این پژوهش به بررسی توان پیش بینی وفاداری دانش آموزان به مدارس غیردولتی براساس اعتماد به مدرسه، تعهد به مدرسه و رضایت از مدرسه می پردازد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر مدارس غیردولتی نواحی پنجگانه شهر اصفهان در سال تحصیلی 88 ـ1387 تشکیل می دادند که براساس روش نمونه گیری سهمی و با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه کوهن و همکاران (2001)، تعداد 340 نفر از بین آنها انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از چهار پرسشنامه وفاداری هلگسن و نست (2007)، پرسشنامه اعتماد گاربارینو و جانسون (1999)، پرسشنامه تعهد باو و میتزیفریس (2007) و پرسشنامه رضایت گرملر و گوینر (2000) استفاده گردید. روایی صوری و محتوایی ابزارهای استفاده شده در این پژوهش را متخصصان تایید کردند. یافته های به دست آمده نشان داد که بین وفاداری دانش آموزان به مدارس غیردولتی با اعتماد آنها به مدرسه (05/0P<، 469/0r=)، بین وفاداری دانش آموزان به مدارس غیردولتی و تعهد آنها نسبت به مدرسه (05/0P<، 276/0r=)، همچنین بین وفاداری دانش آموزان به مدارس غیردولتی با رضایت آنها از مدرسه رابطه وجود دارد (05/0P<، 517/0=r). از بین متغیرهای اعتماد، تعهد و رضایت فقط متغیرهای اعتماد و رضایت توان پیش بینی وفاداری دانش آموزان به مدارس غیردولتی را دارند و متغیر تعهد توان پیش بینی وفاداری دانش آموزان را ندارد.
به لحاظ اهمیت و دامنه ی فراگیر کیفیت زندگی، مطالعه عوامل موثر بر آن خصوصا نقش خانواده و نحوه ارتباطات اعضای آن با یکدیگر، بسیار اساسی به نظر می رسد. افزایش آمار طلاق، نشان می دهد که نهاد خانواده نتوانسته احساس رضایتمندی را در زوجین بالاخص زنان که بیش از مردان متقاضی طلاق هستند ایجاد کند. از طرفی طلاق معضلی است که موجب پیچیدگی عاطفی خانواده می شود و کیفیت زندگی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه الگوهای ارتباطی خانواده و تمایزیافتگی خود با کیفیت زندگی زنان متقاضی طلاق مراجعه کننده به مرکز مشاوره دادگستری کرمانشاه بود. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. برای انجام آن از بین مراجعه کنندگان به روش نمونه گیری در دسترس نمونه ای به حجم 300 نفر انتخاب شد جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه-های الگوهای ارتباطی خانواده، تمایزیافتگی خود و کیفیت زندگیSF-36)) استفاده شد. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تحلیل شد. نتایج نشان داد بین الگوی ارتباطی گفت و شنود و تمایزیافتگی با کیفیت زندگی رابطه ی مستقیم وجود دارد و هر دو متغیر الگوهای ارتباطی خانواده و تمایزیافتگی خود توان پیش بینی کیفیت زندگی را دارند. بنابراین باید به اهمیت کیفیت روابط اعضای خانواده، به عنوان اساسی ترین نهاد اجتماعی و تعیین کننده کیفیت زندگی فرزندان، بیش از پیش تأکید شود.
این پژوهش با هدف بررسی نقش اخلاق تحصیلی، رفتار مدنی ـ تحصیلی، عدالت آموزشی و تعهد و فریبکاری در عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه به مرحله اجرا درآمد. برای دستیابی به هدف پژوهش 292 دانشجوی شاغل به تحصیل در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه آزاد خوراسگان اصفهان جهت پاسخگویی به پرسشنامه های پژوهش به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه عدالت آموزشی و پرسشنامه اخلاق تحصیلی، پرسشنامه رفتار مدنی - تحصیلی و تعهد تحصیلی بوده است. عملکرد تحصیلی دانشجویان نیز براساس میانگین معدل چهار ترم آخر دانشجویان مورد اندازه گیری قرار گرفت. شواهد حاصله حاکی از آن بود که عملکرد تحصیلی دانشجویان با اخلاق تحصیلی، پایبندی به قواعد و فریبکاری دارای رابطه معنادار است. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که از بین کلیه متغیرهای پیش بین، فقط فریبکاری قادر به پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان است. دانشجویانی که برای دریافت نمره قبولی به رفتارهای فریبکارانه تکیه می کنند، در مجموع از عملکرد و نتیجه تحصیلی ضعیف تری نسبت به دیگر دانشجویان برخوردار بودند.
