آلبرت گرون ودل در 12 اوت سال 1902 نخستین سفر تورفان پژوهی خود را آغاز کرد. تورفان، واحه ای در استان سین کیانگ چین، در پایان قرن نوزدهم میلادی، نظر دانشمندان اروپایی را به خود جلب کرده بود. جهان گردان روسی چون رگل (1879) و کلمنتس (1898)، هم چنین جغرافی دان سوئدی، سون هدین (1893-1900)، از آثاری مدفون در شن و نگاره هایی کنده شده بر دیواره های بادرفتی غارها و دست نوشته هایی که هر از گاه سر از ریگزار بیابان بیرون می آوردند سخن می گفتند و ره آوردشان شاهد صادق سخنانشان بود. در دیگر واحه ها، چون خوچو و قره شهر، بیشتر از جاهای دیگر، یافته های باستانی به دست آمده بود. این مکان های باستانی هم چون ایستگاه هایی به دنبال یکدیگر، در امتداد راه باستانی ابریشم، که زمانی خاور دور را به هند و باختر زمین پیوند می داد، جای گرفته اند. (نگاره 1)
گنج خفته در ریگزار چنان شکوهمند بود که دانشمندان روس، که سلطه امپراطوری تزاری بر شمال چین بر ایشان مزیت بزرگی به شمار می آمد، دوستان آلمانی خود را به همکاری فراخواندند و همین امر، سرانجام، به تشکیل چهار گروه کاوشگری آلمانی – پروسی انجامید. واپسین آنها به سال 1914، درست چند ماه پیش از آغاز نخستین جنگ جهانی، به کار خود پایان داد.
گروه های کاوشگر توانسته بودند چشم به راهان را از نگرانی درآورند. از میان پژوهشگران اروپایی و آسیایی که برای دست یابی به گنج باستانی تورفان سر از پا نمی شناختند، آلمانی ها از همه کامیاب تر بودند. دستاورد آنان بسی از همکاران و هماوردان روسی شان بیشتر بود. از همین روست که اینک گنجینه دست نوشته ها و یادمان های هنری واحه تورفان در برلن، کامل ترین و غنی ترین مجموعه از نوع خود در جهان است. دیگر مجموعه های مهم، چون مجموعه موزه و کتاب خانه بریتانیا (بریتیش میوزیوم) لندن، کتاب خانه ملی و موزه گیمه در پاریس، ارمیتاژ و آکادمی علوم سن پترزبورگ یا دانشگاه ریوکو در کیوتو، سرشار از یافته هایی هستند از دون هوانگ و کناره های جنوبی راه ابریشم...
یکی از مسائل مهم فلسفة نظری تاریخ مسئلة «جهت حرکت تاریخ» است. بسیاری از فیلسوفان تاریخ حرکت تاریخ را رو به تکامل می شمارند و اموری همچون پیچیده تر شدن مناسبات اجتماعی، پیشرفت علمی، رشد فناوری و صنعت و بهبود اوضاع مادی جوامع بشری را به عنوان معیار تکامل تاریخ معرفی می کنند که نوعاً ناظر به تحولات رو به صعود ابعاد مادی حیات بشر در گسترة زمان هستند. اما استاد شهید مطهری دیدگاه جدیدی را دربارة تکامل در تاریخ مطرح کرده و تبیینی خاص و معیاری متمایز با دیدگاه فیلسوفان تاریخ تحت عنوان «تکامل فطری یا انسانی تاریخ» را ارائه کرده است. در این مقال، ابتدا اصل مدعا، مبانی و ابعاد دیدگاه استاد به اختصار طرح می شود، آن گاه ابهام های دیدگاه استاد و راه های رفع آن ارائه می گردد و سرانجام این نکته اثبات می شود که دیدگاه «تکامل فطری یا انسانی تاریخ» در حد یک فرضیة درخور توجه و شایستة مطالعه و راستی آزمایی افزون تر، از اعتبار علمی برخوردار است، ولی در حد یک نظریه، اعتبار علمی ندارد.
هم زمان با هجوم مغول، کرانه های خلیج فارس و دریای عمان تحت حاکمیت اتابکان و امرای محلی قرار داشت. اتابکان با پذیرش یساولی، پرداخت خراج و اتخاذ سیاست سازش، مانع تهاجم سپاهیان مغول به سرزمین های جنوبی ایران شدند. این سیاست فرایند رشد و تکامل بازرگانی خلیج فارس و دریای عمان را استمرار بخشید. هم زمان با این تحولات، جابه جایی آشکاری در میزان اهمیت مراکز اقتصادی سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان به وجود آمد. براین اساس، در کنار افول پاره ای از بخش های عمده تجاری پیشین، مراکز نوینی در عرصه تکاپوی بازرگانی منطقه نقش آفرین شدند. ظهور قدرت های جدید اقتصادی، حاکمیت عناصر ایرانی بر سرزمین های کلیدی تجاری در جنوب تنگه هرمز، استقرار امنیت در خطوط ارتباطی بازرگانی و توانمندی مالی تجار سبب گردید تا اقتصاد خلیج فارس و دریای عمان با افول برخی مراکز تجاری سنتی، عصر تابناکی را در سده های 7 و8 هجری تجربه نماید.