محیط های مجازی می توانند با استفاده از عناصری چون روایت، تصویر، کلمات و پویانمایی در ترکیب با یکدیگر با روش های تعاملی ساختار مفهومی مناسبی باسطح درک یادگیرنده و علایق اوفراهم سازند. در واقع یادگیرندگان با سرعت مناسب خود می آموزند و می توانند بارها خطا کنند بدون اینکه رایانه از ارائه مجدد تمرین خسته و یا به دلیل کندی عمل یا درشت نویسی بی صبر شود. در چنین محیط های امن یادگیری ثابت شده است که مهارت ها قابل انتقال به محیط واقعی است و در مواردی سرعت اجرا نیز بالاتر بوده است. موانع ابزاری در استفاده از این محیط ها به چهار گروه، استفاده نابه جا از ابزار، پشتیبانی در مواقع لازم، مشکلات حرکتی و عکس العمل کاربر تقسیم می شود. نقش معلمان در کاربرد این محیط ها و ارائه مفاهیم راهبردهای یادگیری به تولید کنندگان این محیط ها و همچنین ارائه تمرین های خوب مطرح است.
مطالعه حاضر با هدف بررسی، تحلیل و نقد مدل های پیشین طراحی آموزشی و محیط های یادگیری و ارائه مدلی نوین در این زمینه با رویکرد تلفیقی انجام شده است. سؤال های اساسی در این مطالعه عبارت بودند از: 1) نقاط قوت و ضعف مدل های رایج جهانی در زمینه طراحی آموزشی و محیط های یادگیری کدامند؟ 2) مدل مناسب مبتنی بر رویکرد تلفیقی در زمینه طراحی آموزشی و محیط های یادگیری کدام است؟ برای پاسخگویی به سؤال های مذکور از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی مبتنی بر روش جورج بردی استفاده گردید. ابتدا با استفاده از منابع مختلف فارسی و انگلیسی کتابخانه ای، منابع انگلیسی موجود در شبکه وب، مکاتبه با طراحان برخی از مدل های رایج جهانی طراحی آموزشی و محیط های یادگیری و همچنین مراجعه به وب سایت های مربوطه، اطلاعات اولیه برای استخراج نقاط قوت و ضعف مدل های پیشین طراحی آموزشی و محیط های یادگیری استخراج و جمع آوری گردید. سپس براساس دو معیار کلیدی عناصر اساسی مورد نیاز در یک برنامه جامع طراحی آموزشی و نوع رویکرد به موضوع طراحی آموزشی، مدل های انتخابی مورد تحلیل، مقایسه و نقد قرار گرفته و در نهایت مدل نوینی ارائه گردید. جامعه آماری در این تحقیق شامل کلیه مدل های طراحی آموزشی و محیط های یادگیری است که بیش از چهل مدل می باشد. نمونه آماری مطالعه شامل هشت مدل طراحی آموزشی و محیط های یادگیری است که با روش نمونه گیری هدفمند از میان جامعه آماری انتخاب گردید. یافته های این مطالعه حاکی از آن است که مدل های طراحی آموزشی و محیط های یادگیری دربرگیرنده ی کلیه عناصر اساسی مورد نیاز در یک برنامه جامع طراحی آموزشی و محیط های یادگیری نیستند و این عامل باعث شده است تا فرایند طراحی آموزشی به صورت جامع مدنظر قرار نگیرد. همچنین ارائه کنندگان مدل های پیشین طراحی آموزشی و محیط های یادگیری با رویکرد مستقل به طراحی مدل خویش پرداخته اند و این باعث شده است تا نتوان از کلیه ظرفیت ها و امکانات در فرایند طراحی آموزشی و محیط های یادگیری بهره گرفت. نویسنده مقاله حاضر سعی کرده است تا در مدل نوین خود، ضمن بهره گیری از رویکرد تلفیقی که نگاه کاملاً جدید و متفاوتی در طراحی آموزشی و محیط های یادگیری است، عناصر اساسی موردنیاز در یک برنامه جامع طراحی آموزشی و محیط های یادگیری را نیز مدنظر قرار دهد. علاوه بر آن، مبانی فلسفی، ویژگی ها، اصول و الزامات بکارگیری مدل نوین نیز تبیین شده است.
