ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۹٬۲۰۱ تا ۳۹٬۲۲۰ مورد از کل ۳۹٬۳۵۱ مورد.
۳۹۲۰۱.

آثار فین تک و کیفیت حکمرانی بر گذار به انرژی سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۰
پژوهش حاضر به دنبال بررسی آثار فین تک و کیفیت حکمرانی بر گذار به انرژی سبز در کشورهای گروه 7 (G7) در بازه زمانی سالیانه 2000 الی 2021، با کمک رگرسیون پانل کوانتایل است. نتایج تجربی حاصله مؤید آن است که شاخص فین تک (FIN) در همه دهک ها دارای اثری مثبت و معنادار بر لگاریتم گذار به انرژی سبز است. همچنین کیفیت حکمرانی (GOV) در همه دهک ها دارای اثری مثبت بر لگاریتم گذار به انرژی سبز بوده و دهک های اول، هشتم و نهم دارای معناداری آماری بوده اند. لگاریتم شهرنشینی (LURB) در همه دهک ها دارای اثری منفی و معنادار بر لگاریتم گذار به انرژی سبز است. لگاریتم سرمایه گذاری مستقیم خارجی (LFDI) تا دهک پنجم دارای اثری منفی بر لگاریتم گذار به انرژی سبز است و فقط دهک های اول و دوم دارای معناداری آماری هستند. لگاریتم تولید ناخالص داخلی (LGDP) در همه دهک ها دارای اثری مثبت بر لگاریتم گذار به انرژی سبز است و به جز دهک های ششم، هشتم و نهم بقیه دهک ها دارای معناداری آماری هستند. بدین ترتیب، دو فرضیه این پژوهش مبنی بر تأثیر مثبت و معنادار شاخص های فین تک و کیفیت حکمرانی بر گذار به انرژی سبز در کشورهای گروه 7 (G7) مورد تأیید واقع شده اند. همچنین متغیرهای شهرنشینی، سرمایه گذاری مستقیم خارجی و تولید ناخالص داخلی (از طریق افزایش تقاضا برای خدمات فین تک به دلیل افزایش جمعیت شهرها و رشد اقتصادی و کمک به توسعه زیرساخت های فین تک به کمک جذب سرمایه گذاری خارجی) دارای ارتباطی مثبت با شاخص های فین تک و کیفیت حکمرانی هستند.
۳۹۲۰۲.

بررسی مدل قیمت گذاری چند عاملی APT با لحاظ مرکزیت در شبکه بازار سهام ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۹
بازار سهام حجم گسترده ای از داده ها و روابط متقابل میان شرکت ها را تولید می کند؛ ازاین رو، استفاده از تحلیل شبکه می تواند چارچوبی مناسب برای درک پویایی ها و ساختار ارتباطی بازار فراهم سازد. با وجود اهمیت این موضوع، بازار سهام ایران کمتر از منظر تحلیل شبکه بررسی شده و مطالعات موجود عمدتاً بر ویژگی های توصیفی شبکه تمرکز داشته اند. افزون بر این، تاکنون نقش مرکزیت شبکه در چارچوب مدل های قیمت گذاری دارایی و به عنوان منبع بالقوه ریسک سیستماتیک مورد آزمون قرار نگرفته است. ازاین رو، هدف اصلی این پژوهش بررسی توان توضیحی مدل قیمت گذاری چندعاملی آربیتراژ (APT) با لحاظ معیار مرکزیت شبکه در بازار سهام ایران است. برای این منظور، بازده سهام شرکت های دارای معاملات منظم طی دوره زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲ استخراج شد. سپس با استفاده از ماتریس همبستگی بازده سهام و رویکرد آستانه، شبکه بازار سهام تشکیل و معیار مرکزیت هر سهم محاسبه شد. در ادامه، مدل APT با وارد کردن مرکزیت به عنوان عامل ریسکی جدید برآورد گردید. به منظور آزمون، از روش مقطعی فاما–مک بث و آزمون گیبونز، راس و شانکن استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد ضریب معیار مرکزیت مثبت و از نظر آماری معنادار است؛ به این معنا که سهام با جایگاه مرکزی تر در شبکه، به دلیل ارتباط گسترده تر با سایر شرکت ها، در معرض شوک های کلان و سرریزهای بازار قرار داشته و بازده مورد انتظار بالاتری خواهد داشت. بنابراین، ادغام تحلیل شبکه با مدل های قیمت گذاری دارایی، ابعاد جدیدی از ریسک را آشکار ساخته و می تواند به بهبود تصمیم گیری سرمایه گذاران، مدیریت سبد دارایی و سیاست گذاری در بازار سرمایه ایران کمک کند.
۳۹۲۰۳.

