آن چه پیشِ رویِ قرار می گیرد، نگارشِ تئودور برکونای، اسقفِ مسیحیِ میان رودان است که در سده هشتمِ میلادی، به زبانِ سُریانی نوشته است و در آن به اسطوره ها و باورهایِ مانوی که البتّه آن را گُم راه کُننده می دانسته، پرداخته است. به نظر می رسد، آن چه را برکونای درباره اسطوره هایِ مانوی آورده است، باید از منبعی مانوی (دوبُن نامگ) و یا از مأخذی گرفته باشد که نویسنده آن به خوبی با اندیشه هایِ مانوی اطّلاع داشته است؛ از همین روی، گزارشِ او از اسطوره هایِ مانوی بسیار دقیق و درست است.
عصر رضاشاه آغاز دوران مدرن و ایجاد تحولات بنیادین در پهنۀ اجتماعی ایران است. طرح بیداری زنان در این دوره، حیات اجتماعی آنها به ویژه زنان طبقۀ متوسط و بالای شهرنشین را به اشکال مختلف تحت تأثیر قرار داد. شکل گیری نظام آموزشی نوین و تعمیم یافتن حق تحصیل در مدارس جدید دولتی به دختران، از جمله سیاست های جنسیتی دولت بود که حیات اجتماعی و فردی زنان و دختران شهرنشین را تا حد زیادی تحت تأثیر قرار داد. نگارندۀ نوشتار پیش رو درصدد بررسی سیاست های آموزشی دولت رضاشاه در حوزۀ زنان نبوده است، بلکه ضمن توضیح سیر برساخته شدن مفهوم مادری جدید، به دنبال پاسخ به این پرسش بوده است که این مفهوم چگونه آموزش زنان را به ضرورت تبدیل کرد و این آموزش از حیث کمّی و کیفی، چگونه از ایدۀ مادری جدید تأثیر پذیرفت. داده های پژوهش که به روش کتابخانه ای- آماری و مبتنی بر احصائیه ها و نشریات جمع آوری شده است، نشان می دهد ایدۀ مادری جدید و نیاز به تغییر در نقش های سنتی زنان، در وهلۀ نخست با تغییر در تعریف رَحِم زنانه از عضوی بیولوژیک به محل جاگذاری نسل آیندۀ کشور و در گام بعدی با ظهور ایدۀ مادر-مربی، یا تربیت زن تحصیل کردۀ خانه دار، آموزش دولتی زنان را از حیث کمّی گسترش داد. البته از حیث کیفی، برنامۀ آموزشی زنان در مدارس دولتی نشان می دهد که آموزش آنها با مردان بسیار متفاوت بوده و با رویکردی ایدئولوژیک، با هدف تربیت همسر و مادر جدید ایرانی تدوین شده بود؛ به همین دلیل کمک چندانی به زندگی حرفه ای و شکل گیری هویت مستقل زنانه نکرده است.
بر اساس شواهد تاریخی، پیشرفت هر کشوری متکی بر رونق تولید و صنعت است. جوامعی که در این زمینه ها رشد می یابند امکانات و شرایط مناسبی را برای صنعتگران، تجار و نیروهای کار خود فراهم می کنند. در دوره سلجوقیان متناسب با مواد خام طبیعی، دامی و فلزی که به فراوانی قابل دسترس بود، صنایع مختلفی چون سفالکاری، قالیبافی، بافندگی و فلزکاری رواج پیدا کرد. به دنبال این رونق کارگاه های مختلفی در خانه ها و بازارها تأسیس شد. رشد اقتصادی در پی رشد صنعت و بازرگانی و سپس کشاورزی حاصل شد. این مقاله سعی دارد به اقتصاد و صنعت و همچنین به مقوله کارگاه ها در جامعه سلجوقی بپردازد. نگارند با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از منابع در دسترس به این مهم خواهد پرداخت.
