فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۱٬۴۰۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
باغ به مثابه تمثالی از بهشت، همواره در میان باورهای ایرانیان، جایگاه مقدسی داشته است. برخلاف اندیشه های رایج مبنی بر هویت و ساختار یکسان باغ ایرانی در طول تاریخ، شاخصه های اصلی باغ سازی در ادوار گوناگون بسیار متغیّر بوده است. به نظر می رسد این تفاوت ها با تغییر آیین های دینی که تعاریف متفاوتی از بهشت آرمانی ارائه می دهند، نمود بارزتری یافته و مستلزم تأملی دقیق تر است. این پژوهش سعی بر این دارد تا ضمن بررسی مصادیقی از دوران ساسانی و دستیابی به الگوی کلی باغ سازی در این دوران، تغییرات صورت گرفته در آن با ورود به دوران اسلامی را مورد ارزیابی قرار دهد؛ همچنین با بررسی شاخصه های بهشت آرمانی و مبانی نظری مرتبط با این مقوله در ادیان زرتشت و اسلام، حکمت دستیابی به این الگوها و دلایل تفاوت های کالبدی باغ های این دو دوره مشخص می شود. در این تحقیق، با استناد به آموزه های اوستا و قرآن و سایر منابع دینی، با روش تحقیق تفسیری تاریخی شاخصه های مورد اشاره در توصیف باغ های بهشتی تبیین می شود؛ سپس با روش تطبیقی به بازبینی مبانی نظری باغ سازی ایرانی در دوران ساسانی و اسلامی می پردازیم تا امکان انطباق مؤلفه ها و عناصر باغ ایرانی با مبانی نظری فرهنگ دینی (زرتشتی و اسلامی) فراهم شود. بررسی ها نشان می دهد صفات و مفاهیم نمادین مرتبط با باغ سازی، مبنایی فرهنگی و صبغه ای دینی دارد و ویژگی های خود را از صفات بهشت آرمانی مذهب و آیین حاکم بر جوامع می گیرد و همین تفاوت هاست که به ساختارها و الگوهای کالبدی متفاوت در هر برهه از زمان می انجامد. تمدن ایران در دوره رواج و گسترش آیین های میترایی، مزدیسنا و زرتشتی با تفسیر ویژه از طبیعت به تقدیس آن می پرداخت؛ اما با ورود دین اسلام، احترام به طبیعت جای تقدیس آن را گرفت و به تبع آن، تغییرات کالبدی چشمگیری از منظر برون گرایی درون گرایی، محوربندی، موقعیت قرارگیری، تعداد طبقات کوشک و... در باغ های ایرانی به وجود آمد. بررسی ها حاکی از آن است که کوشک های ساسانی نسبت به اسلامی، بعد درون گرای قوی تری نسبت به طبیعت پیرامونی داشته اند؛ با این حال، مرزبندی و تعریف حریمی مشخص برای باغ، با آغاز دوره اسلامی معنی و مفهوم می یابد. با گذر از دوران ساسانی به اسلامی، محوربندی و تقسیمات کلی پلان باغ ها از تقسیمات دوتایی به الگوی چهارباغ متحول و بر تعداد طبقات کوشک ها نیز افزوده شد.
دگردیسی خدایان در ایلام باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن ایلام، مهم ترین تمدن باستانی و بومی سرزمین ایران پیش از تشکیل حکومت های آریایی ماد و هخامنشی است که با مرکزیت شوش، از حدود 3200 ق.م. وارد عصر شهرنشینی شده و در 646 ق.م. به دست آشوری ها از صحنه تاریخ کنار گذاشته شد. یکی از مهم ترین ارکان تمدن ایلامیان مذهب و جهان بینی خاص آنان است که با ساخت معابد، پیکره خدایان، مراسم و آیین های مذهبی مانند قربانی و نذورات و... جلوه گر می شود. بر اساس مدارک و شواهد باستان شناختی مذهب ایلامیان در گذر زمان بسیار دگرگون شده است که مهم ترین وجه این دگرگونی را می توان در اشکال مختلف خدایان ایلامی به طرزی آشکار مشاهده کرد. مقاله حاضر می کوشد تا با تکیه بر شواهد باستان شناختی، سیر تحول اشکال خدایان ایلامی را از آغاز شکل گیری تا سقوط این تمدن در قالب ظاهر: حیوانات (دیوسانان)، ترکیب حیوان – حیوان، ترکیب انسان – حیوان، انسان و در نهایت به صورت ایزدانی مجرد و نادیدنی به نمایش بگذارد.
