همبودی آسیب های بینایی و ناتوانی های یادگیری چالش های منحصر به فردی را ارائه می کند. معلمان باید در مورد ویژگی های این جمعیت خاص آگاهی داشته باشند و همچنین روش های آموزشی برای برآورده سازی نیازهای منحصر به فرد آنها را بشناسند. مولفان در این مقاله الگوهای عملکرد نوعی را ارائه می کنند و پیشنهادهایی برای اقدام موثر عرضه می کنند.
پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر استفاده از فناوری واقعیت افزوده بر یادگیری دانش آموزان نارسا خوان پایه دوم ابتدایی شهر تهران صورت گرفته است. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی و طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش بود و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان نارساخوان پایه دوم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 بود، که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به دو گروه تقسیم شدند. ابتدا پیش آزمون یادگیری بر روی دو گروه اجرا شد، پس از اجرای پیش آزمون، گروه آزمایش در معرض متغیر مستقل (فناوری واقعیت افزوده) قرار گرفت و گروه کنترل به روش سنتی آموزش داده شدند و از هر دو گروه پس آزمون یادگیری به عمل آمد. ابزار اندازه گیری یادگیری پرسشنامه محقق ساخته یادگیری بود. برای تجزیه و تحلیل پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه کنترل و آزمایش از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل کواریانس) استفاده شد. به طور کلی نتایج به دست آمده از پژوهش نشان داد به کارگیری فناوری واقعیت افزوده با اطمینان 95/0 در افزایش یادگیری دانش آموزان نارساخوان موثر است و می توان از این فناوری به عنوان ابزاری در یادگیری دانش آموزان نارساخوان استفاده کرد.
هدف اصلی این تحقیق، مطالعه ی رابطه ی میان ذهنیت فلسفی و انگیزش شغلی اعضای هیأت علمی با کیفیت تدریس آنان بود. به این منظور 287 نفر از استادان دانشکده های مختلف دانشگاه شهید باهنر با روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند و ابزارهای اندازه گیری را که شامل پرسش نامه ی محقق ساخته ی سنجش کیفیت تدریس، پرسش نامه ی ذهنیت فلسفی و پرسش نامه ی انگیزش شغلی لوداهل و کیچنر را تکمیل کردند. ابزارها از روایی و پایایی مطلوب برخوردار بودند. در این تحقیق، برای مشخص کردن سهم ذهنیت فلسفی و انگیزش شغلی با کیفیت تدریس از رگرسیون چندگانه و مدل سازی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد که ذهنیت فلسفی به صورت مستقیم و مثبت با کیفیت تدریس و انگیزش شغلی به صورت مستقیم و مثبت با کیفیت تدریس رابطه ی معناداری دارند. هم چنین ذهنیت فلسفی با انگیزش شغلی رابطه ی مستقیم، مثبت و معناداری دارد و انگیزش شغلی نقش واسطه ای معناداری در رابطه ی بین ذهنیت فلسفی و کیفیت تدریس دارد. نتایج با توجه به پژوهش های پیشین به بحث گذاشته شد و پیشنهادهایی به منظور پژوهش بیش تر در این زمینه مطرح گردید.
