فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۶۱ تا ۲٬۷۸۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
191 - 209
حوزههای تخصصی:
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نشان از خواست و اراده مردم و تجلی گر مشارکت سیاسی می باشد. مشارکت سیاسی فعال در ایران پس از انقلاب همواره مورد تأکید امام (ره) و رهبری و مسئولان کشوری بوده است، اما در چهار دهه پس از پیروزی انقلاب ما شاهد فراز و نشیب هایی در این زمینه بوده ایم که هدف مقاله حاضر نیز بر بررسی مقایسه تطبیقی انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 و 1400 بود است. در حقیقت به دنبال بررسی این موضوع هستیم که مشارکت سیاسی بر جایگاه بین المللی جمهوری اسلامی ایران چه تأثیری خواهد داشت؟ و این تأثیرات در سال 1392 و سال 1400 چگونه قابل تبیین است؟ روش تحقیق در این پژوهش توصیفی – تحلیلی است و نتیجه کلی مقاله بر این مسئله استوار است که هرچقدر مشارکت سیاسی افزایش یابد، جایگاه بین المللی جمهوری اسلامی ایران مستحکم تر خواهد شد و این مسئله در زمان انتخابات سال 1392 خود را در مسئله برجام کاملاً نشان داد و هر چقدر مشارکت سیاسی کاهش یابد، جایگاه بین المللی جمهوری اسلامی ایران متزلزل تر خواهد شد که این مسئله در انتخابات سال 1400 بیشتر حس گردید.
سناریوهای محتمل برآینده مناسبات دیپلماسی با کشور های همسایه در زمینه آب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۶
51 - 58
حوزههای تخصصی:
آب به عنوان ارزشمندترین عامل حیات بوده از این رو، کمبود منابع آبی، نقش مهمی در تشدید تنش های موجود و بحرانهای جدید بین ملتها و حکومتها دارد. رقابت برای منابع آب مشکلاتی را موجب خواهد شد. بسیاری از کشورها با معضل کم آبی مواجه بوده و در آستانه تنش آبی قرار دارند. بنابرین ضمن یک تحقیق میان رشته ای، پیوند علم سیاست و علم هیدروپلتیک در موضوع اختلاف های حاکم بر رودهای مرزی ایران به راهکارهای برون رفت از اختلافات مرتبط با همسایگان شمال شرق پرداخته می شود . در تحقیق مورد نظر با روش تحقیق حاضر با توجه به هدف آن توسعه ای کاربردی است. در این پژوهش در راستای استراتژی استقرایی قیاسی از دو روش کیفی و کمی استفاده به عمل آمده است و بر پایه تعیین سناریو های احتمالی به تبیین اهمیت موضوع دپپلماسی در زمینه آب بخصوص با دو کشور همسایه پرداخته خواهد شد .
مبانی سیاسی جامعه تمدّن ساز در گام دوّم انقلاب در تربیت کارگزاران از دیدگاه نهچ البلاغه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۷
123 - 145
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل اصلی در ایجاد و شکل گیری هر تمدّنی نیروها ی مستعد و آزموده در هرتمدّنی است که به منزله بازوی پرتوان در تحقّق اهداف بلند ان تمدّن است و تمدّن اسلامی در یک حکومت دینی، از منظر امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) کارگزاران هستند. اگر کارگزاران حکومت اسلامی،انسان های پاک دامن و با تقوا و باتربیّت باشند و دارای شرایط ایده آلی که حضرت دستور می دهند باشند، مهم ترین اصل تمدّن اسلامی در جامعه شکل خواهد گرفت. برای رسیدن به این هدف، توجّه به گام دوّم انقلاب بسیار ضروری است. از منظر رهبر معظّم انقلاب گام دوم انقلاب، ورود به دوّمین مرحله خودسازی و تمدّن سازی می باشد. چنانچه رهبر انقلاب در بیانیه گام دوّم بدان تاکید ورزیده اند و از عوامل اصلی شکل دهی تمدّن اسلامی در گام دوّم انقلاب را کارگزاران می دانند که باید کارگزارانی درستکار و انقلابی روی کار بیایند تا بر مشکلات غلبه کنند