"رضایت شغلى از مقولههاى مهم و مورد توجه مدیران مىباشد.هدف از انجام این بررسى کندوکاو محیط کار کتابداران در کتابخانههاى دانشگاه شیراز و دانشگاه علوم پزشکى شیراز مىباشد. براى انجام این بررسى 5 فرضیه و دو پرسش که جنبههاى مختلف رضایت شغلى را پاسخگو مىباشند تعیین گردید.ابزار سنجش پرسشنامه بررسى رضایت شغلى SSJ است.دادههاى تحقیق از میان همه کارکنان کتابخانهها گردآورى شده است.نتایج بررسى نشان داد که میان رضایت شغلى و مقولههایى مانند جنس، سن و سابقه کار کارکنان ارتباط معنىدارى وجود ندارد.اما بررسى، ارتباط معنىدارى را میان رضایت شغلى و سطوح سرپرستى و تخصص نشان داد.همچنین تفاوت معنىدارى میان رضایت شغلى کارکنان کتابخانهها در دو دانشگاه مورد بررسى نشان داده نشد.نتیجه کلى نشان داد که رضایت شغلى کارکنان کتابخانهها پایین مىباشد.
"
زمینه و هدف: ارتقای روابط یکی از شیوه های آموزش مهارتهای زندگی زناشویی است و می تواند بر نحوه مقابله زوجها با تنش های زندگی تاثیرگذار باشد. هدف این پژوهش، تعیین تاثیر ارتقای روابط بر بهبود راهبردهای مقابله زناشویی زوجین بود.
مواد و روش ها:روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل کلیه مراجعان مرکز جامع پزشکی ومشاوره اصفهان در سال 1387 بودند. نمونه مورد مطالعه 24 زوج است که از بین داوطلبین شرکت در پژوهش، به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش (13زوج) و گواه (11زوج) به طور تصادفی جایگزین شدند. برنامه ارتقای روابط در 8 جلسه بر روی گروه آزمایش انجام شد. داده های حاصل از پرسشنامهی راهبردهای مقابله ای زناشویی با آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که ارتقای روابط باعث کاهش نمرات آزمودنی ها در راهبردهای مقابلهای تعارض، خودسرزنشگری، خودمحوری و اجتناب (01/0> P) و افزایش نمرات راهبرد مقابله سازنده شده است(01/0> P). نتایج پیگیری پس از یک ماه نشان داد که بین گروه آزمایش و گواه در نمرات راهبردهای مقابلهای تفاوت وجود دارد(001/0>P ) و اثر بخشی ارتقای روابط بعد از یک ماه باقی مانده است.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در زمینه آشنایی با شیوه های ارتقای روابط و راهبردهای مقابلهای زناشویی و نحوه تغییر و ارتقای آن برای مشاوران فراهم می نماید. در الگو های مشاوره زناشویی می توان از شیوه ارتقای روابط برای بهبود راهبردهای مقابلهای زوجین و کاهش تعارض زناشویی استفاده نمود.
