در سده چهارم هجری، آل بویه ایرانی تبار موفق شدند گستره وسیعی از سرزمین های عباسی را به اطاعت خود در آورند. ریشه ایرانی این سلسله، به همراه روح حاکم بر جغرافیای ایران آن روزگار که بخشی از جریان شعوبی گری را در ضمن بازگشت به عصر سلطانی ایرانیان نمایندگی می کرد، دست مایه ای شد تا فضای حکمرانی حتی در عراق، نمایی ایرانی به خود ببیند. گواه این امر، رسومی دولتی بود که بازنمایی از آیین های کهن شاه و دربار در ایران باستان و نمایشی از پیوندهای بویهیان با گذشته شاهی ایران بود.این مقاله، تکاپویی بر شناسایی مراسم آیین های دولتی دیلیمیان و در حقیقت، چشم اندازی بر پیوست این امارت به سلسله های ایران باستان است. مراسم سلطانی ضمن پیوستگی آشکار با سیستم حکومتی، اوضاع زمانه بویهیان را به شیوه وصفی بررسی می کند. مقاله حاضر بر آن است، تمامی مراسم دولتی بویهیان را ضمن ارائه در قالب گردآمده ای آیینی در کنار جایگاه اندیشه شاهی در سلسله ای با اندیشه ترکیبی ایرانی شیعی به پیشخوان اندیشه پژوهش گران آل بویه بسپارد.
در سالهای نخست دهه 1300، میر جعفر پیشهوری که هنوز چهرهای کم و بیش گمنام محسوب میشد و در سلسله مقالاتی که در روزنامه حقیقت منتشر کرد در مورد معنا و مفهوم ایرانی بودن و برهمین اساس تقسیمات کشوری و ایالتیای مناسب با این طرز تلقی، گفتارهایی را ارائه داد که با آراء و اندیشههای او در دوره شهرت و معروفیت وی – یعنی دوران حکمروایی فرقه دموکرات آذربایجان در پایان جنگ دوم جهانی، تفاوتی اساسی داشت. ابعاد اندیشههای اولیه او در این زمینه، در این مقاله موضوع بررسی قرار گرفته است.