مشروعیت اقدام موشکی ایران علیه پایگاه نظامی عین الاسد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقدام موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران علیه پایگاه نظامی آمریکا موسوم به عین الاسد، که متعاقب حمله پهبادی آمریکا و شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی و چند تن از یاران ایشان در عراق صورت گرفت، نظریات مختلفی را در مورد مشروعیت آن به دنبال داشته است. اقدام متقابل، دفاع مشروع و رضایت سه عاملی هستند که دراین باره در انگاره ها و آموزه های حقوقی مطرح شده اند. طبق حقوق بین الملل عرفی و ماده 20 مواد 2001 درموردمسئولیت بین المللی دولت ها، رضایت کشورعراق موجب می شودکه اقدام جمهوری اسلامی ایران دراین کشور،موجب نقض تمامیت ارضی عراق و مصداق مداخله در امور داخلی نباشد. در این باره، اقدام متقابل، نمی تواند تعهد کشورها به عدم توسل به زور را متأثر سازد و خواسته جامعه اسلامی ایران در مورد «انتقام سخت»، به آن معنا نیست که اقدام موشکی یادشده یک اقدام تلافی جویانه، در معنای خاص کلمه، به آن گونه که در برخی انگاره های حقوقی بین المللی آمده است قلمداد شود. در این باره، با توجه به سریالی بودن عمل متخلفانه ایالات متحده آمریکا و نیز وجود قرائن از مقامات رسمی مبنی بر ادامه چنین عمل متخلفانه ای، دریافته می شود که اقدام جمهوری اسلامی ایران، دفاع مشروع بدان نحو که به عنوان حقی ذاتی در ماده 51 منشور ملل متحد آمده است، دانسته شود. این امر، نباید به منزله دفاع مشروع پیش دستانه قلمداد گردد بلکه زنجیره ای بودن اعمال متخلفانه آمریکا موجب می شود که اقدام جمهوری اسلامی ایران در قالب دفاع مشروع در حقوق بین الملل مشروع و قانونی باشد.
مقایسه دیپلماسی سلامت آمریکا برای مقابله با کووید-19 در دوران ترامپ و بایدن(مقاله علمی وزارت علوم)
دیپلماسی سلامت بیش از یک قرن است که در دستور کار سیاست خارجی دولت ها قرار گرفته است. دیپلماسی سلامت به کشورها کمک می نماید تا با ایجاد قدرت نرم، فرصت های بیشتری برای تحقق منافع ملی خلق نمایند. آمریکا ازجمله کشورهایی است که در حوزه دیپلماسی سلامت همواره فعال بوده و در مجامع بین المللی همچون سازمان بهداشت جهانی حضوری پررنگ و اثرگذار داشته است. هدف مقاله حاضر مقایسه دیپلماسی سلامت آمریکا در دوران ترامپ و بایدن برای تحلیل بهتر و دقیق تر سیاست خارجی آمریکا است. پرسش اصلی مقاله این است که مهم ترین وجوه تفاوت و تشابه دیپلماسی سلامت آمریکا در دوران ترامپ و بایدن چیست؟ برای پاسخ به سؤال فوق از روش مقایسه ای استفاده شده و داده ها با بهره گیری از روش کتابخانه ای جمع آوری شده است. یافته های پژوهش نشان دادند دیپلماسی سلامت جو بایدن در چهار حوزه با دیپلماسی سلامت ترامپ متفاوت بوده است: راهبرد آمریکا در مقابله با بیماری ها، مشارکت در درمان بیماری ها (اعطای واکسن و...)، چندجانبه گرایی به جای یکجانبه گرایی، و نحوه عملکرد آمریکا در حوزه بهبود زیرساخت امنیت بهداشت جهانی در بلندمدت. در کل می توان گفت کنار گذاشتن یکجانبه گرایی در پیش گرفته شده از سوی ترامپ در عرصه جهانی و تعامل با متحدین و نهادهای بین المللی مهم ترین وجه بارز تفاوت دیپلماسی سلامت بایدن با ترامپ بوده است. باوجود تفاوت های فوق هر دو رئیس جمهور در سیاست های زیر دارای تشابه بودند: اولویت سلامت شهروندان آمریکایی بر دیگر کشورها، اعمال محدودیت های مالی و پزشکی بر دولت های مخالف و منتقد آمریکا، کاهش هزینه داروهای تجویزی، اجرای قوانین ضد انحصار و تداوم برنامه ملی بیمه اجتماعی.
