فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴۲
153 - 176
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تحلیل موانع توسعه مدارس هوشمند دوره اول متوسطه شهرستان صحنه با توجه به ویژگی های اجرای نوآوری آموزشی بود. هوشمندسازی برنامه نوآورانه آموزشی است که در راستای تلفیق فاوا با برنامه درسی مدارس صورت می گیرد. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن از نوع پدیدار شناسی است. مشارکت کنندگان آن آگاهان کلیدی شامل دبیر، مدیر و معاونین فناوری هستند که بر اساس نمونه گیری هدفمند 21 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و مبنای کفایت نمونه اشباع نظری بود. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با استفاده از روش پنج مرحله ای اسمیت تحلیل شدند. جهت اطمینان از صحت داده ها از معیارهای موثق بودن، تأیید پذیری، قابلیت اعتماد و انتقال پذیری استفاده گردید. یافته ها نشان داد؛ اجرای برنامه هوشمندسازی مدارس در شهرستان صحنه با موانعی مانند ضعف دانش دبیران، عدم باور به استفاده سازنده گرایانه از رایانه، ضعف مهارت و خودکارآمدی در کاربرد فناوری ها، مقاومت معلمان و مدیران در برابر نوآوری، نارسایی در پشتیبانی های فنی و آموزشی، عدم انطباق ساختارهای آموزشی با تلفیق فناوری ها، عدم استفاده از ظرفیت های اولیاء ، ضعف فرهنگ استفاده از فناوری و مدیریت غیرپاسخگو روبروست.
The Nature of Multicultural Teaching from the Perspective of Islamic Azad University Professors Case Study of Kermanshah Province(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۲, Issue ۳, ۲۰۲۱
20 - 31
حوزههای تخصصی:
Purpose : The aim of this study was to evaluate the nature of multicultural teaching from the perspective of professors of Islamic Azad University of Kermanshah. Methodology : The approach of the present study is qualitative and applied in terms of purpose. The statistical population includes a range of types of professors in the three fields of humanities, basic sciences and engineering of the Islamic Azad University of Kermanshah province. Snowball sampling is a non-random method. In this method, future members of the group are selected and introduced through former members of the group. The number of samples in this study is 27 after reaching the theoretical saturation. Semi-structured interviews were used to collect data. The findings were analyzed by content analysis method by MaxQDA software. Findings : The findings indicated that the nature of multicultural teaching includes the scope of teacher education, macro policies of the educational system, manpower, barriers and problems of multicultural teaching and teaching outcomes. Conclusion : Professors with a greater understanding of the multiplicity of students' culture, welcome multicultural teaching to improve the quality of teaching for all students and be able to overcome the challenges in this field with more reflection.
مدل مفهومی ارزشیابی از شایستگی های مورد انتظار از دانشجومعلمان در برنامه درسی تربیت معلم شایسته محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزشیابی برنامه درسی شامل فرآیند بررسی ارزش و شایستگی عناصر و جنبه های خاص برنامه درسی؛ و هم کل برنامه درسی است. از این رو، این پژوهش با هدف تبیین شیوه های ارزشیابی از شایستگی های موردانتظار از دانشجومعلمان در برنامه درسی تربیت معلم شایسته محور انجام شد. بدین منظور، با استفاده از رویکرد کیفی و راهبرد داده بنیاد، با 15 نفر از صاحب نظران حوزه برنامه درسی تربیت معلم، که براساس نمونه گیری هدفمند از نوع موارد مطلوب شناسایی شدند، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. روایی محتوایی سؤالات مصاحبه، توسط متخصصین تأیید شد. میزان پایائی کدگذاری مجدد 93/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها، با نرم افزار تحلیل کیفی مکس کیو دی آ نسخه 2007 طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت. یافته های پژوهش مدل مفهومی ارزشیابی شایستگی های مورد انتظار از دانشجومعلمان در برنامه درسی تربیت معلم شایسته محور در قالب سه مضمون و شش مؤلفه حاصل شد. بدین منظور، لزوم تدوین برنامه درسی مناسب به منظور تربیت معلمان شایسته و ایجاد نظام آموزشی کارآمد به همراه شیوه های مناسب ارزشیابی از شایستگی های معلمان، خاطر نشان گردید.
