فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۶۱ تا ۱٬۱۸۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
بررسی مقدماتی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه افسردگی کودکان (CDI)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقدماتی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه افسردگی کودکان است. نمونه پژوهش شامل 407 دانش آموز 12 الی 14 سال (234 پسر و 173 دختر) است که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. پرسشنامه افسردگی کودکان، مقیاس افسردگی کودکان و پرسشنامه افسـردگی بک در بین آزمودنی های پژوهش اجرا شد. نتایج نشان داد که پایایی بازآزمایی و همسانی درونی کل پرسشنامه افسردگی کودکان به ترتیب برابر با 82/0 و 83/0 است.
هم چنین همبستگی بین پرسشنامه افسردگی کودکان، مقیاس افسردگی کودکان و پرسشنامه افسردگی بک به ترتیب برابر با 79/0 و 87/0 محاسبه شد که بیانگر روایی همگرای پرسشنامه افسردگی کودکان است. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مدل پنج عاملی پرسشنامه افسردگی کودکان در جامعه ایرانی برازش دارد. نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که میانگین نمرات کل افسردگی دختران به طور معنا داری بیشتر از پسران است. هم چنین میانگین نمرات کل افسردگی آزمودنی های 14 سال به طور معنا داری بیشتر از آزمودنی های 12 سال است.
ساخت و اعتباریابی پرسشنامه شوخ طبعی (SHQ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، ساخت و اعتباریابی پرسشنامه ای برای سنجش شوخ طبعی بود، لذا بر اساس متون معتبر و مقیاس های موجود، پرسشنامة مقدماتی با 100 سؤال تدوین شد. سپس نمونه ای با دامنة سنی 20 تا 60 سال به روش تصادفی در دو مرحله برای شرکت در این پژوهش انتخاب شدند. بدین ترتیب که در مرحلـة مقدماتی، یک نمونـة 40 نفری برای پایایی سنجی، و در مـرحلة بعد یک نمونة 240 نفری برای تحلیل عاملی انتخاب شد. در نهایت، 25 سؤال که با کل آزمون دارای همبستگی مثبت بودند و حتی المقدور بر روی یک عامـل، بـار عاملی 0/35 یا بـالاتـر داشتنـد، بـرای پرسشنامـة نهـایی انتـخـاب شـدند. این پـرسـشنامـة 25 سـؤالی، پرسشنامـة شـوخطبعی (SHQ) نامگذاری شد. روایی سازة SHQ با استفاده از روش مؤلفه های اصلی و با چرخش مؤلفه ها از نوع واریماکس، مورد تحلیل عوامل قرار گرفت. بر این اساس، یک ساختار پنج عاملی (لذت از شوخی، خنده، شوخی کلامی، شوخطبعی در روابط اجتماعی، و شوخطبعی در شرایط استـرسآور) که 63/75 درصد واریانس را تبیین میکنند، بهدست آمد. علاوه بر این، نتایج پایایی SHQ با استفاده از روش های همسانی درونی (آلفای کرونباخ) و بازآزمایی (به فاصله 21 روز) نشان داد که SHQ از ضرایب پایایی مناسبی برخوردار است.در مجموع، این مطالعه نشان داد که SHQ با داشتن ضرایب پایایی و روایی رضایت بخش، ابزاری مناسب برای سنجش شوخ طبعی در پژوهشهای بعدی است.
