شکار از جمله سنن رایج در بین اکثر اقوام گذشته است که با انگیزه های متفاوت بدان می پرداختند. اقوام ترک و مغول شکار را با هدف تأمین غذا و مایحتاج زندگی و همچنین تمرین فنون رزمی انجام می دادند. چنگیز خان و تیمور در فواصل جنگ ها و یا فصولی از سال، با برگزاری شکار در مناطق مختلف، سپاهیان خود را به تیر اندازی و شیوة فریب، اغفال، محاصره و صید حیوانات شکاری عادت می دادند تا آنان همین فنون را در میادین جنگ علیه دشمن به کار گیرند. در واقع، شکار نه تنها به منظور تأمین بخشی از آذوقه اقوام ترک و مغول انجام می پذیرفت، بلکه صحنه شکار مانند مانور نظامی بود که در آن فنون جنگی از جمله اسب سواری، تیر اندازی، شیوة محاصره و به دام انداختن دشمن تمرین می شد. این شیوة تمرین نظامی برای شاهزادگان و جوانان میدانِ جنگ ندیده، اهمیت بسیاری داشت. در این مقاله، علل و انگیزه های فرمانروایان ترک و مغول از شکار و چگونگی انجام آن در دورة ایلخانان و تیموریان به شیوة تحلیلی و توصیفی بررسی شده و همچنین به منظور بیان چگونگی فنون رزمی اقوام ترک و مغول (الهام گرفته از سنن اجتماعی)، به روش هایی مانند برگزاری مراسم جشن و بخشش هدایا اشاره می شود که فرمانروایان برای تقویت روحیه سپاهیان انجام می دادند.
دو نظام سیاسی پیش و پس از انقلاب اسلامی دارای دو ایدئولوژی و گفتمان سیاسی مسلطِ متفاوت از یکدیگر بوده و هستند؛ مسائلی که تأثیر مستقیم بر نگارش کتاب های درسی به ویژه کتاب های درسی تاریخ گذاشته است. نمونه ی این تاثیر در روایت های متفاوت ارائه شده از جنبش مشروطیت به عنوان یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران است که تحت تأثیر مستقیم دو عاملِ گفتمان سیاسی مسلط، و نیز گفتمان های سیاسی-اجتماعیِ غیرمسلط این دو دوره شکل گرفته -است. بنابراین این پژوهش بر آن است تا با بررسی کتاب های درسی تاریخ مقطع سوم دبیرستان در دو دوره پهلوی و پس از انقلاب اسلامی، تأثیر گفتمان های سیاسیِ مسلط بر روایت جنبش مشروطه و ویژگی های خاص هر نوع روایت را بررسی کرده، و همچنین به بررسی تأثیر جریان های بیرونی و گفتمان های غیر مسلطِ سیاسی- اجتماعی که در مقاطعی توانستند در کتاب های درسی نوع خاص و متفاوتی از روایت گفتمان سیاسی مسلط را به وجود آورند، بپردازد. پس هدف از این پژوهش، بررسی روایت های ارائه شده از جنبش مشروطه با کاربست روش تحلیل گفتمان می باشد. باتوجه به تفاوت دو گفتمان سیاسی مسلط در دو دوره پیش و پس از انقلاب اسلامی، این نوشتار نیز در دو قسمت به تحلیل محتوا و تحلیل گفتمان انواع روایت های جنبش مشروطه پرداخته است.
دولت خوارزم شاهیان طی سده سیزدهم میلادی رشد و توسعه زیادی یافته و سرزمین های خوارزم ماوراالنهر افغانستان کنونی و قسمت بزرگی از ایران را تحت سیطره ی خود داشت. این دولت به ظاهر پرقدرت از لحاظ تمرکز ضعیف بود و حاکمان محلی عملا ولایات زیردست خود را تقریبا به صورت مستقل اداره می کردند. حکومت محمد خوارزم شاه نیز چندان استوار نبود و علاوه بر آن ترکان خاتون مادر خوارزم شاه هم که زنی پردل و جسور بود توان نگهداری ساختار دولت و حکومت را نداشت. در چنین اوضاع آشفته ای بود که چنگیزخان با سپاهیانش به سرزمین های فوق الذکر حمله ور شدند...
تغییراتی که از نیمه دوم قرن سیزدهم قمری (19 م) در مسیر و طرف های تجاری ایران پدید آمد، کارکرد تجّار و صرافان گسترش یافت. در این دوره متأثر از فعالیت انجمن اکابر پارسیان هند و ارتقای یزد به یکی از کانون های تجاری، زرتشتیان فرصتی یافتند تا به تجارت و صرافی روی آورند. جمشید بهمن با ایجاد تجارتخانه جمشیدیان در دو حوزه ملکی و تجاری در میان کارگزاران اقتصادی و دولتمردان سیاسی نفوذ یافت و علاوه بر ایجاد شعباتی در شهرهای ایران و خارج از کشور، به مقام رئیس التجاری نیز ترقی نمود. چنین رویکردی نمودار تعامل ساختار قدرت با اقلیّت ها و ضرورت وجودی نهاد صرافی در بافت تجاری بود؛ اما بنا به دلایلی مانند بی ثباتی سیاسی ـ اقتصادی پس از مشروطه، عدم سیاست گذاری مدون در گذار از ساختار اقتصاد سنتی به مدرن و اعمال بی رویه بانک شاهی و استقراضی سرانجام از میان رفت.
روابط صفویه و شروان شاهان و وضعیت ایالت شروان در عصر صفوی، یکی از فصول مهم تاریخ صفویه را از بعد سیاسی – نظامی و در سطح داخلی و منطقه ای تشکیل می دهد. ظهور اسماعیل اول در عرصه زورآزمایی سیاسی و حمله او به شروان در سال 906 ق قدرت دولت محلی شروانشاهی را متزلزل کرد و رابطه مبتنی بر ستیزه و دشمنی دیرینه بین دو خاندان شروان-شاهی و صفوی در سال های پایانی حکومت شاه اسماعیل به حالت مسالمت جویانه و انقیاد شروان شاهان از صفویه تغییر یافت. در تحولات پدید آمده در عرصه سیاسی با تشکیل دولت صفویه، شروان شاهان استقلال خود را از دست داده و خراج گزار صفویه شدند که این وضعیت در دهه های اولیه حکومت شاه تهماسب اول نیز ادامه یافت. سرانجام بهرغم شورشهای مکرر مدعیان شروانی و ورود نیروهای عثمانی، تاتاری و داغستانی به کشمکشهای موجود، صفویان توانستند شروان را از وضعیت انقیاد- خراجگزاری به حاکمیت قطعی خود درآورده و به حیات سیاسی شروانشاهان پایان دهند. در این مقاله، روابط صفویان با شروان شاهان در محدوده زمانی سال های 930 تا 995 ق، از آغاز سلطنت شاه تهماسب اول تا به قدرت رسیدن شاه عباس اول صفوی، که از فراز و نشیب بسیار برخوردار بوده و عوامل مؤثر بر این روابط دوجانبه، موضع شروانیان در برابر حاکمیت صفویه و نقش نیروهای پیرامونی در منازعه صفویان با شروانیان، بررسی و تحلیل شده است.
در عصر حکومت تیمور، در جامعه اسلامی بحران مشروعیت ظهور کرده بود زیرا، مشروعیت ناشی از خلافت عباسی به علت سقوط آن دچار تزلزل شده بود و مشروعیت ناشی از مغول نیز نتوانسته بود به طور کامل جایگزین آن گردد.این مسئله در حکومت تیمور که به صورت توامان از هر دو منبع مشروعیت بهره می برد انعکاس بیشتری داشت، بنابراین مقاله درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که تیمور با چه راهکارهایی با این بحران روبرو شد؟به نظر می رسد تیمور با شناخت دقیق از منابع مشروعیت در هر منطقه کوشید به آن منابع دست یابد.او در ابتدا به منابع مشروعیت مغولی متوسل شد و هر چه حکومت او به طرف غرب گسترش یافت، با توجه به کم اعتباری منابع مغولی به منابع مشروعیت اسلامی روی آورد.در ارزیابی نهایی، بنیان گذار این حکومت با وجود مشغله های فراوان نظامی موفق شد برخی از حداقل های مقبولیت را از نگاه نخبگان و مردم کسب نماید. روش تحقیق در این مقاله تاریخی و مبتنی بر توصیف و تحلیل رخدادهای معطوف به سوال ها و فرضیه ای مقاله است.
اصلاحات در ایران با اقدامات عباس میرزا ولیعهد بعد از شکست ایران در جنگ های ایران و روس آغاز شد واین اصلاحات زیر بنای اصلاحات بعدی به شمار آمد. مصلحانی همچون امیرکبیر و دیگران آن را ادامه دادند . از جمله تاسیس دارالفنون موجب شد قشر نوینی در جامعه ایران به وجود آید. این قشر تحصیل کرده ، که بعدها به روشنفکر معروف گشت ، نقش مهمی در تحولات جامعه ایران ایفاء نمود و به ظهور نظام اداری جدیدی ، همانند شیوه جوامع غربی ، منجر گردید. این مقاله برآن است چگونگی فرآیند نظام اداری جدید در بستر اصلاحات عصر ناصری را بررسی و تجزیه و تحلیل کند.
آیتالله سید مصطفی خمینی در سال 1309 ش. در محله عشقعلی، یکی از محلات قدیمی قم پا به عرصه وجود گذاشت. مصطفی نام پدربزرگش بود. که سالها قبل در راه مبارزه با ستم به شهادت رسید.