ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
۷۰۲.

علیّت در نظام فلسفی کانت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۹۲
نظرگاه کانت در باب علیت - تقریر اصل علیت و اثبات آن - معطوف به مباحثی است که هیوم درباره انکار علیت گفته است کانت با نقد نظریه هیوم سعی میکند نظر گاهی جامع و منسجم در باب نحوه پیدایش اصل علیت و کاربرد آن در معرفت بشر به پروراند فهم نظریه کانت در باره علیت بر فهم اجزا دیگر فلسفه او متوقف است از نظر اغلب مفسران و شارحان کانت برای فهم نظریه علیت در نظارم فلسفی کانت با ید بخش استنتاج استعلائی کتاب نقد عقل محض را فهمید که کار چندان سهل و آسانی نیست در این مقاله سعی کرده ایم با استفاده از شرح و تفسیرهایی که شارحان و مفسران کانت عرضه کرده اند نخست استنتاج استعلایی را البته تا جایی که با بحث علیت در ارتباط است فهم کنیم و سپس ادله وی بر اثبات علیت را در تشابه دوم ذیل تحلیل اصول از کتاب نقد عقل محض تحلیل و بررسی کنیم این نکته نیز قابل توجه است که تفکر کانت در باب علیت دوره های مختلفی را سپرس کرده است در این مقاله تنها با دوره پس از نقد عقل محض سرو کار داریم
۷۰۳.

انسان شناسی حکمت خالده به روایت سید حسین نصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای پست مدرنیسم
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه اندیشه های فلسفی در ایران معاصر
تعداد بازدید : ۴۴۹۲ تعداد دانلود : ۲۵۲۰
سید حسین نصر، یکی از طرفداران حکمت خالده است که با نقد دنیای متجدد، می‌کوشد معرفت قدسی را جای‌ گزین مدرنیسم سازد. از نظر وی، «خالده» معرفتی است که درون همه ادیان و سنت‌ها وجود دارد. لازمة سنت‌گروی، اعتقاد به یک امر قدسی است که نه تنها مرجعیت فکری انسان‌هاست که در رفتار آن‌ها نیز تجلی می‌یابد. معرفت شناسی نصر، معرفتی است مبتنی بر عقل شهودی و نه عقل استدلالی. فعلیت عقل شهودی نیز با وحی است، نه علوم اکتسابی. معرفت قدسی برای آدمی، آزادی بخش است؛ زیرا که همة وجود او را در بر می‌گیرد. ریشه این معرفت قدسی نیز در انسان شناسی نصر نهفته است که انسان را موجودی حامل امر قدسی می‌داند. به باور وی آنگاه که آدمی در بهشت برین بود، از این معرفت قدسی برخوردار بود، ولی با هبوط به دنیا، آن معرفت را از دست داد. نتیجه این هبوط آن شد که آدمی اشیاء را در حالت غربت و انفصال می‌بینید؛ نه وحدانی و در ارتباط با حق. بر خلاف دیدگاه نصر، در دورة جدید، این انسان شناسی تغییر یافته است و معرفت پاره پاره‌‌ای از انسان عرضه می‌شود. باید ریشة ضعف‌های انسان شناسی جدید را در بی‌توجهی به معرفت قدسی و نگاه کمیت گرایانه به انسان و جهان دانست. قداست زدایی از معرفت و پیدایش علم جدید سبب شد ساحت ذوقی وجود انسان به فراموشی سپرده شود و آدمی از مرکز کلی وجود جدا گردد.
۷۰۵.

عقلانیت ارتباطی به جای عقلانیت ابزاری

۷۰۶.