راهبرد میانجیگری چین در سیاست خارجی؛ مطالعه موردی میانجی گری چین در روابط ایران و عربستان (2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
125 - 148
حوزههای تخصصی:
نقش چین به عنوان میانجیگر بین عربستان و ایران برای بسیاری از ناظران غافلگیرکننده بود؛ زیرا تا همین اواخر، پکن از دخالت در رویدادهای برجسته درصحنه جهانی اجتناب می کرد. چین ترجیح می داد تا مسئولیت کنترل تهدیدات علیه ثبات را بر عهده نگیرد و به سازمان ملل نقش ناظر در حوادث جهانی بدهد. میانجیگری چین شاهد جدید و واضحی بود که نشان می دهد، پکن از اصل دیپلماسی دنگ شیائوپینگ مبنی بر «در پس زمینه ماندن» به دیپلماسی فعال تر یک قدرت بزرگ روی آورده است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش چین در میانجیگری بین ایران و عربستان بر اساس نظریه تصمیم گیری مرتبط با مدیریت ریسک سایمون است. بر این اساس سؤال پژوهش حاضر این است که چرا ایران و عربستان چین را به عنوان میانجی مورد اعتماد و مؤثر انتخاب کردند؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که مزیت چین برای ایران و عربستان در پارادایم دیپلماتیک آن که شامل اجتناب از جانب داری؛ تلاش برای نزدیک کردن هر دو طرف به یکدیگر؛ توانایی استفاده از نفوذ فزاینده ژئواکونومیکی چین و خودداری این کشور در استفاده از زور در امور منطقه، نهفته است. هدف این رویکرد ارائه روش جدید برای مشارکت چین در امور صلح منطقه است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که موفقیت میانجیگری چین را می توان به رویکرد دیپلماتیک پکن در عدم تعهد و عدم مداخله نسبت داد که بر تصویر بی طرف چین در میان ایران و عربستان و انباشت طولانی مدت پیوندهای اقتصادی آن بنا شده است. این رویکرد چین به عنوان «توانایی عدم استفاده از قدرت» در نظر گرفته شده است. روش پژوهش، کیفی و روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای و اسنادی است.
واکاوی سبک زندگی اسلامی ایرانی و ابعاد تمدن نوین اسلامی در گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در بیانیه مهم گام دوم انقلاب اسلامی به دومین مرحله خودسازی، جامعه پردازی و تمدن سازی و لزوم نزدیک کردن انقلاب به آرمان بزرگش یعنی ایجاد تمدن نوین اسلامی، می تواند راهنمای عملی بالقوه جامعه کنونی تلقی شده و حلال بسیاری از موانع پیشرفت ایران اسلامی محسوب می شود. عنایت مقام معظم رهبری به مسئله سبک زندگی و تأکید ایشان بر لزوم تشریح آن حاکی از اهمیت این مسئله از منظر ایشان و جایگاه آن در جامعه ایرانی است. سؤال تحقیق حاضر عبارت است از: نقش و جایگاه سبک زندگی و تمدن نوین اسلامی در بیانیه گام دوم چیست و به پرسش هایی درباره تمدن نوین اسلامی از دیدگاه معظم له پاسخ داده شده است؟ در مقاله حاضر با روش توصیفی - تحلیلی پس از بررسی مجموعه سبک زندگی و تمدن نوین اسلامی از منظر مقام معظم رهبری به نظر می رسد ایجاد و برپایی تمدن نوین اسلامی و احیای نظریه نظام انقلابی نیازمند بستری قوی و متناسب با نیاز جامعه و فرهنگ ایرانی و به خصوص سبک زندگی اسلامی ایرانی از منظر ایشان دارد. در حقیقت سبک زندگی مطلوب حضرت آقا مقوم و تثبیت کننده نظریه نظام انقلابی و درنتیجه منتهی به الگوی تمدن نوین اسلامی خواهد بود. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، از دیدگاه مقام معظم رهبری گسترش و ترقی تمدن نوین اسلامی به همت و خرد دسته جمعی نیاز دارد که در سایه اخلاق، کار و تلاش، ایمان به خدا، عقلانیت، توانایی علمی، اقتصاد شکوفا، برخورداری از رسانه های قوی و روابط بین الملل به وجود می آید.
تنازع گفتمانی و برتری اسلام سیاسی در فرایند انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۳)
75 - 95
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در پاسخ به این پرسش جامعه شناختی نگاشته می شود که چه دلایلی باعث برتری گفتمان اسلام گرایی در فرایند مبارزات منتهی به انقلاب اسلامی ایران شد. در فضایی که گفتمان های ملی گرایی لیبرال و مارکسیسم هم حضور موثری داشتند، اسلام گرایی چگونه توانست نظام معنایی خود را به عنوان گفتمان هژمون تثبیت کند. در این راستا نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موف به عنوان مبنای نظری و روش شناختی این نوشتار مورد استفاده قرار گرفته شده است. چرا که نظریه تحلیل گفتمان، انطباق بیشتری با ماهیت موضوع داشته و تبیین دقیق تری از آن ارائه می دهد. از این منظر، اسلام گرایی به عنوان یک گفتمان در نظر گرفته شده که در راستای مبارزه با گفتمان حاکم پهلوی و برقرار کردن نظام معنایی خود، ایدئولوژی های ملی گرایی لیبرال و مارکسیسم را به حاشیه برده و خود به عنوان پیروز بلامنازع نبرد انقلابی شناخته شده است. این پژوهش علت اصلی برتری گفتمان اسلام گرایی در منازعه با گفتمان های رقیب را توانایی امام خمینی در ساماندهی گفتمانی فراگیر می داند که اکثر مفاهیم گفتمان های ملی گرایی لیبرال و مارکسیسم در آن گنجانده شده و با خلق فضای استعاری و پوشش دادن طیف وسیعی از خواسته های انقلابیون، موجودیت گفتمان های رقیب را به چالش کشیده است.
منازعه آمریکا- چین در دریای جنوبی در بستر راهبرد کلان مهار چین
حوزههای تخصصی:
چین نیز به موازات گسترش قدرت نسبی اش در عرصه بین الملل در جستجوی بسط دامنه ی منافع ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک خود در این منطقه است. تشدید تنش ها در دریای چین مصداقی از مفهوم «فاصله نقش و قدرت» چارلز دوران است. از یک سو چین به عنوان قدرت نوظهور درصدد پیشبرد منافع اقتصادی خود در دریای چین جنوبی است و این مستلزم باز تعریف نقش این کشور در این منطقه است و از سوی دیگر ایالات متحده بر حفظ و حتی بسط قدرت خود در این منطقه اصرار دارد. در همین راستا سؤال اصلی این پژوهش این است که منازعه میان ایالات متحده و چین در دریای چین جنوبی چه نسبتی با استراتژی ایالات متحده در خصوص مهار چین دارد؟ تبینی در پاسخ به این پرسش با بهره گیری از روش این فرضیه مطرح شده است که منازعه میان ایالات متحده و چین در دریای چین جنوبی نسبت مستقیمی با استراتژی ایالات متحده مبنی بر مهار چین به منظور حفظ و بسط سلطه ی ایالات متحده بر شاهراه های دریایی جهان به عنوان ستون برتری جهانی این ابرقدرت دارد. بنا به دریافتی که از این مقاله شده است و با استفاده از نظریه چارلز دوران و با عنایت به جایگاه جدید اقتصاد در معادلات جهانی دیدگاه گریزناپذیری برخورد بین این دو قدرت مورد چالش قرار گرفته است و بر وزنه های عامل اقتضایی نقش دیپلماسی در جلوگیری از فاجعه تأکید شده است.
مطالعه تطبیقی سیاست خارجی قطر در قبال ایران و عربستان (2013–2023)
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی پادشاهی قطر از زمان شکل گیری، همواره در راستای تامین بقا و استمرار حاکمیت خاندان آل ثانی در کشوری با محدودیت های شدید ژئوپلتیک و آسیب پذیری بالا مورد برسازی قرار گرفته در این راستا برای حصول به هدف مذکور، ایجاد توازن در روابط با قدرت های بزرگ منطقه ای دارای جنبه حیاتی می باشد. ایران و عربستان به عنوان دو قدرت منطقه ای نقش اساسی در تحولات منطقه داشته و بررسی سیاست خارجی دیگر کشورهای منطقه در قبال این دو قدرت منطقه ای حائز اهمیت می باشد. بنابراین این پژوهش سعی دارد به این پرسش اساسی بپردازد که سیاست خارجی قطر از سال 2013 و در دوران پادشاهی شیخ تمیم بن حمد در قبال ایران و عربستان چگونه بوده است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه مطرح می شود که پادشاهی قطر در بازه زمانی مذکور با اتخاذ سیاست درهای باز، ضمن پرهیز از تخاصمات منطقه ای، تلاش نموده نقش بازیگر مصالحه گر را در منازعات ایفا نماید. این پژوهش با روش مقایسه ای، کاربست نظریه رئالیسم و استفاده از منابع اولیه و ثانویه مشتمل بر اسناد، کتب و مقالات معتبر داخلی و بین المللی، جستجو در شبکه های اینترنتی، برنامه های هوش مصنوعی و... به بررسی موضوع می پردازد. در پایان یافته های پژوهش موید این واقعیت است که راهبرد سیاست خارجی قطر در برقراری روابط با ایران و عربستان نسبت به سایر کشورهای حوزه خلیج فارس ایجاد موازنه متمایل به عربستان بوده و درواقع تصمیم سازان دستگاه سیاست خارجی قطر استراتژی هایی را اتخاذ نموده که به نزدیکی بیشتر به عربستان همراه با تأمین رضایت نسبی ایران در تحولات منطقه ای منتهی می شود.