تحلیل تطبیقی محتوای کتاب های تعلیمات اجتماعی چاپ قدیم و جدید پایه چهارم ابتدایی بر اساس اصول معرفت شناختی تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب های تعلیمات اجتماعی قدیم و جدید در پرداختن به اصول «معرفت شناختی تربیت» منتج از «واقع گرایی سازه گرایانه» است. بدین منظور ابتدا در قالب چارچوب نظری مختار پژوهش، ویژگی های اصول متناظر با حوزه اجتماعی (اصل ارتباط با امر موردمطالعه، تکیه بر شواهد، جامع نگری در علم، تکیه بر حقایق، فرضیه پروری، ارتباط با نیازها و مسائل) بیان شده است. سپس با بهره گیری از روش تحلیل محتوای قیاسی-مضمونی-کمی و تحلیل محتوای تطبیقی به پاسخگویی سؤالات پژوهش پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاکی از فربگی اصل تکیه بر حقایق و در مرتبه دوم از نظر فراوانی اصل ارتباط با امر مورد مطالعه در هر دو کتاب یاد شده می باشد. همچنین نتایج نشان دهنده کم توجهی در پرداختن به اصول جامع نگری در علم و فرضیه پروری در کتاب تعلیمات اجتماعی چاپ قدیم و جدید می باشد.
دیدگاه معلمان نسبت به تأثیر ریاضی دانشگاهی بر تدریس ریاضی مدرسه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال پانزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵۷
155 - 190
حوزههای تخصصی:
در دهه اخیر، یکی از انواع دانش هایی که برای آماده سازی معلمان دبیرستان مورد توجه قرار گرفته، «دانش محتواییِ تخصصی شده ریاضی مدرسه ای» است که تمرکز آن، بر چگونگی ایجاد ارتباط بین ریاضیِ دانشگاهی و ریاضی مدرسه ای است. برای شناسایی این دانش، پژوهشی طراحی شد که هدف اصلی آن، توصیف چگونگیِ استفاده معلمان از ریاضی دانشگاهی در تدریس ریاضی مدرسه ای بود و در آن، 19 معلم ریاضی دبیرستان که همگی تجربه تدریس حسابان را داشتند، به طور داوطلب شرکت کردند. رویکرد این پژوهش کیفی بود و داده های آن، با استفاده از اطلاعات جمعیت شناختی، مصاحبه های نیمه ساختاری، مصاحبه های مکتوب و مشاهده های کلاس درس و یادداشت های میدانی نویسنده اول، جمع آوری شد. در فرایند کاهش نظام وار داده ها و تجزیه و تحلیل نهایی، دو مقوله اصلی شکل گرفت که هرکدام، شامل چندزیرمقوله شدند. مقوله اول «چگونگی استفاده از ریاضی پیشرفته دانشگاهی توسط معلمان در تدریس مدرسه ای» و مقوله دوم «شکاف بین ریاضی مدرسه ای و ریاضی دانشگاهی» بود. توصیه این پژوهش این است که دانشجو- معلمان ریاضی، به درس های محتوایی ویژه ای نیاز دارند که بین ریاضی مدرسه ای ریاضی دانشگاهی، ارتباط برقرار کند؛ همان ریاضیاتی که هدف این پژوهش، شناسایی ماهیت و توصیف آن بود.