پیش از اسلام، در مناسبات بین قبیله ای برای رفع مشکلات، پیمانهایی به صورت "حلف" و "ولاء" وجود داشت. پیامبر(ص) بیعت را جایگزین نمودکه در اسلام عهدی است الهی بین حاکم و محکوم و مردم ملزمند به تعهد ولو بدون منفعت مادی و نقض آن پیمان شکنی است و سزاوار جزا. پژوهش پیش رو، درصدد طرح این پرسش است که: بیعت در گفتمان امام علی(ع) چه جایگاهی داشته است؟ باتوجه به تطور بیعت در دوران جاهلیت، زمان پیامبر و عصر خلفای راشدین، در پاسخ می توان گفت؛ امام علی(ع) به بازشناسی مفاهیم و مصادیق بیعت و احیاء جایگاه آن بسان عهد نبوی پرداخت. دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که؛ بیعت در اسلام مقوله ای است سیاسی و حاکمیتی در همبستگی با عهد الهی، و با نمونه های پیش از اسلام، تنها مشترک لفظی است و نقش مشروعیت بخشی ندارد. از این رو، با تحول بیعت در دوران خلفای راشدین، امام علی(ع) از پذیرش بیعت مردمی سرباز زد و سپس با تعیین شروط رهبری الهی برای حکومت، و احیای سنت نبوی آن را پذیرفت.
رستاق برخوار شامل نواحی دشتی و کوهپایه ای شمال اصفهان است که با وجود پیشینه غنی تاریخی فرهنگی، اهمّیت ارتباطی و راهبردی در میان شاهراه های باستانی اصفهان، تعدد سکونتگاه ها و نقش های تأثیرگذار در جنبه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شهر اصفهان و به دنبال آن فلات مرکزی ایران، کمتر مورد توجه پژوهشگران علوم تاریخی بوده و در مورد جنبه های گوناگون تاریخی آن، اطلاعات چندانی وجود ندارد؛ از همین رو در پژوهش پیشِ رو که به شیوه تاریخی در قالب مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی انجام شده، سعی بر آن است تا ضمن شناخت پیشینه منطقه در دوران قبل و بعد از اسلام، ساختار اداری، سیر تحولات تاریخی و وضعیت اجتماعی و اقتصادی منطقه، طی دوره های ساسانی تا قاجار، مشخص شود. براساس نتایج حاصل از این تحقیق مشخص شد که برخوار در دوره ساسانی یکی از مراکز عمده دینی و فرهنگی ناحیه اصفهان بوده است. این منطقه در دوران اسلامی به واسطه مواردی همچون عبور شاهراه های مهم، موقعیت مکانی، زمین های حاصل خیز و نقش های تأثیرگذار بر پاره ای رخدادهای تاریخی، به ویژه در سده های سوم و چهارم هجری، دوره سلجوقی و دوره صفوی، از رونق و شکوفایی مضاعفی برخوردار گردید و سکونتگاه های آن گسترش چشم گیری یافت.
خزانه های آنها جمع آوری می شد. در همین راستا، تشکیلات نسبتاً منظمی برای حفظ و نگهداری این گنجینه ها در این دربارها به وجود می آمد؛ که درون این تشکیلات، کارگاه هایی برای ساخت و پرداخت جواهرات تازه برپا می شد. در دوران صفویه، علاقه پادشاهان این سلسله به داشتن درباری باشکوه و عظیم موجب شده بود مجموعه ای از بهترین نفایس و جواهرات در دربار جمع آوری شود. در این دوره، تشکیلات منظمی برای حفظ، نگهداری، تهیه و ساخت جواهرات در دربار ایجاد شد که در منابع این دوره، اطلاعات ارزشمندی درباره عملکرد این تشکیلات و مناصب مرتبط با آن یافت می شود. در مقاله حاضر، تلاش شده است تا با مطالعه اسناد مجموعه توپقاپی سرای و منابع موجود، به بررسی تشکیلات اداری جواهرات سلطنتی و مناصب مرتبط با ساخت این مجموعه پرداخته شود. روش تحقیق در این مقاله، بر پایه مطالعات کتابخانه ای و تطبیق و تحلیل منابع موجود، به خصوص منابع اصلی است. در این تحقیق تاریخی، پس از جمع آوری اطلاعات لازم، به سازماندهی اطلاعات و تجزیه و تحلیل و سرانجام استنتاج آنها پرداخته شده است.
تونس در قرن نوزدهم میلادی همچون سایر جوامع اسلامی با جریان مدرنیته آشنا شد. ورود مدرنیته به تونس زمینه ساز تحولات گسترده سیاسی، اداری، نظامی، فرهنگی و آموزشی شد. با وجود این تحولات، تا اوایل قرن بیستم حقوق زنان و اصلاح وضعیت اجتماعی آنان مورد توجه حاکمان و متفکران نوگرای تونس قرار نگرفت. تنها از نخستین دهه های سده بیستم، مقارن با ورود استعمار فرانسه (1881-1956م) زنان و حقوق آن ها کانون توجه قرار گرفت. در این دوره، جریان اصلاح طلبی دینی همچون زنجیری منطقه مغرب عربی و تونس را در برگرفت و باعث شد جریان نوگرایی رنگ و بوی اسلامی به خود بگیرد. بر همین اساس، برای نخستین بار بحث حقوق زنان از سوی نوگرایانی چون طاهرالحداد مطرح شد که از تحصیل کردگان جامع اعظم زیتونه بودند. آن ها با رویکرد اسلامی به دفاع از زنان و حقوق اجتماعی آن ها پرداختند و با تفسیرهای جدید از متون دینی، مفاهیم دینی را در خدمت نهضت فمینیسم قرار دادند. موضوعاتی چون حجاب، آموزش و اشتغال زنان، تعدد زوجات و حق طلاق به چالش کشیده شد. البته این مسئله از سوی مردم و برخی علمای سنت گرا با واکنش منفی مواجه شد. مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که چه عواملی به تحول وضعیت زنان و شکل گیری جنبش های حمایت از زنان در دوره استعمار منجر شد؟ و این تحولات چه پیامدهایی در پی داشت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که عواملی چون ورود مدرنیته به تونس، نقش استعمار، حمایت نوگرایان اسلامی از حقوق زنان و تشکیل اتحادیه ها نقش مؤثری در اصلاح وضعیت اجتماعی زنان داشت و مواردی چون احداث مدارس دخترانه، افزایش نسبی سواد زنان، مشارکت در فعالیت های اجتماعی و سیاسی از جمله پیامدهای مهم اصلاحات بود. این اصلاحات زمینه ساز تحولات گسترده تر بعدی، یعنی حمایت دولت از فمینیسم و ظهور جنبش زنان به شکل سکولار در دوره استقلال تونس شد.
مناسبات صفویه و عثمانی که تا پیش از معاهده صلح زهاب(1049ق./1639م.) از ماهیت دوگانه جنگ و صلح برخوردار بود، پس از این معاهده به دلایل مذهبی، سیاسی- نظامی، اقتصادی و ضرورت های عینی و عقلانی، به رابطه تعاملی و هم گرایی مبتنی بر صلح و صلاح تغییر یافت و تا پایان حیات سیاسی دولت صفویه ادامه پیدا کرد. هدف اصلی مقاله حاضر، بررسی سیاست صلح طلبی صفویان نسبت به دولت عثمانی در سده پایانی، از شاه صفی تا شاه سلطان حسین، با تکیه بر متن مکاتبات و نقش مذهب بر این سیاست است که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که راهبرد اصلی سیاست خارجی صفویان نسبت به حکومت عثمانی در این دوره، اصل صلح و هم زیستی مسالمت آمیز و پای بندی به معاهده زهاب بود. .
جنگ پدیده ای است که حکومتها به عنوان راه حلی برای رسیدن به امنیت و استقلال و توسعه و در نهایت حفظ و بقای حکومت در پیش می گیرند. هر چند امنیت از دو طریق دیپلماسی و نظامی تأمین می شود، ولی حکومتهای دوره مورد بحث( شش قرن اول) معمولا برای رفع تهدیدهای خارجی و داخلی، راه نظامی را برمی گزیدند. رویدادهای تاریخی، هجوم اقوام عرب و ترک به ایران و ناامنی های ناشی از آن موجب شده بود تا تفکر جامعه ایران برای اصل امنیت، جایگاه خاصی در نظر بگیرد. بدین ترتیب در میان ارکان سه گانه- سپاه و رعیت و خزانه-، اهمیت رکن سپاه بارزتر می شد. پژوهش حاضر در صدد است تا جایگاه سپاه و سپاهیان در ایران شش قرن اول را با مطالعه و تأمل در آداب نامه ها و متون تاریخی دریابد. روش پژوهش، توصیفی و تحلیلی است و نوشتاری مستند. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که پادشاهان و حکمرانان برای گردآوری و تنظیم و ترتیب سپاهیان نیاز به دانش و درایت دارند، زیرا با گذشت زمان و پیشرفت دانش و تکنولوژی نهایتا ابزار فیزیکی جنگ مدرنتر شده و میدان جنگ تغییر می کند، ولی حکومتها برای رسیدن به اهداف مادی، معنوی یا انسانی همچنان با نیروی نظامی می جنگند. ضرورت آگاهی با فن و مهارت سپاهداری، شناخت راهکارهای تجربه شده و رعایت قواعد و ضوابط در زمینه چگونگی گزینش سپاهیان، رعایت ترکیب جمعیتی آنان و دقت در جزئیات، آراستگی و نظم و تجهیزات، مهارتهایی است که دانستن آن در همه زمانها و مکانها ضروری می نماید.
آن چه از پیشِ روی می گذرد، مرور و بازسازیِ متن هایی است مانوی به زبانِ پارتی، درباره تصلیبِ عیسی مسیح که پیش از این متخصّصانِ امر بدان پرداخته اند. نگارنده در این جا می کوشد برایِ شفّافیّتِ بیش تر، ضمنِ ترجمه کاملِ متن، داوریِ خود را از دست نویس ها به دست دهد و توضیحاتی هم درباره بخش هایِ مختلفِ متن می بیاورد.
سفال را شاید بتوان یکی از مهم ترین داده های یافت شده در کاوش های باستان شناسی درراستای کمک به روشن شدن مجهولات هر محوطه باستانی و پاسخ دهی به پرسش ها دانست. این داده بخش مهمی از تعاملات انسانی را در گذشته به نمایش می گذارد. با بررسی این داده، رهیافت های گوناگونی نصیب باستان شناس می شود که پیش شرط آن، هدف دار بودن و درست عمل کردن در گونه شناسی سفال است. با بررسی سفال دوره اشکانی تم مارون در دشت رودان و گسترش انواع آن در خلیج فارس، از یک سو گسترش فرهنگی اشکانیان در جنوب ایران و ازسوی دیگر به واسطه گسترش جغرافیایی آن در جنوب خلیج فارس، دریانوردی اشکانی ها در سواحل شمال و جنوب خلیج فارس اثبات می شود. هدف از انجام این پژوهش، بررسی گونه های سفال اشکانی در جنوب ایران و مستند کردن ارتباطات فرهنگی مابین استقرارگاه های شمال و جنوب خلیج فارس است، سپس ارائه تصویری از دریانوردی در خلیج فارس و گسترش فرهنگی اشکانیان در شبه جزیره عربستان به تصویر کشیده می شود. در این پژوهش گونه های سفالی دوره اشکانی تم مارون برپایه مستندات کاوش باستان شناسی محوطه، بررسی و طبقه بندی خواهند شد. مهم ترین پرسش این پژوهش، شاخصه های سفالی دوره اشکانی تم مارون است، سپس به دنبال این پرسش هستیم که توسعه فرهنگی دوره اشکانی براساس یافته های تم مارون تحت چه عواملی شکل گرفته است؟ این پژوهش به صورت مشخص نشان داد که براساس شیوه ساخت، رنگ بدنه و خمیره، در تل مارون 10گونه سفال اشکانی قابل طبقه بندی است. گونه های مشخص شده با محوطه های سواحل و جزایر شمال خلیج فارس مانند جزیره قشم، منطقه مکران و نیز سواحل جنوبی خلیج فارس هم چون محوطه ملیحا یک حوزه فرهنگی را تشکیل می دهند.
از زمانی که که ایرانیان با ابعاد عینی و جنبه های ذهنی تجدد آشنا شدند و دورانی جدید از تاریخ اندیشه و تحولات اجتماعی خود را آغاز کردند تا به امروز، دست کم یک مسئله محوری، ذهن نخبگان کشور را به خود مشغول داشته است. این مسئله عبارت است از اینکه «غرب چگونه پدیده ای است»؟ پیرامون محور این مسئلهاساسی، پرسش های بی شماری در شرایط و موقعیت های مختلف و از چشم اندازهای گوناگون در حوزه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شکل گرفته است. در این بین آنچه که در تمام این رویکردها به مقولهغرب مشترک است، فهم مدرنیزاسیونی از غرب می باشد. در این نوشته، درک مدرنیزاسیونی، به فهمی از غرب می انجامد که مؤلفه های اقتصادی صنعتی به کل دنیای غرب بسط و تعمیم داده می شود. در قالب این فهم، ما شاهد شکل گیری دو گفتمان در نسبت با غرب بودیم: «گفتمان غرب گرایی» و «گفتمان غرب ستیزی». اگرچه خرده گفتمان های دیگری نیز در بین این دو گفتمان به مثابه دو سر طیف شناخت غرب در نوسان بودند، اما این مقاله، متکلف بررسی دو گفتمان مذکور است. پژوهش حاضر با بررسی عناصر (گزاره ها) شکل دهنده گفتمان های مذکور، سعی بر نشان دادن درک سطحی این گفتمان ها از غرب دارد و در تلاش است با ایجاد گزاره های گفتمانی جدید در قالب «گفتمان غرب شناسی» به شناخت مجدد از غرب، با عنایت به مشکلات و کج فهمی های گذشته، نائل آید که این گزاره های گفتمان جدید، مبتنی بر نگرش فلسفی اندیشه ای به مقولهغرب است.
پژوهش حاضر با بررسی مقایسه ای نحوه روایت تاریخ روادیان در منابع تاریخی و دیوان قطران تبریزی ، شاعر دربارِ شماری از فرمانروایان این سلسله، به بررسی تطبیقی این روایت ها در یک دوره تاریخی مشخص می پردازد. مسئله اصلی این پژوهش، نشان دادن اهمیت روایت شاعرانه قطران برای تکمیل، توسعه و تصحیح گزارش های منابع تاریخی از دوره روادیان است. با توجه به دوری آذربایجان از مرکز خلافت عباسی و استقلال نسبی روادیان از آل بویه و سلجوقیان، روایت منابع تاریخی از آن ها کوتاه، مقطعی و فاقد پیوستگی زمانی و مکانی است. افزون بر آن، این روایت از حوزه سیاسی و نظامی فراتر نمی رود و تنها مقاطعی را در بر می گیرد که بخشی از وقایع روادیان به عباسیان، آل بویه و سلجوقیان پیوند می یابد. برخلاف روایت منابع تاریخی، قطران تبریزی گزارشی از روادیان ارائه می دهد که دارای پیوستگی زمانی در حدود نیم قرن است. همچنین در گزارش او شخصیت های بیشتری از این سلسله گنجانده شده اند که در منابع تاریخی وجود ندارند. روایت قطران به تبار و طایفه روادیان اشاره نمی کند، اما به بخشی از تاریخ فکری، فرهنگی و اجتماعی آذربایجان در دوره روادیان می پردازد که در روایت منابع تاریخی وجود ندارد و حلقه مفقوده آن دوران محسوب می شود. روایت قطران از تاریخ روادیان هرچند در بخش هایی با گزارش منابع تاریخی مشابه و مؤید آن هاست، اما بخش اعظم آن به چالش کشیدن روایت منابع تاریخی و نشان دادن کاستی های آن است. این روایت معاصر و مستقیم تا حدودی می تواند امکان راستی آزمایی روایت منابع تاریخی را فراهم کند که عمدتاً با فاصله زمانی و مکانی زیادی از آن دوره نوشته شده اند. بررسی مقایسه ای روایت دیوان قطران تبریزی و منابع تاریخی نشان می دهد که ادبیات و به ویژه شعر شاعران معاصر فرمانروایان می تواند به عنوان یک منبع مستقل و دست اول در پژوهش های تاریخی به کار گرفته شود و بخشی از کاستی ها و خلأهای موجود در روایت منابع تاریخی را پر کند. از این زاویه، شاعران، هویت مستقلی از مورخان دارند و گزارش آن ها از وقایع تاریخی هم ویژگی های خاص خود را دارد، اما در تفسیری وسیع تر از تاریخ، می توان آنان را هم در زمره مورخان قرار داد و اشعارشان را نیز همچون روایتی منظوم از تاریخ در کنار روایت منابع تاریخی بررسی کرد.
روند نوسازی در عصر پهلوی دوم از سال 1332ش. با کسب عواید نفتی در سال های پس از آن گسترش بسیاری یافت و ابعاد بیشتری را شامل شد که آموزش، به ویژه آموزش زنان، یکی از مؤلفه های مهم آن بود. نوسازی اقتصادی باعث تحولاتی در امر آموزش و اشتغال زایی زنان شد. آمارها حاکی از روند افزایشی حضور زنان در آموزش و اشتغال بود؛ اما به-دلیل عدم تساوی امکانات در شهرها و روستاها، این امر نمی توانست فراگیر باشد و شامل همه ی زنان نشد. تغییرات اجتماعی متعاقب آن هم باعث تغییر در سبک زندگی و پوشش زنان شد. در این پژوهش، به شیوه ی توصیفی – تحلیلی، حضور زنان در عرصه ی آموزش و ورود آنها به بازار کار و اشتغال در عصر پهلوی دوم (1330- 1357ش.) بررسی شده و چگونگی تأثیر این عوامل در ایجاد تغییراتی در سبک زندگی و تجددگرایی و مقابله ی جامعه و زنان با تعارض پدیدآمده ی حاصل از نوسازی تحلیل شده است. یافته ی پژوهش نشان داده است که بخشی از زنان در این دوره با این که از نظر آموزش و اشتغال در سطح بالاتری از گذشته قرار گرفته بودند، اما سیاست های دولتی را که گرایش به تجددگرایی و سبک زندگی غربی داشت، در تعارض با ارزش های حاکم بر زندگی خود یافتند و در تقابل با آن قرار گرفتند._x000D_
The process of modernization many deployed in the Pahlavi II era since the year 1953, with oil revenues in the years to come and more dimensions included. Economic modernization has led to changes in the education and employment of women .The statistics indicated an increase in the number of women in education and employment but because of the lack of equality of facilities in cities and villages, this could not be general and did not include all the women. Subsequent social changes have also led to changes in lifestyle and coverage of women. In this research, the descriptive –analytical manner, has study the presence of women in the field of education and their entry into the labor market and employment, and how these factors affect in the changes in lifestyle and modernism and confrontation society and women has been analyzed with the emerging conflict arising from modernization. Findings of the research have shown that women in this period, while in education and employment at a higher level than the past were, but government policies that tended to modernity and western lifestyle, in conflict with their life values found and in Confrontation with that had.
دانش پزشکی در زمره علوم مهم تمدنی است. گرچه می توان فعالیت بانوان را دربخش سلامت خانواده و خدمات پزشکی، چون درمانگری تجربی و حتی پیشگیری از بیماری های معمول با بهره گیری از دانش طب خانگی، پرستاری، مهارت های پزشکی در امر زایمان و ... بررسی کرد، اما تاکنون مطالعه مستقلی در سهم سنجی آنان در مطالعات دانش پزشکی تمدنی دیده نشده است و اینکه: اساساً تکاپوهای علمی مهارتی و تجربی بانوان در تاریخ تمدن اسلامی در حوزه دانش پزشکی، کادر پزشکی و فعالیت های طبی منجر به ترویج دانش پزشکی در عصر عباسیان چه بوده است؟ پاسخ این سوال تنها با روشی توصیفی (به مثابه تاریخ) تحلیلی و استنتاجی (به اعتبار منابع) قابل دریافت است. زیرا منابع در ارائه اطلاعات مربوط به زنان به ویژه خدمات پزشکی صراحت لازم را ندارند. در عصر عباسیان با رشد دامنه تمدنی و به ویژه با ظهور زنان قدرتمند درباری، تکاپوهای علمی زنان در توسعه دانش پزشکی و رشد همه جانبه خدمات پزشکی رو به فزونی نهاد. با استناد به منابع تاریخی، تکاپوهای زنان در عرصه خدمات پزشکی و درمانگری، با وقف اماکن و تجهیزات پزشکی، تأسیس بیمارستان، توسعه بهداشت عمومی و ... در رونق دانش پزشکی تمدن اسلامی بسیار مؤثر بود.
بصره در نخستین سده های تاریخ هجری، از سکونت گاهی کوچک با ساختمان هایی نیمه ویران، به شهری بزرگ و بندرِ تجاریِ پررونقی بدل گشت. اصلی ترین عامل رشد اقتصادی و سیاسی فراوان بصره، جایگاه یگانه ارتباطی اش بود؛ یعنی هم از راه زمینی با مناطق مختلف پیوند داشت و به آسانی با آنها مرتبط می شد و هم از راه دریایی. واقع شدن بصره کنار خلیج فارس و رودهای پرآب دجله و فرات، زمینه را برای رفت و آمد با نواحی دوردست فراهم می کرد. چنین امکانات و زمینه های مطلوب ارتباطی، موجب شد که از آغاز دوران اسلامی، نخست گروه های سیاسی و نظامی؛ سپس بازرگانان از بستر ارتباطی آن جا برای رسیدن به هدف های سیاسی و تجاری خود بهره گیرد. این کار به پیش رفت بصره در حوزه های گوناگون و شکوفا شدن استعدادهایش انجامید. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی جایگاه ارتباطی بصره را با دیگر مناطق برمی رسد.
ورزش به عنوان پدپده ای مدرن پس از انقلاب مشروطه، مورد توجه قرار گرفت که حاکی از تلاش مشروطه خواهان برای اداره بهینه امور کشور، از جمله امر ورزش و تربیت بدنی است. قوانین موضوعه ورزش در مجلس از جمله اسناد الکترونیکی و جزء منابع دسته اول تاریخی است، وقایع ورزشی نیز از منابع تاریخی دسته اول و دسته دوم تاریخی استخراج گردید که براین اساس ترسیم تاریخ نگاری توسعه فضای ورزش صورت گرفت. دراین پژوهش با تحلیل محتوای قوانین، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، واکاوی مفاهیم و اصطلاحات در متن قوانین با استنباط و آشکار کردن الگوها و مضامین نهان آنها انجام شد. بدین منظور با نرم افزار MAXQDA2020 کدگذاری، ترسیم نمودار و استخراج مقوله ها صورت گرفت؛ جامعه آماری تحلیل محتوا، قوانین و احکام قانونی واجد ارتباط با موضوع تربیت بدنی در مجلس طی دوره زمانی 1285-1320 بود و نمونه بصورت کل شمار برابر با جامعه در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که دو مقوله توسعه ورزش تربیتی، و توسعه ورزش های قهرمانی و باشگاهی سیاست های تقنینی را در بر می گیرند. برگزاری مسابقات ورزشی، راه اندازی کلوب های ورزشی، تشکیل مجمع فوتبال، ساخت اماکن ورزشی، تشکبل انجمن تربیت بدنی و تاسیس باشگاه های ورزشی وقایع و رویدادهای ورزشی بود که به طور تقریبی در بین سال های مذکور رخ داد. لذا براساس تحلیل محتوای قوانینی موضوعه ورزش و تطبیق زمانی آن با رویدادهای و وقایع مهم ورزشی فضای توسعه ورزش ایران مدرن در این بازه زمانی تاریخ نگاری شد.