بررسی ارتباط احساسات سرمایه گذاران، سیاست های پولی و بازده بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۷
یکی از رویکردهای بسیار مهم در حوزه مالی، محاسبه اثرپذیری بازار بورس از عوامل رفتاری و عوامل کلان اقتصادی است. بسیاری از مطالعات بر این باورند که احساسات سرمایه گذاران در اثرگذاری بر بازار بورس تأثیر چندان مهمی ندارد و عوامل کلان اقتصادی و مخصوصاً جریانات نقدی فاکتور بسیار مهم در رشد شاخص قیمت سهام است. در مقابل اقتصاددانان رفتاری اعتقاد دارند که احساسات سرمایه گذاران بسیار مهم است و در ایجاد سیکل های بازار بورس نقش بسیار مهمی ایفا می کند. این مطالعه در جهت پاسخ گویی به این فرضیات، از روش خود رگرسیون برداری مارکوف سوئیچینگ در بازه زمانی ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۲ در قالب داده های فصلی استفاده کرده است. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که زمانی که خوش بینی در بین سرمایه گذاران وجود داشته و رشد نقدینگی حقیقی نیز بالا بوده، رونق در بازار بورس حاکم بوده است. در این دوران، رشد نقدینگی حقیقی مثبت سبب افزایش بازده بازار بورس شده و احساسات مثبت سرمایه گذاران به کاهش بازده بازار بورس منجر شده است (به سبب اثر گله ای). در مقابل زمانی که وضعیت بازار بورس در حالت رکودی قرار گرفته است، احساسات منفی سرمایه گذاران منجر به کاهش بازده بازار سهام و افزایش احتمال ماندگاری بازار بورس در وضعیت رکودی شده است. مهمترین توصیه های سیاستی این پژوهش برای سرمایه گذاران و سیاست گذاران بازار سرمایه بحث شده است. 
۳۹۲۰۴.

تاثیر بازاریابی نوآورانه محتوای الکترونیکی بر تجربه مشتری و افزایش وفاداری مشتریان الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۷
هدف از این تحقیق بررسی تأثیر محتوای الکترونیکی برتجربه مشتریان و افزایش وفاداری مشتریان الکترونیکی است. این تحقیق از نوع پیمایشی بوده و داده های مورد نیاز برای انجام تحلیل به کمک توزیع و جمع آوری 201 پرسشنامه به دست آمده است. داده ها با استفاده از نرم افزار Smart Pls3.2.9 تجزیه و تحلیل شدند. بازاریابی محتوا بر روی تغییرات و نوآوری در تولید محتوای با کیفیت بالا تمرکز دارد. در واقع بازاریابی محتوا، یک روش برای ایجاد محتوای مناسب برای جذب، نگهداری و ارتباط طولانی مدت با مخاطبان می باشد. این نوع بازاریابی، با هدف در علایق مخاطبان و جذب مشتریان سودآور برای از بین بردن فاصله ی بین مشتریان و شرکتها تعریف شده است. یافته های تحقیق بیان کننده وجود تأثیر مثبت بازاریابی محتوای الکترونیکی بر تجربه مشتریان و افزایش تکرار خرید مشتری و در نهایت وفادری مشتریان بوده است. بازاریابی محتوا یک فرصت برای تمامی سازمان ها و شرکت های بوده تا بتوانند با استفاده از این پارامتر در حفظ و نگهداری مشتریان و همچنین وفاداری مشتریان و تکرار خرید مجدد آن ها پیشگام باشند. بازاریابی محتوایی با توجه به رشد روز افزون خود توانسته به عنوان استراتژی برتر در بازار به دستور العمل برای تمای سازمان ها بزرگ و کوچک که خواستار ورود به بازار هستند مبدل شود. متغیرهای همچون محتوای تولید شده توسط کاربر، بهینه سازی نرخ تبدیل، شخصی سازی محتوا، بازاریابی مجدد و همچنین فروش چند کاناله به عنوان قدرتمند ترین شاخص های بازاریابی محتوا محتوا برای نگهداری و حفظ و تکرار خرید و همچنین وفاداری است.
۳۹۲۰۵.

برآورد توان بالقوه نظری انرژی زیست توده سلولزی در ایران و تأثیر استفاده از آن بر رفاه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۲
تولید انرژی از پسماندهای کشاورزی یک حوزه مهم تحقیقاتی با توان بالقوه قابل توجهی برای تولید انرژی پایدار است. در ایران، استفاده از پسماندهای کشاورزی برای تولید انرژی، به دلیل ویژگی های جغرافیایی مطلوب، توان بالقوه رویارویی با ناامنی انرژی، کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و ایجاد فرصت های اقتصادی برای جامعه های روستایی را دارد؛ بنابراین، هدف این تحقیق برآورد توان بالقوه نظری انرژی زیست توده سلولزی در ایران و تأثیر استفاده از آن بر رفاه اجتماعی، با تمرکز ویژه بر استفاده از یک مدل تعادل جزئی با بیشینه کردن مجموع مازاد مصرف کنندگان و تولیدکنندگان، مشروط به محدودیت های در دسترس بودن منابع برای تحلیل پیامدهای اقتصادی است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که ایران به طور بالقوه می تواند حدود 8/45778 هزارتن پسماندهای گیاهی در سال تولید کند. همچنین نتایج این تحقیق نشان می دهد که کل توان بالقوه انرژی زیست توده از پسماندهای موجود در ایران می تواند معادل 2/197908 مگاژول باشد. انتظار می رود کاه گندم و کاه برنج حدود 65 درصد از توان بالقوه انرژی زیست توده را تشکیل دهند. همچنین مدل تعادل جزئی شبیه سازی شده نشان داد که افزایش قیمت کاه گندم و برنج به ترتیب تا 50 درصد و 75 درصد منجر به بیشترین رفاه اجتماعی در ایران می شود؛ بنابراین با توجه به نتایج، قیمت گذاری مناسب زیست توده و ایجاد انگیزه برای گردآوری پسماند محصول های کشاورزی و افزایش آگاهی خانوارها در مورد برتری های اقتصادی زیست توده می تواند به عنوان سیاست های افزایش رفاه اجتماعی انتخاب و دنبال شود. همچنین برای بهره برداری کامل از توان بالقوه انرژی زیست توده در ایران انتظار می رود که در فناوری های استحصال انرژی زیست توده سرمایه گذاری شود.[1]
۳۹۲۰۶.