تأثیر ورزش هوازی بر نگرش زنان در مورد تصویر بدنی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: فشارهای اجتماعی نشأت گرفته از افزایش علاقمندی به لاغری و نظرات گسترده در مورد ساختار بدن باعث شده است که نارضایتی از بدن در میان زنان که می تواند منشاء کاهش عزت نفس، افسردگی و سایر اختلالات باشد، بسیار شایع شود. هدف از انجام این مطالعه، بررسی تأثیر ورزش هوازی کوتاه مدت بر جنبه های مختلف نگرش تصویر بدنی در زنان بزرگسال می باشد. روش بررسی: در این پژوهش مداخله ای و شبه تجربی، از طریق نمونه گیری در دسترس، 82 نفر از زنان بزرگسال (18 تا ۴۵ سال)، از میان 150 نفر از مراجعان به باشگاه های گل و انقلاب شهر تهران با توجه به همسان سازی و در نظر داشتن معیارهای ورود و خروج (عدم شرکت در انواع ورزش در3 ماه گذشته، عدم ابتلا به اختلالات جسمی و وجود نگرش منفی در مورد تصویر بدنی) انتخاب شده و به صورت تصادفی تعادلی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه جمعیتشناختی و پرسشنامه چند بعدی نگرش فرد در مورد بدن خود (MBSRQ) انجام شد. گروه مداخله به مدت 4 هفته و هفته ای 3 روز به مدت 1 ساعت در ورزش هوازی شرکت کردند. داده های حاصل با آزمون های تی مستقل و زوجی و مجذور خی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: مقایسه دو گروه بعد از مداخله، حاکی از وجود اختلاف معنادار بین آنها در خرده مقیاس های ارزیابی از ظاهر، آگاهی از ظاهر، آگاهی از احساس سلامت جسمانی و آگاهی از احساس بیمار بود، ولی در مورد خرده مقیاس های ارزیابی از تناسب جسمانی ، آگاهی از تناسب جسمانی، ارزیابی از احساس سلامت جسمانی ، رضایت از بخشهای مختلف بدن، مشغولیت فکری با اضافه وزن و ارزیابی وزن بین دو گروه اختلاف معناداری وجود نداشت. نتیجه گیری: دوره های کوتاه مدت ورزش هوازی در بهبود برخی ابعاد نگرش تصویر بدنی در زنان بزرگسال مؤثر بوده و می تواند به عنوان یک ابزار درمانی در کاردرمانی مورد استفاده قرار گیرد.
ایرما: تفسیر یک خواب
حوزههای تخصصی:
بررسی تأثیر آموزش مهارت های اجتماعی به شیوه گروهی بر کاهش کمرویی نوجوانان دختر مقطع متوسطه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر آموزش مهارت های اجتماعی در کاهش میزان کمرویی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه 17-14 ساله بود. جهت نمونه گیری از بین مناطق آموزش و پرورش شهر تهران یک منطقه به صورت تصادفی ساده انتخاب شد. از میان آن دو دبیرستان دخترانه در مقطع متوسطه انتخاب، به 400 نفر دانش آموزان دختر پرسشنامه کمرویی داده شد. از بین آنها 30 نفر که بیشترین میزان کمرویی را دارا بودند انتخاب گردیدند و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفری تقسیم شدند. به 15 نفر آنها به عنوان گروه آزمایش آموزش مهارت های اجتماعی در طی 10 جلسه داده شد. به 15 نفر دیگر به عنوان گروه کنترل هیچ نوع آموزشی داده نشد.
ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه کمرویی بود. در این پژوهش به منظور مقایسه بین دو میانگین از آزمون T برای گروه های مستقل استفاده شد که تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS صورت پذیرفت. نتایج نشان داد تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و کنترل وجود دارد که بیانگر اثر بخش بودن آموزش مهارت های اجتماعی بر کاهش کمرویی می باشد.
کلید واژه:
بررسی رابطه رفتارهای متفاوت ارتباطی - نظارتی والدین در وضعیت های مختلف تحصیلی و اجتماعی فرزندان دانشجو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مقاله حاضر، به عنوان بخشی از یک پژوهش ملی، بررسی تاثیر رفتار ارتباطی و نظارتی والدین بر وضعیت تحصیلی- اجتماعی دانشجویان می باشد. تعداد 2636 نفر متشکل از 1318 دانشجو از میان دانشجویان مجرد دوره های کارشناسی دانشگاه های شهید بهشتی، تبریز، اصفهان، شهرکرد و گیلان (دانشگاه های جامع دولتی تحت پوشش وزارت علـوم، تحقیقـات و فنـاوری در گـروه های آمـوزشی پنج گـانـه) و 1318 نفـر والـد پـاسخگـو (والد یا یکی از افرادی که به عنوان مراقب اصلی با دانشجو زندگی می کند)، با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. معیار انتخاب، پیشرفت تحصیلی و سازگاری اجتماعی با محیط دانشگاه بوده که در این چارچوب از میان دانشجویان 421 دانشجوی مشروط و 411 نفر معادل مشروط، 237 دانشجوی کمیته انضباطی، 245 نفر معادل کمیته انضباطی، انتخاب شدند. سپس هر دو عضو خانواده های شرکت کننده در طرح (دانشجو و والد پاسخگو) به طور جداگانه مقیاس سنجش کیفیت ارتباط با خانواده و میزان نظارت والدین را تکمیل کردند.