تهیه و تنظیم مهارت ها و شایستگی های کانونی در محتواهای برنامه آموزش فنی و حرفه ای یکی از مهم ترین چالش های برنامه ریزان آموزشی و درسی است. شایستگی هایی کلیدی از قبیل مهارت حل مسئله، مهارت های کار با رایانه، داشتن تفکر استراتژیک، مهارت زبان انگلیسی و... همواره در بخش های کار و اشتغال از جایگاه خاصی برخوردار بوده اند. بدون تردید انتخاب نوع خاصی از این مهارت ها در برنامه های آموزش نیروی انسانی یکی از مهم ترین دغدغه های تمامی ذی نفعان چه برنامه ریزان آموزشی و چه کارفرمایان است. بنابراین، با توجه به اهمیت این مهارت ها و شایستگی های کانونی در هنگام تهیه محتواهای برنامه های آموزش فنی و حرفه ای برای بازار کار، در این مقاله ابتدا به تعریف، اهمیت این مفهوم و همچنین به بررسی تجربیات سایر کشورها از قبیل استرالیا، انگلستان، و کانادا پرداخته شده است. پس از آن، جایگاه نظری مفهوم مهارت ها و شایستگی های کانونی در پارادایم فوردیسم و پست فوردیسم و چالش های مربوط مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. سرانجام مؤلف فهرستی از این شایستگی ها و ارتباط آنها با آموزش مبتنی بر شایستگی (CBT) را به برنامه ریزان آموزش فنی و حرفه ای پیشنهاد کرده است.
آموزش عالی در کشور ایران به شکل های مختلفی توسعه پیدا کرده است و طبیعتاً متقاضیان مختلفی را از گروه های سنی، جنسی و طبقات اجتماعی به خود جلب کرده است. این نوع آموزش ها از دوره های کاردانی تا تحصیلات تکمیلی، و به شیوه های نظری و عملی انجام می گیرد. یکی از این نوع آموزش ها، آموزش های فنی و حرفه ای است که در دانشگاه های فنی و حرفه ای ارائه می شود. این پژوهش، به صورت توصیفی بوده و جامعه آماری آن را دانشجویان دانشگاه فنی و حرفه ای استان مازندران را تشکیل داده اند. مسئله اساسی این تحقیق این است که چه انگیزه و دلایلی متقاضیان را برای ورود به دانشگاه های فنی و حرفه ای ترغیب کرده است؟ نتایج این پژوهش نشان داده است که: علل انگیزشی جذب دانشجو به رشته فنی و حرفه ای همبستگی مثبت معنی دار با استعداد و توانایی دانشجو، همبستگی مثبت معنی دار با بازار کار و آینده شغلی؛ همبستگی منفی معنی دار با وضعیت اقتصادی دانشجو؛ همبستگی مثبت معنی دار با کوتاه مدت بودن دوره و جذب سریع به بازار کار؛ همبستگی منفی معنی دار با شغل والدین؛ همبستگی مثبت معنی دار با خوداشتغالی و همبستگی مثبت معنی دار با وضعیت تحصیلی؛ همبستگی مثبت معنی دار با تشویق خانواده دارد.
االگوی آموزش کارآفرینی KAB از جمله الگوهای معتبر آموزش کارآفرینی در حوزه آموزش های مهارتی است که از سوی کارشناسان سازمان جهانی کار ( [1] ILO ) تهیه و توسعه یافته است. پژوهش حاضر، به منظور بررسی میزان اثربخشی الگوی آموزش کارآفرینی KAB در سه حوزه نگرش شخصی، سبک زندگی و الگوی رفتاری کارآموزان انجام گرفت. پژوهش با استفاده از روش طرح های آمیخته انجام شد که در مرحله کیفی به صورت مصاحبه و در مرحله کمی به صورت شبه آزمایشی، همراه با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه مورد مطالعه این پژوهش، 35 نفر ازکارآموزان دوره کارآفرینی در یکی از آموزشگاه های تحت نظارت اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان البرز بوده که به صورت تمام شماری، قبل و بعد از آموزش، مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه ای استفاده شد که روایی صوری و محتوای آن از سوی متخصصان و پایایی آن از طریق انجام آزمون آلفای کرونباخ با ضریب 74/0 تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS انجام و برای بررسی فرضیه های پژوهش، علاوه بر آمار توصیفی، از آزمون های کولموگروف- اسمیرنف، لوین، ویلکاکسون و t گروه های وابسته استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش کارآفرینی KAB بر الگوی رفتاری و سبک زندگی تأثیرگذار بوده ولی بر نگرش شخصی، تأثیری نداشته است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی روایی عاملی و پایایی پرسشنامه دلبستگی به مدرسه است. به همین منظور به طور تصادفی 380 دانش آموز دختر و پسر از بین دبیرستان های سطح شهر مشهد، انتخاب شدند. برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرانباخ و برای تعیین روایی عاملی آن از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی استفاده شد. همسو با نتایج پژوهش موتون و همکاران(1996) مطالعه حاضر نشان داد که این پرسشنامه از همسانی درونی قابل قبولی برخوردار است و ضرایب آلفای کرانباخ در زیر مقیاس های آن بین 80/0 تا 83/0 است. همچنین نتایج تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی مؤید آن است که ساختار پرسشنامه برازش قابل قبولی با داده ها دارد و کلیه شاخص های نیکویی برازش، مدل را تایید می کنند. بنابراین،این پرسشنامه می تواند ابزار مناسبی برای ارزیابی دلبستگی دانش آموزان به مدرسه باشد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و تعیین ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ای متناسب با معیارهای فرهنگی جامعه ایرانی جهت بررسی عوامل موثر بر رفتار به اشتراک گذاری دانش در دانشگاهها انجام شده است. روش بررسی: مطالعه ی حاضر یک پژوهش روش شناختی است که در 3 مرحله انجام گرفت. در مرحله اول پژوهشگران با استفاده از روش کیفی با نظریه ی زمینه ای[1] به شناسایی و تبیین عوامل به اشتراک گذاری دانش در دانشگاهها پرداختند و چارچوبی را برای ادراک آن تنظیم و تدوین نماید[2]. در مرحله دوم، عبارات پرسشنامه، بر اساس مصاحبه های بدون ساختار با اعضای هیات علمی دانشگاهها و استقرا از گروه متخصصین، تدوین گردید. سپس در مرحله سوم، ویژگیهای روانشناختی پرسشنامه با بهره گیری از روائی صوری، روائی محتوا، روائی سازه ،همسانی درونی و ثبات، مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله ی اخیر 92 عضو هیات علمی دانشگاه به صورت نمونه گیری سهمیه ای از دانشگاه آزاد، دانشگاه جامع گلستان و دانشگاه پزشگی گرگان انتخاب شده، در مطالعه شرکت کردند. یافته ها و نتایج :نتایج تحلیل ها، استفاده از 20 گویه طراحی شده را حمایت می کند. این فرم کوتاه مقیاس عوامل به اشتراک گذاری دانش در نمونه اعضای هیات علمی ایرانی از ساختار عاملی مطلوب و روشنی برخوردار است .
از ضرورت های عصر اطلاعات، که قرن بیست ویکم را نیز شامل می شود، نیاز به آموزش و پرورش بویژه سواد رسانه ای است. با توجه به اهمیت این موضوع، در مقاله حاضر پژوهش و بررسی آموزش سواد رسانه ای در دو کشور کانادا و ژاپن را، که از پیشگامان این حوزه در دنیا محسوب می گردند، انتخاب کرده و با روش اسنادی و توصیفی به بررسی آن پرداخته ایم. با توجه به مطالعات انجام شده، آموزش سواد رسانه ای در کانادا بر مبنای استانداردهایی یکسان ، معین و یکپارچه انجام نمی شود بلکه متناسب با مقتضیات زمانی و مکانی هر ایالت و همچنین شرایط خاص دانش آموزان این آموزش صورت می گیرد. اما در کشور ژاپن آموزش سواد رسانه ای اولین بار از سوی وزارت پست و مخابرات این کشور مطرح شده و همین وزارت متولی این آموزش است؛ و به همین دلیل ژاپنی ها بیش از آن که بر سواد رسانه ای تأکید داشته باشند بر سواد اطلاعاتی تاکید دارند. بر همین مبنا در ژاپن ، سواد اطلاعاتی به عنوان یک واحد درسی اختیاری در مدارس سراسر این کشور با رویکرد آموزش مهارت استفاده از کامپیوتر و استفاده مؤثر از اطلاعات تدریس می شود. ثمره این آموزش در دو کشور کانادا و ژاپن منجر به این شده که دانش آموزان این دو کشور، نسبت به دیگر کشورها، تسلط و درک بیشتری نسبت به خروجی رسانه ها پیدا کرده اند .آنها به خوبی می دانند از رسانه ها چه می خواهند و لذا به طور فعالانه به تحلیل و ارزیابی نقّادانه محتوای رسانه ای می پردازند تا معنای پیام هایی را که با آنها مواجه می شوند درک نمایند. کلیدواژه ها: ، ، ، ،
میان رشته گرایی، علامتی از بحران رویکرد های سنتی به علم ورزی و مدلهای متعارف برنامه ریزی آموزشی ودرسی و ساختارهای معمول دپارتمانها وتخصصهای دانشگاهی است. هدف از این مقاله، شناخت زمینه های پیدایی وبرآمدن میان رشته ای شدن، پیشرانهای آن، ظرفیتها ومحدودیتها و آسیب پذیری ها، و سرانجام الزامات وبایسته های آن با تأکید بر برنامه ریزی آموزش عالی است. روش تحقیق فراتحلیل کیفی تحقیقات قبلی به منظور افق گشایی برای فعالیتها و برنامه های دانشگاه وآموزش عالی در ایران به کار رفته است. هشت دسته عوامل مؤثر به شرح 1. تحولات ساختی – کارکردی در علم، 2. تحولات کلان پارادیمی، 3. تحولات فناوری اطلاعات وارتباطات، 4. تحولات انتظارات بیرونی از علم، 5. تحولات ناشی از کشش تقاضا، 6. عامل جهانی شدن، 7. تحولات نهادی و 8. عامل فناوری شناسایی شد. ظرفیت ها و محدودیتهای هر یک از رویکردهای رشته ای و میان رشته ای هم سنجی شد. علم جلودار سرحدی، علمی پیشرو در کران های نوپدید دانش بشری، رهیافتی پیشرو برای توسعه جهان اجتماعی با مرجعیت علم است و بدون پارادایم میان رشته ای و رویکرد شبکه ای قابل پی جویی نیست. با وجود کارایی های فراوان فعالیت میان رشته ای به دلیل معرض ها و آسیب پذیری ها، لازم است در این فعالیتها احتیاط کرد. هفت گروه از بایسته های راهبردی فعالیت های آموزشی و پژوهشی میان رشته ای به همراه ساز وکارهای اجرایی به دست آمد. میان رشته ای شدن مستلزم رویکرد فلسفه علم پیچیده ای است که تمایزات علم را با تشابهاتشان تألیف می کند.