واپسین ساسانیان در تخارستان و چین و ژاپن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از شکست ساسانیان در نهاوند، یزدگرد سوم (632 تا 651م/۱۰ تا ۲۹ق) به شرق ایران پناه برد. او برای بازپس گیری نواحی ازدست رفته، تلاش های بسیاری، مانند اتحاد با بزرگان و اشراف ایرانی ساکن در این مناطق انجام داد؛ اما این امر محقق نشد. پس از مرگ یزدگرد، فرزند وی پیروز، به همراه تعدادی از بزرگان دربار ساسانی، به دولت تانگ در چین پناه برد. آن ها همواره سعی می کردند تا با کمک چینیان و سُغدیان و تخاریان، ایرانشهر را از اعراب باز پس گیرند؛ اما در این راه، موفق نشدند. آگاهی ما درباره بازماندگان ساسانی که بعد از یزدگرد، به آسیای مرکزی و شرق دور پناه بردند، براساس منابع نخستین اسلامی، متون پهلوی، گزارش ها تاریخی چینی و ژاپنی و یافته های باستان شناختی در چین و ژاپن است. در اینجا سعی خواهیم کرد تا با بررسی و نقد اطلاعات متون فوق و پژوهش های جدید، تصویری روشن تر از واپسین بازماندگان ساسانیان در تخارستان و چین و ژاپن ارائه کنیم.
شِکِل یا سیکل (نظریه ای جدید درباره وزن سکه نقره دوران هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امپراتوری پارسها توسط کورش بزرگ پدیدار شد و به دست داریوش اول به سرعت در مسیر ترقی و آهنگ توسعه سیاسی و اقتصادی قرار گرفت.داریوش برای ایجاد تمدنی بزرگ، دگرگونی های عمده ای را پدید آورد.از آن جمله می توان اصلاح اوزان و پیمانه ها و ضرب سکه را نام برد.مقایسه و تحلیل سکه های هخامنشی و تناسب وزن بین آنها، ما را در کشف و فهم سیستم اداری- مالی ایران باستان یاری می کند.سکه طلای هخامنشیان «داریک» است و سکه نقره آنان را در منابع گوناگون «شکل/سیکل» نامیده اند.تجارت با کشورهای متمدن آن زمان و پرداخت مزدِ مزدوران، بیشتر با سکه نقره ای که 6/5 گرم وزن داشت، انجام می گرفت و از طرف دیگر طبق الواح گنجینه تخت جمشید مزد کارگران با «شِکِلی» به وزن 3/8 گرم محاسبه و پرداخت می شد.با توجه به قدرت و دقت هخامنشیان برای اداره امور سرزمین وسیع خود، اختلافی به اندازه 7/2 گرم در سکه نقره آن روزگار بعید به نظر می رسد.در این مقاله کوشیده ایم با استناد به منابع دست اول تاریخ ایران باستان و تجزیه و تحلیل آنها درباره این اختلاف وزن به پاسخی روشن دست یابیم.
کاربرد روشهای ژئوفیزیک اکتشافی در باستان شناسی و نمونه ای از اجرای روش مغناطیس سنجی در اطراف معبد چغ
حوزههای تخصصی:
فرهنگ و تمدن ایران در عصر ساسانیان
منبع:
وحید آبان ۱۳۵۱ شماره ۱۰۷
حوزههای تخصصی:
نقش مسیحیان نسطوری در برقراری صلح میان ایران و بیزانس در سال630م(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از قتل موریس (Maurice) در سال 602م به دست فوکاس (Phocas)، مناسبات دیپلماتیک میان دولت بیزانس و ساسانیان به سرعت دگرگون شد. خسرودوم به بهانه خونخواهیِ موریس، استراتژی خود را برپایﮥ نابودی کامل همسایه غربی گذاشت. فتح شهر مهمِ اورشلیم و انتقال صلیب راستین به تیسفون، جنگِ میان دو دولت را به جنگ مذهبی تبدیل کرد. بدین سان هراکلیوس (Heraclius) با حمایت های مالی کلیسا و تهییج نیروهای مردمی، ضربات مهلکی به ارتش ساسانی وارد کرد. با مرگ خسرودوم، برای برقراری صلح میان دو طرف بستری مناسب مهیا شد. دو طرفی که پس از جنگ های طولانی فرسوده شده بودند. دراین میان، در برقراری صلح نهایی در سال 630م که درواقع آخرین مراودات دیپلماتیک میان دولت ساسانی و بیزانس بود، مسیحیانِ نسطوری نقش مهمی ایفا کردند. این مقاله قصد دارد این سؤال را مطرح کند که اهمیت و نقش مسیحیان نسطوری در برقراری صلح سال 630م تا چه اندازه بود؛ همچنین مقاله برآن است تا مسائلی همچون چرایی ناکامی مذاکرات صلح در زمان حیات خسرودوم، دستاوردهای صلح سال 630م برای هر دو دولت و تأثیر دخالت های خسرودوم در امور کلیسای نسطوری در برکناری وی از سلطنت را بررسی کند.