بررسی تطبیقی سیاست خارجی ترکیه و عربستان سعودی در واکنش به ناآرامی های عراق(2022- 2011)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۵۰)
249 - 280
حوزههای تخصصی:
بعد از سقوط صدام و حذف حزب بعث از ساختار سیاسی عراق، خلاء ایجاد شده زمینه رقابت های منطقه ای را فراهم نمود و قدرت های منطقه ی در راستای منافع استراتژیک خو یش بدنبال مدیریت پویایی های سیاسی عراق بوده اند. بهار عربی و گسترش آن منجر به افزایش رقابت های منطقه ای در عراق شد. در این راستا، دو قدرت منطقه ای مهمی که در کنار جمهوری اسلامی ایران نقش اساسی در تحولات سیاسی عراق ایفا نمودند، ترکیه و عربستان سعودی بوده اند. در واقع، تحولات منطقه ای زمینه افزایش نفوذ این دو بازیگر را در عراق فراهم نمود. در این راستا، با توجه به اهمیت موضوع این پژوهش با یک رویکرد جامع بدنبال پاسخگویی به این سوال محوری است؛ ترکیه و عربستان سعودی بعد از نا آرامی های عربی و گسترش آن به عراق، چه سیاستی در قبال تحولات سیاسی عراق داشته اند؟ یافته های پژوهش بر این اساس است؛ گسترش ناآرامی ها در عراق منجر به ایجاد فرصت برای دو بازیگر منطقه ای عربستان سعودی و ترکیه با هدف قرار دادن جوامع هدف در عراق در راستای افزایش نفوذ سیاسی در معادلات عراق در رقابت با جمهوری اسلامی ایران شد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی بر مبنای روش کیفی و روش گردآوری داده ها منابع کتابخانه ای و اینترنتی است.
بررسی مقایسه ای مبانی معرفت شناختی رویکردهای میانه در روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
193 - 214
حوزههای تخصصی:
ظهور رویکردهای میانه (سازه انگاری اجتماعی، نظریه انتقادی، مکتب انگلیسی) در سنت نظریه پردازی روابط بین الملل حاصل تحولات فکری و دگرگونی های سیاسی و اجتماعی در نیمه دوم قرن بیستم بوده است. این تحولات که زمینه را برای تقابل رویکردهای جدید در برابر اثبات گرایان فراهم نمود، به مناظره سوم در این رشته مطالعاتی شکل داد؛ مناظره ای که بخش قابل توجه آن را رویکردهای میانه تشکیل داده بودند. درواقع نظریه پردازان رویکردهای میانه نیز در این مشاجرات فکری در برابر خردگرایان قرارگرفتند و در کنار پساساختارگرایان، استدلال های هستی شناختی و معرفت شناختی متفاوت خود را در تقابل با جریان اصلی ارائه دادند. نویسنده در این پژوهش تلاش دارد که مبانی معرفت شناختی رویکردهای میانه را بر اساس 3 دغدغه معرفت شناختی یعنی مسئله امکان شناخت، چگونگی شناخت و غایت و هدف از شناخت را مورد بررسی قرار دهد. ازاین رو، سؤال اصلی این پژوهش این است که دیدگاه هر یک از نظریه های طیف میانه در روابط بین الملل نسبت به امکان شناخت، چگونگی شناخت و غایت و هدف شناخت چگونه است؟ پژوهش حاضر تلاش می کند که با توسل به یک بررسی مقایسه ای به این سؤالات پاسخ دهد.
