همزمان با پیدا شدن دست نویس های مانوی از واحه تورفان چین، کشف رمز و خوانش آن ها آغاز شد و پس از گذشت یک قرن،این تلاش بی وقفه ادامه دارد.اما پرداختن به بعد هنری این دست نویس های ارزشمند اهمیت ویژه ای دارد؛زیرا هنر مانوی در فرهنگ ایران نیرویی پویا و زنده بوده و این پویایی از آنجا نشات می گیرد که در این هنر،ایمان مذهبی عمیقی نهفته است.از سویی دیگر،مانویت ارتباط نزدیکی با سایر فرهنگ ها پیدا کرده بود و همین تاثیر پایا،اهمیت خاصی به هنرهای مانوی در تاریخ هنر ایران بخشید.در مقاله حاضر یکی از نگاره های جدید و منتشر نشده مانوی مورد بررسی قرار گرفته است.این نگاره یکی از قطعات مانوی متعلق به مجموعه متون تورفان در برلین است.نگارنده تلاش کرده است تا ضمن معرفی این قطعه جدید،اسلوب نگارگری به کار رفته در آن را تحلیل کند و آن را با دیگر نگاره های مانوی که سالمتر مانده اند،مورد مقایسه قرار دهد.
سالهای حد فاصل مشروطه تا پایان دوره رضا شاه (1285-1320 ش.) به تبع تحول ذهنی سالهای پیش از آن، دوره تظاهر مادی مدرنیته در سراسر ایران بود. در پیامد این امر جامعه ایرانی نه تنها محمل ذهنیت جدیدی از مفهوم کودکی که پذیرای تعریف نوینی از بازی های کودکانه و انواع آن گردید. در این مقاله برآنیم تا به این پرسش پاسخ گوئیم که جامعه ایرانی در این دوره چه درک و دریافتی از بازی های کودکانه داشت و این ذهنیت عمومی تحت تأثیر چه علل و عواملی تجدّد و تحّولیافت؟حاصل این پژوهش آن است که جامعه ایرانی از تعریف بازی به مثابه ابزاری برای سرگرمی به تعریف جدیدی رسید که در آن از بازی ها و سرگرمی ها برای تربیت صحیح کودکان در خانه، کودکستان و مدرسه استفاده می گردید. علاوه بر این همانگونه که همه کودکان ایرانی به آموزش جدید دسترسی نداشتند بهره مندی از بازی ها و سرگرمی های جدید هم محدود به طبقات و اقشار بالای جامعه بود.