تحقیق حاضر ازجمله تحقیقات آمیخته می باشد که به صورت روش های کیفی و کمی انجام گردید. جامعه آماری تحقیق حاضر در بخش کیفی شامل متخصصان کارآفرینی و کسب و کار و همچنین مدیران و صاحب نظران حوزه آموزش وپرورش بودند که بر این اساس تعداد 13 نفر به عنوان نمونه تحقیق در بخش کیفی مشخص شدند. همچنین جامعه آماری در بخش کمی شامل متخصصین کارآفرینی و کسب وکار، مدیران و صاحب نظران حوزه ای آموزش وپرورش و همچنین اساتید دانشگاهی مرتبط با حوزه کارآفرینی و آموزش وپرورش بود که تجربه و تخصص کافی در خصوص مدارس کسب و کار داشتند. بر اساس برآوردهای اولیه تعداد جامعه آماری بخش کمی شامل 250 نفر بود. بر اساس روش نمونه گیری تصادفی تعداد، 148 نفر به عنوان نمونه تحقیق مشخص گردیدند. ابزار تحقیق شامل مصاحبه های نیمه هوشمند و پرسشنامه محقق ساخته ای بود. در قسمت تجزیه وتحلیل کیفی تحقیق از کدگذاری به صورت کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید. همچنین در قسمت تجزیه وتحلیل کمی تحقیق، از روش مدل سازی ساختاری تفسیری و معادلات ساختاری استفاده شده است. تمامی روند تجزیه وتحلیل داده های تحقیق حاضر در نرم افزارهای SPSS و PLS انجام گرفت. نتایج کیفی تحقیق نشان داد که 39 ویژگی از طریق مصاحبه های انجام شده استخراج گردید که این ویژگی ها در 7 دسته شامل جنبه انگیزشی، فنی، انسانی، قانونی، برنامه ریزی، سازمانی و فرهنگی دسته بندی گردیدند. نتایج تحقیق نشان داد که به علت مناسب بودن شاخص های آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، روایی همگرا، R2، Q2 و GOF، مدل تحقیق حاضر از اعتبار مناسبی برخوردار می باشد.
این پژوهش با هدف شناسایی ویژگی های روانشناختی در جذب معلمان ابتدایی انجام گرفته است، از آنجائی که آموزش وپرورش دوره ابتدایی در تکوین رشد شناختی، عاطفی، و اجتماعی کودکان، نقش مهمی بعهده دارد، بدیهی است که معلمان دوره ابتدیی هم به جهت دانش و هم به لحاظ مهارت های فنی باید سرآمد معلمان دوره های دیگر تحصیلی باشند. تحقیق حاضر به روش کیفی انجام شده، و از فرایند کد گذاری برای دسته بندی داده ها استفاده شده است، جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 12 نفر از صاحب نظران تعلیم وتربیت کشور بوده است، نمونه گیری بصورت هدفمند، ابزار پرسشنامه نیمه ساختارمند، گردآوری داده ها در مصاحبه با 12 نفر از صاحب نظران در نظام تعلیم وتربیت کشور که مسلط به دانش روانشناختی بودند، به اشباع نظری رسید. یافته های این پژوهش را می توان در سه دسته بیان کرد، دسته اول ویژگی های شناختی شامل: قدرت تحلیل، درایت، خلاقیت و نوآوری، تفکر انتقادی، هوش بالا و حافظه قوی. دسته دوم ویژگی های عاطفی شامل: خوش رویی و خوش خلقی، علاقه به معلمی، ثبات عاطفی، فروتنی و انصاف. و دسته سوم ویژگی های شخصیتی شامل: صداقت، مسئولیت پذیری، سعه صدر، آراستگی، مدیریت کلاس، وارستگی، تعامل اجتماعی بالا، مثبت اندیشی و عزت نفس است. مهم ترین نتایج این تحقیق بیانگر تاثیر ویژگی روانشناختی معلمان، در ارتقای کفایت و صلاحیت حرفه ای آنان بوده و به کارائی و اثریخشی نظام آموزشی منجر خواهد شد، و لذا توجه به این ویژگی ها معلمان شایسته تری را جذب نظام تعلیم وتربیت می نماید.
