فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۴۱ تا ۱٬۱۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در نظام آموزشی و توسعه نیروی انسانی آموزش عالی مؤلفه ای کلیدی در هر کشوری محسوب می شود. عملکرد نظام آموزشی ابزاری برای پاسخگویی به مشکلات و نیازهای جامعه است. نیازهای آموزشی ویژه در رده های مختلف سنی متفاوت است، که منطق ویژه فرایند آموزشی در آموزش عالی را تعیین می کند. از آنجا که نظام آموزش عالی وظیفه مهم تربیت نیروی انسانی متخصص را بر عهده دارد، لازم است در طراحی، اجرا و ارزشیابی فعالیت های آن از شیوه های مطلوب، دقیق و نظام مند استفاده شود. این پژوهش به دنبال طراحی و اعتبار یابی الگوی تلفیقی مؤلفه های برنامه درسی و تربیت زیباشناختی در آموزش عالی می باشد. هدف دست یابی به مؤلفه هایی از زیباشناختی است که می توان در کنار سایر مؤلفه های برنامه درسی برخاسته از حوزه علوم انسانی در برنامه درسی دانشگاه بکار گرفت. بدین منظور با روش کیفی و اکتشافی این مؤلفه ها از منابع ادبیات مطالعات برنامه درسی، دیدگاه صاحب نظران این رشته و همچنین دیدگاه صاحب نظران رشته هنر و زیباشناختی استخراج گردید و پس از اجماع نظر و امکان به کارگیری آنها توسط دانشگاه های دولتی سطح استان خوزستان در سال 1402، آن مؤلفه ها در طراحی الگوی پیشنهادی به کار گرفته شدند و در ادامه الگوی پیشنهادی طراحی و اعتباریابی گردید. در این پژوهش برای تعیین میزان اتفاق نظر میان اعضا، از آزمون تی و ضریب هماهنگی کندال استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که هنر و زیباشناختی به عنوان یک چشم انداز و پارادایم در برنامه درسی، حاوی مؤلفه ها، الهامات و مؤلفه های زیادی است. این مؤلفه ها می توانند با محوریت مؤلفه های مهم برنامه درسی مانند هدف، محتوا، روش و ارزشیابی در طراحی، تدوین و اجرای برنامه های درسی به کار گرفته شوند.
مدل سازی تاثیر شکاف دیجیتال، تفکر رایانشی (محاسباتی) و جذب شناختی بر سواد هوش مصنوعی در بین دانشجومعلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آشنایی با دانش و مهارت های مختلف در مورد هوش مصنوعی به منظور استفاده صحیح از آن و نیز درک مسائل اخلاقی مترتب بر آن را سواد هوش مصنوعی می نامند که با توجه به گسترش استفاده از هوش مصنوعی، جایگاه ویژه ای یافته است. اما به رغم این اهمیت، اطلاعات اندکی در رابطه با عوامل موثر بر سواد هوش مصنوعی در دسترس است. بدین جهت پژوهش حاضر در پی ارائه مدلی برای درک عوامل موثر بر سواد هوش مصنوعی بوده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر رویکرد و روش گردآوری داده ها توصیفی و از نوع همبستگی است. نمونه پژوهش شامل 946 نفر از دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان زنجان بود که با استفاده از روش سرشماری و به وسیله مقیاس های مختلف، داده هایی از آنان جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای PLS4 و SPSS27 صورت گرفت. بر اساس یافته ها، تفکر محاسباتی، عاملی موثر بر سواد هوش مصنوعی محسوب می شود و دسترسی به فناوری های اطلاعات و ارتباطات، باعث استفاده بیشتر و بهتر از هوش مصنوعی توسط افراد می شود. علاوه براین، یافته ها حاکی از آن است که وجود انگیزه و مهارت های بیشتر برای استفاده از فناوری های هوش مصنوعی، می تواند تجربه خوشایندتری برای آن ها در پی داشته باشد .همچنین باتوجه به یافته های اثر غیرمستقیم، بین شکاف دیجیتال با سواد هوش مصنوعی از طریق نقش واسطه متغیرهای تفکر رایانشی (محاسباتی) و جذب شناختی رابطه وجود دارد و در نتیجه نقش واسطه متغیرهای تفکر رایانشی (محاسباتی) و جذب شناختی بین شکاف دیجیتال و سواد هوش مصنوعی، اثر کل به صورت افزایشی است.
