The purpose of this study was to evaluate the rate of using standards of designing electronic courses in educational contents of state-virtual universities in Iran. The method of the study was a descriptive-survey one. The statistical population was the educational content of electronic courses in state-virtual universities such as University of Science and Technology, and Shiraz University. Data collection was done through interview and observation and for recording data; a researcher-made check list was used. Cronbach Alpha coefficient of the check list was calculated 0/95. The data were analyzed through frequency tables, one sample t-test, Kolmogorov-Sminov and Friedman test. Results showed that using seven criteria for designing electronic courses and their components were suitable and appropriate. In addition, Friedman test results indicated ranking of criteria in the form of page layout, general information, language, organization, recourses, availability and evaluation. Finally, priority of indicators for each component was also determined.
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش کیفیت تدریس اساتید در باورهای خودکارآمدی دانشجویان صورت گرفت. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانشجویان رشته های علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 91-90 بوده اند (مجموعاً 7553 نفر). تعداد 366 نفر از این دانشجویان طبق جدول کرجسی و مورگان و به شیوه نمونه گیری طبقه ای نسبی با توجه به حجم هر دانشکده، انتخاب و پرسشنامه های کیفیت تدریس سراج و خودکارآمدی عمومی شرر را تکمیل کردند. داده های حاصل نیز با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل رگرسیون تحلیل شدند. کیفیت تدریس، قادر به پیش بینی باورهای خودکارامدی دانشجویان (000/0p=،12/30=(364،1)F) و 8 درصد از واریانس باورهای خودکارامدی دانشجویان از طریق کیفیت تدریس اساتید، قابل تبیین بود.از بین مؤلفه های چهارگانه کیفیت تدریس، ارزشیابی تدریس (003/0, p=008/3 t=) و روابط بین فردی (029/0, p=197/2t=) پیش بینی کننده مثبت و طرح درس (001/0, p=329/3- t=) پیش بینی کننده منفی خودکارآمدی دانشجویان بود. همچنین، مولفه اجرای تدریس (356/0, p=924/0- t=) در پیش بینی خودکارآمدی دانشجویان مورد بررسی سهمی نداشت (356/0, p=924/0- t=). بنابراین با توجه به اینکه در مطالعه حاضر، اجرای تدریس در باورهای خودکارآمدی دانشجویان نقشی نداشت، استفاده از روش های تدریس مساله محور که دانشجو را درگیر فرآیند آموزش می نماید، توصیه می گردد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطة ابعاد کمال گرایی با اضطراب حالتی/خصلتی در دانش آموزان دبیرستانی (متوسطه دوم) تیزهوش شهر شیراز است. در پژوهش حاضر، 203 نفر دانش آموز دبیرستانی (103 دانش آموز دختر و 100 دانش آموز پسر) شرکت داشتند. داده های پژوهش از طریق پرسش نامة کمال گرایی مثبت و منفی تری شورت و همکاران و پرسش نامه اضطراب حالتی/خصلتی اسپیلبرگر و همکاران جمع آوری گردید و سپس از طریق روش آماری تحلیل رگرسیون چندگانه و آزمون t مستقل مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که رابطة معنادار منفی بین کمال گرایی مثبت دانش آموزان با اضطراب حالتی و خصلتی وجود دارد و رابطة معنادار مثبتی بین کمال گرایی منفی دانش آموزان با اضطراب حالتی و خصلتی وجود دارد. همچنین دیگر یافته پژوهش حاکی از این است که دختران و پسران در متغیرهای مورد مطالعه تفاوت معناداری داشتند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان توجه کتاب تفکر و پژوهش پایه ششم ابتدایی به مقوله آموزش سواد رسانه ای است که به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است و شامل فراوانی، درصد فراوانی و نمودار است. در این پژوهش که با روش تحلیل محتوا انجام شده، محتوای متنی، تصویر و پرسش ها به روش کیفی بررسی گردیده است، جامعه آماری این تحقیق کتاب تفکر و پژوهش پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی 97-98 می باشد یافته های پژوهش استخراج پنج مؤلفه ی 1-وجود محتوایی درباره یک رسانه 2-وجود محتوایی در جهت فهم رسانه ها 3- وجود محتوایی در جهت ارائه توضیحات نسبت به استفاده صحیح از رسانه ها 4- وجود محتوایی در جهت بیان تهدیدات و مضرات رسانه ها 5- وجود محتوایی در جهت مقابله با تهدیدات و چالش ها را برای آموزش سواد رسانه ای نشان دادند. نتایج بیانگر این بود که درمجموع آیتم های مرتبط با آموزش سواد رسانه ای برابر 125 آیتم بوده که بخش محتوای متنی آن 56 آیتم و بخش محتوای تصویری آن 15 آیتم و بخش محتوای پرسشی آن 54 آیتم را به خود اختصاص داده اند. نتیجه فوق بیانگر این است که فراوانی آیتم های متنی بیشتر از تصویری بوده و می توان گفت که در متن کتاب به رسانه، کاربرد و استفاده صحیح از آن اشاره شده اما به تهدیدات و مضرات رسانه ها پرداخته نشده است. در بررسی میزان توجه کتاب به پرسش ها باید گفت که پرسش ها در جهت بیان استفاده از رسانه ها و تحلیل و استفاده درست از آن می باشند اما همانند متن و تصویر به بیان راه مقابله با تهدیدات رسانه ها اختصاص نیافته است.