Comparison of Effectiveness of Reverse and Cooperative Learning Methods on Creativity and Academic Self-Efficacy of Female Senior High School Students(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۲, Issue ۱, ۲۰۲۱
132 - 140
حوزههای تخصصی:
Purpose : The objective of this study was to compare effectiveness of reverse and cooperative learning methods on creativity and academic self-efficacy of female senior high school students. Methodology : This was a quasi-experimental study with pre-test and post-test design and the control group. The study population consisted of female senior high school students in Ahvaz during the academic year 2019-2020. The research sample was 90 people who were randomly selected from three classes of a school and two classes were selected as experimental groups (reverse and cooperative learning) and a class was selected as a control group. Each experimental group was trained in 10 sessions of 75 min by reverse and cooperative learning methods and the control group received no training. The research tools were Abedi (1993) Creativity Test Questionnaire and Morgan-Jinks (1999) Student Efficacy Scale. The data were analyzed by multivariate analysis of covariance and Bonferroni post hoc test using SPSS-22 software. Findings : The study results showed that experimental and control groups were significantly different in terms of creativity and academic self-efficacy (P <0.05). In other words, reverse and cooperative learning methods increased creativity and academic self-efficacy compared to the control group (P <0.05), but no significant difference was found between them in terms of creativity and academic self-efficacy (P> 0.05). Conclusion : Regarding the effectiveness of both learning methods and no significant difference between them, both reverse and cooperative learning methods can be used to increase creativity and academic self-efficacy.
شناسایی اشتباهات مفهومی دانش آموزان دوره اول متوسطه در معادله درجه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال نهم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳۴
71 - 92
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف شناسایی اشتباهات مفهومی دانشآموزان دوره اول متوسطه شهرستان پاکدشت در مبحث معادله درجه اول انجام گرفته است. در ریاضی و علوم دیگر دانشآموزان معادلات را تشکیل داده و حل میکنند و بدین سبب، لازم است دانشآموزان درک مناسبی از معادلات داشته باشند. از آنجاییکه اشتباهات مفهومی بخشی از درک مفهومی دانشآموزان را تشکیل میدهند و جزئی از فرآیند ساختن مفاهیم جدید و ارزیابی طرحوارههای شخصی محسوب میشوند، میتوانند بهعنوان ابزار مفید آموزشی مورد توجه قرار گیرند. بهمنظور شناسایی اشتباهات، آزمونی طراحی و اجرا شد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که دانشآموزان اشتباهات مفهومی متعددی در مبحث معادله ازجمله تعریف معادله، نماد تساوی، متغیر، حل معادله، تبدیل مسائل کلامی به معادله و همارزی معادلات دارند. چنین اشتباهات مفهومی، میتواند مانعی برای یادگیری معادلات با درجههای بالاتر شود
تأملی در مؤلفه های برنامه درسی ریاضی مدرسه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به دنبال تبیین ملاک ها و نشانگرهای وضع مطلوب برنامه درسی ریاضی مدرسه ای در ایران است. برای این منظور اسناد بالادستی نظام تعلیم و تربیت در ایران و یافته های تحقیقی و ابتکارهای موجود در حوزه برنامه درسی ریاضی مدرسه ای مورد بررسی قرار گرفت. چارچوب انتخابی برای این مطالعه مدل ده مولفه ای اکر برای برنامه درسی است. بر اساس این مدل، برای اطمینان از تعادل و اثربخشیِ برنامه درسی، با پاسخ به ده سوال مشخص و مبتنی بر برنامه درسی، ملاک هایی برای مولفه های برنامه درسی ریاضی مدرسه ای در ایران ارائه و اعتبارسنجی شدند. مطالعه حاضر با استفاده از روش تحلیل اسنادی، و روش تحلیل کیفی، به شیوه استنباطی انجام شد. شرکت کنند گان در این مطالعه، به صورت هدفمند از بین متخصصان مربوط انتخاب شدند. در نهایت، ملاک ها و نشانگرهای برنامه درسی ریاضی به تفکیک مؤلفه ها تعیین شد. به توصیه این مطالعه، برای بازنگری برنامه درسی ریاضی، توجه به این ملاک ها و نشانگرها، یک ضرورت است.