طراحی و اعتباریابی مدل آموزش سواد رسانه ای در آموزش و پرورش با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
246 - 225
حوزههای تخصصی:
این پژوهش یک راهبرد ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی بود. روش در بخش کیفی مطالعه موردی و در بخش کمی توصیفی پیمایشی بود جامعه آماری شامل تمام معلمان مدارس متوسطه شیراز به تعداد ۲۸۵۹ نفر بود انتخاب نمونه در بخش کیفی به روش نمونه گیری هدفمند و با تکنیک ملاک محور صورت گرفت حجم نمونه تا مرحله پدیدآیی نظم و عدم گسترش بیش ازحد ۲۰ نفر شد نمونه گیری کمی به صورت تصادفی ساده انجام و حجم نمونه طبق فرمول کوکران ۳۳۸ نفر شد ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی شامل دو بخش مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی و بررسی و کنکاش اسناد بالادستی و اسناد آموزش و پرورش در بخش کتابخانه ای بود. در بخش کمی از ابزار پرسشنامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده شد تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس تحلیل مضمون انجام شد همچنین در بخش کمی برای تأیید روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تأییدی و برای تعیین برازش مدل از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد در بخش کمی نرم افزار spss 23 و pls به کار رفت نتایج به دست آمده به شناسایی ۴۹ مؤلفه و ۶ بعد منجر شد و درنهایت مدل پژوهش ارائه شد نتایج نشان داد که هر یک از ابعاد به ترتیب: معلم سواد رسانه ای (961/0) آموزش و پرورش (931/0) برنامه درسی (۸۸/۰) مدرسه (86/0) دولت (715/0) وزارت آموزش و پرورش (۶۳۹/0) بر آموزش سواد رسانه ای در آموزش و پرورش تأثیر داشتند و شاخص های برازش هنجار شده بنتلربونت، برازش نسبی، برازش افزایشی، شاخص های تطبیقی مدل نشان داد که مدل ساختاری طراحی شده از برازش مطلوبی برخوردار بود.
واکاوی موانع فرهنگی نظریه پردازی در حوزه علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مبانی تعلیم و تربیت سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
149 - 172
حوزههای تخصصی:
امروزه مرجعیت علمی به عنوان منبع اصلی مشروعیت و بقا در بستر رقابتی حاکمیت آموزش در جهان عمل می کند. در این میان، یکی از بایسته های مرجعیت علمی، نظریه پردازی علمی است. نظریه پردازی در همه ی حوزه های دانش بشری، اغلب با چالش ها و موانعی روبه رو می باشد، اما این موانع در حوزه علوم انسانی بسیار چشمگیر هستند. ازجمله مهم ترین موانع فرایند خلق و بسط مفاهیم انسانی و اجتماعی نوظهور در حوزه علوم انسانی که می توانند به طور قابل توجهی بر فرآیند نظریه پردازی در این حوزه تأثیر گذاشته و از سرعت آن بکاهند، موانع فرهنگی است. از همین رو پژوهش حاضر باهدف واکاوی و تبیین موانع فرهنگی نظریه پردازی در علوم انسانی با رویکرد تحلیل مضمون انجام شده است. در این پژوهش از طریق مصاحبه با متخصصان و صاحب نظران حوزه ی علوم انسانی،13 مضمون به عنوان موانع فرهنگی نظریه پردازی در حوزه علوم انسانی شناسایی و مورد تبیین قرار گرفتند.
مروری بر کتاب سنجی های انجام شده: نارساخوانی و بازی آموزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
65 - 98
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر به دنبال ارائه یک چشم انداز کلی از مقالات مروری کتاب سنجی در زمینه نارساخوانی با بازی آموزی بود. به همین سبب مروری بر مرورهای مرتبط در زمینه نارساخوانی و بازی آموزی داشته است. در این مطالعه 31 مقاله مروری مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند که از نکات پیشنهادشده توسط بلاک و فیش برای تجزیه وتحلیل کتاب سنجی جهت ارزیابی ساختار و توسعه موضوعی و نشان دادن جهت های تحقیقاتی آینده در حوزه نارساخوانی و بازی پیروی و تحلیل انجام شد. جنبه های مختلف تحقیق نارساخوانی با روش کتاب سنجی ازجمله شناسایی مقالات پراستناد، دانشگاه ها و کشورهای پیشرو همچنین تکامل موضوع و روند این حوزه شناسایی شد. نتایج این تحلیل نشان داد که بازی آموزی در مطالعات مرتبط با نارساخوانی به خوبی توسعه پیداکرده و متداول ترین کلمات کلیدی در آنان پس از نارساخوانی، اختلالات یادگیری و اسید امگا 3، مداخله مبتنی بر بازی، بازی های جدی و آگاهی واج شناختی بود.
