فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، اثربخشی مدل چرخه یادگیری مبتنی بر رویکرد تدریس اکتشافی بر پیشرفت تحصیلی و نگرش به یادگیری درس علوم دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی می باشد. روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی با گروه های نامعادل و از طرح دو گروهی با پیش آزمون- پس آزمون استفاده شد. 34 دانش آموز دختر در دو کلاس مختلف (19 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) پایه چهارم ابتدایی در شهر کرمانشاه در این پژوهش مشارکت داشتند که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. گروه آزمایش از طریق مدل چرخه یادگیری مبتنی بر رویکرد تدریس اکتشافی و گروه کنترل از طریق روش تدریس سنتی (معمول) آموزش دیدند. مدت دوره آموزش هفت هفته بود. برای تعیین تأثیر روش چرخه یادگیری در مقایسه با روش سنتی از یک آزمون پیشرفت تحصیلی درس علوم شامل 20 سؤال به عنوان پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه کنترل و آزمایش و همچنین مقیاس21 سوألی نگرش به یادگیری درس علوم (اکپینر و همکاران، 2009) به منظور سنجش نگرش یه یادگیری علوم مورد استفاده قرار گرفت. جهت تحلیل داده های آماری از تحلیل کوواریانس یک متغیری (ANCOVA) استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که دانش آموزانی که از طریق مدل چرخه یادگیری مبتنی بر رویکرد تدریس اکتشافی آموزش دیده بودند پیشرفت تحصیلی بالاتری در مقایسه با دانش آموزان آموزش دیده با روش تدریس سنتی داشتند.همچنین یافته ها در این مطالعه نشان داد که دانش آموزانی که از طریق مدل چرخه یادگیری آموزش دیده بودند، نگرش مثبت تری به درس علوم داشتند.
تاثیر سطح تحصیلات والدین بر مهارتهای اجتماعی و مشکلات رفتاری دانش آموزان مبتلا به نشانگان داون(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"
مقدمه: پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر سطح تحصیلات والدین بر مهارتهای اجتماعی و مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به نشانگان داون صورت پذیرفت.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع گذشته نگر بوده و جامعه ی آماری آن را 129 دانش آموز 7 تا 12 ساله مدارس استثنایی شهر تهران مبتلا به نشانگان داون در سال تحصیلی 86-1385 و والدین شان تشکیل دادند. این دانش آموزان به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای از مناطق آموزش و پرورش استثنایی شمال، جنوب، مرکز، شرق و غرب شهر تهران انتخاب شدند و سپس پرسش نامه در اختیار والدین آن ها قرار گرفت. جهت تحلیل دادهها از واریانس تک متغیره استفاده شد.
یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین سطح تحصیلات مادر و میزان مهارتهای اجتماعی دانش آموزان مبتلا به نشانگان داون تفاوت معنی دار وجود دارد (001/0>P). در حالی که بین سطح تحصیلات پدر و مهارتهای اجتماعی این دانش آموزان تفاوت معنی داری مشاهده نشد (06/0=P). هم چنین بین سطح تحصیلات والدین و مشکلات رفتاری دانش آموزان مبتلا به نشانگان داون با مقدار احتمال 52/0=P برای مادران و با مقدار احتمال 46/0=P برای پدران تفاوت معنی داری مشاهده نگردید.
نتیجه گیری: از یافتههای به دست آمده میتوان نتیجهگیری کرد که بین سطح تحصیلات مادران و میزان مهارتهای اجتماعی دانش آموزان مبتلا به نشانگان داون رابطه ی مستقیم و مثبتی وجود دارد.
"
مشاهده رفتار کودکان
منبع:
پیوند ۱۳۶۸ شماره ۱۲۳
حوزههای تخصصی:
اثربخشی بازی درمانی خانواده محور بر تعامل مادر- فرزند و میزان پرخاشگری کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به این موضوع که نوع رابطه والد- فرزند نقش بسزایی در رشد یا اختلال کودک دارد. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر خانواده بر بهبود رابطه مادر- فرزند و کاهش پرخاشگری انجام شد. در یک طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل، 27 کودک با نشانه های پرخاشگری با نمونه گیری هدفمند در دو گروه آزمایش (10) و گروه کنترل (17) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش مداخلات مبتنی بر رویکرد رشد یکپارچه انسان و گروه کنترل مداخله نما (ایمنی در خیابان) را دریافت کرد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه رابطه مادر- فرزند و پرسشنامه پرخاشگری کودکان پیش دبستانی بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد مداخلات رابطه مثبت کلی مادر- فرزند را به طور معناداری افزایش و خرده مقیاس های تعارض و وابستگی را به طور معناداری کاهش داد اما در خرده مقیاس نزدیکی افزایش معناداری حاصل نشد همچنین پرخاشگری به طور معناداری کاهش یافت. مداخلات توانست رابطه مادر- فرزند را بهبود بخشیده و پرخاشگری را کاهش دهد. این امر لزوم طراحی یک مداخله جامع و در ارتباط با انواع چالش های رشدی دوران کودکی را آشکار می سازد.
واقعیت درمانی: دعوت به مسئولیت پذیری
حوزههای تخصصی:
پیش دبستانی دات کام!
حوزههای تخصصی:
روش های آموزش مهارت های زیست محیطی
حوزههای تخصصی:
بررسی تاثیر سبک های مدیریت (سنتی، متعادل و مشارکتی) بر خلاقیت دبیران (مطالعه موردی: دبیرستانهای شهر سنندج)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک های مدیریت (سنتی، متعادل و مشارکتی) با خلاقیت دبیران دبیرستانهای دولتی شهر سنندج صورت گرفته است، این پژوهش از نوع پیمایشی- همبستگی است. جامعه آماری آن شامل کلیه دبیران مدارس متوسطه شهر سنندج که در سال تحصیلی87-86 به خدمت اشتغال داشته اند، است. با نمونه گیری تصادفی طبقه ای و بر اساس فرمول کوکران 275 نفر از دبیران به عنوان نمونه پژوهش حاضر انتخاب شدند. از دو ابزار مقیاس افتراق مفهومی مدیریت و پرسشنامه خلاقیت دبیران برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. روایی و پایایی ابزارها با استفاده از روش تحلیل آماری و آلفای کرونباخ به دست آمد. پس از جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات مشخص شد که رابطه مثبت معنی داری بین سبکهای مدیریت (سنتی، متعادل و مشارکتی) و خلاقیت دبیران وجود دارد و هرچه مقدار رفتارهای مشارکتی بیشتر باشد این رابطه نیز افزایش می یابد. مقدار بتای به دست آمده میان ابعاد مدیریت (تصمیم گیری، ارتباطات، رهبری، ساختار و کنترل) و خلاقیت دبیران نشانگر آن است که هرچه نظارت توسط خود دبیران انجام شود، مدیران از ارتباطات دوطرفه و باز، رابطه دوستانه و صمیمی و تفویض اختیار به دبیران استفاده کنند میزان خلاقیت نیز افزایش می یابد. همچنین نتایج پژوهش نشان داد تفاوت معنی داری بین دو گروه مدیران زن و مرد در سبک مدیریت آنها وجود دارد یعنی دبیران زن نسبت به دبیران مرد بیشتر از سبک مدیریت مشارکتی برخوردارند.
تأثیرآموزش گروهی والدین کودکان 4 تا 10 ساله مبتلا به اختلال نقصان توجه – بیش فعالی بر اختلالات رفتاری فرزندانشان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف :اختلال نقص توجه – بیش فعالی شایعترین اختلال عصبی رفتاری دوران کودکی می باشد که برای بهبود تعاملات اجتماعی و عاطفی ایشان به مداخلات روانی اجتماعی نیاز است و یکی از تأثیرگذارترین این برنامه ها آموزش گروهی والدین می باشد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر برنامه آموزش گروهی والدین بر میزان اختلالات رفتاری کودکان دچار نقص توجه- بیشفعالی می باشد. روش بررسی : در این مطالعه شبه تجربی 54 کودک 4 تا 10 ساله مبتلا به اختلال نقص توجه- بیشفعالی، از بین مراجعهکنندگان به 7 مرکز کاردرمانی سطح شهر تهران بهروش ساده و در دسترس انتخاب و به طور تصادفیتعادلی به دو گروه شاهد و مداخله اختصاص یافتند. علاوه بر برنامه های کاردرمانی و دارودرمانی مشترک در هر دو گروه، به مادران کودکان گروه مداخله، به مدت 8 جلسه دو ساعته و بهصورت هفتگی برنامه آموزش گروهی والدین طبق دستورالعمل فرزندپروری مثبت ساندرز (2005) ارائه شد. ابزار گرد آوری داده ها شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه 48 سئوالی مقیاس ردهبندی والدین کانرز بود. دادههای حاصل به وسیله آزمون های آماری مجذور خی، تی زوجی، تی مستقل و آنالیز کوواریانس تحلیل شد. یافته ها : علی رغم بهبود معنادار هر دو گروه در ارزیابی درونگروهی قبل و بعد، میزان کاهش نمرات خرده مقیاس های رفتاری سلوک (00۱/0>P)، اضطراب (00۱/0>P)، شاخص بیش فعالی (016/0 =P) و نمره کل پرسشنامه (00۱/0>P) در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد معنادار بود. در حالی که در خرده مقیاس های یادگیری(052/0 =P)، تکانشی بیش فعالی (267/0 =P) و مشکلات روانتنی(526/0=P) تغییر معناداری ایجاد نشد. نتیجه گیری : آموزش گروهی والدین کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیشفعالی در کاهش میزان اختلالات رفتاری و اضطرابی ایشان تأثیر گذار است و این مداخله می تواند در کنار برنامه های دارودرمانی و کاردرمانی سودمند واقع شود.