مقایسه نتایج گزارش شده در این پژوهش نشان داد که تفاوت میانگین نمرات متغیرهای مقیاس های چندگانه (ارتباط از دید فرزند و والد، گرمی ارتباط از دید فرزند و والد، نظارت از دید فرزند و والد و لزوم نظارت از دید فرزند و والد) در بین دانشجویان متعلق به گروه های مشروط، کمیته انضباطی و گروه های معادل آن ها به گونه ای است که میانگین نمرات ارتباط و گرمی ارتباط و هم چنین نظارت، در دانشجویان و والدین دانشجویان متعلق به گروه های مشروط و کمیته انضباطی نسبت به گروه های معادل آن ها پایین تر و تفاوت میانگین نمرات معنادار است. کیفیت ارتباط والدین با فرزندان، میزان محبت و کنترل والدین، از مؤلفه های مهم در افزایش سلامت روان دانشجویان است. ارتباط مناسب والدین و فرزندان، همدردی در مورد مشکلات، تبادل نظر در مورد مسائل تحصیلی و اجتماعی و کنترل و نظارت بر وضعیت آن-ها منجر به ایجاد احساس خودکارآمدی در دانشجویان و انگیزه بیشتر برای کسب موفقیت های بعدی در تحصیل می-گردد.
نقش انگیزش و خودکارآمدی تحصیلی و رویکردهای مطالعه در پیشرفت ریاضی دانش آموزان رشته های علوم تجربی و ریاضی مقطع متوسطه شهر قاین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش انگیزش تحصیلی (درونی و بیرونی)، خودکارآمدی تحصیلی و رویکردهای مطالعه (عمیق، سطحی و راهبردی)در پیشرفت ریاضی دانش آموزان است. بدین منظور پژوهش حاضر با روش همبستگی انجام شد و از میان 1232 دانش آموز پایه های دوم، سوم و چهارم رشته های ریاضی و علوم تجربی شهر قاین 310 دانش آموز(155 دختر، 155 پسر و144 دانش آموز ریاضی، 166 دانش آموز تجربی) به صورت تصادفی و با روش خوشه ای چند مرحله ای به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های انگیزش تحصیلی هارتر، خودکارآمدی تحصیلی مورگان- جینکز و رویکردهای مطالعه استفاده شد. اطلاعات مربوط به پیشرفت ریاضی (نمره ریاضی ترم قبل) نیز جمع آوری شد . اعتبار سازه ای این پرسشنامه ها به روش تحلیل عاملی با چرخش واریماکس انجام شد و ضرایب آلفای کرونباخ نشان از همسانی درونی مؤلّفه های آن ها داشت. داده ها با روش های آماری مدلیابی معادلات ساختاری و همبستگی تجزیه و تحلیل شدند . نتایج حاصل نشانه آن بود که خودکارآمدی تحصیلی و پس از آن انگیزش درونی بالاترین نقش را در پیشرفت ریاضی داشتند، به علاوه مقدار جالب توجهی از اثر خودکارآمدی و انگیزش درونی بر پیشرفت ریاضی با واسطه رویکردها به ویژه رویکرد عمیق انجام می شود.
کمیسازی و سنجش سبک زندگی اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش فراهم ساختن زمینه ای برای کمیسازی و سنجش سبک زندگی اسلامی است. با مطالعه روشمند متون اسلامی و روان سنجی، پرسش نامه ای 135 سؤالی تهیه شد. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه اصفهان و طلبه های حوزه علمیه قم در سطح کارشناسی بوده اند. سیصد نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و دو آزمون «سبک زندگی اسلامی (محقق ساخته)» و «جهت گیری مذهبی» روی آنها اجرا شده است. داده ها، با روش تحلیل عاملی، آلفای کرونباخ و تحلیل مانوا، تحلیل شده و نتایج نشان میدهد که آزمون سبک زندگی اسلامی از پایائی «786/.» بهره مند است. نتایج تحلیل عوامل نیز روائی و ساختار عاملی مناسبی را نشان میدهد. روائی هم زمانِ آن با آزمون جهت گیری مذهبی نیز از طریق ضریب همبستگی پیرسون (644/.)، به دست آمد این پژوهش نشان میدهد که سبک زندگی اسلامی قابل کمی شدن است و آزمون ساخته شده، ویژگیهای روان سنجی لازم را دارد.
کفایت روان سنجی نسخه ی فارسی ""پرسشنامه ی کنترل فکر"" و ""پرسشنامه ی افکار اضطرابی"" در دانشجویان ایرانی
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه ی ایرانی دو ابزار اصلی مدل فراشناختی، یعنی پرسشنامه ی کنترل فکر و پرسشنامه ی افکار اضطرابی بود. روش این پژوهش در ابتدا برگردان دو پرسشنامه بود؛ سپس 767 نفر از دانشجویان دانشگاه قزوین پرسشنامه های افسردگی بک ویرایش دوم، پرسشنامه ی اضطراب بک، پرسشنامه ی سلامت روانی، پرسشنامه ی کنترل فکر و پرسشنامه ی افکار اضطرابی را کامل کردند. 528 نفر از این افراد پس از دو هفته در فرایند آزمون بازآزمون شرکت کردند. با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی 5 عامل قابل تفسیر با عنوان ""پرت کردن حواس""، ""نگرانی""، ""کنترل اجتماعی""، ""تنبیه"" و ""ارزیابی دوباره"" برای پرسشنامه ی کنترل فکر شناسایی شدند. پرت کردن حواس با نشانه های افسردگی، اضطراب، علایم بدنی و اختلال در کارکرد اجتماعی رابطه ی معکوس و معنی داری داشت. عامل های نگرانی و تنبیه با نمره های افسردگی و اضطراب و تمام زیرمقیاس های سلامت عمومی ارتباطی مستقیم و معنی دار داشتند. میزان همسانی درونی عامل های پرسشنامه و پایایی بازآزمایی آن ها رضایت بخش بود. تجزیه و تحلیل های مربوط به تحلیل عاملی اکتشافی در مورد پرسشنامه ی افکار اضطرابی سه عامل با عنوان های "" فرانگرانی""، ""اضطراب اجتماعی"" و ""اضطراب سلامتی"" را ظاهر ساخت. این سه عامل با افسردگی، اضطراب و شاخص های ناراحتی روانی در پرسشنامه ی سلامت عمومی ارتباطی مثبت و معنی دار داشتند. میزان همسانی درونی و پایایی بازآزمایی این مقیاس نیز مطلوب و رضایت بخش بود. یافته های این مطالعه شواهد نویدبخشی را در مورد قابلیت کاربرد نسخه ی فارسی پرسشنامه ی کنترل فکر و پرسشنامه ی افکار اضطرابی در جمعیت عمومی ایران فراهم می کند، اما ویژگی های روان سنجی پرسشنامه در جمعیت بالینی ایرانی ناشناخته باقی مانده است و در این زمینه به مطالعات بیش تری نیاز است.
بررسی میزان شیوع افسردگی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یاسوج
حوزههای تخصصی:
جمعیت مورد مطالعه کلیه دانشجویان رشته های مختلف چهار دانشکده دانشگاه پرستاری، آموزشکده پیراپزشکی در نیمسال 78-77 بود. 421 نفر به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردیدند. ابزار اندازه گیری مورد استفاده در این پژوهش، آزمون استاندارد شده (Beck) بود.