Energy Economic Resilience under sanctions in Russia: Policies & lessons for Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۰
Iran, as an oil-dependent economy, has faced strict energy sanctions from the Western bloc, prompting the country to adopt policies aimed at enhancing energy economic resilience. Given the similarities in economic structure, this paper explores the concept of energy economic resilience in Russia under sanctions. Following Russia's special military operations in Ukraine, successive Western sanctions were imposed on Russia, primarily targeting its energy sector and global exports. This study aims to identify the key components affected by these sanctions by examining Russia’s energy security within a structured framework. The findings indicate that sanctions have had a negative impact on Russia's energy security and inflicted economic damage. However, Russia has demonstrated resilience in its energy sector by implementing strategic policies, such as diversifying oil and gas export destinations and strengthening energy transportation infrastructure through investment and new projects. Despite these successes, Russia remains highly dependent on fossil fuel extraction and exports, with limited progress in increasing the share of renewable energy, which remains a major weakness.
۳۹۲۰۷.

برآورد تابع رفتاری عرضه پول در اقتصاد ایران، با لحاظ درون زایی پول و اثر نرخ ارز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۳
بررسی ماهیت درونزایی یا برونزایی پول در دو بعد نظریه و سیاستگذاری پولی اهمیت دارد. در صورت درونزا بودن پول، در بعد نظری به معنای رد همه مدل های اقتصاد کلان به سبک نئوکلاسیک، تلفیق نئوکلاسیک و کینزی و نیز پول گرایان سنتی است که عمده رفتار عرضه پول را به نحو مستقل در نظر می گیرند و در بعد سیاستگذاری مداخلات بانک مرکزی برای کنترل نرخ رشد پول و اعتبار، ابزاری قوی نیست که در ادبیات جریان اصلی فرض می شود. در این مقاله، با در نظر گرفتن یک تابع رفتاری برای عرضه پول در اقتصاد ایران، تعاملات بین تصمیمات سیاستگذار پولی و متغیرهای مختلف اقتصادی که بر نقدینگی اثرگذار هستند و نوسانات نرخ ارز که به صورت درونزا در تغییرات نقدینگی نقش دارد، مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور، از دو روش خود رگرسیونی با وقفه های توزیعی (ARDL) و حداقل مربعات کامل اصلاح شده (FMOLS) و اطلاعات فصلی از بهار ۱۳۸۴ تا زمستان ۱۴۰۱ استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که نرخ ارز و تولید ناخالص داخلی به طور مستقیم بر نقدینگی تأثیر دارند و این تأثیر، از نظر آماری معنادار است. افزایش نرخ ارز، نقدینگی را به صورت درونزا افزایش می دهد و اثر تولید ناخالص داخلی می تواند ناشی از پاسخ عرضه پول به گسترش بخش حقیقی اقتصاد یا سیاست های فعالانه پولی در راستای رونق بخش تولیدی باشد. درنهایت، نسبت ذخیره قانونی نیز مطابق عملکرد آن در اثرگذاری بر عرضه پول، اثری منفی و معنادار بر نقدینگی دارد. با افزایش نسبت ذخیره قانونی، قدرت وام دهی سیستم بانکی کاهش یافته و درنتیجه، رشد حجم نقدینگی کمتر می شود. با توجه به نتایج، مهم ترین ابزار سیاستگذار پولی برای اثرگذاری بر حجم نقدینگی، نرخ ذخیره قانونی است که با واقعیت ترکیب نقدینگی در اقتصاد ایران همخوانی دارد (با توجه به داده های سری زمانی بانک مرکزی، در سال های اخیر، ضریب فزاینده پولی تقریباً برابر با هشت می باشد و عمده حجم نقدینگی به صورت درونی توسط بانک های تجاری خلق می شود). بااین وجود، با توجه به تأیید رویکرد درونزایی پول در اقتصاد ایران نیز نمی توان بیان کرد که بانک مرکزی بدون توجه به محدود کردن نوسانات نرخ ارز، به موفقیتی در سیاستگذاری پولی دست یابد.
۳۹۲۰۸.

بررسی اثر نااطمینانی متغیرهای کلان اقتصادی بر رفتار مصرفی خانوارهای ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۴
 در سال های اخیر، اقتصاد ایران با نوسانات شدید در شاخص های کلان اقتصادی نظیر نرخ تورم، نرخ ارز و رشد اقتصادی مواجه بوده است. این نوسانات نه تنها فضای تصمیم گیری را برای سیاست گذاران اقتصادی پیچیده کرده، بلکه بر رفتار مصرفی خانوارها نیز تاثیرات قابل توجهی گذاشته است. از آنجا که مصرف یکی از مولفه های اصلی تقاضای کل و محرک رشد اقتصادی محسوب می شود، درک چگونگی واکنش خانوارها به نااطمینانی های اقتصادی از اهمیت فراوانی برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی اثر نااطمینانی متغیرهای کلان اقتصادی، شامل نرخ تورم، نرخ بیکاری بر رفتار مصرفی خانوارها در استان های ایران انجام شده است. با استناد به مدل های اقتصاد کلان و نظریه های مصرف،  نااطمینانی اقتصادی می تواند باعث کاهش مخارج یا ترجیح دادن خریدهای ضروری به جای لوکس کند، زیرا افراد ترجیح می دهند منابع مالی خود را برای مقابله با ریسک های آینده حفظ کنند. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و از داده های پانلی مربوط به استان های ایران در بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱ استفاده شده است. مدل سازی اقتصادسنجی با بهره گیری از الگوی پویای مبتنی بر روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) انجام شده است. برای این منظور با به کارگیری مدلGARCH  نااطمینانی متغیرهای کلان شامل تورم و بیکاری استخراج شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که افزایش نااطمینانی در نرخ تورم تاثیر معناداری بر سطح مصرف خانوارها ندارد و حساسیت بیشتری نسبت به شوک های اقتصادی دارد، اما نااطمینانی سیاست اقتصادی جهانی و نااطمینانی نرخ بیکاری بر الگوی مصرف خانوار تاثیر معناداری دارد؛ به طوری که مصرف خوراکی ها و آشامیدنی ها بیش از مصرف غیرخوراکی تحت تاثیر قرار می گیرد.
۳۹۲۰۹.