این پژوهش، با هدف کمک به اصلاح الگوی مصرف رسانه ای دانش آموزان و ارائه یافته ها به وزارت آموزش و پرورش برای بهره گیری در فرایند بازتولید کتابهای درسی انجام شده است. روش پژوهش، کیفی بوده و گردآوری اطلاعات با روش مصاحبه عمیق انجام شده است. مصاحبه شوندگان از میان نخبگان صاحب نظر در سه حوزه فرهنگ، ارتباطات و آموزش و پرورش با روش نمونه گیری هدفدار انتخاب شده اند. فرایند تجزیه و تحلیل اطلاعات، با بهره گیری از شیوه های موجود در نظریه زمینه مبنا انجام شده است. یافته های پژوهش در قالب مدلی مبتنی بر برنامه درسی ارائه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که در بخش روشهای یاددهی-یادگیری ریزمؤلفه هایی همچون یادگیری در محیط اجتماعی آموزشی و پرورشی و تمرین انواع تفکر (انتقادی، خلاق و مراقبتی) با تمرکز بر تفکر خودآگاهانه، به دست آمده است. در بخش سرفصلهای محتوای درسی، ریزمؤلفه هایی همچون مهارت تشخیص تأثیرات محتواهای رسانه ای و اتخاذ موضع فعال در برابر رسانه ها و آگاهی نسبت به مؤلفه های هویت اسلامی- ایرانی نتیجه گیری شده است. در بخش اهداف نیز تواناییهای شخصی همچون انتخاب آگاهانه و تفکر انتقادی و نیز مهارتهای ارتباطی همچون نشانه شناختی و فرهنگ شناختی در کنار قابلیتهایی همچون توانایی محافظت از باورهای اسلامی- ایرانی و توانایی شناخت و بررسی مصادیق فرهنگی به دست آمده است. در مرحله ارزشیابی نیز میزان دستیابی به تواناییهای شخصی و مهارتهای ارتباطی دانش آموزان در موقعیت مورد آزمون قرار گرفته می شود.
با ظهور پارادایم های جدید در نظام آموزشی، بر نیاز به فناوری اطلاعات در محیط های آموزش عالی تأکید می شود. با توجه به اهمیت فناوری اطلاعات در آموزش معلمان فکور مبتنی بر فاوا، این پژوهش به واکاوی نقش فناوری اطلاعات در آموزش معلم فکور و نقش دانشگاه فرهنگیان جهت کیفیت بخشی برنامه درسی فاوامحور دانشجو معلمان و ایجاد این بستر می پردازد. روش پژوهش، توصیفی از نوع مروری است که به شیوه ی کتابخانه ای و با استفاده از منابع پیشین و با ابزار فیش برداری انجام شده است. در این راستا، فناوری اطلاعات، اهداف آموزشی، ضرورت و اهمیت آن در تربیت معلم فکور مورد بررسی قرار گرفت؛ رویکرد سازنده گرایی به عنوان مبنای هدف گذاری، در این زمینه مورد تحلیل واقع شد و روش تدریس آموزش فعال فناورانه معرفی گردید و سپس رسانه ها و تکنولوژی های آموزشی متداول در حوزه فناوری اطلاعات معرفی شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که دانشگاه فرهنگیان به عنوان تنها نهاد رسمی آموزش معلم، رسالت مهمی جهت آموزش دانشجو معلم فاوامحور دارد به طوری که بدون آشنایی دانشجو معلمان، با فناوری اطلاعات، نمی توان به رسالت آموزش آموزش دست یافت. این دانشگاه نوبنیاد که معلمان جوان را برای تدریس در کلاس های درس هوشمند امروزه، آماده می سازد، باید این پتانسیل و توانایی را دارا شود که بتواند بستر مناسب را برای اثرگذاری فناوری اطلاعات در آموزش فراهم ساخته و سبب کیفیت بخشی آموزش اثربخش گردد.