هدف پژوهش حاضر، مطالعه اثر بخشی رویکرد خانواده درمانی ساختاری در بهبود اختلالات اضطرابی کودکان از طریق ایجاد تغییر در ساختار خانواده، کاهش تعارضات در روابط والدین خانواده های دارای کودکان مبتلا به اختلالات اضطرابی کودکان بوده است. روش پژوهش شبه تجربی بوده و با اجرای پیش آزمون و پس آزمون و ارائه مداخله و اندازه گیری مکرر انجام شد. 40 خانواده با حداقل یک فرزند دارای اختلالات اضطرابی که به طور تصادفی در دوگروه مساوی شامل گروه آزمایشی و گروه کنترل جایگزین شده و در این مطالعه شرکت کردند. اعضای خانواده های گروه آزمایشی، به مدت 9 جلسه در معرض مداخله درمانی با طرح درمانی یکسان (که بر اساس رویکرد خانواده درمانی ساختاری از پیش طراحی شده بود) قرار گرفتند. همچنین خانواده ها شش هفته پس از آخرین جلسه درمان در یک جلسه پیگیری نیز شرکت کردند. ابزار پژوهش مصاحبه تشخیصی بر اساس معیارهای DSM-IV-TR و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس بود. در طول مدت مطالعه گروه کنترل هیچگونه مداخله ای را دریافت نکرد. نتایج نشان داد که اثر بخشی خانواده درمانی ساختاری در بهبود اختلالات آسیمگی، هراس اجتماعی و ترس از صدمات جسمانی، اضطراب تعمیم یافته و اختلال وسواس- اجبار گروه آزمایشی (005/0 p< ) معنادار است
در این پژوهش به بررسی تاثیر آموزش درک متقابل ماهیت جنسیتی بر تغییر نگرش دختران (18 الی 24 ساله) پرداخته شد. جامعه مورد تحقیق دانشجویان مرکز جهاددانشگاهی شهر شیراز بودند. در این تحقیق 30 دانشجو از افراد داوطلب که شرایط تحقیق را پذیرفته بودند، در دو گروه آزمایش و کنترل به روش تصادفی جایگزین شدند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه «نگرش به نحوه انتخاب همسر» بود، که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون برای دو گروه اجرا شد. آموزش طی 8 جلسه دو ساعته برای گروه آزمایش ارایه شد. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی شفه استفاده شد. نتایج نشان دهنده تاثیر آموزش (متغیر مستقل) بر نگرش افراد به نحوه انتخاب همسر (متغیر وابسته) بود.
اهداف: فرسودگی تحصیلی از مهم ترین مباحث قابل پژوهش در دانشگاه ها است و تشخیص متغیرهای پیش بینی کننده آن بسیار حایز اهمیت است. هدف این تحقیق، تعیین رابطه مستقیم و غیرمستقیم استرس ادراک شده، کمال گرایی و حمایت اجتماعی با فرسودگی تحصیلی و عملکرد تحصیلی در دانشجویان بود.
ابزار و روش ها: در این پژوهش غیرآزمایشی با طرح همبستگی، 200 دانشجوی مقطع علوم پایه رشته پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در سال تحصیلی 92-1391 به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس استرس ادراک شده و پرسش نامه های کمال گرایی، حمایت اجتماعی فیلیپس و فرسودگی تحصیلی بود. تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS 20 و AMOS 16 انجام شد. برای ارزیابی مدل پیشنهادی، روش ضریب همبستگی و تحلیل مسیر مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ها: میانگین نمرات دانشجویان در استرس ادراک شده 13/6±46/25، در کمال گرایی سازگارانه 07/5±74/22، در کمال گرایی ناسازگارانه 61/5±22/17، در حمایت اجتماعی 76/3±54/18، در فرسودگی تحصیلی 29/10±70/40 و در عملکرد تحصیلی 40/1±10/16 بود. ضرایب همبستگی بین همه شاخص ها به جز رابطه کمال گرایی ناسازگارانه با عملکرد تحصیلی، معنی دار بود. اثر استاندارد استرس ادراک شده به فرسودگی تحصیلی از طریق حمایت اجتماعی معنی دار نبود (292/0=p) و اثر استاندارد استرس ادراک شده به عملکرد تحصیلی از طریق حمایت اجتماعی معنی دار بود (046/0=p).
نتیجه گیری: استرس ادراک شده با حمایت اجتماعی رابطه مستقیم منفی و با فرسودگی تحصیلی رابطه مستقیم مثبت دارد. حمایت اجتماعی این دانشجویان نیز با عملکرد تحصیلی رابطه مستقیم مثبت دارد. رابطه کمال گرایی ناسازگارانه با فرسودگی تحصیلی و همچنین رابطه کمال گرایی سازگارانه با عملکرد تحصیلی مستقیم مثبت است. رابطه استرس ادراک شده با عملکرد تحصیلی غیزمستقیم و از طریق حمایت اجتماعی است.