Micro Politics in Schools: A Narrative from Two Perspectives on School Politics(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۳, Autumn ۲۰۲۴
17 - 36
حوزههای تخصصی:
In the literature of school leadership, two perspectives often conflict. The first is a rational perspective that focuses on the truth-seeking and truth-accepting nature of humans, while the second is a political perspective based on the premise that different groups within a school have varied interests and desires, which they pursue through power struggles. This research aimed to examine these two perspectives in schools to determine which can explain the mechanisms of the school. To achieve this goal, an explanatory mixed-methods strategy was employed. In the first phase of the research, quantitative data were collected to compare and measure the effectiveness of school principals in regular and gifted schools in Kashan. For this purpose, one exemplary school and eight public (regular) schools were selected using stratified sampling. The quantitative data collection tool was Parsons' standard questionnaire for school management effectiveness. The results of the quantitative phase indicated that the management of exemplary schools was more effective than that of public schools. In the second phase, a phenomenological strategy was used to explore whether public school principals accepted that these findings could be utilized in educational policy-making. In this section, eight public school principals were selected and interviewed. The results showed that none of the public school principals, contrary to the assumptions of the rational perspective, accepted these findings, and they employed various political strategies to defend their performance. These findings suggest that the political perspective can explain many realities of school management.
طراحی برنامه درسی برای تقویت مهارت های تفکر انتقادی در معلمان مقطع ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی و ارزیابی برنامه درسی برای تقویت مهارت های تفکر انتقادی در معلمان مقطع ابتدایی انجام شده است. روش تحقیق، توسعه ای و با استفاده از مدل برنامه ریزی درسی «تایبا-تایلر» طراحی شد. جامعه آماری پژوهش به صورت هدفمند انتخاب و شامل دو متخصص در برنامه ریزی درسی، دو متخصص در ارزیابی و سنجش، یک متخصص آموزش زبان فارسی و یک متخصص فلسفه بود. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که برنامه طراحی شده شامل ۱۲ هدف اصلی در پنج محور کلیدی است: پذیرش تفاوت دیدگاه ها، ارزیابی صحت و اعتبار اطلاعات، جستجوی دلایل و شواهد، طرح پرسش های سطح بالا، و تقویت تفکر باز. این برنامه بر اساس نیازهای معلمان تدوین شده و فعالیت هایی نظیر درام خلاق، تحلیل مطالعات موردی و کار گروهی را به عنوان ابزارهای آموزشی به کار گرفته است. ارزیابی بازتابی نشان داد که اهداف، محتوای آموزشی، تجربیات یادگیری و روش های ارزیابی این برنامه از هماهنگی و قابلیت اجرایی بالایی برخوردار هستند. این پژوهش بر اهمیت نقش معلمان در پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان و ایجاد جامعه ای با مهارت های تفکر انتقادی تأکید می کند. در نهایت، پیشنهاد می شود که این برنامه درسی برای سایر مقاطع تحصیلی نیز توسعه یابد تا به عنوان گامی مؤثر در ارتقای تفکر انتقادی در تمام سطوح آموزشی به کار گرفته شود. کلیدواژه ها: برنامه درسی، تفکر انتقادی، رفتار معلمان، آموزش معلمان، توسعه حرفه ای
واکاوی هویت برنامه درسی آموزش عالی در عصر انقلاب صنعتی چهارم
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
57 - 84