شناسایی عوامل کلیدی در طراحی نظام جامع مدیریت عملکرد در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی با تأکید بر سیاست های کلی نظام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۹
امروزه مدیریت عملکرد با رویکردی جامع و راهبردی به عنوان یکی از ارکان اصلی موفقیت سازمانی مطرح است، به گونه ای که نظام مدیریت عملکرد باید به صورت سیستمی، برنامه های کلان را در تمام سطوح سازمان پایش کرده و از بازخوردها برای بهبود مستمر و دستیابی به اهداف استفاده نماید. در حوزه آموزش عالی ایران نیز سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی بر تقویت ارزیابی عملکرد تأکید دارد تا بهره وری، عدالت محوری، شفافیت و پاسخگویی در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی ارتقا یابد. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل کلیدی مؤثر در طراحی نظام جامع مدیریت عملکرد در دانشگاه ها با تکیه بر این سیاست ها بود. روش پژوهش ترکیبی (کیفی کمّی) و از نوع کاربردی بود؛ در بخش کیفی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از مدیران و اعضای هیئت علمی و در بخش کمّی از پرسش نامه با نمونه ای ۲۰۰ نفره از کارکنان مدیریتی استفاده شد. تحلیل داده ها با نرم افزارهای SmartPLS و SPSS انجام گرفت. یافته های کیفی، ۱۳ مقوله اصلی شامل مدیریت منابع و عملکرد، بازخورد، ظرفیت سازی، کارایی، اعتمادسازی، انگیزش، تدوین راهبرد، فناوری اطلاعات و دانش، و عوامل فردی، انگیزشی، سازمانی، رهبری، محیطی و اجرایی را آشکار کرد. نتایج کمی نیز تمامی مسیرهای مستقیم را تأیید نمود. درنهایت، پژوهش نشان داد که عوامل مدیریتی، سازمانی و محیطی در طراحی نظام جامع مدیریت عملکرد در آموزش عالی نقشی محوری دارند و چهارچوب سیاست های کلی نظام، زمینه ساز بهبود عملکرد سازمانی و تحقق اهداف کلان آموزشی است.
۳۹۲۱۰.

تحلیل سیستمی چرخه سیاست گذاری صندوق های بازنشستگی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۸
در این پژوهش، چرخه سیاست گذاری صندوق های بازنشستگی در ایران با رویکرد سیستمی و با به کارگیری الگوی ارزشیابی مدیریت گرا/سیپ ( CIPP ) بررسی شده است. هدف مطالعه، بررسی مراحل مختلف سیاست گذاری، شناسایی نقاط آسیب و ارائه راهکارهای اصلاحی با تکیه بر داده های ثانویه، گزارش های رسمی و اسناد قانونی در بازه زمانی ۱۳۵۸ تا ۱۴۰۳ است. داده ها به روش اسنادی گردآوری و به صورت کیفی تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد مهم ترین چالش های صندوق ها شامل وابستگی به بودجه عمومی، ضعف در قانون گذاری، ناکارآمدی در اجرای سیاست ها، مداخله دولت، و نبود شفافیت در سرمایه گذاری ها است. این چالش ها موجب ناپایداری مالی و کاهش اعتماد عمومی شده اند. راهکارهایی مانند افزایش سن بازنشستگی، استقلال صندوق ها، بازنگری در قوانین و شفاف سازی در سازوکارهای سرمایه گذاری ازجمله الزامات اصلاحی هستند. پژوهش تأکید دارد که بازآفرینی سیاست گذاری صندوق های بازنشستگی در ایران نیازمند اصلاحات ساختاری، شفافیت نهادی و مشارکت همه ذی نفعان است.
۳۹۲۱۱.

تحلیل نقش توسعه مالی و کیفیت حکمرانی بر استراتژی رشد صنعتی در کشورهای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۷
امروزه توسعه صنعتی، به عنوان بخشی از اهداف توسعه پایدار محسوب می شود. یکی از عوامل مؤثر در استراتژی رشد توسعه بخش مالی است. توسعه مالی سرمایه گذاری را تشویق و باعث بهبود در تخصیص منابع می شود. از عوامل تعیین کننده مهم دیگر در مدل سازی استراتژی های رشد می توان به کیفیت حکمرانی اشاره نمود. حکمرانی خوب می تواند باعث تخصیص بهینه منابع مالی شده و اثر توسعه مالی بر انتخاب استراتژی رشد مناسب را تقویت کند. بنابراین، بررسی نقش توسعه مالی و کیفیت حکمرانی در تعیین سیاست های بکار رفته در استراتژی رشد و شناسایی عوامل تأثیرگذار بر آن اهمیت بالایی دارد. در این مطالعه نقش توسعه مالی و کیفیت حکمرانی بر استراتژی رشد صنعتی در کشورهای منتخب منبع محور،کارایی محور و نوآوری محور با استفاده از داده های تابلویی و به روش GMM طی دوره زمانی2022-2002 بررسی گردیده است. نتایج نشان می دهد که در کشورهای منبع محور و نوآوری محور توسعه مالی اثر مثبت بر استراتژی رشد دارد ولی در کشورهای کارایی محور اثر معنی داری ندارد. بر اساس نتایج به دست آمده کیفیت حکمرانی در کشورهای منبع محور اثر مثبت و معنی دار بر استراتژی رشد دارد ولی در کشورهای کارایی محور و نوآوری محور اثر معنی داری بر استراتژی رشد تأثیری ندارد. همچنین نتایج نشان می دهداثر تعاملی کیفیت حکمرانی و توسعه مالی بر استراتژی رشد در کشورهای منبع محور و نوآوری محور منفی و معنا دار است. به طوری-که هرچه سطح توسعه مالی پایین تر باشد، اثر حکمرانی خوب بر استراتژی بیشتر است. نتایج بیانگر ایت است که در کشورهای کارایی محور این شاخص اثر معنی داری بر استراتژی رشد ندارد.
۳۹۲۱۲.

Analysis of the characteristics affecting the trading risk of listed companies' stocks: A hybrid spatial artificial intelligence approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۳
This research identifies the determinants of trading risk (conditional variance) in the Iranian stock market over 15 years (2008-2023) using a novel hybrid approach combining spatial econometrics and machine learning algorithms. The main objective is to evaluate the superiority of hybrid models over traditional methods and to identify the roles of macroeconomic, geopolitical, behavioral factors, and firm characteristics in shaping systematic risk. The sample includes 172 companies listed on the Tehran Stock Exchange with 30,960 monthly observations and 33 explanatory variables. The methodology was implemented in three stages: First, GARCH and EGARCH models were employed to extract conditional variance and confirm the leverage effect. Second, the Spatial Durbin Error Model (SDEM) was used to decompose direct, spatial spillover, and total effects of variables while controlling for cross-sectional dependence (Pesaran CD statistic = 87.45***) and spatial autocorrelation (Moran's I = 0.4567***). Third, machine learning algorithms, including Linear Regression, SVM, Random Forest, XGBoost, LSTM, and Transformer, were applied independently and in combination with SDEM outputs. The results demonstrated a clear performance hierarchy: Linear Regression (R² = 0.4123, RMSE = 0.0987), SVM (R² = 0.5987), Random Forest (R² = 0.6789), XGBoost as the best standalone model (R² = 0.7456, RMSE = 0.0534), and Ensemble (R² = 0.7523). Hybrid models showed significant superiority: SDEM + XGBoost (R² = 0.7823, RMSE = 0.0471; 11.80% error reduction compared to standalone XGBoost and 52.3% improvement over Linear Regression), and SDEM + Ensemble (R² = 0.7867, RMSE = 0.0467) achieved optimal performance. Time-series cross-validation (average test RMSE = 0.0492) and the Diebold-Mariano test (DM = 3.456*** against XGBoost) confirmed statistical superiority. From a substantive perspective, the exchange rate with a total effect of 0.2443*** and SHAP contribution of 18.34% was identified as the most important systematic risk factor, followed by sanction intensity (total effect = 0.1274***, SHAP = 14.23%), Altman Z-score (SHAP = 15.67%), total stock index (total effect = -0.1801***, SHAP = 12.89%), and investor sentiment (total effect = 0.1001***, SHAP = 11.45%). The findings demonstrate that hybrid spatial econometrics and machine learning models improve prediction accuracy by 12-15% through extracting complementary information. Geopolitical and behavioral factors, in addition to traditional macroeconomic variables, are systematically important. Spatial spillovers constitute 15-25% of total effects, which are ignored in traditional models. This research shows that the frontier of financial risk modeling lies in the synergistic integration of economic theory and machine learning.
۳۹۲۱۳.

تأثیر نابرابری درآمدی بر بروندادهای آموزشی در کشورهای منتخب خاورمیانه و شمال آفریقا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۲
ارتقا کمیت و کیفیت آموزش یکی از عناصر اصلی در دستورالعمل های معمول برای توسعه است. انتظار می رود بهبود سرمایه انسانی به بهره وری بالاتر و در نتیجه افزایش عمومی رفاه و همچنین کاهش نابرابری درآمد کمک کند. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر به دنبال بررسی تأثیر نابرابری درآمدی بر بروندادهای آموزشی در کشورهای منتخب خاورمیانه و شمال آفریقا طی دوره زمانی 20۲۰-۲۰۰۱ و با استفاده از روش پانلی حداقل مربعات کاملا اصلاح شده (FMOLS) است. در این پژوهش جهت بررسی تأثیر نابرابری درآمدی بر بروندادهای آموزشی؛ میانگین تعداد سال های تحصیل در بزرگسالان و سال های مورد انتظار تحصیل در کودکان به عنوان بروندادهای آموزشی تلقی شده اند. شاخص تعداد سال های تحصیل در افراد بزرگسال و سال های مورد انتظار تحصیل در کودکان به عنوان متغیرهای وابسته در نمونه مورد بررسی می باشند و ضریب جینی، درآمد ناخالص داخلی سرانه، نرخ رشد جمعیت و بار تکفل متغیرهای توضیحی این پژوهش هستند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که ضریب جینی (معرف نابرابری درآمدی) تأثیر منفی و معناداری بر بروندادهای آموزشی در نمونه مورد بررسی داشته است. همچنین یافته ها بیانگر تأثیر مثبت و معنادار درآمد ناخالص ملی سرانه بر بروندادهای آموزشی بوده است. از طرفی نرخ رشد جمعیت و بار تکفل نیز تأثیر منفی و معناداری بر متغیر وابسته در این مطالعه داشته اند. ضریب جمله تصحیح خطا میانگین تعداد سال های تحصیل برابر با 0001/0 حاصل شده که نشان می دهد 0001/0 درصد از عدم تعادلی که بر اثر شوکی که به میانگین تعداد سال های تحصیل وارد می شود در هر دوره تعدیل می گردد. همچنین ضریب جمله تصحیح خطا سال های مورد انتظار تحصیل برابر با 0064/0 حاصل شده که بیانگر آن است 0064/0 درصد از عدم تعادل بر اثر شوکی که به سال های مورد انتظار تحصیل وارد می شود در هر دوره تعدیل می گردد.
۳۹۲۱۴.

