رمان تاریخی شکلی از روایت داستانی ست که ترکیبی از داستان و تاریخ است. به طوری که نمی توان به آسانی گفت که در این قالب آیا تاریخ به عنوان موضوع کار نویسنده، در محور داستان قرار می گیرد و تمامی عناصر داستان در خدمت مورخ در می آید یا تاریخ به عنوان حکم فرعی اثر در پس داستان خود نمایی می کند؟ بهترین نمونه آمیزش داستان وتاریخ را در این رمان ها می توان دید. در این قالب داستانی اشخاص برجسته وتاریخی،سلسه حوادث و عصر گذشته بازسازی می شود و از آنجا که به گذشته می پردازد تاریخ است واز آنجا که برای بیان حوادث از عناصر روایت وداستان پردازی استفاده می کند، داستان است.در واقع رمان تاریخی از آنجا که به شرح حوادث گذشته می پردازد، تابع الگوهای روایت است. اگر به آن دسته از رمان هایی که نوشتار تاریخی خوانده می شود دقت کنیم متوجه می شویم که بیشتر داستان به چیزی نظر دارد که «گذشته» است یا به نوعی معنایی از«گذشتگی» به خود گرفته است.
پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از روش کتابخانه ای به شکل شناسی ساختار رمان تاریخی می پردازد و در حین پژوهش علاوه بر تبیین ساختار رمان تاریخی به چگونگی آمیزش دو عنصر داستان و تاریخ در این قالب می پردازد
دین زرتشت توسط اردشیر اول به عنوان دین رسمی امپراتوری ساسانی انتخاب شد، و موبدان زرتشتی از احترام خاصی در عصر ساسانی برخوردار شدند و موبد موبدان جزو قدرتمندترین و نزدیکترین افراد به پادشاه ساسانی محسوب میشد. ولی با این وجود بعضی از پادشاهان ساسانی به خاطر منافع سیاسی و اقتصادی و دیگر دلایل به دیگر ادیان توجه می نمودند که خسرو پرویز ازجمله آنها بوده که در ابتدای حکومتش به مسیحیت گرایش پیدا کرد. مسیحیان ضمن ساختن کلیساهای متعدد در ولایات غربی ساسانیان ، مناصب مهمی را در دربار خسروپرویز بدست آوردند و از نفوذ و قدرت قابل توجهی در دربار برخوردار شدند. اما در چند سال آخر حکومت وی این سیاست به کلی تغییر کرد. بنابراین با وجود اینکه دین زرتشت دین رسمی ساسانیان بوده و خسروپرویز هم به آن معتقد بود، ولی به خاطر منافع سیاسی و نظامی و جلب رضایت امپراتور روم موریکیوس که جهت رسیدن به سلطنت به وی کمک کرده بود ، در ظاهر و به صورت مقطعی در ابتدای حکومتش به مسیحیت گرایش پیدا کرده و به آنها توجه نمود وگرنه به این دین ایمان نیاورد. وی بعد از مرگ امپراتور موریکیوس تغییر سیاست داده و به قلع و قمع مسیحیان و تصرف قلمرو آنها پرداخت و چندین تن از کشیشان و صلیب مقدس را به گروگان گرفت. در این نوشتار برآنیم تا مذهب خسروپرویز و دلایل گرایش وی به مسیحیت را مورد بررسی قرار دهیم .
واقعه تاریخی انقلاب مشروطیت ایران و شرایط پسا انقلابی آن که، به تحدید قدرت حاکمیت سیاسی پیشین انجامید، زمینه ساز شکل گیری کنش های سیاسی متعارض نزد افراد و گروه های مختلف سیاسی گردید.این کنش ها به عنوان یکی از موانع شکل گیری نظم سیاسی سامانمند و کارآمد، عاملی مؤثر در تشدید بی ثباتی سیاسی طولانی در کشور گردید.مقاله حاضر با الهام از الگوی نظری جامعه شناسی شناخت به ریشه یابی علل این کنش های سیاسی متفاوت و متعارض می پردازد و نشان می دهد مبانی اجتماعی و فکری متفاوت کنشگران سیاسی عامل اصلی کنش های متعارض آنان بوده است.بر این اساس، بنیادهای اجتماعی و فکری کنش سیاسی نزد سیدعبدالله بهبهانی از رهبران مشروطیت و شیخ ابراهیم زنجانی، عضو برجسته حزب دموکرات را در بستر مشروطه خواهی به منظور فهم کنش سیاسی متفاوت آنان واکاوی می کند
در نیمه ی نخست دوره ی قاجار و به ویژه، بعد از وقوع جنگ های ایران و روس، توجه به ایران در آثار نویسندگان و شاعران آن دوره راه یافت و تأملاتی هرچند سطحی درباره وجوه تمایز «خود» از «دیگری» صورت گرفت.این وجه تمایز و تشخیص از تعریف محدوده ی جغرافیایی تا فرهنگ و تاریخ ایران را در برمی گرفت.توجه به جغرافیا و تاریخ زمینه ای برای مباحث بعدی روشنفکران، و باعث شکل گیری دوره ای نوین در تاریخ فرهنگی کشور شد؛ دوره ای که با اندیشه های باستان گرایانه پیوندی نزدیک دارد. در این مقاله تلاش شده است مؤلفه های هویت ایرانی از دیدگاه برخی نویسندگان و شاعران دوره ی نخست قاجار بررسی شود.هدف مقاله آن است که ریشه های فکری و برخی مؤلفه های جنبش های باستان گرایانه در دوره های ناصری به بعد را مشخص کند.