فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۶۸۱ تا ۲۸٬۷۰۰ مورد از کل ۳۹٬۳۵۱ مورد.
بین الملل: جهانی شدن و موقعیت جهان سوم
منبع:
گزارش آذر ۱۳۸۴ شماره ۱۶۹
حوزههای تخصصی:
فناوری بومی؛ راهبردی مناسب برای پایداری نظامهای کشاورزی
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی اقتصاد توسعه اقتصادی،تغییر تکنولوژیکی،رشد برنامه ریزی و سیاست گذاری مدل های برنامه ریزی،سیاست ها
- حوزههای تخصصی اقتصاد توسعه اقتصادی،تغییر تکنولوژیکی،رشد توسعه اقتصادی منابع انسانی،توسعه انسانی،توزیع درآمد،مهاجرت
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی توسعه و مسایل سیاسی اجتماعی مربوط به شمال و جنوب نظریه های توسعه
عوامل موثر بر سرکوب مالی و سلسله مراتب تاثیر آنها در اقتصاد ایران با به کار گیری مدل های تصمیم گیری گروهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش سعی شده است با توجه به اهمیت عوامل موثر برسرکوب مالی از نظر صاحبنظران و دسترسی به اجماع نظرات آنان که یکی از اصول ثابت توسعه است (سریع القلم، 1377،ص 79)؛ روشی در پیش گرفته شود تا در آن با عده ای از خبرگان پیرامون شناسایی عوامل موثر و سلسله مراتب تاثیر آنها در سرکوب مالی به اجماع نظررسید. بنابراین، عوامل موثر با استفاده از روش دلفی شناسایی شد و سپس، سلسله مراتب تاثیر عوامل با توجه به بازخور آنها به استفاده از تکنیک نوین دیماتل بر مبنای تئوری گراف مشخص شد. نتیجه مدل حاکی از آن است که وابستگی اقتصاد به نفت موثرترین شاخص یا عامل سرکوب مالی بوده و اثر پذیرترین عامل یا به عبارتی، محصول این سلسله مراتب وابسته به نفت رانت است. در این سیستم عاملی که بیش از دیگر عوامل اثر خود را تشدید می کند، عامل فساد است؛ که به ترکیبی از نظریات اقتصاددانان ساختارگرا و پس از کینز گرایش دارد. اعتبار مدل مورد بررسی با توجه به نتایج آن از نظر واقعیت موجود و اظهار نظر صاحبنظران مورد تایید قرار گرفته است، مضافا اینکه، مدل دیماتل یک مدل قطعی ریاضی بوده و شروط لازم و کافی برای اعتبار را دارا است.
به کارگیری الگویی برای تخصیص اعتبارات محرومیتزدایی (بررسی موردی فصل تربیت بدنی در استان خراسان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارائه الگوهای مناسب بودجهریزی برای اعمال مواد قوانین برنامه و تبصرههای بودجه از اهمیت ویژهای برخوردار است. مقالة حاضر که حاصل مطالعهای در این خصوص است، درصدد ارائه مدلی ریاضی برای بهینهسازی تخصیص اعتبارات محرومیتزدایی به شهرستانهای استان است. در این مقاله ضمن توجه و تعیین اهمیت و وزن شاخصهای توزیع اعتبار عمرانی استانی به شهرستانهای استان، فاصله وضع موجود هر شهرستان تا وضع ایدهآل(ضرایب محرومیت) تعیین میگردد. بودجه مورد نیاز هر شهرستان نیز محاسبه میشود و با مدل پیشنهادی تسهیم به فاصله ثابت تخصیص اعتبار بین شهرستانها صورت میگیرد. الگوی مزبور براساس دادههای مربوط به سال 1381 سازمان مدیریت و برنامهریزی استان خراسان و با توجه به محرومیتزدایی در میانمدت و کوتاهمدت صورتبندی میشود.
ارزیابی اثر مقررات حمایت شغلی بر اشتغال در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی اثر قواعد حقوقی با استفاده از تجزیه و تحلیلهای اقتصادی از مهمترین زمینههای کاربرد تحلیلهای اثباتی نگرش حقوق و اقتصاد است. بررسی حاضر به ارزیابی یکی از موضوعات مهم مطرح شده در فصل دوم قانون کار یعنی نحوة فسخ قرارداد کار از طریق اخراج کارگر پرداخته است. تحلیل اقتصادی قواعد حقوق معمولاً با «قضیه کوز» آغاز میگردد اما با توجه به تفاسیر گوناگون بر مبنای این قضیه نمیتوان پیشاپیش در مورد کارایی مقررات قانون کار اظهار نظر نمود. با توجه به ابهام الگوهای نظری باید به شکل تجربی اندازه و جهتگیری امنیت شغلی بر اشتغال را مشخص کرد. محاسبه شاخص امنیت شغلی (JS) که بهطور خاص بر هزینههای اخراج تمرکز میکند، نشان میدهد که در ایران پس از تصویب قانون کار فعلی مقدار این شاخص در مقایسه با قانون کار 1337 نزدیک به دو برابر افزایش یافت. تخمین اثر مقررات مزبور بر زیرگروههای مختلف جمعیتی از طریق تصریح یک مدل پروبیت نشان از آن دارد که وضع مقررات امنیت شغلی به شیوه فعلی به زیان اشتغال گروه سنی جوان و گروه دارای سطح مهارت پایین است.
تأثیر بودجه سالانه دولت بر ارزش افزوده و اشتغال بالقوه فعالیتهای اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباط بین ارزش افزوده فعالیتهای اقتصادی و بودجه دولت و بررسی تأثیر بودجه دولت بر میزان اشتغال فعالیتهای اقتصادی از جمله موضوعاتی هستند که همواره مورد توجه تصمیمگیران و تحلیلگران اقتصادی است. در ایران طبقهبندی دادههای آماری تاکنون این اجازه را برای ارزیابی نقش دولت در تولید و اشتغال کشور به تفکیک فعالیتهای اقتصادی به متخصصان و تصمیمگیران نداده است. در این تحقیق پس از انجام طبقهبندی بودجه دولت به صورت طبقهبندی استاندارد بینالمللی فعالیتهای اقتصادی با استفاده از جدول داده- ستانده سال 1379، ابتدا بر اساس مطالعه زایتسف (2000) و کلاین (1983) ارتباط بین ارزش افزوده و بودجه دولت استخراج، و سپس بر اساس مطالعه کنستادینس و شرستا (1991) تأثیر بودجه دولت در ایجاد اشتغال به تفکیک بخشهای اقتصادی بررسی میشود.
اندازهگیری و تحلیل روند بهرهوری به تفکیک بخشهای اقتصادی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه شاخصهای بهرهوری نیروی کار، سرمایه و کل عوامل (TFP) به تفکیک بخشهای معرفی شده در قانون برنامه پنج ساله چهارم توسعه برای دوره 1370-1382 اندازهگیری و روند آن تحلیل شده است. براساس نتایج به دست آمده، شاخص بهرهوری نیروی کار در سطح کل کشور در دوره مذکور به طور متوسط سالانه 9/0 درصد افزایش یافته و بالاترین رشد مربوط به بخش ارتباطات و بیشترین کاهش به بخش بازرگانی، رستوران و هتلداری اختصاص داشته است. شاخص بهرهوری سرمایه نیز در این دوره در سطح کل اقتصاد به طور متوسط سالانه حدود 5/0 درصد کاهش یافته و بالاترین رشد در بخش ارتباطات و بیشترین کاهش در بخش بازرگانی، رستوران و هتلداری اتفاق افتاده است. بهرغم بهبود در شاخصهای مربوط به سرمایه انسانی و فناوری، شاخص بهرهوری کل عوامل در این دوره به طور متوسط سالانه 04/0 درصد افزایش یافته است که حاکی از عملکرد مطلوب اقتصاد در زمینة استفادة بهینه از منابع نیست. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که بهترین بخش از نظر استفاده بهینه از منابع بخش ارتباطات و ضعیفترین بخش بازرگانی، رستوران و هتلداری بوده است. سهم رشد بهرهوری کل عوامل در تأمین رشد تولید در بخشهای صنعت، ساختمان، ارتباطات، آب و برق، خدمات مؤسسات مالی، پولی، بیمه، مستغلات و حرفهای و تخصصی و حمل و نقل و انبارداری در محدوده 4/10 درصد تا 7/84 درصد بوده که کمترین به بخش صنعت و بیشترین مقدار به بخش ارتباطات تعلق داشته و در سایر بخشها رشد بهرهوری کل عوامل منفی بوده است که حاکی از عملکرد ضعیف این بخشها در استفادة بهینه از منابع است. بنابراین، براساس نتایج این مطالعه میتوان به میزان ضرورت تصحیح سیاستهای گذشته و اتخاذ سیاستهای جدید برای تحقق هدف ارتقای بهرهوری در بخشهای اقتصادی پی برد.
ارزیابی سهم عوامل تعیینکنندة نابرابری و توزیع درآمد در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی شده است ضمن بررسی برخی از نظریههای مربوط به توزیع درآمد، با طراحی یک الگوی اقتصادسنجی رفتار شاخصهای نابرابری(ضریب جینی، نسبت دهک پایینی به دهک بالایی، نسبت بیست درصد پایینی به بیست درصد بالایی) و شاخص رفاه اجتماعی طی دوره زمانی (1350-1381) تبیین گردد. روابط بلندمدت حاکی از آن است که افزایش بهرهوری نیروی کار و اصلاح نرخ واقعی ارز در کشور در بلندمدت باعث بهبود توزیع درآمدها و کاهش نابرابری میشود. اما افزایش تورم و بیکاری نه تنها موجب بهبود توزیع درآمد نمیشود، بلکه تورم و بیکاری به صورت یک نوع مالیات نزولی عمل میکند و منجر به بدتر شدن وضعیت توزیع درآمد میشود. همچنین نتایج مدل حاکی از آن است که افزایش بهرهوری نیروی کار و بهرهوری سرمایه باعث بهبود رفاه اجتماعی میگردد، در حالی که تورم و بیکاری اثر منفی بر رفاه اجتماعی دارد.
بلوغ روانی کارکنان
برنامه جامع توسعه تجارت الکترونیک
حوزههای تخصصی: