هدف: هدف پژوهش حاضر، آشنایی مختصر با دلایل شکل گیری یکی از نهادهای مالی برآمده از انقلاب مشروطه، یعنی دیوان محاسبات و تحلیل برخی موانع موفقیت آن در انجام تکالیف قانونی در سال های نخست عمر خویش است.
روش/ رویکرد پژوهش: روش این پژوهش، توصیفی- تحلیلی با اتکا به اسناد و برخی منابع کتابخانه ای است.
یافته ها و نتایج پژوهش: یافته های این پژوهش نشان می دهد که رهبران انقلاب مشروطه با علم به آشفتگی نظام بودجه ریزی و نیز عدم نظارت بر چگونگی هزینه شدن بودجة کشور، در نخستین دورة مجلس شورای ملی، با هدف نظارت بر نظام گردش مالی خزانة کشور اقدام به تأسیس دیوان محاسبات کردند، اما عواملی همچون مقاومت صاحب منصبان حکومتی و ریشه دار بودن فرهنگ عدم پاسخگویی در آنان، دیوان مزبور را دست کم در سال های نخست، در رسیدن به اهداف اعلام شدة خود ناکام گذاشت.
در سده های اخیر تاریخ ایران، کمبود نان همواره یکی از بحران های اصلی بوده است. قحطی نان و خواروبار از مسائل مختلف جغرافیایی و سیاسی، کاهش نزولات آسمانی، شیوه کشاورزی سنتی و بروز دو جنگ جهانی ﻣﺘﺄثر بود. با بروز قحطی، مردم و دولت های وقت با بحران کمبود نان مواجه می شدند. نانیکه غذای اصلی مردم بود. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به پرسش های ذیل است: وضعیت نان شهر اصفهان در دوره پهلوی اول به چه صورت بود. چه اقداماتی برای رفع این مشکلات صورت گرفت؟ اقدامات دولت تا چه میزان در حل مشکل نان در اصفهان مؤثر بود. براساس یافته های به دست آمده در این پژوهش، در دوره پهلوی اول برای رسیدگی به وضعیت نان شهر اصفهان و رفع مشکلات آن اقداماتی صورت گرفت. بخشی از این اقدامات عبارت بود از: دخالت مستقیم دولت در خرید گندم از کشاورزان و فروش آن به نانواها، تدوین نظام نامه هایی برای کاهش دادن و تثبیت کردن قیمت نان، نظارت بر عملکرد نانواها ازطرف بازرسان شهرداری اصفهان، رسیدگی به وضعیت بهداشت مغازه های نانوایی و سلامت نانواها، صدور مجوز قانونی ازطرف شهرداری برای فعالیت نانوایی ها. به نظر می رسد که در دوره پهلوی اول، دولت تلاش هایی انجام داد؛ اما به طور قطع مشکلات نان شهر اصفهان را خاتمه نداد؛ زیرا بروز جنگ جهانی دوم و وقایع شهریور1320/1941م، نشان داد که مشکلات ریشه دار مربوط به نان در شهر اصفهان همچنان پابرجاست. در این مقاله، روش پژوهش به صورت کتابخانه ای و بررسی اسناد و روزنامه ها و تطبیق و تحلیل منابع موجود، به خصوص منابع اصلی، است.
رویکرد سیاسی شیخ زاهد گیلانی، زمینه های تفکر سیاسی و نزدیکی به قدرت مداران زمانه را در شیخ صفی الدین اردبیلی پرورش داد. شیخ صفی الدین علاوه بر کسب آداب صوفیانه و عرفانی، راهبردهای سیاسی برای توسعه طریقتش را از محضر استاد فرا گرفت. این رویکردها به یک جنبش سیاسی در طریقت صفوی تبدیل شد و در نهایت مؤسس یکی از سلسله های بزرگ در تاریخ ایران گردید.
خاستگاه نقشبندیه، ماوراءالنهر و خراسان بود و از این مراکز به سایر مناطق، از جمله کردستان نفوذ پیدا کرد؛ که این مهم در کردستان توسط مولانا خالد شهرزوری بود. چرایی و چگونگی نفوذ شیوخ اورامان بین مردم و نقش آنها در تحولات سیاسی قرن بیستم مسئلة محوری این پژوهش می باشد. مشایخ و بزرگان طریقت ها در کردستان به ویژه نقشبندیه، به واسطة حمایت و پشتیبانی مردم از آنها و همچنین با حذف حکومت های محلی، در راستای افزایش نفوذ و اعتبار سیاسی و اجتماعی در عرصه های گوناگون بودند. نفوذ سیاسی شیوخ اورامان در دوران قاجار و به خصوص در زمان مشروطه و پس از آن افزایش یافت. با وقوع جنگ جهانی اول فرمان جهاد در مقابل روس و انگلیس صادر کردند و با جذب مریدان و پیروان بیشتر آنان را به جنگ تشویق نمودند. به طور کلی فعالیت سیاسی طریقت نقشبندیه به خصوص شیوخ اورامان در دورة قاجاریه به بالاترین سطح خود رسیده بود.