زبان، جستجو و آپوریا در نامهی هفتم افلاطون (Language, Search and Aporia in Plato’s Seventh Letter)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی یونانِ باستان و روم سقراط تا ارسطو افلاطون (428-348 ق.م)
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه زبان
تعداد بازدید : ۴۴۷۵ تعداد دانلود : ۲۵۷۶
این مقاله رابطهی میان زبان و وجود را آن گونه که در به اصطلاح انحراف فلسفی نامهی هفتمِ منسوب به افلاطون فهمیده شده است، بررسی میکند. در اینجا نویسندهی نامه، برخلاف گواهی بسیاری از رسالات افلاطون، مدعی است که هیچ کلمه ای دربارهی فلسفهی افلاطون نوشته نشده است و نخواهد شد؛ وبه علاوه، گویا نگارنده به این دلیل که مطلب چندان سردرگم کننده نبوده است، در ادامه توضیح میدهد که در واقع مسائل فلسفی به هیچ وجه بیان شفاهی را نمیپذیرند.این مقاله، برای طرح استدلالات این ادعاها و بیان نتایج آنها، آنچه را میجوید که به گفتهی نامه تنها راه خروج از کمبودهای معرفت شناسانه و وجود شناسانهی ذاتی زبان است. این مقاله در کوشش برای کشف اینکه چگونه نویسندهی نامه برای نابسندگی فهم عقلانی، نظری و زبانی واقعیت نهایی استدلال میکند، در مفاهیم سونوسیا (sunousia) و تریبو (tribô) (که شاید در این بافت به ""گفتگوی زنده"" و ""صرف زمان"" ترجمه شدنی باشد)، به عنوان تنها اعمال به قدر کافی نیرومند برای چیرگی بر موانع زبان و دست یابی به فهمی حقیقی از وجود، کنکاش میکند. این مقاله به منظور استدلال علیه تفسیری اسطوره ای از مفاهیم سونوسیا و تریبو- بر اساس وحدت مسلم سوژه و ابژه- مدعی است که بر طبق نامه، رابطهی فلسفی حقیقی با وجود، به عنوان نتیجهی نوع خاصی از جستجو فهمیده نمیشود، بلکه باید به عنوان خود جستجو فهمیده شود. مقاله میگوید نه سونوسیا و نه تریبو، هیچ کدام نوع خاصی از موقعیت تأملی را تسخیر نمیکنند، بلکه یک گفتگوی مفصل منعکس کنندهی شرایط خاصی از یک رهیافت فلسفی است.
۷۰۷.

رابطه اجتهاد و مسأله ی تعدد قرائت ها از دین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۵۸
‌در این‌ مقاله‌ سعی‌ شده‌ است‌ اثبات‌ شود که‌ مسئله‌ی‌ تعدد قرائت‌ها از دین‌ با اجتهاد، کاملاً‌ فرق‌ دارد. برای‌ اثبات‌ این‌ مطلب‌ ابتدأً‌ مفهوم‌ اجتهاد و تعدد قرائت‌ها از دین‌ مورد بررسی‌ قرار گرفته‌ تا محل‌ نزاع‌ روشن‌ شود و سپس‌ اختلاف‌ فتاوای‌ فقها به‌ مقام‌ «هست» و «باید» تقسیم‌ شده‌ تا مشخص‌ گردد که‌ اگر چه‌ در مقام‌ «هست» نمی‌توان‌ تعدد فهم‌های‌ فقها را انکار نمود اما در مقام‌ «باید» هر تعدد فهمی‌ که‌ لازمه‌ی‌ اجتهاد است، مورد پذیرش‌ عقل، از بیرون‌ و نقل، از درون، نیست. و لذا اقسام‌ اجتهاد مورد تجزیه‌ و تحلیل‌ قرار گرفته‌ است‌ تا ثابت‌ شود که‌ فی‌الجمله‌ بعضی‌ از موارد هست‌ که‌ هم‌ شیعه‌ و هم‌ سنی، تعدد فهم‌ را دربارة‌ آن‌ قبول‌ ندارند، بنابراین‌ کلیت‌ ادعایی‌ که‌ در بحث‌ تعدد قرائت‌ها از دین، دنبال‌ می‌شود یعنی‌ اختلاف‌ فهم‌های‌ متعدد از متون‌ دینی‌ به‌ صورت‌ موجبه‌ کلیه، قابل‌ قبول‌ نیست. و نهایتاً‌ معیاری‌ برای‌ تشخیص‌ فهم‌ صحیح‌ از سقیم‌ ارائه‌ شده‌ است‌ تا ادعای‌ دیگر آن‌ها (نسبیت‌ در روش‌شناسی‌ فهم) نیز مخدوش‌ شود
۷۰۹.

این همانى در سیر صعودى انسان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام معادشناسی ضرورت معاد
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام معادشناسی حقیقت مرگ
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام معادشناسی قیامت
  5. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی عرفان نظری
تعداد بازدید : ۴۴۴۶
چکیده امید به آینده و جاودانگى انسان، از اصول تمام ادیان الهى، نقطه عطف افکار فلسفه بشر و معنابخش زندگى دردآلود آدمى است . میزان و شدت اعتقاد به سرمدیت و جاویدبودن، سرنوشت انسان را در تصمیم‏گیرى‏هاى حساس و خطیر در مسیر زندگى، از آغاز تا پایان عمر رقم مى‏زند . از سوى دیگر، هراندازه تصور قانع‏کننده‏ترى از چگونگى زندگانى جاوید (زنده شدن مجدد) خود داشته باشیم، طبعا اطمینان قلبى بیشترى پیدا خواهیم کرد . حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام عطش خویش را در کسب اطلاع از چگونگى رستاخیز آدمیان، با تجربه عینى سیراب کرد، چرا که تصور و تصویر، ابزار تفکر، اندیشه و زمینه‏ساز جهان‏بینى آدمى است . این مقاله کوششى است در تبیین و دست‏یابى به فرضیه‏ها و نظریه برتر و بهتر در سیر صعودى آدمیان و زندگانى جهان واپسین آنان . پس از بررسى فرضیه‏هاى احتمالى و نظریه‏هاى ارائه شده در ترسیم جاودانگى انسان سرانجام دیدگاه حکیم متاله صدرالمتالهین به عنوان نظریه برتر مورد اشاره قرار است .
۷۱۷.

تأملی‌ دربارة‌ نسبی‌گرایی‌ معرفتی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱۷
برخی‌ از مهم‌ترین‌ مباحث‌ این‌ مقاله‌ عبارت‌اند از: 1. نقد این‌ نگرش‌ که‌ صدق‌ گزاره‌ها به‌ نحوه‌ نگرش‌ ما بستگی‌ دارد. 2. نقد دیدگاه‌ اصالت‌ ذهن‌(subjectivism) که‌ براساس‌ آن‌ هرآنچه‌ انسان‌ باور می‌کند صادق‌ است. 3. بررسی‌ مشکلات‌ نسبی‌گرایی‌ از نوع‌ «صدق‌ - برای‌ - من» از جمله: (الف) مشکل‌ این‌ دیدگاه‌ در توجیه‌ وجود باورهای‌ کاذب‌ و حقایق‌ کشف‌ نشده؛ (ب) چگونه‌ امکان‌ عدم‌ توافق‌ حقیقی‌ میان‌ انسان‌ها توجیه‌ می‌شود؟ (ج) چگونگی‌ توجیه‌ این‌ حقیقت‌ که‌ ما نظریه‌ می‌سازیم‌ و اینکه‌ ما این‌ کار را براین‌ اساس‌ که‌ تفاوتی‌ میان‌ درستی‌ مطلق‌ و نادرستی‌ مطلق‌ وجود دارد انجام‌ می‌دهیم. 4. تاکید بر اینکه‌ همه‌ انسان‌ها باید حداقل‌ دربارة‌ یک‌ چیز رئالیست‌ باشند. 5. بحث‌ دربارة‌ برخی‌ مباحث‌ درباره‌ درک‌ ما از رنگ‌ها و ارتباط‌ آن‌ با صدق. مسئله‌ مربوط‌ به‌ رنگ، راه‌هایی‌ را روشن‌ می‌سازد که‌ در آنها «صدق» می‌تواند با ما مرتبط‌ باشد بی‌آنکه‌ «عینیت» یا «اعتبار مطلق» نفی‌ گردد. 6. نگاهی‌ نقادانه‌ به‌ این‌ دیدگاه‌ که‌ ما واقعیت‌ را می‌سازیم.
۷۱۹.

فلسفه اسلامی و ایده‏آلیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه فلسفه تطبیقی
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۴۴۱۴ تعداد دانلود : ۱۳۷۸
ایده‏آلیسم در قلمرو فلسفه، به دو معنای مهم به کار می‏رود: یکی ایده‏آلیسم عینی یا مابعدالطبیعی که در برابر طبیعت‏گرایی قرار می‏گیرد و دیگری ایده‏آلیسم ذهنی یا معرفت‏شناختی که در برابر رئالیسم معرفت‏شناختی قرار می‏گیرد. ایده‏آلیسم در معنای نخست عبارت است از قول به تقدم روح بر ماده یا اصالت روح و وجود وهمی جسم و در معنای دوم حاکی از نفی وجود مادی متعلقات شناخت حسی است. فیلسوفان اسلامی در حوزه مابعدالطبیعه قایل به دیدگاه سومی میان ایده‏آلیسم عینی و طبیعت‏گرایی‏اند. آنها از یک سو وجود ماده را واقعی می‏دانند و از سوی دیگر در آرای برخی از ایشان چون سهروردی و ملاصدرا وجود جهان مـثل (البته با اختلاف تقریر با افلاطون) پذیرفته می‏شود. دیدگاه فلاسفه اسلامی در حوزه معرفت‏شناسی دیدگاهی رئالیستی است و در آن ایده‏آلیسم ذهنی رد می‏شود. مواجهه این فیلسوفان با ایده‏آلیسم ذهنی ابتدا به صورت نقد سفسطه و بعدها در دوره معاصر، به ویژه در آثار مرحوم علامه طباطبایی و استاد شهید مطهری و آیت ا... مصباح یزدی، به صورت نقد سفسطه و اندیشه ایده‏آلیستی و همچنین دفاع از مبانی رئالیستی فلسفه اسلامی در قلمرو شناخت ظاهر می‏شود.
۷۲۰.

نسبت نظریه مثل افلاطون با فلسفه سیاسی او(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰۹ تعداد دانلود : ۲۲۰۹
فلسفه سیاسی افلاطون، آشکارا نتیجه آرای فلسفی اوست. در این میان، نظریه مُثُل افلاطون بیش از همه در نظریات سیاسی او تاثیر داشته است؛ به طوری که فلسفه سیاسی افلاطون را بدون فهم معنی مُثُل نمی توان درست دریافت. اندیشه های سیاسی مانند حکومت فیلسوفان، دولت ثابت و به دور از هرگونه تغییر، عدالت به معنای پرداختن هرکس به کار خود، طرح مدینه فاضله و انواع حکومت و نیز مخالفت با حکومت دموکراسی، در واقع برپایه متافیزیک افلاطون و به طور خاص نظریه مُثُل استوار است. بنابراین، در تحلیل اندیشه های سیاسی افلاطون باید همیشه نسبت آن را با نظریه مُثُل مدنظر قرار داد. نظریه مُثُل به عنوان محور کل نظام فلسفی افلاطون، مبنای فلسفه سیاسی اوست. افلاطون به قصد ساماندهی نابسامانیهای سیاسی با توسل به نظریه مُثُل می کوشد تا با رد شکاکیت در مبانی هستی شناسی و معرفت شناسی، اصولی استوار برای اخلاق و سیاست فراهم آورد. از نظر افلاطون، اگر بناست دولت از ثبات و استواری برخوردار باشد، باید نسخه صحیحی از صورت یا مثال دولت باشد. مساله اصلی این مقاله، تحلیل و تبیین چگونگی ارتباط نظریه مُثُل و فلسفه سیاسی افلاطون است. به عبارت دیگر، محقق می کوشد نشان دهد چگونه نظریه مُثُل به عنوان محور کل فلسفه افلاطون، این نوع فلسفه سیاسی خاص را ایجاب کرده است. بررسی تفسیر ها و انتقادهای مختلف به فلسفه سیاسی افلاطون در پرتو نسبت فوق نشان می دهد که موضع برخی از منتقدان وی، از جمله کارل پوپر در پرتو نسبت فوق قابل تردید است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان