فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۶۲۱ تا ۱۰٬۶۴۰ مورد از کل ۲۸٬۸۷۷ مورد.
اسناد و مکاتبات تاریخی: فرمان نویسی در دوره صفویه (2)
حوزههای تخصصی:
مطبوعات و ...: روزنامچه مطبوعات (1) (گذری و نظری بر مطبوعات - دیروز و امروز - ایران)
منبع:
بخارا آذر ۱۳۷۷ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
استانداری فارس، نخستین تجربه ی مدیریتی دکتر مصدق و علت ناکامی آن
حوزههای تخصصی:
ایالت فارس در دوره قاجار از مهم ترین ایالات کشور بود که معمولاً توسط یکی از شاخص ترین شاهزادگان با شیوه ای مستبدانه اداره می شد. استانداری دکتر مصدق در فارس به عنوان نخستین تجربه ی مدیریتی وی از جنبه های مختلف متمایز و استثنایی بود. پرسش مطرح در این پژوهش بررسی عملکرد و اصلاحات دکتر مصدق در دوران استانداری فارس و علت توقف و ناکامی آن با تکیه بر منابع واسناد موجود با رویکردی توصیفی و تحلیلی است. دکتر مصدق با خواست بزرگان و نیروهای سیاسی فارس به استانداری رسید و در این دوران با رویکردی بدیع برخی اصلاحات اساسی را در زمینه ی برقراری امنیت، قانونگرایی، مبارزه با فساد و توجه به منافع عمومی اجرا کرد. موفقیت وی به زودی موجب رضایت و محبوبیت گسترده ای شد که تا آن زمان سابقه نداشت، در حالی که اصلاحات دکتر مصدق به زودی به ثمر نشست، برخی موانع موجب بن بست حرکت اصلاحی وی شد. وقوع کودتای 1299ش. و بازتاب آن در فارس، مهم ترین عامل و مانع تداوم حرکت اصلاحی دکتر مصدق بود.
نقش علماء در ترویج عزاداری عصر صفوی و جلوگیری از بدعتهای آن
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ ایران اسلامی با رسمیت یافتن مذهب تشیع در عصر صفوی، بسیاری از مجتهدان و علما برای انجام امورات حکومت و مأموریتهایی چون صدر، شیخ الاسلام و سایر مقامات قضایی (به عنوان نماینده تام الاختیار شاه در اجرای حقوق عمومی و کیفری و بسیاری از امور) نقش مهمی ایفا نمودند. این علما و فقهای دین نقش بسیار قابل توجهی در حفظ و ترویج مذهب و مسایل مربوط به آن داشته اند که باید مورد بررسی دقیق قرار گیرند. بنابراین در ابتدا این سوالات را طرح می کنیم که آیا علما در ترویج یا تأیید یا حتی مقابله با عزاداری و بدعتهای آن نقشی داشته اند؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ چگونه و با چه سیاستی این نقش را ایفا می نمودند؟ تلاش شده است با نگاهی تاریخی دیدگاه و نگرش روحانیون را به برگزاری این مراسم مذهبی بر اساس آثار به جا مانده از آنها بررسی شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد این علما در ترویج و تأیید سبک های عزاداری و واکنش نسبت به تحریف ها و آسیب های بوجود آمده در برهه هایی از دوران صفویان نقش های متفاوتی ایفاء نموده اند.
معرفی کتاب: ایران: هویت های جدید یک جمهوری
منبع:
گفتگو مهر ۱۳۸۴ شماره ۴۳
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی انقلاب اسلامی اجتماعی
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران تاریخ جمهوری اسلامی ایران
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
- حوزههای تخصصی تاریخ گروه های ویژه سند شناسی و سندپژوهی انقلاب اسلامی
روزنامهنگاران وکیل؛ محمد علی تربیت
حوزههای تخصصی:
کاوش های باستانشناسی در کناره های رود کروارس
حوزههای تخصصی:
واژگان عدلیه مصوب فرهنگستان ایران (1320 - 1314 ش) (4)
حوزههای تخصصی:
چالش ایران و افغانستان بر سر منطقة چکاب (1310-1313ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش برآن است نخست به پیشینة مالکیت و اهمیت منطقة چکاب بپردازد، دوم این که فرآیند اختلافات ارضی ایران و افغانستان در این منطقه و سرانجام آن را بیان دارد، همچنین تأثیر سیاست کلی رضاشاه را در قبال کشورهای همجوار در این باب مورد بررسی قرار دهد.
روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش با بهره گیری از اسناد و مدارک موجود و منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی – تحلیلی تنظیم شده است.