تأثیر فناوری مالی در حوزه پرداخت های الکترونیکی بر نقدینگی بانک های منتخب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۸
پیشرفت فناوری های مالی طی چند دهه اخیر صنعت مالی جهانی را دستخوش تغییرات گوناگون کرده است. باتوجه به گسترش روزافزون فناوری مالی پژوهش حاضر تلاش دارد تأثیر آن را بر یکی از مهم ترین چالش های نظام بانکی یعنی نقدینگی بانک، بررسی نماید. برای دستیابی به اهداف پژوهش در گام اول، باتوجه به اینکه شاخص واحدی برای فناوری مالی وجود ندارد، باتکیه بر حوزه پرداخت فناوری مالی از روش تحلیل مؤلفه های اساسی شاخص ترکیبی از فناوری مالی ساخته شده است. در گام دوم، با استفاده از روش داده های تابلویی به تحلیل رابطه بین شاخص ترکیبی فوق الذکر و دیگر متغیرهای مستقل بر نسبت نقدینگی در 17 بانک ایرانی در بازه زمانی ۱۴۰۱- ۱۳۹۵ پرداخته شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که فناوری مالی تأثیر منفی معنا داری بر نسبت نقدینگی در بانک های مورد مطالعه دارد. از میان عوامل کلان اقتصادی، نرخ بهره و نرخ تورم و از میان عوامل خاص بانکی، نسبت کفایت سرمایه و نسبت کیفیت دارایی نیز تأثیر معکوس معناداری بر نقدینگی بانک های منتخب دارند.
۳۹۲۱۵.

تأثیر توافق برجام بر بازار نفت ایران در شبکه بازارهای نفت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۸
بازار نفت، بیش ترین تأمین کننده بودجه کشور ایران و از مهم ترین بازارهای بین المللی است. تحریم های بین المللی علیه ایران، سبب تأثیر بر بازار فروش نفت ایران شده است، پس پژوهش در این زمینه ضرورت می یابد. این پژوهش برای نخستین بار به بررسی توافق برجام بر بازار نفت ایران در شبکه بازارهای نفت برای دوره زمانی 11/1991 تا 2/2019 با استفاده از شاخص سرریز دیبلد ییلماز و تئوری شبکه پیچیده می پردازد. دوره زمانی این پژوهش، به سه دوره زمانی قبل از برجام، برجام و پس از خروج از برجام تقسیم شد. در هر سه دوره، بازار نفت ایران، فرستنده تلاطم در بازارهای نفت است. در زمان اجرای برجام بازار نفت ایران، فرستنده تلاطم بیش تری به بازارهای نفت دیگر بود که نشان دهنده افزایش سرریز تلاطم بازار نفت ایران در زمان اجرای برجام و افزایش تأثیرگذاری بازار نفت ایران، در شبکه بازارهای نفت است. در زمان اجرای برجام، قدرت انتقال تلاطم بازار نفت ایران افزایش داشته است. بازار نفت عمان، قبل از اجرای برجام و بعد از خروج از برجام بیش ترین فرستنده تلاطم در شبکه بازارهای نفت بوده است. در زمان اجرای برجام، بازار نفت اندونزی، بیش ترین فرستنده تلاطم در شبکه سرریز تلاطم بوده است.
۳۹۲۱۶.

بررسی مالیت انواع رمزارزها و طبقه بندی آن ها بر اساس معیارهای اقتصاد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
رمزارزها دارای انواع مختلفی می باشند که هریک دارای ویژگی های مخصوص خود هستند. وجود این تفاوت ها باعث می شود تا نتوان به طورکلی برای مالیت همه ی رمزارزها یک حکم کلی صادر کرد. برای این منظور لازم است تا ابتدا ماهیت هر نوع از رمزارز شناسایی شده و سپس مالیت آن مورد بررسی قرارگیرد. به نظر می رسد باتوجه به ماهیت رمزارزها از نظر بی ثبات و باثبات بودن یا بدون پشتوانه بودن، تا زمانی که حائز ویژگی های پول نباشند، مالیت هم نمی توانند داشته باشند چراکه هیچ یک از ملاک های مال در فقه اسلامی را بدون این ویژگی ندارند. زمانی هم که به این مرحله رسیدند دارای مالیت اعتباری می باشند. امّا رمزارزهای باثبات دارای پشتوانه فیزیکی چون عملاً نوعی سند الکترونیکی هستند که حاکی از مالکیت صاحب آن بر مقدار مشخصی از پشتوانه آن رمزارز می باشند، در ابتدا به خودی خود مالیت ندارند، امّا اگر پشتوانه ی آن ها مالیت داشته باشد، معامله ی آن ها مشکلی نخواهدداشت. هرچند که اگر این رمزارزها نیز به مرحله ای برسند که ویژگی های پول را به دست بیاورند، جدا از اینکه سند هستند به عنوان مال اعتباری مالیت پیدا می کنند. در مورد رمزارزهایی که دارای پشتوانه ی پول فیات هستند نیز وضعیت همین طور است. در واقع آن ها سندی هستند که نشان دهنده ی مالکیت دارنده، نسبت به یک مال اعتباری یعنی پول فیات می باشند. اما درمورد رمزارزهایی که پشتوانه ی آن ها رمزارزهایی دیگر مثل بیت کوین و اتریوم هستند باید دید آن رمزارزهایی که پشتوانگی می کنند در کدام مرحله قراردارند و آیا به دورانی که حائز مالیت شوند رسیده اند یا نه. اگر رمزارزی که به عنوان پشتوانه است خود مالیت داشته باشد آنگاه رمزارزی که پشتیبانی می شود، سندی است که حاکی از مالکیت دارنده آن نسبت به یک مال اعتباری می باشد. البته در نهایت ممکن است توسط مردم یا دولت به عنوان پول نیز اعتبارشوند. در این حالت نیز علاوه براین که سند هستند خودشان نیز مستقلاً دارای مالیت اعتباری می شوند. امّا مالیت خود می تواند به عنوان یک شاخص جهت رتبه بندی انواع رمزارز از نظر ملاحظات اقتصاد اسلامی مورد توجه قرار گیرد. چراکه نحوه احراز مالیت نتایج مهمی دارد که می تواند از حیث معیارهای بنیادین حق، عدل و قوام مورد بررسی قرارگیرد. دلیل استفاده از این معیارها آن است که در حال حاضر فتاوای زیاد و مشخصی در مورد انواع رمزارزها نداریم لذا استفاده از این معیارها که مبتنی بر روش تأسیس است می تواند راهگشا باشد.
۳۹۲۱۷.

بررسی و رتبه بندی مسیرهای اثرگذاری دین بر رشد اقتصادی با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۷
تأثیر دین بر رشد اقتصادی در مطالعات نظری و تجربی متعددی بررسی شده و مورد تأیید قرار گرفته است. پژوهش حاضر در وهله نخست به دنبال تبیین جامع چرایی و چگونگی اثرگذاری دین بر رشد اقتصادی است که نتایج پژوهش بیانگر آن است که دین به عنوان یک پدیده چند بُعدی، از طریق متغیرهایی مانند سرمایه اجتماعی، عملکرد شغلی، سرمایه دینی، سرمایه انسانی و اخلاق بر رشد اقتصادی تأثیرگذار است. در مرحله بعدی با بررسی و تحلیل مضامین و محتوای پژوهش های صورت گرفته، ۲۴ مؤلفه و شاخص برای عوامل فوق استخراج گردیده است. در ادامه نیز با استفاده از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) رتبه بندی مسیرهای اصلی تأثیرگذاری دین بر رشد اقتصادی و اولویت گذاری آن ها از دیدگاه نخبگان به عنوان هدف اصلی مقاله دنبال شده است. نتایج پژوهش در این بخش نیز نشان می دهد که در میان عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی، سرمایه دینی بیشترین اهمیت را دارد. در رتبه بعدی نیز عوامل اخلاقی و سرمایه اجتماعی هستند و در انتها عملکرد شغلی و سرمایه انسانی کمترین اثرگذاری بر رشد اقتصادی را دارند. همچنین طبق نتایج پژوهش، از میان ۲۴ مؤلفه مطرح شده مؤثر بر رشد اقتصادی، مؤلفه هایی مانند رعایت هنجارهای دینی و حدود شرعی، آشنایی و آگاهی از فرهنگ دینی و همچنین تعلق و وابستگی به فرهنگ دینی دارای بیشترین اهمیت و مؤلفه های بهداشت و سلامت جسم و آرامش روح و روان، توانایی و مهارت های رفتاری و ارتباطی، کمترین تأثیر بر رشد اقتصادی را دارند.
۳۹۲۱۸.

تأثیر کسری بودجه و شفافیت سیاست های پولی بر بی ثباتی نرخ ارز در کشورهای منطقه منا با استفاده از رهیافت چندک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۳
بی ثباتی نرخ ارز به منزله یکی از چالش های اصلی اقتصادهای منطقه منا بر ثبات اقتصادی، تجارت خارجی و سرمایه گذاری تأثیر منفی می گذارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر کسری بودجه و شفافیت سیاست های پولی بانک های مرکزی بر بی ثباتی نرخ ارز در کشورهای منتخب این منطقه انجام شده است . پژوهش حاضر با استفاده از داده های سالانه دوره 2010 تا 2022 و مدل چندک موجک، تأثیر کسری بودجه و شفافیت سیاست های پولی را بر بی ثباتی نرخ ارز در کشورهای منتخب منا تحلیل کرده است. این مدل امکان بررسی روابط غیرخطی متغیرها در بازه های زمانی کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت را فراهم می کند . نتایج نشان می دهد که کسری بودجه و شفافیت سیاست های پولی تأثیرات معناداری بر بی ثباتی نرخ ارز دارند. شفافیت سیاست های پولی در کوتاه مدت و کسری بودجه در کوتاه مدت و میان مدت اثرات قوی تری دارند در حالی که این تأثیرات در بلندمدت کاهش می یابد . پیشنهاد می شود بانک های مرکزی منطقه منا با افزایش شفافیت سیاست های پولی و مدیریت بهینه کسری بودجه، نوسانات نرخ ارز را کاهش داده و ثبات اقتصادی را تقویت کنند .
۳۹۲۱۹.

