پژوهش حاضر بر پایه این پرسش ها شکل گرفته است:1-موضع قشقایی ها در برابر نهضت ملی ایران چه بود و تا پایان چه مسیری را پیمودند؟2- طرح معروف به «طرح امنیتی- قشقایی»، گفته شده در اسناد CIA چگونه بود و قشقایی ها در برابر آن چه موضعی داشتند؟ با شروع زمامداری مصدق، رهبران ایل قشقایی، به چند دلیل، آگاهانه به نهضت ملی پیوستند.آنها با پشت سر داشتن قدرت تأثیرگذار ایلی و به عنوان شخصیت های سیاسی با داشتن دو و سپس سه کرسی مجالس شورای ملی و سنا، وزنه مؤثری در سیاست آن روز ایران بودند.همین تأثیر برجسته و آمیختگی حوزه قدرت ایلی آنها با حوزه منافع انگلیس و نفت جنوب باعث می شد تا مخالفان داخلی و به خصوص خارجی نهضت اهمیت خاصی برای آنها قایل باشند؛ از همین رو، از ابتدای دولت مصدق، کودتاگران تلاش کردند آنها را از نهضت جدا کرده؛ یا ایل قشقایی را به ناآرامی و شورش بکشانند تا دست کم دولت را در آن منطقه حساس گرفتار نمایند، اما در این راه توفیقی نداشتند.بر همین اساس طرح آمریکایی- انگلیسی کودتا جایگاه ویژه ای برای قشقایی ها قایل شد.این مقاله در برگیرنده کارکرد قشقایی ها در مورد کلیت نهضت ملی و حوادث پیش آمده در طول نهضت و کودتای 28 مرداد تا لحظه سقوط دولت در آن روز است.
عصر میانه تاریخ ایران که قریب به نه قرن به طول انجامید، یکی از مهمترین و اثرگذارترین ادوار تاریخی این سرزمین به حساب می آید. تغییر دین، ظهور مکاتب فکری و فرق مذهبی به همراه بروز تحولات گسترده سیاسی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، دگرگونی های عمیق و همه جانبه ای را در این سرزمین رقم زد و معضله های بنیادینی را از درون خود خلق کرد. مسأله اصلی در پژوهش حاضر این است که پدیده ها و رخدادهایی که در برهه زمانی قرون اول تا نهم هجری در ایران زمین به وقوع پیوست، کدام صورت بندی از «معضله های عصری» را پدیدار ساخت؟ و این امر ریشه در کدام روندهای نسبتاً پایدار تاریخی داشت؟ برای دستیابی به یافته های توصیفی، به سیاق پژوهش های تاریخی، اطلاعات و داده های تاریخی از منابع و مأخذ موجود استخراج شدند و سپس یافته های توصیفی به عنوان موادی برای شکل دادن به یک طرح تفسیری بکار گرفته شده اند. از شواهد و مدارک تاریخی چنین مستفاد می شود که در عصر میانه تاریخ ایران سه ضلعی به هم پیوسته ای از معضله های عصری پدیدار شد. این معضله ها عبارت بودند از: 1) معضله تهاجم ادواری بیگانگان و ناپایداری سیاسی با دوام 2) معضله تغییر دین و منازعات پایدار مذهبی ـ فرقه ای 3) معضله شکاف های فعال اجتماعی و تشدید وضعیت موزائیکی جامعه. یافته های موجود نشان می دهد که رابطه رخدادها با این معضله ها و همچنین ارتباط متقابل معضله ها با خود، به صورت رابطه ای دیالکتیکی برقرار شد. به این ترتیب، داد و ستدی پایدار میان تحولات و معضله های عصری این دوره، صورت گرفت.
دردیوان قضایی دولت عباسی دو بخش مجزا وجود داشت؛ سازمان قضا که با نظارت قضات اداره می شد و دیوان مظالم که شخص خلیفه و در مواردی نایبان او، متولی آن بودند. گرچه به ظاهر وظایف و حوزه فعالیت هر کدام به طور مشخص تعریف شده بود، اما مطالعه منابع تاریخی این دوره، دگرگونی ها و تحولات بسیار در این دیوان را نشان می دهد، تحولاتی که به نوبه خود، تحول و تغییر در جایگاه، نقش، وظایف و اختیارات و به طور کلی وضعیت قضات را در پی داشته است. فرصت گاه به گاه قضات برایایفای نقش در نظام اداری، پیدایش منصب قاضی القضاتی ونقش آفرینی قاضی در امور سیاسی،محدود شدن وظایف قاضی القضاتدر مرحله بعد و منسوخ شدن این منصب و مواردی دیگر، از جمله تحوّلات و تطوّراتپیش آمده در دیوان قضایی دولت عباسیان است کهاین پژوهش بر آنست تا با روش توصیفیـتحلیلی و به استناد منابع و مآخذ تاریخی،به بررسی آن پرداخته و سپس تغییرات متأثر از آن را در وضعیت قضات در ساختار سیاسی و اداریحکومت عباسیواکاوینماید.
حکومت بابریان بزرگ (932- 1118ه. ق) از ادوار درخشان در تاریخ شبه قاره هند است. اگر چه بابریان طلیعه قدرت گیری خود را به مدد همسایه بزرگ خود یعنی ایران عهد صفوی آغاز کردند، تا پایان دوره اورنگ زیب(1118ه. ق) در پوشش ارتباط کم و بیش دوستانه با صفویان در رقابت تنگاتنگی بر سر تسلط بر شهر قندهار بودند. این رقابت تنگاتنگ نه تنها تاریخ ویژ ه ای را برای قندهار رقم زد، بلکه تأثیرات مهمی در روابط سیاسی دو کشور ایران و هند به جای گذاشت. در این مقاله ضمن بررسی اهمیت تاریخی قندهار، به نقش این ناحیه در روابط ایران و هند در دوره بابریان می پردازیم.