پژوهش حاضر به شناسایی مؤلفه های سازنده شایستگی های عام مهارت آموختگان مراکز آموزش فنی وحرفه ای کشور از دیدگاه رؤسای مراکز مذکور و مربیان آموزش در صنایع می پردازد. حجم نمونه معرف با استفاده ازجدول اچ اس بولا، به تعداد 537 نفر( 250 نفر رئیس مرکز و 287 نفر مربی آموزش در صنایع) و براساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعیین شد. ابزار سنجش را یک پرسشنامه 160 سوالی محقق ساخته تشکیل می دهد که الگوی شایستگی اتا پایه اولیه آن را تشکیل می داد، به مدد نظریات و یافته های پژوهش های پیشین، شاخص هایی از آن مورد جرح و تعدیل قرار گرفته و با استفاده از تکنیک دلفی و نظرسنجی از خبرگان در حوزه شایستگی، مورد تأئید قرارگرفت. اعتبار ابزار سنجش به وسیله آلفای کرونباخ محاسبه شده است که مقدار اعتبار کل پرسشنامه برابر با 0.995 است. روایی ابزار سنجش، روایی سازه است که به وسیله تحلیل عاملی محاسبه شد که از بار عاملی نسبتاً بالایی برخوردار بودولی 45 سوال به علت وجود اشتراکات بین 3یا 4 عامل حذف شد. از آزمون آماری تحلیل عاملی اکتشافی به روش مولفه های اصلی استفاده شد. نتایج این آزمون بیانگر مطالب زیراست:یافته های پژوهش بیانگر آن است که در مجموع 4 عامل شامل 115 شاخص برای شایستگی های عام مهارت آموختگان مراکز آموزش فنی و حرفه ای استخراج شد که به ترتیب اهمیت و اولویت عبارتند از: عامل اول: شایستگی های محیط کار(20.216درصد)که شامل 50 شاخص است. عامل دوم: شایستگی های دانش-کسب و کار(16.207)که شامل 25 شاخص است. عامل سوم: شایستگی های فردی(14.183 درصد) که شامل 25شاخص است. عامل چهارم: شایستگی های تحصیلی(12.522)که شامل 15شاخص است. در مجموع این 4 عامل 63.127 درصد شایستگی های مهارت آموختگان مراکز آموزش فنی و حرفه ای کشور را تبیین می کند.
این پژوهش با هدف مطالعه ی خلاقیت و عملکرد تحصیلی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه با توجه به میزان وابستگی آنان به بازی های رایانه ای انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ی شهر اهواز بودند که در سال تحصیلی 90 1389 مشغول به تحصیل بودند. حجم نمونه 233 دانش آموز بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل یک پرسشنامه ی محقق ساخته درباره ی ویژگی های جمعیت شناختی و کم و کیف پرداختن به بازی های رایانه ای توسط دانش آموزان و پرسشنامه ی آزمون خلاقیت عابدی بود. داده های این پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی) تحلیل شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین خلاقیت و عملکرد دانش آموزان با توجه به تجربه و مدت زمان پرداختن به بازی های رایانه ای تفاوت معنی داری وجود دارد.
هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط بین سه متغیر مهارت ها، توانایی ها و نقش های مدیریتی بوده است. روش پژوهش، پیمایشی – همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 157 نفر از مدیران دوره متوسطه شهر شیراز بود که از نمونه گیری صرف نظر گردید و همه افراد از راه سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند. جهت گردآوری داده ها از سه دسته پرسشنامه استاندارد استفاده شد. پایایی پرسشنامه ها، با استفاده از روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای پرسشنامه مهارت ها، توانایی ها و نقش ها: 88/ ،90/ ، 86/ گزارش شده است. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها نیز بر اساس نظر متخصصان بدست آمده است. داده های بدست آمده با استفاده از روش های آماری چون : آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه به روش گام به گام، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون t برای گروههای مستقل مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده حاکی از آن بود که مهارت های انسانی، فنی و ارتباطی و توانایی های فکری – ذهنی و علمی سهم بیش تری در تبیین نقش های مدیریتی دارند
هدف از این پژوهش تبیین رابطه مدیریت کیفیت فراگیر با توانمندسازی و ارزیابی عملکرد کارکنان اداره کل ورزش و جوانان فارس می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری پژوهش 160 نفر از کارکنان اداره کل ورزش و جوانان فارس می باشد که بر اساس جدول کرجسی و مورگان 111 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. جهت جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه مدیریت کیفیت فراگیر، توانمندسازی و ارزیابی عملکرد استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس استفاده شده است. نتایج تحلیل آماری بدست آمده نشان داد که بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر با توانمندسازی رابطه معناداری وجود دارد و هم چنین، بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر با ارزیابی عملکرد رابطه معنی دار وجود دارد که از بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر با توانمندسازی، بعدهای حمایت و رهبری مدیران، پیامدهای بهبود کیفیت و بهره وری، مشتری مداری و بیمه کیفیت و از بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر با ارزیابی عملکرد بعدهای حمایت و رهبری مدیران و بیمه کیفیت رابطه قوی تری را نشان می دهند.
این پژوهش بمنظور ارزیابی همترازی محتوای کتابهای تخصصی انگلیسی سمت (سازمان مطالعه و تدوین کتابهای علوم انسانی دانشگاهها)، آزمونهای سراسری کارشناسی ارشد و اهداف آموزشی رشته آموزش زبان انگلیسی بر اساس اهداف شناختی اندرسون وکراتول انجام شد. از آن جا که این پژوهش از نوع ترکیبی است، لذا از روشهای کمی (تحلیل محتوا) و کیفی (تحلیلی) استفاده شده است. جهت پاسخگویی به پرسشهای پژوهش، آزمونهای تخصصی آموزش زبان 1385 مورد تحلیل قرار گرفتند. همچنین، کتابهای - انگلیسی کارشناسی ارشد سالهای 1390 تخصصی آموزش زبان انگلیسی سازمان سمت و سرفصلهای کارشناسی مربوط به دروس تخصصی رشته آموزش زبان انگلیسی از لحاظ محتوایی با استفاده ازچک لیستی که به وسیله پژوهشگران این پژوهش بر اساس اهداف شناختی اندرسون و کراتول تهیه شده است، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. از شاخص همترازی پرتر به عنوان روش تحلیلی داده ها برای تعیین میزان هم ترازی 83 درصد کل اهداف را / استفاده شد. نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد، نزدیک به 5 سطوح پایینی طبقهبندی اهداف آموزشی اندرسون و کراتول (بهیاد آوردن، فهمیدن، به کار بستن) 16 درصد، اهداف سطوح بالایی (تحلیلکردن، ارزشیابی کردن، / را تشکیل میدهد و تنها 3 آفریدن) را به خود اختصاص داده است. همچنین نتایج ناشی از تخمین میزان همترازی اهداف آموزشی، آزمونها و کتابها نشان داد که این سه اجزا از همترازی قابل قبولی برخوردار نیستند و در بین اجزا آزمونها و اهداف آموزشی از همترازی بیشتری نسبت به دیگر اجزا برخوردار هستند. -
مهمترین هدف این پژوهش مطالعه و بررسی عوامل مرتبط با توفیق یادگیری دانشجویان مهندسی و پزشکی بود. به همین منظور، دو عامل سبک های یادگیری و غلبه طرفی (برتری نیمکره های مغزی) در دانشجویان دختر و پسر دراین دو رشته تحصیلی مورد بررسی قرار گرفت. مطالعه ازنوع همبستگی بوده و پژوهشگر به مقایسه 178 نفر ازکل دانشجویان دختر و پسر مشغول 89 رشتههای پزشکی و مهندسی دو دانشگاه شیراز و علوم - به تحصیل در نیمسال نخست 88 پزشکی شیراز پرداخت. در این پژوهش از شیوه نمونه گیری خوشه ای استفاده شد و دانشجویان دو پرسشنامه استانداردِ سبک های یادگیری کُلب و غلبه طرفی مغز سیلبر را تکمیل نمودند. تحلیل SPSS وآزمون خی دو و با بکارگیری نرم افزار 17 t آماری داده ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون صورت گرفت. نتایج بدست آمده از این پژوهش حاکی از آن است که دانشجویان دو رشته مهندسی و پزشکی از لحاظ شیوههای درک و پردازش داده ها با یکدیگر تفاوت دارند. همچنین، یافتههای مربوط به سبکهای یادگیری نشان دادند که دانشجویان رشته پزشکی بیشتر از سبک واگرا استفاده می