تأسیس و رشد صنعت نساجی در عصر پهلوی، مازندران را به عنوان یکی از قطب های این صنعت در ایران مطرح کرد. نساجی مازندران نقش قابل ملاحظه ای در خودکفایی صنایع نساجی ایران در دهه40 خورشیدی داشته است. با وجود این، صنایع نساجی مازندران در دوران تأسیس و شکوفایی با چالش های متعددی از جمله کمبود نیروی انسانی متخصص و تأثیرپذیری از تنش های سیاسی مواجه بوده است.
با سقوط سلطنت پهلوی، کارخانجات نساجی مازندران پس از انقلاب اسلامی نیز در سطح محلی به حیات خود ادامه دادند، اما هیچگاه قادر به احیای شکوفایی پیشین خویش نبوده است. در سال های اخیر، ضعف در عرصه های گوناگون، موجب رو به تعطیلی رفتن این مجموعه صنعتی شده است.
درک صحیح از این رویداد، لزوم بررسی عوامل تاریخی رشد این صنعت را در مازندران مطرح می سازد. لذا، این نوشتار در پی آن است که با اتکا بر اسناد و مطبوعات به جا مانده از آن دوران، در کنار منابع تحقیقاتی مکتوب و مصاحبه میدانی از شاغلان قدیمی در این صنعت، به بازسازی تاریخی این صنعت محلی و تبیین نقش آن در صنایع ملّی بپردازد.
هدف این مقاله، ارزیابی انتقادی رویکرد ضدتاریخی گری است.رویکردی که نیم قرن است در حوزه علوم انسانی فعال است و کارل پوپر از سرشناس ترین اندیشمندان این نحله است.روش کار، مطالعه اسنادی است.نتایج تحقیق نشان می دهد که اگرچه انتقادات ضدتاریخی گری از تاریخی گری در مارکسیسم ارتدوکس موفق بوده، اما بسط نقاط ضعف تاریخی گری مارکسیستی به تاریخی گری در شکل عام آن، از ایرادهای مهم ضدتاریخی گری است.همچنین، تقلیل دادن منطق علم تاریخ، به منطق علوم طبیعی با ویژگی«ابطال پذیری»، دیگر اشکال ضد تاریخی گری است.این امر باعث شده در مطالعه تاریخ ارزش ها جایگاهی نداشته باشند، تقلیل گرایی منطقی به وجود آید، فردگرایی روش شناختی حاکم شود، و مدلی جایگزین برای مطالعه تاریخ ارائه نشود.لذا، ضدتاریخی گری از آن جایی که مخالف مطالعه تاریخ با چشم اندازی گذشته نگر، تبیینی و تحلیلی است، و به علت نقد سلبی و نه ایجابی نسبت به تاریخی گری، خود مبتلا به فقر نظری است.
در پی گرفتاری های ایران در جنگ با روسیه، حکومت انگلیسی هند برای آنکه کنترل منطقه خلیج فارس را به دست بگیرد و شیخ نشین ها را نیز به تابعیت خود درآورد، در سال 1820م برای مبارزه با دزدی دریایی قراردادی با شیخ های عرب منعقد کرد که به قرارداد اساسی معروف شد. انگلیسی ها در این قرارداد برخلاف تعهدهای پیشین خود با ایران در عهدنامه های مفصل و مجمل، شیخ بحرین را نیز وارد کردند. اعتراض های ایران از طریق حاکم شیراز، حسینعلی میرزا فرمانفرما به انعقاد قراردادی در سال 1237ﻫ/1822م میان او و بروس، نمایندهٔ انگلستان مقیم بوشهر منجر شد. در این قرارداد که موضوع اصلی این پژوهش است، دولت انگلستان بر حق حاکمیت ایران بر بحرین صحه گذاشت، اما پس از مدتی حکومت انگلیسی هند از اجرای مفاد آن سر باز زد و به بهانه هایی آن را بی اعتبار دانست. به علاوه، این قرارداد یکی از سندهای مهمی بود که ایران برای اثبات ادعای خود دربارهٔ حق حاکمیت بر بحرین در قرن نوزدهم و بیستم به آن استناد می کرد. این پژوهش در پی روشن کردن آن است که آیا این اقدام انگلیسی ها اشتباهی سیاسی بود یا راهبردی موقت برای برون رفت از مشکلاتی که در آن برههٔ زمانی با آن درگیر بودند.