شناسایی مؤلفه های مسئولیت حرفه ای متخصصان برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره هشتم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
199 - 223
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر تحلیل مسئولیت های حرفه ای متخصصان برنامه درسی و شناسایی مؤلفه های آن است. این پژوهش از نظر روش شناختی مطالعه موردی کیفی است. مشارکت کنندگان در پژوهش را افراد خبره در حوزه برنامه درسی و آموزش عالی تشکیل می دادند که با استفاده از روش نمونه گیری از موارد ویژه تعداد 20 نفر انتخاب و دعوت به مشارکت شدند. ابزار جمع آوری داده مصاحبه نیمه ساختارمند بوده است. برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه از روش تحلیل مضمون استفاده شده و اعتبار یافته ها با روش تأمل مشارکت کنندگان ارزشیابی شده است. یافته ها نشان داد که متخصصان برنامه درسی دارای مسئولیت کلی در ارتباط با نظام تربیتی و یادگیری در گام اول و مسئولیت حرفه ای در حوزه تخصصی برنامه درسی هستند. این مسئولیت کلی دارای مؤلفه هایی مانند «دفاع از حیطه تخصصی، اثرگذاری بر تصمیم سازان، ایفای نقش صحیح، پاسخ گویی، آموزش و پژوهش و تعهد سازمانی» است. یافته ها همچنین نشان داد که ماهیت مسئولیت متخصص برنامه درسی آموزش چند بعدی است و جنبه های متفاوتی را در بر می گیرد.
بررسی ماهیت علمی تحقیقات انجام شده اقدام پژوهی توسط معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دهم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳۸
105 - 134
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر به منظور بررسی ماهیت علمی تحقیقات اقدام پژوهی انجام گرفته توسط معلمان پژوهنده، انجام شد. رویکرد این پژوهش آمیخته (کمی-کیفی) و در آن از دو روش توصیفی و تحلیل اسناد استفاده شده است و دارای دو جامعه آماری بود؛ 1. جامعه اول: کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهر سنندج که حداقل یک بار تحقیق اقدام پژوهی انجام داده بودند. 2. جامعه دوم: کلیه گزارشات اقدام پژوهی برتر استانی که در دوره های دوازدهم و سیزدهم برنامه معلم پژوهنده به دبیرخانه مرکزی معلم پژوهنده ارسال شده اند که طبق آمار اعلام شده توسط پژوهشکده تعلیم و تربیت استان کردستان، شامل 36 گزارش بود. برای تعیین حجم نمونه در بخش کمی از نمونه گیری در دسترس و در بخش کیفی از نمونه گیری هدفمند استفاده شد. پرسشنامه، چک لیست و مصاحبه نیمه ساختارمند نیز برای گردآوری داده ها به کار برده شد. جهت بررسی روایی صوری پرسشنامه به نظر ده نفر از معلمان پژوهنده برتر استناد گردید، همچنین جهت سنجش پایایی از ضریب آلفای کرانباخ استفاده شد که مقدار آن برای پرسشنامه برابر با (89/0) و برای چک لیست (77/0) بود. نتایج پژوهش نشان می دهد که معلمان دیدگاه مثبتی نسبت به روش تحقیق اقدام پژوهی برای بررسی و حل مسائل آموزشی دارند و تمایل زیادی دارند از رویکرد تفسیری برای انجام اقدام پژوهی استفاده کنند، اما بررسی گزارشات اقدام پژوهی بیانگر کیفیت پایین این گزارشات از لحاظ علمی بود. در واقع معلمان در مرحله جمع آوری و تحلیل اطلاعات از روش های مناسبی استفاده نکرده اند و ابزار مورد استفاده، دقت و روایی لازم را ندارند. نتایج همچنین نشان داد که معلمان در رعایت اصول اخلاقی تا حدودی موفق عمل کرده اند.
کورره من: روایت هایی از تجربیات تدریس من در بدو معلمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هفدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۴
125 - 156
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بازنمایی و روایت تجربیات تدریس پژوهش گر است. این که وی در امتداد دو سال آموزگاری خویش در پایه های چهارم و ششم ابتدایی، فرایند تدریس، عمل معلمی و پدیده مدرسه را چگونه تجربه و فهم نموده است. برای دست یابی به این هدف از روش خودشرح حال نویسی بهره گرفته شده است تا پژوهشگر بتواند کورره خویش را روایت نماید. نتایج تحقیق حکایت از تأثیر عمیق پیشینه زیسته پژوهشگر بر کُنش های جاری و چشم اندازهای تربیتی وی دارد. افزون براین، روایت های پژوهشگر از فراز و فرودهایی پرده برمی دارد که در آن معلم در مدرسه و کلاس درس در زمینهایی باتلاقی قرار میگیرد و نظریه های تربیتی به جای عامل بودن، ناظر باقی می مانند. بنابراین پژوهش حاضر، به مثابه داستان سفری است که محقق با روایت زندگی شخصی خویش، از شکاف بین نظریه و عمل معلمی میگوید و دیگر معلمان را دعوت میکند تا تجربیات تدریس خویش را روایت کنند و با جامعه به اشتراک بگذازند.
طراحی الگوی شایستگی های مصرف پایدار در دانش آموزان دوره ابتدایی-رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی شایستگی های مصرف پایدار در دوره ابتدایی می باشد. روش پژوهش، فراترکیبِ است. در گام اول، سؤال پژوهش مطرح "الگوی شایستگی های مصرف پایدار دانش آموزان دوره ابتدایی چیست؟" و بر اساس آن اعضای تیم فراترکیب مشخص شدند. در گام دوم و سوم، منابع داده های پژوهش شامل پایگاه های اسکوپوس، اشپرینگر و ...، تعیین و معیارهای شمول مقالات مشخص گردید. در گام چهارم، با تجزیه و تحلیل داده ها، 56 مضمون پایه مرتبط با مصرف پایدار استخراج شد و سپس به ترکیب یافته ها پرداخته شد. در این گام، مضامین پایه استخراج شد و در 9 مضمون سازمان دهنده ی سطح دوم شامل دانش اقتصادی(مانند آشنایی با سیاست پولی و مالی)، دانش اجتماعی – فرهنگی (آشنایی با مصرف پایدار و ناپایدار) و دانش زیست محیطی (آشنایی با شیوه های بازیافت و بازیابی کالا)؛ مهارت اقتصادی (مهارت در خرید مواد غذایی پایدار)؛ مهارت اجتماعی – فرهنگی (توانایی در شناسایی نمونه های مصرف و تولید ناپایدار) و مهارت زیست محیطی (مانند توانایی مشارکت در بازیافت)؛ نگرش اجتماعی – فرهنگی (تعهد و مسئولیت اجتماعی نسبت به نحوه مصرف) و نگرش زیست محیطی (احساس تعهد نسبت به کاهش اثرات زیست محیطی) طبقه بندی شدند. و مضمون سازمان دهنده سطح دوم در 3 مضمون سازمان دهنده سطح اول اقتصادی؛ اجتماعی- فرهنگی و زیست محیطی قرار گرفتند و در انتها نیز، شبکِه مضامین شایستگی های مصرف پایدار ترسیم گردید. الگوی طراحی شده در این پژوهش، چارچوبی برای آموزش شایستگی های مصرف پایدار برای دانش آموزان دوره ابتدایی، در سطوح مذکور را که پیش از این میسر نبود، فراهم آورده است. و از اعتباریابی توصیفی، اعتباریابی تفسیری – نظری- پراگماتیک، استفاده شد.
بررسی کیفیت پذیرش ارزش های چندفرهنگی در فضای آموزشی: مطالعه موردی یک دبستان دخترانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴۳
99 - 124
حوزههای تخصصی:
این تحقیق، مطالعه ای انسان شناختی است که به بررسی کیفیت روابط اجتماعی بین دانش آموزان، معلمان و والدین دانش آموزان ایرانی و غیرایرانی در یک دبستان دخترانه می پردازد که حدود یک چهارم دانش آموزان آن را اتباع افغانستانی تشکیل می دهند. روش مورد استفاده در تحقیق روش کیفی مردم نگاری بوده که مشتمل بر استفاده از فنون مشاهده، مشاهده همراه با مشارکت، مصاحبه و گفتگو می باشد. تحقیق نشان می دهد که عدم پیگیری راهبردهای آموزش چندفرهنگی در فضای آموزشی دارای تنوع فرهنگی، به عدم درک متقابل، عدم مدارای فرهنگی و در نهایت همسان سازی دانش آموزان با فرهنگ عمومی منجر شده است.
الگوی برنامه درسی توسعه دانش تخصصی تقسیم کسرها مبتنی بر برنامه ریزی درسی مدرسه محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره دهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
255 - 281
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی، اجرا و اعتباریابی الگوی برنامه درسی توسعه دانش تخصصی تقسیم کسرها، مبتنی بر برنامه ریزی درسی مدرسه محور است. روش انجام پژوهش، روش ترکیبی با طرح اکتشافی از نوع مدل تدوین ابزار است، که به منظور کشف مؤلفه های دانش تخصصی و طراحی الگوی برنامه درسی، توسعه دانش تخصصی در تقسیم کسرها در دو بخش انجام شد. در بخش اول پژوهش، با بررسی منابع و مصاحبه با متخصصان آموزش ریاضی با روش کیفی تحلیل محتوا و از طریق کدگذاری داده ها، مؤلفه های دانش تخصصی در تقسیم کسرها شناسایی شدند، و به وسیله پرسش نامه محقق ساخته با روش آماری نسبت روایی محتوا اعتبار آن ها تأیید شد. بر اساس مؤلفه های تأیید شده، و از طریق مصاحبه با متخصصان برنامه ریزی درسی، و آموزش ریاضی با روش دلفی، الگوی برنامه درسی پیشنهادی طراحی و اعتبار آن از طریق پرسش نامه محقق ساخته، با استفاده از آزمون آماریt تأیید شد. در بخش دوم پژوهش، الگوی برنامه درسی طراحی شده در قالب یک برنامه آموزشی با طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری پژوهش در این بخش کلیه دانشجومعلمان آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان بودند، که دو گروه از آن ها به عنوان نمونه در دسترس انتخاب شدند، و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در این بخش، تقسیم کسرها در گروه آزمایش بر اساس الگوی طراحی شده و در گروه کنترل با روش متداول، توسط پژوهشگر آموزش داده شد، و عملکرد آزمودنی ها در حیطه های دانشی، مهارتی و نگرشی از طریق پیش آزمون و پس آزمون با روش های آماریt و تحلیل کواریانس اندازه گیری و مقایسه شدند. یافته های پژوهش نشان داد که طراحی الگوی برنامه درسی توسعه دانش تخصصی، باعث ارتقاء دانش و مهارت دانشجومعلمان، و نگرش مثبت آن ها نسبت به تقسیم کسرها شده است.
گونه شناسی سبک نظارت پژوهشی استادان راهنما در ایران: ازتسهیل گری تا فرمان دهی!(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی شیوه هدایت پایان نامه ها و رساله های دانشجویی توسط استادان راهنما در حوزه های علوم رفتاری است. بدین منظور با استفاده از راهبرد نمونه گیری ملاک محور، 45 دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری رشته های مدیریت، علوم تربیتی، روانشناسی، مشاوره و اقتصاد به شیوه ی هدفمند و با رعایت اصل اشباع داده ها برگزیده شده و با بکارگیری مصاحبه های نیمه ساختار یافته و غیر رسمی داده های لازم جمع آوری شدند. بر اساس یافته های حاصل و بر مبنای 4 معیار روابط قدرت، سطح یاددهی یادگیری، میزان حمایت، و انتظار متقابل می توان 4 سبک اصلی اساتید ایرانی در فرایند نظارت پژوهشی را به شرح ذیل دانست: سبک فرمانده سرباز، سبک تسهیل گر شبکه ساز، سبک آزاد گذارنده، و سبک استثماری
تبیین دانش عملی (مهارتها و فعالیتها) آموزشگر تربیت معلم مبتنی بر شایستگی عمل فکورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین دانش عملی (مهارت ها و فعالیت ها) آموزشگر تربیت معلم مبتنی بر شایستگی عمل فکورانه می باشد. روش پژوهش تلفیقی: سنتز پژوهی است، با بررسی نظرات اندیشمندان و بزرگان تعلیم و تربیت در حوزه تربیت معلم و مبتنی بر عمل فکورانه تفسیر و تحلیل صورت گرفت. آنچه نتایج پژوهش تعیین دانش عملی نشان داد، "همکاری های گروهی"، "دوره های آموزشی یادگیری و یاددهی" و "استعداد و توانایی های فردی معلمی" موجب شکل گیری اصل «استعداد و توانایی های فردی در کنار همکاری های گروهی» است. "تشکل های اجتماعی"، " تشکل های تخصصی"، " تشکل های مدرسه ای" و " تشکل های فرا مدرسه ای" موجب شکل گیری اصل «تشکل های نامتجانس» است. "تجربیات مستقیم کلاس درس"، " توسعه کیفیت تجربیات آموزشی"، " تصمیم گیری و عمل در موقعیت"، " مساله مبتنی بر موقعیت تربیتی" و " تعامل یادگیرنده و یاددهنده" موجب شکل گیری اصل «تحلیل موقعیت تربیتی» است. " عمل عالمانه"، " ایجاد تغییر تربیتی" موجب شکل گیری اصل «بسط تفکر در عمل» است.
ارزشیابی شایستگى دانشجومعلمان آموزش زبان و ادبیات فارسی در تولید و اجرای آزمون های تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۵۸
111 - 144
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به سنجش میزان شایستگی دانشجومعلمان رشته آموزش زبان و ادبیات فارسی در زمینه های دسته بندی آزمون ها، طرح ریزی آزمون، تجزیه وتحلیل آزمون ها، روش ها و ابزارهای جدید در سنجش، و آزمون های هنجارشده می پردازد. بدین منظور از روش ارزشیابی با به کارگیری طرح سنجش دوگروهی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش دانشجومعلمان کارشناسی پیوسته رشته آموزش زبان و ادبیات فارسی و نمونه آماری آن از بین دانشجومعلمان مذکور، شامل دو ورودی، یعنی پذیرفته شدگان سال های 1394 و 1396، انتخاب شد. از بین دو گروه ورودی که تعدادشان جمعاً 694 نفر بود، از نمونه ای به حجم 283 نفر آزمون به عمل آمد. تحلیل داده ها نشان می دهد دانشجومعلمان در مؤلفه های پنج گانه بررسی شده، شایستگی لازم را احراز کرده اند. یعنی در سه مؤلفه، در سطحی متوسط و در مؤلفه دسته بندی آزمون ها در سطحی ضعیف حائز شایستگی شده اند. آنان در مؤلفه طرح ریزی آزمون در سطحی بسیار ضعیف قرار دارند. لذا می توان نتیجه گرفت که آنان در تولید و اجرای آزمون های تحصیلی مجموعاً شایستگى حرفه ای لازم را احراز کرده اند.
میزان توجه به رویکردهای تربیت شهروندی قانون مدار، مشارکتی و انتقادی در کتب جدیدالتألیف جامعه شناسی دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال چهاردهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۵
91 - 112
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله، بررسی میزان توزیع رویکردهای تربیت شهروندی قانون مدار، مشارکتی و انتقادی در کتب جدید التألیف جامعه شناسی دوره دوم متوسطه ویژه نظام آموزشی 3-3-6 در سال تحصیلی 98-1397 در ایران است. برای نیل به این هدف، از روش تحلیل محتوا از نوع کمّی و کیفی استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق روش اسنادی و استفاده از چک لیست های رویکردهای تربیت شهروندی به همراه شاخص ها و مؤلفه های مربوط به هر یک از رویکردها بوده است. یافته ها ی تحقیق حاکی از آن است که بیشترین توجه به رویکردهای تربیت شهروندی در کتاب پایه دوازدهم (5/39 درصد) و کمترین در کتاب پایه یازدهم (36/24 درصد) شده است. همچنین از بین سه رویکرد، بیشترین حجم را رویکرد تربیت شهروند قانون مدار (03/42 درصد) و کمترین حجم را رویکرد تربیت شهروند انتقادی (47/25 درصد) داشته است. با تأمل در باب این یافته ها می توان گفت در سطح پایه های تحصیلی توزیع رویکردهای تربیت شهروندی نامتوازن بوده و نیز برخی از رویکردها مورد کم توجهی برنامه ریزان درسی قرار گرفته است. از این رو بازنگری در نحوه ارائه رویکردهای تربیت شهروندی در کتب مورد بررسی لازم به نظر می رسد.