کنند در حالی که دانشجویان رشته مهندسی گرایش بیشتری به سبک همگرا دارند. همچنین، در مقایسه شیوه های یادگیری دختران و پسران دانشجو نتایج نشان دادند که دختران شیوه تجربه عینی را بیشتر بکار میگیرند. در ارتباط با غلبه طرفی مغز بیشتر دانشجویان هر دو رشته تحصیلی از هر دو نیمکره مغز برای درک و پردازش اطلاعات استفاده می نمایند. همچنین، یافتهها حاکی از رابطه بین سبک یادگیری و غلبه طرفی، جنسیت و رشته تحصیلی میباشد
نقص در برقراری روابط اجتماعی مناسب از جمله ویژگی های افراد درخودمانده است که زندگی آن ها را بسیار تحت تأثیر قرار می دهد. برای رفع مناسب این مشکل، پیش از آموزش مهارت های اجتماعی، لازم است به افراد درخودمانده در زمینه توسعه شناخت اجتماعی، آموزش های لازم داده شود. یکی از رویکرد هایی که در زمینه توسعه مهارت ها و شناخت اجتماعی در ارتباط با افراد مبتلا به اختلال طیف درخودماندگی مورد استفاده قرار می گیرد داستان های اجتماعی است.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر استفاده از رسانهها ی آموزش ی متنوع در یادگیری مفاهیم انتزاعی ی زیف ک حالت جامد ژهیو یزیف ک مکانیک رشت یره اضی یزیف ک دوره پیشدانشگاهی است. جامعهآم اری پ ژوهش را دانشآموزان دختر دور ه پیشدانشگاهی منطق ه بوستان و گلستان رباط کریم تشکیل میدهند که در ین مس ال دوم سال تحص یلی 90 -89 مشغول تحص لی بودند. نمون هآماری پژوهش شامل 60 نفر دانشآم وز ب ود ک ه از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب و در طرح آزمایشی، به ط ور مس اوی در دو گ روه آزم ایش و کنت رل جای داده شدند. گروه آزمایش دانشآموزانی بودند که در تدریس خود از انواع رسانهها ی آموزش ی(اس لا ید، فیلم، آزمایشگاه مجازی، شبیهسازی رایانهای و...) استفاده کردند؛ در ح الی ک ه گ روه کنت رل ب را ی ی ادگ ری ی مفاه می انتزاعی یزیف ک حالت جامد از وهیش سنت ی و معمول تدریس استفاده نمودند. برای گردآوری دادهه ا از یک آزمون یپ شرفت تحص یلی محققساخته و یک پرسش نام ه استانداردش ده ب را ی س نجش نگ رش و انگی زه استفاده شد. ابزارها ی ساختهشده از روایی و اعتبار مناسب ی برخوردار بودند. ب رای تجزی ه و تحلی ل داده ه ا از آمار توصیفی و استنباطی بهره برده شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نیب یم انگ نی نمرات دان ش آم وزان گروه آزمایش و کنترل در آزمون یپ شرفت تحص یلی (پس آزمون) تفاوت معنیدار ی وجود ندارد، ام ا می انگین نمرات نگرش و انگیزش گروه آزمایش، تفاوت معنیداری با گروه کنترل داشت یمو توان گفت که با وج ود تأثیر نداشتن استفاده از رسانهها ی آموزش ی در یپ شرفت تحص یلی دانشآموزان، نگرش و یانگ زش آنان به ط ور قابل یا ملاحظه تحت تأثیر قرار گرفته است