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی هویت برنامه درسی آموزش عالی در عصر انقلاب صنعتی چهارم انجام شده است. روش پژوهش مطالعه موردی کیفی بوده است. مشارکت کنندگان بالقوه، اساتید صاحب نظر و متخصصین در حوزه های مرتبط با موضوع پژوهش بودند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و از نوع موارد مطلوب مصاحبه با تعداد 18 نفر از مشارکت کنندگان صورت گرفت. برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه از روش تحلیل مضمون براون و کلارک استفاده گردیده است. بر طبق نتایج حاصل از مصاحبه 6 مضمون سازمان دهنده مرحله اول عبارتند از دگردیسی برنامه های درسی همسو با عصر انقلاب صنعتی چهارم، فناورانگی، نوآوری اجتماعی، ضرورت گفتمان برنامه درسی با صنعت 4.0، همگرایی رشته ها و اتمسفر میان رشته ای، برنامه درسی سیال و ارگانیک. بر اساس یافته های پژوهش حاضر دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی می بایست جهت مطابقت با الزامات و فضای عصر انقلاب صنعتی چهارم و همسو با ویژگی های مذکور برنامه های درسی خود را مورد بازطراحی و بازاندیشی قراردهند.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی حسابداری در دانش و مهارت مورد نیاز در پژوهش های کیفی و کمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واحدهای آموزشی حسابداری تمرکزی بسیار محدود بر توسعه مهارت ها در برنامه های درسی دارند. کارفرمایان این بحث را گزارش کرده اند که خواهان مهارت ها و ویژگی های متنوع در فارغ التحصیلان جدید حسابداری برای حفظ منافع اقتصادی در محیط کار هستند. هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی الگوی آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی حسابداری در دانش و مهارت مورد نیاز در پژوهش های کیفی و کمی و تبیین و شناسایی مؤلفه ها و شاخص های آن است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان است. در فاز کیفی، با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی از نوع زنجیره ای (گلوله برفی)، 25 مصاحبه با خبرگان (اساتید رشته حسابداری و مدیریت مالی) انجام شد. در فاز کمی، نیز 157 نفر از فارغ التحصیلان دکتری رشته حسابداری به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی تعیین شدند و پرسشنامه پژوهش بین آنان توزیع شد. برای تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل تم استفاده شده است. در بخش تحلیل تم، 8 مقوله اصلی در قالب 30 مقوله فرعی و 196 مفهوم شناسایی شدند. برای تحلیل داده های کمی و اعتبارسنجی الگو از رویکرد معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که 196 مفهوم در قالب 30 تم فرعی و 8 تم اصلی فراگیر شامل کمی و اقتصادسنجی، کیفی، مقاله نویسی، پایان نامه نویسی، کسب مهارت های حرفه ای و آموزش عمومی، کسب مهارت های فناوری، اخلاق پژوهش و کسب دانش در زمینه های مختلف مورد نیاز حسابداری استخراج شده اند که اجزای الگوی پیشنهادی آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی حسابداری در دانش و مهارت مورد نیاز در پژوهش های کیفی و کمی را تشکیل داده اند. همچنین، نتایج پژوهش نشان داد الگوی پژوهش دارای برازش مطلوب است و تمامی مفاهیم شناسایی شده به صورتی معنادار مقوله های مربوط را تبیین کرده اند؛ بنابراین، از این الگو می توان به عنوان راهبرد نوآورانه برای تدوین کنندگان برنامه های آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی حسابداری با عملکرد بالا استفاده کرد.
دوره های فرگشتی در نظریه و عمل رهبری آموزشی
حوزههای تخصصی:
مدیریت و رهبری آموزشی به عنوان یک حوزه مطالعاتی دارای تاریخچه غنی از بحث های معرفتی و دوره های فرگشتی است. منظور از دوره های فرگشتی، پدیدآیی گفتمان های متنوع و متفاوت در این حوزه مطالعاتی، با رویکردهای جانشینی و یا زیست هم زمان این گفتمان ها است. این مقاله با رویکرد یک "پژوهش نظری"، صورتبندی شده است، تا درباره این پرسش بحث شود که چه روایتی از روندهای جهانی در رهبری آموزشی می توان ارائه کرد؟ پژوهش نظری، با استفاده از ایده های فلسفی و ساختارهای نظری انتزاعی، یک موضوع را مورد بررسی و بحث قرار می دهد. هسته محوری این رویکرد، ترکیب استدلال های منطقی با مرور ادبیات پژوهشی موجود است. استحکام و اعتبار استدلال ها و نتایج حاصل از این رویکرد، وابسته به حد استنادها و منطقی بودن استنتاج های نظری گزارش شده است. یافته ها نشان می دهند که می توان دست کم هشت دوره فرگشتی تحت عنوان "دوره تقاضا برای مدیران مؤثر و مدارس مؤثر"، "دوره ظهور جنبش مدارس مؤثر"، "دوره تمرکز سیاست گذاری محور بر رهبری مدیران مدارس"، "دوره تازه ای از پژوهش های تجربی"، "دوره نبرد پارادایم ها"، "دوره ظهور مجدد رهبری آموزشی در تحقیق و عمل"، "دوره گشایش مرزهای متافیزیک نوظهور" برای حوزه مطالعاتی رهبری آموزشی روایت کرد.
