فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۲۸٬۵۰۲ مورد.
منبع:
شهروند ۱۳۸۶ دی شماره ۳۲
حوزههای تخصصی:
موقعیت زنان در دوران غزنویان
حوزههای تخصصی:
با توجه به منابع باقی مانده از دوران غزنوی، زنان این دوره می توانستد به یادگیری علوم مختلف بپردازند. حتی از زنانی سخن رفته که از صنایع مختلف آگاهی داشتند. و مخصوصاً در علوم دینی به تحصیل می پرداختند، و با قرآن و حدیث آشنایی داشتند، نیز در آشپزی و درست کردن خوردنی های مختلف سر رشته داشتند. از نظر سیاسی زنان قابل ذکری بودند که، در تاریخ ایران نقش تعیین کننده ای داشتند و کسانی مانند حُرّه خُتّلی در تعیین سلطان وقت نقش اصلی را ایفا کرد. او زن کاردان و جسوری بود، که تاریخ ایران را تغییر داد. مردان در این دوران به خانواده اهمیت زیادی می دادند، و حفظ ناموس از وظایف اصلی مردان شمرده می شد. محمود غزنوی تنها پس از خارج ساختن خواهرش حُرّه کالجی از خوارزم، به آنجا حمله کرد. در این دوران ازدواج های سیاسی برای حفظ روابط حسنه، و نیز امنیت حکومت از جانب حکام و مدعیان حکومت صورت می گرفت. این ازدواج ها کمک زیادی به استواری حکومت غزنوی می کرد، و آنان را از جانب حکام ترکستان و خوارزم آسوده خاطر می ساخت. در این دوره زنان با عملکرد خود نقش اساسی در استواری حکومت غزنوی داشتند. در این مقاله سعی شده به وضیعت زنان در این دوره و تأثیری که در امور درباری و اداری حکومت داشتند، پرداخته شود.
کینزر و همه مردان شاه
منبع:
زمانه ۱۳۸۲ شماره ۱۴
حوزههای تخصصی:
کارنامه حزب توده
منبع:
زمانه ۱۳۸۴ شماره ۳۸
حوزههای تخصصی:
خواندنی ترین نوشته های تاریخی و جذاب ترین تحلیلهای سیاسی و اجتماعی، اغلب توسط منفک شدگان از یک جریان یا سازمان نوشته می شوند. مرحوم کیا نیز وقتی به ترسیم اوضاع و احوال کمونیستهای ایران می پردازد و کارنامه سیاسی آنان را معدل گیری می کند، نوشته ها و گفته هایش جان دار است و خواننده را به درون اندیشه ها و کرده هایشان می کشاند. او که از کمونیستهای پروپاقرص دهه 1330 بود، بعد از آشنایی با مرحوم لنکرانی از مسلک دیالکتیک دست کشید و به مذهب مْهذٍب بازگشت. مقاله زیر از آن مرحوم، گرچه ناتمام مانده است، اما به عنوان یک سند تاریخی ارزشمند، در خور اعتنا است و دیده و اندیشیده های کسی را در مورد عملکرد حزب توده ایران نشان می دهد که این حزب را از نزدیک می شناخت و می توانست در این مورد سخن بگوید. این مقاله در تابستان 1358 از سوی مرحوم کیا برای آگاهی جوانان اوایل انقلاب در بحبوحه جریانات آن دوره به نگارش درآمده است. محقق مورخ، علی ابوالحسنی، متن مقاله را همراه با مقدمه ای از جانب خودشان در اختیار ماهنامه گذاشتند. ازاین رو پیش از هرچیز لازم می دانیم از ایشان تشکر کنیم.
دیکتاتوری و نوسازی در ایران
منبع:
زمانه ۱۳۸۱ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
نگارنده در این مقاله به تحلیل پدیده دیکتاتوری و روند مدرنیزاسیون [نوسازی] در ایران پرداخته است. تحلیل تاریخی و فرهنگی ارائه شده در این مقاله در خصوص چگونگی شکل گیری قدرت استبدادی و دیکتاتوری و تلاش غرب برای اجرای شکل خاصی از نوسازی اقماری در ایران خواندنی و درخور توجه است.
پوشش زنان در دوره ی اشکانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با رویکرد تاریخی ـ توصیفی، به مطالعه نوع پوشش و جامه های زنان ایرانی در دوره ی اشکانیان خواهد پرداخت. از این رو، کوشش می شود پس از اشاره ای کوتاه به موقعیت سیاسی و اجتماعی زنان در جامعه ی اشکانی، با نگاهی تحلیلی به گزارش هایی که آگاهی هایی را درباره ی تاریخ اشکانیان، و نوع جامه زنان اشکانی به دست می دهند، همه ی بازنمایی های زنان در داده های باستان شناختی و یادگارهای هُنری اشکانیان مورد مطالعه قرار گیرد، و توصیفی نزدیک به واقعیت از چگونگی پوشش و نوع جامه ی زنان این دوره ارائه شود.
مطالعه ی منابع تاریخی و بازنمایی های گوناگون زنان در داده های هُنری و باستان شناختی اشکانیان همچون مجسمه ها، نگاره های زنان روی سکه ها، و نقاشی های دیواری، آشکارا نشان می دهند که زنان اشکانی، تا اندازه ی زیادی همچون زنان ایرانی دوره هخامنشیان در فعالیّت های گوناگون اقتصادی و اجتماعی جامعه ی خود، حضور چشمگیر داشته اند، امّا همواره جامه های بلند، چین دار و گشادی می پوشیدند که کاملاً اندام آنها را می پوشانید، و حتی گهگاه پارچه ی نازک و بلندی همانند چادر را روی سر خود می افکندند.
فهرستى از امراى شورشى استاجلو در سال 932ق/1526م
حوزههای تخصصی:
محور این مقاله، بررسى تفصیلى یک سند عثمانى است که هماکنون در موزه توپقاپى سراى استانبول نگهدارى مىشود. این سند راجع به تحولات دو سال نخست پادشاهى طهماسب اول است که طى آن، اختلافات و دشمنىهاى نهفته میان نخبگان قزلباش علنى شد. در مرحله آغازینِ این دوره آشوب داخلى، جناحى از قزلباشان، به رهبرى کپک سلطان، بهواسطه اقدامات دیوسلطان، حامل واقعى قدرت اجرایى در دربار، و متحدان او که با هدف کاستن از نفوذ واهمیت بزرگترین واحد قبیلهاى ایران اوایل عصر صفوى، یعنى استاجلوها صورت مىگرفت، در معرض چالش قرار گرفتند. به این ترتیب، وقوع جنگ اجتنابناپذیر شد. دیوسلطان، علاوه بر روملوها و شاه طهماسب که بازیچهاى بیش در دستان او نبود، توانست حمایت دو اتحادیه بزرگ قبیلهاى، تکلّوها و شاملوها را جلب کند، در حالى که کپک سلطان مجبور شده بود به پشتیبانى متحدان هم قبیله خود بسنده کند. هر چند دیوسلطان پس از چهار نوبت جنگ پیاپى در آذربایجان و گیلان، توانست جان سالم از منازعه بیرون برد، مدت استیلاى او کوتاه بود، زیرا توسط رقباى تکلّوى خود که حکم قتل او را از شاه دریافت کرده بودند، کشته شد. سند مورد مطالعه در این مقاله، گوشههایى از اعترافات یکى از حاضران در مراحل آغازین منازعه است؛ فردى به نام سید محمد بن ناصر کمونه که پس از جنگیدن با کپک سلطان علیه دیوسلطان مجبور شده بود به خاک عثمانى پناه برد. او پس از دستگیرى توسط خسرو پاشا، والى دیاربکر و رهبر و بنیانگذار تشکیلات جاسوسى عثمانیان در مرزهاى ایران، روایت خود را از اتفاقات پیش آمده در قلمرو شاه گزارش کرد. علاوه بر تذکره منسوب به شاه طهماسب که در آن کوشش شده است روایتى کاملاً حساب شده از منازعه توسط یکى از حاضران در آن ارائه شود، این سند تا جایى که مىدانیم، دومین منبع اطلاعاتى مستقیم در مورد هویت و مناصب امراى قزلباشى است که در میدان جنگ حضور داشتند.
نگرشی روانشناختی به شخصیت آقا محمدخان قاجار
حوزههای تخصصی:
رفتارهای آقا محمدخان قاجار، بنیانگذار سلسله یکپارچه قاجاریه، که در دوران فترت که پس از کشمکش های سریع و فرسایشی، قدرت زیادی برای خود کسب کرد با توجه به عوامل روانشناختی قابل ردیابی و بررسی است. از عواملی که بر شکل نگرش و رفتار وی موثر واقع شد، عامل وراثت بود. به این معنا که خاندان وی خود را جانشینان بر حق خاندان صفوی می دانستند. همچنین ایدئولوژی حاکم ـ بر جامعة سیاسی ـ نیز بر محور سیاست های آقا محمدخان تأثیر گذاشت و بر قساوت و جسارت او مهر تأیید زد. تجربه تلخ حوادثی مانند اختگی و اسارت در دوره نوجوانی، بعدها در مسیر کسب قدرت و سلطنت به وضوح نمایان گردید. با بررسی روانشناختی و تاریخی دخالت این عوامل در شخصیت آقا محمدخان، به وضوح قابل مشاهده است.
پژوهشی در باب اصطلاح ممالک محروسه ایران
حوزههای تخصصی:
منافع اقتصادی و سیاسی روسیه و انگلستان در راه سازی شوسه در ایران دوره قاجار
حوزههای تخصصی:
دولتهای روس و انگلیس به عنوان قدرت های جهان در قرن نوزدهم، راه را به عنوان ابزاری برای تسلط سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی خود در ایران تصور می کردند. به همین دلیل امتیازات گسترده ای در زمینه راه سازی از ایران در شمال و جنوب گرفتند. مفاد اکثر این امتیازات کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. روس ها و انگلیسی ها در راه سازی از وسایل مدرن استفاده کردند و متخصصین خود را به داخل ایران آوردند که این عوامل به توسعه راه سازی در ایران کمک کرد؛ ولی از جهت دیگر مسیرهای راه سازی را بر دولت ایران تحمیل کردند و به تدریج تسلط سیاسی خود را بر راه های ایران افزایش دادند. به طور کلی روند راه سازی در دوره قاجار وارد مرحله جدیدی شد و از نظر کمّی، جاده های اصلی ایران رشد چشمگیری پیدا کرد. ولی در مقام مقایسه، صنعت راه سازی ایران نسبت به همسایگان خود از جمله عثمانی با کندی پیش رفت که دخالت قدرت های خارجی و نبود عزم جدی داخلی در آن بی تاثیر نبود. بنابر اهمیت موضوع، این مقاله قصد آن دارد تا مسائل مختلف پیرامون راه سازی شوسه در نیمه دوم قاجار را با تکیه بر اسناد مورد بررسی قرار دهد. زیرا منابع سفرنامه ای بسیار گذرا به روند جاده سازی پرداخته اند و اسناد می تواند اطلاعات فراوانی در مورد راه سازی این دوره در اختیار قرار دهد. در این بین، اسناد انگلیسی کمپانی های راه سازی در ایران به خصوص کمپانی برادران لینچ از اهمیت بالایی برخوردار است.
بازرگان لیبرال بود؟
منبع:
شهروند ۱۳۸۶ دی شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
کاظمپور؛خداحافظی آقای اوپک ایران
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی نظام استبدادی و جامعه مستبد
منبع:
زمانه ۱۳۸۱ شماره ۳ و ۴
حوزههای تخصصی:
حاج آقا نورالله، در تاریخ معاصر ایران مظهر روشن مبارزات مقدس ملت ایران برای دست یابی به استقلال، آزادی و نظام مبتنی بر عدالت اسلامی است که سرانجام، جان خود را فدای آزادی خواهی ملت ایران کرد. اما جفای تاریخی که از دیرباز تاکنون گریبانگیر برجستگان ملی ما بوده است، امثال حاج آقا نورالله را هم بی نسیب نگذاشته و گوئی مدرس (ره) درست گفته بود که «بزرگان تاریخ ما به اقبال بوده اند که در ممالک ما متولد شده اند ؛ چون در این جا پلوتارخی [مورخ بزرگ یونان باستان] نبوده که حلاج کارهای آنان باشد.» هم نهضت سیاسی --- اجتماعی حاج آقا نورالله در اصفهان و هم آثار نظری او پیرامون بنیادهای فلسفه سیاسی اسلام در، به ویژه رساله مقیم و مسافر، در زمره بزرگترین پدیده های علمی و عملی تاریخ سیاسی عصر مشروطیت است که متاسفانه در سیر تاریخ نگاری معاصر ایران مورد غفلت و کوتاهی قرار گرفته است.این مقاله بازشناسی بنیادهای نظریه سیاسی این مجاهد نستوه است که قسمت اول آن تقدیم علاقمندان می گردد. یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
وقایع اتفاقیه اصلاحات امیر
منبع:
زمانه ۱۳۸۳ شماره ۲۸
حوزههای تخصصی:
