انگلیسی ها پس از ورود به هندوستان در ابتدای قرن هفدهم، به تدریج بر شبه قاره هند تسلط یافته، آنجا را مستعمره خود ساختند. آنان برای تسلط کامل تر و کنترل راحت تر هندوستان، اقدامات عمرانی متعددی در این سرزمین انجام دادند که مهم ترین آن ها احداث خط آهن بود. با تداوم و شدت یافتن رقابت میان دولت های استعمارگر اروپایی و سپس آغاز جنگ جهانی اول و آرایش و دسته بندی های چندگانه در مناطق شرقی ایران و سرزمین های ورودی منتهی به هندوستان، انگلیسی ها اقدامات عمرانی شان را در نواحی شرقی و جنوب شرق ایران امتداد دادند. یکی از اقدامات انگلستان در این خصوص، احداث خط آهن از کویته به نوشکی و سپس از نوشکی به میرجاوه و دزداب در اوایل قرن بیستم بود. علل و عواملی که انگلیس را وادار به احداث این خط آهن نمود و چگونگی احداث این خط آهن و پیامدهای آن، مهم ترین مسأله نوشته حاضر است. راجع به این مسأله تاکنون تحقیق مستقلی انجام نگرفته است. هدف این نوشتار، تبیین اهداف انگلیس از احداث این خط آهن و چگونگی احداث و پیامدهای ناشی از آن است. این نوشته با استفاده از منابع کتابخانه ای، تاریخ شفاهی، اسناد تاریخی، سفرنامه ها و به خصوص گزارش های محرمانه کنسولگری انگلیس در سیستان و قائنات، به روش تاریخی با شیوه توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است.
در ایران بیشترِ پژوهش ها درباره تاریخ بیکاری، تحقیقاتی هستند که نهادهای زیرمجموعه دولت انجام داده اند. این پژوهش ها عمدتاً کوشیده اند تا به زعم خود، برپایه آمارهای رسمی، سیاست هایی برای برنامه ریزی دولت در زمینه بیکاری فراهم کنند. فرض پنهان در این بررسی ها با روش های کمّی، غیرتاریخی بودن و ایستایی مفاهیم اقتصادی از قبیل بیکاری است. با این حال، آنچه در این تحقیقات مغفول می ماند، ناهمگن بودن معنای مفاهیم اقتصادی از قبیل بیکاری در دوره های مختلف است. بنابراین، پرسش نوشته حاضر این است که چگونه بیکاری به مثابه مفهومی که معمولاً ایستا در نظر گرفته می شود، به موضوع تحقیقی تاریخی تبدیل شود. مدعای نوشته حاضر این است که با کمک گرفتن از رویکرد مورخان اجتماعی در تشریح پدیدار شدن بیکاری به عنوان مشکلی اجتماعی، می توان نشان داد که با فرا رفتن از سری های آماری، بیکاری می تواند به مثابه مفهومی در حال تغییر، به موضوعی برای تحقیقات تاریخی تبدیل شود. بر این اساس، نخست وجه تاریخی مفهوم کار شرح داده می شود. سپس تأخیر در پذیرش بیکاری به مثابه مسئله ای اجتماعی بررسی می شود تا در پایان با شرح رویکرد مورخان اجتماعی به این موضوع بتوان نشان داد که چگونه معنای بیکاری در طی زمان تغییر یافته و در تحلیل بیکاری نمی توان به شکلی خودبسنده به تحلیل های کمّی اکتفا کرد.
در اوایل قرن پنجم هجری با تضعیف دولت حمدانیان در حلب، امیر بنی مرداس با بروز خلاء قدرت موفق به تاسیس حکومت بنی مرداس(414-472ق) در این شهر گردید. شهر حلب به لحاظ موقعیت سوق الجیشی و نظامی برای فاطمیان، بیزانس و سلجوقیان در قرن پنجم هجری جایگاه و اهمیت بسزایی داشت. یافته های پژوهش حاکی از این است که امرای بنی مرداس با تدابیر سیاسی علیرغم حملات مکرر فاطمیان موفق شدند قدرت خود را در حلب حفظ نمایند؛ اما با ورود ترکمانان به شام، سلاطین نخستین سلجوقی با تصرف این شهر توانستند از یک سو تلاش های بیزانس برای نفوذ در منطقه شمال شام را خنثی کرده و از سوی دیگر فاطمیان را تحت فشار قرار دهند. با این اقدامات سلاجقه در حلب، دولت بنی مرداس بیش از پیش رو به افول نهاد و سرانجام توسط سلجوقیان منقرض گردید. این پژوهش با روش کتابخانه ای و با استناد به منابع اصلی درصدد است به مناسبات سیاسی و برخوردهای این دولت با فاطمیان و سلجوقیان بپردازد.
سخن گفتن از ملی گرایی عربی با تکیه بر مفهوم «هویت» در کاربردهای متداول آن، نزد قسطنطین زریق دشوار است، زیرا این کاربردها خالی از ابهامات نیست. با وجود اینکه «هویت»، اصطلاحی روشن با فراوانی بسیار در گفتارهای متداول در جهان عرب است در نوشته های قسطنطین زریق به صورتی کاربردی آشکار نمی شود. کاربرد مفهوم «هویت» مانند مقوله ای تحلیلی با پاره ای مسائل و مشکلات احاطه شده است. از بین بردن وجه تمایز بین تعریف ذاتی آن، نزد کنش گران اجتماعی، سیاست مداران و ایدئولوگ ها، (کسانی که بحث از «هویت» ها یا به ایشان منسوب می شود، یا اینکه آنان خود «هویت»ها را به موضوع مربوط به خود می دانند) و بین واقعیت تاریخی و اجتماعی آن، کمترین این مسائل به لحاظ جایگاه، نیست. اهمیت این تفکیک و جداسازی بسیار است، زیرا مفهوم هویت، بیش از آن که مقوله ای تحلیلی باشد، پیش از هر چیز دیگر، مقوله ای کاربردی و عملی است، به همین خاطر برای تحلیل ایدئولوژیک، بسیار مورد استقبال قرار می گیرد. مورد دیگر اینکه هویت، مقوله ای است که ثبات تاریخی و ثبات اجتماعی را بایسته می کند، دو مقوله ای که با آنچه ابن خلدون آن را «سنت های اجتماعی بشر» می نامد هماهنگ نیستند. اما اگر مقوله «هویت»، در جهان عرب و خارج از آن، با ادّعای اینکه مقوله ای تحلیلی است، به خدمت گرفته شود، (پس آن امری نیست که عامل آن بیداریِ آگاهیِ ناگهانی یا نهایی باشد)، اوهام تجدّد و روشنگری در جهان عرب را پراکنده می سازد، به اندازه ای که این امر به خیزش افکار سیاسی و اجتماعی غیر عقلانی از سوی رمانتیسیسم ذات انگار بر بستر جهانی اشاره دارد. همان گونه که در دهه های 20 و 30 این قرن (قرن بیستم) در اروپا، جهان عرب، هند، کشورهای حوزه بالکان و جز آنها رخ داد.
سیاست قاجاریه در اداره حکومت ایالات و ولایات مبتنى بر به کارگیرى شاهزادگان و امیران دربارى بوده است و پادشاهان قاجار براى ممانعت از افزایش قدرت خوانین و سران ایلات و قبایل، از واگذارى قدرت و حکمرانى مناطق مختلف به حاکمان غیر قاجارى امتناع مى ورزیدند. امّا در بعضى موارد به دلیل عدم توانایى شاهزادگان به ناچار حکمرانى بعضى از مناطق هم چون شمال خراسان (که از ترکیب اجتماعى و جمعیتى خاص برخوردار مى باشد) به سران و خوانین ایلات و طوایف سپرده مى شد. به طورى که حکومت قوچان (به جز مدت کوتاه) از آغاز سلطنت قاجار همواره در اختیار زعفرانلو ها و خاندان رضا قلیخان پسر امیرگونه خان و فرزندان آن ها بوده و آنان با لقب شجاع الدوله مدت ها بر قوچان و نواحى اطراف آن فرمانروایى کرده و مورد توجه و حمایت پادشاهان و دربار قاجاریه قرار داشته اند. بنابراین ولایت مرزى قوچان با وجود اهمیت هاى خاص سیاسى - جغرافیایى از حیطه نفوذ مستقیم دربار و شاهزادگان قاجارى بدور مانده بود. ضمن آنکه روحیات استقلال طلبانه حکمرانان و سرکشى و طغیان فرزندان و وابستگان والیان قوچان زمینه را براى رخدادهاى مهم در این منطقه مرزى فراهم مى ساخته است. یکى از رویدادهاى مهم قوچان در عهد ناصرى، شورش حسینقلى خان فرزند رضا قلیخان زعفرانلو است که مدت کوتاهى در قوچان حکومت نمود و بالاخره در ۱۲۸۱ ق توسط حسام السلطنه سرکوب شد. در این مقاله علل و چگونگى پیدایش، شکل گیرى و سرانجام این غائله با تأکید بر گزارش حسام السلطنه والى وقت خراسان مورد بررسى و تحلیل قرار گرفته است.
امیرعلیشیر نوایی، سیاستمدار و فرهنگمرد پرآوازه روزگار تیموری، واجد جایگاهی والا در تاریخ فرهنگ ایران است. آنچه هویدا می نماید، جدا از توانمندی و نفوذ سیاسی فوق العاده، شخصیت علمی - ادبی وی از جمله دلایل دستیابی او به چنین جایگاهی است. شخصیت علمی - ادبی امیرعلیشیر نوایی موضوعی است که در این مقاله مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته است. از این رهگذر، با یاری جستن از روش تحقیق تاریخی، نقش او در ادب ترکی، تاثیر وی بر گسترش قلمروی فرهنگ ایرانی، اثربخشی مکتب ساز او و همچنین تدوین فرهنگ لغت های متعدد با تکیه بر آثار وی مورد بررسی واقع گردید. نتایج حاصله نشان داد وی از سویی در ادب ترکی پیشرو و پیشتاز بوده و از دیگر سوی نقش به سزایی در معرفی و نشر فرهنگ ایرانی در میان اقوام ترک زبان ایفا نموده است. گام هایی که او در سال های عمر خویش در این رهگذر برنهاد، به نزدیکی فرهنگی بیش از پیش ایرانیان و ترکان انجامید.