باستان شناسی مانند هر رشته علمی دیگر، در معرض دگرگونی و تحول های بنیادی است؛ به نحوی که گاهی صورت تحول یافته آن، در نظر باستان شناسان نسل گذشته و آن عده ای که از پیشرفت های گسترده آن در دو دهه اخیر آگاه نیستند، نامأنوس می نماید. مهمترین گام در پیشبرد رشته باستان شناسی اقتباس روش های علمی با تکیه بر اصول مطالعه مسائل مشخص فرهنگی، فرضیه پردازی و آزمون میدانی بود که امروزه در تمام علوم رایج است. بنابراین، گسترش علم باستان شناسی در چند دهه اخیر و توجه روزافزون به تعامل و نقش منابع زیست محیطی در فعالیت های بشری و خلق بناهای باستانی باعث گردیده تا باستان شناسان نیاز روزمره ای به علوم دیگر به خصوص علوم پایه و مهندسی پیدا کنند. قریب پنجاه سال است که همکاری متخصصان علوم مختلف در باستان شناسی مانند باستان زمین شناسی، باستان گیاه شناسی، باستان جانورشناسی، باستان زیست شناسی و غیره در قالب یک گروه تحقیقاتی به این شاخه از علم بُعد دیگری داده است. بنابراین، وجود یک گروه با تخصص های باستان شناسی و زمین شناسی در کنار یکدیگر سبب تحلیل هر چه بهتر موضوعات این رشته شده است. در این مقاله سعی شده است به اهمیت علوم میان رشته ای، روش های شناخت سنگ ها و اهمیت شناسایی آن در مطالعات باستان شناختی پرداخته شود.
تاریخنگاری بازآفرینی ذهنی تاریخ در زمان است و برابر با این تعریف ما با دو عامل مورخ و واقعیت تاریخی روبهرو هستیم. در عرصه تاریخنگاری نیز ما با دو شیوه مواجه هستیم. شیوه اول گزارش وقایعنگارانه در مورد یک حادثه است و شیوه دوم تبیین و بررسی روابط علی و معلولی حوادث و وقایع تاریخی است. در واقع مورخ با این دو شیوه به اظهار نظر در مورد یک واقعه یا پدیده تاریخی میپردازد.
منطقه قروه در جنوب شرق استان کردستان به دلیل موقعیت جغرافیایی و شرایط خاص زیست محیطی و نیز قرابت جغرافیایی با مراکز استقراری مهم دوره اشکانی شمال غرب و غرب ایران، دارای آثار و استقرارهایی از آن دوره است. طی بررسی های میدانی انجام شده مشخص گردیده که بیشتر محوطه های اشکانی این منطقه بقایای استقرار های کوچکی هستند. این مقاله در پی آن است تا بر اساس توصیف، طبقه بندی و گونه شناسی سفال های اشکانی به دست آمده از این منطقه به افزایش اطلاعات ما در مورد وضعیت فرهنگی این منطقه در دوره اشکانی کمک نماید. بر اساس مطالعات انجام گرفته، سفال های این منطقه شامل سفال هایی با نقوش طنابی، خمره های ذخیره آذوقه و سفال شاخص دوره اشکانی یعنی سفال جلینگی هستند. فرم بیشتر این سفال ها را انواع کاسه، پیاله، کوزه و خمره، دیگ و دیگچه تشکیل می دهد. از تزئینات شاخص به کار رفته بر روی این سفال ها می توان به نقوش کنده به صورت خطوط مواج و موازی و نوعی تکنیک منحصر به فرد ترصیع کاری (نگین کاری) اشاره کرد. بر اساس نتایج این مطالعه می توان گفت سفال های اشکانی منطقه قروه، ضمن دارا بودن برخی ویژگی های بومی- محلی، عمدتاً همانند نمونه های مکشوفه از مکان هایی چون بیستون، نوشیجان، هگمتانه، قلعه ضحاک، قلعه یزدگرد، معبد خورهه، کنگاور و دره های اسدآباد، پاوه، مریوان، ثلاث باباجانی و بیشتر مناطق غرب کشور است.