الگویی برای رهبری برنامه درسی در دوره ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه و تبیین الگویی بومی از «رهبری برنامه درسی دوره ابتدایی» در شکل مدل پارادایمی «نظریه برخاسته از داده ها» با رویکرد سیستماتیک انجام شده است. در انجام پژوهش حاضر داده های لازم از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 21 نفر از اساتید و پژوهشگران حوزه علوم تربیتی، تحلیل اسناد بالادستی آموزش و پرورش و نتایج پژوهش های داخلی و خارجی به دست آمده است. با تحلیل داده ها، 16 مقوله کلی الگو در 6 بُعد مدل پارادایمی نظریه برخاسته از داده ها شامل شرایط عِلّی (1مقوله)، شرایط زمینه ای (2مقوله)، شرایط مداخله ای (2مقوله)، راهبردها (8مقوله)، پیامدها (2مقوله) و یک مقوله اصلی، به همراه 63 مقوله فرعی و 532 ویژگی مربوط به آنها ارائه گردید. نتایج نشان داد الگوی تدوین شده می تواند مطابق با ویژگی های نظام آموزشی متمرکز ایران در قالب یک چارچوب علمی تبیین شود و گذشته از این که در برنامه ریزی برای اجرای هر چه بهتر برنامه های درسی در سطوح ملی، استانی، منطقه، مدرسه ای و کلاسی تسهیل گر باشد، تدوین کنندگان برنامه درسی دوره ابتدایی و اجراکنند گان آن نیز می توانند از جنبه های نظری و عملی آن بهره گیرند.
الگویی برای برنامه درسی محیط کار بر مبنای رویکرد هیوتاگوژی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دگردیسی جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی از دهه 1970 و به تبع آن ظهور و توسعه سازمان های دانش بنیان موجب شد تا سازمان ها و محیط های کار به عنوان عرصه هایی ارزشمند برای یادگیری و توسعه کارکنان به رسمیت شناخته شوند. بر همین اساس امروزه عناوینی چون "یادگیری محیط کار" و "برنامه درسی محیط کار" واژه های چندان غریبی محسوب نشده و نمایانگر پژوهش های گسترده ای هستند که ابعاد مختلف یادگیری در سازمان ها را مورد واکاوی قرار داده اند. این مقاله با درک اهمیت محیط کار به عنوان زمینه ای ارزشمند جهت یادگیری و توسعه، تلاش دارد تا بر مبنای رویکرد هیوتاگوژی (یادگیری خودفرمانگر) الگویی را جهت برنامه ریزی درسی در محیط کار عرضه دارد. پژوهش حاضر را از حیث روش شناختی می توان در زمره "پژوهش های نظریه ای" در حوزه مطالعات برنامه درسی محسوب نمود که هدف آن ارائه الگوئی نو در این حوزه می باشد. برای اعتباربخشی الگو سعی شده است از نظرات خبرگان این عرصه بهره برداری شده و در عین حال عناصر الگو به طور دقیق با مبانی نظری، مفروضه ها و اصول ادعایی انطباق داده شوند. به طور خلاصه مولفه های اصلی این الگو عبارتند از: تحلیل چهارسطحی(S3M Analysis) یا آگاهی محیطی، هدف گذاری سه سطحی(SPL)، خودآگاهی، تدوین فرصت های یادگیری چهارگانه(AVST)، و ارزشیابی توانمندساز. این مولفه ها تحت یک چتر سه عنصری(همگویی، همکاری، همفکری) اجرا می شوند.