فرآیند تربیت معلم ابتدایی در تراز جمهوری اسلامی ایران: فرصتها و تهدیدها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام آموزش و پرورش کشورمان نخستین گام های تحول بنیادین را در \""دوره ابتدایی\"" و\""تربیت معلم\"" برداشته است و لیکن تربیت معلم در جمهوری اسلامی ایران فاقد الگویی برای تربیت کردن معلمان دوره ابتدایی در تراز آن است. هدف اصلی مقاله حاضر1 واکاوی فرآیند تربیت معلم در مقطع ابتدایی بر اساس ابعاد چهارگانه(جذب، آماده سازی، حفظ و ارتقا، ارزشیابی) در اسناد تحولی آموزش و پرورش است. این پژوهش مبتنی بر رویکرد کیفی تحقیق است و برای پاسخگویی به سؤالات پژوهش از روش نظریه مبنایی بهره برده است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه با 24 معلم ابتدایی و مدرس/کارشناس تربیت معلم گردآوری شده است. تحلیل داده ها به شیوه تحلیل محتوای استقرایی(از جزء به کل) و طی سه مرحله کدگذاری(باز، محوری، انتخابی) انجام پذیرفته است. یافته ها در پاسخ به سؤال اول پژوهش بیانگر نُه مقوله اساسی و در پاسخ به سؤال دوم پژوهش شامل یک پدیده محوری با عنوان \""هویت حرفه ای معلمان ابتدایی\"" است. پاسخ سؤال سوم پژوهش انطباق و ارتباط نُه مقوله اساسی با ابعاد چهارگانه تربیت معلم بود: جذب(به گزینی، باورها، کارآمدی ها)، آماده سازی(دانش اندوزی حرفه، مهارت افزایی حرفه)، حفظ و ارتقا(به داشت: اجتماعی/رفاهی، به سازی: ضرورت/ ساز وکار)، ارزشیابی(ارزشیابی بهینه). مقوله پشتیبانی حلقه رابط میان وظائف نهادهای اولیه (دانشگاه فرهنگیان، وزارت آموزش و پرورش) است. بر همین اساس الگوی فرآیندی پژوهش ترسیم گردید.
نگاهی به تاریخچه انجمن اولیا و مربیان
منبع:
پیوند ۱۳۸۰ شماره ۲۵۸
حوزههای تخصصی:
آموزش از راه دور : رهیافتی نوین در آموزش و پرورش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف از اجرای این پژوهش، بررسی اثربخشی فعالیت های آموزش از راه دور به منزله یکی از شیوه های نوین و رویکرد جدید آموزشی در کشور است که مؤسسه آموزش از راه دور وزارت آموزش و پرورش آن را هدایت و اجرا می کند. اثربخشی فعالیت های آموزشی این شیوه براساس مصوبات مؤسسه دستیابی به اهداف آموزش از راه دور مانند دستیابی به هدف های توسعه انعطاف در روش های آموزشی، تأثیرگذاری فناوری بر نحوه ارائه آموزش ها، میزان خوداتکایی و خودآموزی دانش آموزان، اجرای آئین نامه ها و دستورالعمل های آموزشی و اجرایی و تعریف شده است. برای اجرای این پژوهش پرسشنامه ای شامل 35 سوال در گروهی 290 نفری از مدیران و دبیران مقطع متوسطه مراکز آموزش از راه دور سراسر کشور استفاده شده است.
نتایج به دست آمده از این پژوهش توصیفی نشان می دهد که فعالیت های آموزشی این مؤسسه تا حد بسیار مطلوب، منجر به دستیابی اهداف آموزش از راه دور در کشور شده است. علاوه برآن در تجزیه و تحلیل پاسخهای هر سوال نتایجی جالب از دیدگاه مدیران و دبیران به دست آمده است که از آن جمله می توان به عدم توسعه بی رویه مراکز مجری در کشور، اهمیت منابع و کتاب های خودآموز در مراکز نسبت به سایر منابع آموزشی متنوع، ضرورت و اهمیت نظارت بر فعالیت های مراکز مجری و . . . اشاره کرد. از یافته های تحقیق چنین برمی آید فعالیت های آموزش از راه دور با اهداف تعریف شده و مصوب مؤسسه و وزارت آموزش و پرورش مطابقت دارند.
"
بررسی رابطه ی بین تعالی معنوی و تاب آوری در دانشجویان دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعالی معنوی را می توان تجلی درونی دین داری محسوب نمود. (پایدمونت، 2004) در دهه های اخیر با اوج گیری پژوهش های حوزه روانشناسی دین، توجه به پیامدهای تعالی معنوی، فزونی یافته است. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط ابعاد تعالی معنوی با تاب آوری بود. نمونه پژوهش شامل 270 دانشجوی کارشناسی روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان بودند. برای اندازه گیری تعالی معنوی از مقیاس تعالی معنوی ساخته ی پایدمونت (1999) استفاده شد. این مقیاس شامل 24 گویه و متشکل از 3 عامل وحدت، کامروایی معنوی و پیوند معنوی بود. جهت سنجش تاب آوری از مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسن (2003؛ اقتباس از جوکار 1386) استفاده شد. به منظور سنجش پایایی ابزارها از ضریب آلفای کرونباخ و باز آزمایی و برای تعیین روایی از روش تحلیل عوامل استفاده شد.
نتایج ضرایب همبستگی بین عوامل و نمره کل مقیاس تعالی معنوی با مقیاس تاب آوری، بیانگر ارتباط معنی دار تعالی معنوی با تاب آوری بود. نتایج حاصل از رگرسیون همزمان تاب، آوری روی عوامل تعالی معنوی، نشان داد که عامل پیوند معنوی و وحدت معنوی پیش بینی کننده های معنی دار تاب آوری بودند. نتایج حاصل بیانگر نقش معنویت در افزایش ظرفیت تاب آوری افراد بود.
آسیب شناسی برنامه درسی تربیت بدنی دوره متوسطه بر اساس تئوری کلاین در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر آسیب شناسی درس تربیت بدنی با تأکید بر تئوری کلاین از دیدگاه دبیران تربیت بدنی و دانش آموزان دختر شهر تهران بود. این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی و ابزار به کار رفته در آن پرسشنامه از نوع بسته پاسخ بود. پرسشنامه دبیران و دانش آموزان به ترتیب شامل 57 و 46 سؤال در 9 طبقه عنصر، اهداف، محتوا، راهبردهای یاددهی- یاگیری، گروه بندی، فعالیت های یادگیری، مواد و منابع آموزشی، فضای آموزشی، زمان آموزشی و ارزشیابی است که بر اساس مقیاس لیکرت در 5 گزینه بسیار زیاد، زیاد، متوسط، کم و اصلاً تهیه و تنظیم شده است. روایی ابزار را متخصصان رشته برنامه درسی و تربیت بدنی تأیید کرده اند، از سوی دیگر وجود همخوانی درونی بالا بین سؤال ها نیز حاکی از داشتن روایی سازه پرسشنامه ها است. برای سنجش اعتبار پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که اعتبار پرسشنامه دبیران برابر با 98% a= و ضریب آلفای پرسشنامه دانش آموزان برابر با 95%a= برآورد شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر 298 دبیر و 139108 دانش آموز دوره متوسطه بود که 25 دبیر تربیت بدنی و 764 دانش آموز با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و در پژوهش شرکت کردند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که دبیران مطلوبیت برنامه درسی تربیت بدنی دوره متوسطه را درحد زیاد و دانش آموزان مطلوبیت برنامه درسی تربیت بدنی دوره متوسطه را در حدکم تحقق ارزیابی کرده اند.
بررسی تاثیر روش تصحیح نارساخوانی دیویس در افزایش سطح مهارت های خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"این تحقیق برای بررسی تاثیر روش دیویس، بر سطح مهارت های خواندن دانش آموزان نارسا خوان انجام شده است. به این منظور، چهار دانش آموز پایه چهارم (11 ساله) که دارای مشکل نارسا خوانی بودند، از مرکز آموزش مشکلات ویژه ی یادگیری شهرستان ارومیه انتخاب شدند. این چهار آزمودنی، بر حسب جنسیت، دو دختر و دو پسر بودند که از نظر سن، بهره ی هوشی، سطح نارسا خوانی، سطح سواد والدین و وضعیت اقتصادی - اجتماعی خانواده با یک دیگر هم خوانی داشتند. پس از اجرای پیش آزمون خواندن، از بین آزمودنی ها، یک دختر و یک پسر به طور تصادفی به عنوان گروه آزمایش انتخاب و به مدت سه ماه به روش دیویس (مشاوره ی موقعیت یابی و تسلط یابی بر نماد) آموزش داده شدند. گروه گواه نیز آموزش با شیوه های رایج را ادامه دادند. پس از سه ماه از آزمودنی های هر دو گروه، پس آزمون خواندن به عمل آمد. نتایج آزمون ها نشان داد که روش دیویس در افزایش مهارت های خواندن و پیش رفت تحصیلی آزمودنی های گروه آزمایش تأثیر مثبت دارد.
"
رویکردی نو به فلسفه تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" فلسفه، روش درست اندیشیدن، راه خردمندانه زیستن، و کوشش برای شناختن هستی است. ما با انواع فراوانی از فلسفه، از جمله فلسفه دین، فلسفه هنر، فلسفه علم، فلسفه علوم گوناگون، و فلسفه تربیت روبه رو هستیم. همین فلسفه تربیت است که موضوع این مقاله است و بر آن است که دریافتهای سنتی از فلسفه، پاسخگویی کافی به واقعیتهای زندگی روانی- تربیتی مردم در عصر حاضر را ندارد. همچنین، این مقاله بر آن است که ما نیازمند تفکر روشمند فلسفی و اندیشه درست در تعلیم و تربیت و راه و رسم زندگی انسانی هستیم و می توانیم آن را به همه، حتی به کودکان و نوجوانان دانش آموز، بیاموزیم مشروط بر آنکه موضوع مناسب، روش مناسب، زبان و ابزار مناسب، و موقعیت مناسب را برای این آموزشها بشناسیم و به کار گیریم.
این مقاله نشان می دهد که تعلیم و تربیت ما اگر بر فلسفه ای روشن و رهایی بخش متکی باشد، کودکان و نوجوانان و جوانان ایران خواهند توانست در مورد دیدگاههای متفاوت و در مورد معنای زندگی خود در محیط محلی و ملی و جهانی به درستی بیندیشند و مهارتهای خود را برای زندگی پاکیزه و انسانی گسترش دهند. برای دستیابی به چنین مقصودی، ما باید فهم خود از حکمت و خرد و دانش به طور عام، و فلسفه تعلیم و تربیت و روان شناسی تربیتی بطور خاص، و مناسب سازی اهداف و محتوا و روش و فرایند تعلیم و تربیت با زندگی در عصر حاضر را در یک نظام فکری روشن و رهایی بخش سازماندهی کنیم و، از این طریق، برنامه های آموزشی و درسی، کتب درسی و منابع آموزشی، روشهای تدریس، و تربیت معلم را بازنگری کنیم. تحول ثمربخش در تعلیم و تربیت ایران، قبل از هرچیز، نیازمند چنین کوشش سترگی است و فرهیختگان و دانشمندان ایرانی باید توان خود را برای نظریه پردازی در فلسفه تربیتی جدید به کار گیرند تا چراغ راه چنین تحولی باشند.
در این مقاله، تفکر فلسفی و آموزش روش اندیشه درست به کودکان و نوجوانان، فلسفه تعلیم و تربیت و کاستیهای کنونی آن، مدل ترکیبی حکمت و خرد و دانش مورد نیاز برای تعلیم و تربیت در ایران، و جایگاه فلسفه خردگرایی مینوی و علمی در این مدل را توضیح داده ایم. هدف مقاله آن است که بتواند زمینه بهتری برای پاسخگویی به اساسی ترین ضرورتهای زندگی روانی_تربیتی مخاطبان تعلیم و تربیت در ایران را، که به نظر ما آموزش جامع و کامل همگانی، تربیت هویت و شخصیت، آموزش درس اندیشیدن، و آموزش مهارتهای زندگی است، فراهم آورد.
"