در مطالعه حاضر، تاثیر آموزش راهبردهای فراشناختی SQP4R و خود نظارتی در درک مطلب خواندن دانش آموزان کم توان ذهنی پایه پنجم مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور 30 نفر از دانش آموزان کم توان ذهنی از دو مدرسه مختلف انتخاب شدند، پس از اجرای پیش آزمون درک مطلب بر روی هر دو گروه (آزمایش و کنترل)، به گروه آزمایشی در 16 جلسه 45 دقیقه ای روش SQP4R و خودنظارتی آموزش داده شد. پس از اجرای 16 جلسه آموزشی از آزمودنی های دو گروه پس آزمون درک مطلب به عمل آمد. تحلیل کوواریانس نشان داد که به کار گیری راهبرد فراشناختی SQP4R به همراه خود نظارتی در درک مطلب خواندن دانش آموزان موثر بوده است. نتایج به دست آمده از فرضیه پژوهش مبنی بر عملکرد بهتر دانش آموزانی که راهبرد فراشناختی SQP4R و خودنظارتی را دریافت کرده اند، حمایت می کند. آموزش این راهبردها، درک مطلب دانش آموزان را افزایش داد و به نگهداری اطلاعات کمک کرد.
زمینه : هدف از انجام این پژوهش بررسی میزان عملکرد درس حرفه آموزی در دانش آموزان کم توان ذهنی از دیدگاه دبیران مدارس استثنایی شهر اصفهان بود.
روش: در این پژوهش 108نفر از دبیران مدارس استثنایی شهر اصفهان مشارکت کرده اند که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم با توجه به ناحیه محل خدمت انتخابشده اند. روش پژوهش، توصیفی و از نوع پیمایشی بود. در این پژوهش از یک پرسش نامه محققساخته 66سوالی استفادهشد. این پرسش نامه دارای روایی صوری و محتوایی بوده و پایایی آن بهروش ضریب آلفای کرونباخ 95/0 به دستآمد. داده های حاصل از این پژوهش به وسیله آزمون های تی تک نمونه ای، تی مستقل، تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی ال اس دی تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشانداد که عملکرد درس حرفه آموزی و ابعاد آن یعنی خودکفایی مهارت های اجتماعی و روانی حرکتی بالاتر از حد متوسط شده است. همچنین یافته ها نشان داد که بین میانگین نمره های عملکرد درس حرفه آموزی از نظر دبیران نواحی مختلف و سوابق خدمتی گوناگون تفاوت معنی داری وجوددارد ولی بین میانگین نمره های عملکرد با توجه به متغیر جنسیت، مدرک و رشته تحصیلی تفاوت معنی داری وجودندارد.
نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش، ابعاد عملکرد درس حرفه آموزی (مهارت های خودکفایی، اجتماعی و روانی حرکتی) بالاتر از حد متوسط محقق شده بودند
هدف از پژوهش حاضر، پیش بینی خودکارآمدی در ریاضی بر
اساس جهت گیری های هدف در میان دانش آموزان سرآمد تحصیلی بود. بدین منظور، 311
دانش آموز سال اول دبیرستان (141 دختر و
170 پسر) به روش خوشه ای از دبیرستان های پرورش استعدادهای درخشان و نمونه
دولتی واقع در شهرستان شیراز انتخاب شدند. مقیاس جهت گیری هدف در ریاضی و پرسشنامه
خودکارآمدی در ریاضی به عنوان ابزار سنجش به کار برده شد. پژوهش حاضر، شواهدی مبنی
بر روائی و پایائی قابل قبول این ابزارها فراهم ساخت. یافته ها نشان داد که رابطه
معنی دار بین جهت گیری های هدف و
خودکارآمدی در ریاضی بر قرار است. چنان که فزونی تبحرگرائی و عملکردگرائی با
افزایش خودکارآمدی همراه بود، در حالی که عملکردگریزی رابطه منفی با مؤلفه ها و کل
خودکارآمدی در ریاضی داشت. نتایج تحلیل های رگرسیون چندگانه بیانگر آن بود که
تبحرگرائی در فرآیند یادگیری درس ریاضی، مهم ترین عامل پیش بینی کننده خودکارآمدی
است. عملکردگرائی اگرچه به طور مثبت دو مؤلفه و کل خودکارآمدی را پیش بینی می نمود،
امّا نسبت به تسلط گرائی، نقش پیش بینی کنندگی به مراتب ضعیف تری داشت. بر خلاف آن،
فزونی عملکردگریزی با کاهش مؤلفه های خودکارآمدی در ریاضی همراه بود. تلویح یافته های
پژوهش حاضر برای دست اندرکاران آموزش و پرورش فراگیرندگان سرآمد تحصیلی، تأکید
بیشتر بر راه کارهائی است که آنان را به اهداف درونی یادگیری در درس ریاضی هدایت
نماید.
تربیت هنری به عنوان یکی از کارکردهای اساسیِ نظام آموزشی است. این در حالی است که امروزه هنر، در برنامه های درسی ایران از جایگاه مناسبی برخوردار نیست و تربیت هنری جدی گرفته نمی شود. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش هنر با رویکرد تربیت هنری بر علاقه به درس هنر و عشق به یادگیری در دانش آموزان انجام شد. جامعه پژوهش، دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی شهر یزد و نمونه شامل 44 نفر در دو گروه 22 نفره از دانش آموزان بودند که به روش نمونه گیری تصادفی جایگزینی انتخاب شدند. از پرسشنامه های علاقه به درس و عشق به یادگیری جهت گردآوری داده ها استفاده گردید. پایایی پرسشنامه ها بر اساس ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب93/0 و 76/0 بدست آمد. نتایج نیز نشان داد که آموزش هنر با رویکرد تربیت هنری باعث افزایش علاقه به درس هنر در دانش آموزان شده و همچنین تأثیر معناداری در عشق به یادگیری آنان داشته است.
هدف از این تحقیق ارائه مدل ساختاری پیش بینی فرسودگی شغلی مدیران دانشگاه آزاد منطقه یک بر اساس ابعاد کیفیت زندگی کاری، تعهد سازمانی و مدیریت دانش است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه آماری مورد بررسی این تحقیق شامل660 نفر از مدیران دانشگاه آزاد اسلامی منطقه یک که در سال تحصیلی 92-91 مشغول به خدمت بودند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، و با استفاده از جدول مورگان تعداد250 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های تحقیق، از سه پرسش نامه فرسودگی شغلی مسلک و جکسون (1981)، کیفیت زندگی کاری والتون (1973)، تعهد سازمانی می یر (1990) و مدیریت دانش شرون لاوسون (2003) استفاده گردید که با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ پایایی کلیه پرسشنامه ها محاسبه گردید که از پایایی مناسب برخوردار بودند. نتایج ضریب همبستگی، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر نشان داد که: کلیه ابعاد کیفیت زندگی کاری قادر به پیش بینی متغیر فرسودگی شغلی بود. دو بعد تعهد عقلانی و تعهد هنجاری به ترتیب به میزان 44/0و 39/0 قادر به پیش بینی فرسودگی شغلی بودند. تنها سه بعد مدیریت دانش، (دانش آفرینی، جذب دانش و کاربرد دانش) به ترتیب قادر به پیش بینی فرسودگی شغلی بودند. ارائه مدل ساختاری پیش بینی فرسودگی شغلی مدیران براساس کیفیت زندگی کاری، تعهد سازمانی و فرسودگی شغلی.
هدف پژوهش حاضر، بررسی اولویت های یادگیری مادام العمر در قالب سوادهای عصر حاضر (اطلاعاتی، پژوهشی، تربیتی، رسانه ای، رایانه ای، زیست محیطی، سلامت، عاطفی، فرهنگی، مالی) است. این پژوهش از حیث هدف کاربردی، از حیث ماهیت توصیفی و تحلیلی و از نظر اجرا به صورت آمیخته (مصاحبه و پیمایش) انجام شد. جامعه آماری نیز شامل کلیه اساتید گروه علوم تربیتی دانشگاه پیام نور و دانشجویان یادگیری الکترونیکی این دانشگاه در سال تحصیلی 97-96 است که تعداد 372 دانشجو و 86 عضو هیات علمی به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. در مرحله اول؛ پس از مطالعه ادبیات و پیشینه و انجام مصاحبه نیمه ساختار یافته از متخصصان آموزشی مجموعه سوادهای عصر حاضر استخراج شد، سپس در مرحله دوم، دو چک لیست ویژه استادان و دانشجویان توزیع شد. نتایج آزمون فریدمن نشان داد که هر دو گروه استادان ودانشجویان سواد اطلاعاتی را به طور مشترک به عنوان اولین اولویت خود انتخاب کردند، بعد از آن سواد سلامت در رتبه دوم قرار گرفت، دانشجویان سواد عاطفی را به عنوان رتبه سوم انتخاب کردند در حالی که استادان سواد مالی را در رتبه سوم اهمیت دانستند، درخصوص رتبه چهارم نیز استادان و دانشجویان به طور مشترک سواد رسانه ای را انتخاب کردند، همچنین نتایج آزمون t-test مستقل برای مقایسه سوادهای مورد مطالعه از دیدگاه استادان و دانشجویان نشان داد که سوادهای مالی، رایانه ای، پژوهشی، تربیتی از دیدگاه استادان به صورت معنی داری دارای اهمیت بیشتر نسبت به دانشجویان است در حالی که سواد زیست محیطی و سواد عاطفی، از دیدگاه دانشجویان به صورت معنی داری دارای اهمیت بیشتر نسبت به استادان است، همچنین درخصوص سایر سوادها، تفاوتی مشاهده نشد؛ در نهایت نیز مدل مفهومی جهت اولویت بندی سوادها از نظر دانشجویان و اساتید، پیشنهاد شد.
هدف این تحقیق بررسی ویژگی های دانش آموز از دیدگاه اسناد آموزش وپرورش و نقد آن بر اساس کتاب «آداب المتعلمین» خواجه نصیرالدین طوسی است. روش به کاررفته در این پژوهش تحلیل اسناد و انتقادی بوده است. براین اساس ابتدا بخش مبانی انسان شناسی سند تحول بنیادین آموزش وپرورش موردبررسی قرار گرفت و با توجه به آن ویژگی های دانش آموز صورت بندی شد. سپس با مراجعه به کتاب «آداب المتعلمین» خواجه نصیرالدین طوسی به مشخصات دانش آموز اشاره شد و در پایان با معیار قرار دادن کتاب «آداب المتعلمین»، ویژگی های دانش آموز در سند موردنقد قرار گرفت یافته های تحقیق نشانگر آن است که علی رغم وجود ویژگی های مشترک، برخی از ویژگی های دانش آموز از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی وجود دارد که در سند تحول بنیادین آموزش وپرورش کمتر به آن توجه شده یا اصلاً وجود ندارد. در اسناد آموزش وپرورش، به طورکلی تأکید مناسب و کافی بر مبانی و اصول صورت گرفته و اشاره اندکی به روش های مشخص شده است و این در حالی است که خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب «آداب المتعلمین» به معرفی خصوصیات و روش های تربیتی مبتنی بر اصول و بنیادهای دینی می پردازد.
این پژوهش، با هدف بررسی رابطه بین ابعاد عدالت سازمانی، اعتماد، تعهد مستمر و عاطفی با ادراک معلمان از خودکارآمدی نقش مدیران آموزشی شهر اصفهان به مرحله اجرا در آمد. روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری آن تمامی معلمان مرد و زن نواحی پنجگانه آموزش و پرورش شهر اصفهان بوده اند. با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای که در آن نسبت سهم شرکت کنندگان نیز در نظر گرفته شده بود و با فرمول تعیین حجم کوهن و همکاران (2000)، 361 نفر (127مرد و 234زن) انتخاب و به منظور جمع آوری داده های پژوهش در بین آنها پرسشنامه های عدالت توزیعی، رویه ای و تعاملی، اعتماد به سازمان و مدیر، تعهد مستمر، تعهد عاطفی و خودکارآمدی نقش مدیر توزیع گردید. روایی صوری و محتوایی و پایایی این پرسشنامه ها به دقت بررسی و مورد تأیید قرارگرفت. در راستای بررسی فرضیه های پژوهش داده های حاصل برای تحلیل به صفحات داده های خام نرم افزار بسته آماری علوم اجتماعی و برای برازش مدل علّی معادلات ساختاری به نرم افزار لیزرل منتقل گردید. یافته های بدست آمده از تحلیل های آماری نشان داد که ابعاد عدالت سازمانی، اعتماد، تعهد مستمر و تعهد عاطفی با ادراک معلمان از خودکار آمدی نقش مدیران رابطه دارد. هم چنین مدل علّی طراحی شده در پژوهش بر اساس الگوی معادلات ساختاری برازش گردید. شاخص نیکوئی برازش (GFI) 80/0و شاخص تصحیح یافته آن ((AGFI41/0 و ریشه میانگین مجذور باقی مانده ها در مدل متغیرهای مکنون 177/0RMSEA=بود. بنابراین مدل دارای برازش نسبتاً خوبی بوده است و به این ترتیب مدل معادلات ساختاری رابطه بین ابعاد عدالت سازمانی، اعتماد و تعهد نسبتاً قادر به پیش بینی خودکارآمدی نقش مدیران آموزشی می باشد.
هدف کلی این پژوهش، بررسی رابطه ی بین ادراک دانشجویان از اثر بخشی برنامه درسی تجربه شده و توسعه ی شایستگی های رهبری آنان در قالب یک مدل معادله ی ساختاری بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه ی دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه شیراز بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای، تعداد 18 کلاس از دانشجویان سال آخر گروه های مختلف تحصیلی انتخاب شدند که در مجموع شامل 284 دانشجو می شدند. ابزار مورد استفاده شامل مقیاس محقق ساخته ی اثربخشی برنامه درسی تجربه شده و پرسش نامه توسعه ی شایستگی رهبری بود. پس از محاسبه ی روایی و پایایی ابزار و توزیع بین افراد نمونه، داده ها با نرم افزارهای SPSS 16 و LISREL8.54 و روش های آماری آزمون تی تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادله ی ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند و نتایج نشان داد که: 1- میانگین اثربخشی تکالیف و ارزشیابی از حد متوسط پایین تر است. 2- میانگین ابعاد خودآگاهی، کار گروهی و مشارکت با اجتماع از میانگین معیار متوسط بالاتر است اما از حد مطلوب پایین تر می باشد؛. 3- رابطه ی مثبت و معناداری بین متغیرهای اثربخشی برنامه درسی تجربه شده و توسعه ی شایستگی های رهبری وجود دارد؛ 4- اثربخشی برنامه درسی تجربه شده ی دانشجویان پیش بینی کننده ی مثبت و معنادار توسعه ی شایستگی رهبری آنان است.