پس از آغاز جنگ هشت ساله و همچنین رفع بخش عمدهای از تهدیدات داخلی نظام، آرام آرام فعالیت احزاب وارد دوره رکود شد. این امر به ویژه با فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی مبنی بر عدم حضور نظامیان در تشکلهای سیاسی تا حدود زیادی تشدید شد. این عوامل در کنار بعضی اختلافات درونی سبب شد که دو حزب نوپای انقلاب اسلامی - یعنی حزب جمهوری و مجاهدین انقلاب - با کسب تکلیف از امام راحل در سالهای 65 و66 فعالیتهای خود را متوقف کنند.
در اکثر مقاطع دوران حکومت پهلوی دوم، نظام سیاسی به منظومه ای بدل گشته بود که شاه در مرکزیت آن، تأثیرگذارترین عامل تولید و توزیع قدرت بود. وزیر دربار در چارچوب وظایف قانونی و گاه فراقانونی، با فراهم ساختن زمینه ی ارتباط و تعامل شاه با سایر کارگزاران سیاسی ، یکی از اصلی ترین اهرم های شاه در ایجاد و حفظ نظام مزبور بود. نقش و کارکرد اصلی وزارت دربار، در قالب کنش های وی در ایجاد ارتباط میان کارگزاران سیاسی جلوه گر بود. در این ارتباطات، وزارت دربار با مرتبط ساختن شاه با سایر رئوسِ هندسه ی سیاسی نظام، نقش قابل توجهی در شکل گیری ارتباط میان بازیگران سیاسی ایفا می نمود. به دلیل همین تماس های مستمر و ارتباطات ریشه دار میان شاه و وزیر دربار، پدیده ی جابجایی پیاپی میان متصدیانِ مناصب نخست وزیری و وزارت دربار پدید می آید. از همین روی، این نوشتار مخاطب را در درک و کسب شناختی عمیق ترِ از نظام پهلوی دوم و نظام های مشابه یاری می نماید، اهمیت و لزوم پژوهش مزبور را منعکس می سازد. بررسی منطق حاکم بر روابط وزیر دربار ، شاه و سایر کارگزاران سیاسی ضمن کمک به درکِ جایگاه بی بدیل و کار ویژه ها ی خاص وزارت دربار، کارکرد و کنش ها ی متقابل اجزای سیاسی جامعه ی پهلوی را پدیدار می سازد. بررسی تحولات عرصه ی قدرت وزرای دربار، به آشنایی با منطق توزیع و تولید قدرت و اقتدار در رژیم های مشابه منجر می شود. این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی، اسنادی و با محوریت استفاده از منابع کتابخانه ای در پی تحلیل ماهیت و نقش سیاسی وزارت دربار می باشد.
دوره ی قاجار یکی از مهم ترین مقاطع هنری ایران محسوب می گردد، چراکه تأثیر پذیری از هنر غرب به ویژه در نقّاشی به صورت محسوسی بروز یافت. با وجود اینکه هنر نقّاشی در دوره ی قاجار تا حد زیادی بر اساس بنیادهای هنری عصر صفوی استوار شده بود، در برابر وجوه متنوع هنر غرب که تا حد بسیار زیادی به صورت ظاهری دریافت می گردید، تحت تاثیر قرار گرفت. در این بین تلاش هم زمان و درعین حال متناقض برای تقلید از سنت های درباری و متعاقبا دستاوردهای غربی آغاز شد که نتیجه آن نه تنها بازگشت صحیح و مستقل به روش های سنتی نبود، بلکه هنرمندان و حامیان آنان نیز در فراگیری صحیح و کامل دستاوردهای غربی نیز چندان موفقیتی به دست نیاوردند و صرفا نمود بصریِ آن به صورت التقاطی سطحی در آثار هنری و ثمره ی آن کاهش تدریجیِ اسلوب ایرانی و گرته برداری از آثار نقاشّان رنسانس از سوی هنرمندان ایرانی و ایجاد سبک هایی تلفیقی به ویژه در عصر ناصری بود. پژوهش حاضر بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی و تکیه بر تحقیقات جدید به بررسی روند نفوذ سبک های غربی در نقّاشی ایران از ابتدای دوره قاجار (1210ق/ 1795م.) تا پایان عصر حکومت ناصرالدین شاه (1313ق/ 1895م.) و متعاقبا رویکرد پادشاهان قاجار و نقّاشان درباری پرداخته و آن را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