یافته ها نشان داد که میزان شیوع افسردگی 69.2% بود که به ترتیب 41.2% از افسردگی خفیف، 17.3% از افسردگی 6.4% از افسردگی نسبتا شدید و 4.2% از افسردگی شدید در رنج می باشند.
بیشترین میزان افسردگی مربوط به آموزشکده پیراپزشکی (47.5%) و کمترین مربوط به دانشکده پزشکی (60.8%) بود؛ بیشترین میانگین نمرات افسردگی در آموزشکده پیراپزشکی با 17.7 و کمترین میانگین در دانشکده پزشکی با 13.7 بود. 66.1% دانشجویانی که فعالیت فوق برنامه غیردرسی داشتند، دارای افسردگی بودند، در صورتی که 73.6% دانشجویانی که فعالیت فوق برنامه غیردرسی نداشتند، از افسردگی رنج می بردند.
75.3% دانشجویانی که آینده شغلی خود را بد و 74% دانشجویانی که آینده شغلی خود را متوسط و 63.2% دانشجویانی که آینده شغلی خود را خوب توصیف کرده اند، افسردگی داشتند.
بنابراین نداشتن فعالیت فوق برنامه و نداشتن امید به آینده در رابطه نزدیکی با افسردگی خواهد داشت
نظریه فروید (روانشناس شهیر راجع به شخصیت)
منبع:
مهرسال سوم ۱۳۱۴ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
سبک های دلبستگی و نگرش های مذهبی به عنوان پیش بین های موفقیت و شکست رابطه زناشویی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی امکان پیش بینی موفقیت و شکست رابطه زناشویی در زوج های متقاضی طلاق و عادی با استفاده از سبک های دلبستگی بزرگسالی و نگرش های مذهبی انجام گرفته است.
مواد و روش ها: این پژوهش به روش مورد- شاهد طراحی شد. نمونه شامل 49 زوج (98 نفر) متقاضی طلاق و 52 زوج (104 نفر) عادی بود. در این پژوهش برای انتخاب نمونه طلاق از جامعه زوج های متقاضی طلاق به روش نمونه در دسترس و برای انتخاب نمونه عادی از روش نمونه گیری خوشه ای- تصادفی استفاده شد. همه زوج ها به وسیله پرسش نامه سبک های دلبستگی بزرگسالی Hazan و Shaver و پرسش نامه جهت گیری مذهبی آذربایجانی مورد سنجش قرار گرفتند. در این پژوهش برای تحلیل داده ها علاوه بر روش آمار توصیفی، روش تحلیل ممیز به کار بسته شد.
یافته ها: نتایج به دست آمده، فرضیه پژوهش را مبنی بر توان پیش بینی سبک دلبستگی ایمن، عقاید و اخلاق در پیش بینی موفقیت رابطه زناشویی تأیید کردند. این نتایج الگوی ارایه شده در این پژوهش را با جزئیات آن مورد تأیید قرار داد.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش مؤید این است که موفقیت و شکست در رابطه زناشویی را میتوان از طریق متغیرهای سبک دلبستگی و نگرش های مذهبی پیش بینی نمود؛ هر چه زوجین دارای سبک دلبستگی ایمن بالاتر و سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرای پایین تری باشند و همچنین از نظر نگرش های مذهبی در سطح بالاتری باشند، احتمال موفقیت در رابطه زناشویی آن ها بالاتر است.