کرتیر و ظهور سیاست دینی در اوایل دوره ساسانیان
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های عمده ایران در آغاز فرمانروایی ساسانیان، اتحاد و همکاری نزدیکی بود که میان دین و دولت جهت حفظ یگانگی در کشور و تحکیم پایه های حاکمیت ساسانیان پدید آمده بود. در این روزگار رهبری مذهبی کشور به یک روحانی برجسته ای رسید که در طول سده ی سوم در بسیاری از جریانات سیاسی و دینی کشور دخالت عمده ای داشت. کرتیر در این زمان نه تنها فرمانروایی مذهبی کشور را در اختیار گرفت، بلکه حتی به عنوان عامل اصلی سیاست گذاری های دولت نظر خود را در سیاست دینی به شاهنشاه تحمیل کرد. در این پژوهش بر اساس رویکرد تحلیلی و توصیفی؛ بنا به اهمیتی که کرتیر در تثبیت آیین زرتشت به عنوان دین رسمی شاهنشاهی، تحکیم قدرت سیاسی و مذهبی روحانیان زرتشتی و نیز در تثبیت پایه های حکومت ساسانی در سده ی سوم میلادی داشت؛ سعی شده تا اندیشه های دینی ـ سیاسی کرتیر مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد و به این نتیجه می رسد که بر اساس نظریه هژمونی سیاسی «آنتونیو گرامشی» اصولاً کرتیر در برآمدن ساختار دین رسمی ساسانیان و تعیقب گروه های مخالف با دستگاه زرتشتی رسمی، از عملکرد سیاسی تنش هژمونی یا کسب اقتدار از دو رویکرد کسب قدرت سیاسی و ایجاد دستگاه مشروعیت، نقش اساسی ایفا نموده است.
نظام آبیاری ایران در روزگار ساسانیان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ساسانیان به روش های نوین آبیاری توجه بسیار مبذول داشتند زیرا کشاورزی عمده درآمد آنان را تشکیل می-داد. سرمایه گذاری عظیم دولت ساسانی در احداث شبکه-های آبیاری در اقصی نقاط کشور سبب شد تا اراضی رونق یابد و از خشکسالی تا حدود بسیاری در امان باشند، همچنین به افزایش عایدات حکومت نیز انجامید. شاهان ساسانی با ساختن بندها و حفر قنوات بویژه در خوزستان و شوشتر مزارع را سیراب نمودند. از سویی دیگر در آن روزگار جهت نظارت بر ساخت هر گونه بند، حفر قنات ها و نگهداری و ثبت دستگاه های آبیاری و حقابه ها دیوان کستبزود (کاست افزود) به معنای کاهش و افزایش به وجود آمد تا از این طریق نظام آبیاری ایرانشهر قانونمند شود. بدین ترتیب از کشمکش ها جلوگیری شد و حقوق هر شخص معلوم گردید. بنابراین شیوه آبیاری این سرزمین به نظام زمین داری یاری رساند و در دوران اسلامی سرلوحه مسلمین واقع گشت.
اهمیت محیط زیست در ایران باستان
حوزههای تخصصی:
پادشاهی پوراندخت ملکه ساسانی و پژوهشی درباره ی سکه های زمان او
حوزههای تخصصی:
آمدن شاه بهرام ورجاوند (بیژن غیبی)
حوزههای تخصصی:
بررسی شکست ساسانیان در جنگ ذوقار با تکیه بر نظریه های جامعهشناسی جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی جنگ با نگاهی موشکافانه، جنگ و عوامل ﺗﺄثیرگذار بر آن را بررسی می کند. این بررسی خود را در سطح علت ها و عوامل ﺗﺄثیرگذار بر آغاز جنگ، پدیدﮤ جنگ و پیامدهای آن نمایان می کند. سقوط ساسانیان در جنگ ذوقار، در شکست های بعدی آنها نقش مهمی داشت؛ بنابراین، بررسی جامعه شناختی این شکست و شکست های بعدی ایران از اعراب که به سقوط ساسانیان منجر شد، اهمیت چشمگیری می یابد. استراتژیی که اعراب در این جنگ و در فرصت اندک برای شکست سپاه قدرتمند ایران به کار بردند، منطبق بر وضع حساس ارتش های ضعیفی بود که در جنگ های نامتقارن در مقابل ارتش های قدرتمند قرار می گیرند. تاکتیک هایی که اعراب به کار بردند، در راستای استراتژی عملیات روانی بود و ضرﺑﮥ هولناکی بر سپاه ایران وارد کرد و ایرانیان را به عقب نشینی مجبور کرد. در این پژوهش، نشان داده می شود که چگونه ایرانیان باوجود داشتن امپراتوری وسیع و منابع و ارتش حرفه ای، در جنگی نابرابر در برابر نیرویی فاقد تجهیزات شکست خورد. این پژوهش با رویکردی جامعه شناسی، به دنبال بررسی جنگ های ایران و اعراب است و از نظر هدف، جز پژوهش های نظری ست و به لحاظ ماهیت و روش کار، در ردیف پژوهش های تاریخی قرار می گیرد و به روش توصیفی تحلیلی به نگارش در آمده است.
مدیریت تولید هنر در دوره هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگیهای مهم هنر هخامنشی، تکرار نقش مایه های یکسان در آثار هنری این دوره طولانی و انسجام این هنر است. از این رو، بسیاری ازپژوهشگران ایده وجود الگوهای ثابت و از پیش تعیین شده برای این هنر را ضروری دانسته و آن را الگویی برای حجاران، پیکرتراشان و فلزکاران دانسته اند. اما پژوهش حاضر درصدد نمایش تفکر منسجمی است که با بهره-گیری از تفکری جامع به تدوین این الگوهای ثابت و متناسب پرداخته است. به این منظور بررسی میدانی بر روی نقش سر شیر بواسطه کثرت استفاده در هنرهای گوناگون هخامنشی و بازنمایی آن از وجوه گوناگون مورد نظر این مقاله قرار گرفته است. شیوه پژوهش استفاده از دستگاه ترسیم نماهای گوناگون برای دستیابی به ساختار هندسی این نقش مایه و نحوه بازنمایی آن در آثار نقش برجسته، سرستون و مجسمه ها و هنرهای کاربردی این دوره است. نتایج نشان میدهد که مدیریت هنری کارگاه های دربار، یک سازمان سه بعدی دارای انتظام معین ایجاد و بنا به نیاز بازنماییهای گوناگون، با استفاده از قوانین صفحات تصویر و ترسیم نمای مورد نظر، ضمن حفظ انسجام نقوش، نمای متناسب با جایگاه مورد نظر را پدید می-آورده است. از سوی دیگر، نتایج میتواند راهی برای تمایز آثار هنری کارگاه های دربار و دیگر آثار این دوره محسوب گردد.
نقش بزرگان و نژادگان در محاکمه و مرگ خسرو پرویز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فوریة 628 م. گروهی از بزرگان و هموندان خاندان های نژادة ایرانی و فرماندهان سپاه که از شیوة فرمانروایی و سیاست های خسرو پرویز (590-628 م.) به خشم آمده بودند، در یک شورش بزرگ، خسرو را به زندان انداختند و شیرویه، بزرگ ترین پسر او را به تخت نشاندند. آنها گستاخانه از پادشاهِ دست نشاندة خود، خواهان کشتن خسرو شدند، امّا شیرویه که از سویی نمی خواست دست به خون پدرش بیالاید و از سوی دیگر، در چنگ شورشیان گرفتار شده بود، به اشارة بزرگانِ بیزار از خسرو، در پیغامی به پدرش یکایکِ گناهان او را یادآور شد، تا اگر می تواند پاسخی به آنها دهد، تا شاید بزرگان از ریختن خون او درگذرند. خسرو به زبانی آمیخته با نکوهشِ شیرویه، برای همة کارها و سیاست های خود استدلال هایی آورد و به یکایک گناهان چنان پاسخ داد که حتی شیرویه با شنیدن آنها، بهانه ای برای کشتن پدرش نمی دید، امّا بزرگانْ خشمگینانه کشتن او را خواستار بودند و کامیاب هم شدند. پیغام نامة شیرویه به پدرش را می توان گزارش محاکمة خسرو پرویز نامید که در آن، بزرگان ایرانی از زبان شیرویه ستمگری ها و شیوة زیان آورِ پادشاهی خسرو را یادآور شده اند تا گناهکاری او و حقّانیت بزرگان ایرانی برای همگان آشکار گردد. پاسخ های خسرو به نامه شیرویه هم، دفاعیة خسرو در این محاکمه است که در آن می کوشد حقّانیت و درستی سیاست ها و شیوة فرمانروایی خود را بازگوید. در این جستار، به مطالعة پیغام نامة شیرویه به پدرش و پاسخ های او، و چگونگی محاکمه و کشته شدن خسرو پرویز خواهیم پرداخت و می کوشیم اهمیّت تاریخی این پیغام نامه ها را برای شناخت پاره ای از سیاست های خسرو پرویز و رخدادهای دورة او نشان دهیم.
بررسی نظام مالیاتی ساسانی و اصلاحات مالی خسرو انوشیروان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده نوشتار حاضر به بررسی نظام مالیاتی دوران ساسانی و یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ اجتماعی و اقتصادی تاریخ ایران می پردازد. در نظام مالیاتی ساسانی، مالیات بر زمین و مالیات سرانه مهمترین منبع درآمدی پادشاهی را تشکیل می دادند. نوسان در درآمدهای مالیاتی، نبود یک نظام منظم و ثابت، دشواری در مدیریت بودجه و اندوخته مالی و ستم نسبت به کشاورزان، کواد را برانگیخت تا سیاست تغییر شیوه پرداخت مالیات را اجرا نماید. این خسرو بود که این سیاست را به کار گرفت و شیوه دریافت مالیات را از مقاسمه به پیمایش تغییر داد. تغییر در شیوه پرداخت، پیوند تنگاتنگی با احیای کشاورزی، اصلاح شبکه آبیاری و وضعیت زمینهای پادشاهی داشت و نسبت به شیوه کهن مزایای قابل توجهی را برای دستگاه شاهی به همراه داشت. این نوشتار بر آن است تا به تحلیل این مسأله بپردازد که نظام مالیاتی پادشاهی ساسانی پیش از خسرو، از چه شیوه پرداختی بهره می برد و شیوه جدید چه مزایایی برای کشاورزان و پادشاهی داشت. واژگان کلیدی: کواد، خسرو، نظام مالیاتی، مقاسمه، پیمایش/ مساحی، مالیات سرانه.
تحلیل روایت یهودیان از بازسازی معبد یهودیه در عهد هخامنشیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساخت و برپایی معابد و ساختمان های عام المنفعه یکی از مهم ترین درون مایه های متون باستانی مناطق خاور نزدیک و خاورمیانه، از جمله رسائل عهد عتیق، است. با بررسی کتاب عزرا، یکی از رسائل عهد عتیق، مشخص می شود که احتمالاً کوروش هخامنشی طی فرمانی به یهودیان اجازه ی بازسازی معبد یهوه در اورشلیم را داده است، اما این فرمان صرفاً «اجازه»ی بازسازی معبد و نه «حمایت» از عملیات عمرانی آن بوده است. پس تصدیق صحت «فرمان» کوروش بدان معنا نیست که کوروش مراقبت و پشتیبانی از ادیان محلی نامتجانس قلمرو خود، از جمله، یهودیت، را بر ذمه گرفته و از عملیات های عمرانی آنان هم چون بازسازی معابدشان حمایت کرده باشد. افزون بر این، هیچ شاهد تاریخی ای هم در دست نیست که از ایمان و اعتقاد راسخ کوروش، یا هر پادشاه دیگر هخامنشی، به یهوه، خدای یهودیان، حمایت کند. بدین ترتیب، برخلاف باور عامه، اسناد تاریخی نشان می دهد که اصولاً هخامنشیان تا اوایل دوران داریوش یکم علاقه ی چندانی به حمایت از بازسازی معبد اورشلیم نشان نداده اند. در مقابل، داده های تاریخی نشان می دهد که داریوش یکم، در راستای تغییر سیاست های هخامنشیان در قبال ایالات، از بازسازی معبد یهودیان حمایت کرده و اجرای آن را عملی ساخته است.