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر انگیزش تحصیلی و اضطراب امتحان دانش آموزان دختر پایه نهم شهرستان تسوج انجام شد. طرح مطالعه از نوع نیمه تجربی به صورت طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دختر پایه نهم شهرستان تسوج در سال تحصیلی 1395-1394 بود. در این راستا، 55 نفر از دانش آموزان دختر پایه نهم شهر تسوج به شکل تصادفی در دو گروه آزمایشی (28 نفر) و گروه کنترل (27 نفر) جایگزین شدند. پس از اجرای پیش آزمون، اعضای گروه آزمایش تحت آموزش راهبردهای خودتنظیمی به مدت 8 جلسه 100 دقیقه ای قرار گرفتند؛ اما طی این مدت مداخله ای بر روی گروه کنترل صورت نگرفت. از پرسشنامه ی انگیزش تحصیلی (AMS) والرند و همکاران و پرسشنامه اضطراب امتحان فیلیپس (PAQ) جهت جمع آوری داده ها و برای آزمون فرضیه ها نیز از روش آماری کوواریانس یک راهه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری بین دانش آموزان گروه کنترل و آزمایش در هر سه خرده مقیاس انگیزش تحصیلی (درونی، بیرونی و بی انگیزشی) و اضطراب امتحان وجود دارد
مقدمه و هدف : کسب آگاهی زیست محیطی نخستین گام در راه پایداری است و اساساً شرط بقای آینده بشریت آگاهی زیست محیطی، توانایی فهم اصول شناخت محیط زیست و زندگی کردن بر پایه آن هاست هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش آموزش اکتشافی مدرسه طبیعت بر دانش، نگرش، رفتار زیست محیطی دانش آموزان مقطع ابتدایی بود روش شناسی: از لحاظ روش اجرا، جزء پژوهش های نیمه تجربی (آزمایشی) است. طرح پژوهش نیز، پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانش آموزان دوره ابتدایی مدرسه طبیعت در سال تحصیلی 97-96 به تعداد 185نفر بود که از این تعداد یک نمونه 50 نفری از دانش آموزان پایه چهارم به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و به روش جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش (25) نفر و کنترل (25) قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 60 دقیقه ای تحت آموزش اکتشافی مدرسه طبیعت قرار گرفت.ا بزار گردآوری داده ها شامل ، پرسشنامه نگرش زیست محیطی دانلاپ و جانسون (2001) ، پرسشنامه رفتار زیست محیطی کایرز (2003) و پرسشنامه دانش زیست محیطی محقق ساخته که پایایی آنها به روش آلفای کرونباخ به ترتیب 85/0؛ 65/0 و 79/0 محاسبه گردید. روایی این ابزارها مورد تایید صاحبنظران و استادان گروه آموزش محیط زیست قرار گرفت. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها و نتیجه گیری : نتایج نشان داد که آموزش اکتشافی مدرسه طبیعت در مقایسه با آموزش سنتی، بر دانش، نگرش و رفتار زیست محیطی دانش آموزان مقطع ابتدائی تأثیر مثبت دارد. با توجه به میزان تأثیر آموزش اکتشافی بر دانش زیست محیطی (37/0)؛ نگرش زیست محیطی (44/0) و رفتار زیست محیطی (74/0) در مقایسه با آموزش سنتی، مشخص شد که آموزش آکتشافی بیشترین تأثیر را بر رفتار زیست محیطی داشته است. پس از رفتار زیست محیطی، نگرش زیست محیطی قرار دارد و در نهایت، کمترین تأثیر آموزش اکتشافی بر دانش زیست محیطی بوده است. در نتیجه بهره گیری از محیط زیست می تواند به عنوان یکی از رویکردها و مؤلفه های موفقیت در امر آموزش و تدریس محتوای دروس مختلف در نظر گرفته شود،
هدف: بررسی عملکرد شناختی در کودکان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (ام اس). روش شناسی پژوهش:نویسنده این پژوهش پروفایل عصب- روانشناسی [1] 37 کودک مبتلا به ام اس که تشخیص بالینی قطعی در مورد بیماری آنها صورت گرفته بود را بررسی و به لحاظ یافتن رابطه احتمالی میان عملکرد شناختی و مشخصه های بالینی مورد ارزیابی قرار داد. یافته ها: از 37 کودک و نوجوان ارزیابی شده، 35% از آنها به طور چشمگیری دارای اختلال در عملکرد شناختی بودند. عملکرد شناختی بطور کامل با چندین متغیر بالینی در ارتباط بود که دربرگیرنده میزان وضعیت ناتوانی گسترده [2] جدید [3] ، تعداد کل دفعات عود بیماری [4] و طول بیماری بود. بیماری ام اس بطور نامطلوبی بر عملکرد تحصیلی بیش از یک سوم این کودکان تاثیر گذاشت. نتیجه گیری: آسیب های شناختی در کودکان مبتلا به ام اس مشاهده می شود. برنامه ریزی جامع برای درمان این کودکان باید دربرگیرنده تایید این امر باشد که این قشر از کودکان ممکن است برای امور تحصیلی خود نیازمند دریافت تسهیلات آموزشی باشند. [1] Neuropsychological profile [2] Expanded Disability Status Scale (EDSS) [3] منظور از «جدید» این است که ارزیابی این مقیاس به تازگی صورت گرفته باشد و آزمون گیرنده به ارزیابی های قدیمی اتکا ننماید. [4] Relapse
هدف:پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی کاربرد بازی های رایانه ای بر خلاقیت و ادراک فضایی کودکان پیش دبستانی بود. روش پژوهش: این تحقیق از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل است که، به بررسی آزمایشی روش کاربرد بازی های رایانه ای و اثربخشی آن می پردازد.به منظور، ارزیابی متغیرها از آزمون های خلاقیت تصویری تورنس(1974)،آزمون ادراک فضایی فراستیگ(1961) و همچنین پروتکل بازی های رایانه ای استفاده شد.جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه دختران نوآموز شاغل به تحصیل در مراکز پیش دبستانی منطقه 5 تهران بود که پس از اخذ مجوز رسمی از اداره آموزش و پرورش کل شهرتهران و اداره آموزش و پرورش منطقه مربوطه، از بین آنها50 نفر از نوآموزان به عنوان آزمودنیانتخاب شدند و در دوگروه آزمایش و کنترل در پژوهش حاضر مشارکت کردند. به منظور تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از ابزار پژوهش از آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده روش تحلیل کواریانس بواسطه نرم افزارSPSSاستفاده شد. یافته ها:تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس نشان داد که تفاوت نمرات پیش آزمون و پس آزمون ،در دوگروه آزمایش و کنترل ،معنا دار است. بحث ونتیجه گیری : نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که اجرای برنامه مداخله ای کاربرد بازی های رایانه ای،بر میزان خلاقیت و ادراک فضایی کودکان پیش دبستانی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون ،می تواندتاثیر معناداری داشته باشد.
هدف اساسی این پژوهشِ ترکیبی اکتشافی متوالی، ساخت و اعتباریابی مقیاس برنامه درسی سازنده گرا در آموزش عالی بود. روش پژوهش بخش کیفی مطالعه موردی کیفی بود. مشارکت کنندگان بالقوه، صاحب نظران برنامه درسی در حوزه سازنده گرایی و روش گردآوری داده، مصاحبه نیمه ساخت مند بود که با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش معیار با 8 نفر مصاحبه شد. با استفاده از روش تحلیل مضمون، 40 مضمون پایه، 4 سازمان دهنده و یک مضمون فراگیر تدریس سازنده گرا کشف شدند. روش پژوهش بخش کمی توصیفی– پیمایشی و جامعه آماری برای اعتباریابی مقیاس، شامل صاحب نظران در حوزه سازنده گرایی بودند که با رویکرد نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس برنامه درسی سازنده گرا با 4 زیرمقیاس و 40 گویه با طیف لیکرتی پنج درجه ای بود. نتیجه تحلیل عامل تاییدی نشان داد که بر اساس بار عاملی عناصر هدف 67/0، محتوا 65/0، راهبردهای یاددهی- یادگیری 86/0و ارزشیابی 65/0، اعتبار سازه مقیاس مورد تایید قرار گرفت. همچنین بر اساس ضرایب آلفای کرونباخ این عناصر به ترتیب 78/0، 74/0، 81/0، 71/0 پایایی مقیاس برنامه درسی سازنده گرا در نظام آموزش عالی نیز مورد تایید قرار گرفت.
زمینه و اهداف: برقراری عدالت و عدم تبعیض از راه تعلیم و ترویج مفاهیمِ صلح آمیز می تواند نویدبخش استفاده از این آموزه ها در زندگی آینده افرادباشد. به همین سبب هدف پژوهش پیش رو تدوین برنامهدرسی صلح در آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران بوده است. روش بررسی: براساس طرح کیفی و روش مطالعهموردی، به منظور تعیین عناصر لازم برای تدوین برنامهدرسی صلح، با استفاده از پرسشنامه باز پاسخ و نیمه ساختارمند با نمونه گیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری، نظر استادان و متخصصان گروه حقوق و علوم اجتماعی دانشگاه های شهید بهشتی، اصفهان، شیراز و کرمان به دست آمد. آنگاه داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار Nvivo نسخه 11 از طریق فن تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شد و یافته ها در قالب شبکه مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی و سازماندهی شدند. برای اعتباریابی داده های کیفی، از روش همسوسازی نتایج حاصل از شبکهمضامین و تحلیل اسناد استفاده شد. یافته ها: براساس نتایج به دست آمده، برنامهدرسی صلح (مضمون فراگیر) دارای ابعادی چون محتوا، منطق، اهداف، روش ها و محیط یادگیری به عنوان مضامین سازمان دهنده است و هر کدام از این مضامین نیز دارای سطوح و مضامین پایه متنوعی هستند که می توانند برای تدوین برنامه درسی صلح به کار آیند. نتیجه گیری: آموزش صلح می تواند به دانشجویان کمک کند تا دانش و مهارت های لازم را برای یک زندگی صلح آمیز بیاموزند و این دانش و مهارت را در خانواده، تعاملات اجتماعی و در سطوح ملی و بین المللی به کار گیرند. بنابراین لازم است که برای آموزش و ترویج صلح نه تنها به عنوان یک مفهوم وسیع، بلکه به عنوان یک واقعیت ملموس، از همه منابع و امکانات استفاده شود.
مطالعه تطبیقی اعزام معلمان ایران به مدارس خارج از کشور (مورد مطالعه: ایران و کشورهای منتخب) دکتر رضا کچوئیان جوادی* دکتر بدری شاه طالبی** دکتر محمدعلی نادی*** چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی نحوه اعزام معلمان کشور ایران و کشورهای منتخب (ایالات متحده آمریکا، فرانسه، آلمان، کانادا، انگلستان، روسیه، استرالیا، ترکیه، ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور) به مدارس خارج از کشور انجام شده است. در این پژوهش مؤلفه های تأثیرگذار در اعزام معلمان ایران و کشورهای منتخب از طریق روش کندل شناسایی شده و برای استخراج مؤلفه های مشترک و غیر مشترک، تجزیه و تحلیل داده ها با روش بولی انجام شده است. نمونه پژوهش را اسناد و مدارک موجود در وبگاه وزارت آموزش و پرورش کشورهای منتخب و آخرین شیوه نامه اعزام معلمان به خارج از کشور تشکیل داده که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. نتایج نشان داد که مؤلفه های اعزام معلمان ایران به خارج از کشور 13 مؤلفه و مؤلفه های اعزام در کشورهای منتخب 29 مؤلفه بوده اند. نتایج نهایی نشان داد که در روش اعزام موفق شرایطی مانند داشتن حداقل مدرک کارشناسی، موفقیت در آزمون ورودی، تسلط به رایانه، اینترنت و نرم افزارهای ضروری رشته تدریس، موفقیت در مصاحبه شفاهی و برخورداری از سلامت جسمی/روانی از مؤلفه های ضروری و مشترک و داشتن حکم استخدام رسمی، داشتن حداقل سه سال تجربه کاری، داشتن گواهی صلاحیت نظری و عملی از مراجع معتبر دانشگاهی و فراسازمانی و دارابودن سابقه کاری و اجرایی قوی از وجوه تفاوت روشهای اعزام هستند. بر این اساس پیشنهاد می شود در نحوه برگزاری و نوع آزمون کتبی و مصاحبه تجدیدنظر و مؤلفه برخورداری معلمان اعزامی از وب سایت شخصی، جزء مؤلفه های اصلی اعزام معلمان به مدارس خارج از کشور محسوب شود. کلید واژگان: اعزام معلمان، کشورهای منتخب، روش کندل، روش بولی تاریخ دریافت: 95/4/28 تاریخ پذیرش: 96/4/19 * دانش آموخته دوره دکتری تخصصی رشته مدیریت آموزشی و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، دانشکده مدیریت (نویسنده مسئول) rkachoueian@khuisf.ac.ir ** دانشیار گروه دکتری مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران b.shahtalebi@khuisf.ac.ir *** دانشیار گروه دکتری مدیریت آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان ، ایران mnadi@khuisf.ac.ir
پژوهش حاضر، تحت عنوان «بررسی اثر اجرای برنامه درسی با بهره گیری از قصه گویی و نمایش (خلاق) بر خلاقیت و یادگیری دانش آموزان دختر پایه چهارم مقطع ابتدایی منطقه 5 شهر تهران» اهداف زیر را دنبال می کند. بررسی تأثیر اجرای برنامه های درسی با بهره گیری از قصه گویی و نمایش (خلاق) بر خلاقیت دانش آموزان دوره ابتدایی و ارائه پیشنهادهای مناسب به مسئولان و دست اندرکاران آموزش و پرورش در مقطع ابتدایی بر اساس یافته های حاصل از تحقیق، روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه مورد مطالعه، کلیه دانش آموزان دختر پایه چهارم مقطع ابتدایی منطقه 5 شهر تهران، در سال تحصیلی 87-86 است. نمونه آماری تحقیق، کلیه دانش آموزان دختر پایه چهارم مقطع ابتدایی مدرسه شهدای شهرک چشمه می باشند، که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای تک مرحله ای به تعداد (63 نفر) انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز این تحقیق، از طریق اجرای فرم (A) تصویری آزمون خلاقیت تورنس[1] جمع آوری شده است. تجزیه و تحلیل داده ها، با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون t-test) مستقل صورت گرفته است.
رشد اجتماعی بعنوان بخش مهمی از فرآیند تحول اثرات مثبت و منفی بسیاری بر سلامت روان کودکان دارد. مطالعه حاضر با هدف شناسایی اثرات همدلی در رشد اجتماعی کودکان پیش دبستانی با تأکید بر نقش میانجی کفایت اجتماعی انجام شد. روش کار: طرح مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کودکان پیش دبستانی شهر تهران سال 1398 بود که تعداد 370 کودک به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس رشد اجتماعی واینلند (1953)، پرسشنامه همدلی بریانت (1982) و پرسشنامه کفایت اجتماعی بلینی (2007) که از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردارند استفاده شده، به منظور تجزیه و تحلیل داده ها مدل یابی معادلات ساختاری به کار گرفته شد. یافته ها: همدلی بر رشد اجتماعی و کفایت اجتماعی کودکان پیش دبستانی تأثیر مستقیم (β=0.24; p <0.001). و بر رشد اجتماعی کودکان با نقش میانجی کفایت اجتماعی تأثیر غیرمستقیم (β=0.12; p <0.02). همچنین کفایت اجتماعی نیز با رشد اجتماعی آن ها اثر مستقیم (β=0.43; p <0.001) و شاخص های برازندگی مدل نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار می باشد. نتیجه گیری متغیرهای همدلی و کفایت اجتماعی در رشد اجتماعی کودکان پیش دبستانی موثر بوده، می تواند در قالب مهارت های پایه ای در آموزش رسمی و مهارت های فرزندپروری به منظور پیشگیری و درمان مشکلات بین فردی به کار گرفت.