انسان به منزله مساله ای زبانی (دیدگاه مولانا درباره نقش زبان در تعیین وضعیت روانی و رفتار انسان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های مطرح در حوزه روان شناسی هریک بنابر پیش فرض های فلسفی خود، در تبیین رفتار و ماهیت روان انسان بر عوامل متفاوتی تاکید داشته اند. در این میان برخی عمدتاً بر جهان عینی و بیرونی تمرکز و تاکید کرده و عوامل برون ذهنی را عوامل اساسی شکل دهنده رفتار انسان به شمار می آورند و برخی معتقدند انسان در جهان ذهنی و خصوصی تجربیات خویش زندگی می کند که بیشترین تاثیر را بر او دارد. در کنار دو دسته عوامل ذهنی- شخصی و عوامل عینی- بیرونی، می توان به عامل سومی اشاره داشت که در عین استقلال بر هر دو تاثیر گذار است؛ این عامل سوم که امری بین الاذهانی و اجتماعی محسوب می شود، زبان است که اهمیت ویژه ای در هستی انسان و شکل گیری رفتار او دارد؛ از این رو، تحقیق حاضر درصدد آن است که به بررسی دیدگاه مولانا درباره نقش زبان در تعیین وضعیت روانی و رفتار انسان بپردازد. پژوهش حاضر پژوهشی کیفی و توصیفی - تحلیلی از نوع تحلیل محتواست که به منظور توصیف عینی و کیفی محتوای مفاهیم به صورت نظامدار انجام شده است. در دیدگاه مولانا اساساً ذهن آدمی از زبان او جدا نیست؛ آگاهی انسان همواره ماهیتی کلامی دارد و فعالیت های ذهنی همچون ادراک، اندیشه و شناخت در زبان رخ می دهند. زبان صورت و شکل معنا را مشخص می سازد و افراد تجربه خود از واقعیت را به گونه ای خلاق، از طریق معانی موجود در زبان شکل می دهند. زبان همچنین خیال انسان را تحت سیطره خود قرار می دهد و بر بدن نیز تاثیر می گذارد؛ از این رو می توان گفت که زبان تعیین کننده اصلی وضعیت روانی و رفتار آدمی به شمار می آید و روش بررسی مسائل انسانی، زبان کاوی است. مولانا اهمیت ویژه ای برای زبان مجازی و از جمله استعاره و داستان در دستیابی به معنا قائل است. از نظر او محتوای ذهن و آگاهی انسان می تواند ساختی روایتی داشته باشد. دیدگاه مولانا به زبان و روایت، دیدگاهی واقع گرا است. هستی انسان ساختاری زبانی دارد و آدمی بر اساس شرایط زبانی اش عمل می کند. زبان، جهان سومی است که بین جهان ذهن و جهان عین قرار دارد و ارتباط آن دو را میسر و میان آن ها واسطه گری می کند. از این رو می توان گفت موضوع روانشناسی نه ذهن و فرایندهای ذهنی و نه رفتار، بلکه زبان است. چرا که آنچه ذهن نامیده می شود از زبان جدا نیست و فرایندهای ذهنی در واقع فعالیت های زبانی هستند و عامل اساسی شکل دهنده رفتار، زبان می باشد. پس به منظور دستیابی به سوژه انسانی و شناخت آن، باید ابژه زبان مورد مطالعه قرار گیرد.
آیا اخلاق فطری است یا اکتسابی؟
منبع:
پیوند ۱۳۶۹ شماره ۱۳۴
حوزههای تخصصی:
بررسی تأثیر رویکردهای آموزشی بر مهارتهای اجتماعی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر1بررسی عملکرد رویکردهای آموزشی در تقویت مهارتهای اجتماعی فراگیران و پاسخ دادن به این پرسش است که هر یک از این رویکردها چه تأثیری بر تقویت مهارتهای عاطفی- اجتماعی کودکان می گذارد. برای این منظور پنجخرده مقیاس مهارتهای عاطفی- اجتماعی شامل خودکنترلی، خودکارآمدی تحصیلی، پشتکار، مهارت رهبری و توانایی ارتباط اجتماعی انتخاب شدند. این مقیاسها طی سال تحصیلی 94-1393در سه مرحله سه ماهه با توجه به تفاوتهای روش شناختی دو رویکرد آموزشی واحد کار و پروژه ای مقایسه شدند. چارچوب نظری این پژوهش بابهره گیری از الگوی مدارس رجیو امیلیا و نظریات مالاگاتزی و لیلیان کتز تنظیم شده است. روش تحقیق از نوع پیمایش مقطعیو ابزار پژوهش پرسشنامه است. حجم نمونه شامل 383 کودک7-6 ساله بودهکه در مراکز پیش دبستانی شهر کرمان تحت آموزش بوده اند.یافته های حاصل از آزمون T مستقل نشان داد که میانگین مهارتهای اجتماعی-عاطفی کودکان پروژه- محور در مقایسه با واحدکار بیشتر است.همچنین هر یک از مهارتهای عاطفی-اجتماعی طی دوره های زمانی متفاوت در کودکان بروز می کند، به طوری که توانایی روابط اجتماعی در رویکرد پروژه ای و توان رهبریدر رویکرد واحدکار بسیار بیشتر از دیگر خرده مقیاسها به دست آمد. در بعد مهارتهای خودکارآمدی، خودکنترلی و پشتکار کودکان تفاوتی معنادار دررویکرد پروژه ای نسبت به رویکرد واحد کار آشکار شد. با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود والدین، برنامه ریزان و مدیران آموزشی ظرفیتها و ضعفهای کودکان را در ابعاد مختلف مورد بررسی قرار دهند تا خدمات آموزشی متناسب و هدفمند دریافت کنند.