بررسی تأثیر مؤلفه های اقتصاد دانش بنیان بر عملکرد محیط زیست: مقایسه ایران با کشورهای همسایه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۷
اقتصاد دانش بنیان (KBA) به طور معمول، به عنوان یک راهکار بالقوه برای تحقق رشد اقتصادی پایدار در جامعه مطرح می شود و می تواند در رفع چالش های مختلف زیست محیطی ناشی از کمبود روزافزون منابع، مؤثر باشد. از این رو، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر مؤلفه های اقتصاد دانش بنیان بر شاخص عملکرد زیست محیطی (EPI) در ایران و کشورهای همسایه شامل ترکیه، عراق، پاکستان، جمهوری آذربایجان و ارمنستان بود. بدین منظور، شاخص ترکیبی اقتصاد دانش بنیان برای کشورهای مورد مطالعه با استفاده از روش ارزیابی دانش بانک جهانی طی سال های 2022-2006 محاسبه و سپس، تأثیر مؤلفه های اقتصاد دانش بنیان بر عملکرد محیط زیست در چارچوب داده های پانل و با به کارگیری روش حداقل مربعات تعمیم یافته (GLS) بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که در شاخص ترکیبی اقتصاد دانش بنیان، ترکیه با میانگین 7/27 بیشترین امتیاز را کسب کرده است؛ پس از آن، ارمنستان و ایران، به ترتیب، با میانگین های 5/85 و 5/57 در رتبه های بعدی قرار دارند. نتایج برآورد مدل نهایی داده های پانل نیز حاکی از آن بود که سهم مخارج آموزش دولتی از تولید ناخالص داخلی (مربوط به رکن آموزش و توسعه منابع انسانی) تنها متغیر دارای اثر مثبت بر شاخص عملکرد زیست محیطی است، به گونه ای که با افزایش یک درصدی این سهم، EPI به میزان 0/336 درصد افزایش می یابد؛ افزون بر این، متغیر حجم تجارت بین الملل (از شاخص های رکن نظام انگیزشی و نهادی اقتصادی) و نیز متغیر سهم مخارج تحقیق و توسعه از تولید ناخالص داخلی (متعلق به رکن نوآوری و پذیرش ابداعات) اثر منفی و معنی دار بر عملکرد زیست محیطی کشورها دارند؛ به طور مشابه، شاخص ترکیبی اقتصاد دانش بنیان نیز رابطه معکوس با شاخص EPI دارد. با توجه به یافته های پژوهش حاضر، پیشنهاد می شود که در راستای بهبود عملکرد زیست محیطی، برای فعالیت های واحدهای اقتصادی به ویژه شرکت های خارجی، قوانین زیست محیطی دقیق اعمال شود؛ همچنین، توسعه صادرات خدمات فنی و مهندسی و نیز افزایش سهم مخارج آموزش دولتی از تولید ناخالص داخلی به همراه توزیع عادلانه آن از دیگر پیشنهادهای پژوهش حاضر به شمار می روند.
۳۹۲۲۰.

شایستگی های مدیریتی سلامت سازمانی برمبنای سیاست های تحول نظام اداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۹
سلامت سازمانی عبارت است از بقای سازمان و ارتقا توانایی آن برای سازش بیشتر با محیط. با توجه به نقش حیاتی مدیریت و رهبری سازمان در حفظ و بهبود سلامت سازمانی، هدف این پژوهش شناسایی شایستگیهای مدیریتی سلامت سازمانی برمبنای سیاستهای تحول نظام اداری می باشد.روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و توسعه ای، از نظر ماهیت، توصیفی پیمایشی و از لحاظ نوع داده ها کیفی و کمی(آمیخته) است. جامعه آماری پژوهش در فاز کیفی شامل خبرگان دانشگاهی و اجرایی دانشگاه های علوم پزشکی بود. نمونه گیری تا رسیدن به اشباع اطلاعاتی با 18 نفر انجام شد. جامعه آماری فاز کمی (آزمون مدل) نیز شامل 800 نفر از روسا، معاونین و مدیران ارشد دانشگاه های علوم پزشکی کشور (منطقه 9 وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) بود که براساس نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 259 نفر برطبق فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها نیز شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی محتوایی پرسشنامه توسط خبرگان تایید شد و پایایی پرسشنامه ها در یک مطالعه مقدماتی با 30 آزمودنی و ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از 0.7 مورد تایید قرار گرفت. در بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی جهت تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS، Smart Pls استفاده شد.نتایج نشان داد که شایستگیهای مدیریتی سلامت سازمانی برمبنای سیاست های تحول نظام اداری شامل شایستگی شناختی، شایستگیهای اجتماعی، شایستگیهای کارکردی، شایستگیهای استراتژیک و شایستگیهای اخلاقی می باشد.نتایح این پژوهش می تواند در تحقق اهداف سیاست های تحول نظام اداری از طریق شناخت و ارتقا شایستگی های مدیریتی سلامت سازمانی تاثیرگذار باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان