در طول 2 قرن گذشته مناطق گوناگونی از ایران جدا شدند و هویتهای تازهای یافتند اما هیچکدام از آنها به اندازه جدایی مجمعالجزایر بحرین از کشور سخت و طاقتفرسا نبوده است. وادادگی سیاسی پهلوی دوم باعث شد تا این جزایر از کشور جدا شوند، در حالی که بیش از دیگر سرزمینهای جدا شده برای کشور ارزش داشت. بحرین با داشتن حدود 72درصد جمعیت شیعی که ایرانیان بسیاری را نیز شامل میشود، مشترکات بسیاری با کشور دارد. متن زیر نگاهی کوتاه به این جدایی دارد.
نقلاب مشروطه شاهد حضور شخصیتهایی بود که از اقشار مختلف اجتماعی برخاسته و هریک در حد خود برای محو استبداد و برقراری حکومت مردمی جنگیدند و جان بر سر عقاید خویش نهادند. مردانی که بسیاری از آنان نقشی تعیینکننده در پیروزی این انقلاب داشتند اما آنگونه که شایسته بود، معرفی نشدند و تنها در منطقهای خاص نامشان محدود ماند. آنچه امروز بهعنوان حزب در ایران شناخته میشود، اولین بار توسط تاجری روشنفکر از اهالی تبریز شکل گرفت؛ مردی که شناخت او از جهان، اراده و پاکباختگیاش وی را به صف مجاهدان آزادی و رهبران انقلاب مشروطه در تبریز بدل ساخت. کربلایی علی موسیو، یکی از رهبران جنبش آزادیخواهانه مردم در تبریز از مبارزان انقلاب مشروطه بود که متاسفانه اطلاعات زیادی از زندگی او در دست نیست.
بخش مهمی از آگاهی موجود درباره دو سلسله ایرانی آل بویه و آل زیار ماخوذ از تاریخ دودمانی بویهیان موسوم به کتاب التاجی فی اخبار الدولة الدیلمیة اثر معروف ابو اسحاق الصابی (د ح 381 ه.) است که نسخه ای از آن در دست نیست، اما منقولاتی از آن را در آثار متاخرتر می توان یافت. تلخیصی از کتاب التاجی به خامه مجدالدین ابوالفتح فضل الله بن عبدالحمید الکرمانی (د ح 620 ه.) نیز موجود است که در شرح او بر الیمینی، موسوم به جوامع الِفقَر و لوامع الفِکَر، آمده است. این خلاصه تاکنون مورد مطالعه قرار نگرفته است. مقاله حاضر بر آن است با ارایه متن ویرایش شده تلخیص الکرمانی و توضیح محتوای آن، منشا درونی سقوط آل بویه را روشن تر سازد. بررسی خلاصه کتاب التاجی نشان می دهد که مشروعیت حکومت بویهیان و توجیه سیاست های عضدالدوله قدرتمندترین حاکم بویهی (د 372 ه.) در قبال خاندانش ملاحظات اصلی در تاریخ دودمانی بودند که صابی مجبور به نوشتن آن شد.
از اوایل دوره قاجار، سه نهاد آموزشی ـ فرهنگی فرانسه، که با اهداف جهانی در پاریس شکل گرفته بودند، به تدریج یکی پس از دیگری ایران را نیز تحت پوشش خود قرار دادند. این سه نهاد عبارت بودند از مدارس میسیونرهای لازاریست ها، مدارس آلیانس فرانسه و مدارس آلیانس یهود. اما چگونگی و گستره فعالیت های فرهنگی ـ آموزشی هر یک از این نهادها که بخشی از تاریخ فرهنگی ناشناخته دوره قاجار را تشکیل میدهند، چندان مورد مطالعه و تحلیل قرار نگرفته و بازتاب نیافته اند. هرچند که لازاریست ها جامعه مسیحیان ایران و آلیانس یهود جامعه یهودیان را مد نظر داشته اند، لیکن آلیانس فرانسه نهادی غیر مذهبی به شمار میرفت. با این همه، آن دو نهاد نیز به تدریج رویکردی عرفی و همگانی به خود گرفته و توانستند بسیاری از مسلمانان را نیز جذب نمایند. این نوشته پس از نگاهی به اهداف و آرمان های این نهادها، چگونگی برپایی این مدارس، گستردگی و کم و کیف فعالیت های آموزشی آن ها را بررسی میکند.
در دوران قاجاریه پس از اینکه آرامش نسبی در زمان پادشاهی فتحعلیشاه و ناصرالدین شاه قاجار برقرار شد، بستری برای تولید فرش های نفیس ایرانی مهیا گردید. در این عصر سیاحان اروپایی توجه تاجران و مردم اروپا و آمریکا را به فرش دستباف ایران جلب نمودند. در اواسط قرن 19م/13ق تحولی در تولید فرش دستباف در جهت تأمین نیاز بازار جهانی رخ داد و شرکت های خارجی به سرمایه گذاری در تولید و تجارت فرش دستباف ایران علاقه مند شدند. در پی این تحولات بود که برخی از کشورهایی که در صنعت فرش دستباف دارای مزیت بودند به فکر توسعه این صنعت افتاده و به عرصه رقابت در تجارت بین المللی آن وارد شدند. این رقابت در بازار جهانی بعد از جنگ بین الملل اول شدت یافت و همواره تولیدکنندگان بزرگ فرش در تصاحب بازارهای جهانی بخصوص بازار اروپا و آمریکا در رقابت با یکدیگر قرار داشتند. کشورهای چین، هندوستان و ترکیه از مهمترین رقبای ایران بودند که در سال های پایانی دوره قاجاریه توانستند سهم خود از بازار بین-المللی فرش را افزایش دهند.
نظر به آغاز تجارت فرش دستباف و رقابت بین المللی آن در اواسط دوره قاجاریه و تحولات مهمی که در بازار فرشِ دنیا در این دوران رخ داد و از آنجا که تاکنون بازار بین المللی فرش در دوران مذکور به صورت تخصصی و با پرداختن به جزئیات مورد بررسی قرار نگرفته است، در این مقاله سعی شد با مراجعه به اسناد دست اول بجای مانده از دوره قاجاریه با استفاده از مرکز اسناد و تارخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، مرکز اسناد کتابخانه ملی و منابع تاریخ اقتصادی این دوران، تجارت فرش ایران در دوره قاجاریه معرفی و وضعیت تجارت این کالا در بازار بین المللی آن مورد بررسی قرار گیرد.
حسن بن علی بن اسحاق بن عباس مشهور به خواجه نظام الملک یکی از مشهورترین وزرای مسلمان ایرانی بود که مدت سه دهه وزارت دولت بزرگ سلجوقیان را برعهده داشت و با تدبیر او قلمرو سلجوقیان به اوج وسعت و قدرت رسید. خدمات فرهنگی و سیاسی وی به فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی، ویژگی های او را ممتاز می سازد. تاریخ نویسان وی را به لحاظ مذهبی، متعصب به مذهب شافعی و داشتن روابط خصمانه با شیعیان دانسته اند. اما در مشی و رفتارهای عملی او، خصومت یا بی احترامی نسبت به شیعیان مشاهده نشده است. بیشتر تحلیل گران سیره و اندیشه های خواجه را بر اساس مندرجات کتاب سیاست نامه موجود که آن را نوشته خواجه نظام الملک می دانند، ترسیم کرده اند.این مقاله افزون بر شرح احوال و زندگانی نظام الملک، به توصیف جایگاه سیاسی و اجتماعی او می پردازد و با تکیه بر اسناد و روایت های تاریخی به مقایسه تضادها در مندرجات ضدشیعی و آرای اشخاص مختلف و بررسی روابط بین ایشان و شیعیان در آن دوره را مورد بحث قرار می دهد و قصد دارد حقیقت اندیشه این اندیشمند مسلمان ایرانی را آشکار سازد.