توسعه مفهوم "تئوری عمل"، در رهبری و مدیریت آموزشی
حوزههای تخصصی:
رهبری آموزشی یکی از مهمترین و چالش برانگیزترین موضوعات در حوزه آموزش و پرورش است. با توجه به نقش آن در بهبود کیفیت یادگیری و تدریس، رهبری آموزشی به عنوان یک عامل کلیدی در موفقیت سازمان های آموزشی محسوب می شود. رهبر آموزشی باید این قابلیت را داشته باشد که با ایجاد محیطی پویا و پشتیبانی کننده، انگیزه دانش آموزان را افزایش داده، عملکرد تحصیلی آنها را بهبود بخشیده و در نهایت کیفیت آموزش و یادگیری در کل مدرسه را ارتقا دهد. در این میان، نظریه عمل آرگریس و شون می تواند به درک بهتر رفتارها و تعاملات در سازمانها کمک کرده و بینش های جدیدی را برای رهبران آموزشی فراهم سازد. این تحقیق با هدف بررسی رهبری آموزشی از دریچه نظریه عمل آرگریس و شون و چگونگی کمک این نظریه به بهبود استراتژی ها و شیوه های رهبری انجام شده است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که شناخت نظریه های عملی رهبران آموزشی و تلاش برای همسوسازی آنها با نظریه های اعلام شده، می تواند به بهبود مهارت های ارتباطی، افزایش انعطافپذیری و یادگیری مداوم در سازمانهای آموزشی منجر شود. همچنین با توجه به اینکه این نظریه بر اهمیت یادگیری دوگانه و تغییر فرضیات بنیادین تأکید میکند. در رهبری آموزشی، این مفاهیم می توانند به مدیران و رهبران آموزشی کمک کنند تا به جای تمرکز بر علائم مشکلات، به ریشه های آنها بپردازند تا با شناخت عمیقتر خود و سازمان، راهکارهای مؤثرتری ارائه دهند و به ارتقای اثربخشی رهبری آموزشی دست یابند.
پیش بینی اختلالات رفتاری کودکان پیش دبستانی بر اساس سبک های دلبستگی مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۱)
37 - 48
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حا ضر با هدف تبیین اختلالات رفتاری کودکان بر اساس سبک های دلبستگی مادران انجام شده است. روش: ٣١٨ نفر از کودکان پیش دبستانی (١٦٨ دختر و ١٥٠ پسر) از جامعه آماری با حجم ٦٠٥٥ نفر (که شامل مراکز پیش دبستانی تحت نظر اداره آموزش و پرورش شهر اصفهان بود) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. با استفاده از پرسشنامه رفتاری کودک آخنباخ- نسخه والدین - و پرسشنامه سبک های دلبستگی هازن و شاور که توسط مادران کودکان تکمیل شدند، اطلاعات جمع آوری شد. داده های به دست آمده با آزمون معناداری همبستگی و تحلیل رگرسیون، تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی مادر با مشکلات برونی سازی و مشکلات درونی سازی همبستگی مثبت و سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا در مادر و مشکلات برونی سازی کودکان همبستگی مثبت داشت. همچنین، نتایج نشان داد که از بین سبکهای دلبستگی مادر، سبک دلبستگی اجتنابی به طور مثبت در پیش بینی مشکلات برونی سازی و درونی سازی کودکان نقش دارد. نتیجه گیری: یافته ها نشان میدهد مادران با سبک دلبستگی ناایمن تاثیر قابل توجهی بر اختلالات رفتاری کودکان دارند.
تربیت شهروندی و آموزش تاریخ «مطالع موردی: جنگ های پیامبر اکرم (ص)»
حوزههای تخصصی:
از منظر تربیت شهروندی، جنگ و صلح به عنوان دو روی سکه زیست اجتماعی، در سیره نبوی بازتابی از یک رهیافت جامع نگر به مدیریت تنوعات اجتماعی و حل تعارضات بوده است. پیامبر اسلام (ص) با تدوین پیمان هایی همچون «پیمان برادری» و ایجاد یک نظام سیاسی مبتنی بر تنوعات مذهبی، قومی و قبیله ای، الگویی پایدار از شهروندی مبتنی بر حقوق و تکالیف متقابل ارائه کرده است. این اقدامات، نه تنها به انسجام اجتماعی و تقویت هویت جمعی منجر شد؛ بلکه مفاهیمی همچون عدالت، تفاهم و احترام به دیگری را در قالب یک نظام تربیتی نهادینه ساخت. مسئله اصلی پژوهش پاسخ به این سؤال بوده است: مطالعه و تببین جنگ های پیامبر اکرم (ص) چگونه و چه نقش و تأثیری در مفهوم تربیت شهروندی و آموزش تاریخ ایفا می کنند؟ این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای، به بررسی تربیت شهروندی و آموزش تاریخ در سیره نبوی و جنگ های آن حضرت پرداخته است. تا به هدف اصلی پژوهش که تحلیل انتقادات مستشرقان در زمینه جنگ های پیامبر (ص) و تبیین پیوند آن با مفاهیم تربیت شهروندی در بستر تاریخی و دینی است، دست پیدا کند. نتایجی که از این پژوهش حاصل شد: شامل جنگ های پیامبر (ص) در چارچوب جهاد، نه تنها ابزاری برای تحقق اهداف دینی و اخلاقی بودند؛ بلکه بستری برای آموزش اصول شهروندی، همزیستی مسالمت آمیز و ایجاد یک جامعه منسجم و پایدار فراهم کردند. این رویکرد، الگویی کاربردی برای آموزش تاریخ و تقویت تربیت شهروندی در جوامع معاصر محسوب می شود.. پیامبر اکرم (ص) با تأسی به قرآن کریم به عنوان نقشه راه، توانست جامعه ای مبتنی بر اصول عدالت، صلح و همبستگی اجتماعی بنا نهد. این جامعه، الگویی برجسته از شهروندی فعال و مسئولانه را در چارچوب هنجارهای اخلاقی و دینی ارائه داده است.
آموزش تاریخ و هوش مصنوعی (محاسن و معایب آن)
منبع:
پژوهش در آموزش تاریخ دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
28 - 41
حوزههای تخصصی:
امروزه هوش مصنوعی نقش بسیار مهمی در زندگی انسان دارد، آموزش، پایه و اساس نسل های آینده بشر را بنا می کند؛ بنابراین منطقی است از هوشمندانه ترین و پیشرفته-ترین فناوری ها برای این حوزه استفاده شود. کاربرد هوش مصنوعی در آموزش، مبحثی است که مورد توجه سیستم های آموزش قرارگرفته و کیفیت آموزش را بسیار بالا برده است. این ابزار مفید می تواند در بهبود روش های آموزشی، افزایش تاثیرگذاری تدریس، طراحی مسیر تدریس، و روش ارزیابی در کنار معلم باشد. ما در این مقاله سعی داریم به بررسی اثر هوش مصنوعی بر آموزش تاریخ، مزایای استفاده آن و حتی معضلات آن در آموزش تاریخ بپردازیم. با توجه به نتایج حاصل شده می توان گفت که هوش مصنوعی در آموزش بخصوص در آموزش تاریخ نقش یک مشاور همیشه همراه را ایفا می کند؛ بنابراین کاربرد هوش مصنوعی در اثربخشی آموزش تاریخ نقش به سزایی دارد و تا حدودی ازکاستی های تدریس سنتی، استرس و فشار کاری معلم و دانش آموز می کاهد اما هرگز نمی تواند جایگزین معلم شود؛ زیرا هوش مصنوعی وضعیت روانی و اجتماعی دانش آموز را درک نمی کند.
بیان مفهوم صلح با آموزش تاریخ
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه، پاسخ به این سوال است که چگونه می توان از آموزش تاریخ به عنوان ابزاری برای ترویج صلح پایدار و تقویت مهارت های حل تعارض استفاده کرد؟. روش ها : این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش کتابخانه ای، به بررسی مفهوم صلح در آموزش تاریخ و برنامه درسی می پردازد و می کوشد نشان دهد که چگونه آموزش تاریخ می تواند به توسعه فرهنگ صلح و همزیستی مسالمت آمیز در جوامع کمک کند. یافته ها : در این بخش، نتایج تجزیه و تحلیل داده ها توضیح داده می شود. آزمون های آماری مرتبط و فواصل اطمینان باید به طور جامع و مفصل معرفی و گزارش شوند. نتیجه گیری : در حوزه آموزش صلح، جنبه های مختلف این مفهوم از جمله عدم جنگ، کاهش خشونت، صلح درون فرهنگی و صلح محیطی مورد توجه قرار می گیرد. ارائه نمونه های تاریخی از موفقیت ها و شکست های تلاش های صلح آمیز می تواند نگرش مثبت نسبت به تفاوت های فرهنگی و اجتماعی را تقویت کرده و مهارت های مذاکره و حل تعارض را در دانش آموزان توسعه دهد
بررسی موانع و مشکلات توانمندسازی کارکنان آموزشی کمیته امداد امام خمینی(ره) در حوزه آموزش الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های، استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای مقاصد آموزشی به عنوان راهنما و هدایتگر، هر روز با سرعت بیش از پیش پیشرفت های جدید را برای بشریت به ارمغان آورده است. بنابراین پژوهش حاضر به شناسایی موانع و مشکلات توانمندسازی جهت آموزش الکترونیکی کارکنان آموزشی کمیته امداد امام خمینی(ره) پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت رویکرد کمی و روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان و افراد شاغل در بخش های مرتبط در کمیته امداد امام خمینی استان تهران است که با روش نمونه گیری در دسترس 377 نفر انتخاب و پرسشنامه محقق ساخته بین آنها توزیع شد. سپس به منظور بررسی روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تأییدی و به منظور بررسی فرضیات تحقیق از مدل سازی معادلات ساختاری روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) با کمک نرم افزار SmartPLS 3 استفاده شد. در راستای توانمندسازی آموزش الکترونیکی کارکنان کمیته امداد موانع شامل: عوامل فردی، عوامل مدیریتی سازمانی، عوامل زیر ساختی و فنی، عوامل پداگوژیکی، عوامل نگرشی، عوامل مالی و اقتصادی است. یافته ها نشان داد تمامی ضرایب بارهای عاملی از 4/0 بیشتر است و اعداد معناداری بزرگتر از 96/1 نشان از مناسب بودن این مدل دارد و بنابراین مدل نهایی طراحی و ارائه شد.
طراحی الگوی اقتصاد در آموزش شیمی با تأکید بر مؤلفه های اقتصاد دانش بنیان (مورد مطالعه: معلمان شیمی شهرستان های استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکردی بنیادی و جامع به بررسی و ارائه یک الگوی مفهومی برای تبیین اقتصاد در آموزش شیمی با تأکید بر مؤلفه های اقتصاد دانش بنیان می پردازد و برای این منظور، از رویکرد آمیخته بهره می برد. جامعه آماری بخش های کیفی و کمّی تحقیق را به ترتیب تمام اعضای هیأت علمی رشته شیمی دانشگاه فرهنگیان و معلمان شیمی شهرستان های استان تهران به تعداد 761 نفر، و تمام معلمان شیمی شهرستان های استان تهران به تعداد 733 نفر تشکیل می دهند. نمونه آماری بخش کیفی با روش نمونه گیری گلوله برفی و هدفمند 15 نفر و بخش کمّی طبق فرمول کوکران 252 نفر با روش تصادفی بوده است. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی، پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی و پایایی سؤالات توسط صاحب نظران تأیید شد. تجزیه و تحلیل مصاحبه ها و داده های پرسشنامه با استفاده از نرم افزارهای MAX. QDA. نسخه 2007، IBM SPSS Statistics 26 و LISREL 8.8 انجام گرفت. از راهبرد نظریه داده بنیاد مشتمل بر کدگذاری باز، محوری و انتخابی جهت دستیابی به الگوی مستخرج از پژوهش استفاده گردید. یافته های بخش کیفی، بیانگر آن است چهار مؤلفه شامل انگیزه اقتصادی (با 8 مقوله)، آموزش و نیروی انسانی (با 4 مقوله)، نوآوری (با 5 مقوله) و فناوری اطلاعات و ارتباطات (با 3 مقوله) در اقتصاد در آموزش شیمی مؤثر هستند. یافته های بخش کمّی الگوی استخراج شده را تأیید می کنند. شاخص های برازش مطلق و مقتصد در یک ساختار برازش مطلوب، الگوی اقتصاد در آموزش شیمی با تأکید بر مؤلفه های اقتصاد دانش بنیان را حمایت می کنند.