بررسی چارچوبهای انرژی صادراتی قطر از دیدگاه اروینگ گافمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قطر یکی از کوچکترین کشورهای حوزه خلیج فارس است که پیشرفتهای زیادی در زمینه توسعه زیرساختارها و صادرات ال ان جی به کشورهای اروپایی و آسیایی داشته است. مطالعات زیادی توسط پژوهشگران ایرانی و خارجی در مورد قطر انجام شده است اما کمتر به نقش گاز مایع شده -ال ان جی- قطر در بازارانگیس پرداخته شده است. سؤال اصلی این پژوهش بر این امر استوار است که چه سیاستهایی را بازیگران قطری در قالب چارچوبهای ال ان جی در بازار انگلیس دنبال می کنند؟ و در کدام چارچوبها موثرترعمل کرده اند؟ فرضیه پژوهش این است که قطر در بازار ال ان جی انگلیس هدفهای تجاری و کسب درآمد را دنبال می کند. این پژوهش با بهره گرفتن از تئوری تحلیل چارچوبهای اروینگ گافمن به بررسی محدودیتها و موقعیتهای قطر در بازار ال ان جی انگلیس می پردازد و مسائل را از دیدگاه چارچوبهای منابع جغرافیایی، اقتصادی، سازمانی و محیط زیست تحلیل می کند. یافته های این پژوهش در زمینه به کارگرفتن یک دیدگاه چند رشته ای است تا پیچیدگیهای تجارت ال ان جی را ازجنبه های مختلف بررسی کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که صادرات ال ان جی درآمد زیادی را برای قطر به همراه داشته و باعث پیشرفتهای اجتماعی در جامعه قطر در زمینه های آموزش و بهداشت شده است اما مسائل محیط زیست با اولویت کمتری دنبال می شود. ابزار گردآوری اطلاعات من ابع کتابخان ه ای و اینترنت ی، و روش پژوهش کیفی بر اساس توصیفی-تحلیلی می باشد.
سنخ شناسی مواجهه فرهنگی غرب با سبک تغذیه در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۲
۱۳۶-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی شگردهای غرب در تغییر فرهنگ تغذیه در ایران پرداخته است. استحاله الگوی غذایی مردم ایران و اقامه فرهنگ تغذیه مغرب زمین، در زمره اهدافی است که استعمارگران غربی جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران و اضمحلال باورها و سنت های اصلی و بنیادین جامعه ایران نشانه گرفته اند. آنها از طریق وسایل ارتباطی و رسانه های جمعی به مثابه پرقدرتمندترین و نافذترین ابزار تهاجم فرهنگی در تدارک الگوهای ناسالم و غیراسلامی به ایران هستند. نوشتار حاضر به روش تحلیلی به گوشه هایی از شگردها و ترفندهای فرهنگی کشورهای غربی در این باب نظر افکنده است که عبارتند از: تحقیر فرهنگ بومی و اسلامی در عرصه سبک تغذیه، تصویر سازی کاذب از میراث فرهنگی اسلام در عرصه سبک تغذیه، فرهنگ آرایی سبک تغذیه غربی، حمایت از مروجان سبک تغذیه غربی، هنجارسازی کاذب فرهنگی در عرصه سبک تغذیه، سلطه گری فرهنگی در عرصه دیپلماسی غذایی.
هماهنگی آگاهانه هویت در تمدن نوین اسلامی با بهره گرفتن از تناسب موقعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله ی هویت ازجمله مسائل پیش روی تحقق تمدن نوین اسلامی است. با تأمل در نسبت میان تمدن نوین اسلامی و هویت، پرسش اصلی این پژوهش را به این شکل سامان داد که چه زمانی می توان انتظار دستیابی به هماهنگی آگاهانه هویت را داشت؟ نگارندگان این پژوهش بر روی مفهوم موقعیت تمرکز نموده و تناسب موقعیت را به عنوان فرضیه پژوهش در نظر گرفته و در فرایند یافتن پاسخ به پرسش طرح شده در چارچوب رویکرد برساختی و با استفاده از نظریه گفتگوی هویت، ابتدا هویت را به عنوان یک مفهوم چندوجهی پویای غیرقابل تقسیم که در دل یک اجتماع تمدنی ساخته می شود تعریف نمودند؛ موقعیت را نیز یک بستر زمینه ای تعریف نمودند که تجلی وجوه هویتی در آن ممکن شده و در جهت دهی فرایندهای فهم افراد و مفاهمه میان مردمان دارای اهمیت است و تناسب یا عدم تناسب موقعیت نیز در نسبت با تجلیات وجوه هویتی معنا می یابد. در ادامه با استفاده از نظریه همروی به عنوان روش پژوهش، دست به شرح مثالی پرسش از هویت و نسبت آن با موقعیت زده و مطابق با فرضیه بیان شده به این نتیجه رسیدند که هماهنگی آگاهانه هویت آنگاه امکان پذیر است که تناسب موقعیت رخ داده و نیز امکان توسعه گفتگو و دستیابی به هویت تکمیل شده به دست آید. پذیرش جهان اسلام به عنوان موقعیت می تواند مفهوم امت را در جایگاه هویت تمدنی و ثمره هماهنگی آگاهانه هویت طرح نماید.