نابینایان و کم بینایان به عنوان گروهی از دانش آموزان با نیازهای ویژه همچون دیگران می توانند از رایانه استفاده کرده و بهره ببرند. پیشرفت تکنولوژی و ادغام آن با الفبای بریل و گویا کردن اطلاعات مکتوب منجر به ایجاد تجهیزات تکنولوژیکی و تولید ابزارهای ورودی و خروجی رایانه ویژه آسیب دیدگان بینایی و استفاده آنان همچون دیگران از رایانه شده است. در مقاله حاضر ضمن معرفی دستگاه های ورودی و خروجی رایانه ویژه آسیب دیدگان بینایی، به منظور کسب ایده، هم چنین تولید و بومی سازی دستاوردهای موجود، به معرفی جدیدترین ابزارهای ورودی و خروجی رایانه برای این گروه از دانش آموزان پرداخته می شود.
پژوهش حاضر، با هدف بررسی رابطه استفاده از بازی های رایانه ای با افت تحصیلی دانش آموزان دختر دوره متوسطه انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر بابل به تعداد 7542 نفر در سال تحصیلی 93-1392 بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان، 364 نفر تعیین شد. نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای انجام پذیرفت. ابزار گردآوری اطلاعات دو پرسش نامه محقق ساخته بازی های رایانه ای و وضعیت تحصیلی، مجموعاً 25 سؤالی به صورت بسته پاسخ در طیف پنج گزینه ای لیکرت بوده است. روایی صوری و محتوایی ابزار توسط متخصصان و صاحب نظران رشته تکنولوژی آموزشی و روان شناسی مورد تأیید واقع شده است و ضریب پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ 83/0 محاسبه شد. داده ها در دو سطح توصیفی با استفاده از جداول و نمودارها، میانگین و انحراف معیار و سطح استنباطی با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرونف و آزمون های پارامتریک تی تک نمونه و ضریب همبستگی پیرسون مورد توصیف و تحلیل واقع شد. نتایج نشان داد که اکثریت دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر بابل از بازی های رایانه ای استفاده می کنند. هم چنین، یافته ها حاکی از آن بود که بین بازی های رایانه ای با افت تحصیلی و انگیزه تحصیلی رابطه قوی و با یادگیری دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر بابل رابطه ضعیف وجود دارد.
هدف پژوهش حاضر، کیفیت سنجی برنامه های درسی تحصیلات تکمیلی دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر: هدف های برنامه درسی، محتوای برنامه درسی، راهبردهای یاددهی یادگیری و راهبردهای ارزیابی برنامه درسی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان و اساتید تحصیلات تکمیلی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی به تعداد 165 نفردانشجو و 53 نفراستاد در سال تحصیلی 92-93 می باشند؛ که با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه 114 نفر دانشجو و 46 نفر اعضای هیات علمی برآورد شدو از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم در حیطه دانشجویان در سه گرایش مدیریت آموزشی، برنامه ریزی درسی و برنامه ریزی آموزشی در دو مقطع ارشد و دکترا استفاده شده که به ترتیب 40، 35 و 39 نفر نمونه را تشکیل می دهند. روش پژوهش توصیفی پیمایشی بوده است. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته شامل 68 گویه که روایی آن با استفاده از روایی محتوایی و صوری و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ 94/0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از پرسش نامه از آزمون t تک نمونه ای و مستقل استفاده شده است. یافته های حاصل از پژوهش، در حیطه دانشجویان حاکی از آن است: هدف های برنامه درسی، محتوای برنامه درسی، راهبردهای یاددهی یادگیری و راهبردهای ارزیابی برنامه درسی نتوانسته نیازها و انتظارات دانشجویان را برآورده نماید و در حیطه اساتید عناصر راهبرد اجرایی و راهبرد ارزیابی تا حدی توانسته نیازها و انتظارات اساتید را برآورده کند و عناصر هدف و محتوا نتوانسته نیازها و انتظارات اساتید را برآورده کند. همچنین بین ویژگی های دموگرافیکی دانشجویان و اساتید تفاوت معنی داری وجود ندارد.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه اعتیاد به بازی های رایانه ای، هیجانی خواهی و اضطراب اجتماعی با عملکرد تحصیلی: نقش تعدیل کنندگی خود کنترلی در نوجوانان انجام گرفت. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش مشتمل بر 200 نفر (99 پسر و 101 دختر) از دانش آموزان ناحیه 5 شهر اصفهان بود که براساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های خودکنترلی تانجی و همکاران (2004)، هیجان خواهی ماروین زاکرمن (1978)، اضطراب اجتماعی نوجوانان پاکلک (2004)، عملکرد تحصیلی فام و تیلور (۱۹۹۹)، اعتیاد به بازی های رایانه ای فرهادی (1395) بود. داده های جمع آوری شده از پرسشنامه ی پژوهش به روش حداقل مربعات جزئی در معادلات ساختاری و با استفاده ازدو نرم افزار SPSS-22 وSmart_PLS-3 تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که خودکنترلی توانسته رابطه ی بین اعتیاد به بازی های رایانه ای و عملکرد تحصیلی را تعدیل نماید و مقدار اثر تعدیل کنندگی به میزان 239/0 می باشد، بدین معنا که خودکنترلی در رابطه ی بین اعتیاد به بازی های رایانه ای و عملکرد تحصیلی نقش تعدیل کنندگی ایفا می نماید (05/0 P<)، در حالیکه نتوانسته رابطه ی بین اضطراب اجتماعی و عملکرد تحصیلی و رابطه بین هیجانی خواهی و عملکرد تحصیلی را تعدیل نماید.
هدف از این مطالعه مقایسه عملکرد دانشجویان کارشناسی ارشد رشته آموزش زبان انگلیسی در سیستم آموزش الکترونیکی و آموزش رو در رو در دانشگاه پیام نور، بزرگ ترین دانشگاه دولتی ایران و بزرگ ترین موسسه آموزش از راه دور خاورمیانه بود. به این منظور، عملکرد 1254 دانشجوی کارشناسی ارشد شامل 678 دانشجوی آموزش رو در رو و 576 دانشجوی الکترونیکی در 5 درس مقایسه شد. همچنین عملکرد 158 دانشجوی مرد با 418 دانشجوی زن در آموزش الکترونیکی برای پیدا کردن تفاوت قابل توجه در عملکرد آن ها مقایسه شد. نتایج نشان داد که دانشجویان آموزش الکترونیکی زن و مرد در امتحانات پایان ترم تفاوت قابل ملاحظه ای ندارند. همچنین دو گروه دانشجویان رو در رو و آموزش الکترونیکی در سه درس از پنج درس مقایسه شده تفاوت قابل ملاحظه ای نداشتند. اما در دو درس دانشجویان آموزش رو در رو به طور قابل ملاحظه ای از دانشجویان الکترونیکی پیشی گرفتند. دلایل اختلاف بین دو گروه دانشجویان می تواند به عواملی مثل اختلاف در دو نحوه آموزش، کیفیت نرم افزار و سخت افزار در آموزش الکترونیکی، و تعداد زیاد دانشجویان در کلاس های الکترونیکی باشند که لزوم توجه هر چه بیشتر مسئولان به این آموزش در دانشگاه پیام نور را می طلبد. بر اساس نتایج کاربردهای نظری و عملی ارائه شد.