اصلاحات و امیرکبیر دو واژه ای هستند که تداعی کننده یکدیگرند و پیرامون تاریخ اصلاحات اجتماعی ایران بی آنکه نام قهرمان راستین آن ذکر شود سخن نمی توان گفت. اما اصلاحات امروزه واژه ای غریب شده و از بس که جوامع معاصر آن را به بازی گرفته اند، دیگر بوی ناب و تاز گی گذشته را نمی دهد؛ به ویژه که در اواخر قرن پیش، استراتژی اصلاحات باعث فروپاشی قطب بزرگ بلوک شرق گردید و ردپای دخالتهای بلوک غرب در آن نمودار گشت. اما مصلحان اجتماعی دهه های دورتر که هنوز جوامع بشری در عوامفریبیهای دموکراتیک فرو نرفته بود، کاملا شریف و شفاف و شسته پای به میدان می گذاشتند و چون بوق و کرناهای تبلیغاتی و ترفندهای انتخاباتی رایج نشده بود، اصلاحات آنها در عینیت و عمل نمود می یافت.گرچه اقدامات امیرکبیر از نوع درون حکومتی بود و او درواقع از داخل نظام سیاسی اصلاحات خویش را آغاز کرد، اما اگر می توانست اساس حکومت را هم دگرگون می ساخت؛ چنانکه خود نیز گفته بود که قصد کنستیتوسیون (نظام مشروطه) داشته، ولی مجالش ندادند. واقعا هم از مرد روشن بین و استوار و باهمتی چون او بعید به نظر نمی رسید که نظام اجتماعی و سیاسی قرون وسطایی ایران را به کلی زیروزبر کند و طرحی نو درافکند و ایران را به عظمتی که شایسته آن بود برساند؛ حال چه از طریق ایجاد کنستیتوسیون باشد و چه طرق دیگر. اما هرچه بود و هرچه گذشت، ایده های بزرگ و آمال بلند امیرکبیر ناجوانمردانه در فین کاشان غروب کرد تا شاید روز و روزگاری دیگر در پیشانی فرزند دیگری از مام وطن طلوع کند و ایران را دوباره مرکز فرهنگ و تمدن سازد. بااین حال همان اقدامات چندین ساله امیر، شالوده تحولات بزرگ بعدی گردید و در حقیقت پایه های ایران نوین را پی افکند.تضعیف نظام ملوک الطوایفی و ایجاد مرکزیت نیرومند سیاسی، اعاده امنیت اجتماعی و مرزی، ایجاد توازن منفی در سیاست خارجی، تعدیل خرج و مخارج درباریان، تاسیس و طبع روزنامه رسمی، تاسیس دارالفنون، توسعه نشر و ترجمه کتب، توجه به نهادهای دینی و مذهبی، پی ریزی صنایع بزرگ، حمایت از صنایع دستی، ارتقاء سطح بهداشت عمومی، اصلاح امور مالی کشور، بهبود وضع کشاورزی و باغداری و امور دامی، مبارزه با فساد مالی، ایجاد نیروی نظامی قدرتمند زمینی و دریایی، ساخت بناهای تجاری و اداری در طهران و مراکز ایالات و غیره نمونه های درخشانی از اصلاح گریهای آن مرد بزرگ است. او پیش از وقوع انقلاب میجی در ژاپن به این درک رسید و همت خود را مصروف این اصلاحات کرد اما نظام سیاسی ژاپن دچار خیانتها و دودسته گریهای دربار پادشاهان ایران آن عصر نبود و آن کشور را به جایگاهی رساند که یکی از قدرتهای بزرگ جهان شد، ولی درباریان ایران با ازمیان بردن اراده های محکم و رجال استوار و روشن بین کار این سرزمین را به آنجا رساندند که همگی می دانیم. مقاله زیر اصلاحات همه جانبه میرزاتقی خان امیرکبیر را مرور نموده و به شما خوانندگان عزیز و گرامی تقدیم داشته است.
منصب کدخدا در جامعه ی روستایی دوره ی قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ ایران، کدخدا یان به عنوان رؤسای روستاها ، نقش بسیار مهمی در ساختار اداری و تأمین امنیت روستاها ایفا کردند. این موقعیت و عملکرد در دوره ی قاجاریه نیز تداوم و تکامل یافت و به موجب «قانون تشکیل ایالات و ولایات و دستورالعمل حکام» مصوب 14 ذی القعده ی 1325، اداره ی امور روستاها رسماً بر عهده ی کدخدایان گذاشته شد ؛ اما در سال 1354 ه.ش، کدخدا از سیستم اداری ایران حذف و مناصب دیگری همچون «دهبان» و «انجمن ده» جایگزین آن شدند. در این پژوهش ضمن بررسی موقعیت و جایگاه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کدخدا و عملکرد اداری- سیاسی او در جامعه ی روستایی دوره ی قاجار و تداوم و تحول ساختار و عملکرد کدخدا در طول این دوره، به این سؤال پاسخ می دهیم که جنبه های مثبت و منفی نقش کدخدا برای دولت، مالک و روستاییان چه بوده است. در این مقاله از روش توصیفی- تحلیلی و بررسی تاریخی مبتنی بر اسناد و داده های موجود در منابع استفاده می کنیم.
