نقاط ضعف مطالعات رشته ای، پیچیدگی مسایلی که جامعه بشری با آنها روبرو شده است و تغییرات پارادایمی پدیده آمده در عرصه جامعه بشری، که مسیر را برای گذر از جامعه صنعتی به سوی جامعه دانش هموار می کند، از جمله بایسته های پرداختن به فعالیت های میان رشته ای قلمداد شده است. بخش دوم این نوشتار بیشتر بر مفهوم سازی ها در قلمرو میان رشته ای ها، بر مبنای رویکردهای متفاوت، به نگارش درآمده است که از جمله، در برگیرنده رویکرد دگرگونه ساز، رویکرد هنجاری، و رویکرد شناخت شناسانه است که مفهوم سازی های متفاوتی را درباره میان رشتگی موجب می شود.
بررسی رابطه فرهنگ سازمان و کیفیت ماندگاری
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱ تابستان ۱۳۸۷ شماره ۲
9 - 26
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سازمانی، استنباط مشترکی است که اعضای سازمان نسبت به آن دارند. این احساس مشترک موجب درک عمیق فرهنگی نسبت به مسائل سازمان و حرکت جمعی به سوی اهداف سازمان می شود(رحیم زاده و اعرابی، 1383؛ رابینز، 1990). تحقیق حاضر، با استفاده از روش همبستگی، به بررسی رابطه میان فرهنگ سازمانی و کیفیت ماندگاری نیروی انسانی متخصص در موسسات آموزش عالی دولتی شهر ایلام می پردازد. جامعه آماری این پژوهش، اعضای هیئت علمی دانشگاه های دولتی شهر ایلام است و ابزار اندازه گیری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته با مقیاس لیکرت است. به منظور پاسخگویی به پرسش های پژوهش، از تحلیل رگرسیون استفاده شد و نتایج حاصل از اجرای رگرسیون ساده، حاکی از رابطه مستقیم و خطی بین ویژگی های فردی، ویژگی های مدیریت و ویژگی های سیستم با کیفیت ماندگاری است؛ همچنین پس از برازش یک رگرسیون چندگانه برای سه متغیر مستقل، متغیر ویژگی های مدیریت با بالاترین ضریب، تاُثیرگذارترین عامل بر کیفیت ماندگاری شناخته شد. متغیر ویژگی های سیستم نیز در جایگاه بعدی قرار گرفت و متغیر ویژگی های فردی به دلیل عدم معناداری از مدل حذف شد؛ همچنین به منظور مقایسه دو دانشگاه، برای تک تک متغیرها، آزمون معناداری انجام شد و در نتیجه این مقایسه، محاسبه برتری میانگین دانشگاه ایلام در متغیر فرهنگ سازمان مشاهده شد و بین دانشگاه های مطالعه شده در خصوص متغیر کیفیت ماندگاری تفاوت معناداری مشاهده نشد.
رفتارهای ضد تولید از دیدگاه سرپرستان و مدیران صنایع و سازمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزشهای اخلاقی به عنوان نیرومندترین عوامل بازدارنده در مقابل رفتارهای انحرافی در محیطهای مختلف و به ویژه در محیطهای کاری عمل می کنند. به معنای دیگر با حاکمیت درونی ارزشهای اخلاقی، انسانها به خود اجازه رفتارهای انحرافی در محیط کار نظیر رفتارهای ضدتولید را نمی دهند. بر همین مبنا پژوهش حاضر با هدف رتبه بندی رفتارهای ضدتولید از دیدگاه سرپرستان و مدیران سازمانها و صنایع در شهر اصفهان به مرحله اجرا درآمد.روش کار: در راستای دستیابی به هدف پژوهش، از بین مدیران و سرپرستان برخی سازمانها و صنایع داخلی شهر اصفهان تعداد 55 سرپرست و مدیر به شیوه تصادفی برای پاسخگویی به پرسشنامه پژوهش انتخاب شدند. پرسشنامه مورد استفاده یک پرسشنامه رتبه بندی سی گویه ای بوده که برای این پژوهش ساخت و آماده اجرا شده است. گویه های مطرح در این پرسشنامه، شامل مجموعه رفتارهای ضدتولید بوده که از بیشینه تحقیقات استخراج شده است. مدیران و سرپرستان بایستی سی گویه را برحسب اهمیت تاثیر بازدارنده بر عملکرد و اهداف سازمان از رتبه یک تا سی رتبه بندی می نمودند. داده های حاصل از پرسشنامه با استفاده از آزمون خی دو، جدول رتبه درصدی و تحلیل خوشه ای مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: یافته های حاصل، حاکی از آن بود که مهمترین رفتارهای ضدتولید از نظر اولویت بندی برای اولویت یکم تا دهم بدین شرح هستند: (1 افشای اطلاعات محرمانه (مشترک با دزدی پولهای متعلق به سازمان و همکاران)، (2 انجام رفتارهای شبه جنسی یا جنسی نسبت به همکاران (به ویژه جنس مخالف)، (3 برداشتن اموال و داراییهای سازمان، (4 مصرف مواد مخدر در طول حضور در سازمان، (5 خرابکاری در تولید محصولات و ارایه خدمات و کالاها، (6 حاضرشدن در سر کار در حالت مستی ناشی از مصرف مشروبات الکلی، (7 خرید و فروش مواد مخدر در سازمان، (8 استفاده از مشروبات الکلی در حین کار، (9 بی توجهی نسبت به اموال و داراییها، (10 همراه داشتن مواد مخدر در زمان حضور در سازمان.نتیجه گیری: شواهد حاصل از این پژوهش، گویای آن است که مدیران وسرپرستان سازمانها در درجه اول برای رفتارهای معطوف به تخریب و دزدی اموال، انحراف در روابط و مسایل مربوط به مواد مخدر نسبت به دیگر رفتارهای انحرافی اهمیت بیشتری قائل هستند.
ارزیابی پارادایمی انسان به عنوان عنصر اساسی در طراحی پارادایم الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر چه بالاترین سطح معرفت از انسان، معرفت فلسفی اوست، ولی انسان به عنوان یک واقعیت اجتماعی زمانی قابل درک تجربی است که معرفت فلسفی بتواند به سطح پارادایمی و پس از آن به سطح معرفت علمی نازل گردد. در این بین پارادایم، مجموعه گفتارهای منطقی است که در ارتباط بین الاذهانی اندیشمندانی مورد پذیرش جامعه علمی قرار می گیرد و به سوالات اساسی درباره پیش فرض های هستی شناختی، معرفت شناختی، روش شناختی، انسان شناختی و ارزش شناختی علم پاسخ می دهد.در این مقاله ضمن معرفی پارادایم های غالب در علوم انسانی (اثبات گرایی، تفسیری و انتقادی)، سعی می شود تا پاسخ این سه پارادایم به سوالات انسان شناسی مورد بحث و بررسی قرار گیرد. آشنایی با تلقی پارادایم های غالب علوم انسانی درباره ماهیت انسان می تواند زمینه ساز نقد نظریه های لیبرالیستی، انتقادی، امانیستی و ارایه و گسترش درک مشترک از ماهیت انسان در پارادایم الهی باشد. این امر مقدمه ای برای نظریه پردازی در عرصه علوم انسانی و اجتماعی دینی، به منظور توصیف و تبیین بهتر و کارآمدتر رویدادهای انسانی و اجتماعی است.
اخلاق حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حسابداری در دنیای پیشرفته اقتصادی امروز حرفه ای است حیاتی، زیرا سامانه اقتصادی جاری بدون آن نمی تواند، وجود داشته باشد. برجستگی متمایز کننده حرفه حسابداری پذیرش مسوولیت نسبت به عموم است. جامعه انتظارات فراوانی از اهل این حرفه دارد و مردم باید به کیفیت خدمات پیچیده ارایه شده توسط حرفه حسابداری اعتماد داشته باشند. از این رو اطلاعات ارایه شده توسط حسابداران باید به طور قابل توجهی کارآمد، قابل اتکا، واقعی و بی غرضانه باشد، پس حسابداران نه تنها باید واجد شرایط و صلاحیت حرفه ای باشند، بلکه باید از درجه بالایی از صداقت و درستکاری حرفه ای نیز برخوردار و آبرو و حیثیت حرفه ای از مهم ترین دارایی های آنها باشد. در نتیجه اخلاق حسابداری برای حسابداران حرفه ای و افرادی که به خدمات حسابداری تکیه دارند اهمیت زیادی دارد. با وجود این به نظر می رسد در ایران، از لحاظ نظری، به این مهم پرداخته نشده است.روش کار: در این پژوهش، به روش کتابخانه ای و با بررسی پایگاه های الکترونیکی، آیین رفتار حرفه ای حسابداران و اصول بنیادی اخلاق حسابداری تبیین شده و مهم ترین مسایل اخلاقی حسابداری در حال حاضر و راه کارهای حل آنها و تجدید حیات حیثیت حرفه ای حسابداری ارایه می گردد.نتیجه گیری: نتیجه این که آینده حرفه حسابداری به رهبری اخلاقی توسط حسابداران حرفه ای و رهبران این حرفه بستگی دارد. لازم است تا آنها با تبیین اهمیت معیارهای اخلاقی والا و آموزش ضرورت درستکاری فردی، حسابداران فعلی و آتی را به سوی شرافتمندی سوق دهند. بدیهی است با انجام این کار این اطمینان محقق خواهد شد که در آتیه حرفه حسابداری بتواند به نقش تاریخی خود در رشد عادلانه اقتصادی و موفقیت و رفاه ملت ها ادامه دهد.