The aim of this study was to compare the effectiveness of two methods of cup stacking game and transcranial electrical stimulation of the brain (tDCS) on cognitive inhibition, auditory attention and visual attention in students with attention deficit syndrome in 2019-2020. The present study was a quasi-experimental study with a pretest-posttest design and a control group. The present study population consists of all fifth and sixth grade elementary students with symptoms of attention deficit in Tehran in 2019-2020. Among the fifth and sixth grade students, 45 students with attention deficit symptoms were selected by convenience sampling and randomly assigned to three groups of 15 people including the brain stimulation group, the cup stacking game group and the control group. The tDCS experimental group was treated for 10 sessions of 30 minutes, and the cup stacking experimental group were exposed to ten 30-minute sessions of cup stacking game. In order to evaluate the research variables, the continuous auditory visual function test (IVA) of Rosvold, Sarason, Bransome, and Beck (1956) was used. The results of mixed analysis of variance showed that cup stacking game and tDCS are both effective in improving cognitive inhibition and auditory attention of students with attention deficit syndrome, but there is no significant difference between the two methods in influencing cognitive inhibition and auditory attention (P> 0.05). Also, only the cup stacking game had a significant effect on improving visual attention, but tDCS did not have a significant effect on improving visual attention.
توسعه سیاسی در کتابهای علوم اجتماعی: تحلیل محتوای کتابهای علوم اجتماعی در دوره متوسطه دکتر مصطفی ابطحی* غلامرضا محمدی مهر** چکیده در پژوهش حاضر، به بررسی مؤلفه های توسعه سیاسی در کتابهای علوم اجتماعی دوره راهنمایی و متوسطه پرداخته شده است. روش تحقیق از نوع تحلیل محتوا و جامعه آماری آن، تمام کتابهای علوم اجتماعی است که در سال تحصیلی 94-1393 چاپ شده است. مهم ترین شاخصهای مورد بررسی شامل تعقل، علم گرایی، قانون گرایی، کارجمعی، مشورت و شورا، شایسته سالاری، آینده نگری و برنامه ریزی، تساهل، دعوت به گفتگو، مسئولیت پذیری، تفاهم جمعی و برابری است. یافته های پژوهش نشان می دهند که در کتابهای مذکور مؤلفه های تعقل (2/54 درصد) و علم گرایی (32درصد)، به طور مستقیم و غیرمستقیم، بیش از شاخصهای دیگر مطرح و آموزش داده شده اند. بخش دیگری از یافته های پژوهش گویای این است که دعوت به تعقل و علم گرایی، به طور مستقیم، از کتاب مطالعات اجتماعی پایه هفتم تا کتاب علوم اجتماعی پیش دانشگاهی کاهش یافته است. در حالی که به کارگیری فرآیند عقلی و علمی در آموزش دروس، سیر صعودی نشان می دهد. کار جمعی در 6/11 درصد مطالب، قانون گرایی در 3/11درصد و مسئولیت پذیری در 7/8 درصد مطالب ارائه شده است. این در حالی است که توجه به سایر شاخصها ناچیز است و با اهداف مورد نظر در تدوین کتابهای علوم اجتماعی، همخوانی ندارد. با توجه به اینکه آموزش مؤلفه های پیش گفته می تواند زمینه ای مناسب برای توسعه سیاسی فراهم آورد، گنجاندن آن در کتابهای درسی علوم اجتماعی ضرورت تام دارد. کلیدواژگان: توسعه سیاسی، شاخصهای توسعه سیاسی، کتابهای علوم اجتماعی، تعقل، علم گرایی تاریخ دریافت: 94/7/1 تاریخ پذیرش: 95/9/29 * دانشیار علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران m-abtahi@srbiau.ac.ir ** دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه آزاداسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران(نویسنده مسئول) r43mehr@yahoo.com