صلح و همزیستی مسالمت آمیز از توصیه ها ی الهی در قرآن و از اهداف مهم انبیا، به ویژه پیامبر اسلام است. بر همین اساس، تحکیم و گسترش وحدت و اخوت در بین همه اقشار جامعه و ارتباط سالم با دیگر ملل، از اهداف اجتماعی اسلام محسوب می شود؛ به طوری که در حکومت اسلامی مدینه، پیامبر علاوه بر عقد اخوت میان مسلمانان مهاجر و انصار، پیمان نامه ها یی را با قبایل و اقوام یهودی، مسیحی و غیره امضا نمود تا با عمل به قانون اساسی حکومت اسلامی، صلح و همزیستی حکم فرما باشد. آن چه که از نظر اسلام اهمیت دارد، آرامش، امنیت، رفاه و زندگی انسانی و الهی به دور از تفرقه و اختلاف و ظلم پذیری است که در قالب آموزه ها ی دینی عرضه شده است. این آموزه ها ، همواره مورد توجه رهبران و مصلحین بزرگ مسلمان قرار داشته است. امام خمینی به عنوان یکی از همین رهبران که هدفی جز احیای اسلام ناب محمدی نداشت، ضمن تبیین مفهوم واقعی صلح، دولت ها و ملت ها را به صلح و زندگی مسالمت آمیز فرا می خواند. از منظر ایشان، نتیجه اتحاد و همبستگی اقوام و ملت ها با یکدیگر موجب پیروزی، اقتدار، خود کفایی و سازندگی می شود.
امام، سیاست جمهوری اسلامی را نه تنها قطع رابطه با دولت ها و قدرت های دیگر نمی دانست، بلکه بر تحکیم روابط حسنه و انسانی نیز تأکید داشت و معتقد بود تا زمانی که دولت های دیگر قصد تجاوز و دخالت و ظلم نداشته باشند، این رابطه برقرار می ماند. صلحی را که با سرپوش گذاشتن بر تجاوز و جنایت همراه باشد، صلح تحمیلی و دروغین می دانست و محکوم می نمود. از منظر ایشان، صلح و همزیستی مسالمت آمیز، تشویق جانیان و جنایتکاران به ادامه ظلم نیست؛ نیز معتقد بود، صلح هنگامی جایگاه اسلامی و انسانی خود را پیدا می کند که ملّت ها و دولت ها به حقوق خود قانع باشند. کلید این امر از نظر ایشان، ملاک قرار دادن قرآن برای تحقق صلح واقعی است. مجموعه آموزه ها ی مبتنی بر صلح و همزیستی مسالمت آمیز که در کلام و سیره امام خمینی تجلّی یافت، رهیافتی برای بازآفرینی حرکت احیاگرانه اسلامی شد که پس از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی در قالب ادبیاتی جدید همچون«تمدن نوین اسلامی»، «سبک زندگی اسلامی»، ... بروز یافته است. این رویکرد اصیل که ریشه در مبانی اسلام ناب دارد، ایشان را از یک سو به عنوان نظریه پرداز احیاگری اسلامی مبتنی بر صلح و همزیستی به جهان بشریت معرفی نمود، و از سوی دیگر، موجد پدید آمدن مجموعه ای از قواعد و اصول لازم برای تحقق جامعه ای مبتنی بر این اصول گردید. این پژوهش با هدف بازشناسی رویکرد تمدن ساز اسلامی مبتنی بر صلح و همزیستی مسالمت آمیز که در کلام و سیره امام خمینی دیده می شود، قصد پاسخ گویی به این سؤال را دارد: آراء و نظرات امام خمینی در موضوع صلح و همزیستی مسالمت آمیز چیست و چگونه می تواند به حرکت احیاگرانه اسلامی منجر شود؟ در پاسخ به سؤال فوق، این فرضیه مطرح شده: توانمندی بالای علمی و فقاهتی امام خمینی در شناخت و استخراج اصول همزیستی مسالمت آمیز نهفته در کلام وحی و احادیث، همراه با تجربیات عملی ایشان در تحقق این اصول، الگویی را فرا روی جامعه بشری برای تحقق حرکت احیاگرانه اسلامی قرار داد که می تواند به حرکت تمدن ساز نوینی منجر شود. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی، تلاش می نماید تا الگویی در این راستا تدوین نماید
بهمن ماه یادآور دو رخداد پراهمیت و مرتبط در تاریخ معاصر ایران است. نخست رفراندوم 6 بهمن ماه 1341 خورشیدی که طی آن اصلاحاتی تحت عنوان «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و مردم» به را‡ی گذاشته و اعلام شد که با نظر مثبت 9/99 درصد را‡ی دهندگان مواجه شده است؛ و دیگر پیروزی انقلاب اسلامیدر 22 بهمن ماه 1357. در واقع انقلاب اسلامیبه دنبال رشتهای طولانی از رخدادهای بزرگ و کوچک شکل گرفت که اگر نخواهیم به سالهای دورتر بازگردیم، میتوانیم نقطه عزیمت آن را اصلاحات ارضی به عنوان یکی از مفاد برنامه موسوم به «انقلاب سفید» بدانیم.
پس از فروپاشی عباسیان در بغداد، دستگاه خلافت در سال 659 هجری قمری به مصر انتقال یافت و تا حمله سلطان سلیم در سال 923 هجری قمری پایدار ماند. اقبال جامعه مصر به خلافت عباسی برآمده از زیر ساخت های تاریخی و اجتماعی خاصی بود که محتاج تحلیل و بررسی است. پرسشی که این مقاله حول محور آن سامان یافته، این است که جامعه مصر با کدام زمینه ها و بسترهای تاریخی به تاسیس و تجدید خلافت عباسی در این سرزمین راغب شد؟ این پژوهش با تکیه بر داده های تاریخی و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی می کوشد تا نشان دهد که ثبات سیاسی مصر در دوران حکومت مقتدر ممالیک و جایگاه مستحکم تسنن در جامعه مصر، زمینه ای را فراهم کرد تا سلاطین مملوک برای مشروعیت دادن به حکومتشان در مقابل امرای ایوبی و سایر مدعیان قدرت، به فکر دعوت از بازماندگان خاندان عباسی به قاهره بیفتند.
ترکمن های سلجوقی بخشی از قبایل اغوز در شمال رود سیحون بودند که بعد از گرویدن به اسلام، در نیمهٔ دوم قرن 4ق، به ماوراءالنهر و در اوایل قرن 5ق به خراسان کوچ کردند. مهاجرت ترکمن های سلجوقی به خراسان، از تحولات عمده و اثر گذار در تاریخ میانه ایران و جهان اسلام است. این امر تأثیرات شگرفی در اوضاع اجتماعی و اقتصادی منطقه داشت. تفاوت نوع زندگی این ایلات با بومیان منطقه، هم زمان با برخی مشکلات طبیعی و بی توجهی غزنویان، لگام گسیختگی برخی اقشار اجتماعیِ هرج و مرج طلب، قطعاً تأثیرات شایان توجهی در اوضاع اجتماعی و اقتصادی منطقه داشت که از آن میان می توان به نا امنی اجتماعی، اختلال در تجارت، کشاورزی و دامپروری، کشتار عدهٔ زیادی از اهالی خراسان، مهاجرت جمعی از آنها به نواحی دیگر و استقرار دائمی ترکمن ها در شمال خراسان اشاره کرد. توجه اصلی مقاله حاضر به چگونگی تعامل آنها با اهالی منطقه و در نهایت، تأثیرات اجتماعی و اقتصادی این امر در خراسان است.
پژوهش حاضر به نقد و بررسی منابع و نوشته های تاریخی دولت رستمیان اختصاص دارد. رستمیان سلسله ای ایرانی نژاد از خوارج اباضیه بودند که در سال های 164-296 ق در تاهرت در مغرب میانه حکومت می کردند؛ شکل گیری حکومت رستمی و ازدیاد شمار اباضیان در مغرب موجب پیدایش گونه های متعددی از نوشته های تاریخی در مغرب شد؛ در این میان سیره نویسی و طبقات نگاری اهمیتی درخور یافت و آثاری چون کتاب السیر ه و اخبار الائمه ابوزکریا، کتاب الطبقات درجینی، جواهر المنتقاه برادی و سرانجام کتاب السیره شماخی پدید آمد؛ بخش مهمی از این آثار به تاریخ رستمیان اختصاص دارد؛ نگارنده در این مقاله کوشیده تا جایگاه این خاندان را در مهمترین نوشته های تاریخی اباضیه بازنماید.
آموزش و پرورش نوین ایران همواره پیوند ناچیزی با اجتماع محلی داشته است و بخشی از ناکامیابی این نظام آموزشی تمرکزگرا را باید پیامد همین ویژگی دانست. هرچند تلاش هایی برای ایجاد پیوند میان اجتماعات محلی و نظام آموزشی صورت گرفته، به نظر می رسد این تلاش ها کافی و موفق نبوده است. این تحقیق می کوشد به این سوال پاسخ دهد که؛ در دوره پهلوی چه طرح های برای ایجاد پیوند میان نظام آموزشی و اجتماعات محلی روستایی وجود داشته و اثرگذاری این طرح ها چگونه بوده است؟ داده ها به روش کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده اند. نتایج بررسی نشان می دهند در طرح هایی چون «مدارس عشایری» و «سپاه دانش» شاهد پیوندی قابل توجه با اجتماعات محلی هستیم. این پیوند نقش موثری در ورود و گسترش آموزش های نوین به جوامع غیرشهری داشت. طرح های دیگری هم برای کاستن از فاصله نظام رسمی و اجتماع محلی وجود داشته اند (مثل «مکاتب ابتدائیه دهکده ها» و «منطقه ای شدن») که بیشتر روی کاغذ مانده اند.
در پیروزی انقلاب اسلامی عوامل متعددی را میتوان مؤثر دانست. آن چه تا کنون در بررسیهای مربوط به علل این رویداد کم تر مورد توجه قرار گرفته است، عومل و زیر ساختهای فرهنگی این انقلاب بزرگ است. در کنار مبارزات سیاسی، تلاشهای فکری و فرهنگی وجه اهمیت شخصیتهای مبارزی چون آیت الله دکتر مفتح، شهید مطهری و شهید باهنر و دیگران بوده است.