بازتولید نقش های جنسیتی در برنامه های درسی، مطالعۀ موردی: مطالعات اجتماعی پایۀ ششم دورۀ ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی بازتولید نقش های جنسیتی در کتاب درسی مطالعات اجتماعی پایه ششم دوره ابتدایی انجام یافته است. روش ها : برای تحقق این هدف، محتوای این کتاب در چهار مؤلّفه جنسیتی شامل مذکر و مؤنث، والدین، خویشاوندان و نقش های شغلی با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای کمّی مورد بحث و مداقّه قرار گرفته است. در این مطالعه بنا به ماهیت آن، نمونه برابر با جامعه در نظر گرفته شده است و کل محتوای این کتاب تحلیل شده است. پایایی کدگذاری ها به وسیله سه پژوهشگر و با اتفاق نظر بین آنها کسب شده است. از آمار توصیفی برای توصیف داده ها و از آزمون آماری خی دو برای تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که در هر چهار مؤلّفه جنسیتی مورد بررسی، اکثریت و برتری از آن جنسیت مذکر بوده و تنها در انعکاس جنسیت والدین در تصاویر و متن پرسش ها، فعالیت ها و تمرین های کتاب درسی که به پدر و مادر اشاره داشتند برتری از آن والد مادر بوده و در کل بیشتر مفهومِ مذکرِ پدر، مورد تأکید مؤلّفان بوده است. نتیجه گیری: نتیجه کلی این که با در نظر گرفتن اصل هفتم برنامه درسی ملّی با عنوان «توجه به تفاوت ها»، توجه به تفاوت های جنسیتی به شکل یکسان و مناسب در این کتاب مورد توجه قرار نگرفته است و نیازمند توجه بیشتر برنامه ریزان درسی و مؤلّفان در بازبینی های آتی محتوای این کتاب است.
اثربخشی برنامه آموزش مبتنی برطرحواره درمانی بر نگرش های ناکارآمد و نشاط معنوی افراد دارای آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
275 - 286
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش اثربخشی آموزش مبتنی برطرحواره درمانی بر نگرش های ناکارآمد و نشاط معنوی افراد دارای آسیب بینایی بود. طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل افراد دارای آسیب بینایی مرکز rp تهران بود که دارای پرونده توانبخشی بودند. حجم نمونه شامل 40 نفر (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه گواه) از جامعه آماری به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و در گروه گواه و آزمایش جایدهی شدند. برای گروه آزمایشی، آموزش مبتنی برطرحواره درمانی اجرا شد در حالیکه گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل مقیاس نگرش های ناکارآمد (وایزمن و بک، 1978) و پرسشنامه نشاط معنوی (افروز، 1395) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی برطرحواره درمانی بر بهبود نگرش-های ناکارآمد و نشاط معنوی در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر معنی دار داشته است (01/0P<). یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با آموزش مبتنی برطرحواره درمانی فراهم می کند و مشاوران و روانشناسان می توانند برای بهبود نگرش های ناکارآمد و نشاط معنوی افراد دارای آسیب بینایی از این مداخله استفاده نمایند.
سنتزپژوهی کاربرد چت بات ها (نرم افزار هوش مصنوعی) در آموزش زبان انگلیسی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: ادغام چت بات ها در حوزه آموزش، به ویژه در بهبود یادگیری زبان انگلیسی، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. نوآوری هایی مانندChatGPT، یک مدل زبان بزرگ، می توانند وظایف مختلف پردازش زبان طبیعی را انجام دهند که از نتایج آموزشی پشتیبانی می کنند. مطالعه حاضر نقش چت بات ها را در آموزش زبان انگلیسی از طریق یک سنتز کیفی از مطالعات موجود مورد بررسی قرار می دهد. روش ها: محتوای 15 مقاله منتخب از پایگاه های داده علمی معتبر جهانی با استفاده از یک طراحی تحقیق کیفی تحلیل شد. فرآیند سنتزپژوهی طبق الگوی پیشنهادی سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد تا درک جامعی از موضوع حاصل شود. برای ارزیابی قابلیت اطمینان یافته ها، از ضریب کاپای کوهن استفاده شد که مقدار 0.88 را به دست داد. یافته ها: تحلیل یافته ها نشان داد که چت بات ها صرف یک ابزار نیستند، بلکه ابزارهای عملی و مؤثری برای یادگیری زبان انگلیسی به شمار می آیند. مطالعه حاضر تجربه های یادگیرندگان را با استفاده از چت بات ها برای یادگیری زبان انگلیسی بررسی کرد و عواملی که بر نتایج تأثیر می گذارند و مزایا و معایب این رویکرد را شناسایی کرد. با وجود چالش های خاص، نتایج به طور قاطع نشان دهنده تأثیرات مثبت آموزشی هستند و چشم انداز امیدوارکننده ای درباره ظرفیت چت بات ها در آموزش زبان انگلیسی به وجود می آورند. نتیجه گیری: با دگرگونی در چشم انداز آموزشی، دوره های تربیت معلمان باید شامل حوزه هوش مصنوعی و روش های نوآورانه برای ارتقاء سواد دیجیتال شوند. پژوهش حاضر به معلمان این امکان را می دهند که فراگیران را در استفاده از چت بات ها در مراحل مختلف یادگیری زبان انگلیسی هدایت کنند و تجربیات آموزشی آنان را تقویت کنند.