درک بینش روشنفکری تقی زاده همان قدر دچار کج فهمی است که درک شخصیت سیاسی او؛ با این تفاوت که تقی زاده خود، در ایجاد این کج فهمی بیش از هر کس دیگر نقش داشت. چرا که ایراد جمله «ایرانی باید ظاهراً و باطناً، جسماً و روحاً فرنگی مآب شود و بس» دیگران را به این بینش کشانید که وی با درک سطحی از مدرنیته، فاقد وجاهت روشنفکری بوده و به انداز ه ی یک فرنگی مآب نزول کرده است؛ در حالیکه بررسی مطالب و نوشته های وی، خلاف این مسئله را اثبات می کند . به لحاظ شخصیت سیاسی - که شخصیت روشنفکری اش بر آن سایه انداخته بود - نزدیکی به قدرت و دست یازیدن به هر اقدام منفعت طلبانه، که لازمه مقام سیاستمداری است، حتی به قیمت امضای تمدید قرار داد 1933، وی را به یکی از منفورترین سیاستمداران عصر پهلوی مبدل کرد .
در فاصله دو جنگ جهانی اول و دوم جهانی، مرزهای شمالی ایران شاهد سرریز انبوهی از پناهندگان بود که سعی داشتند از قلمرو شوروی بگریزند. در دو دوره 1310-1308 و 1317-1316- بویژه دوره اخیر که بخش چشمگیری از اتباع ایران مقیم شوروی را نیز در برگرفت- این موج ابعادی چشمگیر یافت و از لحاظ اقتصادی و همچنین امنیتی،گرفتاریهای فراوانی را برای ایران پیش آورد. در این بررسی واکنش ایران نسبت به این پدیده و تلاشیش برای رسیدگی به مسائل مختلفی که پیش آورد، مورد بررسی قرار گرفته است.
با شروع جنگ جهانی اول و به دنبال آن ورود نیروهای متفقین و متحدین به خاک ایران، اوضاع به شدت بحرانی به نظر می رسید. روس ها در شمال ایران، عثمانی ها در غرب، انگلیسی ها در جنوب و جنوب شرقی و آلمانی ها به طور پراکنده در مرکز و نواحی دیگر فعالیت می کردند. این در حالی بود که دولت ایران اعلام بی طرفی کرده بود. در رویارویی با اغتشاشات و شورش های ایلات نیز نیروی نظامی کارآمدی وجود نداشت. انگلستان که به دلیل موقعیت استراتژیک ایران و حفاظت از سرحدات منتهی به هندوستان منافع خود را در خطر می دید، تصمیم به اقدام جدی در این زمینه گرفت تا با تشکیل نیروی نظامی مستقلی در ایران علاوه بر محافظت از خط لوله نفت، از نفوذ آلمان ها نیز جلوگیری کند. لذا در ماه مارس 1916 میلادی/ ذیقعده 1335 ه .ق. نیروی نظامی به فرماندهی ژنرال سرپرسی سایکس، به بهانه تأمین امنیت جنوب، وارد ایران شد تا در واقع حافظ منافع بریتانیا باشد. اما این موضوع برای ایرانیان آگاه که عملاً نقض حاکمیت ایران را مشاهده می کردند، قابل پذیرش نبود لذا مقاومت های مردمی بسیاری در مقابل نیروی پلیس جنوب شکل گرفت.
پژوهش علمی در هر رشته ای نیازمند آشنایی با روشهای تحقیق در آن علم است. پیشرفت در هر علمی مستلزم تامل در مبانی معرفت شناختی و روش شناسی آن علم است و این تامل نیز پیش از هر چیز نیازمند مساله شناسی است. از این رو، در این مقاله تلاش می شود تا با نگاهی کوتاه به مقوله روش و روش شناسی به طرح پرسشهای اصلی در حوزه روش شناسی تاریخ نگاری انقلاب اسلامی همت گمارد تا ذهن و ضمیر اصحاب فکر و قلم را به چاره اندیشی و تفکر وادارد.
با ظهور شاه اسماعیل صفوی و تاسیس حکومت صفویه، در ایران و ایجاد حکومتی متمرکز بر اساس عقاید شیعی، شریعت نامه نویسی بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. یکی از افرادی که برای مقابله با صفویان اندیشه تجدید خلافت و جمع کردن آن با سلطنت مطلقه را در قالب شریعت نامه نویسی مورد توجه قرار داد، فضل بن روزبهان خنجی است. مقاله حاضر به بررسی آرا و نظریات وی در این زمینه در دو دوره از زندگی اش، یعنی در عصر آق قوینلوها و پس از ظهور صفویه در دربار خوانین ازبک در ماوراء النهر، پرداخته و او را به عنوان آخرین میراث دار شریعت نامه نویسی که این جریان را به انحطاط کشیده معرفی کرده است.
هجرت دانشمندان شیعه به مناطق شام و وجود برخی دولت های شیعی شامات، از جمله عوامل مؤثر بر رشد علوم مختلف عقلی و نقلی در این منطقه بوده است. این مقاله، با بهره گیری از فهارس و منابع رجالی و شرح حال ها و نیز تواریخ عمومی و محلی و خاندان ها و دودمان ها، کوشیده است عوامل حضور علمای شیعه در شام و نقش آنها در گسترش فرهنگ و علوم اسلامی را تا پایان قرن هفتم هجری مورد بررسی قرار دهد. به استناد یافته های پژوهش و با توجه به آثار ماندگار مکتوب و غیرمکتوب، می توان از سهم بزرگ علمای شیعه در این زمینه سخن گفت.
وقتی میگوییم موسیقی لاتین، موسیقی اعتراض به ذهن میآید. موسیقی انقلابی شاید واژه بهتری باشد. آن معنای عام اعتراض را خاصتر و لاتینتر جلوه میدهد. شاید در صدر موزیسینهای انقلابی لاتین، ویکتور خارا قرار بگیرد. یک نام آشنا برای مخاطبان ایرانی که یادآور انقلاب بزرگ شیلی است. مثلث ویکتور خارا، پابلونرودا و سالوادور آلنده، از انقلاب شیلی، جدانشدنیاند. خارا ترانه «مانیفست» را در زندان پینوشه نوشت و در 41 سالگی کشته شد. در وصف او میشود صفحهها نوشت و صفحهها هم نوشته شده. اما در این پرونده، ما سعی میکنیم جنبههای دیگری از موسیقی لاتین – منهای وجه انقلابی و اعتراضیاش – را مرور کنیم. موسیقی لاتین این روزها قدرتمندترین ژانر موسیقی منطقهای دنیاست و آنچه باعث شهرت، قدرت و تجارت فزونتر این سبک شده، نه موسیقی اعتراضی و انقلابی بلکه وجه فالک و بومیگرایانهای است که با سبکهای مدرن ترکیب شده و این ژانر موفق را شکل داده است.
خوزستان جزء لاینفک ایران به دلایل گوناگونی، از جمله موقعیت ژئوپلیتیکی و برخورداری از ظرفیت های بالقوه اقتصادی و تجاری به لحاظ قرار گرفتن در حاشیه خلیج فارس و دریاهای آزاد و نیز بهره مندی از رود کارون و اروند رود در توسعه تجاری و کشت و زرع، همجواری و داشتن مرز مشترک با دولت عثمانی (بصره محل استقرار انگلیسی ها) و اهمیت روز افزون نفت که نقش مهمی در پیروزی انگلیس در جنگ جهانی اول داشت، توجه دولتمردان انگلیس را بیش از پیش به خود جلب کرد.
این پژوهش بر آن است در حد امکان، منافع سیاسی و اقتصادی انگلیس در خوزستان را از گرفتن امتیاز کشتیرانی در رود کارون تا پایان سلطنت قاجار را بررسی کند. روش تحقیق در این مقاله، روش تحقیق تاریخی (توصیفی تحلیلی) مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای است.