Investigating the relationship between Instagram and Telegram on the security and social trust of the fourth generation (A case study of users aged 16 to 19 years old in District 12 of Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Due to the special features of Instagram and Telegram and the newness of this phenomenon, many people in the society have not gained the opportunity or ability to know this space in detail and their lack of proper familiarity with this space, influence in the political, social, and economic fields. , has followed culture and security for them. Therefore, in this research, the relationship between the use of Instagram and Telegram with the security and social trust of users has been investigated. The method of this research is descriptive correlation type. The statistical population of the research included 16-19-year-old users in the 12th district of Tehran, and the statistical sample size was determined to be 380 people based on Cochran's formula. The survey data collection method and the data measurement tool was a researcher-made questionnaire. The findings of the research showed that the amount and history of using Instagram and Telegram is effective on security and social trust. Meanwhile, the correlation of social and cultural content on security and social trust is positive and significant, and the correlation between economic and security content with security and social trust is negative and significant. The relationship between the political content of Instagram and Telegram with trust and social security is not significant. Finally, virtual media has had an impact on the security and social trust of Tehran users.
اهداف ترکیه از پروژه گاپ و تأثیرات آن بر اقتصاد عراق
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
1 - 25
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر مسئله کمبود آب در خاورمیانه پررنگ تر شده است و همین امر اهمیت رودخانه هایی مانند دجله و فرات را که از چندین کشور می گذرد بیشتر کرده است؛ به خصوص که کشورهای اطراف این رودخانه ها یعنی ترکیه، عراق و سوریه در چگونگی تقسیم آب هنوز به تفاهم نرسیده اند. ترکیه هر دو حوضه دجله و فرات را به عنوان حوضه رودخانه های فرامرزی واحد در نظر گرفت و شروع به احداث سدهایی تحت پروژه ای به نام «گاپ» کرد. امتناع ترکیه از پیروی از معاهدات جامعه ملل و سازمان ملل متحد از سال 1923 شروع شد و این کشور در حال برنامه ریزی برای مسدود کردن بیشتر آبی است که در طول تاریخ به سوریه و عراق سرازیر می شد. سدسازی های ترکیه در چند سال اخیر با شتاب بیشتری در حال اجراست. این امر کمبود آب دریافتی در کشورهای پایین دست مانند عراق را تشدید می کند. این موضوع برای کشوری مانند عراق که در حال بازسازی است و استقلال خود را دنبال می کند مشکلات داخلی و منطقه ای را می تواند سبب شود؛ به خصوص که بیشتر جمعیت عراق روستانشین است و زندگی روستایی نیز مستقیماً به وجود آب برای تولید کشاورزی وابسته است. بنابراین، لزوم شناخت ابعاد این پروژه ضروری جلوه می کند. همچنین با توجه به اهمیت مسئله کمبود آب و اینکه مسئله سدسازی می تواند بسیاری از موضوعات را در منطقه به هم پیوند بزند، این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از اسناد کتابخانه ای در نظر دارد تا به این سؤال پاسخ دهد که ترکیه در احداث سدهای پروژه گاپ چه اهدافی را دنبال کرده است؟ همچنین احداث این سدها از جنبه اقتصادی چه تأثیری بر عراق داشته است؟ در نتیجه این مقاله با استفاده از چارچوب نظریه «وابستگی متقابل» به اهداف اقتصادی و توسعه صنعتی، هژمونی خواهی و مسئله کردها در ترکیه می پردازد و اثرات منفی احداث سدها در امنیت غذایی و مهاجرت و کشاورزی در عراق را بررسی می کند.
An Evaluation of the Most Important Actions and Decisions of International Organizations and Authorities Regarding the Performance of the Israeli Regime in the Gaza Crisis (2023-2024)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Following the violent escalation on October 7, 2023, attributed to the actions of the Israeli regime in Gaza, a series of substantial measures have been implemented by international legal, judicial, and political organizations in support of the Palestinian cause and the resistance movement. These actions have involved key international bodies, such as the Security Council, the General Assembly, and judicial institutions including the International Court of Justice (ICJ) and the International Criminal Court (ICC), as well as various countries and influential global experts. In this context, the international community has witnessed a historical and unprecedented series of judicial opinions, resolutions, and legal positions condemning the actions of the Israeli occupying forces in Gaza. Moreover, the recent focus on obligations to prevent genocide and end the occupation and violence in Palestine is unparalleled in its intensity and global consensus. These measures provide substantial and authoritative evidence supporting the legitimacy of the Palestinian cause, while simultaneously imposing binding legal responsibilities on states, international organizations, and in particular, the General Assembly and Security Council, to ensure the protection of Palestinian rights and the cessation of occupation and violence in the region. The present study adopts a descriptive-analytical methodology, utilizing documentary and library research approaches to critically analyze the nature and substance of these legal instruments and resolutions. In doing so, it aims to inform national, regional, and international executive bodies, while fostering academic dialogue and public awareness on the critical need for implementation of these judicial decisions. This research underscores the transformative legal, judicial, and diplomatic developments following October 7, 2023, developments that are crucial to the future trajectory of Gaza and Palestine, and which must be taken into account when formulating policies and strategies for the region's future.