تاثیر تحولات سیاسی ــ اجتماعی روسیه و آسیای میانه بر جریانها و تحولات ایران قابل انکار نیست و به ویژه نقش جنبشهای سوسیال دموکرات حوزه قفقاز در مددرسانی به مشروطه خواهان ایرانی قابل توجه بود. اما به محض اینکه بولشویکها به پیروزی رسیدند و پس از چندصباحی به توسعه نفوذ امپریالیستی خود با ذائقه ای جدید پرداختند، از همکاران، دوستان و طرفداران سوسیالیست خود در کشورهای مختلف برای پیشبرد مقاصد خود سود بردند. از جمله در ایران به فرقه دموکرات آذربایجان همه گونه مساعدت و مشاورت می نمودند. پیوستن اعضای حزب توده به حزب پیشه وری، پای آنها را مستحکم تر ساخت اما رهبران مذهبی که اکنون حتی شاهد حضور برخی وزرای توده ای در کابینه بودند و آذربایجان را در شرف تجزیه می دیدند، در کنار مبارزه با بهائیت، مبارزه با توده ایها را نیز آغاز کردند. به ویژه مخالفتهای آیت الله العظمی بروجردی با فعالیتهای حزب توده و تحریم انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورا از سوی ایشان به بهانه تحت اشغال بودن آذربایجان، باعث انفعال و پس ازآن اضمحلال فرقه دموکرات آذربایجان شد و حزب توده را در سراسر ایران به انزوا و شکست کشانید. مرحوم بروجردی به دولت اعلام کرده بود چنانچه در دفع خطر توده ایها و دموکراتها از مقدرات کشور و استانهای غربی، اهمال نماید، علیه دولت نیز فتوا خواهد داد. تبیین ارزش مجاهدتهای سیاسی آن مرجع بزرگ دینی، مقاله ای مفصل تر می طلبد اما در اینجا به اجمال به آن اشاره می شود.
یکی از مهم ترین دست آوردهای انقلاب مشروطه ایران تشکیل انجمن های گوناگون سیاسی و انجمن های ایالتی و ولایتی است.این انجمن ها نقش مؤثری در تحولات سیاسی عصر مشروطه ایفا کردند، لیکن اهداف و فعالیت آنها متفاوت بود.انجمن های سیاسی ملی (تندرو) به عنوان مدافعان اصلی مجلس شورای ملی ونظام مشروطه در دوران فعالیت خود به گونه ای رفتار کردند که خشم ونفرت طرف داران استبداد وحتی دیوان سالاران اصلاح طلب میانه رو علیه آنها برانگیخته شد. از این رو، در ماه های پایانی مجلس دوره اول واکنش تندی بر ضد انجمن ها در مجلس به وجود آمد که باعث محو تمامی انجمن ها در مجالس بعدی شد.این مقاله تلاش دارد چگونگی تشکیل ، فعالیت و پیامدهای انجمن ها بر ضد طرفداران استبداد در دوره مشروطه اول را مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار دهد.
یکی از خاندان های محلی متنفذ و مشهور ایران، سادات سیفی قزوین است که نسب خود را به امام حسن)ع(
می رساندند. سابقة حضور برخی از افراد این خاندان در تشکیلات حکومتی به عهد ایلخانان می رسد ؛ اما در
عهد حکومت صفویه بعضی از آنان به مناصب عالی چون وزارت دست یافتند. دورة اول حیات سیاسی این
خاندان در حکومت صفویه، از زمان شاه اسماعیل اول آغازشد و تا سه دهه از دوران شاه طهماسب اول تداوم
داشت. پس از آنکه به این خاندان، به سبب تعصب مذهبی شاه طهماسب و وارد شدن ات هام تعل ق خاطر برخی
سادات سیفی به تسن ن، بی مهری شد و از حکومت رانده شدند، شماری به دربار اکبر شاه تیموری، حاکم مقتدر
هند، پناهنده شدند. دامنة نفوذ و قدرت سادات سیفی مهاجر در دربار تیموریان هند به اندازة حکومت صفویه
نبود؛ با این همه، موقعّیت مناسب آنها در دربارتیموریان تا اواخر حکومت جهانگیر شاه، فرزند اکبر شاه ادامه
داشت. در زمان شاه عباس اول، زمینة احیای نسبی قدرت این خاندان در ایران مهیا شد و آنها برای مدتی
کوتاه، دوره ای دیگر از حیات سیاسی خود در حکومت صفویه را تجربه کردند. این پژوهش تاریخی، با روش
توصیفی-روایی و تحلیلی، در صدد پاسخ به این پرسش است که نقش سادات سیفی قزوینی در تشکیلات
حکومتی صفویه و دربار تیموریان هند چه فراز و فرودهایی داشته و این موضوع، متا ث ر از چه عواملی بوده
است؟