بررسی عوامل مؤثر بر مسئولیت پذیری نوجوانان دبیرستانی در خانه و مدرسه
حوزههای تخصصی:
تاثیر تحریک تالاموس بر پردازشهای زبانی و حافظه در بیماران پارکینسون(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" هدف: تحریک عمقی هسته VLتالاموس به عنوان روش درمانی موفقی برای بعضی اختلالات حرکتی در بیماران پارکینسونی مقاوم به دارو گزارش شده است. این امر مشارکت مدارهای قشری - زیر قشری را در کنترل حرکت تایید می کند. در خصوص مشارکت این مدارها در کارکردهای شناختی و بویژه زبان تحقیقات کمی انجام شده و اختلاف نظر وجود دارد. هدف این پژوهش تعیین میزان اثر تحریک عمقی تالاموس چپ و راست، بر پردازشهای زبانی و حافظه می باشد.
روش بررسی: تحقیق حاضر از نوع چند مورد پژوهی است که طی آن پردازشهای زبانی و حافظه 6 بیمار پارکینسونی مقاوم به دارو پس از عمل جراحی تحریک عمقی (Deep Brain Stimulation)هسته VLتالاموس، (دو بیمار تالاموس راست، دو بیمار تالاموس چپ، دو بیمار دو طرفه)، در دو وضعیت دستگاه خاموش و روشن با حداقل فاصله زمانی 40 روز بین دو آزمون، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. ابزار تحقیق و روش جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه (تاریخچه بیماری)، آزمون حافظه وکسلر، زیر آزمون درک دستوری و جمله سازی آزمون BAT (Bilingual Aphasia Test) و روانی کلامی بود.
یافته ها: بر اساس نتایج آزمونها، نمره آزمون حافظه و کسلر در گروه تالاموس چپ در حالت تحریک در مقایسه با عدم تحریک افزایش جزیی و درگروه تالاموس راست کاهش جزیی نشان داد. نمره درک جملات پیچیده در هر دو گروه، در حالت تحریک تالاموس در مقایسه با وضعیت عدم تحریک افزایش نشان داد. در نمره روانی کلامی و جمله سازی در حالت تحریک تالاموس در مقایسه با حالت عدم تحریک در هر دو گروه شاهد کاهش نمره بودیم.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش به نظر می رسد، تحریک عمقی تالاموس باعث بهبود مهارت درک دستوری و کاهش روانی کلامی و ساخت جمله در هر دو گروه شده است که از نظریه مشارکت دو طرفه تالاموس در پردازشهای زبانی حمایت می کند و مغایر با تحقیقاتی است که این تغییر را فقط در اثر تحریک تالاموس چپ گزارش کرده اند.به نظر می رسد تفاوت اثر تحریک عمقی تالاموس چپ نسبت به راست در نمره حافظه تاییدی بر سوبرتری تالاموس چپ باشد."