مطالعة علل وقایع و رخدادهای تاریخی یکی از اهداف اصلی و مهم مطالعات تاریخی است. با وجود این، وقتی دانش پژوهان در مطالعات تاریخی شان مدعی می شوند که فلان عامل «علّت» یک رخداد یا نتیجة خاص می باشد، دقیقاً روشن نیست که مدلول و منظورشان از واژة علّت چیست. در مقالة حاضر تلاش شده است تا ضمن معناشناسی علّیّت در علوم اجتماعی نشان داده شود که محققان تاریخی معمولاً علّیّت را به معنای شرط لازم/کافی برای نتایج مورد مطالعه شان در نظر می گیرند. استدلال شده است، هنگامی که فرد بدنبال تبیین تاریخی یا تبیین حوادث خاص و وقایع منفرد است، تقریباً بطور طبیعی به سمت علل لازم و/یا کافی سوق پیدا می کند، حتی اگر بدان خودآگاهی نداشته باشد. لذا، تأکید مقالة حاضر بر پنداشت علّیّت بر اساس علل لازم و/ یا کافی و مشتقات آنها است؛ چون، آنها پیوند تنگاتنگی با مطالعات تبیینی در تاریخ دارند. این نوع علل، به چهار دسته عمده تقسیم شده اند: شرط لازم و غیرکافی، شرط کافی و غیرلازم، شرط لازم و کافی، و شرط ناکازم؛ که به نظر نگارنده می توانند پوشش نسبتاً کاملی برای بحث علّیّت در مطالعات تاریخی باشند. در این مقاله، همچنین با ذکر مثال های متعدد؛ کاربرد هر یک از این علل را در مطالعات تاریخی و تبیین های زنجیره ای یا روایت های تاریخی نشان داده شده است.
در آموزه های اخلاقی و دینی ایران باستان مشروعیت سیاسی شاه زمانی محرز است که بایستگی های مورد نظر این آموزه ها را واجد باشد. احراز این بایستگی ها البته پاره ای ذاتی و پاره ای اکتسابی است. رواج آموزه های اخلاقی و دینی در جامعه ایران باستان و بازتاب آن در ذهنیت فرهنگی جامعه از حاکم سیاسی انتظاراتی را طلب می کند که فراتر از حاکم معمولی است به طوری که این انتظارات می تواند در «شاه آرمانی» تجلی پیدا کند. بایستگی های شاه آرمانی را متون دینی و اسطوره های قومی بازتاب داده اند. بنیان مقاله پیش رو بر شناسایی، اهمیت و توصیف و تحلیل آن بایستگی ها گذاشته شده است.
فرهنگ سیاسی ایران در سده های میانه، انتساب خونی به ایران باستان و چهره های اسطوره ای ـ تاریخی آن را یکی از شرایط و ملزومات اساسی کسب مشروعیت، قدرت و از همه مهمتر تداوم آن میدانسته است؛ فقدان آن نیز متقابلاً از آسیبها و خطرات جدی هر حکومتی محسوب میگردید. لذا بخشی از دغدغه ها، توان ذهنی و در نتیجه اهتمام خاص حاکمان و متفکران پیرامونشان، به سیاست جعل نسب و تبلیغ این امر اختصاص داشت. مساعی آنان اگرچه با تردید های جدی رو به رو میشد، لیکن تداوم این مقوله در تمام این سده ها و پیگیری مجدانه، خود بیانگر اثربخشی و تاثیرگذاری آن بر افکار عمومی این عصر است.
در همین راستا پرسشهای اساسی در ذهن هر محققی نقش می بندد و آن این که علل و انگیزه ی حکومت ها از جعل نسب در دوره ی مورد اشاره چه بوده و دیگر این که چرا چهره های اسطوره ای ـ تاریخی به عنوان مرجع تباری مطرح می شوند؟ دستاوردهای پژوهش نیز مشخص می کند حکومت های این دوره در راستای کسب مشروعیت، مقابله با تحقیرها، توازن تباری با دیگر رقبا و نیز در پرتو بینش تاریخی جامعه ایرانی، سیاست تبارسازی را در سرلوحه اقدامات خود قرار دادند.