عادی سازی روابط عربستان و رژیم اسرائیل و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران: تهدیدات علیه محور مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۷۶)
287 - 314
حوزههای تخصصی:
منطقه غرب آسیا، یکی از پرتنش ترین و در عین حال مهم ترین مناطق جهان است و یکی از تنش های آن میان اعراب و رژیم اسرائیل بوده است، اما از سال 2015، روند عادی سازی روابط میان سعودی و این رژیم، تلاش دارد، این تنش را به همکاری تبدیل نماید. ایران که رژیم اسرائیل و برخی کشورهای عربی را دشمن خود می داند، در راستای افزایش نفوذ و امنیت خود در این منطقه، محور مقاومت را پدید آورده است، اما به نظر می رسد عادی سازی روابط موجب تهدید محور مقاومت شده، امری که بررسی آن هدف این مقاله است و بنابراین پرسش اصلی مقاله این است که عادی سازی روابط میان عربستان و رژیم اسرائیل چه تهدیداتی علیه محور مقاومت ایجاد کرده است که لاجرم بر امنیت ملی جمهوری اسلامی اثر می گذارد؟ روش تحقیق مقاله برای پاسخ به این پرسش، روش تحلیلی- توصیفی است. اهمیت این بررسی در آن است که هر نوع تهدیدی علیله محور مقاومت که در محیط پیرامونی جمهوری اسلامی گسترش یافته و موجب نفوذ آن شده، بر این امنیت ملی آن اثرگذار خواهد بود. نتیجه کلی مقاله نشان می دهد عادی سازی روابط موجب این تهدیدات برای محور مقاومت در این ابعاد شده است: حمایت از نیروهای داخلی، جدایی طلب و خواستار سقوط جمهوری اسلامی در ایران و حمایت از نیروهای منطقه ای و بین المللی ضد محور مقاومت در کل این محور یعنی در ایران، سوریه، لبنان، یمن، عراق و... .
جایگاه آسیای مرکزی در سیاست خارجی جدید هند: برداشت هایی برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار تلاشی است تا هم زمان با بررسی جایگاه آسیای مرکزی در سیاست خارجی جدید هند، منافعی که از همکاری های هند و این منطقه متوجه ایران می شود، مورد مطالعه و کندوکاو قرار گیرد. در این نوشتار در پی پاسخ به این پرسش هستیم که آسیای مرکزی چه جایگاهی در سیاست خارجی جدید هند داشته و رابطه هند با این منطقه برای ایران چه فرصت هایی به همراه دارد؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که آسیای مرکزی به واسطه موقعیت ژئوپلیتیک و منابع غنی انرژی، بازار و دسترسی به اروپا، برای هند جایگاه راهبردی دارد و دسترسی این کشور به منطقه از راه ایران منافع مشترک و انفرادی دو طرف را تحقق می بخشد. در این نوشتار با استفاده از روش کیفی و شیوه نمونه پژوهی و روندپژوهی با کاربست نظریه نولیبرال گرایی، موضوع را تحلیل می کنیم. یافته های نوشتار نشان می دهد که آسیای مرکزی برای هند از نظر ژئوپلیتیکی، اقتصادی و تجاری بسیار اهمیت دارد. تحولات اخیر افغانستان و روی کارآمدن طالبان، دستیابی هند به منطقه را از مسیر افغانستان با دشواری روبه رو کرده است. ازاین رو وابستگی هند به ایران برای رسیدن به آسیای مرکزی بیشتر می شود. ایران به دلیل ظرفیت های بالقوه خود می تواند مسیر مناسبی برای هند به آسیای مرکزی و فراتر از آن اروپا فراهم کند. از سویی، خود نیز از منافع همکاری منطقه ای بهره مند شود.