کورگان های سکایی
حوزههای تخصصی:
سکاها یکی از اقوام بزرگ بیابانگرد بودند که به دلیل شغل دامداری از سرزمینی به سرزمین دیگر درحال کوچ بودند منشا اولیه آنها خیلی روشن نیست، ولی با توجه به اشارات نویسندگان سکاها تا قرن هشتم قبل از میلاد در جنوب روسیه و کوبان کاملا مستقر شده بودند مهمترین آثار معماری سکاها که تا کنون باقی مانده است و بیانگر هنر سکاهاست، به ما در شناخت اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و جهان بینی آنها کمک شایان می کند، گور تپه یا کورگان های آنهاست. گور تپه های سکایی چه از لحاظ روش ساخت و چه از نظر شیوه تدفین و قرار گرفتن اشیا در کنار فرد متوفی بازتابی از مذهب و عقاید سکاها می باشد. در این مقاله سعی شده با توجه به منابع تاریخی و بیشتر با توصیف یافته های سکایی از قبیل گورتپه ها و اشیای قرار گرفته در داخل آنها به شناختی روشن تر از مذهب و اعتقادات سکایی دست یافت.
بررسی جایگاه سیاسی ساتراپ های هخامنشی در دوره داریوش بزرگ با تکیه بر کتیبه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیروزی کورش بزرگ بر آستیاگ، آخرین پادشاه ماد، در سال 559 پیش از میلاد، آغازگر شکل گیری پادشاهی هخامنشی بود. پس از فتح مصر توسط کمبوجیه و تصرف برخی از سرزمین های شرقی از جمله هند در زمان داریوش بزرگ، مرزهای این حکومت از شرق تا رود سند، از غرب تا دریای مدیترانه و رود نیل در مصر، از شمال تا دریاچه خوارزم (آرال) و از جنوب تا حاشیه های جنوبی دریای پارس امتداد یافت. داریوش برای اداره بهتر این قلمرو گسترده، آن را به ساتراپی های (خشتره پاون ها) گوناگونی تقسیم کرد. هر چند که پس از فتح سرزمین های هند، لیبی و حبشه توسط داریوش (حدود سال های 518 و 517 پ.م) تا پایان شاهنشاهی هخامنشی تغییرات عمده ای در مرزهای جغرافیایی و تعداد ملل تحت قلمرو هخامنشیان ایجاد نشد، اما تعداد این ساتراپ ها و جایگاه سیاسی آنها آن گونه که در فهرست کتیبه های این دوره منعکس شده است، دچار تغییرات مکرر و دگرگونی شدند. تعداد ساتراپ ها و فهرست ملل و اقوام تحت قلمرو پارسیان از دیرباز مورد توجه و مطالعه اندیشمندان تاریخ ایران باستان بوده و پژوهش های زیادی در این زمینه انجام شده است، اما موقعیت و جایگاه سیاسی و علل برخی از تغییرات و جابه جایی ها در ترتیب و تعداد این ساتراپ ها، مورد توجه جدی قرار نگرفته است. این مقاله بر پایه روش تحقیق تاریخی ضمن استناد به کتیبه های دوره هخامنشیان، از آن میان کتیبه های داریوش و مقایسه آنها با هم و با دیگر منابع و از آن میان منابع یونانی، به بررسی جایگاه سیاسی ساتراپ های هخامنشی در دوره این پادشاه به عنوان مسأله تحقیق می پردازد. معرفی کتیبه های دوره هخامنشی که در آنها نام های سرزمین های تحت قلمرو این پادشاهی بیان شده است و استناد به آنها، بررسی تعداد و جایگاه ساتراپ ها در هریک از کتیبه های مورد بررسی و علل برخی از تحولات در تغییر جایگاه سیاسی ساتراپ ها مواردی است که در این مقاله به آنها پرداخته شده است.