یافته ها و نتایج پژوهش: یافته ها نشان می دهد که پیشینة مالکیت منطقة چکاب به کشور ایران تعلق داشته و از املاک موروثی امیر محمدابراهیم علم بوده است. در جریان مسألة چکاب مماشات زیادی از سوی ایران برای اجتناب از درگیری صورت پذیرفت. با این حال در ابتدا تمایل زیادی برای حفظ این منطقه وجود داشت اما بعدها سیاست دولت بر این امر قرارگرفت که چکاب را به افغانستان واگذارد و در نهایت به فروش آن به افغان ها با قیمتی پایین تر از قیمت تعیین شده از امیر ابراهیم علم رضایت داد. بنابراین، گزارش واگذاری این منطقه به افغانستان توسط فخرالدین آلتای دور از واقعیت است چراکه پیش از آمدن آلتای از ترکیه جهت داوری و رفع کشمکش مرزی میان ایران و افغانستان، این منطقه در عمل به افغان ها واگذار شده بود. این خاک بخشی را باید در سیاست خارجی رضاشاه جستجو کرد که بر پایة برداشتی خاص ازحسن همجواری شکل گرفته بود. اقدامات امیر محمدابراهیم علم جهت حفظ این منطقه از نظر ملی و حفظ تمامیت ارضی قابل تقدیر است. به نظر می رسد اگر حمایت دولت نیز وجود داشت با توجه به نفوذ محلی امیر علم و اتکا به نیروهای محلی امکان داشت این منطقه از خاک ایران جدا نشود.
آیت الله کاشانی و مسئله فلسطین
منبع:
شاهد یاران ۱۳۸۵ شماره ۱۶
حوزههای تخصصی:
مبناهای کلامی و اندیشه های سیاسی در گفتمان روشنفکران سکولار مسلمان در ایران بعد از انقلاب اسلامی
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی اندیشه سه تن از روشنفکران سکولار مسلمان در ایران بعد از انقلاب اسلامی(محمد مجتهد شبستری، مهدی بازرگان، عبدالکریم سروش) می پردازیم. به چرایی اندیشه سکولاریستی در عرصه حکومت و دولت(یعنی جدایی دین و شریعت از این عرصه) و بسیاری از امور سیاسی و با استفاده از نظریه گفتمان به چگونگی ارتبا ط اجزای فکری این گفتمان خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چگونه مفروضات بنیادین دالی را به مرکز یک گفتمان می فرستند و دیگر اجزا در تناسب با مفروضات بنیادین و دال مرکزی گفتمان شکل می گیرد به گونه ای که یک گفتمان منسجم می سازد. گفتمانی که هر جزیی با هر تعریفی در آن و با دال مرکزی آن نمی تواند مفصل بندی شود. اگرچه در این پژوهش به طور قطع به این نتیجه نرسیده ایم که مبانی فکری و معرفتی(کلام جدید) علت شکل گیری اندیشه سیاسی سکولاریستی باشد(مطابق فرضیه اصلی) بلکه حتی به دلیل عینی و ملموس تر بودن امور سیاسی(حتی به نظر برخی از خود این افراد مانند مجتهد شبستری) اندیشه و امورسیاسی علت ایجاد کلام جدید می تواند به حساب آید. اما از آنجا که سکولاریسم در ریشه و اساس خود بر تفکیک های اساسی استواراست، تفکیک طبیعت و ماورای طبیعت، دنیا و آخرت، غیب و شهود، عقل و وحی، علم و اعتقاد و تفکیک نهادهای دینی از نهادهای دنیوی و همین طور تفکیک شرع و عرف و در اساسی ترین تفکیک مبتنی بر دوگانگی ماده و روح است. به گونه ای پنهان بسیاری از این مبانی را می توان علت یا به عبارت بهتر یکی از علل(بخصوص علل مخفی تر)، سکولاریسم نیز به حساب آورد. اما آنچه روشن و واضح است این مبانی دلایل مستحکم و هماهنگی را برای اندیشه های سیاسی سکولاریستی به وجودآورده است و مجموعه گفتمانی منسجم و هماهنگی را(جدای از حقا نیت یا عدم حقانیت این فکر) ایجاد کرده است.
کامیابی معتضد در مدیریت بحران مالی خلافت عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معتضد، یکی از مقتدرترین خلفای نیمه ی دوم خلافت عباسی بود که در ابتدای زمامداری خود با بحران مالی ناشی از تهی شدن خزانه، کسری بودجه و ناتوانی دولت در پرداخت حقوق کارکنان مواجه شد. گرچه او این نابسامانی ها را از پیشینیان خود به ارث برده بود؛ اما هرگز اجازه نداد که این دشواری ها ادامه یابد و ارکان خلافت را متزلزل سازد. پرسشی که این مقاله می کوشد تا به روش توصیفی - تحلیلی برای آن پاسخی جستجو کند، این است که معتضد با اتخاذ کدام شیوه و راهبرد توانست بحران مالی روزگار خود را مدیریت کند و موانع موجود را از میان بردارد؟ یافته های این پژوهش، ناظر به این معناست که او برای حل این معضل، در سه عرصة سیاسی، مالی و اداری وارد عمل شد و با استخدام کارگزاران باکفایت، روش ها و راهبردهای مناسبی را در هر سه عرصه برای رسیدن به هدف در پیش گرفت و با کامیابی، بحران موجود را مدیریت کرد و اوضاع را به سمت روالمندی به پیش برد.
امیرکبیر در نثر فریدون آدمیت
میلیتاریسم پهلوی
حوزههای تخصصی: