فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۶٬۴۵۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
عملکرد ماهرانه در فوتبال علاوه بر تکنیکهای درست، به تصمیمگیری سریع و صحیح نیازمند است. این تصمیمات به طور معمول در شدتهای مختلف فعالیت و عملکرد اتخاذ میشوند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر سطوح مختلف شدت فعالیت و انگیختگی بر تصمیمگیری (سرعت و دقت تصمیمگیری) فوتبالیستهای زن ماهر است. 16 فوتبالیست ماهر زن شرکتکننده در تحقیق که سابقة شرکت در مسابقات را به مدت هشت سال یا بیشتر داشتند، از مجموع بازیکنان ماهر حاضر در لیگ برتر بانوان استان تهران بهصورت داوطلبانه انتخاب شدند. برای ارزیابی عملکرد تصمیمگیری از تصاویر موقعیت فوتبالی به کمک مانیتور استفاده شد، که بازیکنان باید پاسخ صحیح را از میان گزینهها (شوت – پاس - دریبل) انتخاب میکردند. همچنین موقعیتهای آزمون بهصورت 3 (سطوح انگیختگی) در 3 (سطوح شدت فعالیت) طراحی شد که سطوح مختلف شدت فعالیت شامل سه سطح استراحت، 40 درصد حداکثر ضربان قلب، 80 درصد حداکثر ضربان قلب و سطوح مختلف انگیختگی شامل سه سطح موقعیت بدون حضور تماشاچی، موقعیت همراه با تماشاچی غیرفعال، موقعیت همراه با تماشاچی فعال بود. از روش آماری پارامتریک تحلیل واریانس چندمتغیره، 3 (سطوح شدت فعالیت) در3 (سطوح انگیختگی) بر دقت و نیز سرعت تصمیمگیری بهمنظور مقایسة کلی میان موقعیتهای آزمون برای پیدا کردن تفاوت به تفکیک در موقعیتها از آزمون تحلیل واریانس یک راهه، اندازههای تکراری و نیز آزمون تعقیبی توکی در سطح معنیداری 95درصد استفاده شد. نتایج تفاوت معنیداری را در سرعت تصمیمگیری بین سطوح مختلف انگیختگی نشان نداد (05/0R>)، اما دقت تصمیمگیری بین سطوح مختلف انگیختگی تفاوت معنیداری را نشان داد (05/0R< ). سرعت تصمیمگیری بازیکنان در سطوح انگیختگی بدون حضور تماشاچی و تماشاچی غیرفعال با افزایش در شدت تمرین بهبود داشت، ولیکن سرعت تصمیمگیری بازیکنان در موقعیت همراه با تماشاچی فعال بین شدتهای مختلف فعالیت تفاوت معنیداری را نشان نداد (05/0R>). همچنین دقت تصمیمگیری بازیکنان در موقعیتهای بدون حضور تماشاچی و تماشاچی فعال بین شدتهای مختلف فعالیت اختلاف معنیداری را نشان نداد (05/0R>). دقت تصمیمگیری بازیکنان در موقعیت تماشاچی غیرفعال با افزایش در شدت فعالیت بهبود یافت. این یافتهها نشان میدهد که شدت فعالیت و انگیختگی بهطور جداگانه بر هر یک از مؤلفههای تصمیمگیری اثرگذارند.
اثر پیش بین سبک های مقابله ای اجتناب و جبران افراطی بر سلامت عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: طبق مدل طرحواره درمانی یانگ، سه سبک مقابله ای اجتناب، تسلیم و جبران افراطی در مقابل فعال شدن طرحواره ها بکار می روند. نوع سبک مقابله ای غالب در مواجهه با رویدادها، بر میزان سلامت عمومی افراد موثر است. هدف از پژوهش حاضر پیش بینی وضعیت سلامت عمومی (جسم و روان) افراد براساس نوع سبک مقابله ای غالب (اجتناب و جبران افراطی) می باشد. روش: به این منظور فرم کوتاه پرسشنامه زمینه یابی سلامت، پرسشنامه جبران افراطی یانگ-رای و پرسشنامه اجتناب یانگ-رای توسط 120 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران که با نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند، تکمیل گردید. تحلیل نتایج با روش همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نسخه ۱8 نرم افزار spss صورت گرفت. یافته ها: نتایج بیانگر رابطه ی معنادار سبک های مقابله ای اجتناب و جبران افراطی با وضعیت سلامت عمومی افراد بود (05/0p≤). هم چنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد سبک مقابله ی جبران افراطی بیشترین نقش را در پیش بینی میزان سلامت عمومی افراد دارد. نتیجه گیری: هر دو سبک مقابله ای اجتناب و جبران افراطی تاثیر منفی بر سلامت عمومی دارند، اما درصورت غلبه ی سبک مقابله ای جبران افراطی در مواجهه با مشکلات، آسیب بیشتری از نظر جسمانی و روانی به افراد وارد می شود.
مقایسه عوامل تنیدگی زا و شیوه های مقابله با آن در دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به مقایسه عوامل تنیدگی زا و شیوه های مقابله ای در دانش آموزان پر تنش و کم تنش پرداخته است. سوالات و فرضیات مطرح شده به ارزیابی میزان تنش و نقش جنس در عوامل تنیدگی زا و شیوه های مقابله ای می پردازد. نمونه مورد بررسی شامل 124 آزمودنی می باشد که 62 پسر پرتنش و کم تنش و 62 دختر پرتنش و کم تنش را در بر می گیرد. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه DASS برای سنجش میزان تنش، مقیاس رویدادهای زندگی نوجوانان و پرسشنامه روش رویارویی می باشند. روش تحقیق، از نوع علی – مقایسه ای است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t برای میانگینهای مستقل و آزمون t هتلینک استفاده شد. نتایج بدست آمده بیانگر این است که عوامل تنیدگی زا در دو گروه پرتنش و کم تنش تفاوت دارد. نقش جنس در نوع عوامل تنیدگی زا تاثیر ندارد. شیوه های مقابله ای در دو گروه پرتنش و کم تنش متفاوت است و نقش جنس در انتخاب شیوه های مقابله ای تاثیر دارد
نگرش دانشجویان به مواد مخدر: نقش بازدارنده منع قانونی، ممانعت خانواده، عدم دسترسی به مواد و اعتماد به خود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش ها نشان داده اند اصلاح نگرش افراد درباره مواد مخدر از نگرش مثبت به منفی می تواند از گرایش و ابتلای آنها به اعتیاد جلوگیری کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی نگرش دانشجویان به مواد مخدر و تعیین نقش منع قانونی، ممانعت خانواده، عدم دسترسی به مواد و اعتماد به خود بود. روش: در این پژوهش از روش زمینه یابی مقطعی استفاده شد. به منظور نیل به هدف پژوهش، مقیاس علاقه به مصرف موادمخدر در بین 400 نفر از دانشجویان شهر دزفول که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شده بودند، اجراء شد. یافته ها: تحلیل عاملی نشان داد که مقیاس تک عاملی است و اعتبار آن با روش آلفای کرونباخ برای کل دانشجویان، پسران و دختران به ترتیب، 77/0، 81/0 و 70/0 است. نتایج میزان شیوع نگرش مثبت به مواد مخدر نشان داد که 3/18 درصد دانشجویان گهگاهی فکر مصرف مواد مخدر به مغز شان می زند، 5/12درصد برای یک بار هم که شده دوست دارند مواد مصرف کنند، 8/11 درصد مصرف مواد را رویایی می دانند که مدت ها است در سر دارند، 5/4 درصد اعتقاد داشته اند که یک بار مصرف مواد به امتحانش می ارزد و 5/1 درصد مصرف مواد را برای تفریح و سرگرمی مناسب دانسته اند. 5/10 درصد نیز بیان داشته اند که دوست دارند سیگار بکشند. همچنین، نتایج نشان داد که اگر منع قانونی نباشد 3/9 درصد و اگر ممانعت خانواده نباشد، 5/6 درصد دانشجویان احتمالا مواد مخدر مصرف خواهند کرد. نتایج اعتماد به خود نیز نشان داد که 7/87 درصد پاسخگویان کاملاً مطمئن هستند که هیچ وقت مواد مخدر مصرف نخواهند کرد. نتیجه گیری: می توان برای پیشگیری از مصرف، نقش عوامل قانونی، خانوادگی و ممانعت از دسترسی را تقویت کرده و با روش های بهبود و ارتقاء اعتماد به نفس از مصرف مواد مخدر جلوگیری کرد.
بررسی رابطه ارزش های ازدواج و جهت گیری مذهبی با ساختار خانواده در زوجین شهرستان بابل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به نقش خانواده و ساختار آن در عملکرد اعضای آن در آینده و ثبات و سلامت روانی جامعه و با عنایت به تأثیرگذاری زمینه های فرهنگی – ارزشی و دینی جامعه در شکل گیری روابط و ساختار خانواده پژوهش حاضر باهدف بررسی ارتباط بین ارزش های ازدواج و جهت گیری مذهبی با ساختار خانواده در افراد متأهل انجام شد.
مواد و روش ها: روش این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش 472495 نفر بودند که با استفاده از جدول مورگان 403 نفر (205زن، 198مرد) ازافراد متأهل شهرستان بابل که به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردیده شدند بود. جهت ارزیابی از ابزار ارزش های ازدواج دل خموش، مقیاس جهت گیری مذهبی آلپورت و مقیاس ساختار خانواده اولسون استفاده شد.
یافته ها: برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد. .نتایج بررسی های آماری نشان داد که ارزش های سلسله مراتبی و خودمختاری عاطفی (001/0>P ) به صورت منفی و معنی دار و ارزش های برابرنگری و جمع گرایی (001/0> P ) نیز به صورت مثبت و معنی دار بیشترین سهم ( 13/0=R2) را در پیش بینی انسجام خانواده داشت و هم چنین بین ارزش هایی برابرنگری (001/0> P ) رابطه مثبت معنی دار و خودمختاری عقلانی و خودمختاری عاطفی (001/0> P ) رابطه منفی معنی دار وجود داشت و از بین این ابعاد خودمختاری عقلانی و برابرنگری (01/= P) بیشترین سهم ( 09/0=R2) را در انعطاف پذیری خانواده داشتند. در ارتباط بین جهت گیری مذهبی با ساختار خانواده، جهت گیری مذهبی درونی (01/0> P ) پیش بینی کننده بیشتری (10/0=R2) با انسجام و انعطاف پذیری خانواده و جهت گیری مذهبی بیرونی بیشترین قدرت پیش بینی کنندگی (02/0=R2) را با انعطاف پذیری کم داشته است.
نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت که مؤلفه های ارزش های ازدواج و جهت گیری مذهبی به عنوان دو سازه روان شناختی می توانند در تشکیل ساختار خانواده نقش داشته باشند.
بررسی رابطه بین میزان خلاقیت معلمان درس علوم با حل مشکلات درسی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی تأثیر مدارس هوشمند بر اضطراب رایانه، خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی و مقایسه آن با مدارس غیر هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدارس هوشمند بر اضطراب رایانه، خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی و مقایسه آن با مدارس غیر هوشمند بود. بدین منظور با بهره گیری از روش علی- مقایسه ای، اطلاعات با استفاده از 3 پرسشنامه اضطراب رایانه CARS، خودتنظیمی بوفارد و عملکرد تحصیلی درتاج جمع آوری شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه اول دبیرستان شهر یزد در سال تحصیلی92-1391 بود. نمونه پژوهش شامل 102 دانش-آموز مدارس هوشمند بودند که به روش تمام شماری و 102 دانش آموز مدارس غیرهوشمند که به شیوه همتاسازی (بر اساس جنس، تحصیلات والدین و وضعیت اقتصادی) انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام شد. در سطح توصیفی با استفاده از مشخصه های آمار توصیفی و در سطح استنباطی از آزمون t و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها نشان دادند که بین مدارس هوشمند و غیر هوشمند در متغیرهای اضطراب رایانه، خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد. بین متغیرهای خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، بین متغیرهای خودتنظیمی و اضطراب رایانه رابطه منفی و معناداری وجود دارد و بین اضطراب رایانه و عملکرد تحصیلی رابطه معناداری به دست نیامد. در نتیجه کاربرد فناوری جدید در مدارس هوشمند می تواند بسیاری از مشکلات آموزشی را حل کند.
مدل پردازی تشخیصی شناختی ( CDM) سوال های ریاضیات تیمز 2007 در دانش آموزان پایه هشتم ایران با استفاده از مدل یکپارچه با پارامتر پردازی مجدد (RUM) و مقایسه مهارت های ریاضی دانش آموزان دختر و پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: هدف سنجشهایی مانند تیمز آموزش و بهبود عملکرد دانش آموز است. در راستای دستیابی به این هدف، متخصصان حوزه سنجش آموزشی، رویکرد سنجش تشخیصی شناختی(CDA) را پرورش داده اند. در پژوهش حاضر تلاش شد تا یکی از مدلهای پرکاربرد در حوزه سنجش شناختی را در مورد داده های دانش آموزان پایه هشتم ایران در آزمون ریاضی تیمز 2007 بکار ببرد و نقاط ضعف و قوت دانش آموزان ایران را در مهارتها و صفات شناختی زیربنایی آزمون ریاضی (مدل شناختی کورتر و تاتسوکا، 2002) شناسایی نماید و عملکرد دختران و پسران را در این صفات شناختی مورد مقایسه قرار دهد.
یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مدل شناختی کورتر و تاتسوکا با داده های دانش آموزان پایه هشتم ایران در آزمون ریاضی تیمز 2007 از برازش مطلوبی برخوردار است. یافته های مربوط به وضعیت تسلطی نشان می دهد که دانش آموزان ایرانی، بیشترین ضعف را در صفات P1(فرمولبندی معادلات)، P2(هندسه)، P4(به کارگیری قواعد جبر)، و P5(تفکر قیاسی) که صفات مربوط به پردازش شناختی هستند دارند. همچنین در دو صفت S5(بررسی صحت گزینه ها) و S6(الگوها و روابط) که به مهارتهای تفکر استقرایی مربوط می شوند نیز از عملکرد ضعیفی برخوردارند. در واقع می توان گفت که صفت S6 دومین صفت دشوار بعد از صفت P2 در بین دانش آموزان پایه هشتم ایران است. یافته های مربوط به عملکرد دختران و پسران نشان داد که تفاوتهای جنسیتی در این صفات و مهارتهای شناختی بسیار کم است. دامنه شاخص d کوهن از 30/0- تا 15/0+ با میانگین 03/0 به دست آمد.
بحث و نتیجه گیری: بطور کلی پژوهش حاضر نشان می دهد که دانش آموزان ایران در اکثر صفات که برخی از آنها به مهندسی و علوم فیزیکی مربوط می شوند از سطح تسلطی ضعیف برخوردارند. از اینرو به نظر می رسد که سیاستگذاران آموزشی بایستی تغییرات اساسی در آموزش هندسه به عمل آورند، زیرا هندسه، آموزش مهارتهای تفکر ریاضی مهم را که برای مهندسی و علوم فیزیکی لازم هستند ممکن می سازد. در ارتباط با تفاوت های جنسیتی در ریاضیات نیز با توجه به یافته های پژوهش حاضر و سایر پژوهش های صورت گرفتهمی توان این نتیجه را گرفت که جنسیت یکی از بیشمار متغیری است که عملکرد در ریاضیات را، هر چند بسیار اندک، تحت تاثیر قرار می دهد.
تقوا و آثار تربیتی آن
اضطراب معلم
رابطه تجربه بی نزاکتی در محیط کار و عدالت سازمانی با ارتکاب بی نزاکتی در محیط کار: میانجی گری نقش عاطفه منفی و تعدیل گری روان رنجورخویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه تجربه بی نزاکتی در محیط کار و عدالت سازمانی، با ارتکاب بی نزاکتی در محیط کار و در نظر گرفتن نقش میانجی عاطفه منفی و تعدیلی روان رنجورخویی انجام گردید. این پژوهش از نوع رابطه ای است. جامعه آماری پژوهش حاضر 411 نفر پرسنل یک سازمان خدماتی بود که از میان آنان 198 نفر به صورت تصادفی ساده گزینش شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس تجربه بی نزاکتی در محیط کار (کورتینا و همکاران، 2001)، پرسشنامه عدالت سازمانی (کالکویت، 2001)، مقیاس بهزیستی عاطفی مرتبط با شغل (ون کاتویک و همکاران، 2000)، مقیاس ارتکاب بی نزاکتی در محیط کار (بلو و آندرسون، 2005) و پرسشنامه ویژگی های شخصیتی نئو (مک کری و کاستا، 1985) بودند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل میانجی ماکرو پریچر و هایز (2008) و تحلیل تعدیلی هایز و ماتس (2009) استفاده گردید. نتایج نشان داد تجربه بی نزاکتی در محیط کار، عدالت بین فردی، عدالت اطلاعاتی، روان رنجورخویی و عاطفه منفی با ارتکاب بی نزاکتی در محیط کار رابطه معناداری دارند (01/0P<). به علاوه، عاطفه منفی رابطه بین عدالت تعاملی و ارتکاب بی نزاکتی را میانجی گری می کند (05/0P<). یافته ها حاکی از آن بود که قربانیان بی نزاکتی با ارتکاب بی نزاکتی، این رفتار را تلافی کرده و روان رنجورخویی این رابطه را تعدیل می کند. به عبارت دیگر، رابطه بین تجربه بی نزاکتی و ارتکاب بی نزاکتی در افراد با روان رنجورخویی بالا، بیشتر از افراد با روان رنجورخویی پایین است (01/0P<).
بررسی تأثیر خداپنداره (تصور از خدا) صحیح در مقابله با افسردگی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، این بود که تأثیر «خداپنداره» صحیح (مبتنی بر آیات و روایات) را در مقابله با افسردگی بررسی کند؛ روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و نوع پژوهش کاربردی است؛ داده های آن به صورت کتابخانه ای از متون دینی و منابع معتبر روانشناسی جمع آوری شده است؛ نتایج نشان داد که «خداپنداره صحیح» در هرکدام از حیطه های «توکل»، «عدل الهی»، «قضا و قدر» و «رازقیت خداوند» آثار مثبتی را در پی دارد؛ در حیطه «توکل» موجب می شود که مشکلات را آسان تر ببیند، انگیزه و اراده قوی داشته باشد، احساس عزت، حرمت نفس و امیدواری کند، خداپنداره صحیح در زمینه «عدل الهی» موجب واقع نگری، فاجعه آمیز ندیدن امور ورضایت از خداوند می شود. در زمینه «قضا و قدر»، منجر به معنادهی صحیح به حوادث، احساس توانمندی و دوری از غم و اندوه می گردد؛ در حیطه «رزاقیت الهی» موجب دوری از حرص، رضایت از روزی مقدر، احساس بی نیازی از دیگران می شود؛ لذا اصلاح خداپنداره می تواند افسردگی در این حیطه ها را کنترل و درمان نماید.
"تاثیر رابط مشاوران همسان در ارتقای سلامت روانی و سازگاری دانشجویان جدیدالورود غیربومی "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف اساسی تحقیق حاضر، بررسی نقش رابط مشاوران در سلامت روانی و سازگاری دانشجویان جدیدالورود بوده است. بدین خاطر پانزده نفر از دانشجویان سال بالا، تحت آموزش قرار گرفتند. سپس دو گروه کنترل و آزمایشی از دختران دانشجوی سال اول تشکیل شد. این دو گروه قبل از شروع ارتباط با مشاوران همسان توسط پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) و پرسشنامه سازگاری بارو بررسی شدند. سپس گروه آزمایشی تحت نظارت رابط مشاوران قرار گرفت، اما گروه کنترل هیچ رابطی نداشت. در پایان یک دوره چهار ماهه، دو گروه بار دیگر توسط آزمون های یاد شده بررسی گردیدند. سپس با گذشت 9 ماه و بعد از ادامه آموزش ها، بار دیگر آزمودنی های گروه کنترل و آزمایشی به آزمون پاسخ دادند تا پایداری مشاوره های همسالان مشخص گردد. نتایج حاصل از تحلیل واریانس آمیخته درون – برون گروهی نشان داد که در اغلب خرده مقیاس های سلامت عمومی و سازگاری، بین گروه کنترل و آزمایشی تفاوت معنادار وجود دارد. این تفاوت در طی اندازه گیری های مکرر در خلال زمان بعد از شروع و 9 ماه بعد از اتمام آموزش مشهود بوده و ادامه داشته است.
"
بررسی عوامل مؤثر در استقرار دوره های آموزشی ضمن خدمت مجازی از دیدگاه فرهنگیان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی عوامل مؤثر در استقرار دوره های آموزش ضمن خدمت به صورت مجازی از دیدگاه فرهنگیان شهر ساری در سال 1390 می باشد که به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری این تحقیق، 5 کارشناس فن آوری، 35 مدرس ضمن خدمت و 220 دبیر می باشد. نمونه گیری، به روش تصادفی طبقه ای و حجم نمونه برای بخش فن آوری با توجه به تعداد حجم نمونه، به شیوه سرشماری انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته می باشد. جهت سنجش روایی پرسش نامه، از نظر متخصصان مربوطه استفاده گردید و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ، 80/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل با نرم افزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل آزمون های t تک نمونه ای، t گروه های مستقل و آزمون تحلیل رگرسیون انجام شده است. نتایج پژوهش، نشان داد که هر سه عامل: سخت افزاری، نرم افزاری و انسانی در استقرار دوره های مجازی ضمن خدمت مؤثر است. هم چنین، از منظر نمونه های آماری با وجود این که عوامل نرم افزاری سهم بیشتری در استقرار دوره های آموزشی ضمن خدمت بازی می کنند، بین نظرات دبیران و مدرسان ضمن خدمت تفاوت وجود داشت.
مقایسه شاخصهای تنفس گفتاری در مجروحین شیمیایی ناشی از گاز خردل با افراد عادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"هدف: نقش تنفس فقط به عملکرد حیاتی آن محدود نمی شود، بلکه از نظر گفتاری نیز اهمیت به سزایی دارد. هدف این مطالعه بررسی شاخصهای تنفس گفتاری در مجروحین شیمیایی ناشی از گاز خردل و مقایسه آن با افراد عادی می باشد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مقطعی- مقایسه ای ازنوع مورد- شاهدی می باشد. گروه مورد که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد، شامل 19نفر مرد مجروح شیمیایی ناشی از گاز خردل مراجعه کننده به بیمارستان بقیه ا...(عج) تهران بود و گروه شاهد شامل20 نفر مرد سالم از کارکنان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، که از طریق همتاسازی با گروه مورد انتخاب شد. ابزار مورد استفاده برای اندازه گیری شاخصهای تنفس گفتاری دستگاه اس.تی.یک دیسفونیا ساخته شده توسط آزمایشگاه دستگاههای G.M بود که بوسیله آن متغیرهای ظرفیت حیاتی، زمان آواسازی، حجم آواسازی، متوسط سرعت جریان هوا درطول آواسازی وحجم کلی بازدم اندازه گیری شد. همچنین مقادیر شاخص سرعت آوایی و میزان آواسازی نیز مورد سنجش قرار گرفت. داده های حاصل از تحقیق بوسیله آزمون آماری تی - مستقل تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: اختلاف آماری معناداری بین گروه مورد وشاهد در متغیرهای ظرفیت حیاتی (001/0P<)، زمان آواسازی(001/0P<)، حجم آواسازی (001/0P<)، شاخص سرعت آوایی(004/0=P)، حجم کلی بازدم (001/0P<) و میزان آواسازی(046/0=P) وجود داشت، ولی در متوسط سرعت جریان هوا بین دو گروه اختلاف معنی داری وجود نداشت (615/0=P). نتیجه گیری: گازهای شیمیایی علاوه برتأثیر بر تنفس حیاتی، بر عملکرد تنفس گفتاری نیز مؤثر می باشند. این امر می تواند نقش مهمی را در معیارسنجی و تعیین شاخصهای مختل شده آوایی ایفا نماید، به نحوی که گفتار درمانگر می تواند خدمات گفتاری دقیق تری را به این بیماران ارائه کند.
"