لامبث، در بررسی عملیات جنگی "طوفان صحرا" علیه عراق، از بعد هوایی (1991) مقاله ای در پنج بخش ارایه داده و در سه بخش قبل که در شماره گذشته به چاپ رسید، سعی نموده بود به طور تلویحی نقش نیروی هوایی آمریکا را تا آنجا برجسته نشان دهد که پیروزی صد ساعته جنگ زمینی را مرهون حملات هوایی 23 روزه بداند. به نظر وی نیروی هوایی ایالات متحده توانسته با بهره گیری از تکنولوژی جدید استیلث و تجهیزات کنترل و مراقبت مستمر، از حالت تاکتیکی قبل از این جنگ به ایفای نقشی استراتژیک در میدان نبرد ارتقاء یابد،که پیامد آن زمین گیر کردن نیروهای دشمن و انهدام گسترده تجهیزات و ادوات جنگی آنها پیش از رویارویی زمینی با او بود. در دو بخشی که ترجمه آن پیش روی شماست، او دو عامل مهم دیگر را در این عملیات بررسی نموده است. "قدرت فضایی به عنوان یک فعال کننده" و "جغرافیا به عنوان عامل جبری". او معتقد است از تمام توانایی های بالقوه فضا در این جنگ استفاده شد و به عبارتی سامانه های فضایی نقش اصلی را در جنگ ایفا نمودند. همچنین جغرافیا به عنوان یک عامل جبری می تواند شرایط ویژه ای را به نیروی هوایی در هر جنگ دیکته کند، که در این مورد مقایسه ای بین جنگ نفت و بوسنی انجام داده است.
این پژوهش در راستای تبیین مهندسی فرهنگ در سازمان های ایرانی به بررسی و تلفیق نظریات ادگار شاین ، رابینز، لیتوین و استرینگر در سه مرحله مختلف اقدام نموده و سپس مولفه های فرهنگ سازمانی مربوط به هر نظریه را معرفی کرده است و این سوال را مطرح می نماید که چگونه م ی توان مدلی را برای مهندسی فرهنگ در سطح سازمان های ایرانی طراحی و ارائه نمود؟ لذا بدنبال پاسخ به این سوال و نیز ب ه منظور تعیین اهمیت هر یک از سطوح و مولفه های مطرح شده با توزیع پرسشنامه ای بین 14 تن از نخبگان و مدیران سازمان توسعه برق ایران و سازمان بازنشستگی کشوری به جمع آوری اطلاعات پرداخته است . این پژوهش به روش توصیفی – پیمایشی انجام گرفته و نتایج حاصله از تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان می دهد که مدل ارائه شده در این پژوهش قابلیت اجرا در سازمان های مختلف را نیز دارد .
نظام تولیدی و زندگی اجتماعی عشایر با چالش ها و مشکلات فراوان روبه روست که پدیده خشکسالی از آن جمله است. برای شناخت موانع توسعه و مشکلات اقتصادی- اجتماعی ناشی از وقوع خشکسالی طی سال های گذشته در محدوده قشلاق و تاثیر آن بر زندگی عشایر طایفه طاهری شهرستان طبس و نیز ارائه راه حل برای برنامه ریزی توسعه اقتصادی و اجتماعی این جامعه، در 1385، تحقیقی در این زمینه صورت گرفت. روش تحقیق به صورت مطالعات میدانی با اتکا به نمونه گیری، و همچنین، استفاده از آمار و اطلاعات به دست آمده از سرشماری های عشایر کوچنده طی سال های گذشته بود. بر اساس نتایج تحقیق، وقوع خشکسالی تاثیرات شدید اقتصادی و اجتماعی بر جامعه مورد مطالعه داشته و باعث کُندی روند توسعه شده است. کاهش میانگین تعداد دام هر خانوار، کاهش شدید تعداد دام های سنگین، تغییر شدید نسبت دام های سبک، کاهش شدید میانگین وزن دام ها، کاهش تولیدات صنایع دستی و سرانجام، کاهش تولید و میانگین درآمد هر خانوار نسبت به دوره پیش از خشکسالی از مهم ترین تاثیرات اقتصادی خشکسالی بوده است. همچنین، از مهم ترین تاثیرات اجتماعی خشکسالی، می توان کاهش جمعیت این طایفه و وقوع مهاجرت به ویژه مهاجرت های فصلی و موقت را یادآور شد. از دیگر تاثیرات منفی خشکسالی، تخریب مراتع و کاهش مقدار و کیفیت علوفه تولیدی بوده است.
هدف اصلی این مقاله تعیین رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران و میزان محافظه کاری در گزارشگری مالی است. زیرا بنا به استدلال ما، عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران موجب اعمال محافظه کاری بیشتری در گزارشگری مالی می شود. محافظه کاری هم به نوبه خود انگیزه و توان مدیران را در دستکاری اطلاعات حسابداری، تقلیل و بدین ترتیب هزینه های نمایندگی ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش می دهد. برای اندازه گیری عدم تقارن اطلاعاتی و محافظه کاری به ترتیب از دامنه ی تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و معیار باسو استفاده شده است. نتایج آزمون های تجربی با استفاده از اطلاعات مربوط به نمونه ای از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره 1381 تا 1385 حاکی از وجود رابطه ی مثبت و معنی دار میان عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران و سطح محافظه کاری اعمال شده در صورت های مالی است. علاوه بر این، نتایج تحقیق نشان می دهد که طبق پیش بینی ما، تغییر عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران موجب تغییر در سطح محافظه کاری می شود. نتایج مزبور بیانگر این است که به دنبال افزایش عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران، تقاضا به اعمال محافظه کاری در گزارشگری مالی افزایش می یابد و بدین ترتیب، سودمندی محافظه کاری به عنوان یکی از خصوصیات کیفی صورت های مالی مورد تایید قرار می گیرد.
هدف مقاله حاضر ارائه مدلی مناسب برای سنجش کیفیت زندگی در نواحی روستایی است. در این راستا، نخست، تعریفی از کیفیت زندگی بر اساس دو موضوع تامین نیازهای انسانی و رضایت مندی افراد ارائه شده که در آن، برای کیفیت زندگی مفهومی چندبعدی و برآمده از کنش متقابل عناصر عینی و ذهنی در نظر گرفته شده است. سپس، مجموعه ای از حداقل نیازهای ضروری جوامع روستایی در زمان ها و مکان های مختلف شناسایی شده و سرانجام، مدل عمومی سنجش کیفیت زندگی روستایی بر اساس نیازهای انسانی به همراه شاخص ها و توصیف گرهای سنجش آن ارائه شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که سنجش کیفیت زندگی در نواحی روستایی پدیده ای پیچیده است که بدین منظور، باید شرایط مکانی و زمانی توامان موردتوجه قرار گیرد. با این همه، مدل پیشنهادی قابلیت استفاده در شرایط مختلف را داراست
در این مقاله برای بررسی قابلیت جایگزینی نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار برای ریسک از یک رویکرد اهرمی استفاده شده است. بر اساس نتایج پژوهش های گذشته، رویکرد و مدل استفاده شده در این تحقیق(رگرسیون تلفیقی)، انتظار می رفت که اثر این نسبت بر بازده تاریخی سهام برگرفته از دو عامل اهرم با ارزش های دفتری و اهرم با ارزش های بازار باشد. یافته ها، مدل به کار رفته را تأیید می کند. بنابر این اثر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، به علت اهرم با ارزش های بازار و اهرم با ارزش های دفتری است، و می تواند جایگزینی برای ریسک باشد.
ظهور عصر ناپایداری و آغاز و انجام پیاپی وحیرت آور قواعد بازی رقابت ، جایگزینی دمادم وضعیت های حاکم برفضای کسب وکار ، ضرورت دستیابی به چهارچوبی برای درک ارتباط روشمند دنیای درون (ذهن) و برون (صنعت)، مارا برمی انگیزند که هم مدل های ذهنی و هم دیدمان (چشم انداز) خویش از آینده را مستمراً باز بیافرینیم و بهبود دهیم. این امر مستلزم شناخت الگوهای حاکم بر دگرگونی های ذهنی تصمیم گیران راهبردی و نیز شیوه تجسم و تصور آنها از آینده کسب وکار و صنعت خودشان دارد. دراین تحقیق شیوه دیدمان پردازی تصمیم گیران راهبردی شناسایی شده و فرایند اثرگذاری مدل های ذهنی بر آن تبیین شده است. داده های موردنیاز ازطریق پرسش نامه های از پیش تعیین شده، از جامعه هدف که صنعت روی ایران متشکل از 37 شرکت بود به شیوه تمام شماری، گردآوری و با نرم افزار LISREL مدل سازی معادلات ساختاری1 تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها، نشان می دهد که تصمیم گیرانی که مدل های ذهنی پویا تردارند دیدمان پردازان موفق تری هستند ونتایج مطلوب تری بدست می آورند.
هدف این مطالعه شناسایی شاخص های موفقیت کارآفرینان روستایی از دیدگاه آنان بوده و از دو روش کیفی و کمی استفاده شده است. در بخش کیفی با استفاده از گروه متمرکز، از 15 نفر کارآفرینان روستایی به صورت مصاحبه باز، خواسته شد تا شاخص هایی که کارآفرین موفق را از کارآفرین غیر موفق متمایز می کند، بیان کنند. پس از تحلیل محتوایی داده ها 12 شاخص موفقیت به دست آمد. در بخش کمی، پرسش نامه ای با 18 گویه در اختیار 60 نفر از کارآفرینان روستایی قرار گرفت تا شاخص های موفقیت را اولویت بندی کنند. سپس با استفاده از مقیاس بندی چند بعدی، اطلاعات تجزیه و تحلیل شد.
نظام آموزش و پرورش به منظور تحقق اهداف فردی و اجتماعی به وجود آمده است. سازمان های آموزشی در سرتاسر دنیا مسوولیت مهم تامین نیروی انسانی مورد نیاز جامعه برای رشد و توسعه اجتماعی را بر عهده دارند. مدیریت واحدهای آموزشی از اهمیت زیادی برخوردارند، زیرا که مدیران مدارس می توانند در راستای هدایت فعالیت ها و رهبری فرایندهای آموزش و پرورش، نقش تعیین کننده ای داشته باشند. در تحقیقی که توسط (مک میلان و شولر) انجام شده است، این نتیجه به دست آمد آنچه که در توسعه منابع انسانی و اثربخشی سازمانی موثر است، دانش و مهارت های نیروی انسانی است (مشبکی، (361:1377. فردلوتانز (1375) نیز بر مهارت های مدیران به عنوان عامل اساسی براثر بخشی سازمان ها تاکید دارد. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین مهارت های مدیران و اثربخشی مدارس متوسطه و پیش دانشگاهی ناحیه 2 شهرستان کرمان انجام گرفته است. محققان با در نظر گرفتن هشت بعد اثربخشی و سه جنبه مهارت های مدیران به انجام تحقیق پرداخته اند. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی است. در این زمینه سوال اصلی بدین صورت مطرح شده است: آیا رابطه ای بین مهارت های مدیران و اثربخشی مدارس متوسطه و پیش دانشگاهی ناحیه 2 شهرستان کرمان وجود دارد؟ به منظور جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه های مهارت مدیران و اثربخشی مدارس در اختیار 105 نفر از مدیران شهرستان کرمان قرار گرفت. داده های به دست آمده با استفاده از روش های غیرپارامتریک از جمله ضریب همبستگی اسپیرمن و تاو b کندال و آزمون من- ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. همچنین از نمودارهای پراکنش و جعبه ای برای نشان دادن نتایج استفاده شد. نتایج نشان داد که رابطه قابل ملاحظه ای بین مهارت های مدیران و اثربخشی مدارس متوسطه و پیش دانشگاهی ناحیه 2 شهرستان کرمان وجود دارد.
پژوهش حاضر، با هدف بررسی پیش بینی اهمال کاری تحصیلی براساس راهبردهای خود تنظیمی در یادگیری انجام شده است. نمونه ای مشتمل بر 400 دانشجو 242) دختر و 158 پسر) رشته های مختلف از هشت دانشکده دانشگاه شیراز که به شیوه نمونه گیری خوشه گیری چند مرحله ای با واحد نمونه ای کلاس انتخاب شدند، دو پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (پینتریچ و دی گروت، (1990 و مقیاس اهمال کاری تحصیلی (سولومون و راث بلوم، (1984 را گروه نمونه تکمیل کردند. برای تحلیل اطلاعات از روش آماری رگرسیون استفاده شد. به طور کلی، نتایج حاکی است که راهبردهای خود تنظیمی به طور منفی و معنی دار، اهمال کاری تحصیلی را پیش بینی می کنند. در مورد مولفه های راهبردهای انگیزشی نیز نتایج بیانگر آن بود که خودکارآمدی، ارزش درونی، اضطراب امتحان و راهبردهای شناختی، پیش بینی کننده منفی اهمال کاری تحصیلی می باشند. همچنین، مشخص شد که بین میانگین های راهبردهای خود تنظیمی برای یادگیری، راهبردهای شناختی و اهمال کاری تحصیلی در دو جنس دختر و پسر تفاوت معنادار وجود دارد، بدین صورت که دختران نسبت به پسران از راهبردهای خود تنظیمی و راهبردهای شناختی بیشتر و اهمال کاری تحصیلی کمتری برخوردار هستند. یافته ها با توجه به تحقیقات پیشین به بحث گذاشته و پیشنهادهایی برای انجام پژوهش های بیشتر در این زمینه مطرح شده است.
امروزه اغلب صاحب نظران بر این باورند که سازمان ها باید به دنبال روش هایی موثر برای انتشار دانش سازمانی در میان سطوح مختلف نیروی انسانی در سراسر سازمان باشند. هم چنین، بایس و همکارانش معتقدند: "بعد رقابتی اصلی هر بنگاه اقتصادی، ایجاد و انتقال موثر دانش درون سازمان است". بدین ترتیب، ضرورت شناخت و به کارگیری روش های موثر برای تسهیم و انتقال دانش درون سازمان و مدیریت دانش در سازمان، بیش از پیش آشکار شده است. امروزه اغلب صاحب نظران بر این باورند که سازمان ها باید به دنبال روش هایی موثر برای انتشار دانش سازمانی در میان سطوح مختلف نیروی انسانی در سراسر سازمان باشند. هم چنین، بایس و همکارانش معتقدند: "بعد رقابتی اصلی هر بنگاه اقتصادی، ایجاد و انتقال موثر دانش درون سازمان است". بدین ترتیب، ضرورت شناخت و به کارگیری روش های موثر برای تسهیم و انتقال دانش درون سازمان و مدیریت دانش در سازمان، بیش از پیش آشکار شده است.
یکی از مقولاتی که طی سالیان اخیر ذهن پژوهشگران علم مدیریت، بالاخص حوزه مدیریت فناوری را بخود مشغول ساخته، رویکرد دارائیمحور و بهتبع آن راهبرد سرمایههای فکری در اتخاذ فناوری میباشد. از جمله اهداف این تحقیق شناسایی و تبیین نقاط قوت و ضعف هریک از روشهای کسب فناوری و تعیین ارتباط آن با ابعاد سرمایههای فکری بودهاست. نتایج حاصل از مطالعه آماری صورت گرفته نشان از تفاوت معنادار مابین راهبرد فعلی و مطلوب اکتساب فناوری و همچنین عدم توجه کافی به سرمایههای انسانی و ارتباطی و توجه ضعیف به سرمایه ساختاری در مؤسسات مورد مطالعه بودهاست. در پایان با استفاده از یکی از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره، اقدام به رتبهبندی راهبرد اکتساب فناوری با توجه به ابعاد سرمایههای فکری از منظر پاسخگویان شدهاست. به نظر میرسد وجود نگرشی جامع بر سرمایههای سازمانی اعم از سرمایههای مشهود یا فیزیکی و سرمایههای نامشهود( سرمایه فکری، سرمایه اجتماعی،...) چهارچوب مناسبتری در جهت تعیین راهبرد اکتساب فناوری را مهیا سازد.
پیشرفت و توسعه روزافزون فناوری اطلاعات و ارتباطات تاثیرات عمیق و گسترده ای در فرایندهای تجاری به وجود آورده و اینترنت به عنوان مؤثرترین بستر بازاریابی الکترونیکی با پوشش جهانی امکان رسیدن شرکت ها به بازارهای بین المللی را فراهم ساخته است. اما بسیاری از شرکت ها در زمینه چگونگی استفاده از روش های گوناگون بازاریابی الکترونیکی و تاثیرات آن در بازارهای صادراتی از اطلاعات و آگاهی های لازم برخوردار نیستند. تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر به کارگیری روش های بازاریابی الکترونیکی بر عملکرد صادراتی شرکت های تولیدی-صادراتی انجام گرفته است به عبارت دیگر این تحقیق به دنبال پاسخگویی به این سؤال بوده است که آیا بین استفاده از اینترنت در فعالیت های بازاریابی و عملکرد صادراتی رابطه وجود دارد؟ جامعه این تحقیق صادرکنندگان نمونه بخش صنعت در سال های 84-1379 می باشد. به منظور پاسخگویی به سؤال تحقیق یک فرضیه اصلی و شش فرضیه فرعی تعریف و با ارائه یک مدل مفهومی، رابطه میان بکارگیری بازاریابی الکترونیکی وعملکرد صادراتی در شرکت های مذکور مورد آزمون قرار گرفت. برای بررسی فرضیات از آزمون همبستگی پیرسون و برای تحلیل های اضافی از تجزیه و تحلیل واریانس و رگرسیون استفاده گردید. نتایج بررسی ها حاکی از آن است که بین استفاده از اینترنت در فعالیت های بازاریابی و عملکرد صادراتی شرکت های مورد تحقیق رابطه مثبت ومعنا دار وجود دارد. این ارتباط در هر یک از ابعاد سه گانه بازاریابی الکترونیکی؛ یعنی استفاده از اینترنت در فعالیت های مرتبط با مشتری، مرتبط با کانال های توزیع و تحقیقات بازاریابی با عملکرد صادراتی؛ یعنی رشد و سودآوری صادرات، ورود به بازارهای جدید، بهبود وضعیت سهم بازار و ایجاد ذهنیت مثبت نسبت به محصولات، خدمات و نام و نشان تجاری شرکت مورد تایید قرار گرفت.
روابط بین مؤلفه های تعهد سازمانی (تعهد همانندسازی شده، تعهد مبادله ای و تعهد پیوستگی) با جایگزین های شغلی، میل به ماندن و تمایل به ترک خدمت طی یک مطالعه فراتحلیلی با استفاده از15 مطالعه و حجم نمونه کلی 4129 نفر در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفت. روش فراتحلیلی مورد استفاده در این پژوهش، فن هانتر واشمیت بوده که از آن طریق برای روابط بین تعهد همانند سازی شده، مبادله ای و پیوستگی با جایگزین های شغلی، میل به ماندن و ترک خدمت اندازه رابطه محاسبه شد. اندازه رابطه محاسبه شده در این فراتحلیل با توجه به فن هانتر و اشمیت فقط براساس ضرایب همبستگی ساده(مرتبه صفر) بوده و امکان وارد کردن نتایج تحلیل رگرسیون در آن وجود نداشته است. شواهد حاصله حاکی از آن بود که بین جایگزین های شغلی با تعهد همانندسازی شده، تعهد مبادله ای و تعهد پیوستگی اندازه رابطه معکوس معنادار (165/0- برای تعهد پیوستگی تا 43/0- برای تعهد مبادله ای، 01/0P<) وجود دارد. همچنین بین میل به ماندن با تعهد همانندسازی شده، تعهد مبادله ای و تعهد پیوستگی اندازه رابطه معنادار مثبت (315/0 برای تعهد پیوستگی تا 43/0 برای تعهد همانندسازی شده، 01/0P<)، اما بین ترک خدمت و تعهد همانندسازی شده، تعهد مبادله ای و تعهد پیوستگی (312/0- برای تعهد پیوستگی تا 43/0- برای تعهد مبادله ای، 01/0P<) اندازه رابطه منفی معنادار وجود دارد. چنانکه مشخص است هر سه بعد میل به ماندن، ترک خدمت و جایگزین های شغلی با تعهد پیوستگی دارای کمترین ارتباط و با تعهد مبادله ای و سپس تعهد همانندسازی شده دارای بالاترین ارتباط هستند. در همین راستا برخی جهت گیری های تحقیقاتی برای آینده مورد بحث قرار گرفته است.