نتیجه ی این تحقیق نشان می دهد که در جامعه ی روستایی عهد قاجار، کدخدا به عنوان رئیس ده، بالاترین مقام اجرایی حاضر در روستا بود و ارتباط مقامات دولتی و مالکان غایب با روستاییان و بالعکس بیشتر به واسطه ی او انجام می شد. کدخدا با توجه به شرایط زمانه، میزان قدرت و نفوذ مالک و مقامات بالادستی دیگر، مطیع یا سرکش بودن افراد زیردست، میزان نفوذ و اعتبار در بین مردم و ویژگی های اخلاقی و شخصیتی خود، گاه به عنوان نماینده ای چاپلوس برای حکومت ظاهر می شد و با گرفتن مالیات های گوناگون از رعایا، باعث بدبختی آن ها می شد و گاه به صورت زبان گویای افراد زیردست خویش دربرابر ظلم و ستم مقامات دولتی دیگر درمی آمد و با رسیدگی به مشکلات مردم، برای رفاه و آسایش آنان اقدام می کرد.
پیدایش آیین یارسان و دوره های تجلی در این آیین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیین یارسان به عنوان یکی از نحله های مذهبی در ایران دارای پیروانی است. اکثر پیروان این آیین در منطقة غرب کشور، کردها و لک ها بوده و شهر کرند مرکز آیین یاری است. عقاید این آیین به صورت التقاطی است و درباره ی این نحله شناخت کافی در جوامع علمی و مردمی وجود ندارد. تحقیقات انجام گرفته شده در این حوزه به اندازه ی لازم گویای ماهیت این آیین نیست و به صورت های گوناگون دربارة چگونگی پیدایش و دوره های تجلی آن سخن گفته شده است. مقالة پیش رو قصد دارد که به بررسی پیدایش آیین یاری و دوره های تجلی این آیین بپردازد. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است و از منابعِ دینی یارسانی نیز استفادة کتابخانه ای شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که دوره های تجلّی در آیین یاری چهار دوره بوده و پیدایش این آیین پدیده ای اجتماعی بوده و به آیین مذهبی تغییر ماهیت داده است.
میرزا آقاخان نوری و مرده ریگ اصلاحات امیر کبیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میرزا آقاخان نوری یکی از شخصیت های سیاسی تاریخ ایران است که در دوران قاجاریه ایفای نقش نمود. وی در دوران محمد شاه به مقام وزارت لشکر رسید و در زمان ناصرالدین شاه نیز پس از امیر کبیر در فاصله سال های 1275-1268ه.ق مقام صدارت یافت. امیر کبیر در دوران صدارت خویش برای برون رفت ایران از مشکلات اصلاحاتی در زمینه های مختلف انجام داد. در این مقاله، پرسش اصلی که مورد بحث قرار می گیرد عبارت است از این که آیا اصلاحات امیرکبیر در دوران صدارت نوری عقیم ماند و یا تکمیل و ادامه یافت؟ بر این مبنا پژوهش حاضر می کوشد تا به شیوه توصیفی- تحلیل تاریخی چگونگی مواجهه میرزا آقاخان نوری به عنوان صدراعظم با اصلاحات امیرکبیر را به بحث و بررسی گذارد. میرزا آقاخان همواره به دنبال کسب مقام صدارت بود و خود را شایسته این مقام می دانست و با توجه به ویژگی های شخصیتی وی، برای رسیدن به این مقام به هر اقدامی دست می زد. در پذیرفتن صدارت نیز عزل و قتل امیرکبیر را در فهرست شروط خود گنجانده بود. از این رو در تحریک و تشویق به قتل امیر با همدستی ملکه مادر، مهد علیا بی تقصیر نیست و این بزرگ ترین خطای میرزا آقاخان در دوران حیات سیاسی اش بود.
ایران مهد تمدن جهان
حوزههای تخصصی: