فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۲۸٬۵۰۲ مورد.
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
213 - 243
حوزههای تخصصی:
زمینه/هدف: در درازنای تاریخِ چند هزار ساله ایران، پیرامون هیچ یک از شخصیت های تاریخی آن، به اندازه بزرگمهر بختگان، وزیر فرزانه خسرو انوشیروان، هاله ای از ابهام، افسانه و اقوال گوناگون و احیاناً متضاد را فرانگرفته است. به طوری که در چیستیِ نام، نشان و حتی در وجود تاریخی اش نیز میان تاریخ شناسان و محققان، اتفاق نظر وجود ندارد. عمده مطالب و آگاهی ما در مورد بزرگمهر، علاوه بر پندنامه ای که از دیرباز به نام و خامه او شناخته می شود، همان اطلاعاتی است که از وی در کُتُب تاریخی و ادبی دوره اسلامی آمده و بیشتر آن را نیز آموزه های اخلاقی و پندها و اندرزهای او شامل می شود.
روش/رویکرد: در این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای سعی شده است تا با مطالعه و بررسی متن ها و نوشته هایی که در آن ها به بزرگمهر و اندرزهای او اشاره شده است و کندوکاو در آن پندها، از زاویه ای دیگر به فهم شخصیت وی پرداخته شود.
یافته ها/نتایج: از مهم ترین یافته ها نیز می توان بدین نکته اشاره کرد که بزرگمهر، دست کم در یک دوره زمانی، به جامعه روحانیان (اندرزگوی) دوره ساسانی تعلق داشته و از رهگذر آن به اندرزگویی و نگارش رسالات تعلیمی، آن هم به صورت ویژه و در مقیاس قابل توجهی پرداخته است.
مسأله تجلی در خوشنویسیِ اسلامی؛ با تکیه بر اصول صفا و شأن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
۴۱۰-۳۸۷
حوزههای تخصصی:
مفهوم «تجلی» یکی از مفاهیم بنیادین حکمت و عرفان اسلامی است که ریشه در قرآن کریم و روایات معصومین (ع) دارد و از همین معبر، وارد زبان ذوقی عرفای مسلمان، خصوصاً ابن عربی، هم اهتمام ویژه ای به آن پیدا می کنند. با وصف این، از آنجاکه مسأله تجلی در هنر، جایگاه خاصی در مباحث عرفانی می یابد و چون یکی از اصول اساسی هنر خوشنویسی همانا «صفا» است و تا زنگار از قلب زدوده نشود و صفا حاصل نگردد، نقشی در آن متجلی نخواهد شد؛ لذا به نظر می رسد که از معبر همین مفهوم تجلی، پیوند وثیقی میان عرفان و خوشنویسی برقرار می شود. برهمین مبنا، پژوهش حاضر کوشیده است تا به این دو پرسش پاسخ دهد؛ 1. تجلی چیست و چه جایگاهی در متون مقدس و عرفانی ما دارد؟ 2. رابطه تجلی با مبانی نظری خوشنویسی اسلامی، خصوصاً «صفا» و «شأن» چیست؟ روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است که براساس داده های کتابخانه ای انجام شده است؛ لذا برای رسیدن به پاسخ روشنِ این دو پرسش و برقراری پلی میان عرفان و خوشنویسی اسلامی و یافتن شأن عرفانیِ «تجلی» در آن، ابتدا به معنای تجلی در منابع دینی همچون آیات و روایات پرداخته شده و سپس در متون عرفانی (نزد ابن عربی و عرفای پیش از او) معنای آن را پی گرفته است. در ادامه، به مقوله تقدس در خوشنویسی پرداخته شده و از ثنای اصول دوازده گانه حاکم بر آن (طبق متن آداب المشق باباشاه اصفهانی) ارتباط «تجلی» با «صفا» و «شأن» در خوش نویسی اسلامی و نسبتش با حُسن یا زیبایی آن بررسی شده است.
طبیعت در آثار وارثانِ کلک بهزاد، تا طبیعت بی جان در آثار میرزابابا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
۳۰۸-۲۸۹
حوزههای تخصصی:
دوره صفویه در ایران، مصادف است با اواخر سده 16م. در اروپا؛ دورانی که نقاشی طبیعت بی جان در هلند و به تبع آن در غرب ظهور کرد و بسیار موردتوجه هنرمندان آن مقطع اروپا قرار گرفت؛ اما باوجود حضور نقاشان هلندی در دربار صفویان، آشنا شدن ایرانیان با آثار اروپاییان، تأثیرپذیری هنرمندان ایرانی از عناصر نقاشی غربی، استقلال نسبی هنرمندان از دربار، رواج تک نگاری و ظهور طبقه متوسط و...، نقاشان ایرانی به طبیعت بی جان هیج توجهی نکردند. برای اولین بار «میرزا بابای اصفهانی» با پرده «شب یلدا» در دوره قاجار به طبیعت بی جان توجه نشان داد. در این دوره تحت تأثیر شرایط سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و متأثر از عواملی چون: تأسیس چاپخانه و پایان عصر کتاب نگاری، آشنایی با افکار عصر روشنگری، درباریانی به شدت شیفته و مرعوب تمدن غرب، آشنایی با عکاسی و... رسالت و کارکرد هنر دستخوش تحولات ماهوی شد و عناصر هنر غربی بر سنت نگارگری ایرانی فایق آمد؛ به طوری که به چالشی جالب برمی خوریم: اولین پرده طبیعت بی جان که سبکی کاملاً غربی است، به آخرین سنگر مقاومت عناصر نگارگری ایرانی بدل شد. در این نوشتار براساس روش تاریخی، توصیفی-تحلیلی و با پرداختن به شرایط فرهنگی و سیاسی دو دوره صفویه و قاجاریه بررسی می شود؛ بر این اساس پرسش های پژوهش عبارتنداز: چرا نقاشان ایرانی باوجود آشنایی با آثار غربی و تأثیرپذیری فراوان از هنر آن ها، هیچ توجهی به سبک طبیعت بی جان نکردند؟ دلایل ظهور این سبک در آثار میرزا بابا با تأخیر دو سده ای چه بود؟ با این هدف که، خط ربط میان رواج واقع گرایی و موردتوجه قرار دادن طبیعت در آثار وارثان «کلک بهزاد» در دوره صفویه که نقطه عطفی در تاریخ نگارگری ایرانی محسوب می شود، تا خلق اولین پرده طبیعت بی جان در دو سده بعد از این تحولات به دست آید.
آنالیز PIXE سفال گورستان های استرک جوشقان، سیلک و صرم به منظور بازسازی نظام معیشتی و پیوندهای فرهنگی اجتماعات عصر آهن منطقۀ مرکز فلات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهه باستان سنجی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
207 - 224
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین ویژگی های عصر آهن ایران، وجود گورستان هایی بدون ارتباط با استقرارگاه است. دلیل یافت نشدن استقرارگاه در نزدیکی اغلب این گورستان ها می تواند در ارتباط با کوچ نشین بودن جوامع عصر آهن و یا وجود استقرارگاه های موقتی که تاکنون آثاری از آن ها کشف نشده است، توضیح داده شود. ویژگی مهم این گورستان ها، فراوانی زیاد سفال های تدفینی است که مشخص نیست چگونه و در کجا ساخته شده اند. سفال های گورستان های نسبتاً نزدیک شباهت زیادی به هم دارند. از زمان گیرشمن پرسش های مهمی در این خصوص مطرح بوده است: آیا سفال های با شباهت بسیار زیاد در یک کارگاه خاص تولید می شدند و سپس بین جوامع توزیع می گردیدند یا هر جامعه با توجه به اینکه هنوز استقرارگاه و کوره های تولید سفال در پیرامونش یافت نشده است، تولیدکننده سفال خودش بوده است؟ در این پژوهش، به منظور پاسخگویی به پرسش های مذکور، جمعاً ۲۲ نمونه تصادفی از سفال های عصر آهن سه محوطه گورستانی استرک جوشقان و سیلک در کاشان و صرم در قم مورد آنالیز عنصری PIXE قرار گرفت و داده های حاصل به روش آماری PCA تحلیل شدند. بر طبق خروجی ها، هیچ گونه همبستگی بین سفال ها مشاهده نشد. همچنین، با وجود همپوشانی در بعضی از اکسیدهای اصلی، اما مقدار اکسید منیزیم به طور معناداری در سفال های هر سه محوطه متمایز بود. این تحقیق باستان سنجی نشان می دهد که نمونه سفال های عصر آهن گورستان های استرک جوشقان، سیلک و صرم از منابع خاک جداگانه ای ساخته شده اند ولی سفال های محوطه های مذکور از نظر شکلی، شباهت زیادی با هم دارند که به احتمال زیاد، نشان دهنده وجود روابط فرهنگی، جابجایی جمعیتی و یا تقلید سبکی است، نه به دلیل تولید متمرکز در یک یا چند مکان محدود و توزیع آن ها از طریق تجارت؛ بنابراین، نتایج پژوهش از فرضیه کوچ نشین یا نیمه یکجانشین بودن جوامع عصر آهن منطقه فرهنگی شمال مرکزی ایران پشتیبانی می کند.
احساس تسلط اقتصادی یا پرخاشگری ناشی از دشمنی اقتصادی نسبت به یک کشور و تاثیر آن در تجارت بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علیرغم پیشرفت های جوامع، درگیری های سرزمینی، فشارهای اقتصادی، تحریم و تنش های مذهبی بین کشورها و ملت ها تشدید شده و باعث بحرانی شدن روابط بین کشورها می گردد، به گونه ایی که، اگر این اختلافات، توهین آمیز یا ناعادلانه تلقی شوند می توانند موجب بروز خشم، احساس دشمنی و افزایش ملیت گرایی شده و نهایتا احساسات خود را در بازار بروز خواهند داد. بنابراین تحقیق حاضر با هدف بررسی احساس تسلط اقتصادی یا پرخاشگری ناشی از دشمنی اقتصادی نسبت به یک کشور و تاثیر آن در تجارت بین الملل در نظر گرفته شد. در این راستا نمونه ای 338 تایی از جامعه 2800 نفری دانشجویان فارغ التحصیل رشته اقتصاد و بازرگانی به روش نمونه گیری دردسترس و هدفمند انتخاب و پرسشنامه ها توزیع و از تکنیک معادلات ساختاری و آزمون سوبل داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد: احساس تسلط اقتصادی یا پرخاشگری ناشی از دشمنی اقتصادی نسبت به یک کشور، از طریق ملیت گرایی، اعتقاد به محصول و تصویرکلی کشور بر پذیرش محصول تاثیر معنی داری داشته و از این طریق تجارت و سطح تعاملات اقتصادی بین کشورها را تحت تاثیر قرار می دهد. در نتیجه، مصرف کنندگان با سطح بالاتری از دشمنی اقتصادی معمولا از واردات بیشتر از کشورهایی که دشمن تلقی می شوند استقبال نمی کنند، سطح غرور کمتری را نشان می دهند و کمتر کلام مثبتی دربارهء آن کشور می گویند. همچنین دشمنی اقتصادی نسبت به یک کشور خارجی احساسات ملیت گرایی را برانگیخته و از طریق تحت تاثیر قرار دادن اعتقاد به محصول و تصویرکلی کشور، سطح پذیرش محصول را به صورت وارون تغییر و ترجیح محصولات/ خدمات داخلی را برای ابراز»میهن پرستی« بیشتر می کند.
مروری بر تولیدات علمی در حوزۀ تاریخ اقتصادی (1999- 2023): یک مطالعه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوزه تاریخ اقتصادی شاخه ای از علم تاریخ است که قبل از قرن بیستم کمتر مطالعه می شده ولی در سال-های اخیر از طرف پژوهشگران موردتوجه قرارگرفته است؛ بنابراین لزوم انجام تحقیقات علم سنجی برای شناخت بهتر و سامانمند تر پژوهش های این حوزه ضروری می نمایاند، در این راستا هدف از تحقیق پیشرو تحلیل و مصورسازی تولیدات علمی حوزه تاریخ اقتصادی است. روش پژوهش از نوع علم سنجی است که با نرم افزارهای اکسل و وی.او.اس ویوور صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق 6514 مقاله علمی از پایگاه علمی ساینس دایرکت بین سال های 1999 تا 2023 بود که استخراج شده و مورد تحلیل قرار گرفتند. پس از واردکردن داده ها از پایگاه علمی به نرم افزار، با تکرار 8 بار، 418 گره، 11 خوشه و 3284 پیوند شناسایی شدند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که؛ روند انتشار مقالات صعودی است، در میان مجلات، کاوش در تاریخ اقتصادی و در میان کلمات رشد اقتصادی، تاریخ اقتصادی، نوآوری، نهادها، توسعه اقتصادی، رشد، سرمایه انسانی و مهاجرت ازنظر تکرار سرآمد هستند. مقوله های رشد اقتصادی، توسعه، موسسه، مقررات، سودمندی و چرخه کسب وکار موضوعاتی هستند که در عین محبوبیت فراوان، دیگر در این گرایش همچون دهه اخیر چندان موردتوجه نیستند و مقوله های سیاست های پولی، انرژی، معدن کاری، منابع طبیعی، ظرفیت دولتی و کووید-19 جزو داغ ترین مقولات بودند.
شمار نیروهای رزمی ساسانی در رویکردهای دفاعی و هجومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داشتن نیروی نظامی قابل اتکا یکی از شرایط لازم تشکیل نظام سیاسی پایا و پویا است و این نیاز در دنیای باستان و در سرزمینی چون فلات ایران با جغرافیای خاصش بیشتر حس می شد. با تشکیل شاهنشاهی ساسانی دولت مردان این حکومت برای پرهیز از مشکلات پیش آمده در دوره اشکانی برای تشکیل یک نیروی نظامی ثابت و پرشمار تلاش کردند تا بتوانند هم زمان در چند جبهه از پس حملات اقوام و حکومت های بیگانه برآیند. مسئله اصلی این پژوهش که پیش از این مورد کم توجهی واقع شده، تخمین شمار نیروهای دفاعی و هجومی ساسانیان با تکیه بر داده های موجود است. یافته های این پژوهش نشان خواهد داد که ساسانیان همواره از شمار فراوانی نیرو بهره می بردند و توان بسیج بیش از 100 هزار سرباز در یک جبهه را داشتند و پس از اصلاحات نظامی خسرو یکم با در اختیار داشتن حدود 400 هزار نیروی دائمی و همچنین استفاده از اقوام جنگجوی کوچرو پیرامونی دستگاه نظامی مهیب و کارآمدی را برای دفاع از حدود خود به خدمت گرفتند. درنظر گرفتن چنین نیروی پرشماری به توانایی بالای اقتصادی حکومت وابسته است و بررسی داده های مالیاتی بازمانده از شاهنشاهی ساسانی نشان می دهد که ساسانیان توان پرداخت دستمزد به چنین نیروی پرشماری را داشتند. روش گردآوری داده ها در پژوهش حاضر کتابخانه ای است.
چرایی و چگونگی تغییر کاربری کاروانسرای برازجان به زندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران سلطنت قاجاریه در ایران کاروانسراهای متعددی به تاسی از الگوی کاروانسراهای صفوی ساخته شد. یکی از این کاروانسراها در برازجان توسط مشیرالملک از رجال متمول فارس و با معماری حاجی محمد رحیم در عصر ناصرالدین شاه ساخته شد. این کاروانسرای سنگی تا سالهای پایانی قاجاریه به منزله ی کاروانسرا و محل اتراق و استراحت کاروانیان و مسافران به کار خود ادامه می داد اما در اواخر دوران قاجار و دوران پهلوی به تدریج تغییر کاربری داده شد و در مقطعی به عنوان دژ نظامی، محل نگهداری مهمات نظامی و بعد از کودتا به زندان مبدل گردید. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که علل، چگونگی و کیفیت این تغییر کاربری را بررسی کند؛ اینکه در کاربری نوین به عنوان محبس کدامین عناصر کاروانسرای سابق تغییر داده شدند و کدامین عناصر در معماری این بنا ثابت باقی ماندند؟ به نظر می رسد علت اصلی تغییر کاربری ساختمان کاروانسرای برازجان کمبود زندان ها و هزینه های سرسام آور ساخت زندان جدید بوده است بطوریکه حتی دولت پهلوی ناگزیر می گردید ساختمان های معمولی را به منظور نگهداری زندانیان کرایه کند. در کاروانسرا دو نیاز کاروانیان و حیوانات بارکش شان مورد نظر بود و بر این اساس عناصر خاص و محدودی همچون اتاق هایی به منظور استراحت مسافران و نیز اصطبل شترها ساخته شده بود ولی در بازسازی و تغییر کاربری این بنا نیازهای پایدار و ثابت محکومان مطمح نظر بود و لذا حمام، بهداری، آرایشگاه، حیاط های متعدد و مسجد در ساختمان آن افزوده شد.
پیشینه تاریخی ایرانیان در حکمرانی آب: بررسی موردی کَستبَزود/دیوان الماء(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
79 - 100
حوزههای تخصصی:
ایران از جمله سرزمین هایی است که از دیرباز با کمبود آب و به ناچار مسئله مدیریت بهینه و هوشمند منابع آبی سطحی و زیرسطحی روبه رو بوده است. گزارش های تاریخی نشان می دهد که ایرانیان، دست کم از دوران حکمرانی ساسانیان(حک:224-651 م)، با پی ریزی سازمانی به نام کَستبَزود/ کَستفُزود/ کاست افزود (کاهش و افزونی)، آب را هم راستا با نظام تولید کشاورزی و سازمانی مالی حکومت خود، فهم کرده و استخراج، نگاهداشت و بهره برداری از آن را بنابر الگوهای مشخص شده در این سازمان، مدیریت کرده اند. کستبزود به مثابه بخشی از دیوان خراج، با مدیریتی مشخص و کارکنانی با وظایفی معین، تمامی امور مربوط به مدیریت آب را برعهده داشت و میزان خراج افراد را به نسبت میزان و نحوه بهره مندی آنان از آب های سطحی یا زیر سطحی می سنجید. بدین ترتیب، مدیریت و حکمرانی منابع آبی جزو مأموریت های رسمی و اصلی حکومت قرار گرفته بود. نظام کستبزود، پس از اسلام نیز به عناوین گوناگون «دیوان الماء»، «دیوان النهر» و ... به حیات خویش ادامه داد. پژوهش حاضر که با بهره گیری از روش زمینه شناسی تاریخی انجام شده، نشان می دهد تداوم این سازوکار از سوی حکومت های گوناگون، برای چند قرن پیاپی، عملاً سنتی دیرپا را در حکمرانی آب از سوی ایرانیان پی ریزی کرده که در بررسی های امروزین مدیریت و تاریخ آب هم اهمیتی بسزا دارد.
همبودی انسان وحیوان در تدفین های دوران فراپارینه سنگی و نوسنگی در هلال حاصلخیزی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
19 - 35
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین یافته های حاصل از کاوش های باستان شناسی تدفین ها هستند؛ برخلاف بسیاری از یافته های باستان شناسی که موقعیت قرارگیری آن ها اغلب بدون اهداف خاصی است، در تدفین قرارگیری یافته ها به صورت تعمدی بوده و در پشت آن اهدافی نهفته است که می تواند منعکس کننده اعتقادات و شرایط زندگی انسان در آن دوران باشد. همراهی حیوانات با انسان ها در تدفین، یکی از شیوه های رایج تدفینی از دوران فراپارینه سنگی و نوسنگی در منطقه هلال حاصلخیزی است که، می تواند دارای مفاهیم زیادی از دنیای گذشته باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی بررسی و معرفی این شیوه تدفینی و بازه زمانی شروع آن، رابطه آن با اهلیسازی حیوانات و همچنین بررسی مفاهیم پنهان در پشت رواج این شیوه تدفینی (همچون ارتباط با شمنیسم و یا نمادگرایی آئینی) است. انجام این پژوهش به روش مطالعه مروری صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که شیوه و سنت تدفین حیوان و همچنین نوع حیوان برگزیده شده برای همراهی انسان در تدفین، در مناطق مختلف و ادوار مختلف زندگی انسان بر اساس نگرش های مختلف، متفاوت بوده است که شامل حیوانات گوشت خوار و هم گیاهخوار می شده است. همچنین، وجود حیواناتی با قابلیت اهلی شدن در تدفین ها، نشان دهنده ارتباط قوی بین انسان و حیوانات بوده و احتمالاً با شروع روند اهلیسازی مرتبط است. علاوه بر کشف بقایای کامل حیوانی در برخی از قبور، بخش هایی از حیوان همراه انسان دفن شده است که به نوعی پیشکشی به متوفی است. همچنین در برخی از موارد، نشانه هایی دال بر حتی ارتباط نمادین بین انسان و حیوان و شمنیسم نیز در تدفین های انسانی و حیوانی وجود دارد.
چهره بستن شاه طهماسب اول در ذهنیت عامه بر اساس قصه ای از مردم خراسان:(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات عامه دربردارنده نوعی تجربه، تخیل، آگاهی، آرزوها،ناکامی ها و دردها و به طور کلی ذهنیتی است که در بین عامه راجع به گذشته، اکنون و آینده وجود داشته است. چنین بستری برای پژوهشگرانی که در پی فهم عمیق تر کنش عامه در تاریخ و برداشت آنها از عناصر و مقولات تاریخند، بسیار مهم می نمایاند. در اینجا بر اساس منابع مختلف تاریخی و با محوریت قصه ای عامیانه از مردم خراسان برهم کنش زمینه تاریخی و متن قصه مذکور مورد مطالعه قرار گرفته است. روش پژوهش پیش رو بر پایه توصیف و تحلیل تاریخی و بازشناسی عناصر گفتمانی عصر شاه طهماسب از منابع این دوره و از دل قصه منتخب استوار شده است و کار بر پایه کنکاش راجع به بهره گیری از جنبه های برجسته چهره این شاه صفوی در جهت پدیداری یک روایت فرهنگی گسترده یا گفتمان سازی پیش می رود. در این قصه که متعلق به مردم خراسان است شاه طهماسب با جریانی شگرف و جادویی در لباس درویشی از شاهی به مسکنت و فقر می رسد و برخوردار از حمایت خدا و ائمه شیعه است، او سپس به لباس بازرگانی درمی آید و سرانجام به پادشاهی بازمی گردد. آنچه در این قصه راجع به او ذکر شده درکنار پاره ای از اعتقادات و باورهای مذهبی و غیر آن تا حدود بسیاری در راستای همان تصویری است که در واقعیت تاریخی شاه طهماسب تلاش بر آن داشته که از چهره اش ترسیم شود و این قصه به طرزی کامیابی نسبی شاه را در این زمینه بیان می کند.
تکوین نظری مفهوم فرودست از منظرآنتونیو گرامشی و سنجش آن با فرآیند تاریخی شکل گیری طبقات فرودست در ایران (۱۳۲۹ ۱۳۵۷ ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نخستین بار آنتونیو گرامشی، متفکر مارکسیست ایتالیایی، تبیین و توضیح منطقی مفهوم فرودست را در مطالعات تاریخ اجتماعی ارائه داد. اگرچه قبل از او متفکرینی چون هگل و مارکس در آثارشان از اقشاری با نام تهی دستان، و لومپن پرولتر نام برده، اما هیچ کدام موفق به طرح صورت بندی نظری جامع از کنش هاو روابط آنان با سایر طبقات موجود در سطح جامعه سرمایه داری تحت عنوان فرودست نشده بودند. گرامشی در چرخشی نسبت به سنت های نظریه مارکسیستی پیش از خود که دیدگاهی انفعالی را نسبت به عاملیت فرودستان اتخاذ می نمودند، فعالیت ها و سنت های مبارزاتی طبقات فرودست را به عنوان عاملی تعیین کننده در عرصه مبارزات سیاسی و فرهنگی کلیت روابط طبقاتی جامعه جهت فراهم آوردن بستری برای تغییر و بهبود شرایط زیست این طبقات به شمار می آورد. وی در آثار خود عبارت ((خودجوشی)) را که فاقد ساختار سازماندهی، برنامه ریزی و رهبری آگاهانه بود، به عنوان نقطه کانونی و عنصری برجسته در تعریف طبقات فرودست در سلسله مراتب نظام طبقاتی جامعه قلمداد می کرد. در پژوهش پیش رو، ابتدا به تبیین و ارائه چهارچوب نظری مفهوم فرودست از نقطه نظر گرامشی و افتراق آن با اندیشمندان پیش از وی پرداخته و سپس در ادامه با شرح فرآیند تاریخی شکل گیری و تثبیت فرودستان ایرانی، به این پرسش پاسخ داده خواهد که تا چه اندازه ساخت مفهوم فرودست در جغرافیای تاریخی و سیاسی اروپا با شرایط تکوین و شکل گیری طبقات فرودست در بستر تاریخ روابط سیاسی، اقتصادی واجتماعی ایران معاصر تطبیق می نماید.
تحلیل کتاب های علمای هند درباره حضرت جعفر بن ابی طالب (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
124 - 152
حوزههای تخصصی:
حضرت جعفر بن ابیطالب (ع) به عنوان یکی از شخصیتهای برجسته ی اسلامی از صدر اسلام تا اکنون در میان مسلمانان جهان و هند مطرح است. لذا دانشمندان هند نیز عام از اهل تشییع و اهل سنت توجه خاصی به این شخصیت داشته اند. درنتیجه چند اثر قابل توجهی درباره حضرت جعفر بن ابیطالب (ع) به عنوان میراث علمی پشت سر گذاشته اند پس آثاری که در این زمینه شناسائی شده به دست آمده است سه تا اند و هر کدام از این سه اثر وابسته به یکی از فرق و مسالک متعلق به هند است.از این میان، یک اثر، متعلق به شیعه امامیه است که عنوانش "سوانح حیات جعفر الطبار" مولف آن مورخ و سیره نگار شهیر هند خان بهادر سید اولاد حیدر فوق بلگرامی(م 1942 م) صاحب مجلات اسوه الرسول و سیره ائمه طاهرین می باشد موضوع این اثر تاریخ و زندگی نامه حضرت جعفر بن ابیطالب علیه السلام می باشد. و اثر دیگری " الروض المعطار فی نسب الساده آل جعفر الطیار" است مولف آن سید محمد مرتضی بلگرامی الزبیدی (م 1205 ه) متعلق به صوفیه سلسله قادریه است. موضوع این اثر نسب نامه آل جعفر طیار است این قدیم ترین اثر دانشمند هند به زبان عربی می باشد. این اثر بعدا به زبان اردو بنام نسب نامه آل جعفر الطیار ترجمه شده است و اثر سوم متعلق به دانشمند مسلک بریلوی است.."حضرت سیدنا جعفر طیار" عدنان احمد عطاری مدنی است.
رویکردهای اخلاقی به بقایای انسانی چالشی جهانی در باستان شناسی زیستی و انسان شناسی پزشکی-قانونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهه باستان سنجی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
243 - 252
حوزههای تخصصی:
کتاب "رویکردهای اخلاقی به بقایای انسانی: چالشی جهانی در باستان شناسی زیستی و انسان شناسی پزشکی-قانونی" (۲۰۱۹)، ه ویراستاری کرستی اسکوئیرز، دیوید اریکسون و نیکلاس مارکز-گرانت، از انتشارات اشپرینگر، به بررسی جامع چالش های اخلاقی، حقوقی و فرهنگی در برخورد با بقایای انسانی در حوزه های باستان شناسی زیستی، پزشکی قانونی و موزه داری می پردازد. این اثر با رویکردی بین المللی و میان رشته ای، مباحثی همچون کرامت انسانی پس از مرگ، حقوق جوامع بومی در رابطه با بقایای اجدادشان، چالش های نمونه برداری ژنتیکی، ملاحظات اخلاقی در نمایش عمومی بقایا و مدیریت بقایای ناشی از جنایات جنگی و بلایای جمعی را مورد تحلیل قرار می دهد. ساختار کتاب در سه بخش اصلی تنظیم شده است: بخش نخست به مبانی فلسفی و نظری اخلاق (شامل شخصیت اخلاقی مردگان و حقوق بشر) می پردازد. بخش دوم چالش های عملی در پژوهش، حفاری، نگهداری و نمایش بقایا را بررسی می کند و بخش سوم با ارائه مطالعات موردی از مناطق مختلف جهان (از جمله آمریکا، نیوزیلند، اسپانیا و خاورمیانه)، رویکردهای بومی به مسائل اخلاقی را تحلیل می نماید. از نقاط قوت این کتاب می توان به ترکیب متوازن نظریه و عمل، تأکید بر گفت وگوی بین فرهنگی و ارائه راهکارهای سیاستی کاربردی اشاره کرد. با این حال، کم توجهی نسبی به برخی مناطق مانند خاورمیانه و نیز مسائل نوظهور مانند دیجیتالی سازی بقایا از محدودیت های آن محسوب می شود. این کتاب برای باستان شناسان، متخصصان پزشکی قانونی، موزه داران و سیاست گذاران میراث فرهنگی منبعی ارزشمند است و می تواند به تدوین پروتکل های اخلاقی در کشورهایی مانند ایران که فاقد چهارچوب مدون در این زمینه هستند، کمک شایانی نماید.
A Hypothesis of the True Origin of Achaemenids Based on Archaeological Excavations of Bardak-e Siāh Palace, Dashtestan, Doroudgah Village
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۱, Issue ۱, January ۲۰۲۴
19 - 22
حوزههای تخصصی:
Bardak-e Siāh is one of the important archaeological sites in Bushehr province. Recently, archaeological researches about the Achaemenid site of Bardak-e Siāh in Bushehr, under the supervision of Ismail Yaghmai, have been published. This article reviews the book entitled A Hypothesis of the True Origin of Achaemenids Based on Archaeological Excavations of Bardak-e Siāh Palace, Dashtestan, Doroudgah Village.
استودان (تاقچه های سنگ تراش): دو سنگ نوشته نویافته پهلوی در محوطه نقش رستم مرودشت Nrs1 و Nrs2(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس دوره ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
77 - 96
حوزههای تخصصی:
شواهد باستان شناسی نشان می دهد که پیش از آموزه های دین زرتشتی، ایرانیان کُهن رسم داشتند مُردگان خود را درون خاک دفن نمایند. اما با فراگیری آیین زرتشتی، شیوه های تدفین در برخی نواحی فلات ایران دچار دگرگونی بنیادین گردید، به طوری که در وندیداد و مینوی خرد، مُرده سوزی و خاک سپاری گناه نابخشودنی شمُرده شد و به همین دلیل، پیروان دین بهی می بایست برای نیالودن عناصر مقدّس همچون آب، خاک و گیاه، کالبد درگذشتگان (نَسو که پلید و تهی از روان بود) را از این عناصر مقدس دور نمایند. از سوی دیگر به باور دیانت زرتشتی، چون دنیای درون خاک، دنیایی خاموش، تاریک و راکد بود و همه این افعال ریشه در باورهای اهریمنی داشت، بهدینان سعی وافر داشتند که هر چه سریعتر روان درگُذشته را از کالبد آن آزاد نمایند و به سوی عالم بالا و روشنایی رهنمون سازند. بر این اساس، گذاشتن اجساد در درون دخمه های آفتاب (صعود گذروار روان بوسیله پرتوهای خورشید)، تهی کردن استخوان از گوشت بوسیله پرندگان لاشه خوار و مراسم خورشید نِگرشن (پاک نمودن استخوان ها بوسیله تابش خورشید)، پیش درآمدی برای گذاشتن استخوان های پاک شده مُردگان در شیوه های تدفینی نوینی بود که با معاد جسمانی دیانت زرتشتی مطابقت ایده آلی داشت. یکی از این شیوه های نوین، استودان بود که اغلب به فضاهایی تاقچه ای شکل گفته می شود که در دل صخره ها ایجاد گردیده و در کنار برخی از آنها سنگ نوشته هایی به خط پهلوی به نگارش در آمده است. هدف پژوهش حاضر نیز که به شیوه توصیفی- تحلیلی ارائه گردیده، نگرشی بر ساختار استودان ها و معرفی دو سنگ نوشته نویافتهِ تدفینی، یکی در شش سطر و دیگری در پنج سطر به خط پهلوی کتابی است که در اواخر دوره ساسانی در دیواره صخره های نقش رستم برای استودان های به دینان زرتشتی به نگارش در آمده اند.
گاهنگاری محوطه قلعه مدریشِ سیستان بر اساس مطالعه سفال های به دست آمده از بررسی روشمند(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس دوره ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
119 - 135
حوزههای تخصصی:
پهن دشت سیستان در شمال استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرق ایران، با داشتن شرایط مناسب زیستی، از جمله خاک حاصلخیز، مجموعه ای از رودخانه های دائمی و فصلی و موقعیت ارتباطی و تجاری به عنوان یکی از مهم ترین کانون های جوامع انسانی در دوران باستان شناخته می شده است. بر این اساس و با وجود انجام فعالیت های باستان شناختی محدود در این حوزه و فقر اطلاعات باستان-شناختی جامع از ادوار تاریخی منطقه، انجام یک مطالعه و بررسی روشمند بر روی یکی از مهمترین قلاع اسلامی این دشت ضروری می نماید. بدین منظور، حین پروژه بررسی و گمانه زنی به منظور تعیین عرصه و پیشنهاد حریم سلسله تپه های بی بی دوست در تیر ماه سال 1395، بررسی روشمند قلعه مدریش که در بخشی از عرصه شمالی محوطه ی بی بی دوست واقع شده، با استفاده از روش نمونه برداری روشمند طبقه بندی شده شاخص ها، به انجام رسید. در این نمونه برداری تعداد 218 یافته ی باستانی مانند: قطعات شکسته سفال، ظروف سنگی، منگنیک (النگو شیشه ای) و قطعات شکسته ظروف شیشه ای برداشت شد. در راستای اهداف پژوهش تعداد 77 قطعه سفال شاخص انتخاب و مورد مقایسات گونه شناختی قرار گرفت. در این پژوهش سوال بنیادی عبارت است از این که: قدمت قلعه مدریش از طریق طبقه بندی، گونه شناسی و مطالعات مقایسه ای سفال مربوط به چه دوره یا دورانی است؟ روش گردآوری داده ها در این پژوهش به دو شیوه ی میدانی و اسنادی، و روش پژوهش توصیفی - تطبیقی است و نتایج براساس مطالعات مقایسه ای مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از مطالعات انجام شده در این محوطه به وضوح تاریخ استقرار سده های میانی 5 تا 9 ه.ق. و ارتباط فرهنگی این منطقه را با مناطق همجوار مانند خراسان بزرگ، افغانستان، کرمان و بلوچستان نشان می دهد. هم چنین گونه ی شاخص و پر تعداد سفالی این محوطه سفال های بدون لعاب با نقش کنده با نقوش هندسی است.
Research on the environmental quality of the western region of the country from an archaeological perspective and its role in the development of rural tourism(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۱ - Serial Number ۹, June ۲۰۲۴
45 - 69
حوزههای تخصصی:
One of the most important destinations that has affected the world's tourism trends over the past decades is rural centers. The growth of short-term trips has transformed these destinations into major tourist centers, and this phenomenon is evident in the decrease in the average length of stay of tourists in many destinations worldwide. Villages are multi-purpose tourist destinations and play a significant role as centers of tourism activity. Archaeology has made significant contributions to the understanding of past cultures and civilizations and has brought fresh perspectives to the social sciences and arts. The methods of conducting archaeological research and the process of reaching desired results are of considerable interest to the general public, especially those who are interested in sensory and tangible exploration; therefore, the best approach to popularize archaeology is to establish its connection with tourism. Tourism shares common fields of knowledge and activities with archaeology and has made significant efforts in the development, preservation, revitalization, and enhancement of structures and monuments resulting from archaeological activities. Now, due to the common issues between archaeology and tourism, they can establish a close relationship in the cultural field. This research aims to focus on ancient and historical works as tourist attractions and as factors generating income and long-term development needs in this sector, which leads to the necessary groundwork for the sustainable development of tourism based on a historical and cultural approach. This analysis is a mixed methodological approach based on observation, interviews, questionnaires, and statistical data
زبان بدن در آثار یادمانی ساسانی؛ رمزگان رفتاری حمل شمشیر و دست های نهاده برهم در مقابل بدن از منظر نشانه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
139 - 162
حوزههای تخصصی:
زمینه/هدف: هنر یادمانی ساسانی با اتکا به سنت "واقع گرایی" و "مقامی" تشخص یافته است؛ هرچند واقع گرایی آن نه به معنای چهره پردازی دقیق، بلکه در قالب تقید به جامگان، نشانگان، رمزگان و سلسله مراتب به عینیت درآمده که حاصل آن متنی رمزآلود و مستلزم معناکاوی ست. هدف این جستار، ارزیابی آن است که تا چه حد می توان هر نشانگانی را به زبان نمادین هنر یادمانی ساسانی تعبیر کرد؛ برای مثال در این آثار و به ویژه در نگارکندهای صخره ای با دو نحوه حمل شمشیر مواجیهم که از منظر رمزگان رفتاری می تواند به طرح این پرسش بیانجامد: چرا در آثار یادمانی ساسانی، نحوه حمل شمشیر توسط صاحب منصبان حکومتی در مقابل خدایگان شاهنشاه متفاوت است؟
روش/رویکرد: جستار پیش رو به مطالعه رمزگان هدف با رویکرد "بافت گرایی" و "پیوستار متنی" پرداخته است. روش پژوهش نیز مبتنی بر مطالعه تطبیقی متون تاریخی با شواهد باستان شناختی در قالب "رهیافت تاریخی" است.
یافته ها/نتایج: نتیجه مطالعات، این تفاوت را در وهله نخست ناشی از جایگاه لشکری و کشوری صاحب منصبان می داند؛ هرچند دو انگاره خفیف تر را نیز می توان پنداشت که یکی حمل شمشیر به صورت عمود و یا نهادن دست ها در مقابل بدن را سنتی دیگر از ادای احترام به "تبار برتر" و همتای حرکت احترام آمیز "برافراشتن دست و خمودن انگشت" می داند و آن دیگری، این حرکت را نه به نشان احترام به "تبار برتر"، بلکه به عنوان ادای احترام به مقام "شاهنشاه" می انگارد که تنها مختص اعضای خاندان سلطنت بوده است. قدرمسلم آن است که هریک از انگاره های فوق می تواند بر شخصیت شناسی، تبارشناسی و منصب شناسی پیکره ها و به تبع آن، بازشناخت ماهیت نظام سیاسی ساسانیان تأثیر نهد.
بسترشناسی و مصادیق تفرقه فرهنگی در دوره قاجار بر مبنای فرهنگ معیار قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
339 - 363
حوزههای تخصصی:
زمینه/هدف: عینی سازی فرهنگ معیار در جامعه، مبتنی بر شناخت آسیب ها و راهکارهای فرهنگی است. مبانی فرهنگ معیار به عناصر ریشه ای فرهنگ در قالب نظام بینش ، ارزش و گرایش ها ناظر است به گونه ای که پراکندگی در ساحت این نظامات را تفرقه فرهنگی دانسته اند. مسأله اصلی پژوهش، شناسایی بسترهای پیدایش و مصادیق تفرقه فرهنگی در دوره قاجار است. قاجاریان برای رسیدن به دنیای متمدّن، شکل دهی به روابط خارجی و انجام تغییرات بنیادین را در دستور کار قرار دادند. ارتباط با غرب، محیط اجتماعی آن دوره را آماده ظهور و رشد افکاری تازه نمود. افکار و عقائد جدید و تغییرات حاصل از آن که با پشتوانه بینشی و گرایشی شاهان قاجار دنبال می شد، در منش و رفتار اجتماعی آن عصر آسیب زا ظاهر گردید.
روش/رویکرد: در پژوهش پیش رو، این آسیب ها با عنوان تفرقه فرهنگی شناسایی و به روش توصیفی – تحلیلی مورد بررسی قرار می گیرد.
یافته ها/نتایج: بر اساس یافته های این پژوهش، غرب گرایی و غرب زدگی، نوگرایی و خودباختگی، مشروطه طلبی و عدالت خواهی، پراکندگی قدرت و سلطه بیگانگان بر نظام حکمرانی از بسترهای پیدایش تفرقه فرهنگی و پیدایی گفتمان روشن فکری، نفوذ افکار روشن فکران غرب گرا، سنّت زداییِ تحصیل کردگان غرب زده، وابستگی سیاسی، نظامی و اقتصادی ایران از جمله مصادیق تفرقه فرهنگی در دوره سلطه شاهان قاجار بر ایران است.